دو پژوهشگر در گزارشی تحلیلی در وبسایت بنیاد دفاع از دموکراسیها در مورد پیامدهای جنگ ۴۰ روزه نوشتند که جمهوری اسلامی «ضربه ویرانگری را متحمل شد، زیرا محاصره و تحریمهای آمریکا عمیقاً به اقتصاد رژیم ضربه زد.»
سعید قاسمینژاد، عضو ارشد اتحادیه ملی دموکراسی در ایران، و بهنام بن طالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها، با استناد به دادههای تانکر ترکرز اشاره کردند ایران در این ماه نفت خام صادر نکرد و تنها دو میلیون بشکه «نفتا»، معادل تقریباً ۶۴ هزار بشکه در روز، صادر کرد.
به اعتقاد این دو پژوهشگر، این رقم نسبت به کمی بیش از ۲.۱ میلیون بشکه در روز در ماه فوریه سال جاری میلادی، کاهش یافته است.
آنها نوشتند از نظر آماری، این کمترین حجم صادرات بخش انرژی ایران در بیش از یک دهه است، و با استناد به دادهها افزودند که محاصره دریایی ایالات متحده عملاً «شریان مالی اصلی رژیم را قطع کرده و با هدف قرار دادن توان پرداخت بدهیهای دولت، در حالی که ایران تنگه هرمز را بسته است، سناریو را برای روحانیون تهران وارونه کرده است.»
قاسمینژاد و طالبلو در مورد پیامدهای محاصره دریایی بنادر جنوب ایران توسط ایالات متحده نوشتند: «تا پایان آوریل، صادرات دریایی فرآوردههای نفتی ایران به زیر یک میلیون بشکه در روز کاهش یافت» و این موضوع را «نشاندهنده کاهش شدید نسبت به فوریه و ۱.۱۵ میلیون بشکه در روز در مارس» دانستند.
بر اساس این گزارش تحلیلی، صادرات نفت خام در ماه مه به صفر مطلق رسید.
در این حال، دور زدن محاصره دریایی از سوی چمهوری اسلامی به کریدورهای کشتیرانی کوچک محدود شد. تنها چهار کشتی با ظرفیت کم از اجرای قوانین ایالات متحده عبور کردند. این کشتیها شامل نفتکشهای کلاس پاناماکس و هندیمکس بودند که محموله نفتای باقیمانده را منحصراً به چین منتقل کردند.
این دو پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسیها در بخش دیگری از این گزارش خود نوشتند: «درآمدهای حاصل از صادرات غیرقانونی انرژی مدتهاست که بخش عمدهای از ارز خارجی مورد استفاده برای تأمین مالی عملیات دولتی ایران، از جمله ارتش و دستگاه تروریستی فراملی آن را تشکیل میدهد.»
آنها اضافه کردند: «اجرای محاصره، این جریان درآمدی را به شدت کاهش داده است.»
این دو درادامه به نرخ تورم بسیار بالا در ایران اشاره کردند و نوشتند: «اگر محاصره ادامه یابد، صادرات ایران در ماه ژوئن احتمالاً تقریباً به همان اندازه ماه مه پایین خواهد ماند. تورم نیز قرار است ادامه یابد و اختلال بیشتر در صادرات و واردات به دلیل محاصره منجر به کاهش قابل توجه تولید خواهد شد و بر بخشهای کلیدی اقتصاد ایران، مانند بخش خدمات، تأثیر خواهد گذاشت.»
به نوشته این گزارش تحلیلی، «محاصره همچنان نقطه اصلی اهرم اقتصادی واشینگتن است و به ایالات متحده قدرت چانهزنی واقعی برای اعمال نفوذ در پرونده هستهای، برنامه موشکهای بالستیک، حمایت از تروریسم، بستن تنگه هرمز و حتی مسائل داخلی میدهد.»
قاسمینژاد و طالبلو نوشتند: «کنار گذاشتن این فشار کلان اقتصادی صرفاً برای بازگرداندن ترانزیت از طریق خلیج فارس یک اشتباه استراتژیک خواهد بود. اگر چنین اهرم اقتصادی به طور زودهنگام خرج شود، سیاستگذاران نباید انتظار امتیازات عمدهای در مسائل امنیتی گستردهتر داشته باشند.»