• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

جمهوری اسلامی سال‌هاست با تکرار برخی واژه‌ها سعی دارد گفتمان غالب ایجاد کند. این روش نظامی است که به‌جای تغییر سیاست، واژه‌ها را عوض می‌کند، اما در عمل واژه را از معنا تهی می‌کند. «تاب‌آوری»، جدیدترین واژه‌ای است که در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی طنین‌انداز شده است.

«تاب‌آوری» در ماه‌های اخیر، به واژه‌ محوری گفتمان رسمی نظام بدل شده است. رییس دولت از «تاب‌آوری ملی» می‌گوید و آن را به همراهی مردم گره می‌زند. وزارت نیرو از مردم می‌خواهد در ساعات اوج مصرف، لوازم برقی پرمصرف را خاموش کنند تا «تاب‌آوری شبکه‌ برق» حفظ شود. رسانه‌های نزدیک به سپاه، خاموش کردن حتی یک لامپ خانگی را به این تاب‌آوری پیوند می‌دهند. خبرگزاری‌های دولتی، صرفه‌جویی در سوخت، آب، نان و کاغذ را «کلید تاب‌آوری در جنگ اقتصادی» می‌خوانند. وزیر اقتصاد از «تاب‌آوری اقتصادی خانوار» سخن می‌گوید. سازمان بهزیستی به مقوله‌ «تاب‌آوری روانی مردم در شرایط جنگ فرسایشی» وارد شده و آموزش‌هایی برای مادران و کودکان طراحی کرده تا «در مقابل تنش‌های ناشی از بحران» مقاوم بمانند. وزارت بهداشت از «تاب‌آوری نظام سلامت» در برابر کمبود دارو می‌گوید. انگار با یک کمپین جدید در ساخت واژه مواجه هستیم.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

پربازدیدترین‌ها

پزشکیان به دلیل «تسلط کامل فرماندهان سپاه بر اداره کشور» استعفا کرد
۱
اختصاصی

پزشکیان به دلیل «تسلط کامل فرماندهان سپاه بر اداره کشور» استعفا کرد

۲

هشدار کارشناسان درباره کاهش مصرف لبنیات و خطر گسترش سوءتغذیه و پوکی استخوان در ایران

۳

زهرا شهباز طبری، زندانی سیاسی، بار دیگر به اعدام محکوم شد

۴

آکسیوس: ترامپ در گفت‌وگوی تلفنی خطاب به نتانیاهو فریاد زد «تو دیوانه‌ای لعنتی»

۵

خواهر جاویدنام احمد خسروانی: گفتند قدش از قبر بلندتر است، باید پاهایش را بشکنیم

انتخاب سردبیر

  • لوازم برقی و الکترونیکی در ۵ ماه دست‌کم ۱۵۰ درصد گران‌تر شده‌اند
    روایت شما

    لوازم برقی و الکترونیکی در ۵ ماه دست‌کم ۱۵۰ درصد گران‌تر شده‌اند

  • وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد
    تحلیل

    وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

  • کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت
    تحلیل

    کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

  • جمهوری اسلامی مهرداد محمدی‌نیا و  اشکان مالکی، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهرداد محمدی‌نیا و اشکان مالکی، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

  • پزشکیان به دلیل «تسلط کامل فرماندهان سپاه بر اداره کشور» استعفا کرد
    اختصاصی

    پزشکیان به دلیل «تسلط کامل فرماندهان سپاه بر اداره کشور» استعفا کرد

  • چین چگونه در تامین مواد سوخت موشک‌های بالستیک به سپاه کمک می‌کند
    اختصاصی

    چین چگونه در تامین مواد سوخت موشک‌های بالستیک به سپاه کمک می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ۱۹:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
حسین ذوقی
کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت
100%

جمهوری اسلامی سال‌هاست با تکرار برخی واژه‌ها سعی دارد گفتمان غالب ایجاد کند. این روش نظامی است که به‌جای تغییر سیاست، واژه‌ها را عوض می‌کند، اما در عمل واژه را از معنا تهی می‌کند. «تاب‌آوری»، جدیدترین واژه‌ای است که در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی طنین‌انداز شده است.

«تاب‌آوری» در ماه‌های اخیر، به واژه‌ محوری گفتمان رسمی نظام بدل شده است. رییس دولت از «تاب‌آوری ملی» می‌گوید و آن را به همراهی مردم گره می‌زند. وزارت نیرو از مردم می‌خواهد در ساعات اوج مصرف، لوازم برقی پرمصرف را خاموش کنند تا «تاب‌آوری شبکه‌ برق» حفظ شود. رسانه‌های نزدیک به سپاه، خاموش کردن حتی یک لامپ خانگی را به این تاب‌آوری پیوند می‌دهند. خبرگزاری‌های دولتی، صرفه‌جویی در سوخت، آب، نان و کاغذ را «کلید تاب‌آوری در جنگ اقتصادی» می‌خوانند. وزیر اقتصاد از «تاب‌آوری اقتصادی خانوار» سخن می‌گوید. سازمان بهزیستی به مقوله‌ «تاب‌آوری روانی مردم در شرایط جنگ فرسایشی» وارد شده و آموزش‌هایی برای مادران و کودکان طراحی کرده تا «در مقابل تنش‌های ناشی از بحران» مقاوم بمانند. وزارت بهداشت از «تاب‌آوری نظام سلامت» در برابر کمبود دارو می‌گوید. انگار با یک کمپین جدید در ساخت واژه مواجه هستیم.

از ریاضت به تاب‌آوری

تاب‌آوری، کلمه‌ای علمی به‌نظر می‌رسد؛ یک راه حل جدید برای رهایی از یک بحران موقت! اما در باطن، یک درخواست قدیمی است: این مردم هستند که باید مقاومت کنند. وقتی حکومت در اداره شبکه‌ برق ناتوان است، مردم باید بیشتر رعایت کنند. وقتی دارو نیست، مردم باید مقاوم باشند. وقتی اقتصاد در حال فروپاشی است، مردم باید ریاضت بکشند. تاب‌آوری، نام شیکی است برای انتقال هزینه‌ی حکومت‌داری از دولت به مردم.

تا چند سال پیش، نظام برای همین جنس درخواست، کلمات دیگری داشت: مقاومت در جنگ تحمیلی، مقاومت در برابر غرب، اقتصاد مقاومتی، محور مقاومت، جبهه‌ مقاومت.

اما مردم ایران، دیگر خریدار این گفتمان ریاضتی-مقاومتی نیستند. در سال‌های اخیر، به‌ویژه بعد از دی ۱۳۹۶ و اعتراض‌های گسترده اقتصادی، مخالفت مشخص خود را با گفتمان مقاومتِ حکومت اعلام کردند.

شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان»، «گرانی، تورم، بلای جان مردم» یا «مردم درگیر فقرند، اونها به فکر رای‌اند» مخالفت مستقیم مردم با گفتمان ایدئولوژی مقاومت بود؛ چه محور مقاومت، چه مقاومت اقتصادی مد نظر رهبر پیشین نظام جمهوری اسلامی.

نظام اما، نمی‌توانست از این واژه دست بکشد؛ هویتش بر مقاومت بنا شده بود. مقاومتْ یک سیاست گفتمانی بود برای سرپوش گذاشتن بر تمام ضعف‌های تاکتیکی‌اش در اداره کشور. پس راه‌حل تازه بنا کرد: واژه‌ای شیک و به‌ظاهر علمی برگزید و مقاومت تبدیل شد به تاب‌آوری! تاب‌آوری، وام‌گرفته از ادبیات تخصصی است، بی‌طرف و دور از سوگیری‌های منتسب به جمهوری اسلامی است، در ادبیات نهادهای بین‌المللی شنیده می‌شود و مهم‌تر از همه، از معنای فعالانه‌ ایدئولوژی مقاومت دور است. مقاومت یعنی ایستادگی و تقابل؛ تاب‌آوری یعنی تحمل و بردباری.

البته تاب‌آوری، فقط جای مقاومت را نگرفته است؛ کارکرد دومی هم دارد: جایگزینی واژه‌ای دیگر که نظام دیگر جرات گفتنش را نداشت: ریاضت اقتصادی.

آنچه نظام در عمل از مردم می‌خواهد، در ادبیات اقتصادی جهان نام مشخصی دارد: کاهش معیشت، تقلیل خدمات، صرفه‌جویی اجباری، انتقال هزینه از دولت به خانوار. این سیاست، در همه‌جای دنیا، ریاضت است؛ کلمه‌ای که برای مثال در یونان، آرژانتین و اسپانیا اعتراض‌های گسترده ایجاد کرد.

نظام نمی‌تواند این کلمه را به کار ببرد، چون ریاضت آشکارا اعتراف به سیاستی نامحبوب است. حکومت از عنوان صریح واژه ریاضت واهمه داشت، چنانکه برای مثال، علی خامنه‌ای در سخنان خود برای تبیین سیاست‌های اقتصادی در سال ۱۳۹۲ گفت: «ما به مردم نمی‌گوییم ریاضت بکشند؛ این‌جور گاهی بعضی القا می‌کنند. بعد از آنکه سیاست‌های اقتصاد مقاومتی ابلاغ شد، هنوز مرکب آن خشک نشده، یک عده‌ای شروع کردند که اینها دارند مردم را به ریاضت دعوت می‌کنند.»

در همان سخنرانی، خامنه‌ای مفهوم را این‌گونه جلوه می‌دهد: «ما می‌گوییم ریخت و پاش نباشد، مصرف کردن یک حرف است، بد مصرف کردن یک حرف دیگر است.»

نظام همواره سعی می‌کرد این نقد را رد کند که حکومت، با تحمیل ریاضت به مردم و ایجاد وضعیت «شعب ابی‌طالب» می‌خواهد گفتمان مقاومت و به‌طور مشخص محور مقاومتی خود را پیش ببرد؛ تحریم را بپذیریم، مردم در عذاب اقتصادی باشند، به جایش مردم ریاضت بکشند، در کنار آن این رویکرد را داشته باشیم که اگر نقصانی وجود دارد، نه در سیاست‌های کلی نظام، که در نحوه برخورد مردم با آن است که یا تمکین نمی‌کنند یا انحراف ایجاد می‌کنند. راه حل نظام چه بود: سیاست را عوض نمی‌کنیم، واژه را جایگزین می‌کنیم.

حالا نظام با «تاب‌آوری»، همان سیاست را در پوشش روان‌شناختی و اخلاقی پیگیری می‌کند. منظور نظام از تاب‌آوری، همان ریاضت است، همان مقاومت است در لباسی تازه و کمتر تکرارشده.

سیاستِ واژه‌سازی

در این سیاست و الگوی واژه‌سازی، تاب‌آوری نه پدیده‌ای خاص است و نه نخستین نمونه، یک مورد تازه است در زنجیره‌ای که سال‌هاست در گفتمان نظام ادامه دارد. بصیرت به جای تمکین محض از ولایت فقیه، اعتدال به جای اصلاح‌طلبی مورد نظر نظام، عدالت به جای پذیرش مقاومت و وفاق به جای سکوت و پذیرش سرکوب، همه از نمونه‌های دیگر این کارخانه واژه‌سازی است. واژه‌هایی که به لطف سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی، از معنای خود تهی شدند و امروز به کار بردن هر کدام‌شان مردم را به سمت معنای دیگرگون شده آن می‌برد.

این روش اما یک پیامد منفی دیگر هم دارد: در این فرآیند زبان فارسی هم آسیب می‌بیند. اعتدال دیگر اعتدال نیست، بصیرت دیگر بصیرت نیست، مقاومت دیگر مقاومت نیست، و تاب‌آوری، در نقطه‌ای نه‌چندان دور، دیگر تاب‌آوری نخواهد بود.

نظام، با هر کلمه‌ای که سوزانْد، بخشی از زبان مشترکش با مردم را از دست داد. امروز در نقطه‌ای که همه‌ این واژه‌ها سوخته‌اند، دیگر زبان مشترکی میان مردم و نظام جمهوری اسلامی باقی نمانده است.

وای‌نت: اسرائیل با بمباران نمی‌تواند تهدید حزب‌الله را از میان ببرد

۱۰ خرداد ۱۴۰۵، ۰۴:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)
وای‌نت: اسرائیل با بمباران نمی‌تواند تهدید حزب‌الله را از میان ببرد
100%

وای‌نت در تحلیلی نوشت که ادامه حملات هوایی و عملیات‌های محدود اسرائیل علیه حزب‌الله، به‌رغم وارد کردن خسارات سنگین به این گروه، قادر به رفع تهدید آن نخواهد بود.

نویسنده می‌گوید حزب‌الله بار دیگر بر راهبرد «بقا به‌عنوان پیروزی» تکیه کرده و اسرائیل برای تغییر معادله نیازمند رویکردی چندجانبه است.

وب‌سایت اسرائیلی وای‌نت در تحلیلی به قلم رون بن‌یشای، کارشناس ارشد نظامی، استدلال کرده است که چهار دهه درگیری میان اسرائیل و حزب‌الله نشان می‌دهد اتکا به بمباران و عملیات نظامی محدود به تنهایی نمی‌تواند تهدید این گروه را از بین ببرد.

به نوشته این تحلیلگر، نابودی صدها نیروی حزب‌الله، تخریب ساختمان‌های بلندمرتبه در ضاحیه بیروت، ویران شدن روستاهای جنوب لبنان و هدف قرار گرفتن تاسیسات نظامی در دره بقاع، اگرچه خسارات قابل توجهی به حزب‌الله وارد کرده‌اند، اما نتوانسته‌اند این گروه را از ادامه حملات علیه اسرائیل بازدارند.

وای‌نت می‌نویسد حزب‌الله تا زمانی که توانایی شلیک موشک و به‌کارگیری پهپادها را حفظ کند، به حملات خود علیه اسرائیل ادامه خواهد داد و همچنان از حمایت حکومت ایران برخوردار خواهد بود.

  • با ادامه حملات موشکی و پهپادی حزب‌الله، اسرائیل عملیات خود در جنوب لبنان را گسترش می‌دهد

    با ادامه حملات موشکی و پهپادی حزب‌الله، اسرائیل عملیات خود در جنوب لبنان را گسترش می‌دهد

این گزارش ریشه‌های «پایداری حزب‌الله» را در ترکیبی از انگیزه‌های ایدئولوژیک، حمایت سپاه پاسداران، تجربه طولانی نبرد با اسرائیل و همچنین پشتوانه اجتماعی در میان بخش بزرگی از جامعه شیعه لبنان می‌داند. به نوشته نویسنده، بسیاری از شیعیان لبنان حزب‌الله را نیروی اصلی محافظ کشور در برابر اسرائیل و تهدیدهای منطقه‌ای می‌دانند.

حمایت اجتماعی و اقتصادی از حزب‌الله
در این تحلیل آمده است که نفوذ حزب‌الله تنها به حوزه نظامی محدود نمی‌شود. طی سال‌های گذشته، کمک‌های مالی حکومت ایران و شبکه‌های اجتماعی و اقتصادی وابسته به حزب‌الله به منبع اصلی حمایت مالی برای هزاران خانواده شیعه در جنوب لبنان و دره بقاع تبدیل شده است.

به گفته نویسنده، این شبکه حمایتی در شرایط فروپاشی اقتصادی لبنان نقش مهمی در حفظ نفوذ حزب‌الله ایفا کرده و یکی از عوامل اصلی تداوم پایگاه اجتماعی این گروه محسوب می‌شود.

بازگشت حزب‌الله پس از ضربات سنگین
وای‌نت یادآور می‌شود که حزب‌الله در عملیات «پیکان‌های شمالی» در تابستان ۲۰۲۴ ضربات بی‌سابقه‌ای متحمل شد؛ از جمله کشته شدن حسن نصرالله، دبیرکل پیشین این گروه. با این حال، این سازمان تا زمستان ۲۰۲۶ توانست بخش قابل توجهی از توان عملیاتی خود را بازسازی کند.

بر اساس این گزارش، حزب‌الله با وجود کاهش منابع مالی جمهوری اسلامی همچنان موفق شده نیروهای جدید جذب کند، حقوق اعضای خود را - هرچند با کاهش - پرداخت کند و صدها پهپاد ارزان‌قیمت هدایت‌شونده با فیبر نوری را تهیه و عملیاتی کند.

نویسنده معتقد است این تحولات نشان می‌دهد بازدارندگی‌ای که اسرائیل پس از عملیات‌های گسترده خود در سال ۲۰۲۴ ایجاد کرده بود، به تدریج فرسوده شده است.

راهبرد «صمود» و امید به گذر از بحران
به نوشته وای‌نت، حزب‌الله و حکومت ایران در شرایط کنونی راهبردی مبتنی بر «صمود» یا پایداری در پیش گرفته‌اند؛ راهبردی که هدف آن عبور از فشارهای فعلی و انتظار برای تغییر شرایط سیاسی و نظامی است.

این تحلیل تاکید می‌کند که رهبران حزب‌الله امیدوارند همان فرمولی که در گذشته برای بسیاری از گروه‌های مسلح موفق بوده - یعنی «پیروز شدن از طریق شکست نخوردن» - این بار نیز کارآمد باشد.

  • نتانیاهو: اسرائیل حملات علیه حزب‌الله در لبنان را تشدید خواهد کرد

    نتانیاهو: اسرائیل حملات علیه حزب‌الله در لبنان را تشدید خواهد کرد

در عین حال، نویسنده اذعان می‌کند که حزب‌الله با مشکلات داخلی قابل توجهی روبه‌رو است. صدها هزار شیعه آواره هنوز نتوانسته‌اند به خانه‌های خود بازگردند، فشار اقتصادی افزایش یافته و دولت لبنان نیز خواهان حفظ انحصار سلاح در اختیار دولت است.

گزارش همچنین اشاره می‌کند که نعیم قاسم نتوانسته جایگاه و نفوذ حسن نصرالله را به دست آورد و نبیه بری، رییس پارلمان لبنان، به چهره سیاسی برجسته‌تری در میان شیعیان تبدیل شده است.

دو گزینه پیش روی اسرائیل
به باور نویسنده، اسرائیل برای مقابله با حزب‌الله تنها دو مسیر راهبردی در اختیار دارد.

نخست، اشغال گسترده لبنان و پیشروی تا دره بقاع همراه با محاصره بیروت؛ گزینه‌ای که از نظر نظامی می‌تواند توان راهبردی حزب‌الله را نابود کند، اما هزینه‌های سنگین انسانی، نظامی و سیاسی برای اسرائیل خواهد داشت.

وای‌نت می‌نویسد ارتش اسرائیل پس از بیش از دو سال جنگ فرسایشی با کمبود نیرو و فشار عملیاتی روبه‌رو است و اشغال لبنان احتمالاً به انزوای بیشتر اسرائیل در عرصه بین‌المللی منجر خواهد شد. همچنین دولت آمریکا و کشورهای اروپایی و عربی ممکن است پیش از دستیابی اسرائیل به اهدافش، برای پایان دادن به عملیات فشار وارد کنند.

راه‌حل جایگزین؛ فشار، دیپلماسی و اقتصاد
رون بن‌یشای گزینه دوم را واقع‌بینانه‌تر می‌داند؛ راهبردی چندجانبه که سه محور نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی را به طور همزمان دنبال کند.

در بخش نظامی، او خواستار عملیات‌های محدود اما غافلگیرکننده برای دور کردن نیروهای حزب‌الله از مرز و کاهش توان عملیاتی آنها شده است.

  • لبنان از آمریکا خواست برای توقف حملات اسرائیل به این کشور فشار بیاورد

    لبنان از آمریکا خواست برای توقف حملات اسرائیل به این کشور فشار بیاورد

در بخش دیپلماتیک، او بر آغاز مذاکرات مستقیم و مؤثر میان اسرائیل و دولت لبنان به ریاست ژوزف عون تاکید می‌کند؛ مذاکراتی که بتواند مشروعیت ادعایی حزب‌الله به عنوان مدافع لبنان را تضعیف کند و زمینه توافقی برای جلوگیری از تهدید اسرائیل از خاک لبنان را فراهم آورد.

در حوزه اقتصادی نیز نویسنده پیشنهاد می‌کند کمک‌های گسترده بین‌المللی برای بازسازی لبنان به پایان نقش نظامی حزب‌الله گره زده شود. او همچنین خواستار مشارکت عربستان سعودی، قطر، آمریکا، فرانسه و امارات در تقویت دولت و ارتش لبنان و قطع مسیرهای مالی و تسلیحاتی میان حکومت ایران و حزب‌الله شده است.

وای‌نت در پایان نتیجه می‌گیرد که موفقیت چنین راهبردی به توانایی دولت بنیامین نتانیاهو در جلب حمایت دونالد ترامپ، همکاری با دولت لبنان و پذیرش برخی مصالحه‌های سیاسی بستگی دارد؛ امری که به گفته نویسنده هنوز مشخص نیست دولت اسرائیل آمادگی یا اراده لازم برای آن را داشته باشد.

جنگ ایران چه درس‌هایی برای کیم جونگ اون دارد؟

۱۰ خرداد ۱۴۰۵، ۰۴:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)

یک کارشناس امنیتی آمریکایی در یادداشتی برای خبرگزاری یونایتدپرس نوشت جنگ ایران احتمالاً این باور کیم جونگ اون را تقویت خواهد کرد که سلاح هسته‌ای مهم‌ترین تضمین بقای رژیم‌هاست، اما در عین حال نشان می‌دهد حتی جاه‌طلبی هسته‌ای نیز کشورها را از فشار و اقدام نظامی مصون نمی‌کند.

دیوید مکسول، سرهنگ بازنشسته نیروهای ویژه ارتش آمریکا و کارشناس مسائل امنیتی شرق آسیا، در یادداشتی که خبرگزاری بین‌المللی یونایتدپرس منتشر کرده است، «جنگ ایران» را رویدادی دانست که پیامدهای آن فراتر از خاورمیانه خواهد بود و می‌تواند بر محاسبات راهبردی رهبران کره شمالی، چین و دیگر رقبای آمریکا تاثیر بگذارد.

به نوشته مکسول، نخستین و مهم‌ترین درسی که کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، از جنگ ایران خواهد گرفت این است که سلاح هسته‌ای همچنان مهم‌ترین ابزار تضمین بقای رژیم‌ها محسوب می‌شود. او استدلال می‌کند که رهبر کره شمالی احتمالاً آسیب‌پذیری حکومت ایران را ناشی از آن خواهد دانست که تهران هنوز به یک بازدارندگی هسته‌ای کاملاً بقا پذیر و معتبر دست نیافته بود.

به گفته این تحلیلگر، کیم وضعیت ایران را با کشور خود مقایسه خواهد کرد؛ کشوری که اکنون به سلاح هسته‌ای، موشک‌های بالستیک، تاسیسات زیرزمینی مستحکم، توانمندی‌های سایبری و ساختار سیاسی مقاوم در برابر فشارهای خارجی مجهز است. از این منظر، رهبر کره شمالی احتمالاً به این نتیجه خواهد رسید که سیاست هسته‌ای پدر و پدربزرگش تصمیمی درست بوده است.

با این حال، مکسول تاکید می‌کند که جنگ ایران درس دیگری نیز دارد: تلاش برای دستیابی به توان هسته‌ای لزوماً مانع اقدام نظامی علیه یک کشور نمی‌شود و حتی ممکن است احتمال چنین اقدامی را افزایش دهد.

متن کامل را اینجا بخوانید.

جنگ ایران چه درس‌هایی برای کیم جونگ اون دارد؟

۱۰ خرداد ۱۴۰۵، ۰۳:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
جنگ ایران چه درس‌هایی برای کیم جونگ اون دارد؟
100%

یک کارشناس امنیتی آمریکایی در یادداشتی برای خبرگزاری یونایتدپرس نوشت جنگ ایران احتمالاً این باور کیم جونگ اون را تقویت خواهد کرد که سلاح هسته‌ای مهم‌ترین تضمین بقای رژیم‌هاست، اما در عین حال نشان می‌دهد حتی جاه‌طلبی هسته‌ای نیز کشورها را از فشار و اقدام نظامی مصون نمی‌کند.

دیوید مکسول، سرهنگ بازنشسته نیروهای ویژه ارتش آمریکا و کارشناس مسائل امنیتی شرق آسیا، در یادداشتی که خبرگزاری بین‌المللی یونایتدپرس منتشر کرده است، «جنگ ایران» را رویدادی دانست که پیامدهای آن فراتر از خاورمیانه خواهد بود و می‌تواند بر محاسبات راهبردی رهبران کره شمالی، چین و دیگر رقبای آمریکا تاثیر بگذارد.

به نوشته مکسول، نخستین و مهم‌ترین درسی که کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، از جنگ ایران خواهد گرفت این است که سلاح هسته‌ای همچنان مهم‌ترین ابزار تضمین بقای رژیم‌ها محسوب می‌شود. او استدلال می‌کند که رهبر کره شمالی احتمالاً آسیب‌پذیری حکومت ایران را ناشی از آن خواهد دانست که تهران هنوز به یک بازدارندگی هسته‌ای کاملاً بقا پذیر و معتبر دست نیافته بود.

به گفته این تحلیلگر، کیم وضعیت ایران را با کشور خود مقایسه خواهد کرد؛ کشوری که اکنون به سلاح هسته‌ای، موشک‌های بالستیک، تاسیسات زیرزمینی مستحکم، توانمندی‌های سایبری و ساختار سیاسی مقاوم در برابر فشارهای خارجی مجهز است. از این منظر، رهبر کره شمالی احتمالاً به این نتیجه خواهد رسید که سیاست هسته‌ای پدر و پدربزرگش تصمیمی درست بوده است.

  • آتلانتیک: آمریکا به توافق نیاز دارد، اما جمهوری اسلامی به دشمنی با آمریکا

    آتلانتیک: آمریکا به توافق نیاز دارد، اما جمهوری اسلامی به دشمنی با آمریکا

با این حال، مکسول تاکید می‌کند که جنگ ایران درس دیگری نیز دارد: تلاش برای دستیابی به توان هسته‌ای لزوماً مانع اقدام نظامی علیه یک کشور نمی‌شود و حتی ممکن است احتمال چنین اقدامی را افزایش دهد.

او می‌نویسد ایالات متحده نشان داده است که اگر کشوری را در آستانه عبور از یک «خط قرمز راهبردی» ببیند، ممکن است به استفاده از نیروی نظامی متوسل شود. به باور او، کیم جونگ اون از این موضوع نتیجه خواهد گرفت که باید قابلیت بقا و مقاومت زرادخانه هسته‌ای خود را افزایش دهد.

این تحلیلگر پیش‌بینی می‌کند که کره شمالی در آینده سرمایه‌گذاری بیشتری بر روی موشک‌های سوخت جامد، پرتابگرهای متحرک، ساختارهای فرماندهی و کنترل مقاوم، عملیات سایبری، نیروهای ویژه و جنگ سیاسی برای ایجاد شکاف میان آمریکا و متحدانش انجام دهد.

دیپلماسی؛ ابزار تاکتیکی نه راه‌حل راهبردی
بخش مهمی از تحلیل مکسول به نگاه حکومت‌های ایران و کره شمالی به دیپلماسی اختصاص دارد. او معتقد است که هر دو حکومت مذاکرات را نه به عنوان راهی برای مصالحه واقعی، بلکه به عنوان ابزاری راهبردی برای خرید زمان، کاهش فشارهای خارجی و ایجاد اختلاف میان مخالفان خود می‌بینند.

به نوشته او، تا زمانی که ساختارهای کنونی قدرت در تهران و پیونگ‌یانگ پابرجا باشند، دستیابی به توافقی پایدار و قابل اجرا با این دو کشور دشوار خواهد بود؛ زیرا اهداف اصلی این حکومت‌ها با چنین توافق‌هایی سازگار نیست.

  • چرا سازمان همکاری شانگهای به «ناتوی ایران» تبدیل نشد

    چرا سازمان همکاری شانگهای به «ناتوی ایران» تبدیل نشد

مکسول می‌گوید حکومت ایران در پی حفظ بقا، افزایش نفوذ منطقه‌ای، کسب مشروعیت ایدئولوژیک و حفظ اهرم‌های فشار خود است. در مقابل، حکومت کره شمالی به دنبال بقای رژیم، تثبیت جایگاه خود به عنوان قدرت هسته‌ای، رفع تحریم‌ها، تضعیف ائتلاف آمریکا و کره جنوبی و در نهایت تسلط بر شبه‌جزیره کره بر اساس شرایط خود است.

او تاکید می‌کند که این اهداف بخشی از هویت سیاسی این حکومت‌ها هستند و به همین دلیل نباید توافق‌های دیپلماتیک را به عنوان نشانه‌ای از تحول راهبردی تلقی کرد.

آتش‌بس و مذاکرات چه پیامی برای پیونگ‌یانگ دارد؟
این کارشناس امنیتی معتقد است که تمدید احتمالی آتش‌بس و آغاز مذاکرات جدید درباره جنگ ایران نیز پیام مهمی برای کره شمالی خواهد داشت.

به گفته او، کیم جونگ اون ممکن است از این روند چنین برداشت کند که می‌توان فشارهای شدید را تحمل کرد و سپس آنها را به فرصتی برای مذاکره و کسب امتیاز تبدیل کرد. این برداشت می‌تواند کره شمالی را به تکرار الگویی که طی دهه‌های گذشته بارها به کار گرفته، تشویق کند؛ الگویی که شامل تشدید تنش، توقف موقت، مطالبه امتیاز و سپس بازگشت دوباره به چرخه بحران است.

خاورمیانه، کره و تایوان به هم مرتبط‌اند
مکسول در ادامه استدلال می‌کند که جنگ ایران نباید صرفاً به عنوان یک بحران خاورمیانه‌ای دیده شود.

او می‌نویسد خاورمیانه، شبه‌جزیره کره و تنگه تایوان از طریق اعتبار جهانی آمریکا، اعتماد متحدان واشینگتن، بازار انرژی، ظرفیت صنایع دفاعی و نحوه یادگیری و هماهنگی کشورهای رقیب به یکدیگر متصل هستند.

  • هر چیزی کمتر از پیروزی کامل در ایران، نفوذ جهانی آمریکا را به خطر می‌اندازد

    هر چیزی کمتر از پیروزی کامل در ایران، نفوذ جهانی آمریکا را به خطر می‌اندازد

به باور او، چین، روسیه، ایران و کره شمالی رفتار یکدیگر را به دقت زیر نظر دارند و از تحریم‌ها، حملات نظامی، آتش‌بس‌ها و مذاکرات درس می‌گیرند. به همین دلیل، جنگ ایران می‌تواند بر محاسبات راهبردی در پکن و پیونگ‌یانگ اثر بگذارد؛ همان‌طور که یک بحران در شرق آسیا می‌تواند بر تصمیمات تهران و مسکو تاثیرگذار باشد.

توصیه به آمریکا و متحدانش
این تحلیلگر در پایان هشدار می‌دهد که آمریکا نباید مرتکب دو اشتباه شود: نخست اینکه تصور کند صرفاً از طریق زور می‌تواند مسائل امنیتی را حل کند، و دوم اینکه گمان کند مذاکره به تنهایی کافی است.

او راهبرد مؤثر را ترکیبی از بازدارندگی نظامی، فشار سیاسی و اقتصادی، دیپلماسی، عملیات اطلاعاتی، هماهنگی با متحدان، اجرای تحریم‌ها، حمایت از حقوق بشر و حفظ آمادگی نظامی می‌داند.

مکسول نتیجه می‌گیرد که توافق‌ها با [حکومت‌های] ایران و کره شمالی ممکن است خطرات را مدیریت یا به تعویق بیندازند، اما لزوماً آنها را از بین نمی‌برند. به نوشته او، جنگ ایران نشان می‌دهد که چالش اصلی برای آمریکا و متحدانش نه صرفاً برنامه‌های هسته‌ای، بلکه ماهیت و رفتار رژیم‌هایی است که از دیپلماسی به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف راهبردی خود استفاده می‌کنند.

آیا شبه‌نظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در عراق واقعاً آماده تحویل سلاح‌هایشان هستند؟

۹ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)

اورشلیم‌پست در گزارشی تحلیلی نوشت که فشار بر شبه‌نظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در عراق برای تحویل سلاح‌های خود به نهادهای دولتی یا دست‌کم قرار دادن سلاح‌هایشان تحت کنترل دولت در حال افزایش است.

بر اساس گزارش این رسانه اسرائیلی، کتائب حزب‌الله آخرین گروهی است که درباره آنچه ممکن است در ادامه رخ دهد اظهارنظر کرده است.

این گروه از سوی آمریکا و اسرائیل «یک گروه تروریستی» طبقه‌بندی شده، در سال ۲۰۲۵ سه آمریکایی را در اردن کشت و حملاتی علیه آمریکا، اسرائیل و سایر کشورها در منطقه انجام داده است.

در سال ۲۰۲۰، آمریکا رهبر کتائب حزب‌الله، ابومهدی المهندس، را زمانی که همراه با قاسم سلیمانی، فرمانده وقت نیروی قدس سپاه پاسداران، در بغداد در حال رانندگی بود، کشت.

کتائب حزب‌الله همچنین مسئول ربودن الیزابت تسورکوف، پژوهشگر و شلی کیتلسون، روزنامه‌نگار آمریکایی بوده است.

متن کامل را اینجا بخوانید.