ترامپ: حمله مسلحانه به ضیافت شام تمرکز مرا از «جنگ ایران» منحرف نمیکند
دونالد ترامپ با اشاره به حمله مسلحانه در ضیافت شام خبرنگاران کاخ سفید، ارتباط قطعی این حادثه با جنگ ایران را رد نکرد، اما تاکید کرد این رویداد «مانع پیروزی» او در این جنگ نخواهد شد و همزمان هشدار داد که آمریکا «نمیتواند اجازه دهد ایران به سلاح هستهای دست یابد».
رییسجمهوری آمریکا در واکنش به تیراندازی در ضیافت شام خبرنگاران کاخ سفید گفت هنوز مشخص نیست این حادثه ارتباطی با جنگ ایران داشته باشد، اما تحقیقات ادامه دارد.
او در پاسخ به این سوال که آیا این حمله میتواند به جنگ ایران مرتبط باشد، گفت: «فکر نمیکنم، اما هرگز نمیشود با قطعیت گفت. ما اطلاعات زیادی به دست خواهیم آورد. بهترین افراد جهان روی این موضوع کار میکنند و بهزودی جزئیات بیشتری مشخص خواهد شد.»
ترامپ همچنین تاکید کرد: «این حادثه مانع پیروزی من در جنگ با ایران نخواهد شد» و افزود چنین اتفاقی نمیتواند تمرکز او را از این موضوع منحرف کند.
هشدار درباره برنامه هستهای ایران رییسجمهوری آمریکا در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به برنامه هستهای ایران گفت: «ما نمیتوانیم اجازه دهیم - بهعنوان مثال - [حکومت] ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، همه چیز در مقایسه با آن بیاهمیت خواهد بود.»
او تاکید کرد: «اگر آنها به سلاح هستهای دست پیدا کنند، از آن استفاده خواهند کرد، بدون هیچ تردیدی.» ترامپ افزود این موضوع را امروز نیز در گفتوگو با مارکو روبیو مطرح کرده و تاکید کرد جلوگیری از چنین سناریویی یک ضرورت است.
جزئیات حمله و واکنش امنیتی ترامپ اعلام کرد مهاجم مسلحی که قصد عبور از ایست بازرسی امنیتی را داشت، بهسرعت توسط نیروهای سرویس مخفی و پلیس مهار شد.
او گفت: «این اتفاق بسیار غیرمنتظره بود، اما سرویس مخفی و نیروهای انتظامی به شکل فوقالعادهای عمل کردند.»
به گفته ترامپ، مهاجم که «با چندین سلاح» اقدام به حمله کرده بود، به سرعت از پا درآمد و تصاویر این حادثه نیز برای شفافیت منتشر شده است.
او همچنین از زخمی شدن یکی از مأموران خبر داد و گفت: «یک افسر از فاصله نزدیک هدف گلوله قرار گرفت، اما به لطف جلیقه ضدگلوله نجات پیدا کرد» و اکنون «حالش خوب و روحیهاش بالاست.»
«هدف حمله، قانون اساسی بود» ترامپ هدف این حمله را فراتر از یک اقدام فردی دانست و گفت: «این فرد به قانون اساسی ما حمله کرد.»
او در ادامه با اشاره به فضای مراسم افزود: «این رویداد قرار بود درباره آزادی بیان باشد و اعضای هر دو حزب را گرد هم بیاورد و به نوعی هم همین اتفاق افتاد، چون همه برای لحظاتی متحد شدند.»
درخواست برای حل مسالمتآمیز اختلافات ترامپ در بخش دیگری از سخنانش از شهروندان آمریکایی خواست اختلافات سیاسی را بدون خشونت حل کنند و گفت: «از همه آمریکاییها میخواهم اختلافات خود را بهصورت مسالمتآمیز حل کنند.»
او همچنین از عملکرد نیروهای امنیتی و پلیس واشینگتن قدردانی کرد و گفت: «همه باید قدردان شجاعت نیروهای انتظامی باشند. آنها دقیقاً همانطور که باید عمل کردند.»
ادامه تحقیقات و برگزاری دوباره مراسم به گفته رییسجمهوری آمریکا، مهاجم بازداشت شده و تحقیقات درباره انگیزههای او ادامه دارد. ترامپ اعلام کرد این مراسم ظرف ۳۰ روز آینده دوباره برگزار خواهد شد و افزود: «ما این رویداد را بزرگتر و بهتر برگزار میکنیم.»
اشاره به الگوی سوءقصد علیه چهرههای تاثیرگذار ترامپ در بخشی دیگر از سخنانش با اشاره به تجربههای تاریخی گفت افرادی که بیشترین تاثیر را دارند، بیشتر هدف حملات قرار میگیرند. او با اشاره به چهرههایی مانند آبراهام لینکلن افزود این الگو در تاریخ بارها تکرار شده است.
او گفت: «کسانی که بیشترین تاثیر را دارند، همانهایی هستند که هدف قرار میگیرند» و تاکید کرد تغییراتی که در آمریکا ایجاد شده، با مخالفت برخی همراه بوده است.
اشاره به وضعیت اقتصادی ترامپ همچنین با اشاره به شاخصهای اقتصادی گفت: «ما از مرز ۵۰ هزار در داوجونز عبور کردهایم و شاخص S&P هم از ۷ هزار گذشته است. میگفتند رسیدن به این سطح ممکن نیست.»
به نوشته فاکسنیوز، لغو مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلامآباد در پی آنچه «اختلاف و سردرگمی» در حاکمیت ایران خوانده شد، بحثها درباره فروپاشی دوگانه «میانهرو- تندرو» را تشدید کرده است؛ هرچند برخی کارشناسان این شکاف را بیشتر تاکتیکی میدانند تا واقعی.
به گزارش فاکسنیوز، چند روز پس از آنکه مقامهای جمهوری اسلامی تلاش کردند تصویری از انسجام داخلی ارائه دهند، دونالد ترامپ مذاکرات برنامهریزیشده با حکومت ایران در اسلامآباد را لغو کرد و دلیل آن را «اختلافات داخلی و سردرگمی در رهبری» عنوان کرد.
ترامپ در پیامی اعلام کرد که «هیچکس در ایران نمیداند چه کسی مسئول است» و تاکید کرد ایالات متحده در موقعیت برتر قرار دارد. این اظهارات در شرایطی مطرح شد که به گفته تحلیلگران، نشانههایی از تضعیف روایت سنتی وجود دارد که بر وجود دو جناح «میانهرو» و «تندرو» در ساختار قدرت ایران تاکید میکرد.
بر اساس این گزارش، برخی کارشناسان ایرانی-آمریکایی معتقدند تحولات اخیر نشان میدهد تاکتیک «پلیس خوب، پلیس بد» - که جمهوری اسلامی برای کسب امتیازات در مذاکرات هستهای به کار میبرد - کارآیی خود را از دست داده است. به گفته آنها، مقامهای ایرانی در گذشته با ارائه چهرههای بهظاهر میانهرو در مذاکرات، تلاش میکردند غرب را به دادن امتیاز ترغیب کنند.
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی این تحلیل را رد کردهاند. مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در واکنش به این ادعاها اعلام کرد که «وحدت داخلی» تقویت شده و در مقابل، «شکاف در جبهه دشمن» ایجاد شده است.
فاکسنیوز در ادامه به نقل از مریم معمارصادقی، پژوهشگر ارشد، مینویسد که جمهوری اسلامی طی دههها از «میانهروها» بهعنوان پوششی برای پیشبرد سیاستهای خود استفاده کرده است. او تاکید کرد این رویکرد با هدف گرفتن امتیازات بیشتر از غرب طراحی شده بود.
با این حال، برخی تحلیلگران بر این باورند که اختلافات درون حاکمیت ایران واقعی است، اما ماهیتی محدود دارد. نوید محبی، تحلیلگر، در این گزارش تاکید میکند که اختلافات میان جناحهای مختلف بیشتر بر سر تاکتیکهاست، نه بر سر اصول. به گفته او، تصمیمگیریهای کلیدی همواره در اختیار رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران بوده است.
محبی همچنین گفت تجربههای گذشته نشان میدهد تفاوتی اساسی میان دولتهای موسوم به «میانهرو» و «تندرو» در نحوه برخورد با اعتراضات و مخالفان وجود نداشته است. او به سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در دوره حسن روحانی و وقایع دی ماه ۱۴۰۴ اشاره کرد که به گفته او نشاندهنده تداوم الگوی سرکوب در همه دولتهاست.
در همین حال، یک مقام منطقهای به فاکسنیوز گفته است که شکاف میان میانهروها و تندروها در ایران وجود دارد، اما این شکاف به تغییرات عملی منجر نشده است. او با اشاره به عملکرد مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی ایران، گفت او حتی نتوانسته وعدههای خود در زمینه آزادی اینترنت را عملی کند.
به گفته این مقام، در روند مذاکرات نیز اغلب از همین تقسیمبندی استفاده میشود: «میانهروها برای پیشبرد توافق وارد عمل میشوند و سپس تندروها همان امتیازات را مورد انتقاد قرار میدهند.»
در ادامه این گزارش، لادن بازرگان، فعال سیاسی، تاکید میکند آنچه اکنون مشاهده میشود نه از بین رفتن شکافها، بلکه آشکار شدن ماهیت واقعی آنهاست. به گفته او، چهرههای مختلف در ساختار قدرت ایران، با وجود تفاوتهای ظاهری، در چارچوبی مشترک عمل میکنند.
او افزود: «همه این افراد به حفظ نظام، گسترش نفوذ منطقهای و تقابل با آنچه ‘دشمن’ خوانده میشود متعهد هستند.»
گزارش فاکسنیوز نشان میدهد که در حالی که برخی تحلیلگران از فروپاشی روایت «میانهرو-تندرو» سخن میگویند، دیگران بر این باورند که این شکاف همچنان وجود دارد، اما بیش از آنکه نشاندهنده اختلافات بنیادین باشد، ابزاری تاکتیکی در سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی است.
به نوشته گاردین، پیامدهای «جنگ ایران» و اختلال در بازار انرژی، کشورها را به بازنگری در وابستگی به سوختهای فسیلی واداشته و میتواند به پیشرفت در مذاکرات اقلیمی پیشرو منجر شود.
به گزارش گاردین، «جنگ ایران» و شوک ناشی از آن در بازار جهانی نفت، به یکی از عوامل کلیدی در شکلدهی به دستور کار جدید مذاکرات اقلیمی تبدیل شده است؛ بهطوریکه بسیاری از کشورها اکنون بر تقویت امنیت انرژی داخلی و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی تاکید دارند.
کریس بوون، وزیر تغییرات اقلیمی استرالیا و رییس مذاکرات نشست «کاپ۳۱» که قرار است در ماه نوامبر در ترکیه برگزار شود، اعلام کرد اختلال ایجادشده در بازار انرژی باید بهعنوان یک «بحران جهانی سوختهای فسیلی» تلقی شود. بحرانی که پس از جنگ اوکراین، بار دیگر آسیبپذیری اقتصاد جهانی در برابر نفت را آشکار کرده است.
به گفته او، این بحران بهویژه در آسیا تاثیر قابل توجهی داشته و رهبران منطقه در گفتوگوهای خصوصی تاکید کردهاند که بیثباتی در عرضه سوختهای مایع، ضرورت حرکت به سمت انرژیهای تجدیدپذیر و برقسازی را دوچندان کرده است.
بوون تاکید کرد: «هیچکس این بحران را نشانهای برای افزایش وابستگی به سوختهای فسیلی نمیداند.» او افزود که تمایل رو به رشدی برای دستیابی به «حاکمیت انرژی» و افزایش قابلیت اطمینان در تامین انرژی شکل گرفته که میتواند فرصتهای جدیدی برای مذاکرات اقلیمی ایجاد کند.
این دیدگاه با ارزیابیهای آژانس بینالمللی انرژی نیز همسو است؛ نهادی که معتقد است «جنگ ایران»، مانند بحرانهای پیشین، کشورها را به سمت فاصله گرفتن از نفت سوق داده و میتواند ساختار صنعت سوختهای فسیلی را در بلندمدت تغییر دهد.
در همین راستا، نشستهای بینالمللی متعددی از جمله گفتوگوی اقلیمی پترسبرگ در آلمان و کنفرانس گذار از سوختهای فسیلی در شهر سانتا مارتا در کلمبیا، برای احیای همکاری جهانی در حوزه اقلیم برگزار شده است. این نشستها در شرایطی برگزار میشوند که اختلافنظرها بر سر کنار گذاشتن سوختهای فسیلی - بهویژه از سوی کشورهای تولیدکننده - پیشرفت مذاکرات را با چالش مواجه کرده است.
با این حال، بحران ناشی از جنگ در ایران و منطقه بهعنوان یک عامل فشار جدید، به گفته تحلیلگران، میتواند به ایجاد اجماع گستردهتر برای کاهش وابستگی به نفت کمک کند؛ بهویژه در شرایطی که کشورها به دنبال کاهش ریسکهای ژئوپلیتیک در تامین انرژی هستند.
در عین حال، غیبت برخی از بزرگترین تولیدکنندگان انتشار گازهای گلخانهای، از جمله ایالات متحده، چین، هند و روسیه، در برخی از این نشستها، تردیدهایی درباره میزان پیشرفت واقعی در مذاکرات ایجاد کرده است.
بوون در این زمینه تاکید کرد که حتی در جهانی پرتنش و درگیر جنگ، امکان دستیابی به توافقهای تدریجی همچنان وجود دارد. او گفت مذاکرات اقلیمی دیگر کمتر به موفقیتهای بزرگ یا شکستهای کامل منجر میشوند و بیشتر به پیشرفتهای مرحلهای وابسته هستند.
به نوشته گاردین، «جنگ ایران» نهتنها پیامدهای ژئوپلیتیک و اقتصادی گستردهای داشته، بلکه بهعنوان یک عامل تعیینکننده در بازتعریف سیاستهای انرژی و اقلیم در سطح جهانی ظاهر شده است. تحولی که میتواند نقش مهمی در شکلدهی به نتایج نشست کاپ۳۱ در ترکیه ایفا کند.
به گزارش واینت، با وجود تشدید کارزار فشار اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی، تردیدها درباره کارآمدی این رویکرد برای وادار کردن تهران به عقبنشینی افزایش یافته است. برخی تحلیلگران هشدار میدهند بدون حملات مستقیم به زیرساختهای حیاتی، تغییر رفتار جمهوری اسلامی بعید خواهد بود.
به نوشته واینت، ایالات متحده با اجرای یک کارزار گسترده اقتصادی موسوم به «طرح آناکوندا» تلاش میکند حکومت ایران را بدون ورود به جنگ مستقیم، به پذیرش توافق وادار کند. این در حالی است که تهران با خرید زمان و تهدیدهای متقابل، به دنبال تغییر موازنه فشار است.
بنابر این گزارش، در حالی که زندگی روزمره در بخشهای زیادی از اسرائیل بهتدریج به حالت عادی بازمیگردد، چهار جبهه اصلی - ایران، لبنان، غزه و کرانه باختری - همچنان در معرض خطر تشدید دوباره درگیری قرار دارند. در این میان، ایالات متحده و حکومت ایران وارد مرحلهای از «جنگ اقتصادی و روانی» شدهاند که هدف آن وادار کردن طرف مقابل به پذیرش حداقل خواستهها در مذاکرات است.
بر اساس این گزارش، دونالد ترامپ تلاش میکند با پرهیز از ورود مجدد به جنگ مستقیم، حداکثر فشار اقتصادی را بر جمهوری اسلامی وارد کند؛ در حالی که اسرائیل از حاشیه تحولات را دنبال کرده و همزمان برای احتمال ازسرگیری درگیری نظامی آماده میشود. هر دو طرف، واشینگتن و تهران، در کوتاهمدت به دنبال خرید زمان هستند.
لبنان؛ میدان رقابت دیپلماتیک و نظامی به گزارش واینت، در لبنان درگیریها عملاً ادامه دارد، اما اسرائیل تحت محدودیتهای اعمالشده از سوی واشینگتن نمیتواند دامنه عملیات خود را گسترش دهد. در همین حال، یک چارچوب مشترک میان آمریکا و عربستان برای تضعیف حزبالله و سلب مشروعیت ادامه جنگ از این گروه در حال پیگیری است.
این طرح بر عادیسازی روابط میان لبنان و اسرائیل متمرکز است و مستلزم امتیازاتی از سوی اسرائیل، بهویژه در جنوب لبنان، خواهد بود. به باور واشینگتن و ریاض، توافق همزمان با حکومت ایران و صلح با لبنان میتواند حزبالله را به توقف درگیری و حتی قرار دادن تسلیحات سنگین خود تحت نظارت بینالمللی وادار کند.
با این حال، حزبالله تلاش میکند این روند را مختل کند و با حملات محدود، توان نظامی و نقش خود در «دفاع از لبنان» را به نمایش بگذارد.
غزه؛ بنبست و بازسازی حماس در بخش دیگری از این گزارش آمده است که غزه به جبههای ثانویه تبدیل شده و وضعیت آن در حالت بنبست قرار دارد. حماس از خلع سلاح خودداری کرده و همین مساله مانع پیشرفت در سایر بخشهای طرح پیشنهادی آمریکا شده است.
در عین حال، حماس از این وضعیت برای تثبیت حاکمیت و بازسازی توان نظامی خود استفاده میکند. برگزاری انتخابات محلی در مناطق تحت کنترل این گروه، به گفته این گزارش، به افزایش مشروعیت آن کمک کرده است.
مقامهای اسرائیلی در عین حال هشدار دادهاند که بدون ترتیبات همزمان در ایران و لبنان، اجرای عملیات نظامی گسترده در غزه با محدودیتهایی مواجه خواهد شد، از جمله کمبود نیروی رزمی.
کرانه باختری؛ حرکت به سمت بیثباتی واینت گزارش میدهد که وضعیت در کرانه باختری به سمت بینظمی پیش میرود. افزایش خشونت شهرکنشینان یهودی علیه فلسطینیها و ناتوانی اسرائیل در اعمال قانون، به تشدید تنشها دامن زده است. همزمان، ناآرامیهای فلسطینی نیز در حال افزایش است.
جنگ اقتصادی؛ گزینه ترجیحی دو طرف بر اساس این تحلیل، هم تهران و هم واشینگتن ترجیح دادهاند از درگیری مستقیم فاصله بگیرند و به جنگ اقتصادی روی بیاورند. حکومت ایران همچنان بستن تنگه هرمز را بهعنوان مهمترین ابزار فشار خود حفظ کرده و امیدوار است بحران انرژی جهانی، آمریکا را به عقبنشینی وادار کند.
در مقابل، ترامپ با اجرای یک کارزار اقتصادی گسترده تلاش میکند توان عملیاتی و بقای حکومت ایران را تحت فشار قرار دهد. این رویکرد به گفته تحلیلگران، جایگزینی برای حمله مستقیم به زیرساختهای حیاتی ایران است.
محاصره دریایی؛ محور اصلی فشار به گزارش واینت، مهمترین ابزار آمریکا در این کارزار، محاصره دریایی است. این اقدام نهتنها کشتیهای ایرانی در تنگه هرمز، بلکه «ناوگان سایه» ایران را که برای دور زدن تحریمها نفت را به کشورهایی مانند چین و هند منتقل میکرد، هدف قرار داده است.
نیروی دریایی آمریکا تلاش میکند این شبکهها را در آبهای دورتر، از جمله در اقیانوس هند، متوقف کند. در مواردی، نفتکشها پس از عبور از هرمز در مسیر توقیف میشوند. به گفته این گزارش، ادعاهای حکومت ایران درباره توانایی دور زدن محاصره بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد، هرچند نشانههایی از اثرگذاری این فشارها دیده میشود.
فشار مالی؛ از رمزارز تا تحریم چین در کنار محاصره دریایی، واشینگتن مسیرهای مالی حکومت ایران را نیز هدف قرار داده است. مسدودسازی صدها میلیون دلار از داراییهای رمزارزی مرتبط با سپاه پاسداران و تحریم پالایشگاههای کوچک چینی از جمله این اقدامات است.
این گزارش تاکید میکند که حکومت ایران در سالهای اخیر شبکهای موازی برای فروش نفت و تامین مالی ایجاد کرده بود که اکنون بهطور هدفمند زیر ضرب قرار گرفته است.
زمان علیه ایران؟ به گزارش واینت، یکی از پیامدهای مهم این فشارها، تهدید صنعت نفت ایران است. محدودیت در صادرات، پر شدن ظرفیت ذخیرهسازی و آسیب به زیرساختهای پالایشی میتواند ایران را ناچار به کاهش یا حتی توقف تولید کند؛ وضعیتی که احیای آن زمانبر و پرهزینه خواهد بود.
در مقابل، ترامپ به نظر میرسد بر این باور است که زمان به نفع اوست و میتواند با دستیابی به یک توافق مطلوب، فشارهای داخلی را مدیریت کند.
چشمانداز؛ میان جنگ و توافق در پایان این گزارش آمده است که هرچند هر دو طرف تلاش میکنند از تشدید درگیری نظامی اجتناب کنند، اما همزمان برای آن آماده میشوند. در اسرائیل نیز تردیدهایی وجود دارد که آیا فشار اقتصادی بهتنهایی میتواند حکومت ایران را وادار به عقبنشینی کند یا نه.
برخی تحلیلگران معتقدند تنها حملات شدید به زیرساختهای حیاتی ایران میتواند حکومت را به پذیرش محدودیتهای اساسی در برنامه هستهای و موشکی وادار کند؛ سناریویی که همچنان روی میز باقی مانده است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، پس از در دیدار با فرمانده ارتش و نخستوزیر پاکستان و ارائه خواستهها و مواضع حکومت ایران درباره پایان دادن به جنگ، اسلامآباد را بدون دیدار با هیات آمریکایی ترک کرد. او از پاکستان به عمان رفت و قرار است سپس راهی روسیه شود.
همزمان دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا اعلام کرد که سفر استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان ویژه خود، به اسلامآباد را لغو کرده است. قرار بود این دو شامگاه شنبه راهی پاکستان شوند.
رسانههای جمهوری اسلامی جمعه در پی سفر عراقچی به اسلامآباد تاکید کرده بودند که برخلاف اظهارات مقامات کاخ سفید، وزیر امور خارجه جمهوری سالامی هیچ دیدار و مذاکرهای با هیات آمریکایی نخواهد داشت.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی شنبه پنجم اردیبهشت در بیانیهای پس از دیدار عراقچی با شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان نوشت که عراقچی «مواضع اصولی» جمهوری اسلامی را «در قبال آخرین تحولات مرتبط با آتشبس و خاتمه کامل جنگ» ارائه کرد.
عراقچی شنبه همچنین با وزیر امور خارجه و فرمانده ارتش پاکستان دیدار کرد.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نوشت که او «ملاحظات» جمهوری اسلامی را درباره آتشبس و خاتمه جنگ با رییس ستاد ارتش پاکستان مطرح کرد.
در همین رابطه العربیه گزارش داد عراقچی گفته است خواستههای رهبری جمهوری اسلامی، رفع محاصره و توقف حملات آمریکا است.
العربیه به نقل از منابع آگاه خود نوشته است جمهوری اسلامی اعلام کرده در مذاکراتی که در آن از سوی آمریکا «خط قرمز تعیین شود» شرکت نخواهد کرد.
در پاسخ به پرسشی درباره تردیدهای تهران نسبت به مواضع آمریکا در مذاکرات، یک منبع دیپلماتیک ایرانی در اسلامآباد به رویترز گفت: «در اصل، طرف ایرانی خواستههای حداکثری را نخواهد پذیرفت.»
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، جمعه چهارم اردیبهشت به خبرنگاران گفته بود که ایران فرصتی برای دستیابی به «یک توافق خوب» دارد.
او گفت: «ایران میداند که هنوز یک پنجره باز برای انتخاب عاقلانه دارد. تنها کاری که باید انجام دهد این است که بهطور معنادار و قابل راستیآزمایی از سلاح هستهای صرفنظر کند.»
روز جمعه در حالی که عراقچی وارد اسلامآباد شد، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که مقامهای ایرانی برنامهای برای دیدار با نمایندگان آمریکا ندارند و نگرانیهای تهران از طریق پاکستانِ میانجی منتقل خواهد شد.
ترامپ جمعه به رویترز گفت که تهران قصد دارد پیشنهادی ارائه دهد که هدف آن برآورده کردن خواستههای آمریکا است، اما او نمیدانست این پیشنهاد شامل چه مواردی خواهد بود. او از گفتن اینکه واشینگتن با چه کسی مذاکره میکند خودداری کرد و تنها گفت: «ما با کسانی که اکنون در قدرت هستند، در حال تعامل هستیم.»
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت که آمریکا در روزهای اخیر نشانههایی از پیشرفت از سوی ایران دیده و امیدوار است این روند در آخر هفته ادامه یابد؛ همچنین جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، نیز آماده سفر به پاکستان است.
با وجود آتشبس بین جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل، حملات مستقیم طرفین و نیز حملات تهران به کشورهای عربی منطقه متوقف شده اما این آتشبس شامل مخالفان اصلی جمهوری اسلامی در عراق، یعنی احزاب کردستان ایران، نشده است.
دادههای شبکه خبری روداو نشان میدهد که پس از آغاز این آتشبس، اقلیم کردستان عراق و بهطور مشخص احزاب کردستان ایران، حدود ۲۰ بار هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتهاند؛ حملاتی که به کشته شدن چهار نیروی پیشمرگه از ائتلاف احزاب کردستان ایران انجامیده است.
فاضل میرانی، دبیر کمیته اجرایی دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان، یکشنبه گذشته در گفتوگویی تلویزیونی تایید کرد که جمهوری اسلامی در اغلب حملات خود از خاک ایران به اقلیم کردستان، احزاب کردستان ایران را هدف قرار داده است.
در همین حال، محمد صابر، ژنرال بازنشسته ارتش عراق، در گفتوگو با ایراناینترنشنال در کرکوک، آتشبس را عامل بازگشت آرامش به عراق ندانست.
بهگفته این مقام سابق نظامی، «گروههای مسلح خارج از چارچوب دولت، با حمایت جمهوری اسلامی، در حال تشدید فشارها علیه اقلیم کردستان هستند؛ بهویژه در مناطقی مانند سلیمانیه که نفوذ تهران در آن بیشتر است.»
این ژنرال بازنشسته هشدار داد که در چنین شرایطی، فعالیت احزاب مخالف جمهوری اسلامی حتی اگر ماهیتی صرفا سیاسی داشته باشد، با محدودیتهای بیشتری مواجه خواهد شد؛ تا جایی که این گروهها ممکن است در نهایت «وادار به خروج» از خاک عراق شوند؛ سناریویی تکراری که نگرانیها درباره آن هر سال افزایش یافته است.
احزاب کردستان ایران، به همراه هزاران فعال سیاسی و خانوادههای وابسته، طی سه دهه اخیر با طرحهای نگرانکننده مواجه بودهاند. مهمترینشان یکی از بندهای توافقنامه امنیتی بغداد–تهران در فوریه ۲۰۲۳ است که به موضوع اخراج این احزاب از خاک عراق اشاره دارد؛ طرحی که اخیرا بار دیگر نگرانیها درباره سرنوشت هزاران نفر را افزایش داده است.
ژنرال جبار یاور، مسئول سابق وزارت پیشمرگه اقلیم کردستان عراق در گفتوگو با ایراناینترنشنال، رفتار جمهوری اسلامی پس از مذاکرات را غیرقابل تغییر خواند و تایید کرد حتی نهادهای امنیتی اقلیم کردستان به این باور رسیدهاند «نتیجه مذاکرات هرچه که باشد یک دور دیگر از تهدید و فشار علیه احزاب کردستان ایران آغاز خواهد شد و احتمالا این بار جمهوری اسلامی خواستار اجرای مادههای غیر ممکن توافق با بغداد شود و فشارهایش را در راستای اخراج احزاب به مناطق خارج از اقلیم کردستان عراق به کارگیرد».
به نظر میرسد احزاب کردستان ایران برای مواجهه با چنین تهدیداتی آمادگی دارند و همواره آن را در محاسبات خود در نظر میگیرند.
رضا کعبی، دبیرکل حزب کومله زحمتکشان کردستان، در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کرد که جمهوری اسلامی تا هر سطحی که در توان داشته باشد برای اعمال فشار بر این احزاب اقدام خواهد کرد؛ از جمله «تلاش برای اخراج آنها از اقلیم کردستان عراق».
یک منبع در ریاست اقلیم کردستان عراق نیز در گفتوگو با ایراناینترنشنال، ضمن تاکید بر پایبندی اقلیم و احزاب کردستان ایران به توافقات اخیر، ارسال هرگونه شرط یا مطالبه جدیدی از سمت تهران علیه احزاب کردستان ایران را رد کرد.
این مقام، که نخواست نامش فاش شود، تهدیدات احتمالی آینده را بیشتر در چارچوب «افزایش فشار برای اجرای کامل بندهای توافقات پیشین» ارزیابی کرد.
این منبع همچنین تاکید کرد که طرح اخراج احزاب کردستان ایران «نه عملی است و نه از نظر سیاسی امکانپذیر».
با این حال، بهرغم تغییر برخی چهرههای دخیل در امضای توافقنامههای پیشین، سطح نفوذ و فشار برای محدود کردن فعالیت فعالان سیاسی در اقلیم کاهش نیافته است.
یک فرمانده میدانی وابسته به یکی از احزاب ائتلاف کردستان ایران نسبت به سناریوهای پیشرو هشدار داد و به ایراناینترنشنال گفت که در صورت دستیابی تهران و واشینگتن به توافق، چشمانداز پیش روی این احزاب «بسیار خطرناک» خواهد بود.
بهگفته او، دور بعدی فشارها میتواند متوجه «ساختارهای رسمی و سازمانی» این احزاب شود؛ بهگونهای که فعالیتهای سیاسی، دفاتر رسمی و حتی رسانههای وابسته به آنها محدود یا متوقف شوند.
این منبع همچنین هشدار داد که تحت فشارهای فزاینده تهران و بغداد، اقلیم کردستان ممکن است ناچار به همکاری در محدودسازی فعالیت این گروهها شود.
در تایید این فشارها، شواهد میدانی نیز وجود دارد. یکی از فعالان سیاسی که در دو ماه گذشته از اروپا به منطقه بازگشته، در گفتوگو با ایراناینترنشنال فاش کرد که به دلیل نگرانی از بازداشت بهویژه از سوی نیروهای امنیتی در سلیمانیه ناچار به انتقال به اربیل شده است.
او همچنین تاکید کرد که برای جلوگیری از بروز مشکل در اقامت، پاسپورت اروپایی خود را به هتلها ارائه داده است.
در هفته نخست آتشبس نیز، خودداری یک بیمارستان خصوصی در سلیمانیه از پذیرش غزل مولان، پیشمرگه زخمی، واکنشهای سیاسی گستردهای را در پی داشت.
فشارها زمانی تشدید شد که در ششم آوریل، محمد میرحسینی، سرکنسول جدید جمهوری اسلامی در سلیمانیه، اعلام کرد گروههایی که علیه جمهوری اسلامی فعالیت میکنند، در هر نقطهای از کشورهای منطقه هدف حملات قرار خواهند گرفت؛ اظهاراتی که از آن چنین برداشت شد که تهران در پی تداوم حملات تا فراهمسازی زمینه برای اخراج این احزاب است.
با این حال، علی رنجبری، مسئول دفتر ارتباطات کومله کردستان ایران در اربیل، در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کرد که نیروهای این حزب در اقلیم کردستان باقی خواهند ماند و به فعالیتهای خود ادامه خواهند داد.
در حالیکه هنوز مشخص نیست مذاکرات میان آمریکا و چمهوری اسلامی به یک آتشبس پایدار منجر خواهد شد یا نه، نگرانی فعالان سیاسی و خانوادههای ساکن اقلیم کردستان همچنان ادامه دارد، چراکه تحولات دو هفته گذشته نشان داده است که جمهوری اسلامی چه در شرایط جنگ و چه در وضعیت آتشبس، هدف قرار دادن این احزاب را، حتی در صورت عدم نقش مستقیم آنها در درگیریها، یکی از اولویتهای خود میداند؛ موضوعی که چشمانداز آینده این گروهها و سرنوشت هزاران نفر را با ابهام جدی مواجه کرده است.