افبیآی: عامل تیراندازی مرگبار آستین به جمهوری اسلامی و خامنهای علاقه داشت
افبیآی اعلام کرد عامل تیراندازی مرگبار آستین در تگزاس که سه کشته و بیش از ۱۲ زخمی برجا گذاشت، به جمهوری اسلامی و علی خامنهای علاقه داشت، اما هیچ ارتباطی با سازمانهای تروریستی خارجی نداشت و بهتنهایی عمل کرده است.
اداره تحقیقات فدرال آمریکا، افبیآی، در جمعبندی نهایی خود درباره تیراندازی مرگبار ماه مارس اعلام کرد عامل حمله بهتنهایی عمل کرده و هیچ ارتباطی با سازمانهای تروریستی خارجی نداشته است؛ هرچند تحقیقات نشان میدهد او تحت تاثیر «جنگ ایران» و اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی قرار داشته و به رهبر کشته شده جمهوری اسلامی علاقه نشان میداده است.
به گزارش ایبیسی نیوز، فرد مهاجم «اندیاگا دیاگنه» ۵۳ ساله، شهروند آمریکاییِ سنگالیتبار، صبح اول مارس در خیابان معروف «سیکس استریت» آستین به سوی مردم تیراندازی کرد که در نتیجه آن سه نفر کشته و بیش از ۱۲ نفر زخمی شدند. او در نهایت در درگیری با نیروهای پلیس کشته شد.
افبیآی در آغاز تحقیقات احتمال ارتباط این حمله با تروریسم سازمانیافته را بررسی کرده بود، اما در گزارش نهایی اعلام کرد «هیچ مدرکی» دال بر هدایت خارجی یا ارتباط او با گروههای تروریستی وجود ندارد.
در بیانیه رسمی افبیآی آمده است: «تحقیقات نشان میدهد تشدید رفتار خشونتآمیز او تا حدی با محرکها و نارضایتیهای شخصی مرتبط با اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه [حکومت] ایران ارتباط داشته و در نهایت به حملهای خشونتآمیز و ناگهانی منجر شده است.»
بر اساس این گزارش، زمان وقوع تیراندازی همزمان با آغاز جنگ کنونی ایران و آمریکا بوده؛ جنگی که طی آن حملات آمریکا و اسرائیل به کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، منجر شد.
افبیآی همچنین اعلام کرد تحقیقات نشان داده دیاگنه «احترام و علاقه عمیقی» به خامنهای داشته است. او هنگام حمله تیشرتی با طرح پرچم ایران و سوییشرتی با عبارت «Property of Allah» («متعلق به الله») بر تن داشته است.
این نهاد امنیتی تاکید کرد: «اگرچه علاقه او به ایران و آیتالله خامنهای بدون تردید در گرایش او به خشونت نقش داشته، اما افبیآی هنوز به شواهد قطعی درباره انگیزه دقیق او یا دلیل انتخاب محل حمله دست نیافته است.»
افبیآی اعلام کرد تحقیقات برای روشن شدن همه ابعاد پرونده ادامه خواهد یافت و مقامهای فدرال همچنان تمامی سرنخهای مرتبط با این حمله را بررسی میکنند.
آمریکا اعلام کرد مجموعهای از افراد و شرکتها در چین، هنگکنگ، بلاروس و امارات متحده عربی را به دلیل ارتباط با برنامههای تسلیحاتی و شبکههای تامین جمهوری اسلامی تحریم کرده است؛ اقدامی که بخشی از فشارهای واشینگتن علیه صنایع نظامی و برنامه پهپادی ایران توصیف شده است.
بر اساس بیانیه دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (اوفک)، که جمعه ۱۸ اردیبهشت منتشر شد، در بهروزرسانی تازه، بیش از ۱۰ فرد و شرکت به فهرست «اتباع و نهادهای ویژه تحریمشده» افزوده شدند. این تحریمها ذیل مقررات مرتبط با عدم اشاعه تسلیحات و برنامههای مرتبط با حکومت ایران اعمال شدهاند.
در میان افراد تحریمشده، نام «محمدمهدی ملکی»، شهروند ایرانی مقیم بلاروس، دیده میشود که به گفته وزارت خزانهداری با «مرکز همکاریهای فناوری و نوآوری» ایران مرتبط است. «لی گنپینگ»، شهروند چینی مرتبط با شرکت «هیتکس اینسولیشن نینگبو» و «محمدعلی طالباف»، شهروند بلاروس مرتبط با شرکت «آرموری الاینس»، نیز در فهرست تحریمها قرار گرفتهاند.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین چندین شرکت در چین و هنگکنگ را به دلیل همکاری با شبکههای تامین جمهوری اسلامی تحریم کرد.
بر اساس این بیانیه، برخی از این شرکتها با «مرکز همکاریهای فناوری و نوآوری» جمهوری اسلامی یا شرکت ایرانی «پیشگام الکترونیک صفه» مرتبط بودهاند؛ نهادهایی که آمریکا آنها را بخشی از شبکه تامین فناوری و تجهیزات صنایع نظامی حکومت ایران میداند.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین شرکت «الیت انرژی FZCO» مستقر در دبی و شرکت «آرموری الاینس» (Armory Alliance) در بلاروس را در فهرست تحریمها قرار داد.
در بخش دیگری از این بیانیه، اطلاعات تحریمی برخی نهادهای پیشتر تحریمشده جمهوری اسلامی نیز بهروزرسانی شد؛ از جمله «مرکز همکاریهای فناوری و نوآوری» (CITC) در تهران که آمریکا آن را با نامهای دیگری از جمله «مرکز پیشرفت و توسعه ایران» معرفی کرده است.
همچنین شرکت چینی فناوری ماهوارهای چانگ گوانگ، علاوه بر تحریمهای پیشین مرتبط با روسیه، تحت فرمان اجرایی مرتبط با تسلیحات ایران نیز قرار گرفت.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین تحریمهای مرتبط با «مرکز صادرات وزارت دفاع ایران» موسوم به «MINDEX» یا «MODLEX» را بهروزرسانی کرد؛ نهادی که واشینگتن آن را بخشی از شبکه صادرات و لجستیک صنایع دفاعی جمهوری اسلامی میداند.
بر اساس بیانیه اوفک، تمامی افراد و شرکتهای معرفیشده مشمول خطر «تحریمهای ثانویه» نیز هستند؛ اقدامی که میتواند موسسات مالی و شرکتهای خارجی همکار با آنها را نیز در معرض مجازاتهای آمریکا قرار دهد.
این وزارتخانه همچنین تاکید کرده است که آماده انجام اقدامات بیشتری علیه صنایع نظامی جمهوری اسلامی است.
وزارت خزانهداری آمریکا در ادامه اعلام کرد که آمادگی دارد تا علیه هر شرکت خارجی درگیر در تجارت غیرقانونی با تهران، از جمله خطوط هوایی، اقدام کند.
این وزارتخانه همچنین گفت که ممکن است تحریمهای ثانویهای را علیه موسسات مالی خارجی که به فعالیتهای جمهوری اسلامی یاری میرسانند، اعمال کند؛ از جمله شرکتهایی که «با پالایشگاههای نفت مستقل چین مرتبط هستند.»
در بیانیه این وزارتخانه به نقل از اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، آمده است: «تحت رهبری دونالد ترامپ، به اقدام برای حفظ امنیت آمریکا ادامه میدهیم.»
او گفت افراد و شرکتهای خارجی تامینکننده سلاح برای نیروهای نظامی جمهوری اسلامی را هدف تحریم قرار میدهیم.
روبیو: آمریکا شبکههای خارجی تامین تسلیحاتی جمهوری اسلامی را تحریم کرد
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز اعلام کرد دولت ترامپ تحریمهای تازهای را علیه ۱۱ نهاد و سه فرد در ایران، چین، بلاروس و امارات متحده عربی به دلیل همکاری با برنامههای نظامی جمهوری اسلامی اعمال کرده است.
روبیو در بیانیهای گفت این افراد و شرکتها در تلاشهای [حکومت] ایران برای دستیابی به تسلیحات، تجهیزات نظامی و مواد اولیه مورد استفاده در برنامههای موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی نقش داشتهاند.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد چندین شرکت مستقر در چین نیز به دلیل ارائه تصاویر ماهوارهای به ایران برای کمک به حملات نظامی علیه نیروهای آمریکایی در خاورمیانه هدف تحریم قرار گرفتهاند.
روبیو تاکید کرد: «اقدام امروز، نهادهای مستقر در چین را به دلیل حمایتشان از ایران پاسخگو میکند.» او افزود آمریکا از «همه ابزارهای لازم» برای هدف قرار دادن نهادها و افرادی در کشورهای ثالث که به نیروهای نظامی و صنایع دفاعی جمهوری اسلامی کمک میکنند، استفاده خواهد کرد.
بر اساس این بیانیه، تحریمها در چارچوب راهبرد دولت ترامپ برای مختل کردن شبکههای تامین برنامههای نظامی [حکومت] ایران و در راستای «یادداشت ریاستجمهوری امنیت ملی شماره ۲» اعمال شدهاند.
وزارت خارجه آمریکا همچنین اعلام کرد این اقدامات بخشی از تلاش واشینگتن برای حمایت از بازگرداندن تحریمها و محدودیتهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی است؛ تحریمهایی که آمریکا میگوید به دلیل «نقض گسترده تعهدات هستهای» از سوی [حکومت] ایران دوباره اعمال شدهاند.
در بیانیه روبیو آمده است ایالات متحده از تمامی ابزارهای موجود، از جمله تحریمهای مستقل آمریکا، برای «افشا، مختل و مهار» فعالیتهای جمهوری اسلامی استفاده خواهد کرد تا مانع بازسازی برنامههای حساس مرتبط با اشاعه تسلیحاتی [حکومت] ایران شود.
آمریکا پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت نیز اعلام کرده بود که پنج فرد و چهار شرکت عراقی، از جمله معاون وزیر نفت این کشور را بهدلیل ارتباط با جمهوری اسلامی و سوءاستفاده از صنایع نفتی عراق برای تضعیف امنیت این کشور را تحریم کرده است.
خبرگزاری بلومبرگ گزارش داد دولت ترامپ در تلاش برای پایان دادن به جنگ با ایران، تمرکز خود را از مذاکرات دشوار درباره برنامه هستهای و موشکی جمهوری اسلامی به بازگشایی تنگه هرمز منتقل کرده است؛ آبراهی که به گفته تحلیلگران اکنون به مهمترین اهرم فشار تهران در بحران تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش، راهبرد جدید کاخ سفید بر «بازگشایی تنگه هرمز به هر قیمتی» متمرکز شده و مذاکرات پیچیدهتر درباره برنامه هستهای و موشکهای بالستیک حکومت ایران به مراحل بعدی موکول شده است.
بلومبرگ نوشت این تغییر رویکرد در حالی رخ داده که آتشبس شکننده میان حکومت ایران و آمریکا در روزهای اخیر بارها با تبادل آتش و حملات متقابل آزمایش شده است. تنشها پس از آن شدت گرفت که ترامپ به ناوهای جنگی آمریکا دستور داد از کشتیهای تجاری برای عبور از تنگه هرمز محافظت کنند. همزمان حکومت ایران نیز تاسیسات نفتی در امارات متحده عربی را هدف قرار داد.
به نوشته بلومبرگ، هرچند ترامپ بارها اعلام کرده بود نابودی برنامه هستهای ایران هدف اصلی جنگ است، اما اکنون حفظ جریان انتقال نفت و گاز از تنگه هرمز به اولویت فوری واشینگتن تبدیل شده است.
دیوید تاننباوم، مدیر شرکت مشاوره تحریمها «بلکاستون کامپلاینس سرویسز»، به بلومبرگ گفت: «دولت ترامپ بهشدت میخواهد از این جنگ خارج شود و اکنون تنها هدف واقعی آن برقراری دوباره ناوبری در تنگه هرمز است.» او افزود: «حتی این سوال مطرح شده که آیا برنامه هستهای ایران اصلا هنوز روی میز مذاکرات قرار دارد یا نه.»
در مقابل، کاخ سفید تاکید کرده موضوع هستهای همچنان بخشی از مذاکرات است. اولیویا والز، سخنگوی کاخ سفید، به بلومبرگ گفت ترامپ «همه گزینهها را روی میز نگه داشته» تا اطمینان حاصل شود [حکومت] ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نمیکند.
همزمان با جهش قیمت جهانی انرژی، مقامهای آمریکایی اعلام کردهاند جنگ با ایران بهطور رسمی با اجرای آتشبس پایان یافته، هرچند درگیریهای پراکنده همچنان ادامه دارد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گفت واشینگتن اکنون میخواهد مذاکرات را بر «آزادسازی» تنگه هرمز متمرکز کند.
روبیو گفت ترامپ ترجیح میدهد «یادداشت تفاهمی برای مذاکرات آینده» تنظیم شود که موضوعات کلیدی را پوشش دهد و در نهایت به «بازگشایی کامل تنگهها» و بازگشت شرایط جهانی به وضعیت عادی منجر شود.
بلومبرگ گزارش داد ترامپ سهشنبه شب، همزمان با توقف ناگهانی طرحی موسوم به «پروژه آزادی»، گفته بود دو طرف به توافق نزدیک شدهاند. این توافق بر پایه یک یادداشت یکصفحهای طراحی شده بود که هدفش بازگشایی تنگه هرمز و به تعویق انداختن مذاکرات دشوارتر بود. ترامپ بعدتر از [حکومت] ایران خواست تا روز جمعه به پیشنهاد آمریکا پاسخ دهد.
اما درگیریها ادامه یافت. آمریکا شامگاه پنجشنبه اعلام کرد ناوهایش در تنگه هرمز هدف موشکها و پهپادهای ایرانی قرار گرفتهاند؛ حملاتی که به موج تازهای از حملات آمریکا علیه سایتهای پرتاب در خاک ایران منجر شد.
روز جمعه نیز جنگندههای اف/ای-۱۸ سوپر هورنت نیروی دریایی آمریکا دو کشتی تجاری با پرچم جمهوری اسلامی ایران را از کار انداختند؛ اقدامی که بخشی از محاصره دریایی طراحیشده برای وادار کردن تهران به بازگشایی تنگه هرمز توصیف شده است.
بلومبرگ نوشت برخی مقامهای پیشین آمریکایی و منتقدان، رویکرد ترامپ را مشابه نحوه مدیریت دیگر بحرانها از سوی او میدانند؛ از جمله آتشبس غزه که هرچند جنگ را متوقف کرد، اما مسائل دشوارتر مانند خلع سلاح حماس را به تعویق انداخت.
آصلی آیدینتاشباش، کارشناس خاورمیانه در موسسه بروکینگز، گفت: «ترامپ پیگیری لازم را انجام نمیدهد. سیاست خارجی او مبتنی بر اعلام پیروزی و امید به حل شدن خودبهخود مشکلات است.»
بلومبرگ همچنین گزارش داد استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، و جرد کوشنر، داماد او، پس از تلاش برای تثبیت آتشبس غزه، به مذاکرات با [حکومت] ایران منتقل شدند؛ مذاکراتی که در نهایت به حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه [حکومت] ایران انجامید.
به نوشته این گزارش، رهبران جمهوری اسلامی اکنون نسبت به مذاکرات با آمریکا بیاعتماد هستند و نشانهای از عقبنشینی در موضوع برنامه هستهای یا توقف غنیسازی اورانیوم - دو خواسته اصلی واشینگتن - نشان ندادهاند.
در عوض، تهران کنترل خود بر تنگه هرمز را تشدید کرده و از جمله با دریافت عوارض از کشتیها و اعلام پروتکلهای جدید دریایی، تلاش کرده موقعیت خود را در این آبراه استراتژیک تقویت کند.
مایکل کارپنتر، مقام پیشین دولت بایدن و عضو موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک، به بلومبرگ گفت: «ایران نوعی خفگی اقتصادی بر اقتصاد جهانی ایجاد کرده است.» او افزود: «آمریکا اکنون فقط تلاش میکند وضعیت پیش از جنگ را با بازگشایی تنگه هرمز احیا کند.»
خیلی از ما آن چشمان غمگین و انگشتان کشیدهاش را به خاطر داریم. انگشت درخشان «ایتی» که به سمت آسمان کشیده میشد و با صدایی آرام میگفت: «خانه...». در دهه ۸۰ میلادی، هالیوود به ما یاد داد که به آسمان با چشم رویا نگاه کنیم.
این موضوع کم کم باعث شد با تخیل موجودات فضایی آشنا شویم و رویابافی کنیم. قصههایی برای شب، فیلمهایی برای هیجان، و شایعاتی که ارتش آمریکا معمولا با لبخندی محتاطانه آنها را به توهم، خطای راداری یا بالون هواشناسی تقلیل میداد.
اما حالا، چیزی تغییر کرده است. دیگر صحبت از فیلم و داستان نیست. اینبار خود پنتاگون، ناسا، افبیآی و نهادهای اطلاعاتی آمریکا در حال انتشار اسنادی هستند که سالها مهر محرمانه خورده بودند. پروندههایی درباره «پدیدههای ناهنجار ناشناخته» یا UAP. نام رسمی همان چیزی که جهان سالها با عنوان «یوفو» میشناخت.
این اسناد، که در پی سیاست شفافسازی حداکثری دولت دونالد ترامپ منتشر شدهاند، فقط مجموعهای از روایتهای عجیب نیستند. آنها شامل گزارشهای عملیاتی ارتش، خلبانان، دادههای راداری، اسناد افبیآی و تصاویر ناسا هستند. پروندههایی که نشان میدهند ارتش آمریکا سالهاست با پدیدههایی روبهرو میشود که توضیح آنها ساده نیست.
و شاید عجیبترین بخش ماجرا برای ما ایرانیها این باشد که رد این پروندهها به آسمان خاورمیانه، خلیج فارس، عراق، سوریه و حتی سواحل ایران رسیده است.
تعقیب سایهها در آسمان ایران در میان ۱۶۲ فایل منتشرشده که قرار است به تعداد آنها در روزهای آینده افزوده شود، خاورمیانه فقط یک منطقه جغرافیایی نیست. بلکه به نظر میرسد به یکی از نقاط داغ این پدیدهها تبدیل شده است. در اسناد منتشرشده، نامهایی مثل خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای عمان، جزیره ابوموسی و بندر لنگه بارها تکرار میشوند.
طبق این گزارشها، نیروهای آمریکایی هنگام ماموریتهای شناسایی و جمعآوری سیگنال در این منطقه بارها با اشیایی مواجه شدهاند که رفتارشان با هیچ هواپیما یا پهپاد شناختهشدهای سازگار نبوده است.
اما نقطه حساس ماجرا جایی است که ایران نیز وارد تصویر میشود.
در اوت ۲۰۲۰، زمانی که هواپیماهای آمریکایی در حال رصد اشیا ناشناخته بر فراز خلیج فارس بودند، پدافند هوایی ایران نیز حضور آنها را تشخیص داده بود. بر اساس اسناد، نیروهای ایرانی از طریق فرکانسهای رادیویی نظامی بارها با خلبانان آمریکایی تماس گرفتند و از آنها خواستند هویت خود یا اشیا مورد رصد را اعلام کنند.
در یکی از موارد ثبتشده در نوامبر ۲۰۲۰، شرایط حتی پیچیدهتر شد. رادارهای ایران و آمریکا همزمان روی یک نقطه متمرکز بودند. طبق گزارش، هواپیمای آمریکایی در حال رصد یک UAP بود که پدافند ایران درخواست شناسایی داد، اما خلبانان آمریکایی با حفظ پروتکلهای نظامی فقط پاسخهای استاندارد ارائه کردند و به ماموریت ادامه دادند.
صحنهای جالب و هیجانانگیز! دو دشمن منطقهای، در دو سوی خلیج فارس، هر دو خیره به نقطهای ناشناخته در آسمان.
در ۲۷ اوت ۲۰۲۰، حسگرهای پیشرفته آمریکایی آرایشی از اشیا ناشناخته را ثبت کردند که در امتداد سواحل ایران به سمت شمالغرب حرکت میکردند.
ارتش آمریکا موفق شد حدود دو دقیقه این اشیا را ردیابی کند، اما درست در لحظهای که قرار بود شناسایی بصری انجام شود، پوشش متراکم ابرها مانع از اینکار شد و اشیا از دید رادارها و دوربینها خارج شدند.
در اکتبر همان سال، نزدیک جزیره ابوموسی و بندر لنگه، حضور یکی از این اشیا، همزمان با اختلال شدید در سیستمهای ارتباطی هواپیماهای آمریکایی بود .
در اسناد منتشر آمده است که هواپیماها دچار تداخل الکترونیکی شدند. پدیدهای که معمولا در جنگ الکترونیک مشاهده میشود. اما نکته عجیب این بود که منبع این اختلال، نه یک سامانه شناختهشده زمینی، بلکه شیئی بود که ماهیتش مشخص نبود.
تکنولوژیای که قوانین فیزیک را به بازی میگیرد
آنچه پنتاگون را سردرگم کرده، فقط ظاهر این اشیا نیست. بلکه رفتار آنهاست.
در گزارشی مربوط به اکتبر ۲۰۲۳، شیئی گرد در نزدیکی یونان مشاهده شد که چرخشهای ناگهانی ۹۰ درجه انجام میداد. برای خلبانان نظامی، چنین مانوری تقریبا غیرممکن تلقی میشود. هر هواپیمای شناختهشدهای در سرعت بالا، هنگام چنین تغییر جهتی تحت فشار عظیم نیروی جی قرار میگیرد. فشاری که میتواند سازه هواپیما یا بدن خلبان را نابود کند. اما این شی، بدون کاهش سرعت و بدون نشانهای از آسیب، مسیرش را تغییر داد.
در سوریه، در نوامبر ۲۰۲۳، خلبانان آمریکایی با چیزی روبهرو شدند که آن را به «توپ شیطونک» تشبیه کردند. شیئی کروی که با سرعتی حدود ۴۲۴ نات، نزدیک به ۸۰۰ کیلومتر بر ساعت، هفت دقیقه در آسمان حرکت کرد و سپس ناگهان ارتفاعش را کم کرد و از کنار جنگنده آمریکایی عبور کرد. در گزارشها آمده که حرکت آن بیشتر شبیه جهش بود تا پرواز معمولی.
در برخی موارد دیگر، این اشیا به شکل پلاسما یا تودههایی از نور سفید نامنظم توصیف شدهاند. در برخی از این پروندهها، این اجسام جامد به نظر میرسند. اشیائی فلزی، مثلثی یا کروی که هیچ بال، موتور یا رد دودی ندارند.
از آلمان نازی تا سوریه امروز این پروندهها فقط به خاورمیانه محدود نیستند. اسناد نشان میدهند که دولت آمریکا دهههاست این پدیدهها را دنبال میکند.
یکی از عجیبترین روایتها مربوط به آلمان سال ۱۹۴۴ است. شخصی به نام «ولادیسلاو کراسوسکی» گزارش داده بود که در نزدیکی برلین شیئی دایرهای به قطر ۶۵ تا ۹۰ متر دیده است.
به گفته او، بخش میانی شی با سرعتی شبیه پروانه هواپیما میچرخید و صدایی شبیه ژنراتور تولید میکرد. عجیبتر اینکه وقتی این شی در منطقه ظاهر میشد، موتور تراکتورهای آلمانی از کار میافتاد و پس از دور شدن آن دوباره روشن میشدند.
سالها بعد، در میشیگان آمریکا، فردی شی دایرهای با گنبد کریستالی را توصیف کرد که نور را بازتاب میداد و در آسمان حرکت میکرد.
در میان این اسناد، گزارشهای غیرنظامی هم دیده میشود. در مارس ۲۰۲۳، فردی از مشاهده شیی مثلثی و آبیرنگ خبر داد که نوری سفید-آبی از لبههایش ساطع میشد.
طبق این گزارش، این شی حدود سه دقیقه بالای یک تاسیسات امنیتی به صورت ثابت معلق ماند و سپس با حرکاتی پرشی و ناگهانی از منطقه دور شد. شاهد گفته بود حرکت آن اصلا شبیه پرواز جتهای معمولی نبود.
در سال ۱۹۶۳، دانشمندان آمریکایی در یک یادداشت محرمانه این پرسش را مطرح کردند که اگر روزی بشر با تمدنی روبهرو شود که محدودیتهای فیزیک شناختهشده، از جمله سرعت نور، را پشت سر گذاشته باشد، سیاست و دیپلماسی زمینی چه واکنشی باید نشان دهد؟!
پایان عصر پنهانکاری پنتاگون در جمعبندی خود تاکید کرده که این پروندهها همچنان حلنشده باقی ماندهاند. این به معنای تایید موجودات فضایی نیست، بلکه یعنی دادههای موجود هنوز توضیح قطعی ارائه نمیکنند.
اما همین اعتراف، به تنهایی قابل توجه است. دولت آمریکا که سالها بسیاری از گزارشهای یوفو را به شوخی یا خطای انسانی نسبت میداد، حالا رسما میگوید با پدیدههایی روبهروست که نمیتواند بهطور کامل توضیحشان دهد.
در برخی اسناد، این اشیا با پهپادهای کشورهای منطقه، از جمله ایران، مقایسه شدهاند، اما تحلیلگران آمریکایی نتیجه گرفتهاند که نوع حرکت، پیشرانه و مانورپذیری آنها در دستهای متفاوت قرار میگیرد و شاید همین، مهمترین بخش ماجرا باشد.
با منتشر شدن این اسناد، سوال دیگر فقط وجود موجودات فضایی نیست. پرسش بزرگتر این است که چگونه در عصر ماهوارهها، رادارهای فوقپیشرفته، جنگندههای نسل پنجم و هوش مصنوعی، هنوز اشیائی در آسمان وجود دارند که بهترین ارتش جهان هم نمیتواند توضیح روشنی برای آنها پیدا کند.
شاید وقت آن رسیده که دوباره «ایتی» را به یاد بیاوریم. همان موجودی که در پایان فیلم، سوار بر نوری در دل آسمان ناپدید شد و فقط یک سوال در ذهن میلیونها نفر گذاشت: اگر آنها واقعا جایی آن بالا باشند چه میشود؟
اما حالا، بعد از انتشار این پروندهها، سوال دیگر فقط این نیست که آیا آنها وجود دارند؟
سوال بزرگتر این است، اگر دههها فکر میکردیم «ایتی» فقط یک داستان علمیتخیلی است، حالا با وجود این گزارشها شاید این موجود دوست داشتنی کودکی ما، خیلی دور از تخیل نباشد و اینکه ما دقیقا با چه واقعیت و پدیدهای ناشناختهای روبرو هستیم؟
با تشدید بحران در خاورمیانه، سیاست خارجی کانادا زیر ذرهبین قرار گرفته است؛ منتقدان معتقدند دولتی که از واقعگرایی ارزشمحور سخن میگوید، در برابر جمهوری اسلامی و بحرانهای منطقهای، بیش از آنکه کنشگر و یک قدرت میانی تاثیرگذار باشد، به ناظر منفعل بازی ابرقدرتها بدل شده است.
دولت مارک کارنی بر اولویت دیپلماسی، همکاری چندجانبه و پایبندی به نظم مبتنی بر قانون تاکید دارد. اما منتقدان، از جمله بخشی از دیاسپورای ایرانی در کانادا، سیاستهای فعلی اتاوا را «کلمات زیبا بدون پشتوانه اجرایی» توصیف میکنند.
تنها یک ماه پیش از آغاز عملیات «خشم حماسی»، کارنی در سخنرانی خود در اجلاس داووس از رویکردی سخن گفت که آن را میتوان «واقعگرایی ارزشمحور» توصیف کرد؛ رویکردی که قرار بود نشانه بازگشت کانادا به نقش تاریخی خود در دیپلماسی جهانی باشد.
کانادا هفتاد سال پیش، در بحران کانال سوئز، با ابتکار لستر پیرسون در شکلگیری نیروی اضطراری سازمان ملل، راهی میان جنگ و انفعال پیشنهاد کرد. همین سابقه، امروز انتظارها را از اتاوا در بحرانهای تازه خاورمیانه، از برنامه هستهای جمهوری اسلامی تا امنیت تنگه هرمز، بالا برده است.
واقعیت میدان؛ تصویری متفاوت واکنش اولیه کارنی به درگیریهای اخیر ترکیبی از حمایت، تاسف و احتیاط بود. او از ضرورت جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای سخن گفت، اما همزمان تاکید کرد که همه طرفها، از جمله آمریکا و اسرائیل، باید به قواعد حقوق بینالملل پایبند بمانند.
در موضوع تنگه هرمز نیز اتاوا بر همکاری بینالمللی، چارچوب دفاعی مبتنی بر حقوق بینالملل و تلاش برای بازگرداندن کشتیرانی امن تاکید کرده است. منتقدان اما میگویند این رویکرد بیش از آنکه نشانه ابتکار عمل باشد، نوعی مدیریت بحران بدون ورود به ریشههای آن است.
لئو هوساکوس، رهبر محافظهکاران در مجلس سنای کانادا، در گفتوگوی اختصاصی با ایراناینترنشنال نقدی شدیدتر به سیاست خارجی دولت وارد کرد. او گفت کانادا در قبال جمهوری اسلامی نرمش نشان داده و بیانیههای اخلاقی دولت، بدون اقدام اجرایی، اعتبار بینالمللی اتاوا را تضعیف کرده است.
هوساکوس معتقد است سیاست خارجی کانادا بیش از حد به واکنش به اقدامات دیگران محدود شده و این کشور دیگر مانند گذشته خالق فرصتهای دیپلماتیک نیست. به گفته او، اتاوا اغلب دیر به میز مذاکره میرسد و به سهم بردن از باقیمانده تصمیمهایی بسنده میکند که پیشتر قدرتهای دیگر گرفتهاند.
این انتقادها در میان ایرانیان مقیم کانادا نیز بازتاب دارد. برای بسیاری از آنان، واژه «دیپلماسی» زمانی معنا دارد که ابزارهای موجود بهدرستی به کار گرفته شوند؛ از اجرای جدیتر تحریمها و قوانین مهاجرتی گرفته تا مقابله با شبکههای مالی و نفوذ جمهوری اسلامی در کانادا.
پرونده مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی و فرمانده پیشین سپاه پاسداران، نمونهای از همین چالش بود. ایراناینترنشنال گزارش داد که برای او مجوز اقامت موقت «تیآرپی» صادر شده بود؛ مجوزی که میتواند ورود فردی را که در شرایط عادی inadmissible یا غیرقابل پذیرش است، بهطور موقت ممکن کند.
پس از انتشار این گزارش و فشار سیاسی در اتاوا، تاج و همراهانش پس از ورود به کانادا این کشور را ترک کردند. این پرونده بار دیگر این پرسش را پیش کشید که اگر سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی کانادا قرار دارد، اجرای این سیاست در عمل تا چه اندازه جدی است.
هوساکوس در بخش دیگری از گفتوگوی خود با ایراناینترنشنال گفت دولت کانادا نمیتواند همزمان مدعی ایستادن در کنار مردم ایران باشد و در عمل، در برابر جمهوری اسلامی نرمش نشان دهد. او تاکید کرد عباراتی مانند حقوق بشر، حقوق زنان و آزادی بیان نباید فقط در سخنرانیها خوشآهنگ باشند، بلکه باید در تصمیمهای عملی دولت نیز دیده شوند.
به باور منتقدان، بحران فعلی آزمونی برای سرمایه دیپلماتیک کاناداست. اتاوا هنوز میتواند از جایگاه یک قدرت میانی برای ساختن ائتلافهای تازه، دفاع از آزادی کشتیرانی، مهار تهدیدهای هستهای و حمایت از جامعه مدنی ایران استفاده کند.
اما این نقش تنها زمانی احیا میشود که کانادا از زبان کلی دیپلماسی عبور کند و به اراده اجرایی برسد؛ همان فاصلهای که امروز منتقدان میگویند میان «عصر طلایی» دیپلماسی کانادا و واقعیت سیاست خارجی این کشور دیده میشود.
انتخابات محلی هفتم مه ۲۰۲۶ در ۱۳۶ شورای انگلستان برگزار شد و بیش از پنج هزار کرسی را به رقابت گذاشت. مشارکت حدود ۴۳ درصد گزارش شد که به نوبه خود رکوردی تاریخی برای انتخاباتهای محلی در انگلستان به شمار میآید.
کییر استارمر، نخستوزیر و رهبر حزب کارگر، شکست را پذیرفت و گفت پیام رأیدهندگان را شنیده است، در حالی که نایجل فاراژ، رهبر حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا، نتایج را «تغییر تاریخی» در سیاست بریتانیا توصیف کرد. حزب کارگر چندین شورا را از دست داد و حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا بیش از ۴۰۰ کرسی تازه به دست آورد.
نایجل فاراژ؛ از حزب استقلال پادشاهی متحد تا اصلاح پادشاهی بریتانیا
نایجل فاراژ، متولد ۱۹۶۴ در فارنبرو، پس از تحصیل در کالج دالیچ بهجای دانشگاه وارد بازار بورس سیتی لندن شد. مخالفت با پیمان ماستریخت او را در ۱۹۹۲ از حزب محافظهکار جدا کرد و در ۱۹۹۳ با حزب استقلال پادشاهی متحد (یوکیپ) وارد سیاست شد.
او از ۱۹۹۹ نماینده پارلمان اروپا از حوزه جنوب شرق انگلستان بود و از ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۶ (با وقفهای کوتاه) رهبری یوکیپ را برعهده داشت، حزبی که بر نگرانیهای بخشی از طبقه کارگر سفیدپوست درباره مهاجرت سوار شد و در انتخابات محلی ۲۰۱۳ و انتخابات پارلمان اروپا ۲۰۱۴ به موفقیتهای تاریخی رسید.
فشار ناشی از اوجگیری یوکیپ، دیوید کامرون را به وعده همهپرسی خروج از اتحادیه اروپا در مانیفست ۲۰۱۵ کشاند. همهپرسی ۲۰۱۶ با ۵۱.۹ درصد رأی به خروج، تاریخ سیاسی بریتانیا را عوض کرد. فاراژ پس از رأی خروج از یوکیپ استعفا کرد و در ۲۰۱۹ حزب برگزیت را راه انداخت.
کاترین آن بلیکلاک از بنیانگذاران و نخستین رهبر حزب برگزیت بود اما پس از افشای اظهارات ضداسلامی و نژادپرستانه استعفا کرد و فاراژ برای یک سال رهبری را به دست گرفت. در دوره رهبری ریچارد تایس، نام حزب از «برگزیت» به «حزب اصلاح پادشاهی بریتانیا» تغییر کرد و فاراژ از ۲۰۲۴ دوباره در رأس حزب قرار گرفت.
در انتخابات عمومی ۲۰۲۴، فاراژ کرسی کلکتون را گرفت و حزب اصلاح پادشاهی بریتانیا با حدود پنج کرسی پارلمانی اما بیش از چهار میلیون رأی، به سومین حزب پرآرای بریتانیا تبدیل شد. این شکاف میان آرا و کرسیها، محور اصلی حمله فاراژ به نظام اکثریتی فعلی است.
حزب اصلاح پادشاهی بریتانیا چه میخواهد؟
حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا خود را حزبی ضداستقرار معرفی میکند که بر کنترل مهاجرت، کاهش مالیات، کوچکسازی دولت تمرکز دارد. هدف فاراژ تبدیل این حزب به نیروی اصلی راست سیاسی و در نهایت تصاحب نخستوزیری است.
سیاستهای اقتصادی و مالیاتی
در مانیفست «قرارداد ما با شما»، مهمترین وعدههای اقتصادی عبارتاند از:
افزایش سقف معافیت مالیاتی درآمد به ۲۰ هزار پوند در سال
حذف مالیات بر ارث برای داراییهای زیر دو میلیون پوند
حذف مالیات شرکت برای بیش از ۱.۲ میلیون کسبوکار کوچک و متوسط
افزایش سقف معافیت مالیات بر ارزشافزوده (VAT) به ۱۵۰ هزار پوند
کاهش هزینههای دولت از طریق «حذف ولخرجی» و بازتوزیع منابع به خدمات عمومی کلیدی
مهاجرت محور اصلی گفتمان حزب اصلاح پادشاهی بریتانیاست. این حزب میخواهد مهاجرت «غیرضروری»، که آن را شامل مهاجرت کاری و خانوادگی میداند متوقف کند، اقامت دائم (ILR) برای متقاضیان جدید را لغو کند و بهجای آن ویزاهای پنجساله با شرایط سختتر، حقوق بالاتر و کنترلهای شدیدتر قرار دهد.
بهموازات این، حزب خروج از کنوانسیون اروپایی حقوق بشر را برای تسهیل اخراج مهاجران غیرقانونی و توقف قایقها ضروری میداند. منتقدان حقوقی هشدار میدهند که این طرحها میتواند با تعهدات بینالمللی بریتانیا در تضاد باشد و وضعیت هزاران مهاجر را مبهم کند.
کییر استارمر در مصاحبهای سیاست مهاجرتی حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا را «نژادپرستانه» توصیف کرده، با این حال دولت کارگر تحت فشار این حزب به سمت سیاستهای سختگیرانهتر حرکت کرده است. این تاثیرگذاری بر گفتمان، یکی از مهمترین دستاوردهای حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا حتی بدون داشتن قدرت ملی مستقیم است.
هدف بلندمدت؛ جانشینی محافظهکاران
هدف بلندمدت فاراژ فراتر از انتخابات محلی است، او میخواهد حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا جای محافظهکاران را بهعنوان نیروی اصلی جناح راست بگیرد و اپوزیسیون واقعی در برابر دولت کارگر باشد.
در انتخابات محلی ۲۰۲۵، این حزب با جهشی از صفر به صدها کرسی شورا و تصاحب چندین شورای کلیدی، از جمله کنت و استافوردشایر از محافظهکاران و دانکستر و دورهام از حزب کارگر، وارد مرحله جدیدی شد. در ۲۰۲۶، با اضافه شدن شوراهای تازه و عبور تعداد کرسیهای محلی از ۸۰۰، این حزب دیگر فقط نیروی اعتراضی نیست، بلکه برای نخستین بار مسئولیت مستقیم اداره چندین شهرستان انگلستان را برعهده دارد.
برخی تحلیلگران معتقدند اگر روند نظرسنجیها ادامه یابد، حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا میتواند در انتخابات عمومی بعدی صدها حوزه را هدف بگیرد، هرچند نظام اکثریتی همچنان بزرگترین مانع برای تبدیل آرا به کرسی است و در ۲۰۲۴ بیش از چهار میلیون رأی این حزب را تنها به چند کرسی تبدیل کرد.
آزمایشگاههای قدرت محلی؛ برنامه ریفرم در شوراها
پیروزی در انتخابات محلی، حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا را برای اولین بار در جایگاه تصمیمگیر در سطح محلی قرار داده است. هاورینگ، نیوکاسل-آندر-لایم و شماری دیگر از شوراها اکنون به آزمایشگاههای اصلی این حزب تبدیل شدهاند.
اقداماتی که حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا در شوراهای تحت کنترل خود وعده داده یا آغاز کرده شامل موارد زیر است:
لغو برنامههای تنوع، برابری و شمول و کاهش واحدهای مرتبط
توقف یا تعلیق پروژههای انرژی تجدیدپذیر و دستور کار خالص صفر کربن
ممانعت از اسکان پناهجویان در محدوده شورای تحت کنترل
بازگشت کارمندان دولت محلی به کار حضوری و محدود کردن دورکاری
کاهش هزینههای اداری از طریق الگوهای ممیزی و «حذف ولخرجی» با الهام از مدلهای آمریکایی
متخصصان حقوق اداری هشدار میدهند که شوراهای محلی در بریتانیا اختیارات محدود دارند و بسیاری از این تصمیمات با چارچوب قانونگذاری ملی در وستمینستر در تعارض قرار میگیرد، بنابراین این وعدهها با چالشهای حقوقی جدی روبهرو خواهند شد.
هاورینگ؛ پرچم لندن برای ریفرم
هاورینگ در شرق لندن اکنون نماد اصلی پیشروی حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا در پایتخت است. فاراژ پیش از انتخابات گفته بود «هیچ شکی ندارد» که هاورینگ را میبرد و صبح هشتم مه در بازار رامفورد جشن پیروزی گرفت، این نخستین شورای لندنی است که به کنترل کامل این حزب درآمده است.
طرح «هاورینگ به اسکس»
جنجالیترین طرح حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا در هاورینگ، انتقال این شهرستان از مرزهای لندن بزرگ به استان اسکس است. اندرو روزیندل، نماینده رامفورد که از محافظهکاران به حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا پیوسته، میگوید ساکنان هاورینگ «هیچوقت خود را از نظر فرهنگی لندنی احساس نکردهاند» و باید در همهپرسی درباره الحاق به اسکس رأی بدهند.
رفرم استدلال میکند این اقدام به هاورینگ خودمختاری بیشتری میدهد و آن را از سیاستهای مرکزی شهر لندن جدا میکند، هرچند منتقدان میگویند چنین تغییری نیازمند طی یک فرایند پیچیده حقوقی و سیاسی است.
علاوه بر هاورینگ، فاراژ شوراهای بکسلی، بروملی و بارکینگ-اند-دگنهام را نیز در فهرست اهداف لندنی حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا قرار داده است؛ مناطق حاشیهای با ترکیب جمعیتی نزدیک به پایگاه رأی سنتی این حزب.
استارمر در تنگنا و صعود عضویت ریفرم
۱۸ ماه پس از پیروزی بزرگ حزب کارگر در انتخابات عمومی ژوئیه ۲۰۲۴ با ۴۱۲ کرسی، کییر استارمر با جدیترین بحران دوران نخستوزیریاش روبهرو است. گزارشها حاکی است او در کارزار انتخابات محلی ۲۰۲۶ به «نقطه ضعف انتخاباتی» تبدیل شده و بسیاری از نمایندگان کارگر حضورش را در خط مقدم کمپین محدود کردهاند.
در همین حال، عضویت حزب کارگر از اوج بیش از نیم میلیون نفر در دوران کوربین به حدود نصف کاهش یافته، در حالی که حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا ادعا میکند با بیش از ۲۰۰ هزار عضو، اکنون از نظر تعداد عضو از حزب کارگر پیشی گرفته و بزرگترین حزب بریتانیاست.
با وجود فشارهای داخلی برای تغییر رهبری، دفتر نخستوزیر تاکید میکند استارمر از اختیار پنجساله برخوردار است و قصد کنارهگیری ندارد؛ موضعی که یادآور ایستادگی تونی بلر در برابر فشارهای مشابه برای اعلام تاریخ خروج است.