حامیان شاهزاده رضا پهلوی در نقاط مختلف جهان، مقابل اماکن دیپلماتیک آمریکا تجمع کردند
تجمعات ایرانیان خارج از کشور در نقاط مختلف جهان به منظور حمایت از انقلاب ملی و اعتراضات در داخل ایران، شنبه ۲۲ فروردین و همزمان با مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در پاکستان ادامه یافت. تجمعگنندگان از جمله به قطع بیسابقه اینترنت و کشتار و اعدام معترضان در ایران واکنش نشان دادند.
در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای برگزاری تجمع مقابل سفارتخانهها و کنسولگریهای آمریکا در شهرهای مختلف جهان، گروهی از ایرانیان ساکن بریتانیا از شهرهای مختلف این کشور، در لندن گرد هم آمدند.
دفتر ارتباطات شاهزاده رضا پهلوی، ۲۱ فروردین در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد شنبه ۲۲ فروردین (۱۱ آوریل)، تجمعهایی در مقابل سفارتخانهها و کنسولگریهای آمریکا در جهان برگزار خواهد شد.
در این پیام آمده است: «فردا در مقابل سفارتخانهها و کنسولگریهای آمریکا در سراسر جهان گرد هم میآییم و خواست ملت ایران را فریاد میزنیم.»
ویدیوی رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد ایرانیان دانمارک روز شنبه ۲۲ فروردین در کپنهاگ تجمع کرده و خواستار تغییر رژیم در ایران شدند.
بر اساس تصاویر رسیده به ایراناینترنشنال، شماری از ایرانیان مقیم اسپانیا، شنبه ۲۲ فروردین در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، مقابل کنسولگری آمریکا در بارسلونا، علیه جمهوری اسلامی تجمع کردند.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد گروهی از ایرانیان ساکن اتریش شنبه ۲۲ فروردین در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، تجمع کرده و نسبت به توافق با جمهوری اسلامی ابراز مخالفت کردند.
گروهی از ایرانیان ساکن کره جنوبی و ژاپن، در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و در حمایت از «انقلاب شیر و خورشید»، ۲۲ فروردین در نزدیکی سفارتهای آمریکا در سئول و توکیو تجمع کردند.
تجمعکنندگان از دولت ایالات متحده خواستند حمایت خود را از مردم ایران تا سقوط جمهوری اسلامی ادامه دهد.
آنها با اشاره به قطع بیسابقه اینترنت و کشتار و اعدام معترضان تاکید کردند که «تا آخرین لحظه، صدای مردم ایران در شرق آسیا» خواهند بود.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند گروهی از ایرانیان مقیم آلمان، ۲۲ فروردین با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در مخالفت با توافق با جمهوری اسلامی در دوسلدورف جمع شدند و اعلام کردند مردم ایران خواستار بازگشت «خاندان ایرانساز پهلوی» هستند.
در نیوزیلند، گروهی از ایرانیان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، در مخالفت با توافق با جمهوری اسلامی مقابل سفارت آمریکا تجمع کرده و شعارهایی از جمله «تشکر بیبی (نتانیاهو)» سر دادند.
به دنبال فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، عدهای از ایرانیان مقیم استرالیا نیز شنبه با حضور مقابل کنسولگری آمریکا در سیدنی، حمایت خود را از مردم ایران اعلام کردند.
به گفته سه منبع نزدیک به حلقه داخلی قدرت در جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای، رهبر جدید حکومت ایران، همچنان در حال مداوای جراحات شدید صورت و پا است که در حمله هوایی آغاز جنگ - حملهای که به کشته شدن پدرش انجامید - متحمل شد.
این منابع به رویترز گفتند صورت خامنهای در حمله به مجموعه محل اقامت رهبر جمهوری اسلامی در مرکز تهران دچار آسیب جدی شده و او همچنین از ناحیه یک یا هر دو پا بهشدت مجروح شده است.
با این حال، به گفته این منابع که بهدلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود، خامنهای ۵۶ ساله در حال بهبود است و از نظر ذهنی همچنان هوشیار باقی مانده است.
دو تن از آنها گفتند او از طریق ارتباط صوتی در نشستهای مقامات ارشد شرکت میکند و در تصمیمگیری درباره مسائل مهم، از جمله جنگ و مذاکرات با واشینگتن، نقش دارد.
پرسش درباره اینکه آیا وضعیت جسمی خامنهای به او امکان اداره امور کشور را میدهد یا نه، در شرایطی مطرح است که جمهوری اسلامی با یکی از بحرانیترین مقاطع خود در دهههای اخیر روبهروست و مذاکرات حساسی را با ایالات متحده در اسلامآباد، پایتخت پاکستان، آغاز کرده است.
روایت این منابع نزدیک به حلقه قدرت، جزییترین توصیف را از وضعیت رهبر جدید جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر ارائه میدهد، اما رویترز نتوانسته است این اطلاعات را بهطور مستقل تایید کند.
محل اقامت، وضعیت جسمی و میزان توانایی مجتبی خامنهای برای اداره کشور همچنان تا حد زیادی در هالهای از ابهام است، چرا که از زمان حمله هوایی و انتصاب او بهعنوان جانشین پدرش، هیچ تصویر، ویدیو یا فایل صوتیای از او منتشر نشده است.
نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل به پرسشهای رویترز درباره میزان جراحات خامنهای یا دلیل عدم انتشار تصویر یا پیام صوتی از او، پاسخ نداده است.
جزییات حمله و سکوت رسمی تهران
خامنهای ۹ اسفند، همزمان با نخستین روز جنگی که با حمله آمریکا و اسرائیل آغاز شد، در عملیاتی که به کشته شدن پدرش، رهبر جمهوری اسلامی از سال ۱۳۶۸، انجامید، زخمی شد.
در این حمله، همسر، باجناق و خواهرزن او نیز در میان دیگر اعضای خانوادهاش، کشته شدند.
تاکنون هیچ بیانیه رسمیای از سوی تهران درباره میزان جراحات خامنهای منتشر نشده است.
با این حال، یک گوینده اخبار در صداوسیمای جمهوری اسلامی، پس از اعلام رهبری او، از اصطلاح «جانباز» برای توصیف وضعیتش استفاده کرد. این اصطلاح در ایران معمولا برای افرادی بهکار میرود که در جنگ، مجروح شدهاند.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، شهردار سابق تهران، فرمانده نیروی انتظامی و یکی از فرماندهان جنگ در دوران جوانی، به بازیگر مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی بدل شده است. او اکنون ریاست هیات مذاکره حکومت ایران را بر عهده دارد تا در اسلامآباد، آتشبس شکننده را تثبیت کند.
تصور کنید: قالیباف، همان مردی که دهه ۶۰ در جبهههای جنگ ایران و عراق فرماندهی میکرد، حالا در بهار ۱۴۰۵ در راس هیات ایرانی قدم به اسلامآباد میگذارد. هدف؟ مذاکره برای تثبیت و تمدید آتشبس با آمریکا در میانه جنگ.
او دیگر فقط «رییس مجلس شورای اسلامی» یا «شهردار سابق تهران» نیست: در خلأ ناشی از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور ایران، در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و وضعیت مبهم مجتبی خامنهای، پسر او، که به عنوان رهبر جدید معرفی شده اما هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده، قالیباف به یکی از چهرههای محوری ساختار جدید قدرت تبدیل شده است.
از طرقبه مشهد تا قلب سپاه پاسداران؛ ریشههای یک سیاستمدار امنیتی
قالیباف متولد اول شهریور ۱۳۴۰ در طرقبه مشهد، از نسل فرماندهان جوانی بود که جنگ ایران و عراق آنها را ساخت. او از بسیج به سپاه پاسداران رفت، فرمانده «تیپ ۲۱ امام رضا» و سپس «لشکر ۵ نصر خراسان» شد، در عملیاتهای مهم مانند آزادسازی خرمشهر نقش داشت و بعدها در فاصله سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹ فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران را بر عهده گرفت.
گفته میشود او «خلبان ماهری» با گواهینامه پرواز ایرباس بود و بعد از جنگ، تجربه نظامیاش را به مدیریت امنیتی تبدیل کرد.
قالیباف در سال ۱۳۷۹ فرمانده کل نیروی انتظامی شد.
این راه و مسیر «دوگانه» نظامی/امنیتی، کلید فهم امروز قالیباف است. او که خود را یک مدیر اجرایی قابل و یک نظامی تمامعیار میشناسد، پلی میان سپاه پاسداران، دفتر رهبری و نهادهای انتخابی بوده است.
این پل حالا و بعد از کشته شدن خامنهای و بازآرایی قدرت و نقشآفرینی سپاه پاسداران بهعنوان صدای غالب، نقشی کلیدی پیدا کرده است.
سرکوب داخلی، فساد در شهرداری و باقی اتهامات؛ کارنامه پر تضاد قالیباف
سال ۱۳۷۸، قالیباف یکی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران بود که در سرکوب اعتراضات دانشجویی نقشی برجسته و «گازانبری» ایفا کرد.
گازانبری اصطلاحی بود که حسن روحانی، رییسجمهوری سابق، در مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲ در توضیح مواجهه قالیباف با واقعه کوی دانشگاه در تیر سال ۷۸ و دستگیر کردن دانشجویان معترض به کار برد.
او امضاکننده نامه تهدیدآمیز فرماندهان سپاه پاسداران به محمد خاتمی، رییسجمهوری وقت، نیز بود و فایل صوتی منتسب به او نشاندهنده افتخارش از نقش مستقیم در برخورد خیابانی با معترضان است.
در فاصله سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ او فرماندهی نیروی انتظامی را بر عهده داشت و به تقویت رویکردهای امنیتی در مدیریت اعتراضات شهری پرداخت.
در بین سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶، قالیباف برای سه دوره متوالی شهردار تهران بود. اجرای پروژههای عمرانی بزرگ مثل ساخت بزرگراههای متعدد از او تصویر یک «مدیر جهادی» ساخت، اما تاثیر مخرب این اقدامات بر محیط زیست در کنار اتهامات فساد، رانت، تمرکز بر شمال شهر و سوءاستفاده از داراییهای عمومی نیز همراهش بود.
ماجرای سفر خانواده او به ترکیه برای خرید سیسمونی در سال ۱۴۰۱ که به «سیسمونیگیت» معروف شد، موج این انتقادها را زنده کرد.
قالیباف چهار بار نامزد انتخابات ریاستجمهوری شد و در این چهار بار، رتبههای مختلفی کسب کرد: در۱۳۸۴ چهارم شد، در ۱۳۹۲ دوم شد، در ۱۳۹۶ کنار رفت و در ۱۴۰۳ کمتر از ۱۴ درصد آرا را کسب کرد.
او با این نامزد شدنها جاهطلبیاش را نشان داد، اما پایگاه اجتماعی مستقل نساخت. در عوض، با تکیه بر شبکههای درونسپاهی، از سال ۱۳۹۹ رییس مجلس شورای اسلامی شد.
در حافظه جمعی بخش زیادی از جامعه ایران، او همچنان یک «چهره امنیتی» است، نه تکنوکراتی معتدل.
کارنامه قالیباف، آینهای از الگوی تکرارشونده در جمهوری اسلامی
کارنامه کامل قالیباف از فرماندهی در جنگ و نیروی هوایی سپاه پاسداران، تا فرماندهی نیروی انتظامی، مدیریت قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا، ۱۲ سال شهرداری تهران، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و اکنون ریاست مجلس شورای اسلامی، بازتاب یک الگوی تکراری در حکومت ایران است: تبدیل سرمایه نظامی و امنیتی به نفوذ سیاسی و اقتصادی، با ترکیبی از ادعای کارآمدی اجرایی و حفظ اقتدار سخت.
او نمونه کلاسیک «سیاستمدار امنیتی» است که قدرت را از میدان جنگ به نهادهای رسمی منتقل کرده، اما هرگز از ریشههای امنیتیاش فاصله نگرفته.
همین الگو باعث شده است در بحران جنگ اخیر و خلأ رهبری، او به یکی از معدود چهرههای قابل اتکا برای هماهنگی داخلی و نمایندگی خارجی تبدیل شود.
چرا قالیباف حالا «ستاره» است؟
به دنبال کشته شدن خامنهای و حذف بسیاری از مقامات ارشد جمهوری اسلامی بهدست آمریکا و اسرائیل، در خلأ پیش آمده، قالیباف به یک «واسطه قابل اعتماد» تبدیل شده است. او حالا نماینده سمت امنیتی-سیاسی جمهوری اسلامی در میز مذاکره است، نه فقط یک دیپلمات مثل عباس عراقچی.
هیات ایرانی به ریاست او، همراه وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، علیاکبر احمدیان، رییس قرارگاه پیشرفت طرحهای ملی و عبدالناصر همتی، رییس کل بانک مرکزی، برای مذاکره با نمایندگان آمریکا، وارد اسلامآباد شده است.
قالیباف تاکید کرده تجربه گذشته با آمریکا «پر از نقض تعهد» بوده، و گفته است: «حسننیت داریم، اعتماد نداریم.»
عملگرا یا تندرو؟
برخی رسانههای غربی، قالیباف را «قابل معامله» میدانند چون سبک مدیریتی بالا به پایین و ادعای کارآمدی دارد. اما واقعیت پیچیدهتر است: قالیباف یک چهره درونساختاری تمامعیار است. نه اصلاحطلب است، نه منتقد بنیادین نظام. او پلی میان عملگرایان سپاهی و بنیادگرایان است.
قالیباف نماد «تداوم جمهوری اسلامی با تغییر ظاهری» است. در غیاب رهبر کاریزماتیک، او مدیر بحران و هماهنگکننده و یکی از ستونهای نظم جدید به شمار میرود.
کارنامه قالیباف نشان میدهد چگونه جمهوری اسلامی نسل جنگ را با همان ابزارهای امنیتی و سیاسی، به مدیران بحران تبدیل کرد.
خبرگزاری رویترز نوشت مقامهای آمریکایی در آستانه مذاکرات آخر هفته با جمهوری اسلامی در اسلامآباد، نسبت به نتایج این گفتوگوها بدبین هستند و معتقدند شکافهای عمیق میان دو طرف، دستیابی به پیشرفت سریع را دشوار میکند.
واشینگتن درباره امکان بازگشایی سریع تنگه هرمز تردید دارد، در حالی که تهران لغو تحریمها، آزادی داراییهای بلوکهشده و گنجاندن لبنان در آتشبس را مطرح کرده است.
اختلاف میان طرح پیشنهادی ۱۰ مادهای ایران و طرح ۱۵ مادهای آمریکا نیز بر پیچیدگی مذاکرات افزوده است.
با این حال، مقامهای آمریکایی هشدار دادهاند حتی در صورت آغاز گفتوگوها، خطر بازگشت تنشها همچنان جدی است.
ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد چین در حال آمادهسازی ارسال سامانههای پدافند هوایی به ایران در هفتههای آینده است. اقدامی که میتواند بر آتشبس شکننده اخیر میان تهران و واشینگتن سایه بیندازد و بر مذاکرات میان دو طرف، اثر بگذارد.
در گزارش اختصاصی سیانان که شنبه ۲۲ فروردین و در آستانه مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلامآباد پاکستان منتشر شد، بر اساس ارزیابیها و اظهارات سه منبع آگاه، پکن قصد دارد سامانههایی را به ایران منتقل کند که میتواند توان دفاعی جمهوری اسلامی را تقویت کند. موضوعی که در صورت تحقق، با توجه به نقش ادعایی چین در میانجیگری آتشبس، «اقدامی تحریکآمیز» تلقی میشود.
این تحولات در حالی رخ میدهد که قرار است دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اوایل ماه آینده میلادی (کمتر از یک ماه دیگر) برای دیدار با شی جینپینگ، همتای خود در چین، به این کشور سفر کند.
احتمال انتقال سامانههای دوشپرتاب و مسیرهای غیرمستقیم
دو منبع به سیانان گفتند نشانههایی وجود دارد که چین در حال بررسی انتقال این تجهیزات از طریق کشورهای ثالث است تا منشا واقعی آنها پنهان بماند.
به گفته این منابع، سامانههای مورد نظر، موشکهای ضد هوایی دوشپرتاب موسوم به «منپدس» (Man-Portable Air-Defense Systems - MANPADS) هستند. سلاحهایی که در طول جنگ پنج هفتهای، تهدیدی نامتقارن برای هواپیماهای نظامی آمریکا در ارتفاع پایین ایجاد کرده بودند و در صورت فروپاشی آتشبس، میتوانند بار دیگر چنین تهدیدی را به وجود بیاورند.
این ارزیابیها همچنین نشان میدهند حکومت ایران ممکن است از آتشبس برای بازسازی برخی از توانمندیهای نظامی خود با کمک شرکای خارجی استفاده کند.
سخنگوی سفارت چین در واشینگتن این گزارش را رد کرد و گفت: «چین هرگز به هیچ طرفی در این درگیری سلاح ارائه نکرده است. اطلاعات مطرحشده نادرست است.»
او تاکید کرد پکن به تعهدات بینالمللی خود پایبند است و از آمریکا خواست از «اتهامات بیاساس» و «فضاسازیهای هیجانی» خودداری کند و در عوض برای کاهش تنشها تلاش کند.
پیشتر نیز چین اعلام کرده بود از زمان آغاز جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، برای تحقق آتشبس تلاش کرده است.
ترامپ پیشتر گفت جنگنده اف-۱۵یی که هفته گذشته بر فراز ایران سرنگون شد، با یک «موشک دوشپرتاب حرارتی» هدف قرار گرفته است.
تهران نیز از استفاده از یک سامانه «جدید» پدافند هوایی خبر داده، اما جزییات بیشتری ارائه نکرده و مشخص نیست این سامانه منشا چینی داشته است یا نه.
به گفته منابع، ارسال چنین سامانههایی در صورت تحقق، سطح حمایت چین از حکومت ایران را نسبت به گذشته افزایش میدهد.
هرچند شرکتهای چینی پیشتر نیز فناوریهای دوگانه تحت تحریم را به جمهوری اسلامی فروختهاند، اما انتقال مستقیم سامانههای تسلیحاتی از سوی دولت چین، سطح تازهای از حمایت بهشمار میآید.
در عین حال، منابع مطلع گفتهاند که چین تمایلی به ورود آشکار به این درگیری ندارد و تلاش میکند ضمن حفظ روابط راهبردی با تهران - بهویژه در حوزه انرژی - در ظاهر بیطرف باقی بماند تا پس از پایان جنگ بتواند موضع خود را مدیریت کند.
سیانان گزارش داد: «چین همچنین ممکن است استدلال کند سامانههای پدافند هوایی ماهیتی دفاعی دارند، در حالی که روسیه با ارائه اطلاعات به ایران در طول جنگ، به این کشور در هدفگیری نیروها و منافع آمریکا در منطقه کمک کرده است.»
ایران از مدتها پیش روابط نظامی و اقتصادی نزدیکی با چین و روسیه دارد.
تهران در جنگ اوکراین با ارسال پهپادهای شاهد به روسیه کمک کرد و بخش عمده نفت تحت تحریم خود را به چین میفروشد.
بررسی دادههای گوگل ترندز در دوره قطع دسترسی عمومی مردم ایران به اینترنت جهانی در جریان جنگ اخیر، نشان میدهد الگوی جستوجوی کاربران ایرانی دارای سیمکارت سفید که به اینترنت دسترسی داشتهاند، همزمان با نگرانی برای بقای نظام سیاسی به سمت غرایز سرکوبشده میل کرده است.
در مقایسه با این مقطع، بررسی سه مقطع زمانی دیگر، دوره زمانی مشابه در سال گذشته، دوره یک ماهه پیش از شروع جنگ و دوره یک سال منتهی به جنگ، نشان میدهد که الگوی جستوجوی کاربران با آیپی ایران در این دورهها، بیشتر متمرکز بر دغدغههای عمومی بوده و کلماتی مانند فیلم، طلا، نوروز و رمضان (تقارن زمانی) بیشتر جستجو شدهاند.
این در حالی است که در ۳۵ روز اخیر که دسترسی عموم مردم در ایران به اینترنت قطع بود و تنها کارتسفیدها می توانستند به اینترنت جهانی وصل شوند، قیمت نفت، نهادهای قدرت، چهرههای سیاسی، اخبار جنگ و محتوای مستهجن بیشتر جستوجو شدهاند.
برای درک اهمیت این تغییر معنادار، باید به سازوکار ثبت دادهها در موتورهای جستوجو توجه کرد.
در شرایط عادی، شهروندان ایرانی برای دور زدن فیلترینگ از ابزارهای تغییر آیپی استفاده میکنند؛ در نتیجه، جستوجوی آنها برای محتوای فیلترشده در پایگاه داده گوگل به نام کشورهای دیگر ثبت میشود. اما در زمان قطعی کامل اینترنت، تنها مقامها، مدیران نهادهای خاص، رسانههای حکومتی و افراد دارای «سیمکارت سفید» مستقیما و بدون نیاز به فیلترشکن در فضای وب جستوجو میکنند. در این بازه زمانی، تمام ردپای دیجیتالی که با آیپی ایران ثبت شده، منحصرا رفتار همین طبقه خاص را بازتاب میدهد.
روزمرگی و اضطراب؛ دغدغه مردم پیش از خاموشی
بررسی دادههای یک سال گذشته (ژانویه ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶) نشان میدهد که اینترنت برای شهروندان عادی، با وجود فیلترینگ گسترده، ابزاری برای دور زدن بحرانهای اقتصادی و پیگیری زندگی روزمره بوده است. در این دوره، واژههایی مانند «قیمت طلا»، «دلار»، «ثبتنام ماشین» و «دیوار» در صدر جستوجوها قرار داشتند.
همچنین مقایسه با بازه زمانی مشابه در سال گذشته (اسفند ۱۴۰۳ و فروردین ۱۴۰۴) نشان میدهد که جامعه در شرایط عادی بیشترین توجه را به مناسبتهای فرهنگی و مذهبی مانند «تبریک سال نو»، سریال مناسبتی «پایتخت ۷» و اعمال ماه رمضان داشته است.
با نزدیک شدن به سایه جنگ در یک ماه پیش از قطعی سراسری (فوریه ۲۰۲۶)، اضطراب و تقلای مردم برای دسترسی به اخبار آزاد به اوج رسید.
در این مقطع، عباراتی مانند «اینترنت کی وصل میشه» با رشد ۴۸۰۰ درصدی و جستوجوی نام انواع فیلترشکنها از جمله «npv tunnel» (با رشد ۳۸۵۰ درصدی)، «viva vpn» (با رشد ۲۱۰۰ درصدی) و «سایفون» (با رشد ۲۰۰۰ درصدی)، صدر جدول جستوجوهای گوگل را تسخیر کردند. این دادهها تصویر شفاف جامعهای تشنه اطلاعات در آستانه یک بحران بزرگ نظامی است.
سیمکارتهای سفید؛ از بیت رهبری تا محتوای مستهجن
با آغاز درگیریهای نظامی و قطع دسترسی دهها میلیون شهروند ایرانی به اینترنت جهانی، استخر دادههای گوگل در ایران از کاربران عادی خالی شد. دادههای بازه ۳۵ روزه جنگ (۹ اسفند ۱۴۰۴ تا تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵)، نشاندهنده دوگانه عجیبی در رفتار صاحبان سیمکارت سفید است: ترس برای بقای سیاسی و فوران غرایز جنسی.
در بخش دغدغههای حاکمیتی، در حالی که موشکها زیرساختهای کشور را تهدید میکردند، وابستگان حکومت در حال رصد اخبار حساس داخلی و درآمدهای ارزی بودند.
رشد خیرهکننده جستوجوی کلماتی مانند «قیمت نفت برنت» (با جهش ۲۵۰۰ درصدی) در کنار اسامی چهرههای کلیدی قدرت نظیر «مجتبی خامنهای» (با رشد ۱۷۰۰ درصدی)، «اعرافی» (با رشد ۲۲۵۰ درصدی)، «اژهای» (با رشد ۹۰۰ درصدی) و عباراتی چون «پاستور تهران» (با رشد ۱۳۵۰ درصدی) و «بیت رهبری» (با رشد ۱۰۰۰ درصد) نشان میدهد که در بحبوحه جنگ با آمریکا، پیگیری مناسبات قدرت و مساله جانشینی، دغدغه اصلی این طبقه بوده است.
افزون بر این، جستوجوی کلیدواژه «میناب» با رشد چشمگیر (ثبت جهش ۱۲۵۰ تا ۱۵۰۰ درصدی)، تایید میکند که این کاربران به دقت در حال رصد فاجعه اصابت موشک به مدرسه دخترانه این شهر بودند.
بخش قابلتوجه دیگر این دادهها، رفتار کاربران سیمکارت سفید در جستوجوی محتوای جنسی است. از آنجا که به نظر میرسد این کاربران برای وبگردی نیازی به ابزارهای دور زدن سانسور ندارند، برای نخستین بار در آمار گوگل، جستوجوهای مستهجن آنها مستقیما با آیپی ایران ثبت شده است.
در غیاب مردم عادی، عباراتی نظیر «سوپر» و «فیلم بدون سانسور» که هر دو مستقیما به لیست کلمات برتر و پرجستوجو یا TOP راه یافتهاند، «زناشویی» (با رشد ۱۳۵۰ درصدی)، «زگیل تناسلی» (با رشد ۷۵۰ تا ۹۰۰ درصدی) و «صیغه محرمیت» (با جهش ۱۰۰۰ درصدی و کلمه «صیغه» با رشد ۱۰۵۰ درصدی) در کنار صریحترین کلمات مربوط به آناتومی بدن (نظیر واژن/Vagina با رشد ۵۰۰ درصدی، بیضه/Testicle با رشد ۶۰۰ درصدی و مقعد/Anus با رشد ۴۰۰ درصدی)، به دو زبان انگلیسی و فارسی با رشدهای نجومی در صدر ترندهای گوگل و در کنار نام مقامهای ارشد جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
«زناشویی»، «زگیل تناسلی» و «صیغه محرمیت» در کنار صریحترین کلمات مربوط به آناتومی بدن، به دو زبان انگلیسی و فارسی با رشدهای نجومی در صدر ترندهای گوگل و در کنار نام مقامهای ارشد جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
ریاکاری دیجیتال در ساختار اینترنت طبقاتی
آمار گوگل ترندز در این مقطع بحرانی، سندی روشن از عملکرد «اینترنت طبقاتی» در جمهوری اسلامی است. هنگامی که دسترسی مردم عادی به جریان آزاد اطلاعات قطع شد، رفتار واقعی مالکان سیمکارتهای سفید عیان شد.
طبقهای که از یک سو محدودیت، فیلترینگ و پیامرسانهای داخلی را برای جامعه تجویز میکند و از سوی دیگر، در امنترین فضاهای خود با رانت اینترنت نامحدود، همزمان در حال رصد معادلات قدرت در «بیت رهبری» و جستوجوی آزادانه محتوای مستهجن و واژههایی چون «صیغه محرمیت» است.