امارات متحده عربی ورود و ترانزیت شهروندان ایرانی از طریق دبی را ممنوع کرد

شرکت هواپیمایی «فلایدبی» در اطلاعیهای اعلام کرد امارات متحده عربی ورود و حتی ترانزیت شهروندان ایرانی از طریق دبی را ممنوع کرده است.

شرکت هواپیمایی «فلایدبی» در اطلاعیهای اعلام کرد امارات متحده عربی ورود و حتی ترانزیت شهروندان ایرانی از طریق دبی را ممنوع کرده است.
بر اساس این اطلاعیه، همه دارندگان گذرنامه ایرانی، از جمله افراد دارای ویزای اقامت، ویزای بازدید و ویزای توریستی امارات، از ورود به دبی منع شدهاند.
همچنین اتباع ایرانی که در حال حاضر خارج از امارات هستند، حتی در صورت داشتن اقامت این کشور، اجازه ورود به امارات را نخواهند داشت.
با این حال، اعضای درجه یک خانواده شهروندان اماراتی شامل والدین، همسر، فرزندان و خواهر و برادر که بهصورت مشترک سفر میکنند، در صورت دریافت تاییدیه پیش از سفر، ممکن است از این محدودیت مستثنی شوند.
شرکت فلایدبی در ادامه این اطلاعیه از «تمامی شرکا» خواست «بهطور کامل» این دستورالعمل را رعایت کنند و از رزرو یا پذیرش مسافرانی که مشمول این محدودیت هستند، بپرهیزند؛ مگر در مواردی که شامل شرایط استثنا باشند.
بر پایه پیامهای دریافتی از مخاطبان ایراناینترنشنال، در روزهای گذشته شهروندان ایرانی مقیم امارات متحده عربی که خارج از خاک این کشور حضور داشتند، با ابطال ویزای اقامت خود مواجه شدهاند.
این اقدام موجب سرگردانی برخی از این افراد در کشورهای مبدا و فرودگاهها شده است.
در هفتههای اخیر، روابط حکومت ایران و امارات دچار تنش شده و رو به سردی گذاشته است.
از زمان آغاز مناقشه کنونی، جمهوری اسلامی علاوه بر حملات موشکی به اسرائیل و پایگاههای آمریکا در منطقه، ۱۲ کشور از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، اردن، قطر، عراق، عمان و جمهوری آذربایجان را هدف قرار داده است.
در این میان، امارات بیش از همه هدف حملات جمهوری اسلامی قرار گرفته است. از زمان آغاز جنگ، حدود ۴۴۰ موشک و نزدیک به دو هزار پهپاد به سوی این کشور شلیک شده است.
تهران اغلب این حملات را با استناد به فعالیت پایگاههای نظامی ایالات متحده در کشورهای منطقه توجیه میکند. این در حالی است که تاسیسات غیرنظامی مانند فرودگاهها و هتلها، از جمله اهداف حملات حکومت ایران بودهاند.
اقدامات تلافیجویانه امارات
ایراناینترنشنال ۱۱ فروردین به نقل از منابع آگاه، از برخورد گسترده با شبکههای مالی سپاه پاسداران و بازداشت دهها فرد فعال در شبکه صرافی وابسته به حکومت ایران در امارات خبر داد.
پیشتر در اسفندماه، امارات دستور داده بود فعالیتهای مراکز وابسته به حکومت ایران در این کشور از جمله بیمارستان ایرانیان، مدارس ایرانی، دانشگاه آزاد، مسجد «امام حسین» و همچنین «باشگاه ایرانیان» دبی متوقف و این مراکز تعطیل شوند.
در حالی که مقامهای دبی پیشتر به مسئولان «بیمارستان ایرانیان» مهلتی یکماهه برای توقف فعالیت داده بودند، این مرکز درمانی جمهوری اسلامی ۲۶ اسفند بهطور ناگهانی و ظرف چند ساعت به دست پلیس دبی تعطیل شد.
محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، ۱۶ اسفند در اظهاراتی کمسابقه جمهوری اسلامی را «دشمن» خواند و به تهران هشدار داد امارات «طعمه آسانی» نیست.
خبرگزاری آسوشیتدپرس ۱۱ فروردین به نقل از منابع آگاه گزارش داد کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، به رهبری عربستان سعودی و امارات، از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، خواستهاند جنگ را تا زمان ایجاد «تغییرات قابل توجه در رهبری یا رفتار ایران» ادامه دهد.






سازمان عفو بینالملل در گزارشی اعلام کرد حمله موشکی جمهوری اسلامی به شهر بیتشمش اسرائیل که به کشته شدن ۹ غیرنظامی از جمله چهار نوجوان انجامید، باید بهعنوان «یک جنایت جنگی» مورد بررسی قرار گیرد.
بر اساس این گزارش که سهشنبه ۱۱ فروردین منتشر شد، عفو بینالملل پس از بررسی شواهد موجود در شبکههای اجتماعی، به همراه عکسها و ویدیوهای گردآوریشده از محل حادثه، به این نتیجه رسید که در این حمله از یک موشک بالستیک ایرانی استفاده شده است.
اریکا گوارا-روساس، مدیر ارشد بخش پژوهش عفو بینالملل، گفت سلاح بهکاررفته در این حمله «دقت بسیار پایینی دارد و از کلاهک عظیمی برخوردار است» و به همین دلیل، استفاده از آن در مناطق پرجمعیت غیرنظامی «کاملا نامناسب» است.
۱۱ اسفند ۱۴۰۴، حمله موشکی جمهوری اسلامی به محله رامات لهی شهر بیتشمش در مرکز اسرائیل باعث تخریب کنیسه «تیفرت اسرائیل» شد و خسارات گستردهای نیز به پناهگاه زیر آن وارد کرد. این حمله علاوه بر ۹ کشته، ۴۶ زخمی نیز بر جای گذاشت.
از زمان آغاز مناقشه کنونی، جمهوری اسلامی علاوه بر حملات موشکی به اسرائیل و پایگاههای آمریکا در منطقه، ۱۲ کشور از جمله عربستان سعودی، امارات، بحرین، کویت، اردن، قطر، عراق، عمان و جمهوری آذربایجان را هدف قرار داده است.
تهران اغلب این حملات را با استناد به فعالیت پایگاههای نظامی ایالات متحده در این کشورها توجیه میکند. این در حالی است که تاسیسات غیرنظامی مانند فرودگاهها و هتلها، از جمله اهداف حملات حکومت ایران بودهاند.

نبود «اهداف نظامی مشروع» در محل حمله
عفو بینالملل در ادامه گزارش داد در جریان تحقیقات خود، به هیچ مدرکی دال بر وجود «اهداف نظامی مشروع» در نزدیکی محل اصابت موشک جمهوری اسلامی دست نیافته است.
نزدیکترین تاسیسات نظامی به محل اصابت، پایگاهی در حوالی شهر سدوت میخا است که فاصله آن تا محل حادثه حدود ۳.۵ کیلومتر برآورد میشود.
گوارا-روساس استفاده حکومت ایران از موشک بالستیک در این حمله را «نقض حقوق بشردوستانه بینالمللی» دانست و گفت: «انجام حملهای بدون تمایز که منجر به مرگ یا جراحت غیرنظامیان یا آسیب به اموال غیرنظامی شود، جنایت جنگی به شمار میآید.»
او خواستار انجام تحقیقاتی «مستقل و بیطرفانه» درباره این رویداد و «محاکمه عادلانه» عوامل آن شد.
رسانههای اسرائیلی پیشتر گزارش دادند کلاهک مورد استفاده در این حمله حدود ۵۰۰ کیلوگرم وزن داشته است. با این حال، عفو بینالملل نتوانسته است بهطور مستقل این عدد را تایید کند.
بر پایه پژوهشی که در سال ۲۰۲۴ درباره دقت موشکهای بالستیک ایران انجام گرفت، این پرتابهها بهطور معمول دستکم نیم کیلومتر از هدف خود منحرف میشوند.
در فاصله بین ۲۵ تا ۲۸ اسفند ۱۴۰۴، عفو بینالملل با چهار نفر از بازماندگان حمله به بیتشمش و یک نیروی امدادی که مدت کوتاهی پس از اصابت در محل حضور یافته بود، گفتوگو کرد.
این سازمان همچنین برای تایید گستردگی تخریب، تصاویر ماهوارهای منطقه را پیش و پس از حمله مورد بررسی قرار داد.
پپیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده، بار دیگر مواضع متحدان واشینگتن در قبال جنگ ایران را مورد انتقاد قرار داد و تاکید کرد بحران تنگه هرمز موضوعی فراتر از منافع آمریکا است و سایر کشورها نیز در قبال آن مسئولیت دارند.
هگست سهشنبه ۱۱ فروردین در یک نشست خبری به عدم همکاری کشورهای عضو ناتو برای مقابله با تهدیدات حکومت ایران پرداخت و گفت: «تنها درخواست کمکهای کوچکی [از ناتو] داشتیم، اما محقق نشد و دیگر نمیتوان آن را ائتلاف نامید.»
او جنگ کنونی علیه جمهوری اسلامی را «عملیاتی برای جهان» خواند و با اشاره به تنشهای موجود در بازار جهانی انرژی افزود: «تنگه هرمز تنها مساله آمریکا نیست و سایر کشورها نیز باید از خود دفاع کنند.»
در هفتههای اخیر، اختلال در تردد شناورها در تنگه هرمز بهدلیل حملات جمهوری اسلامی موجب برهم خوردن جریان انرژی جهانی و افزایش قیمت نفت شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۱ فروردین با انتشار پستی در شبکه اجتماعی تروثسوشال، مجددا از عدم مشارکت «کشورهای غیرهمراه» در کارزار علیه حکومت ایران انتقاد کرد.
در این پیام آمده است: «همه کشورهایی که بهخاطر تنگه هرمز نمیتوانید سوخت جت تهیه کنید، مثل بریتانیا که از مشارکت در زدن سر حکومت ایران خودداری کرد، برایتان یک پیشنهاد دارم: یک، از آمریکا بخرید، ما بهاندازه کافی داریم. و دو، کمی شجاعت دیرهنگام پیدا کنید، به تنگه [هرمز] بروید و خودتان آن را بگیرید.»
«عملیات تا تحقق اهداف آمریکا ادامه خواهد یافت»
وزیر جنگ آمریکا در ادامه نشست خبری، وجود ضربالاجل برای پایان کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی را رد کرد و گفت «بحث چهار یا شش هفته یا هر بازه زمانی دیگری مطرح نیست» و عملیات تا زمان برآورده شدن اهداف واشینگتن ادامه خواهد یافت.
هگست از گفتوگوهای «مستمر» میان تهران و واشینگتن خبر داد و افزود: «مذاکرات با ایران جدی است و از آن استقبال میکنیم، اما همزمان با بمب نیز مذاکره میکنیم تا بدانند توافق برایشان بهتر است.»
او به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داد در صورت عدم دستیابی به توافق در مذاکرات کنونی، ایالات متحده به حملات خود ادامه میدهد.
هگست جنگ کنونی را «تاریخساز» خواند و ضمن تمجید از رویکرد ترامپ تاکید کرد او دست به اقدامی زد که «هیچ رییسجمهوری شجاعت انجام آن را نداشت».
دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، نیز در این نشست خبری گفت: «در زمین، هوا، دریا و فضای سایبری روند تولید موشک و پهپاد جمهوری اسلامی را نابود میکنیم و با آتش دوربرد عمق خاک ایران را هدف قرار میدهیم.»
به گفته او، ارتش ایالات متحده در ۳۰ روز اخیر به ۱۱ هزار هدف حمله کرده است و بمبافکنهای بی۵۲ در حال انجام ماموریت بر فراز ایران هستند.
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی همچنان به تهدیدات خود علیه آمریکا، اسرائیل و کشورهای منطقه ادامه میدهند.
پیشتر در ۹ فروردین، محمدباقر قالیباف که از او بهعنوان طرف مذاکره با واشینگتن یاد شده، در پیامی به مناسبت سیامین روز جنگ، بهصراحت توافق با ایالات متحده را رد کرد.
هگست اعزام نیروی زمینی به ایران را منتفی ندانست
وزیر جنگ آمریکا در ادامه احتمال حمله زمینی به ایران را رد نکرد و گفت: «دشمن میداند که ما چندین گزینه برای اعزام نیروی زمینی در اختیار داریم. اگر لازم باشد، این کار را میکنیم و اگر لازم نباشد، آن را انجام نمیدهیم.»
هگست ادامه داد: «هیچ گزینهای از جمله اعزام نیروی زمینی را از پیش فاش نمیکنیم... به دشمن نمیگوییم چه زمانی چه کاری انجام خواهیم داد.»
او به گزارشها درباره حضور اعضای القاعده در ایران پرداخت و افزود القاعده دشمن آمریکا به شمار میرود و در صورت وجود اعضای این گروه در ایران، ایالات متحده آنها را هدف قرار خواهد داد.
هگست همچنین به اقدام ترامپ در انتشار ویدیوی حمله به یک انبار مهمات در اصفهان در بامداد ۱۱ فروردین اشاره کرد و گفت انتشار چنین ویدیوهایی بهندرت ممکن میشود، زیرا جمهوری اسلامی «۹۹.۹ درصد» مردم ایران را از دسترسی به اینترنت محروم کرده است.
پیشتر در ۲۲ اسفند، ارتش اسرائیل با اشاره به قطع اینترنت در ایران اعلام کرد جمهوری اسلامی عمدا مانع از آن میشود که هشدارهای مربوط به حملات اسرائیل به مردم ایران برسد و بدین ترتیب، از شهروندان بهعنوان «سپر انسانی» استفاده میکند.
قاسم قریشی که تنها یک روز پیش از کشته شدن در فهرست تحریمهای اتحادیه اروپا قرار گرفته بود، یکی از اصلیترین چهرههای پشتپرده در تبدیل میادین ورزشی به صحنه سرکوب، ارعاب و تبلیغ برای حکومت محسوب میشد.
ایران اینترنشنال، ۲۶ اسفند، در خبری اختصاصی به نقل از منابع آگاه، کشته شدن قاسم قریشی، جانشین رییس سازمان بسیج، را در جریان حمله اسرائیل به نشست فرماندهان بسیج تایید کرد.
در این حمله، نزدیک به ۳۰۰ نفر از مسئولان میدانی و فرماندهان بسیج کشته شدند.
نقش قریشی در امنیتیکردن فضای فوتبال ایران، بهویژه در دوران خیزش انقلابی مردمی ایران، ابعادی فرامرزی داشت.
افشای طرحهای سرکوب در جام جهانی قطر
بخش بزرگی از کارنامه سیاه قریشی در آذر ۱۴۰۱ و در پی هکشدن سامانه داخلی خبرگزاری فارس توسط گروه «بلکریوارد» افشا شد.
فایل صوتی لو رفته از جلسه او با مدیران رسانههای حکومتی، از همکاری نزدیک امنیتی میان تهران و دوحه برای سرکوب معترضان و خبرنگاران در جام جهانی ۲۰۲۲ پرده برداشت.
قریشی در آن جلسه با ابراز رضایت از همکاری قطریها گفت: «قطر به ما قول داده افرادی که میگوییم حضورشان آنجا مضر است، راه ندهد. درباره خبرنگاران شبکه ایران اینترنشنال هم قطریها اعلام کردهاند که اگر شما مدارکی بدهید که بتوانیم بهانهای بیاوریم، آنها را راه نمیدهیم.»
در پی همین هماهنگیهای امنیتی، دولت قطر ویزای خبرنگاران ایران اینترنشنال را باطل کرد و بهطور رسمی مانع حضور آنها در جام جهانی شد تا صدای رسانههای آزاد در این مسابقات شنیده نشود.
او همچنین تایید کرد که قطر فهرست تمام خریداران بلیت را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده تا نیروهای امنیتی بتوانند مخالفان را شناسایی کنند.
قریشی با اشاره به اعزام نیروهای گزینششده بسیج برای «میدانداری» در استادیومها تاکید کرد: «بچههای بسیج رسانه، هم خبر تهیه کنند و هم پرچم به لپشان بزنند. ما هزینه هم میدهیم؛ بلیت هواپیما و ناهار هم میدهیم.»
توهین به اسطوره فوتبال ایران و واکنش علی دایی
یکی از جنجالیترین بخشهای فعالیت قریشی، تلاش برای تخریب چهرههای محبوب ورزشی بود که با مردم همراه شده بودند.
او با ادبیاتی توهینآمیز به علی دایی، اسطوره فوتبال ایران، حمله کرد و گفت: «درباره فوتبالیستها کارهای خوبی انجام شد. هر چند آدم وقتی میبیند یکی مثلا علی دایی که در وجودشان چیزی نمانده، البته بعید هم نیست با آن وضع تربیت دختر و زنش.»
این سخنان با واکنش تند علی دایی همراه شد. دایی با انتشار پستی در اینستاگرام، ضمن پردهبرداری از تهدیدات بیشماری که علیه خود و خانوادهاش از سوی نهادهای امنیتی صورت گرفته، نوشت: «در این ماهها و روزهای اخیر شاهد تهدیدات بیشماری علیه خود و خانوادهام بودهام. من از [آیتالله بهجت] درس آزادگی گرفتهام، با این عوامفریبیها به کجا میخواهید رسید؟»
از اعزام بسیجی تا جریمههای بینالمللی
نقش قریشی تنها به جام جهانی محدود نشد. او در جام ملتهای ۲۰۲۳ آسیا نیز شخصا کاروان پرتعداد نیروهای بسیجی را به قطر برد تا فضای سکوها را به نفع حکومت مدیریت کنند.
ثمره این ایدههای امنیتی، نفوذ افرادی چون «اکبر بزمجو»، مسئول بسیج بومهن، به داخل زمین مسابقه در جریان دیدار مقابل امارات بود؛ اقدامی که منجر به جریمه سه هزار دلاری فدراسیون فوتبال ایران توسط کنفدراسیون فوتبال آسیا شد.
کارنامه قریشی نشاندهنده تلاش سیستماتیک ارگانهای نظامی برای بلعیدن استقلال ورزش و استفاده از آن به عنوان ابزاری برای سرکوب و همچنین تبلیغات برای حکومت است.
در پی تشدید تنشها پس از حملات جمهوری اسلامی به امارات متحده عربی، منابع آگاه در گفتوگو با ایراناینترنشنال از برخورد گسترده با شبکههای مالی وابسته به سپاه پاسداران و بازداشت دهها فرد فعال در شبکه صرافی وابسته به حکومت ایران در این کشور خبر دادند.
منابع آگاه که نخواستند نامشان فاش شود، به ایراناینترنشنال گفتند دهها صراف فعال در امارات که با نهادهای مالی جمهوری اسلامی، از جمله شرکتهای وابسته به سپاه پاسداران، همکاری و در انتقال منابع مالی برای آنها نقش ایفا میکردند، بازداشت شدهاند.
همزمان، فعالیت شرکتهای مرتبط با این افراد نیز متوقف و دفاتر آنها تعطیل شده است.
به گفته این منابع، مقامهای اماراتی علاوه بر بازداشت دهها نفر، برای شماری دیگر از صرافها احضاریه صادر کرده و از آنها خواستهاند خاک این کشور را ترک کنند.
سرویس امنیت دولتی امارات متحده عربی ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد یک شبکه «تروریستی» مرتبط با حزبالله و جمهوری اسلامی را که زیر پوشش شرکت تجاری ساختگی فعالیت میکرد، متلاشی و اعضای آن را بازداشت کرده است.
به گفته این نهاد، این گروه در پی پولشویی و تهدید ثبات مالی کشور بود.
ایراناینترنشنال هشتم فروردین گزارش داد شهروندان ایرانی مقیم امارات متحده عربی که خارج از خاک این کشور حضور داشتند، با ابطال ویزای اقامت مواجه شدند.
در مقابل، قوه قضاییه جمهوری اسلامی ۱۰ فروردین اعلام کرد اقامت ۱۲۰۰ شهروند امارات متحده عربی مقیم ایران باطل شده است و آنها باید ظرف یک هفته کشور را ترک کنند.
ایراناینترنشنال همچنین ۲۲ اسفند گزارش داده بود پس از حملات جمهوری اسلامی به کشورهای حوزه خلیج فارس، امارات دستور داده مراکز وابسته به حکومت ایران در این کشور از جمله بیمارستان ایرانیان، مدارس ایرانی، دانشگاه آزاد، مسجد «امام حسین» و همچنین «باشگاه ایرانیان» دبی تعطیل شوند.
از مرکز امن تا دشمن اصلی
در تمام سالهایی که جمهوری اسلامی تحریم بوده، امارات متحده عربی یکی از اصلیترین مراکز دور زدن تحریمها، پولشویی، تامین مالی و قاچاق کالا از سوی نهادهای وابسته به حکومت ایران از جمله سپاه پاسداران به شمار میرفته است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، سهشنبه ۱۱ فروردین به نقل از یک مقام آگاه که نامش را اعلام نکرد، هشدار داد: «در صورت ادامه مشارکت امارات در حملات هوایی و موشکی آمریکا و استمرار میزبانی نیروهای اطلاعاتی و کمک به اسرائیل، ایران بندر الفجیره و خط لوله مهم انتقال نفت به خارج از تنگه هرمز را هدف قرار میدهد.»
در روزهای اخیر، با تشدید تنش در منطقه، جمهوری اسلامی بر شدت تهدیدهای خود علیه امارات متحده عربی افزوده است.
از هنگام آغاز جنگ در ۹ اسفند، جمهوری اسلامی بیش از هر کشور دیگری از جمله اسرائیل به امارات متحده عربی حمله کرده است.
وزارت دفاع امارات هفتم فروردین در پیامی در شبکه ایکس نوشت از زمان آغاز حملههای جمهوری اسلامی، سامانههای پدافند هوایی امارات ۳۷۲ موشک بالستیک، ۱۵ موشک کروز و هزار و ۸۲۶ پهپاد را رهگیری کردهاند.
وزارت دفاع امارات گفت در این حملات دو نیروی نظامی امارات، یک پیمانکار غیرنظامی مراکشی و هشت تبعه خارجی از پاکستان، نپال، بنگلادش، فلسطین و هند کشته شدهاند. همچنین ۱۶۹ تن دیگر مجروح شدهاند که اتباع بیش از ۲۵ کشور را شامل میشود.
در همین حال، مقامات اماراتی بهشکلی فزاینده مواضعی تندتر در قبال جمهوری اسلامی اتخاذ کردهاند.
لانا نسیبه، وزیر مشاور امارات، ششم فروردین تهران را حامی تروریسم خواند و گفت مجموع حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی به امارات از مجموع حملات به اسرائیل و دیگر کشورهای خلیج فارس بیشتر است.
در همین حال، آسوشیتدپرس ۱۱ فروردین به نقل از مقامهای آمریکایی، اسرائیلی و عرب نوشت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی و امارات به دونالد ترامپ فشار میآورند که «تا تضعیف جمهوری اسلامی به حد کافی» به جنگ ادامه دهد.
بر اساس این گزارش، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در ابتدا بابت اینکه پیش از جنگ اطلاعات کافی درباره حمله آمریکا و اسرائیل دریافت نکرده بودند، همینطور از اینکه آمریکا هشدارهایشان درباره پیامدهای ویرانگر جنگ برای کل منطقه را نادیده گرفته بود، گلایه داشتند.
با وجود این، این کشورها اکنون به کاخ سفید میگویند این جنگ یک فرصت تاریخی برای «از کار انداختن کامل و همیشگی حاکمیت روحانیون در ایران» فراهم کرده است.
آسوشیتدپرس نوشت: «مقامهایی از عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و بحرین در گفتوگوهای خصوصی اعلام کردهاند که نمیخواهند عملیات نظامی تا زمانی که تغییرات قابلتوجهی در رهبری ایران رخ ندهد یا تغییر چشمگیری در رفتار ایران ایجاد نشود، پایان یابد.»
بر اساس این گزارش، محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان، به مقامهای کاخ سفید گفته است که تضعیف بیشتر توان نظامی و رهبری جمهوری اسلامی در راستای منافع بلندمدت منطقه خلیج فارس و فراتر از آن است.
به گفته منابع آگاه، امارات متحده عربی شاید «تندروترین» کشور خلیج فارس در این زمینه باشد و بهشدت ترامپ را برای صدور دستور حمله زمینی تحت فشار قرار میدهد. کویت و بحرین نیز از این گزینه حمایت میکنند.
در مقابل، عمان و قطر که بهطور سنتی در نقش میانجی در مذاکرات غرب با جمهوری اسلامی ظاهر شدهاند، از راهحل دیپلماتیک حمایت کردهاند.
حشد الشعبی بار دیگر به کانون اصلی انتقادها و نگرانیهای مخالفان خود در عراق و ایران بدل شده است.
دولت عراق همواره بر قرار داشتن حشد الشعبی در چارچوب فرماندهی کل نیروهای مسلح تاکید دارد، اما شواهد میدانی نشان میدهد این نیروها در عمل، فراتر از الزامات رسمی و بدون توجه به پیامدهای سیاسی و امنیتی اقداماتشان، در مسیر حمایت از جمهوری اسلامی حرکت میکنند.
در روزهای گذشته، انتشار تصاویر و گزارشهایی از ورود شبهنظامیان عراقی در قالب کاروانهای خودروهای «حامل کمک» به داخل ایران، موجی از نگرانی را برانگیخت.
انتقادهای شدید و هشدارها به دولت عراق در رسانهها و شبکههای اجتماعی سرازیر شد.
از واکنشها میتوان دریافت که ورود کاروان طولانی نیروهای حشد الشعبی از بصره به ایران، صرفا بهعنوان مشارکت در «امدادرسانی» پذیرفته نشده است، بلکه در نظر مردم منطقه، انتقال هزاران نیرو به خوزستان در زمانی حساس و در مقیاسی گسترده و آشکار، اهدافی سیاسی و امنیتی را دنبال میکند.
شیخ عبدالله الجغیفی، مشاور و عضو کمیته امنیت و دفاع استانداری الانبار، در گفتوگو با ایراناینترنشنال ضمن تایید ارسال «کمکهای مالی» حشد الشعبی به جمهوری اسلامی، اعلام کرد این کمکها «با پرچمهای عراق و حشد الشعبی وارد ایران شدهاند».
او این اقدام را «حامل یک پیام عقیدتی و اعلام همبستگی با ایران در برابر ایالات متحده» دانست، اما همزمان نسبت به پیامدهای آن هشدار داد.
به گفته الجغیفی، ورود حشد الشعبی به ایران در شرایط فعلی جنگ، عراق را با موج شدیدتری از تحریمهای آمریکا مواجه خواهد کرد.
اما در کنار این گزارشها، روایتهای متفاوتی در رسانههای عراقی و عربی مطرح شده است؛ از احتمال انتقال سلاح و آمادهسازی برای سناریوهای امنیتی گرفته تا گزارشهایی درباره انتقال تجهیزات و ماشینآلات سنگین به ایران.
صفیان السامرایی، روزنامهنگار عراقی و سردبیر سابق «بغداد پست»، با انتشار تصویری از کاروان خودروهای شبهنظامیان حشد الشعبی در خاک ایران نوشت: «اینها کمکهای غذایی نیستند، بلکه تجهیزات مهم، سلاحهای سبک پنهان و موشکهایی هستند که بر روی خودروهای پیکاپ حشد نصب شدهاند؛ برای آمادهسازی جهت جنگ خیابانی در شهرهای ایران.»
او افزود خودروهای منتقلشده به ایران دیگر به عراق باز نخواهند گشت.
واکنش رسانههای منطقه
ابعاد سیاسی ورود نیروهای حشد الشعبی به خاک ایران زیر ذرهبین رسانههای منطقه رفته است.
مشاری الذایدی، روزنامهنگار عربستان سعودی، در مقالهای در الشرق الاوسط نوشت شبهنظامیان عراقی هرگز همصفی کامل خود با جمهوری اسلامی ایران را پنهان نکردهاند.
الذایدی تاکید کرد این گروهها نهتنها به معضلی برای مردم عادی عراق تبدیل شدهاند، بلکه اکنون عاملی برای ایجاد تهدیدات خارجی علیه کشورهای منطقه هستند.
در داخل عراق نیز دیدگاه مشابهی وجود دارد.
جلیل اللامی، معاون مرکز عراق برای امور استراتژیک در بغداد، در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره عواقب سیاسی ورود حشد الشعبی به خاک ایران گفت: «اکنون عراق در موقعیت یک صفبندی آشکار قرار گرفته و عملا سیاست توازن میان واشنگتن و تهران پایان میگیرد.»
او اضافه کرد: «امروز عراق در نقطهای بسیار حساس قرار دارد که میان باقی ماندن خارج از درگیری یا لغزیدن به قلب آن ناگزیر به انتخاب است.»
در حالی که دولت عراق همچنان بر این موضع تاکید دارد که حشد الشعبی خارج از چارچوب فرماندهی رسمی عمل نمیکنند، مجموعه تحولات و روایتها نشان میدهد این نیروها بیش از هر زمان دیگری در نقطهای قرار گرفتهاند که مرز میان نقش داخلی و مداخله منطقهای آنها بهشدت کمرنگ شده است.
لاوک غفوری، روزنامهنگار کرد در اقلیم کردستان، نوشت حشد الشعبی زیر چتر وزارت دفاع عراق با ورود به ایران، هرگونه ابهام درباره بیطرفی بغداد در این درگیریها را از بین برد.
انتشار تصاویر کاروانهای حشد الشعبی در خاک ایران، موجب نگرانیهایی در میان بخشی از افکار عمومی ایران نیز شده است.
ریشه اصلی این نگرانیها به گزارشها درباره نقش این نیروها در سرکوب اعتراضات مردمی اخیر ایران بازمیگردد.
با این حال، سابقه و عملکرد این نیروها در عراق نیز همواره با سرکوب اعتراضات همراه بوده و در سالهای گذشته بهطور گسترده با انتقاد، بیاعتمادی و حتی نفی اجتماعی مواجه شدهاند.
اکنون نخبگان سیاسی و رسانهها در عراق عملکرد حشد الشعبی را نه در راستای منافع ملی این کشور، بلکه در چارچوب اولویتهای جمهوری اسلامی ارزیابی میکنند.
بسیاری این نیروها را بیش از آنکه بخشی از ساختار حاکمیتی عراق بدانند، ابزاری در خدمت سیاستهای منطقهای تهران میبینند، حتی به بهای تضعیف ثبات و حاکمیت عراق.
با این حال، پرسش کلیدی همچنان بیپاسخ مانده است: آیا جابهجایی نیروها با مجوز رسمی دولت عراق انجام شده است، یا بار دیگر شاهد اقداماتی خودسرانه از سوی گروههایی هستیم که فراتر از چارچوبهای رسمی عمل میکنند، در حالی که دولت در سایه ضعف ساختاری، ناچار به سکوت یا پذیرش وضعیت موجود شده است؟
ابهامی که خود بیش از هر چیز نشاندهنده عمق بحران حاکمیت و شکنندگی تصمیمگیری در عراق امروز است.
