• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

وای‌نت: جنگ شاید پایان یابد، اما بحران داخلی جمهوری اسلامی تازه آغاز شده است

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۳:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

وب‌سایت وای‌نت در تحلیلی نوشت حتی اگر جنگ [حکومت] ایران و آمریکا با آتش‌بس دائمی پایان یابد، جمهوری اسلامی با بحران‌های عمیق داخلی، اقتصادی و سیاسی درگیر خواهد ماند؛ بحران‌هایی که ممکن است روند تغییرات سیاسی در ایران را تسریع کند.

در این تحلیل آمده است جنگ در شرایطی آغاز شد که جمهوری اسلامی پیشاپیش با یکی از شدیدترین بحران‌های داخلی خود پس از انقلاب ۱۳۵۷ مواجه بود؛ بحرانی که پس از گسترده‌ترین موج اعتراضات ضدحکومتی در سال‌های اخیر تشدید شد.

به نوشته وای‌نت، حکومت ایران اکنون با بحران مشروعیتی عمیق روبه‌رو است؛ بحرانی که از شکاف فزاینده میان حکومت و جامعه، به‌ویژه نسل جوان، ناشی می‌شود و هم‌زمان با مشکلات شدید اقتصادی، کمبود آب و بحران برق همراه شده است. متن کامل تحلیل را اینجا بخوانید.

پربازدیدترین‌ها

ضربه سنگین به حزب کارگر در انتخابات محلی و پیروزی گسترده حزب اصلاح بریتانیا
۱

ضربه سنگین به حزب کارگر در انتخابات محلی و پیروزی گسترده حزب اصلاح بریتانیا

۲

جمهوری اسلامی نهاد جدیدی برای کنترل تنگه هرمز ایجاد کرد

۳

کشورها مسافران کشتی تفریحی آلوده به هانتاویروس را ردیابی می‌کنند

۴

چین ۲ وزیر دفاع پیشین خود را به اعدام تعلیقی محکوم کرد

۵
تحلیل

آیا ترامپ پیروزی در جنگ ایران را با شکست عوض می‌کند؟

انتخاب سردبیر

  • بحرین از شناسایی تشکیلات مرتبط با سپاه پاسداران و بازداشت ۴۱ نفر خبر داد

    بحرین از شناسایی تشکیلات مرتبط با سپاه پاسداران و بازداشت ۴۱ نفر خبر داد

  • جنگ نمادها: چرا شکوفایی امارات برای جمهوری اسلامی غیرقابل تحمل است؟
    تحلیل

    جنگ نمادها: چرا شکوفایی امارات برای جمهوری اسلامی غیرقابل تحمل است؟

  • «رویا»؛ زن، دیوار و زندان
    تحلیل

    «رویا»؛ زن، دیوار و زندان

  • ضربه سنگین به حزب کارگر در انتخابات محلی و پیروزی گسترده حزب اصلاح بریتانیا

    ضربه سنگین به حزب کارگر در انتخابات محلی و پیروزی گسترده حزب اصلاح بریتانیا

  • آیا ترامپ پیروزی در جنگ ایران را با شکست عوض می‌کند؟
    تحلیل

    آیا ترامپ پیروزی در جنگ ایران را با شکست عوض می‌کند؟

  • سانسور و رصد کاربران در روبیکا و دیگر پیام‌رسان‌های داخلی
    روایت شما

    سانسور و رصد کاربران در روبیکا و دیگر پیام‌رسان‌های داخلی

•
•
•

مطالب بیشتر

وای‌نت: جنگ شاید پایان یابد، اما بحران داخلی جمهوری اسلامی تازه آغاز شده است

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۱:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)

وب‌سایت وای‌نت در تحلیلی نوشت حتی اگر جنگ [حکومت] ایران و آمریکا با آتش‌بس دائمی پایان یابد، جمهوری اسلامی با بحران‌های عمیق داخلی، اقتصادی و سیاسی درگیر خواهد ماند؛ بحران‌هایی که به گفته این تحلیل ممکن است روند تغییرات سیاسی در ایران را تسریع کند.

در این تحلیل آمده است جنگ در شرایطی آغاز شد که جمهوری اسلامی پیشاپیش با یکی از شدیدترین بحران‌های داخلی خود پس از انقلاب ۱۳۵۷ مواجه بود؛ بحرانی که پس از گسترده‌ترین موج اعتراضات ضدحکومتی در سال‌های اخیر تشدید شد.

به نوشته وای‌نت، حکومت ایران اکنون با بحران مشروعیتی عمیق روبه‌رو است؛ بحرانی که از شکاف فزاینده میان حکومت و جامعه، به‌ویژه نسل جوان، ناشی می‌شود و هم‌زمان با مشکلات شدید اقتصادی، کمبود آب و بحران برق همراه شده است.

این تحلیل با اشاره به اعتراض‌های پراکنده در بازار تهران می‌گوید چنین تجمع‌هایی به‌تنهایی نشانه آغاز موج جدید اعتراضات نیست، زیرا اعتراض به بخشی دائمی از فضای اجتماعی ایران تبدیل شده است. بر اساس پژوهشی از دانشگاه استنفورد که در این گزارش به آن اشاره شده، تهران بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۴ به‌طور متوسط هر سه روز یک‌بار شاهد نوعی اعتراض بوده است.

  • برخی بیماران با گرانی و کمبود داروهای اعصاب، درمان را متوقف کرده‌اند

    برخی بیماران با گرانی و کمبود داروهای اعصاب، درمان را متوقف کرده‌اند

با این حال، وای‌نت می‌نویسد جنگ اخیر هم‌زمان باعث تقویت احساسات ملی‌گرایانه در بخشی از جامعه ایران شده است. در این تحلیل آمده ادامه حملات به زیرساخت‌های ملی و دانشگاه‌ها، تهدیدهای دونالد ترامپ درباره «بازگرداندن ایران به عصر حجر» و گزارش‌هایی درباره تلاش برای تحریک اقلیت‌های قومی، حتی در میان برخی مخالفان جمهوری اسلامی نیز نگرانی‌هایی درباره حفظ تمامیت و استقلال ایران ایجاد کرده است.

این تحلیل به نقل از بیژن عبدالکریمی، استاد دانشگاه وابسته به حکومت، می‌نویسد بسیاری از شهروندان، در کنار خواست زندگی بهتر، اکنون حفظ استقلال سیاسی ایران را نیز ضروری می‌دانند و نگران‌اند تلاش برای فروپاشی حکومت به تهدیدی علیه موجودیت کشور تبدیل شود.

وای‌نت در ادامه تاکید می‌کند رهبران جمهوری اسلامی به‌خوبی از خطر بازگشت اعتراضات اجتماعی پس از پایان جنگ آگاه‌اند. در این گزارش به هشدار یک جامعه‌شناس ایرانی اشاره شده که گفته فشار اقتصادی، طبقه متوسط ایران را فرسوده کرده و جامعه را به سمت شکاف شدید میان اقلیتی ثروتمند و اکثریتی فقیر سوق داده است.

بر اساس این تحلیل، حتی اگر توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن به کاهش تحریم‌ها منجر شود، مشکلات ساختاری اقتصاد ایران - از جمله فساد، سوءمدیریت و سلطه نهادهای دولتی و شبه‌دولتی - همچنان پابرجا خواهد ماند و لغو تحریم‌ها به‌تنهایی قادر به حل بحران اقتصادی نخواهد بود.

وای‌نت همچنین از شکل‌گیری آنچه «جمهوری اسلامی سوم» توصیف شده سخن می‌گوید؛ مرحله‌ای که به نوشته این تحلیل، پس از مرگ علی خامنه‌ای و با افزایش نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ساختار قدرت از حکومت دینی به نوعی اقتدارگرایی نظامی تغییر یافته است.

به نوشته این تحلیل، رهبران جدید حکومت ایران در کوتاه‌مدت بر بقا و جلوگیری از ازسرگیری جنگ متمرکزند، اما پس از پایان درگیری‌ها ناچار خواهند شد با پیامدهای گسترده اقتصادی و اجتماعی جنگ روبه‌رو شوند.

  • گرانی، رکود و ترس؛ روایت شهروندان از بحران فزاینده اقتصادی

    گرانی، رکود و ترس؛ روایت شهروندان از بحران فزاینده اقتصادی

در این تحلیل آمده است بر اساس گزارش‌های رسمی، تنها در استان تهران حدود ۶۰ هزار واحد مسکونی آسیب دیده و مقام‌های حوزه انرژی هشدار داده‌اند بازسازی زیرساخت‌ها ممکن است حدود دو سال زمان ببرد. همچنین پیش‌بینی شده زمستان آینده از نظر تامین انرژی برای صنعت، کشاورزی و خدمات بسیار دشوار باشد و مصرف بخش خصوصی احتمالا باید تا ۴۰ درصد کاهش یابد.

وای‌نت همچنین هشدار می‌دهد پایان جنگ ممکن است شکاف‌های داخلی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی را تشدید کند؛ به‌ویژه در شرایطی که حکومت تاکنون عمدتا به دلیل وضعیت جنگی انسجام خود را حفظ کرده است.

این تحلیل به وضعیت مجتبی خامنه‌ای نیز اشاره می‌کند و می‌نویسد رهبر جدید جمهوری اسلامی ممکن است زودتر از انتظار با انتقادها درباره جانشینی موروثی و توانایی خود برای تثبیت قدرت روبه‌رو شود؛ موضوعی که از نگاه بسیاری با اصول اولیه جمهوری اسلامی در تضاد است.

وای‌نت در پایان نتیجه می‌گیرد که حتی اگر تغییر حکومت در کوتاه‌مدت محتمل نباشد، پایان جنگ می‌تواند جمهوری اسلامی را ناچار کند با بحران‌های انباشته اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مواجه شود؛ بحران‌هایی که به نوشته این تحلیل ممکن است روند فرسایش و افول نظام را تسریع کنند.

جنگ نمادها: چرا شکوفایی امارات برای جمهوری اسلامی غیرقابل تحمل است؟

۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۹:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)

دشمنی جمهوری اسلامی با امارات متحده عربی بیش از آنکه بر سر مرزها باشد، ریشه در یک تضاد عمیق وجودی دارد.

دقیق‌ترین توصیف از این شکاف را ریم الهاشمی، وزیر مشاور امارات ارائه داد. او تاکید کرد که امارات بیش از هر کشور دیگری هدف حملات تهران بوده است، زیرا این کشور هر آن چیزی است که جمهوری اسلامی نیست. امارات با ارائه الگویی از شکوفایی اقتصادی، تنوع ادیان و همزیستی فرهنگ‌های جهانی، عملا به ضدِ الگوی حکومتی تبدیل شده که بقای خود را در انزوای ایدئولوژیک و ترویج فقر تحت نام مقاومت می‌بیند.

هراس از ابطال روایت؛ وقتی رفاه همسایه پایه‌های شعار را می‌لرزاند

برای سیستمی که دهه‌ها بر طبل ساده‌زیستی انقلابی و دشمنی با تجمل کوبیده است، تماشای یک کشور مسلمان در همسایگی که به قله‌های رفاه و تکنولوژی رسیده، یک کابوس تمام‌عیار است.

موفقیت دبی و ابوظبی به‌طور خودکار ادعای ناکارآمدی مدل‌های غیرانقلابی را باطل می‌کند. مقامات تهران توسعه امارات را نه یک پیشرفت بومی، بلکه ویترینی از استعمار نوین معرفی می‌کنند، چرا که پذیرش موفقیت این مدل به معنای پذیرش شکست چهل سال شعار اقتصاد مقاومتی در ایران است.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

جنگ نمادها: چرا شکوفایی امارات برای جمهوری اسلامی غیرقابل تحمل است؟

۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۸:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامیار بهرنگ

دشمنی جمهوری اسلامی با امارات متحده عربی بیش از آنکه بر سر مرزها باشد، ریشه در یک تضاد عمیق وجودی دارد.

دقیق‌ترین توصیف از این شکاف را ریم الهاشمی، وزیر مشاور امارات ارائه داد. او تاکید کرد که امارات بیش از هر کشور دیگری هدف حملات تهران بوده است، زیرا این کشور هر آن چیزی است که جمهوری اسلامی نیست. امارات با ارائه الگویی از شکوفایی اقتصادی، تنوع ادیان و همزیستی فرهنگ‌های جهانی، عملا به ضدِ الگوی حکومتی تبدیل شده که بقای خود را در انزوای ایدئولوژیک و ترویج فقر تحت نام مقاومت می‌بیند.

هراس از ابطال روایت؛ وقتی رفاه همسایه پایه‌های شعار را می‌لرزاند

برای سیستمی که دهه‌ها بر طبل ساده‌زیستی انقلابی و دشمنی با تجمل کوبیده است، تماشای یک کشور مسلمان در همسایگی که به قله‌های رفاه و تکنولوژی رسیده، یک کابوس تمام‌عیار است.

موفقیت دبی و ابوظبی به‌طور خودکار ادعای ناکارآمدی مدل‌های غیرانقلابی را باطل می‌کند. مقامات تهران توسعه امارات را نه یک پیشرفت بومی، بلکه ویترینی از استعمار نوین معرفی می‌کنند، چرا که پذیرش موفقیت این مدل به معنای پذیرش شکست چهل سال شعار اقتصاد مقاومتی در ایران است.

  • امارات متحده عربی از رهگیری حمله موشکی خبر داد؛ درگیری‌ها در تنگه هرمز تشدید شد

    امارات متحده عربی از رهگیری حمله موشکی خبر داد؛ درگیری‌ها در تنگه هرمز تشدید شد

این را البته باید در کنار شکست گفتمان مقاومت اقتصادی در داخل هم دید؛ جایی‌که درصد اندکی از جامعه برخوردار ایران تمام زندگی خود را بر اساس همان الگوی زیست به اصطلاح جمهوری اسلامی، اشرافی تعریف کرده‌اند.

استراتژی ویرانی؛ چرا برج‌ها و هتل‌ها در سیبل حملات هستند؟

تمرکز هواداران نظام و رسانه‌های رادیکال (اصلاح‌طلب، اصولگرا و ...) بر تهدید به تخریب هتل‌ها و برج‌های نمادین دبی، برخاسته از یک منطق جنگی است که اعتبار و امنیت را هدف می‌گیرد. آنها می‌دانند که قدرت امارات بر تصویر امنیت و ثبات استوار است.

در حالی که اهداف نظامی ممکن است بازسازی شوند، فروریختن یک نماد لوکس مانند برج خلیفه، ضربه‌ای مهلک به قلب صنعت توریسم و جریان سرمایه‌گذاری خارجی است. هدف قرار دادن این نمادها، تلاشی است برای اثبات این ادعا که رفاه بدون تبعیت از نظم مورد نظر تهران، سرابی لرزان بیش نیست.

  • نتانیاهو به رییس امارات متحده عربی: اسرائیل در کنار نزدیک‌ترین متحدان خود می‌ایستد

    نتانیاهو به رییس امارات متحده عربی: اسرائیل در کنار نزدیک‌ترین متحدان خود می‌ایستد

جالب‌تر آنکه آنها تبلیغ علنی هدف قراردادن یک نماد غیرنظامی را بخشی از پروژه جنگ‌طلبی جمهوری اسلامی تفسیر نمی‌کنند. شکل‌گیری چنین تبلیغ جنگی و اقدام علنی علیه مکان‌های شهری از تمام طیف‌های سیاسی درون نظام البته یک پیام مهم دیگر را تثبیت کرد که جمهوری اسلامی و هوادارانش یک هویت ایستا با لباس‌های متفاوت دارند و همه آنها در روز موعود لباس سبز لجنی سپاه پاسداران را به تن می‌کنند.

خانه شیشه‌ای؛ منطق شکنندگی در برابر منطق توسعه

استفاده مداوم از استعاره خانه شیشه‌ای در ادبیات نظامی و رسانه‌ای جمهوری اسلامی، پیامی روشن به ابوظبی است. بر اساس تحلیل‌های منتشر شده در رسانه‌های وابسته به نهادهای نظامی، کشوری که تمام دارایی‌اش در چند سازه مدرن خلاصه شده، در برابر ضربه پهپادی و موشکی به‌شدت آسیب‌پذیر است.

  • روزنامه وطن امروز، امارات متحده عربی را «امارات منفجره» خواند

    روزنامه وطن امروز، امارات متحده عربی را «امارات منفجره» خواند

این استراتژی در واقع تلاش برای باج‌گیری از کشوری است که برخلاف تهران، چیزهای زیادی برای از دست دادن دارد. آنها می‌خواهند ثابت کنند که شکوفایی اقتصادی در غیاب تبعیت سیاسی از قدرت منطقه‌ای جمهوری اسلامی، به مویی بند است.

اما ندیدن موازنه بلند مدت قدرت بزرگ‌ترین اشتباه راهبردی جمهوری اسلامی است. جایی که اتفاقا امارات متحده عربی به‌خوبی روی آن سرمایه‌گذاری کرده است و کشورش را از دل شن به جایی برای رفاه و سرمایه‌گذاری بدل کرده است.

پیمان ابراهیم؛ تغییر موازنه و ورود اسرائیل به معادله

تنها بخشی از این دشمنی که مستقیما به اسرائیل گره می‌خورد، نقش امارات در پیمان ابراهیم است. از نظر حاکمان جمهوری اسلامی، این توافق نه یک حرکت دیپلماتیک، بلکه یک خیانت راهبردی و تهدید موجودیتی است. الحاق امارات به این پیمان، به معنای پایان انزوای اسرائیل در منطقه و آغاز همکاری‌های امنیتی و راداری در نزدیکی سواحل ایران است. جمهوری اسلامی با وحشت نظاره‌گر این است که امارات چگونه با تغییر قطب‌نما، امنیت خود را از طریق اتحاد با قدرت‌های نوین و تکنولوژیک تامین می‌کند و عملا نفوذ سنتی ایران در میان کشورهای عربی را خنثی می‌سازد.

  • جمهوری اسلامی امارات را هدف گرفت

    جمهوری اسلامی امارات را هدف گرفت

استقلال در بازار انرژی؛ پایان دوران تبعیت از الگوهای فرسوده

تحرکات امارات برای بازنگری در سهمیه‌های اوپک یا حتی شایعات خروج از این سازمان، نشان‌دهنده تولد یک بازیگر مستقل است که دیگر حاضر نیست منافع ملی خود را فدای سیاست‌های دسته‌جمعی کند.

این رویکرد که ابوظبی مسیر ویژن ۲۰۳۱ خود را مقدم بر اتحادهای نفتی قدیمی می‌داند، برای تهران که تحت فشار تحریم‌ها به انسجام اوپک نیاز دارد، یک ضربه سنگین است. امارات ثابت کرده که در نظم نوین جهانی، شکوفایی اقتصادی از مسیر عمل‌گرایی می‌گذرد، نه همبستگی‌های فرسوده ایدئولوژیک.

پایان عصر انحصار؛ پیروزی واقع‌گرایی بر شعار

امارات با انتخاب مسیر شکوفایی و تکثر، عملا ثابت کرده است که می‌توان مسلمان بود، مدرن زیست و با تمام جهان رابطه داشت و به ثروت رسید.

این دقیقا همان واقعیتی است که جمهوری اسلامی بیش از چهار دهه تلاش کرده تا آن را غیرممکن جلوه دهد. دشمنی با امارات، در حقیقت دشمنی با آینه‌ای است که ناتوانی‌های حکمرانی ایدئولوژیک را به وضوح نشان می‌دهد.

زنگ خطر برای احزاب؛ حزب اصلاح پادشاهی بریتانیا در کمین قدرت

۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۴:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
علی رشید

انتخابات محلی هفتم مه ۲۰۲۶ در ۱۳۶ شورای انگلستان برگزار شد و بیش از پنج هزار کرسی را به رقابت گذاشت. مشارکت حدود ۴۳ درصد گزارش شد که به نوبه خود رکوردی تاریخی برای انتخابات‌های محلی در انگلستان به شمار می‌آید.

کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر و رهبر حزب کارگر، شکست را پذیرفت و گفت پیام رأی‌دهندگان را شنیده است، در حالی که نایجل فاراژ، رهبر حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا، نتایج را «تغییر تاریخی» در سیاست بریتانیا توصیف کرد. حزب کارگر چندین شورا را از دست داد و حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا بیش از ۴۰۰ کرسی تازه به دست آورد.

نایجل فاراژ؛ از حزب استقلال پادشاهی متحد تا اصلاح پادشاهی بریتانیا

نایجل فاراژ، متولد ۱۹۶۴ در فارنبرو، پس از تحصیل در کالج دالیچ به‌جای دانشگاه وارد بازار بورس سیتی لندن شد. مخالفت با پیمان ماستریخت او را در ۱۹۹۲ از حزب محافظه‌کار جدا کرد و در ۱۹۹۳ با حزب استقلال پادشاهی متحد (یوکیپ) وارد سیاست شد.

او از ۱۹۹۹ نماینده پارلمان اروپا از حوزه جنوب شرق انگلستان بود و از ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۶ (با وقفه‌ای کوتاه) رهبری یوکیپ را برعهده داشت، حزبی که بر نگرانی‌های بخشی از طبقه کارگر سفیدپوست درباره مهاجرت سوار شد و در انتخابات محلی ۲۰۱۳ و انتخابات پارلمان اروپا ۲۰۱۴ به موفقیت‌های تاریخی رسید.

  • ضربه سنگین به حزب کارگر در انتخابات محلی و پیروزی گسترده حزب اصلاح بریتانیا

    ضربه سنگین به حزب کارگر در انتخابات محلی و پیروزی گسترده حزب اصلاح بریتانیا

فشار ناشی از اوج‌گیری یوکیپ، دیوید کامرون را به وعده همه‌پرسی خروج از اتحادیه اروپا در مانیفست ۲۰۱۵ کشاند. همه‌پرسی ۲۰۱۶ با ۵۱.۹ درصد رأی به خروج، تاریخ سیاسی بریتانیا را عوض کرد. فاراژ پس از رأی خروج از یوکیپ استعفا کرد و در ۲۰۱۹ حزب برگزیت را راه انداخت.

کاترین آن بلیکلاک از بنیان‌گذاران و نخستین رهبر حزب برگزیت بود اما پس از افشای اظهارات ضداسلامی و نژادپرستانه استعفا کرد و فاراژ برای یک سال رهبری را به دست گرفت. در دوره رهبری ریچارد تایس، نام حزب از «برگزیت» به «حزب اصلاح پادشاهی بریتانیا» تغییر کرد و فاراژ از ۲۰۲۴ دوباره در رأس حزب قرار گرفت.

در انتخابات عمومی ۲۰۲۴، فاراژ کرسی کلکتون را گرفت و حزب اصلاح پادشاهی بریتانیا با حدود پنج کرسی پارلمانی اما بیش از چهار میلیون رأی، به سومین حزب پرآرای بریتانیا تبدیل شد. این شکاف میان آرا و کرسی‌ها، محور اصلی حمله فاراژ به نظام اکثریتی فعلی است.

حزب اصلاح پادشاهی بریتانیا چه می‌خواهد؟

حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا خود را حزبی ضداستقرار معرفی می‌کند که بر کنترل مهاجرت، کاهش مالیات، کوچک‌سازی دولت تمرکز دارد. هدف فاراژ تبدیل این حزب به نیروی اصلی راست سیاسی و در نهایت تصاحب نخست‌وزیری است.

سیاست‌های اقتصادی و مالیاتی

در مانیفست «قرارداد ما با شما»، مهم‌ترین وعده‌های اقتصادی عبارت‌اند از:

  • افزایش سقف معافیت مالیاتی درآمد به ۲۰ هزار پوند در سال
  • حذف مالیات بر ارث برای دارایی‌های زیر دو میلیون پوند
  • حذف مالیات شرکت برای بیش از ۱.۲ میلیون کسب‌وکار کوچک و متوسط
  • افزایش سقف معافیت مالیات بر ارزش‌افزوده (VAT) به ۱۵۰ هزار پوند
  • کاهش هزینه‌های دولت از طریق «حذف ولخرجی» و بازتوزیع منابع به خدمات عمومی کلیدی
  • رهبر حزب اصلاح بریتانیا: جمهوری اسلامی شرور باید برود

    رهبر حزب اصلاح بریتانیا: جمهوری اسلامی شرور باید برود

مهاجرت و هویت

مهاجرت محور اصلی گفتمان حزب اصلاح پادشاهی بریتانیاست. این حزب می‌خواهد مهاجرت «غیرضروری»، که آن را شامل مهاجرت کاری و خانوادگی می‌داند متوقف کند، اقامت دائم (ILR) برای متقاضیان جدید را لغو کند و به‌جای آن ویزاهای پنج‌ساله با شرایط سخت‌تر، حقوق بالاتر و کنترل‌های شدیدتر قرار دهد.

به‌موازات این، حزب خروج از کنوانسیون اروپایی حقوق بشر را برای تسهیل اخراج مهاجران غیرقانونی و توقف قایق‌ها ضروری می‌داند. منتقدان حقوقی هشدار می‌دهند که این طرح‌ها می‌تواند با تعهدات بین‌المللی بریتانیا در تضاد باشد و وضعیت هزاران مهاجر را مبهم کند.

کی‌یر استارمر در مصاحبه‌ای سیاست مهاجرتی حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا را «نژادپرستانه» توصیف کرده، با این حال دولت کارگر تحت فشار این حزب به سمت سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر حرکت کرده است. این تاثیرگذاری بر گفتمان، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا حتی بدون داشتن قدرت ملی مستقیم است.

هدف بلندمدت؛ جانشینی محافظه‌کاران

هدف بلندمدت فاراژ فراتر از انتخابات محلی است، او می‌خواهد حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا جای محافظه‌کاران را به‌عنوان نیروی اصلی جناح راست بگیرد و اپوزیسیون واقعی در برابر دولت کارگر باشد.

در انتخابات محلی ۲۰۲۵، این حزب با جهشی از صفر به صدها کرسی شورا و تصاحب چندین شورای کلیدی، از جمله کنت و استافوردشایر از محافظه‌کاران و دانکستر و دورهام از حزب کارگر، وارد مرحله جدیدی شد. در ۲۰۲۶، با اضافه شدن شوراهای تازه و عبور تعداد کرسی‌های محلی از ۸۰۰، این حزب دیگر فقط نیروی اعتراضی نیست، بلکه برای نخستین بار مسئولیت مستقیم اداره چندین شهرستان انگلستان را برعهده دارد.

برخی تحلیل‌گران معتقدند اگر روند نظرسنجی‌ها ادامه یابد، حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا می‌تواند در انتخابات عمومی بعدی صدها حوزه را هدف بگیرد، هرچند نظام اکثریتی همچنان بزرگ‌ترین مانع برای تبدیل آرا به کرسی است و در ۲۰۲۴ بیش از چهار میلیون رأی این حزب را تنها به چند کرسی تبدیل کرد.

100%

آزمایشگاه‌های قدرت محلی؛ برنامه ریفرم در شوراها

پیروزی در انتخابات محلی، حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا را برای اولین بار در جایگاه تصمیم‌گیر در سطح محلی قرار داده است. هاورینگ، نیوکاسل-آندر-لایم و شماری دیگر از شوراها اکنون به آزمایشگاه‌های اصلی این حزب تبدیل شده‌اند.

اقداماتی که حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا در شوراهای تحت کنترل خود وعده داده یا آغاز کرده شامل موارد زیر است:

  • لغو برنامه‌های تنوع، برابری و شمول و کاهش واحدهای مرتبط
  • توقف یا تعلیق پروژه‌های انرژی تجدیدپذیر و دستور کار خالص صفر کربن
  • ممانعت از اسکان پناه‌جویان در محدوده شورای تحت کنترل
  • بازگشت کارمندان دولت محلی به کار حضوری و محدود کردن دورکاری
  • کاهش هزینه‌های اداری از طریق الگوهای ممیزی و «حذف ولخرجی» با الهام از مدل‌های آمریکایی

متخصصان حقوق اداری هشدار می‌دهند که شوراهای محلی در بریتانیا اختیارات محدود دارند و بسیاری از این تصمیمات با چارچوب قانون‌گذاری ملی در وستمینستر در تعارض قرار می‌گیرد، بنابراین این وعده‌ها با چالش‌های حقوقی جدی روبه‌رو خواهند شد.

هاورینگ؛ پرچم لندن برای ریفرم

هاورینگ در شرق لندن اکنون نماد اصلی پیشروی حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا در پایتخت است. فاراژ پیش از انتخابات گفته بود «هیچ شکی ندارد» که هاورینگ را می‌برد و صبح هشتم مه در بازار رامفورد جشن پیروزی گرفت، این نخستین شورای لندنی است که به کنترل کامل این حزب درآمده است.

طرح «هاورینگ به اسکس»

جنجالی‌ترین طرح حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا در هاورینگ، انتقال این شهرستان از مرزهای لندن بزرگ به استان اسکس است. اندرو روزیندل، نماینده رامفورد که از محافظه‌کاران به حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا پیوسته، می‌گوید ساکنان هاورینگ «هیچ‌وقت خود را از نظر فرهنگی لندنی احساس نکرده‌اند» و باید در همه‌پرسی درباره الحاق به اسکس رأی بدهند.

رفرم استدلال می‌کند این اقدام به هاورینگ خودمختاری بیشتری می‌دهد و آن را از سیاست‌های مرکزی شهر لندن جدا می‌کند، هرچند منتقدان می‌گویند چنین تغییری نیازمند طی یک فرایند پیچیده حقوقی و سیاسی است.

علاوه بر هاورینگ، فاراژ شوراهای بکسلی، بروملی و بارکینگ-اند-دگنهام را نیز در فهرست اهداف لندنی حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا قرار داده است؛ مناطق حاشیه‌ای با ترکیب جمعیتی نزدیک به پایگاه رأی سنتی این حزب.

استارمر در تنگنا و صعود عضویت ریفرم

۱۸ ماه پس از پیروزی بزرگ حزب کارگر در انتخابات عمومی ژوئیه ۲۰۲۴ با ۴۱۲ کرسی، کی‌یر استارمر با جدی‌ترین بحران دوران نخست‌وزیری‌اش روبه‌رو است. گزارش‌ها حاکی است او در کارزار انتخابات محلی ۲۰۲۶ به «نقطه ضعف انتخاباتی» تبدیل شده و بسیاری از نمایندگان کارگر حضورش را در خط مقدم کمپین محدود کرده‌اند.

در همین حال، عضویت حزب کارگر از اوج بیش از نیم میلیون نفر در دوران کوربین به حدود نصف کاهش یافته، در حالی که حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا ادعا می‌کند با بیش از ۲۰۰ هزار عضو، اکنون از نظر تعداد عضو از حزب کارگر پیشی گرفته و بزرگ‌ترین حزب بریتانیاست.

با وجود فشارهای داخلی برای تغییر رهبری، دفتر نخست‌وزیر تاکید می‌کند استارمر از اختیار پنج‌ساله برخوردار است و قصد کناره‌گیری ندارد؛ موضعی که یادآور ایستادگی تونی بلر در برابر فشارهای مشابه برای اعلام تاریخ خروج است.

«رویا»؛ زن، دیوار و زندان

۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
محمد عبدی

«رویا»، ساخته مهناز محمدی، که به تازگی در سینماهای آلمان به اکران عمومی درآمده، تصویر روشنی است از احوال یک زن زندانی گرفتار در اوین.

فیلم که از نظر زمانی به زندان‌ها و شکنجه‌های پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» مربوط است، حالا پس از وقایع انقلاب اخیر ایران که به کشته شدن ده‌ها هزار نفر و زندانی شدن افراد بسیار بیشتری انجامید، رنگ و بوی خاصی به خود می‌گیرد و از قید و بند زمان می‌گریزد.

محمدی که خود بارها به‌وسیله نیروهای امنیتی دستگیر شده و ماه‌ها در زندان انفرادی در اوین بوده است، این فیلم را حاصل تجربه شخصی خودش می‌داند. جایی که یک زن در یک سلول سه متر در سه متر نگهداری می‌شود و با توهین و تحقیر و شکنجه از او می‌خواهند که علیه خودش اعتراف کند.

فیلمساز شخصیت اصلی داستان را به معلمی تغییر داده که متهم است از شاگردانش خواسته تا روسری‌های خود را بسوزانند.

فیلم اطلاعات بسیار اندکی درباره شخصیت اصلی‌اش به ما می‌دهد و سعی دارد در حالتی رویاگونه احوال یک زن زیرشکنجه را ترسیم کند. از این رو ۲۰ دقیقه اول فیلم - نقطه قوت آن - سکانس تکان‌دهنده‌ای است در داخل زندان که به تمامی از نقطه‌نظر این زن روایت می‌شود و دوربین جای چشم‌های او را می‌گیرد. زنی محبوس در سلول که چیز زیادی نمی‌بیند - چون چشم‌بند دارد - و تنها از طریق صداها تا حدی می‌فهمد که چه اتفاقاتی در اطراف او رخ می‌دهد و از این رو صدا به ابزاری بسیار مهم در طول فیلم بدل می‌شود که در مجموع بار بزرگی از فیلم را به دوش می‌کشد؛ حتی بیش از تصویر.

۲۰ دقیقه ابتدایی هر چند می‌تواند برای تماشاگر آزارنده باشد - چرا که تصویرها روشن و واضح نیستند و هنوز چیز زیادی درباره این شخصیت نمی‌دانیم - اما در نهایت به یک تجربه عینی از وضعیت یک زندانی تحت‌ شکنجه بدل می‌شود که در آن تماشاگر خواه‌ناخواه در رنج شخصیت اصلی شریک می‌شود.

حالا دیگر اهمیتی ندارد که این شخصیت را می‌شناسیم یا نه. فیلم از این نقطه می‌گریزد و از ما می‌خواهد که در یک تجربه تلخ شریک شویم. همان تجربه‌ای که خود فیلمساز از سر گذرانده و حالا می‌خواهد با ما به اشتراک بگذارد.

او می‌گوید که تجربه‌اش در زندان اطلاعات سپاه در داخل اوین، دقیقا به همین شکل بوده و او در واقع به دلیل داشتن چشم‌بند، چیز زیادی درباره این زندان نمی‌داند. درست به مانند شخصیت اصلی فیلم که تنها با صداهایی ترسناک روبه‌روست.

از اینجاست که فیلم از تماشاگرش می‌خواهد به تخیل پناه ببرد و ساختار و دیوارها و آدم‌های زندان را در ذهن خود بسازد. فیلمساز حتی از این طریق وضعیت شخصیت اصلی فیلمش را به همه افراد در بند در زندان‌های ایران پیوند می‌زند: ما نمی‌دانیم که او کیست، چه کرده و حتی ظاهر فیزیکی و چهره‌اش را نمی‌بینیم، گویی که هیچ‌کدام از این‌ها اهمیتی ندارد و تنها در حال همذات‌پنداری با بیشمار زندانیان مشابه در جمهوری اسلامی هستیم.

همین ترفند جسورانه در این ۲۰ دقیقه ابتدایی، می‌تواند فیلم را در ذهن تماشاگرش حک کند.

100%

ادامه فیلم به قوت این شروع تکان‌دهنده نیست. زمانی که پس از این سکانس پر تنش، سرانجام چهره زن را می‌بینیم که برای مرخصی سه روزه، از زندان بیرون می‌آید.

اما ادامه روایت هم به یک روایت رئالیستی معمول - از جمله فیلم پیشین این فیلمساز با عنوان «پسر-مادر» - ارتباطی ندارد و این فضای پر تردید و پر رویا تا انتها ادامه پیدا می‌کند. جایی که مکان‌ها و زمان‌های مختلف در هم تنیده می‌شوند و در تمام طول فیلم این زن - با بازی ملیسا سوزن، بازیگر اهل ترکیه که در فیلم برنده نخل طلای نوری بیلگه جیلان، «خواب زمستانی»، درخشیده بود - کلمه‌ای بر زبان نمی‌آورد تا عدم قطعیت در رفتار و گفتار اطرافیان او موکد شد، از فضای قبرستان و خواهر خودکشی کرده - که باز معلوم نیست به چه دلیل - تا گفت‌و‌گو با پدر مرده.

همه این فضاها و اتفاقات به شکلی به همان سکانس دیدنی ابتدایی باز می‌گردد: این که یک زن باید به هر قیمت و هر طریقی به‌وسیله بازجویانش خرد شود و بین سال‌ها زندانی شدن یا اعتراف تلویزیونی علیه خود، یکی را انتخاب کند.

فیلم به ما نمی‌گوید که شخصیت اصلی‌اش کدام را برمی‌گزیند.