به گفته منبع آگاه، رئوف، از پهلو هدف گلوله جنگی قرار گرفت و پیش از آن نیز سمت چپ بدنش با ساچمههای فلزی، مجروح شده بود.
پس از انتقال رئوف به بیمارستان گنجویان دزفول، پیکر او همراه با پیکر تعدادی دیگر از جوانان کشتهشده در محوطه بیمارستان رها شد و به گفته شاهدان، از جمله برخی پرسنل بیمارستان، اجازه درمان و رسیدگی به مجروحان داده نشد.
به گفته شاهدان، محوطه بیمارستان بهدلیل خونریزی شدید مجروحان، پر از خون شده بود و شماری از آنان در نبود رسیدگی پزشکی، جان باختند.
خانواده رئوف پس از ساعتها جستوجو به بیمارستان گنجویان مراجعه کردند، اما با وجود گشتن همه بخشها، مسئولان بیمارستان ابتدا حضور او را انکار کردند.
همزمان پرسنل اورژانس به آنان اطلاع دادند که رئوف در سردخانه بیمارستان است، اما نیروهای حکومتی سردخانه را مهر و موم کردند و اجازه مشاهده پیکر را ندادند.
بر اساس این روایت، خانواده رئوف پس از مراجعه به نهادهای مختلف با پاسخهای متناقض و نادرست روبهرو شدند و حتی به آنان گفته شد که رئوف زنده است.
در نهایت پیکر او را که بهعنوان «مجهولالهویه» به مرکز استان منتقل شده بود، در پزشکی قانونی اهواز شناسایی کردند.
پیش از تحویل پیکر، از خانواد او تعهد گرفته شد که مراسم خاکسپاری تنها بهصورت شبانه و با حضور چند نفر برگزار شود.
دفن شبانه پیکر معترضان کشتهشده در ایران حتی به وسیله ماموران امنیتی، موضوعی سابقهدار است.
در یک نمونه، بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال در سوم بهمن ۱۴۰۴، پیکر یک پسر ۱۶ ساله به نام رضا، در جریان اعتراضات کرج، بدون اطلاع خانواده، بهوسیله ماموران سپاه پاسداران دفن شد.
بنا بر روایت شاهدان، پنجشنبه ۱۸ دیماه، حدود ساعت ۹ شب، رضا در کوچهای از «شاهینویلا» هدف شلیک مستقیم یک تکتیرانداز قرار گرفت.
به گفته شاهدان، تیراندازی از روی پشتبام یک میوهفروشی انجام شد.
افراد مطلع گفتند که رضا پس از اصابت گلوله به داخل پارکینگ یک خانه منتقل شد و همانجا جان باخت. با آرامتر شدن اوضاع، پیکر او به درمانگاه منتقل شد.
روز بعد به اطرافیان گفته شد که نیروهای سپاه پاسداران پیکر این نوجوان را شبانه دفن کرده و محل قبر را به خانواده اعلام کردهاند.