کرونا، کشتار، جنگ؛ «ما از نوجوانی چیزی نفهمیدیم»

برخی از نوجوانانی که در روزهای اخیر برای ایراناینترنشنال پیام فرستادهاند، میگویند کودکی و نوجوانیشان با کرونا، تعطیلی مدارس، کشتار دیماه، جنگ، قطعی اینترنت و بحران اقتصادی گره خورده است.

برخی از نوجوانانی که در روزهای اخیر برای ایراناینترنشنال پیام فرستادهاند، میگویند کودکی و نوجوانیشان با کرونا، تعطیلی مدارس، کشتار دیماه، جنگ، قطعی اینترنت و بحران اقتصادی گره خورده است.
شماری از آنها میگویند این رخدادها بر زندگی روزمره، تحصیل، سلامت روان و نگاهشان به آینده تاثیر گذاشته است.
کودکی و نوجوانی از دست رفته
دانشآموزی که خود را متولد سال ۹۲ معرفی کرد، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «از وقتی مدرسه رفتم کلاس اول تا چهارم، کرونا بود و کلاسها هم آنلاین برگزار شد. کلاسهای پنجم و ششم هم درگیر آلودگی هوا بودیم. الان که کلاس هفتم هستم، از دیماه مدرسه نرفتیم. ما از مدرسه و نوجوانی چیزی نفهمیدیم. تمام فکر ما در این سن سیاست و اقتصاد بود.»
نوجوان دیگری در پیامی مشابه و با اشاره به یاد همسالانش که در کشتار دیماه جان خود را از دست دادند، گفت: «ما نوجوانها واقعا بدبخت شدیم؛ نه امید و آرزویی، نه آیندهای. از بدو تولد با کرونا، آلودگی، قطعی برق و آب، جنگ و کشتار سر کردیم.»
مخاطب ۱۶ سالهای از ساری نوشت زندگی در ایران از چیزی که همه فکر میکنند، سختتر است، چرا که دیگر امید و هدفی در زندگیشان ندارند.
به گفته او، شرایط روزبهروز بدتر میشود و این حکومت کودکی و جوانی را آنان گرفته است.
نوجوان دیگری که میگوید ۱۷ سال دارد، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «نوجوانی هستم که با هزاران مشکلات در این مملکت مجبورم کار کنم تا بار اضافهای بر دوش خانوادم نباشم و حتی بتوانم کمکی به آنها کنم.»
مدرسه، آموزش و آینده مبهم
اختلال در روند آموزش و نگرانی نسبت به آینده تحصیلی، از دیگر موضوعاتی است که در پیامهای نوجوانان به ایراناینترنشنال تکرار میشود.
شماری از آنها میگویند تعطیلیهای پیدرپی، آموزش مجازی و برگزاری حضوری امتحانها، روند یادگیری را با مشکل روبهرو کرده است.
نوجوانی از آستارا که خود را دانشآموز کلاس نهم معرفی کرده، در پیامی نوشت: «با شروع جنگ، تمام مدارس مجازی شد و تا قبل از آن هم کیفیت آموزش در مدرسهها چندان تعریفی نداشت.»
به گفته او، دانشآموزان در طول سال تحصیلی چیزی از درسها یاد نگرفتهاند و با وجود آموزش مجازی، قرار است امتحانهایشان بهصورت حضوری برگزار شود.
مخاطب ۱۵ سالهای از کرمانشاه نیز نوشت او و دوستانش در این مدت نتوانستهاند مطالب درسی را بهخوبی یاد بگیرند و از درسها عقب افتادهاند. این دانشآموز دلیل این موضوع را وضعیت آموزش مجازی عنوان کرد.
دانشآموز دیگری که پایه یازدهم تجربی است، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «چرا آیندهای که زمان زیادی برای آن برنامهریزی کرده بودم، باید خراب شود؟»
در پیامی دیگر، دانشآموزی با اشاره به مشکلات اقتصادی خانوادهها و تاثیری که بر تحصیل آنها گذاشته، خبر داد نهتنها وضعیت تحصیلی بلاتکلیف مانده، بلکه تمامی اعضای خانواده «باید نگران آینده و معیشت باشند».
نوجوان ۱۷ سالهای در پیامی مشابه با نگرانی از شرایط معیشتی خانوادهاش نوشت: «باور کنید بیشتر شبها چیزی برای خوردن نداریم.»
این نگرانیها در حالی مطرح میشود که در ماههای گذشته، شماری از دانشآموزان از اختلال در روند آموزش، دشواری دسترسی به منابع درسی و نامشخص بودن وضعیت امتحانها و کنکور خبر داده بودند.
دانشآموزی از مشهد که در مقطع دوازدهم تحصیل میکند، با اشاره به اینکه برای درس خواندن هم باید پولدار بود، به ایراناینترنشنال گفت هزینه مشاور تحصیلی برای ورود به دانشگاه ۲۸ میلیون تومان است و قیمت کتابهای کمک آموزشی بهشدت بالاست.
یک دانشآموز از تهران نوشت هنگام ثبتنام مدرسه، خانوادهاش با شهریه ۱۷۰ میلیون تومانی روبهرو شدهاند و این موضوع او را شوکه کرده است.
وقتی آرزوها گران میشوند
دهها پیام رسیده به ایراناینترنشنال از سوی نوجوانان حاکی از آن است که بسیاری از امکانات و تفریحاتی که برای همسالانشان در دیگر کشورها عادی محسوب میشود، برای آنان به آرزو بدل شده و فشار اقتصادی حتی بر ادامه تحصیلشان نیز اثر گذاشته است.
یکی از آنها در پیامی نوشت خرید موتور و خودرو برایش آرزو شده و حتی یک تفریح ساده نیز بهسختی و شاید ماهی یک بار امکانپذیر است.
به گفته او، بسیاری از خانوادهها برای تامین هزینههای زندگی ناچار به صرفهجویی در سایر بخشهای هزینههای خود شدهاند.
نوجوان دیگری با اشاره به افزایش قیمت خوراکیها نوشت تجربه غذاهای خارجی بدل به آرزو شده، چرا که بهای هشت تکه سوشی در عرض چند ساعت از یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان به دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده است.
مخاطب ۱۵ سالهای در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «چرا باید همیشه بهجای درس و زندگی ساده، نگران این باشم که قیمت دلار چند است؟ باور کنید دیگر توانی برای ما نمانده.»
در میان پیامهای رسیده، برخی نوجوانان از تلاش برای امرار معاش و حتی کمک به خانوادههای خود در شرایط بحرانی کنونی سخن گفتهاند.
یک دانشآموز ۱۴ ساله نوشت با وجود کار کردن، احساس میکند حتی اگر تمام درآمدش را پسانداز کند، در آینده به جایی نخواهد رسید.
نوجوانی دیگر که برنامهنویس است، با ابراز ناراحتی از وضعیت اینترنت گفت دیگر قادر نیست پروژههای کاری بگیرد.
یک هنرجوی ۱۷ ساله از اصفهان در پیامی نوشت بهدلیل شرایط اقتصادی خانوادهاش، از توان خرید کامپیوتر برای انجام پروژههای درسی و آموزشی برخوردار نیست و بیم آن دارد که آرزویش برای برنامهنویس شدن دستنیافتنی بماند.
مخاطبی ۱۳ ساله هم گفت: «آرزوهای بسیاری دارم، اما گرانی بیداد میکند و دیگر پولی برای غذا خوردن هم نداریم.»
شاید به ترک تحصیل فکر کنیم
برخی از پیامها به تاثیر فشارهای اقتصادی بر ادامه تحصیل اشاره دارند.
شاگرد سال دهمی در پیامی نوشت با وجود تلاش برای قبولی در رشته تجربی، ممکن است بهدلیل ناتوانی خانواده در تامین هزینهها ناچار به ترک تحصیل شود.
او افزود: «تنها امیدم این بود که با درس خواندن به جایی برسم، اما احتمالا سال بعد و با تداوم این شرایط، ناچار به ترک تحصیل هستم.»
نوجوانی دیگر که ۱۴ساله است، نوشت: «وضعیت معیشتی خانوادهام هیچ تعریفی ندارد. دغدغه من این است که آیا پدر بازنشسته، ضعیف و خستهام میتواند از پس این مخارج سنگین بر بیاد؟ آیا مادرم میتواند با حقوق ۵ میلیون تومان یک زندگی پر از قسط و بدهی را مدیریت کند؟»
سلامت روان و ناامیدی از آینده
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال از سوی نوجوانان، مجموعه بحرانها در سالهای اخیر، از مشکلات اقتصادی و آموزشی گرفته تا جنگ و رخدادهای دیماه، بر سلامت روان و نگاه آنان به آینده تاثیر گذاشته است.
دختری ساکن اصفهان که تنها ۱۷ سال دارد، در پیام خود نوشت شرایط کشور، گرانی و مشکلات آموزشی، نسل او را با ناامیدی روبهرو کرده است.
او گفت: «نسل ما نابود شد، هیچوقت فکرش را هم نمیکردم چنین روزی را با چشمانم ببینم.»
مخاطب ۱۶ سالهای نیز نوشت: «هر ثانیه عذاب وجدان دارم و حس میکنم باری اضافه بر دوش پدر و مادرم هستم.»
در پیامی دیگر، دختری ۱۵ ساله گفت: «ما در ایران محکوم به ادامه دادن هستیم. اما اصلا امیدی برای آیندهام ندارم.»
ترومای دیماه
در میان پیامهای رسیده، شماری از نوجوانان به تاثیر رخدادهای دیماه و از دست دادن همسالان خود بر آینده و امیدشان به زندگی اشاره کردهاند.
یکی از آنها که ۱۴ سال دارد، در پیام خود به ایراناینترنشنال نوشت: «دوستم را در اعتراضات از دست دادم و دچار افسردگی شدم. از طرف دیگر هم مدام نگران قیمت دلار و آینده کشورم هستم.»
دختر نوجوانی هم از دچار شدنش به پرخوری عصبی پس از رخدادهای دیماه و همچنین تیکهای عصبی خبر داد و گفت ناامیدی از آینده باعث شده توانی برای انتخاب رشته و دانشگاه نداشته باشد.
مخاطبی ۱۵ ساله برای ایراناینترنشنال نوشت هر روز به همسنوسالانش فکر میکند که در خیابان کشته شدند، اما او زنده مانده است.
در پیامی دیگر، دانشآموزی ۱۶ ساله نوشت: «اینجا هیچکس خوشحال نیست. همه عزادارند.»
مخاطبی ۱۳ ساله از زنجان به رخدادهای ۱۸ و ۱۹ دیماه اشاره کرد و نوشت: «وقتی تعداد زیادی از همسنوسالانم را با گلوله کشتند، من نمیتوانم آرام بگیرم.»
در ماههای گذشته نیز گزارشهایی از تاثیر رخدادهای دیماه بر دانشآموزان و نوجوانان منتشر شده بود.
در آن زمان، شماری از دانشآموزان از شهرهای مختلف یاد همسالان جانباخته خود را گرامی داشتند و به همین دلیل، با فشارهای انضباطی و تهدید مواجه شدند.
نوجوانی از بندرعباس نوشت: «راهی را که جاویدنامان انقلاب ملی شروع کردند، نسل ما باید با سقوط و شکست این نظام به پایان برساند.»