• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)

قرار است دونالد ترامپ در نخستین سفر یک رییس‌جمهوری آمریکا به چین در نزدیک به یک دهه گذشته، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت وارد پکن شود. شی جین‌پینگ، رییس‌جمهوری چین، میزبان ترامپ خواهد بود. این سفر در سایه «جنگ ایران» و بحران تنگه هرمز، جنگ تعرفه‌‌ها و تنش بر سر تایوان، انجام می‌شود.

ترامپ سال‌هاست تمرکز ویژه‌ای بر چین دارد. او که دست‌کم از اوایل دهه ۲۰۱۰ استدلال می‌کرد پکن از طریق تجارت «در حال سوءاستفاده» از ایالات متحده است، در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود جنگ تجاری گسترده‌ای را آغاز کرد، بر صدها میلیارد دلار از واردات چین تعرفه وضع کرد و نهادهای دولتی آمریکا را به سمت برخورد با پکن به‌عنوان یک «رقیب راهبردی» سوق داد.

این دوره با تشدید مکرر تعرفه‌ها و شکل‌گیری چارچوبی وسیع‌تر از «رقابت» در حوزه‌های نظامی، فناوری و اقتصادی همراه بود.

در دوره دوم ریاست‌جمهوری او، روابط دو کشور میان تقابل و همکاری تاکتیکی در نوسان بوده است. ترامپ دوباره فشار تعرفه‌ای را آغاز کرد و در مقطعی برخی تعرفه‌ها را تا ۱۴۰ درصد افزایش داد. اقدامی که با واکنش تلافی‌جویانه چین روبه‌رو شد.

هنگامی که این سیاست نتوانست امتیازهای عمده‌ای از پکن بگیرد، ترامپ لحن خود را تغییر داد و بر شراکت «جی۲» (Group of Two) تاکید کرد، شخصا به تمجید از شی پرداخت و در نشست اکتبر ۲۰۲۵ در بوسان با یک آتش‌بس یک‌ساله در جنگ تجاری موافقت کرد.

در این مرحله، او نگرانی‌های مربوط به حقوق بشر در سین‌کیانگ، هنگ‌کنگ و تبت را کم‌اهمیت جلوه داد و در عین حال، با وجود تایید فروش تسلیحات به تایوان، لحن خود را درباره این جزیره نیز تعدیل کرد تا از تحریک بیش از حد پکن جلوگیری کند.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

پربازدیدترین‌ها

شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن
۱
اختصاصی

شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن

۲

وال‌استریت ژورنال: امارات به‌طور مخفیانه حملاتی علیه جمهوری اسلامی انجام داده است

۳

قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اعدام عبدالجلیل شه‌بخش، زندانی سیاسی، خبر داد

۴
تحلیل

شورای سردبیری نیویورک‌پست: تنگه هرمز را باز کنید و به بازیِ وقت‌کشی تهران پایان دهید

۵

ترامپ پاسخ تهران به طرح صلح را رد کرد؛ ادامه بحران تنگه هرمز قیمت نفت را بالا برد

انتخاب سردبیر

  • جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

  • آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟
    تحلیل

    آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟

  • ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

    ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

  • آیا عملیات ویژه اسرائیل در سوریه می‌تواند الگوی انتقال ذخایر اورانیوم از ایران باشد؟

    آیا عملیات ویژه اسرائیل در سوریه می‌تواند الگوی انتقال ذخایر اورانیوم از ایران باشد؟

  • شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن
    اختصاصی

    شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن

  • قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اعدام عبدالجلیل شه‌بخش، زندانی سیاسی، خبر داد

    قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اعدام عبدالجلیل شه‌بخش، زندانی سیاسی، خبر داد

•
•
•

مطالب بیشتر

سمافور: جنگ ایران، نقش چین در خلیج فارس را پررنگ‌تر می‌کند

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۱:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

نشریه آمریکایی سمافور در گزارشی تحلیلی، به جایگاه چین در منطقه خلیج فارس پس از جنگ ایران پرداخته و نوشته اگر چه آمریکا همچنین متحد ترجیحی کشور های عربی در این منطقه است اما چین به‌تدریج و به‌شکلی موثرتر نفوذ خود در خلیج فارس را گسترش می‌دهد.

به‌نوشته سمافور، مقام‌های خلیج فارس تلاش زیادی کرده‌اند تاکید کنند که جنگ ایران باعث فاصله گرفتن منطقه از آمریکا، مهم‌ترین شریک اقتصادی و امنیتی آن، نخواهد شد. اما واقعیت پیچیده‌تر است: واشینگتن همچنان بازیگر مسلط در خلیج فارس است، با این حال این درگیری فرصتی برای گسترش نفوذ چین فراهم کرده است.

آمریکا، به‌عنوان بخشی از تلاش برای مهار قدرت‌گیری پکن و حفظ جایگاه خود در منطقه، متحدانش در خلیج فارس را تحت فشار گذاشته تا استفاده از شرکت‌های چینی در حوزه فناوری و دفاعی را محدود کنند.

اما چین، به‌عنوان بزرگ‌ترین شریک تجاری کشورهای خلیج فارس و ایران، در حال گسترش نقش خود به‌عنوان منبع سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، تامین مالی زیرساخت‌ها و مشارکت‌های صنعتی است.

همچنین پکن، به‌عنوان یکی از متحدان اصلی جمهوری اسلامی، مهم‌ترین رقیب راهبردی کشورهای خلیج فارس، در نگاه بسیاری از دولت‌های منطقه دارای اهرم نفوذ تلقی می‌شود.

متن کامل را اینجا بخوانید.

شورای سردبیری نیویورک‌پست: تنگه هرمز را باز کنید و به بازیِ وقت‌کشی تهران پایان دهید

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۱:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

شورای سردبیری نیویورک‌پست دوشنبه ۲۱ اردیبهشت با اشاره به اظهارات دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا نوشت در حالی که آتش‌بس با ایران زیر «دستگاه تنفس مصنوعی» قرار دارد، وقت آن رسیده که ترامپ «پروژه آزادی» را از سر بگیرد و تنگه هرمز را به روی رفت‌وآمد عادی کشتی‌های تجاری باز کند.

این روزنامه بلافاصله تاکید کرده است که محاصره دریایی جمهوری اسلامی باید ادامه یابد، تهران از اورانیوم غنی‌شده خود دست بکشد و به‌صورتی قابل راستی‌آزمایی به برنامه هسته‌ایش پایان دهد.

شورای سردبیری نیویورک‌پست افزوده رییس‌جمهوری کاملا درست می‌گوید که جمهوری اسلامی «ما را سر کار گذاشته‌ و معطل نگه داشته‌ است»، پیشنهادهای متقابل «کاملا غیرقابل قبول» داده‌ و به‌طور کلی «در حال بازی کردن» است.

ترامپ از ابتدا گفته بود آتش‌بس مشروط به «بازگشایی کامل، فوری و امن» تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی است، اما تهران نه‌تنها چنین کاری نکرده، بلکه کوشیده بازگشایی تنگه هرمز را تنها امتیازی قرار دهد که ارائه می‌کند؛ آن هم در ازای فهرستی بی‌پایان از امتیازهایی که آمریکا باید بدهد، از جمله پایان محاصره، پرداخت غرامت جنگی و به‌رسمیت شناختن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز.

شورای سردبیری نیویورک‌پست نوشته است: «اینها توهین هستند، نه مذاکره‌ای صادقانه؛ آنها فکر می‌کنند این رییس‌جمهوری هم به همان اندازه باراک اوباما ساده‌لوح است.»

  • ترامپ پاسخ تهران به طرح آمریکا را «آشغال» و آتش‌بس را بسیار شکننده توصیف کرد

    ترامپ پاسخ تهران به طرح آمریکا را «آشغال» و آتش‌بس را بسیار شکننده توصیف کرد

در این یادداشت گفته شده ترامپ همچنین درست می‌گوید که حکومت ایران دهه‌هاست غرب را به همین شیوه معطل کرده است: ابتدا مطالبه امتیاز برای صرف آغاز گفت‌وگو، سپس تقسیم مذاکرات به بخش‌های کوچک، و بعد کش دادن بی‌پایان هر بخش؛ آن‌هم در حالی که حتی توافق‌های «موقت» هم در میانه راه از بین می‌روند.

این روزنامه تاکید کرده است: «دیگر کافی است: متحدان ما در خلیج فارس اکنون از پروژه آزادی حمایت می‌کنند و باید در اجرای آن نیز مشارکت داشته باشند. دیگر متحدانی که خواهان ازسرگیری جریان نفت و تجارت هستند نیز باید کمک کنند: بریتانیا که دست‌کم یک کشتی به خلیج فارس فرستاده؛ آیا می‌تواند کاری فراتر از «زیر نظر گرفتن اوضاع» انجام دهد؟»

به‌نوشته شورای سردبیری نیویورک‌پست، آنچه نیاز است، صرفا اسکورت کشتی‌ها از سوی نیروی دریایی آمریکا نیست، بلکه اقدام قاطع آمریکا علیه هرگونه تلاش جمهوری اسلامی برای متوقف کردن کشتی‌رانی است: هر قایقی که اقدامی انجام می‌دهد باید غرق شود؛ هر سایتی که از آن موشک یا پهپاد شلیک می‌شود باید نابود شود.

این روزنامه خطاب به دولت آمریکا نوشته است: «هدف قرار دادن کامل زیرساخت‌های فرماندهی و کنترل نظامی را از سر بگیرید؛ دوباره به حذف هر افسر سپاه پاسداران که ما یا اسرائیلی‌ها بتوانیم پیدا کنیم بازگردید.»

  • خواسته‌های جمهوری اسلامی در مذاکرات با آمریکا خشم کاخ سفید را برانگیخته است

    خواسته‌های جمهوری اسلامی در مذاکرات با آمریکا خشم کاخ سفید را برانگیخته است

شورای سردبیری نیویورک‌پست افزوده است: «تا آنجا که ما می‌توانیم تشخیص دهیم، تنها دلیل ادامه دادن به «حفظ مصنوعی» آتش‌بس این است که مذاکرات رییس‌جمهوری در چین در اواخر این هفته پیچیده‌تر نشود. اما پس از آن، او می‌تواند به این آتش‌بس پایان دهد و بدون گرفتار شدن دوباره در چرخه «حرف، حرف، حرف» خواسته‌های واشینگتن را تحمیل کند.»

این روزنامه نوشته است: «رهبران حکومت ایران فکر می‌کنند می‌توانند ما را فرسوده و منتظر نگه دارند، اما ما هیچ دلیلی برای منتظر ماندن نداریم. آنها نمی‌توانند مانع بازگشایی تنگه یا ادامه محاصره شوند؛ ترامپ می‌تواند این روند را ادامه دهد تا یا تهران شروط او را بپذیرد، یا رهبران جدیدی در این کشور روی کار بیایند که حاضر به پذیرش آنها باشند.»

سمافور: جنگ ایران، نقش چین در خلیج فارس را پررنگ‌تر می‌کند

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۰:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)

نشریه آمریکایی سمافور در گزارشی تحلیلی، به جایگاه چین در منطقه خلیج فارس پس از جنگ ایران پرداخته و نوشته اگر چه آمریکا همچنین متحد ترجیحی کشور های عربی در این منطقه است اما چین به‌تدریج و به‌شکلی موثرتر نفوذ خود در خلیج فارس را گسترش می‌دهد.

به‌نوشته سمافور، مقام‌های خلیج فارس تلاش زیادی کرده‌اند تاکید کنند که جنگ ایران باعث فاصله گرفتن منطقه از آمریکا، مهم‌ترین شریک اقتصادی و امنیتی آن، نخواهد شد. اما واقعیت پیچیده‌تر است: واشینگتن همچنان بازیگر مسلط در خلیج فارس است، با این حال این درگیری فرصتی برای گسترش نفوذ چین فراهم کرده است.

آمریکا، به‌عنوان بخشی از تلاش برای مهار قدرت‌گیری پکن و حفظ جایگاه خود در منطقه، متحدانش در خلیج فارس را تحت فشار گذاشته تا استفاده از شرکت‌های چینی در حوزه فناوری و دفاعی را محدود کنند.

اما چین، به‌عنوان بزرگ‌ترین شریک تجاری کشورهای خلیج فارس و ایران، در حال گسترش نقش خود به‌عنوان منبع سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، تامین مالی زیرساخت‌ها و مشارکت‌های صنعتی است.

همچنین پکن، به‌عنوان یکی از متحدان اصلی جمهوری اسلامی، مهم‌ترین رقیب راهبردی کشورهای خلیج فارس، در نگاه بسیاری از دولت‌های منطقه دارای اهرم نفوذ تلقی می‌شود.

  • اختلاف بیشتر میان واشینگتن و متحدان کلیدی، میراث ماندگار جنگ ایران؟

    اختلاف بیشتر میان واشینگتن و متحدان کلیدی، میراث ماندگار جنگ ایران؟

به‌نوشته سمافور در نهایت، این چین بود که بنا بر گزارش‌ها تهران را برای پذیرش آتش‌بس با آمریکا تحت فشار قرار داد زیرا اگر درگیری ادامه پیدا کند، از نظر اقتصادی بیش از آمریکا ضرر خواهد کرد.

نویسنده این مقاله که مسئول دفتر سمافور در عربستان سعودی است، می‌گوید مقام‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه در عربستان سعودی، اغلب می‌گویند آمریکا شریک ترجیحی آنهاست. اما این رابطه پیچیده است و بسته به دولت‌های آمریکا، سیاست داخلی این کشور و شخصیت‌ها تغییر می‌کند.

او افزوده جو بایدن، رییس‌جمهوری پیشین آمریکا، زمانی وعده داده بود عربستان سعودی را به یک «منفور جهانی» تبدیل کند، اما بعدا موضعش را تغییر داد و برای دیدار و دست‌دادن با محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، به عربستان رفت.

  • در آستانه سفر ترامپ به چین، پکن تحریم شرکت‌های مرتبط با تهران را رد کرد

    در آستانه سفر ترامپ به چین، پکن تحریم شرکت‌های مرتبط با تهران را رد کرد

دونالد ترامپ نیز اخیرا در یک سخنرانی برای نخبگان اقتصادی سعودی در میامی گفت ولیعهد سعودی «فکر نمی‌کرد مجبور شود این‌طور به من التماس کند»؛ اظهارنظری که فراتر از حدود نزاکتی بود که پادشاهی سعودی از یک متحد نزدیک انتظار دارد.

به‌نوشته سمافور در رابطه با چین، چنین نوساناتی وجود ندارد و روابط بسیار قابل پیش‌بینی‌تر است.

این البته به معنای آن نیست که پکن می‌تواند جای واشینگتن را بگیرد.

جنگ اخیر بسیاری از ضعف‌های آمریکا را آشکار کرده، اما توان نظامی و فناوری پدافند هوایی آمریکا منطقه را از ویرانی بسیار گسترده‌تر حفظ کرده است.

برتری آمریکا در حوزه هوش مصنوعی و تمایل کشورهای خلیج فارس برای تبدیل منابع انرژی خود به دارایی‌های دیجیتال نیز همچنان منطقه را به واشینگتن نزدیک نگه می‌دارد.

چین می‌داند که بعید است کشورهای خلیج فارس در این حوزه‌های حیاتی بیش از حد از آمریکا فاصله بگیرند.

  • جنگ ایران فرصتی بی‌نظیر برای ارزیابی توان رزمی آمریکا در اختیار رقبا گذاشته است

    جنگ ایران فرصتی بی‌نظیر برای ارزیابی توان رزمی آمریکا در اختیار رقبا گذاشته است

اما همچنان فضایی برای گسترش نفوذ پکن وجود دارد؛ از طریق کمک به توسعه صنایع خودروسازی، تولید و انرژی‌های تجدیدپذیر در منطقه، و بهره‌برداری از بازاری بزرگ که تحت تاثیر تعرفه‌های متغیر و تغییرات سیاسی مداوم قرار ندارد.

زمانی که ترامپ سال گذشته به خلیج فارس سفر کرد، با وعده‌هایی به ارزش تریلیون‌ها دلار سرمایه‌گذاری منطقه را ترک کرد. او در سفر این هفته خود به پکن نیز به دنبال توافق‌های اقتصادی خواهد بود.

چین اما نفوذ خود را در خلیج فارس، و جهان، آرام‌تر گسترش می‌دهد و در رقابت برای افزایش سهم نفوذ در منطقه، شاید حتی موثرتر عمل کند.

بر اساس گزارشی از اندیشکده خانه آسیا (Asia House)، تجارت دوجانبه میان کشورهای خلیج فارس و چین در سال ۲۰۲۴ برای نخستین بار از تجارت خلیج فارس با غرب پیشی گرفت و از سال ۲۰۱۰ تاکنون بیش از ۲۵۰ درصد رشد کرده است.

سرمایه‌گذاری مستقیم چین در عربستان سعودی نیز جهش چشمگیری داشته و این کشور را پس از آمریکا به یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران در عربستان تبدیل کرده است.

حتی امارات متحده عربی، که بیش از دیگران بر تقویت روابط خود با آمریکا تاکید کرده، علنا نشان داده که خواهان نزدیکی بیشتر به چین نیز هست.

اگرچه آمریکا همچنان مهم‌ترین مقصد سرمایه‌گذاری صندوق‌های ثروت ملی خلیج فارس است، اما نشانه‌های متعددی وجود دارد که جریان سرمایه به سمت چین در آینده افزایش خواهد یافت.

  • رویترز: چین برای موازنه میان تهران و واشینگتن، دیپلماسی درباره ایران را تشدید کرد

    رویترز: چین برای موازنه میان تهران و واشینگتن، دیپلماسی درباره ایران را تشدید کرد

شیخ خالد بن محمد، ولیعهد ابوظبی، در ماه آوریل به چین سفر کرد و ابوظبی در حال بررسی طرح‌هایی برای تجمیع برخی دارایی‌های چینی در یک ساختار سرمایه‌گذاری جدید است تا حضور خود در این کشور را گسترش دهد.

رسانه‌های چینی این سفر را نشانه‌ای از تلاش امارات برای یافتن «شرکای قابل اعتمادتر» توصیف کردند.

شی جین‌پینگ، رهبر چین، در سال ۲۰۲۲ به ریاض سفر کرد و بعدتر به میانجی‌گری برای آشتی عربستان و جمهوری اسلامی کمک کرد.

اگرچه آن توافق اکنون عملا از هم پاشیده به نظر می‌رسد، اما نشانه اندکی وجود دارد که عربستان بخواهد روابط خود با چین را بازنگری کند.

در واقع، صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان دفتر دوم خود در سرزمین اصلی چین را افتتاح کرده تا جذب سرمایه‌گذاری در دومین اقتصاد بزرگ جهان و همچنین ورود سرمایه چینی به عربستان را تسهیل کند.

به‌نوشته سمافور در شرایطی که کشورهای خلیج فارس به دنبال راه‌هایی برای بازیابی پس از جنگ و بسته شدن تنگه هرمز هستند، احتمالا چین نقشی در بازسازی زیرساخت‌ها، سرمایه‌گذاری در مسیرهای تجاری جدید و استفاده از جاه‌طلبی‌های منطقه در حوزه تولید و مواد معدنی حیاتی برای پیشبرد اهداف جهانی خود ایفا خواهد کرد.

چرا طالبان سنی با رژیم شیعه ایران همکاری می‌کنند؟

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۰:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

روابط طالبان سنی و جمهوری‌اسلامی شیعه که زمانی به تقابل نظامی و آستانه جنگ رسیده بودند، امروز در چارچوبی از احتیاط و تعامل خاموش تعریف می‌شود و در عمل سیاست عملی و نیازهای متقابل راهنمای روابط دو کشور همسایه شده است که اختلافات عمیق ایدئولوژیک با هم دارند.

اختلافات ایدئولوژیکی که به حاشیه رفته و به‌جای آن، تعامل چندلایه مبتنی بر منافع شکل گرفته است.

در نگاه نخست، این رابطه متناقض و حتی غیرمنطقی به نظر می‌رسد. رویداد مزارشریف در سال ۱۹۹۸ که در آن دیپلمات‌های ایرانی کشته شدند و دو طرف را تا مرز درگیری مستقیم پیش برد، هنوز در حافظه هر دو رژیم باقی مانده است.

اما پس از دو دهه، نقشه منطقه تغییر کرده، دشمنان عوض شده‌اند و بار دیگر این اصل ثابت می‌شود که در خاورمیانه و آسیای مرکزی و جنوبی، مذهب در سطح منازعات گفتمانی باقی مانده و تصمیم‌ها را منافع و ضرورت‌های سیاسی می‌گیرند.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

چرا طالبان سنی با رژیم شیعه ایران همکاری می‌کنند؟

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۹:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)

روابط طالبان سنی و جمهوری‌اسلامی شیعه که زمانی به تقابل نظامی و آستانه جنگ رسیده بودند، امروز در چارچوبی از احتیاط و تعامل خاموش تعریف می‌شود و در عمل سیاست عملی و نیازهای متقابل راهنمای روابط دو کشور همسایه شده است که اختلافات عمیق ایدئولوژیک با هم دارند.

اختلافات ایدئولوژیکی که به حاشیه رفته و به‌جای آن، تعامل چندلایه مبتنی بر منافع شکل گرفته است.

در نگاه نخست، این رابطه متناقض و حتی غیرمنطقی به نظر می‌رسد. رویداد مزارشریف در سال ۱۹۹۸ که در آن دیپلمات‌های ایرانی کشته شدند و دو طرف را تا مرز درگیری مستقیم پیش برد، هنوز در حافظه هر دو رژیم باقی مانده است.

اما پس از دو دهه، نقشه منطقه تغییر کرده، دشمنان عوض شده‌اند و بار دیگر این اصل ثابت می‌شود که در خاورمیانه و آسیای مرکزی و جنوبی، مذهب در سطح منازعات گفتمانی باقی مانده و تصمیم‌ها را منافع و ضرورت‌های سیاسی می‌گیرند.

از مخالفت تا سازش

در سال ۲۰۲۱، زمانی که طالبان دوباره به قدرت بازگشتند، ایران از جمله کشورهایی بود که درهای خود را به‌طور کامل نبست. نه حکومت طالبان را به رسمیت شناخت و نه روابطش را با آن‌ها قطع کرد. تهران می‌دانست که افغانستان گرفتار بحران اقتصادی، فقدان مشروعیت و انزوای بین‌المللی، هم تهدید است و هم فرصت؛ اما جمهوری اسلامی مسیر دوم را برگزید.

طالبان نیز زیر فشار تحریم‌های بین‌المللی، دارایی‌های مسدودشده و انزوای سیاسی، ناچار شدند به همسایگان روی بیاورند. ایران با مرز طولانی، برق، نفت، راه‌های ترانزیتی و وزن نسبی سیاسی، یک گزینه عملی بود. اگرچه در دوره نخست حاکمیت طالبان، روابط این گروه با جمهوری اسلامی ایران پرتنش بود و دیپلمات‌های ایرانی در بلخ کشته شدند، اما در پایان همان دوره، این روابط تا حدی ترمیم شده بود.

پس از مرگ ملا عمر، دومین امیر طالبان، ملا اختر محمد منصور، پل اصلی ارتباط با ایران شد. دوستان نزدیک او از جمله ابراهیم صدر (معین وزارت داخله)، ملا شیرین (والی کندهار)، ملا طالب (فرمانده گارد خاص ملا هبت الله) و برخی دیگر، در سیستان و بلوچستان مدرسه‌های سنی تاسیس کرده بودند.

روابط طالبان و ایران پیشینه‌ای چندلایه دارد که در پرتو تحولات سیاسی منطقه، حضور نیروهای بین‌المللی و اقدامات راهبردی کشورهای همسایه دچار تغییر شده است.

در دو دهه گذشته، ایران با اتخاذ «رویکرد دوگانه» هم روابط خود را با دولت افغانستان حفظ کرد و هم تماس‌های پنهان و آشکار با طالبان را گسترش داد تا نفوذ خود را برای هر سناریوی احتمالی حفظ کند. همین تعامل تدریجی و مبتنی بر منافع سبب شد که پس از سقوط نظام در افغانستان، روابط تهران با کابل ادامه یابد.

محمد اقبال عزیزی، مشاور پیشین رییس‌جمهور دولت پیشین افغانستان، می‌گوید جمهوری اسلامی ایران پس از سال ۲۰۰۴ تصمیم گرفت روابط خود را با طالبان تقویت کند. به گفته او، ملا منصور، ابراهیم صدر و چند تن دیگر به ایران رفت‌وآمد داشتند و کمک‌ها نیز از همان‌جا به آن‌ها می‌رسید. او می‌گوید علت این حمایت آن بود که هدف مشترک دو طرف، پایان دادن به حضور آمریکا بود.

فضل محمود فضلی، ربیس پیشین اداره امور ریاست‌جمهوری افغانستان، به افغانستان اینترنشنال گفت که روابط قبایل اسحاق‌زَی، نورزی و علی‌زی ساکن در امتداد مرز افغانستان و ایران با تهران نزدیک است. به گفته او، حتی در سال‌های اخیر، برخی فرماندهان طالب از این قبایل در قاچاق با سپاه پاسداران مشارکت داشتند و این روابط اکنون شکل تازه‌ای از همکاری به خود گرفته است.

افراسیاب ختک، عضو پیشین سنای پاکستان، می‌گوید ایران در ۴۶ سال گذشته به‌طور سنتی روابط چندجانبه‌ای را حفظ کرده است. به گفته او، در زمان حضور نیروهای شوروی، رژیم روحانی ایران هم‌زمان با دولت‌های چپ‌گرای کابل رابطه داشت و در عین حال، احزاب و شبه‌نظامیان شیعه افغانستان را تجهیز می‌کرد و سیاست زبانی نیز در پیش می‌گرفت.

ختک می‌گوید تهران در هرات از اسماعیل خان حمایت می‌کرد، به احمدشاه مسعود و برهان‌الدین ربانی کمک می‌رساند و در دوره جمهوری اسلامی افغانستان نیز روابط خوبی با دولت داشت، اما پشت پرده طالبان را نیز پرورش می‌داد.

به گفته او، افغانستان برای ایران کشوری مهم است و روابط ایران با دولت‌های افغانستان بر پایه سیاست عملی شکل گرفته و تهران نمی‌تواند صرفا رویکرد مذهبی داشته باشد. او می‌افزاید طالبان کنونی نگاه وسیع‌تری به سیاست منطقه‌ای و جهانی دارند و ایران نیز در سال‌های جنگ سرمایه‌گذاری زیادی روی طالبان کرده است؛ به‌گونه‌ای که نفوذ تهران بر برخی رهبران طالبان آشکار است.

یکی از عوامل تعیین‌کننده در بهبود روابط طالبان با ایران، تیره شدن روابط طالبان و پاکستان است. طالبان با نزدیکی به ایران از انزوا می‌گریزند و تهران نیز بر اساس همین نیاز، روابط را حفظ می‌کند.

  • طالبان چگونه در بحبوحه جنگ، در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفت

    طالبان چگونه در بحبوحه جنگ، در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفت

منطق منافع مشترک و تهدید مشترک

یکی از عوامل مهم نزدیکی روابط ایران و طالبان، «منطق تهدید مشترک» است. حضور نظامی آمریکا در افغانستان برای هر دو طرف یک چالش مشترک بود که زمینه نزدیکی تدریجی را فراهم کرد. ایران در پی محدودسازی نفوذ آمریکا بود و طالبان علیه این حضور می‌جنگیدند؛ بنابراین، هر دو بر اساس اصل «دشمنِ دشمن» به تعامل روی آوردند.

افزون بر این، ایران نگرانی‌های امنیتی از سمت افغانستان داشت: ثبات مرزهای مشترک با افغانستان و پاکستان، جلوگیری از گسترش داعش خراسان، کنترل گروه‌های مسلح بلوچ، قاچاق مواد مخدر و مدیریت مهاجران. عملیات سریع طالبان علیه داعش خراسان، ایران، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی را تا حدی قانع کرد که طالبان می‌توانند نیروی موثری باشند.

هم‌زمان، نیروی جایگزینی در داخل افغانستان وجود نداشت که ایران و روسیه بتوانند آن را در مهار این چالش‌ها با طالبان مقایسه کنند. طالبان با وجود همه مشکلات، این امتیاز را حفظ کرده‌اند و همین سیاست، آن‌ها را به بازیگری نسبتا انحصاری بدل کرده است.

طالبان برای تثبیت و تداوم قدرت خود بدون همکاری قدرت‌های منطقه‌ای نمی‌توانند به ثبات پایدار برسند؛ موضوعی که در تنش‌های اخیر با پاکستان نیز مشهود است. از این‌رو، دو طرف در چارچوب مدیریت امنیتی یکدیگر را شریک قابل تعامل می‌دانند؛ اما این شراکت تاکنون مبتنی بر منافع و نیازها بوده و اعتماد، که پایه روابط پایدار است، همچنان سایه‌وار بر این تعامل سنگینی می‌کند.

عوامل اقتصادی و ژئواکونومیک نیز بخش مهمی از این رابطه‌اند. طالبان به‌سبب تحریم‌ها و انزوای بین‌المللی ناچارند به شبکه‌های اقتصادی منطقه‌ای تکیه کنند و ایران شریک مهمی در انرژی، تجارت و ترانزیت است. در مقابل، تهران منافع خود را از بازار افغانستان، مسیرهای ترانزیتی و معادله منابع آب پیگیری می‌کند.

به نظر می‌رسد روابط کابل و تهران پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران نزدیک‌تر شده است. در چنین شرایط حساسی که جمهوری اسلامی ایران با آمریکا، اسرائیل و حتی برخی کشورهای عربی در تنش است، تهران نمی‌خواهد حمایت طالبان را از دست بدهد.

یکی از بنیان‌گذاران جنبش طالبان، به شرط ناشناس‌ماندن، به افغانستان اینترنشنال گفت که ملا اختر محمد منصور نمی‌خواست روابط با ایران بر اساس مذهب باشد. او گفت: «به یاد دارم در سال ۲۰۰۰ میلادی، مولوی اختر محمد منصور به پاکستان آمد. به کویته رفتیم و در مدرسه ملا سخی آخوند گرد هم آمدیم. منصور پیام ملا محمد عمر را آورده بود که نمایندگان جمهوری اسلامی ایران با ما در اسلام‌آباد دیدار می‌کنند و برنامه این است که روابط مبتنی بر منافع برقرار کنیم و به تضاد مذهبی میدان ندهیم.»

به گفته او، پس از سقوط رژیم اول طالبان، ملا اختر محمد منصور بر همان مبنا روابط با ایران را ادامه داد و از آن‌جا که ایران یک رژیم مذهبی شیعه دارد، بسیاری از رهبران طالبان با ملا اختر محمد منصور مخالف بودند و معتقد بودند که نباید روابط با ایران تقویت شود. او افزود ایران به طالبان در هلمند، هرات، قندهار، زابل، غزنی، میدان‌وردک، فراه و مناطق دیگر کمک کرده است و گفت: «این را می‌توان نادیده گرفت یا نه، اما در جنگ ما با آمریکا، ایران به‌عنوان یک کشور برادر مسلمان با ما همکاری کرد، به ما جا داد و به برخی مجاهدین در جریان جهاد پناه داد.»

شاه محمود میاخیل، سرپرست پیشین وزارت دفاع افغانستان، گفت طالبان و رژیم ایران از داعش خراسان هراس مشترکی دارند و همین تهدید مشترک در فراهم کردن فضای همکاری نقش داشته است. او افزود ایران از ناحیه افغانستان تا حد زیادی احساس اطمینان می‌کند و طالبان نیز از تجربه دوره اول آموخته‌اند که تقابل با ایران برایشان زیان‌بار است؛ به‌ویژه آن‌که روابط طالبان با پاکستان متحد آمریکا هم پرتنش شده است.

به گفته میاخیل، این هراس و نیاز متقابل لزوما در قالب قراردادها و بیانیه‌های رسمی نیست و بیشتر به‌شکل تماس‌های امنیتی، هماهنگی مرزی و گفت‌وگوهای احتیاطی بروز می‌یابد. نه ایران می‌خواهد دفاع مطلق از طالبان کند و نه طالبان می‌خواهند زیر سایه یک قدرت شیعه شناخته شوند.

او می‌گوید ایران و افغانستان نزدیک به ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارند و حضور میلیون‌ها مهاجر افغان در ایران، امنیت مرزی، مواد مخدر، قاچاق و ثبات سرحدی مسائلی نیست که بدون تماس مدیریت شود. تهران بدون پذیرش واقعیت حاکم در کابل نمی‌تواند امنیت مرزهایش را تضمین کند و طالبان نیز به ترانزیت و دسترسی به بنادر ایران، به‌ویژه چابهار، نیاز دارند.

عبدالغفور لیوال، آخرین سفیر دولت جمهوری پیشین افغانستان در ایران، می‌گوید در سال ۲۰۲۱ از وزارت خارجه جمهوری اسلامی پرسیده بود که چرا از طالبان حمایت می‌کند. به گفته او، ایران رسما پاسخ داد: «ما با در نظر گرفتن دو مساله با طالبان رابطه داریم؛ نخست اینکه طالبان دشمن آمریکا هستند و ما هم دشمن آمریکا، و هر که با آمریکا دشمنی کند دوست ماست؛ دوم اینکه ایران مرز طولانی با افغانستان دارد و ناچاریم با طالبان روابط خوب داشته باشیم، زیرا آن‌ها در نزدیکی مرز حضور دارند.»

یک مقام وزارت خارجه طالبان، به شرط فاش نشدن نام، می‌گوید روابط با ایران عمدتا اقتصادی‌محور است. به گفته او، ایران به افغانستان برق، نفت، مواد غذایی و اقلام صنعتی صادر می‌کند و همین عوامل طالبان را به ایران پیوند می‌دهد. او افزود: «ایران و افغانستان هر دو زیر تحریم‌های بین‌المللی هستند؛ افغانستان برای ایران بازار خوبی است و برای ما نیز ایران بازار مناسبی برای خرید کالاهاست.»

  • پناهجویانی که ایران اخراج کرد و طالبان به زندگی‌شان پایان داد

    پناهجویانی که ایران اخراج کرد و طالبان به زندگی‌شان پایان داد

سیاست‌های منطقه‌ای و احتمال تنش‌ها

اگر روابط ایران و طالبان در چارچوب وسیع‌تر منطقه‌ای و بین‌المللی بررسی شود، در کنار همکاری‌ها، اختلافات عمیق ایدئولوژیک، رقابت‌ها و احتمال تنش نیز در آن نهفته است. نخست، فاصله ایدئولوژیک و تاریخی عامل اساسی این تنش‌هاست.

ایران به‌عنوان یک جمهوری اسلامی شیعه، مشروعیت نظامی، ایدئولوژیک خود را بر «ولایت فقیه» بنا کرده است، در حالی که طالبان نماینده تفسیر تندروانه دیوبندیِ سنی هستند. به همین دلیل، دو طرف یکدیگر را «شریک طبیعی» نمی‌دانند، بلکه به‌عنوان «مخالف قابل مدیریت» به هم نزدیک شده‌اند.

رقابت‌های ژئوپلیتیک و منطقه‌ای نیز عامل محدودکننده مهمی است. همان‌گونه که رقابت هند و پاکستان بر افغانستان اثر دارد، رقابت تاریخی میان کشورهای عربی و ایران نیز بی‌تاثیر نیست. اگرچه طالبان حملات ایران به کشورهای عربی را مستقیما محکوم نکرده‌اند، اما به‌طور غیرمستقیم آن‌ها را بحران‌زا و ناعادلانه دانسته‌اند.

یکی از مقام‌های وزارت خارجه طالبان اخیرا گفت که تنش میان ایران و کشورهای عربی آنان را در یک دوراهی قرار داده است. طالبان می‌کوشند دست‌کم با سه کشور عربی، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی، روابط خوب و نزدیک داشته باشند؛ اما با تشدید بحران ناشی از جنگ آمریکا و اسرائیل، حفظ توازن میان ایران و جهان عرب برای طالبان آسان نخواهد بود.

طالبان هم‌زمان به دنبال بهبود روابط با آمریکا هستند؛ زیرا گشایش درهای بسته واشنگتن می‌تواند به کشورهای اروپایی نیز فرصت دهد تا دست‌کم در موضوعاتی چون مهاجران، وارد تعامل مستقیم شوند.

از نگاه طالبان، اروپا به موضع آمریکا می‌نگرد؛ اگر واشنگتن نرمش نشان دهد، اروپا نیز ممکن است در تعامل نرم‌تر شود. با این حال، بسیاری از کشورهای اروپایی به‌سبب مسائل مرتبط با آموزش زنان، حقوق زنان، آزادی بیان و سایر آزادی‌ها موضع سختی در برابر طالبان دارند.

در عرصه داخلی و روابط دوجانبه، مسئله مهاجران و آب رود هلمند، که پایه زندگی روستایی دو کشور است، همچنان عوامل چالش‌زا باقی مانده‌اند. در عین حال، طالبان امیدوارند ایران آن‌ها را به رسمیت بشناسد، اما تهران تاکنون این کارت را به‌عنوان اهرم امتیاز حفظ کرده است.