در مقاطع مختلف، بهویژه همزمان با اوجگیری اعتراضات و تشدید بحرانهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، دامنه محدودیتها گستردهتر شده و فضای فعالیت برای رسانههای مستقل تنگتر شده است.
آنچه در این روند قابل مشاهده است، نه فقط افزایش فشارها، بلکه تغییر در شیوه و کیفیت اعمال محدودیتهاست؛ بهگونهای که مسیر تولید، راستیآزمایی و انتشار حتی سادهترین روایتهای میدانی نیز با موانع متعدد روبهرو شده است.
دیماه ۱۴۰۴، همزمان با اعتراضات گسترده مردمی و سرکوب شدید معترضان و سپس شرایط جنگی، این وضعیت را بهمراتب پیچیدهتر و سختتر کرد.
«ممانعت از انتشار گزارش»
یک روزنامهنگار ۳۳ ساله با اشاره به چشمانداز مبهم پیشرو میگوید: «یکبار از همکاری شنیدم که در دهه ۷۰، بعد از توقیف فلهای روزنامهها، یکی از روزنامهنگاران به کارواش رفت تا امرار معاش کند. وضعیت پیشروی من بهتر از این نیست.»
او در ادامه از تجربههای خود در مواجهه با سانسور در تحریریه میگوید: سه بار با خانواده بازداشتشدگان اعتراضات دیماه گفتوگو کرده، اما هر بار مانع انتشار گزارش شدهاند.
به گفته او، سردبیر گفته است: «اگر این مطلب چاپ شود، روزنامه را میبندند. میخواهی نان بقیه را آجر کنی؟ این همه موضوع هست، این یکی نمیشود.»
محدودیت در روایت کشتهشدگان
روزنامهنگار دیگری از محدودیتهای محتوایی در پوشش کشتهشدگان اعتراضات میگوید و توضیح میدهد: «فقط در صورتی اجازه انتشار داشتیم که روایت طوری تنظیم شود که فرد کشتهشده ارتباطی با اعتراضات نداشته باشد یا نزدیک به نیروهای امنیتی معرفی شود. باید از واژههایی مثل تروریستها و ادبیات رسمی استفاده میکردیم؛ در غیر این صورت گزارش چاپ نمیشد.»
او که سابقه بازداشت دارد، از فشارهای امنیتی نیز میگوید: «تماس ناشناس بود. صدای بازجو گفت هیچجا چیزی نمینویسی. اگر در اینستاگرام یا توییتر چیزی بنویسی و لایک آنطرفیها را داشته باشی، مهمان ما خواهی بود.»
به گفته او، شرایط در خبرگزاریها و رسانههای محلی بهمراتب سختتر است و برخی همکارانش در جریان اعتراضات بازداشت شده و هنوز وضعیت مشخصی ندارند.
دستورالعملهای رسانهای در دوره جنگ
روزنامهنگار دیگری که بهتازگی تعلیق شده، درباره دستورالعملهای پوشش رسانهای در دوره جنگ میگوید: «فقط باید از امداد و نجات و رفتار دوستانه ماموران گزارش میدادیم. نباید درباره ایستهای بازرسی خشن، تهدید مردم، نبود پناهگاه یا نبود آژیر هشدار چیزی منتشر میشد.»
او میگوید پس از دیماه، نظارتها شدیدتر شد: «قبل از آن هم سختگیری بود، اما بعد از اعتراضات، هر خبر باید چندین بار بررسی میشد و عملاً امکان انتشار به نزدیک صفر رسیده بود.»
در مقایسه با سال ۱۴۰۱، او توضیح میدهد که حتی فعالیت در شبکههای اجتماعی نیز زیر نظر قرار گرفته و برای حذف محتوا تماس و احضار انجام میشد.
خبرنگاران خارجی و روایتهای کنترلشده
او همچنین به نقش خبرنگاران خارجی اشاره میکند و میگوید: «خبرنگاران خارجی هم در حال حاضر سختتر از دورههای پیشین اجازه فعالیت دارند. مترجم همراه آنها که مجوز رسمی دارد، در بسیاری موارد عملا نقش فیلتر و ناظر را ایفا میکند و مسیر روایت را از همان لحظه مصاحبه تحت تاثیر قرار میدهد.»
روایتهایی که مجال انتشار ندارند
در جمعبندی این روایتها، یک نقطه مشترک تکرار میشود: روایت رسمی میدان را در اختیار گرفته و روایتهای مستقل یا در مرحله تولید متوقف میشوند یا اساسا اجازه ورود به فضای انتشار پیدا نمیکنند.
در نتیجه، آنچه از اعتراضات، بازداشتها و سرکوبها به جامعه میرسد، نه یک تصویر کامل، بلکه روایتی کنترلشده و گزینششده است؛ روایتی که بخش بزرگی از واقعیت را در سکوت نگه میدارد.