مجلس نمایندگان آمریکا رایگیری درباره اختیارات جنگی ترامپ در قبال ایران را به تعویق انداخت
مایک جانسون، رییس مجلس نمایندگان آمریکا، در یک کنفرانس مطبوعاتی در واشینگتن دیسی، ۲۰ مه ۲۰۲۶ - رویترز، الیزابت فرانتز، عکس آرشیوی
رهبران جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا پس از آنکه دریافتند ممکن است قطعنامه محدود کردن اختیارات جنگی دونالد ترامپ در قبال ایران تصویب شود، رایگیری درباره آن را به تعویق انداختند. این قطعنامه به ابتکار دموکراتها مطرح شده بود، اما چند نماینده جمهوریخواه نیز حامی آن بودند.
اگر این طرح در جلسه عصر پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت در مجلس نمایندگان تصویب میشد، نخستین اقدام موفق کنگره برای توبیخ تلاش نظامی دولت ترامپ به شمار میآمد. پیشتر تلاشهای دموکراتها برای تغییر در اختیارات جنگی دولت در قبال ایران ناکام مانده بود.
اوایل این هفته، چهار سناتور جمهوریخواه در موافقت با این طرح به دموکراتها پیوسته و به پیشبرد یک قطعنامه اختیارات جنگی رای داده بودند.
رسانه اکسیوس نوشت که رهبران جمهوریخواه قصد دارند پس از تعطیلی مجلس بهمناسبت روز یادبود در آمریکا، این طرح را دوباره مطرح کنند.
رهبران جمهوریخواه در جلسه پنجشنبه جلسه بررسی طرح تاسیس موزه زنان را بهمدت ۴۵ دقیقه بیش از وقت مشخصشده ادامه دادند تا نمایندگان همحزبیشان را از رای دادن به این طرح منصرف کنند.
این اقدام به خشم دموکراتها منجر شد. اکسیوس نوشت: «جیم مکگاورن، نماینده دموکرات از ماساچوست و عضو ارشد دموکراتها در کمیته مقررات مجلس نمایندگان، هنگامی که تلاش کرد درباره این اقدام پرسوجو کند، با فریادهای رییس جلسه ساکت شد.»
تلاشهای قبلی برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ در قبال ایران بارها ناکام مانده بود. تازهترین تلاش دموکراتها هفته گذشته در یک رایگیری حیرتانگیز با نتیجه مساوی ۲۱۲ به ۲۱۲ شکست خورد.
جِرِد گُلدِن، نماینده میانهروی دموکرات از ایالت مین، تنها دموکراتی است که برخلاف موضع حزب خود بهطور مستمر با این طرح مخالفت کرده بود اما این بار قصد داشت رای خود را تغییر دهد و با محدود کردن اختیارات دونالد ترامپ در جنگ با جمهوری اسلامی موافقت کند.
این رایگیری تا حد زیادی نمادین است، زیرا ترامپ میتواند این طرح را وتو کند.
جمهوریخواهان تا حد زیادی از کارزار نظامی ترامپ حمایت کردهاند، اما با طولانی شدن درگیری بدون مجوز کنگره، ناآرامی و نگرانی در میان اعضای این حزب افزایش یافته است.
برخی جمهوریخواهان میگویند با پایان مهلت ۶۰ روزه مقرر در قانون اختیارات جنگی، ادامه حضور نیروهای آمریکایی بدون مجوز کنگره مبنای قانونی خود را از دست داده است. طبق قوانین آمریکا اگر یک جنگ بیش از ۶۰ روز ادامه یابد، رییسجمهوری باید یا مجوز کنگره را بگیرد یا نیروها را از درگیری خارج کند.
کاخ سفید استدلال میکند که این الزام دیگر صدق نمیکند، زیرا پیش از ۶۰ روزه شدن جنگ، با حکومت ایران آتشبس برقرار شده است. ترامپ در روزهای گذشته بارها این دور از جنگ را «پایان یافته» خواند.
رهبر جمهوری اسلامی ناپدید شده است، فرمانهایش بدون تصویر و صدا صادر میشوند و قدرت به تدریج از یک رهبر قابل مشاهده به شبکهای امنیتی و پنهان منتقل شده است؛ تغییری که شاید بازگشتی برای مدل قدیمی جمهوری اسلامی باقی نگذاشته باشد.
نه تصویر تازهای از رهبر جدید جمهوری اسلامی وجود دارد، نه سخنرانی علنی، نه حضور عمومی و نه حتی یک پیام صوتی یا ویدیویی. در میانه بحرانی که تهران را وارد خطرناکترین رویارویی نظامی تاریخ جمهوری اسلامی کرده، مردی که قرار بود سومین رهبر نظام باشد، اکنون بیشتر یک نام است تا یک چهره واقعی و حاضر در قدرت.
همین غیبت، شاید بزرگترین تحول در ساختار جمهوری اسلامی از زمان تاسیس آن باشد؛ تغییری که نه فقط چهره رهبری، بلکه کل مکانیزم قدرت را دگرگون کرده است.
فاکس نیوز در گزارشی درباره مدل زندگی مجتبی خامنهای، وضعیت او را با سالهای پایانی زندگی اسامه بنلادن در ابوتآباد مقایسه کرده است؛ الگویی مبتنی بر اختفا، حذف حضور عمومی و ارتباطات محدود امنیتی. در این گزارش، عمر محمد، کارشناس ضدتروریسم، از اصطلاح «نامرئی شدن عملیاتی» استفاده میکند؛ وضعیتی که در آن رهبر، برای زنده ماندن نباید دیده شود.
اما مساله فقط پنهان شدن یک رهبر نیست. آنچه اکنون در جمهوری اسلامی در حال شکلگیری است، عبور از «رهبری فردمحور» به «مکانیزم پنهان بقا» است.
در جمهوری اسلامی، رهبر همیشه باید دیده میشد. از روحالله خمینی تا علی خامنهای، اصل قدرت بر نمایش حضور استوار بود؛ رهبر در نماز جمعه، سخنرانیها، دیدارهای رسمی و بحرانهای سیاسی ظاهر میشد تا نشان دهد مرکز تصمیمگیری است و با قدرت در صحنه حضور دارد. اما اکنون، برای نخستین بار، ساختار حکومت وارد مرحلهای شده که در آن حتی معلوم نیست شخصی که فرمانها به نام او صادر میشوند، واقعا در چه وضعیتی قرار دارد.
رویترز گزارش داده است که مجتبی خامنهای دستور داده ذخایر اورانیوم غنیشده از ایران خارج نشود. اما واقعیت این است که هیچ تصویر، صدای مستقیم یا حضور علنیای وجود ندارد که نشان دهد این تصمیمها واقعا از سوی خود او گرفته میشوند. تمام پیامها مکتوباند، تمام نقلقولها غیرمستقیماند و تمام روایتها از «منابع نزدیک» یا «مقامهای آگاه» میآیند.
همین ابهام، نشاندهنده تغییر ماهیت قدرت در جمهوری اسلامی است. اکنون نام «خامنهای» بیش از آنکه نشانه یک رهبر قابل مشاهده باشد، به ابزاری برای حفظ انسجام ساختار تبدیل شده است؛ ساختاری که از ترس فروپاشی، نیاز دارد همچنان وانمود کند راس قدرت هنوز وجود دارد و فرمان میدهد.
در چنین وضعیتی، رهبری دیگر یک فرد نیست؛ یک مکانیزم امنیتی است.
آسوشیتدپرس در همین چارچوب، احمد وحیدی را بهعنوان یکی از بازیگران کلیدی ساختار جدید قدرت معرفی میکند؛ فردی که اکنون به یکی از حلقههای اصلی تصمیمسازی و مذاکره تبدیل شده است. این گزارش میگوید وحیدی، که سابقه فرماندهی نیروی قدس، نقش در سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱ و اتهام مشارکت در عملیاتهای برونمرزی را دارد، اکنون بخشی از حلقه محدود نزدیک به مجتبی خامنهای محسوب میشود.
اما اهمیت نقش وحیدی فقط در جایگاه او نیست، بلکه در معنایی است که این جابهجایی قدرت دارد. هرچه رهبر کمتر دیده میشود، فرماندهان امنیتی و حلقههای پنهان بیشتر جای او را پر میکنند. به همین دلیل، قدرت در جمهوری اسلامی به تدریج از «رهبری علنی» به «مدیریت امنیتی پشت پرده» منتقل شده است.
این همان نقطهای است که مدل پیشین جمهوری اسلامی عملا فرو میریزد. حکومت دیگر نمیتواند به وضعیت سابق بازگردد، چون اصل مشروعیت سنتی آن آسیب دیده است. رهبری که از ابتدای قدرت گرفتنش ناپدید بوده، در آینده دیگر نمیتواند ناگهان به چهرهای علنی و مقتدر تبدیل شود.
حتی اگر جنگ متوقف شود یا توافقی شکل بگیرد، این واقعیت تغییر نخواهد کرد که ساختار جمهوری اسلامی اکنون بر پایه پنهان نگه داشتن راس قدرت عمل میکند.
در چنین شرایطی، صدور فرمانها، موضعگیریها و حتی تصمیمهای استراتژیک، بیش از آنکه نشانه حضور فعال یک رهبر باشد، به بخشی از تلاش حکومت برای حفظ ظاهر یک مرکز فرماندهی تبدیل شده است. شاید مهمترین بحران جمهوری اسلامی همین باشد؛ حکومتی که دههها مشروعیت خود را بر «حضور رهبر» بنا کرده بود، اکنون برای بقا مجبور شده رهبری را به چیزی نامرئی، مبهم و غیرقابل اثبات تبدیل کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، بار دیگر تاکید کرد که آمریکا در نهایت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را به دست خواهد آورد. جمهوری اسلامی با تحویل اورانیوم غنیشده خود مخالف است و حتی گفتوگو درباره برنامه هستهای را به برآوردن شروطی از سوی آمریکا موکول کرده است.
همزمان گزارشهای از تشدید تلاشهای پاکستان برای دستیابی به توافقی بین تهران و واشینگتن منتشر شده است.
ترامپ پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت در کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «ما اورانیوم بسیار غنیشده ایران را به دست خواهیم آورد. به آن نیاز نداریم، آن را نمیخواهیم. احتمالا بعد از اینکه به دستش آوردیم نابودش میکنیم، اما اجازه نخواهیم داد آنها آن را داشته باشند.»
گفته میشود جمهوری اسلامی نزدیک به ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد؛ مادهای که به گفته ترامپ، نزدیک به یک سال پیش در جریان حملات هوایی آمریکا و اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه زیر زمین دفن شده است.
گرفتن این اورانیوم و برچیدن برنامه هستهای بخشی از اهداف اصلی ترامپ در جنگ ایران بوده است؛ هدفی که بر اساس آن، تهران نباید اجازه دستیابی به سلاح هستهای را پیدا کند.
در همین حال رویترز بهنقل از دو منبع ارشد در جمهوری اسلامی که نامشان اعلام نشده، گزارش داد که مجتبی خامنهای، رهبر دیده نشده جمهوری اسلامی دستور داده اورانیوم با غنای نزدیک به سطح تسلیحاتی از کشور خارج نشود.
یک مقام حکومتی، پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت به رویترز گفت: «دستور رهبر جمهوری اسلامی و اجماع درون حاکمیت این است که ذخایر اورانیوم غنیشده نباید از کشور خارج شود.»
یک منبع دیگر نیز اعلام کرد برای حلوفصل موضوع ذخایر اورانیوم میتوان «فرمولهای قابل اجرا» در نظر گرفت.
او افزود: «راهحلهایی مانند رقیقسازی ذخایر تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی وجود دارد.»
به گفته این دو منبع آگاه که بهدلیل حساسیت موضوع خواستند هویتشان مخفی بماند، مقامهای جمهوری اسلامی معتقدند انتقال مواد هستهای به خارج از کشور، حکومت را در برابر حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل در آینده آسیبپذیرتر خواهد کرد.
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که مذاکرات میان تهران و واشینگتن برای خاتمه دادن به مناقشه همچنان ادامه دارد و گزارش شده که پاکستان برای به نتیجه رسیدن این مذاکرات بر اقدامات خود افزوده است.
در حالی که افزایش شدید قیمت نفت به تورم دامن زده و اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داده، مذاکرات برای پایان دادن به جنگ شش هفته پس از اجرایی شدن یک آتشبس شکننده، پیشرفت اندکی داشته است.
رویترز بهنقل از سه منبع آگاه از مذاکرات به گزارش داد که عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، روز پنجشنبه تصمیم خواهد گرفت که آیا برای میانجیگری به تهران سفر کند یا نه.
وزیر کشور پاکستان چهارشنبه در تهران بود و از جمله با محمد باقر قالیباف، رییس تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، احمد وحیدی فرمانده کل سپاه پاسداران و مسعود پزشکیان رییس دولت در جمهوری اسلامی دیدار و مذاکره کرد.
یکی از منابع به رویترز گفت: «ما با همه گروههای مختلف در ایران گفتوگو میکنیم تا ارتباطات را منسجمتر کنیم و روند کار سرعت بگیرد.»
او افزود: «کم شدن صبر ترامپ نگرانکننده است، اما ما روی سرعت انتقال پیامها از هر طرف کار میکنیم.»
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا پنجشنبه پیش از سفر به سوئد و هند گفت: «ما در مذاکرات مقداری پیشرفت داشتهایم. اما واضح است که با نظامی روبهرو هستیم که خودش تا حدی دچار شکاف است؛ یعنی نظام ایران.»
او افزود: «با این حال، قرار است چند دیدار انجام شود. تا جایی که میدانم پاکستانیها پنجشنبه به تهران سفر خواهند کرد.»
روبیو گفت: «ترجیح رییسجمهوری آمریکا این است که به یک توافق خوب برسیم. این همیشه ترجیح او بوده است. اگر بتوانیم یک توافق خوب انجام دهیم، عالی خواهد بود. من اینجا نیستم که بگویم حتما این اتفاق خواهد افتاد، اما اینجا هستم تا بگویم هر کاری بتوانیم انجام خواهیم داد تا ببینیم آیا میتوانیم به چنین توافقی برسیم یا نه.»
وزیر امور خارجه آمریکا تاکید کرد: «اما اگر نتوانیم به یک توافق خوب برسیم، رییسجمهوی بهروشنی گفته که گزینههای دیگری هم دارد. من وارد جزئیات آن گزینهها نمیشوم، اما همه میدانند آنها چیستند.»
او افزود که برنامه هستهای ایران در نشست آینده وزیران امور خارجه کشورهای عضو ناتو مورد بحث قرار خواهد گرفت.
خبرگزاری ایسنا نیز گزارش داد که منیر روز پنجشنبه برای رایزنی به تهران سفر خواهد کرد. این خبرگزاری نوشت متنی که در تهران درباره آن گفتوگو میشود، مربوط به چارچوب کلی و برخی جزییات و اقدامات اعتمادساز بهعنوان تضمین است.
ترامپ چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت گفت حاضر است منتظر پاسخ تهران بماند، اما در عین حال آماده ازسرگیری حملات است.
او به خبرنگاران گفت: «باور کنید، اگر پاسخهای درست را نگیریم، همهچیز خیلی سریع پیش میرود. همه ما آمادهایم.»
ترامپ افزود: «ممکن است چند روز طول بکشد، اما میتواند خیلی سریع هم پیش برود.»
سپاه پاسداران هشدار داده است که حملات تازه، آتش جنگ را به فراتر از منطقه گسترش خواهد داد.
کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز پنجشنبه بار دیگر ادعای تهران درباره حاکمیت بر تنگه هرمز را مطرح کرد؛ تنگهای که یکپنجم نفت و گاز طبیعی جهان از آن عبور میکند.
او گفت تجاوز آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای منطقه، امنیت این آبراه را بهطور بنیادین تغییر داده است.
غریبآبادی افزود جمهوری اسلامی میتواند برای حفاظت از امنیت و ایمنی دریایی خود، «اقدامات عملی و متناسب» اتخاذ کند و به حقوق بینالملل استناد کرد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، پنجشنبه گفت: «اگر آنها بخواهند به این مسیر ادامه دهند، توافق دیپلماتیک غیرممکن میشود. بنابراین اگر در تلاش برای چنین کاری باشند، این تهدیدی علیه جهان است و کاملا غیرقانونی است.»
با بسته ماندن عملی تنگه برای نزدیک به سه ماه، کمبودهای فزاینده قیمت انرژی را در سراسر جهان بالا برده است؛ بحرانی که آژانس بینالمللی انرژی آن را بدترین شوک انرژی جهان خوانده است.
آژانس بینالمللی انرژی پنجشنبه هشدار داد که اوج تقاضای سوخت در تابستان، همراه با نبود عرضه جدید از خاورمیانه، میتواند بازار را در ماههای ژوئیه و اوت وارد «منطقه قرمز» کند.
بهگزارش رویترز برخی کشتیها موفق به عبور از تنگه هرمز میشوند، اما این تعداد در مقایسه با ۱۲۵ تا ۱۴۰ کشتی که پیش از جنگ از این تنگه میگذشتند بسیار ناچیز است.
جمهوری اسلامی در حالی که تقریبا در آستانه شکست در همه زمینههای داخلی و خارجی قرار دارد، تاکتیکش را بر یک سنت فقهی استوار کرده است: رجزخوانی.
سخنان تند مداحان در تجمعات شبانه، سخنان تلویزیونی مسئولان میانرده تا گفتههای رسمی مسئولین بلندپایه در مذاکرات، رسانههای اجتماعی و در نهایت، پیامهای مکتوب رهبر نادیده نظام، بر همین سنت استوار شده است.
ماجرای «آتیش زدم به مالم» را حتما شنیدهاید: بزازی در بازار، در کسادی وضعیتش و وقتی که اجناسش روی دستش مانده بود و راهی برای فروش نداشت، شاگردش را با یک حلب نفت به میانه بازار میفرستد تا فریاد بزند که: «اوستایم عقلش را از دست داده، میخواهد همه جا را به آتش بکشد!»
مردم هم که ترسیدهاند به طمع جنس مفت، سمت دکان بزاز هجوم میبرند. اوستای بزاز پارچههایش را میان دکان میاندازد و رجز میخواند که «آتش میزنم ...»
خلاصه که انبار بزاز خالی میشود و جنسهایش را با قیمت بالاتر میفروشد!
حالا جمهوری اسلامی هم انگار میخواهد با تهدید و رجزخوانی به آتش زدن دنیا، ایدههایش را به منطقه و جهان بفروشد.
مداحان از منبر، منتقدان داخلی را به مرگ تهدید میکنند. محمود نبویان، نایبرییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، پادشاهان کشورهای عربی را تهدید میکند که «هیچ یک از کاخهایشان سالم نخواهد ماند».
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در شبکههای اجتماعی از «پاسخ طولانی و دردناک» سخن میگوید.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، حتی در نشستهای دیپلماتیک، با لحنی رجزآلود حرف میزند.
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، از «تحمیل ناپذیری» میگوید؛ و حسین کنعانیمقدم، فرمانده پیشین سپاه پاسداران، اعتراف میکند که «رجزخوانی یکی از روشهای مقابله با دشمن است».
لایههای متفاوت نظام به یک زبان مشترک رسیدهاند. این روش تصادفی نیست، شیوه جدید حکمرانی در جمهوری اسلامی است.
سنت فقهی
پشت این رجزخوانی فراگیر یک نظریه فقهی ایستاده است. حدیثی نبوی میگوید: «نُصِرْتُ بِالرُّعْب»، یعنی پیروزی در پس ایجاد رعب و وحشت!
مفهوم انداختن رعب در دل دشمن در چندین آیه قرآن نیز آمده است. این، چارچوب فقهی-ایدئولوژیک رجزخوانی است: ترساندن دشمن، خود نوعی پیروزی محسوب میشود.
در جنگ هشت ساله، امثال صادق آهنگران و غلامعلی سبزواری همین سنت را در پشت بلندگوهای جبهه احیا کردند و رجزخوان جنگ، جایگاه رسمی پیدا کرد.
آهنگران در کنار فرماندهان نظامی، جزیی از ساختار جنگ بود.
شاید در دهه ۶۰، رجز یک کارکرد تعریفشده داشت: کنار جبهه، در پشت بلندگوهای عملیات، در منبرهای مذهبی. یا رجزخوانی برای ترساندن مخالفان داخلی. حالا اما رجز از این جایگاه بیرون آمده و به همه نهادهای نظام سرایت کرده است.
وقتی وزیر امور خارجه بهجای زبان دیپلماتیک، در ایکس تهدید میکند، رجز جای دیپلماسی را گرفته است.
وقتی نماینده مجلس بهجای سخن گفتن از قانون و بودجه، پادشاهان خارجی را تهدید میکند، رجز جای کار مجلس را گرفته است.
وقتی رییس قوه قضاییه به جای صحبت از پروندهها و رایها، با لحن رجزآلود از «تحمیلناپذیری» میگوید، رجز جای کار قضایی را گرفته است.
حتی تیم مذاکرهکننده در میز دیپلماسی با همان لحنی حرف میزند که مداح در منبر. این یعنی نظام بهجای آن که از هر نهاد، کارکرد خاص آن را بطلبد، از همه نهادهای خود میخواهد رجزخوانی کنند.
این تاکتیک برای نظام دو وجه دارد. یکی برای دشمن خارجیاش که زبان تهدید و دیوانگی نظامی آنها را تماشا کند و دیگری، مردم داخل ایران که هر لحظه امکان طغیان دوبارهشان وجود دارد.
تهدید به حمله بیمهابا به همسایگان خلیج فارس ایران، احضار بیمهابای فعالان فرهنگی و سیاسی و اقتصادی، تهدید روزنامهنگاران داخلی، توقیف اموال هنرمندان و روزنامهنگاران و مخالفان داخلی؛ همگی بخشی از این ایجاد ترس و در نهایت ارجاع به وضعیت «النصر بالرعب» مورد علاقه مسئولان جمهوری اسلامی است.
خلأ پشت رجز
اما چرا نظام به این روش رسیده؟
پاسخ ساده است: چون چیز دیگری ندارد. ماجرا همان بزاز بازار است. مستاصل شده و در حال از دست دادن همه جبهههای خارجی و داخلیاش است.
نظامی که نتوانست در دیپلماسی موفق شود، نتوانست اقتصاد را سامان دهد، نتوانست در میدان نظامی برتر شود، نتوانست جامعه را با خود همراه کند، حالا وضعیتی در آستانه جنون پیدا کرده و تنها یک ابزار برایش باقی مانده است: رجزخوانی. آدمهایش را به همه جا میفرستد تا فریاد «اوستایم دیوانه شده!» سر بدهند.
نظام معتقد است با ترساندن «دشمن» میتواند ضعفهای خود را پنهان کند، اما این منطق یک ضعف بنیادی دارد. ترس، مثل سکه، دو رو دارد. وقتی نظام مدام تهدید میکند، نه تنها دشمن، که خود مردم هم ترس را میبینند و این ترس را به ضعف نظام تعبیر میکنند، نه به قدرت آن.
در جمهوری اسلامی ۱۴۰۵، با تورم سه رقمی، با میلیونها بیکار، با اینترنت قطع و اقتصاد در آستانه فروپاشی، هر رجزخوانی جدید ایجاد وحشت نمیکند؛ کمدی سیاهیست که مردم را به خنده میاندازد.
دادستانهای آلمان اعلام کردند یک تبعه دانمارکی به نام علی اس. که خرداد گذشته در دانمارک بازداشت شده بود، به اتهام جاسوسی از رییس اصلیترین نهاد یهودیان آلمان و سه نفر دیگر برای اطلاعات سپاه و تلاش برای مشارکت در قتل متهم شده است.
دادستانهای آلمانی گفتند به موجب کیفرخواستی که ۱۷ اردیبهشت در دادگاه ایالتی هامبورگ ثبت کردهاند، این تبعه دانمارکی به همکاری به عنوان مامور اطلاعات سپاه، فعالیت مخفیانه با هدف خرابکاری و تلاش برای مشارکت در قتل و آتشسوزی متهم شده است.
طبق این کیفرخواست، همچنین یک تبعه افغانستان با نام تواب م. که آبانماه ۱۴۰۴ در دانمارک بازداشت شده بود نیز به عنوان همدست مورد ادعای او در این پرونده به تلاش برای مشارکت در قتل متهم شده است.
به گفته دادستانها، علی اس. ارتباط نزدیکی با نیروی قدس سپاه داشت و در آغاز سال ۲۰۲۵ از او خواسته شده بود درباره یوزف شوستر، رییس شورای مرکزی یهودیان آلمان، و فولکر بک، رییس انجمن آلمانی-اسراییلی و نماینده پیشین برجسته پارلمان آلمان، و همچنین دو فروشنده یهودی مواد غذایی در برلین که نامشان فاش نشده، اطلاعات جمعآوری کند.
دادستانها در بیانیهای اعلام کردند: «همه این اقدامات در راستای تدارک حملات ترور و آتشسوزی در آلمان انجام شده است.»
همزمان با ادامه مذاکرات تهران و واشینگتن، خبرگزاری رویترز به نقل از دو مقام ارشد حکومت ایران گزارش داد مجتبی خامنهای، رهبر دیده نشده جمهوری اسلامی، با خروج ذخایر اورانیوم غنیشده از کشور مخالفت کرده است.
یک مقام حکومتی، پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت به رویترز گفت: «دستور رهبر جمهوری اسلامی و اجماع درون حاکمیت این است که ذخایر اورانیوم غنیشده نباید از کشور خارج شود.»
یک منبع دیگر نیز اعلام کرد برای حلوفصل موضوع ذخایر اورانیوم میتوان «فرمولهای قابل اجرا» در نظر گرفت.
او افزود: «راهحلهایی مانند رقیقسازی ذخایر تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی وجود دارد.»
به گفته این دو منبع آگاه که بهدلیل حساسیت موضوع خواستند هویتشان مخفی بماند، مقامهای جمهوری اسلامی معتقدند انتقال مواد هستهای به خارج از کشور، حکومت را در برابر حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل در آینده آسیبپذیرتر خواهد کرد.
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که مذاکرات میان تهران و واشینگتن برای خاتمه دادن به مناقشه همچنان ادامه دارد.
پایگاه خبری آکسیوس ۳۰ اردیبهشت به نقل از یک منبع آمریکایی گزارش داد کشورهای میانجی در حال تدوین یک «تفاهم اولیه» برای پایان جنگ و آغاز مذاکرات ۳۰ روزه درباره برنامه اتمی جمهوری اسلامی و بحران تنگه هرمز هستند.
مجتبی خامنهای از زمان انتصاب بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، در هیچ مراسم یا مکان عمومی حاضر نشده و هیچ پیامی - صوتی یا تصویری - منتشر نکرده است. پیامهای منتسب به او تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند.
مخالفت تهران با شرط کلیدی واشینگتن
رویترز در ادامه نوشت «دستور» مجتبی خامنهای درباره باقی ماندن ذخایر اورانیوم در داخل کشور نشان میدهد تهران حاضر نیست در قبال یکی از خواستههای اصلی واشینگتن در مذاکرات، انعطاف نشان دهد.
بر پایه این گزارش، موضع رهبر جمهوری اسلامی میتواند موجب «یأس» هرچه بیشتر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شود و به پیچیدهتر شدن روند مذاکرات بینجامد.
رویترز به نقل از مقامهای اسرائیلی افزود ترامپ به اسرائیل اطمینان داده ذخایر اورانیوم با غنای بالا از ایران خارج خواهد شد و این موضوع بخشی از هرگونه توافق احتمالی صلح خواهد بود.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بارها تاکید کرده که پایان جنگ منوط به خروج اورانیوم غنیشده از ایران، توقف حمایت تهران از گروههای نیابتی و برچیده شدن توان موشکی جمهوری اسلامی است.
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی اولویت خود را پایان درگیریها و دریافت «تضمینهای معتبر» برای عدم حمله مجدد از سوی آمریکا و اسرائیل اعلام کرده و گفتهاند تنها پس از حصول اطمینان در این خصوص، آماده ورود به مذاکرات جزئی درباره برنامه هستهای خواهند بود.
کانال ۱۱ اسرائیل ۳۱ اردیبهشت گزارش داد در پی ارزیابیهای اطلاعاتی جدید، ارتش و نهادهای امنیتی این کشور مجموعهای از اقدامات مهم را برای احتمال جدی ازسرگیری نبرد با جمهوری اسلامی آغاز کردهاند و آمادگی خود را به بالاترین سطح افزایش دادهاند.
بر اساس این گزارش، ارزیابیها نشان میدهد کارزار نظامی علیه حکومت ایران ممکن است «هر لحظه» از سر گرفته شود.