شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال، از وخامت اوضاع معیشت در ایران، بهویژه کمبود و گرانی دارو، خبر دادند.
در ادامه، گزیدهای از این پیامها آمده است:
- «برای اولین بار بعد از ۹ اسفند سال گذشته با هزار بدبختی به اینترنت وصل شدم. شربت لیسکانتین (صرع و تشنج) از ۹۰۰ هزار تومن سال قبل شده ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار تومن. گیر هم نمیآد.»
- «گرانی شدید و کمیابی دارو در ایران تشدید شده است. قیمت هر شیت ویتامینهای ب۶ و ب۱۲ به یک میلیون و سیصد هزار تومان رسیده و بسیاری از بیماران دیگر توان خرید ندارند.»
- «من در شهر قدس در داروخانه کار می کنم. پدری اومده بود برای بچهاش دارو بگیره و پول کافی نداشت. میخواست با کالابرگ، دارو بگیره که نمیشد. دنبال راهی میگشت که اونو بفروشه تا دارو بگیره.»






شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال از کمبود بنزین، صفهای طولانی در جایگاههای سوخت، محدودیتهای عرضه و گسترش بازار سیاه سوخت در شهرهای مختلف خبر دادند.
پیامهای مخاطبان نشان میدهند سهمیهبندیهای غیررسمی و بدون نظارت، باعث شده خرید بنزین آزاد برای بسیاری از مردم به تجربهای «پرهزینه و تحقیرآمیز» تبدیل شود.
شهروندی گفت ۲۳ اردیبهشت نتوانسته با کارت شخصی خود بنزین بزند، چون سهمیه شخصیاش تمام شده بوده.
او توضیح داد که مسئول جایگاه فقط در صورتی کارت آزاد میداده که پول را مستقیم به خودش بدهد، اما با همین شرایط هم بیشتر از ۱۵ لیتر به قیمت لیتری هفت هزار تومان نمیفروخته است.
ایراناینترنشنال اواسط اسفند و همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی، به نقل از شهروندان از تعطیلی برخی جایگاههای سوخت در تهران، کرج و شهرهای اطراف و همچنین جیرهبندی بنزین خبر داده بود.
شهروندی دیگر در پیامی گفت: «سه روز پیش بنزین زدم، ۳۰ لیتر سهمیه آزاد ماند در کارتم. امروز رفتم دوباره بنزین بزنم، نوشت سهمیه شما تمام شده. حتی از همان دو قطره بنزینی که به اسم سهمیه میدهند هم دزدی میکنند.»
مقامهای جمهوری اسلامی در دو ماه اخیر اظهارنظرهای متناقضی درباره کمبود سوخت داشتهاند.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، اواخر فروردین گفت در حوزههایی مانند انرژی و سوخت «برخی کمبودها» وجود دارد.
۱۹ اردیبهشت نیز اسماعیل سقاب اصفهانی، معاون پزشکیان و رییس سازمان بهینهسازی انرژی، اعلام کرد در جریان جنگ به زیرساختهای شبکه گاز و سوخت کشور آسیب وارد و بخشی از ظرفیت تولید بنزین با مشکل مواجه شده است و در یکونیم تا دو سال آینده «چارهای جز صرفهجویی» وجود ندارد.
با این حال پیش از این و در نهم اردیبهشت، محسن پاکنژاد، وزیر نفت، گفته بود در تامین و توزیع سوخت «نگرانی وجود ندارد».
کمبود سوخت و بازار سیاه
مخاطبی از بندرعباس نوشت وضعیت عرضه سوخت در این شهر و سراسر هرمزگان «بسیار وحشتناک» شده و حتی دارندگان کارت شخصی هم گاهی بیش از یک ساعت در صف میمانند، در حالی که به گفته او «بنزین لیتری ۱۵ هزار تومان در سطح شهر فراوان است».
احمد مرادی، عضو کمیسیون انرژی مجلس، ۲۴ اردیبهشت به تشکیل صفهای طولانی بنزین در هرمزگان اشاره کرد و «شرایط جنگی، گرمای شدید و نگرانی مردم از کمبود سوخت» را از عوامل اصلی افزایش مصرف دانست.
او خواهان اختصاص سهمیه بنزین پنج هزار تومانی متناسب با شرایط ویژه هرمزگان به کارتهای مردم و جمعآوری کارتهای آزاد شد.
در غیاب سازوکاری سراسری برای مدیریت عرضه سوخت، اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال از بحرانیتر شدن وضعیت جایگاهها و گسترش بازار سیاه بنزین در استانهای مختلف حکایت دارد.
یک شهروند از زاهدان گفت کمبود شدید بنزین و محدودیتهای عرضه، بازار سیاه را گسترش داده است: «آنقدر همه چیز بدون نظارت رها شده و هر کسی هر کاری دلش میخواهد میکند که بنزین آزاد در خیابان گاهی تا هر ۲۰ لیتر یک میلیون تومان هم فروخته میشود.»
در اصفهان نیز شماری از مخاطبان از حذف کارتهای آزاد جایگاهها خبر دادند.
یک مخاطب توضیح داد مسئولان برخی پمپبنزینها برای در اختیار گذاشتن کارت سوخت آزاد، از خودروهای ایرانی ۱۰۰ هزار تومان و از خودروهای خارجی ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان دریافت میکنند تا افراد بتوانند فقط ۱۵ لیتر بنزین بزنند.
سایت دیدهبان ایران ۲۸ اسفند گزارش داده بود پس از کاهش سهمیه سوخت کارتهای شخصی از ۳۰ لیتر به ۲۰ لیتر در پی حملات به انبار نفت شهران، عرضهکنندگان سیار بنزین در تهران، ۱۰ لیتر بنزین را تا دو میلیون تومان میفروشند. رقمی که معادل هر لیتر ۲۰۰ هزار تومان است.
صفهای طولانی و سهمیههای محدود
شهروندان از شهرهای مختلف همچنین از تشکیل صفهای طولانی و محدودیت شدید در عرضه بنزین آزاد خبر دادند.
مخاطبی از اهواز نوشت: «خیلی زور دارد که روی یکی از بزرگترین میادین نفتی دنیا زندگی میکنیم، اما باید مدت طولانی در صف بایستیم و برای ۱۵ لیتر بنزین التماس کنیم.»
در جاده مشهد به نیشابور و تربت حیدریه نیز به گفته یکی از شهروندان، صفهای طولانی در جایگاههای سوخت شکل گرفته و در برخی جایگاهها فقط تا سقف ۱۵ لیتر بنزین آزاد عرضه میشود.
این شهروند یادآوری کرد سهمیه کارت برخی جایگاهها هم تمام شده است.
از شهرستان سیریک در هرمزگان هم گزارش شده است که مردم از ساعت پنج صبح در صف میایستند و به هر خودرو بیشتر از ۲۰ لیتر بنزین آزاد داده نمیشود.
فشار مضاعف بر مناطق محروم
برخی پیامها به تاثیر کمبود و گرانی سوخت بر زندگی مردم در مناطق محروم اشاره دارند.
شهروندی ساکن سیستان و بلوچستان نوشت: «ما اینجا محروم و گرسنه بودیم، این روزها محرومتر و گرسنهتر هم شدهایم. گالن ۷۰ لیتری بنزین پنج میلیون تومان شده است. برای رسیدن به بیمارستان باید ۴۰ تا ۶۰ لیتر بنزین مصرف کنیم، چون بیشتر مردم اینجا روستانشین هستند و فاصله تا مرکز استان ۶۰۰ تا ۷۰۰ کیلومتر است.»
در قشم نیز یکی از مخاطبان گفت تعداد کمی از صیادان هنوز به دریا میروند اما مجبورند ۶۰ لیتر بنزین را با قیمت یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان تهیه کنند.
روزنامه اطلاعات ۲۱ اردیبهشت با اشاره به «ادامه جنگ، تحریمها و محدودیت توان دولت»، از مردم خواست در مصرف آب، برق و سوخت صرفهجویی کنند و نوشت: «چه اصراری وجود دارد افراد برای تفریح فقط دور دور کنند؟»
به گفته شهروندان اما بحران سوخت از سطح توصیه به صرفهجویی عبور کرده و به بخشی از دشواری روزمره زندگی تبدیل شده است.
مخاطبی در همین زمینه نوشت: «اواسط اردیبهشت برای ماشینم بنزین آزاد زدم. قیمت ویپیانها با قیمت یک باک بنزین من برابر شده است.»
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، از بلاتکلیفی در نحوه برگزاری امتحانات بهدلیل قطعی اینترنت حکایت دارد. دانشآموزان، دانشجویان و فعالان آموزشی در پیامهای خود گفتند قطع اینترنت باعث افت کیفیت آموزش، ایجاد موجی از ناامیدی و فرسودگی روانی شده است.
شماری از دانشآموزان در پیامهایی به ایراناینترنشنال از ناکارآمدی آموزش مجازی و اختلال مداوم اپلیکیشنهای داخلی گلایه کردهاند.
یک دانشآموز ۱۶ ساله با اشاره به قطع و وصل مکرر کلاسهای آنلاین گفت وسط کلاس و حین تدریس، دسترسی معلمان به اپلیکیشن قطع میشود، فایلها و عکسها دیر آپلود میشوند و دیگر انگیزهای برای درس خواندن ندارد.
پیشتر نیز تعدادی از دانشآموزان، والدینشان و معلمان در پیامهایی به ایراناینترنشنال از نبود بستر مناسب آموزش در اپلیکیشنهای «شاد» و «بله» خبر دادند.
مادر یک دانشآموز با اشاره به مجازی بودن کلاس بچهها گفت فضای اپلیکیشن بهنحوی طراحی شده که فقط معلم میتواند در آن صحبت کند و اگر دانشآموز سوالی داشته باشد یا موضوعی را نفهمد، باید تا ساعت پنج بعدازظهر که دسترسی دانشآموز باز میشود، صبر کند.
افت کیفیت آموزش در میان اختلال و ابهام
بلاتکلیفی درباره حضوری یا مجازی بودن امتحانات به دیگر نگرانیها دامن زده است.
یک دانشآموز پایه دهم از منطقه فردیس خبر داد با رسیدن به امتحانات آخر ترم، آموزش و پرورش هر روز یک تصمیم جدید میگیرد و مشخص نیست امتحانها «حضوری» است یا «غیرحضوری».
برخی دانشآموزان همچنین از افت شدید کیفیت یادگیری در میان خود و همکلاسیهاشان خبر دادند.
دانشآموزی نوشت بهخاطر ضعیف بودن اینترنت حتی نمیتواند برنامه «شاد» را روی گوشی خود باز کند، چه برسد به حضور سر کلاس درس.
نوجوانی ۱۴ ساله به ایراناینترنشنال گفت اگر امتحانها حضوری شود، خیلیها قبول نمیشوند. چراکه هیچکسی درسها را بلد نیست و بیشتر بچهها جواب پرسشها را از هوش مصنوعی میپرسند و مینویسند.
فعالان حوزه آموزش نیز از کاهش شدید امید و انگیزه در میان نوجوانان و جوانان سخن گفتند.
یک مشاور تحصیلی در پیامی نوشت از زمان آغاز جنگ، بسیاری از دانشآموزان کلاسهای خود را لغو کردهاند و در سه ماه گذشته «تقریبا هیچ شاگرد جدیدی» نداشته است.
آموزش و معیشت؛ دو بحران همزمان
فشار اقتصادی نیز در کنار مشکلات آموزشی، شرایط را برای دانشآموزان و معلمان دشوارتر کرده است.
یک داوطلب کنکور با اشاره به هزینه بالای کتابهای کمکدرسی و محدودیت اینترنت گفت: «اگر امسال در دانشگاه قبول نشوم، باید به سربازی بروم اما نه پول کتاب دارم و نه دسترسی به اینترنت که بتوانم چیزی یاد بگیرم.»
برخی معلمان و مدرسهای خصوصی نیز در شبکه اجتماعی ایکس از لغو مداوم کلاسهای آنلاین بهدلیل اختلال اپلیکیشنهای داخلی و همچنین فشار اقتصادی بر مردم خبر دادهاند.
شماری از آنها نوشتهاند کلاسها بهدلیل قطع و وصل اینترنت یا نبود دانشآموز کنسل میشود و حتی از کاربران خواستهاند اگر کسی به معلم یا مدرس نیاز دارد، آنها را معرفی کنند.
یک شهروند با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال، با اشاره به وضعیت معیشتی خود گفت دیگر قادر به خرید نان هم نیست.
پیام این مخاطب برای حفظ امنیت او با هوش مصنوعی بازخوانی شده است.
یک شهروند با ارسال پیامی به ایران اینترنشنال گفت با وضعیت بد اینترنت و شبکه ملی داخلی، انگیزهها برای درس خواندن از بین رفته است.
پیام این مخاطب با هوش مصنوعی بازخوانی شده است.
شماری از شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال گفتند در نخستین لحظات پس از زلزله نسبتا شدیدی که شامگاه سهشنبه ۲۲ اردیبهشت تهران و مناطق اطراف آن را لرزاند، تصور کردند حملات آمریکا و اسرائیل دوباره آغاز شده است. احساسی که با پایان احساس تعلیق اما همراه ترس و اضطراب بوده است.
این زمینلرزهها ابتدا با زلزلهای به بزرگی ۳.۴ در ساعت ۲۰:۴۱ آغاز شد اما اوج آن در ساعت ۲۳:۴۶ با لرزهای به بزرگی ۴.۶ در عمق ۱۰ کیلومتری رخ داد.
تا ساعت ۳:۳۰ بامداد چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت، چندین پسلرزه دیگر هم اتفاق افتاد.
کانون اصلی زلزله پردیس بود اما در مناطق مختلف شهر و استان تهران، استان البرز و حتی بخشهایی از استان مازندران احساس شد.
برخی مخاطبان در واکنش به این زلزله و پسلرزههایش گفتند تجربه هفتههای جنگ، صدای انفجارها، پدافند و پهپادها، نوعی حساسیت دائمی ایجاد کرده است؛ بهطوری که حتی تشخیص زلزله از حمله نظامی هم برای چند ثانیه دشوار بوده است.
یکی از ساکنان شرق تهران و تهرانپارس در پیامی نوشت: «زلزله سهشنبه شب جوری بود که خانهمان به شدت لرزید و تکان خورد؛ طوری که فکر کردیم کنار خانهمان موشک خورده است.»
مخاطب دیگری زلزله را «ترسناک» توصیف کرد و گفت او و خانوادهاش برای چند ثانیه فکر کردند دوباره حملات شروع شده است.
برخی شهروندان همچنین به شباهت تجربه زلزله با روزهای جنگ اشاره کردند.
یک شهروند نوشت: «حدود ساعت ۹ شب سهشنبه زلزله در تهران حس شد، اما زلزلهای که ساعت ۱۱:۴۵ شب آمد بسیار شدید حس شد. خانه کاملا لرزید و لوسترها صدا دادند. شبیه تجربهای بود که در آن ۴۰ روز جنگ داشتیم.»
شماری از مخاطبان تاکید کردند احساس آنها صرفا «ترس» نبوده، بلکه ترکیبی از اضطراب، انتظار و بیثباتی روانی بوده است؛ بهویژه در شرایطی که بخشی از جامعه همچنان در انتظار ازسرگیری حملات نظامی علیه جمهوری اسلامی است.
شهروندی نوشت: «وقتی زلزله و بعد از آن صدای طوفان آمد، فکر کردیم دوباره حمله شده است. حس همزمان ترس و خوشحالی داشتیم.»
مخاطبی دیگر با اشاره به احساس ناامیدی و تعلیق گستردهای که در آتشبس شکل گرفته، گفت: «وضعیت ما داخل ایران اینگونه است که زلزله میآید و مادرم میگوید: کاش بمباران باشد؛ ثمره ۴۷ سال حکومت اسلامی.»
در میان پیامها، واکنشهای طنزآلود و کنایهآمیز هم دیده میشود.
شهروندی نوشت آنقدر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، حمله دوباره را «کش داد» که «خدا دستبهکار شد».
برخی دیگر نیز به تاثیر مستقیم تجربه جنگ بر واکنشهای روزمره مردم اشاره کردند.
یک شهروند نوشت تجربه دو جنگ باعث شده بسیاری فرق پدافند، موشک و پهپاد را بهخوبی تشخیص بدهند یا از روی صدا و لرزش بفهمند انفجار چقدر به آنها نزدیک است.
او افزود: «اما باز هم وقتی زلزله شد، برای چند ثانیه تشخیص نمیدادیم حمله است یا چیز دیگری.»
قطع اینترنت و از دست رفتن دسترسی سریع به منابع خبری
قطع طولانیمدت و اختلال گسترده اینترنت در ایران، دسترسی بسیاری از کاربران به پیامرسانها، شبکههای اجتماعی و حتی منابع اطلاعرسانی فوری را مختل کرده است.
برخی مخاطبان گفتند در گذشته در چنین شرایطی مستقیما به سایتهای لرزهنگاری مراجعه یا اخبار را از طریق تلگرام و شبکههای اجتماعی دنبال میکردند، اما اکنون این امکان را از دست دادهاند و همین موضوع بر اضطراب عمومی افزوده است.
چند کاربر، رسانههای حکومتی را به پنهانکاری و تاخیر در اطلاعرسانی متهم کردند.
شهروندی در همین زمینه نوشت: «صداوسیما از ترس اینکه مردم به خیابانها بریزند و اعتراض دیگری شکل بگیرد، خبر زلزله را تا دقایقی طولانی پوشش نداد. جان آدمها آنقدر برایشان بیارزش است که تلاش میکنند از هر راهی که شده، اندکی بیشتر در قدرت بمانند.»
بیاعتمادی به نهادهای اطلاعرسانی حکومتی و فقدان دسترسی به کانالهای خبری امن و شناخته شده، باعث شد در ساعات پس از زلزله، شایعات و گمانهزنیهایی نیز شکل بگیرد.
در همین زمینه، یک مخاطب با اشاره به موقعیت کانون زلزله نوشت: «کانون زلزله تهران، نزدیک پارچین و نیروگاه اتمی بود؛ یعنی اصلا امکانش نیست که زلزلهای در کار نبوده و جمهوری اسلامی داشته آزمایش اتمی یا نظامی انجام میداده است؟»
شهروند دیگری نیز این پرسش را مطرح کرد که: «آیا زلزله نمیتواند ناشی از فعالیتهای زیرزمینی موشکی باشد؟»
او به قرارگیری تهران روی گسل و همچنین فعالیتهای زیرزمینی جمهوری اسلامی اشاره کرد.
نهادهای حکومتی به این گمانهزنیها واکنشی نشان ندادند اما برخی متخصصان درباره این ترس و نگرانی عمومی اظهار نظر کردند.
فریبرز ناطقیالهی، عضو هیات علمی پژوهشگاه زلزلهشناسی ایران، صبح چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت در سخنانی گفت زلزله تهران «در اثر انفجار مواد تسلیحاتی و نظامی نبوده» است.
تهران تا ساعتها پس از زلزله و پسلرزههایش فضایی ملتهب را تجربه کرد.
یکی از ساکنان پردیس گفت از حدود ساعت هشتونیم شب تا یک بامداد، مردم از ترس در خیابانها بودند، داخل خانه نرفتند و پمپبنزینها هم شلوغ بود.