رسانههای حکومتی به نقل از قوه قضاییه از توقیف اموال علیرضا فغانی، پرافتخارترین داور تاریخ فوتبال ایران، بهدلیل مواضع این داور سرشناس درباره حملات اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی خبر دادند. فغانی اکنون با موج جدیدی از انتقامجوییهای حکومتی روبهروست.
علیرضا فغانی، پرافتخارآفرین داور ایرانی؛ از عکس با ترامپ تا همراهی با انقلاب ملی ایرانیان | ایران اینترنشنال
از حذف دستوری تا درخشش زیر پرچم استرالیا حذف فغانی از لیست داوران بینالمللی ایران تا حد زیادی مسیر زندگی این داور سرشناس را عوض کرد.
خداداد افشاریان، رییس وقت کمیته داوران و پرچمدار این حذف، مدعی شده بود: «با توجه به سن ۴۴ سال و ۹ ماه او و اینکه تورنمنتی نمانده که در آن حضور نیافته باشد، برای سال ۲۰۲۳ نام فغانی را در لیست قرار ندادیم.»
اما این پایان راه فغانی نبود؛ او با مهاجرت به استرالیا، بهعنوان نماینده این کشور در سطح اول فوتبال جهان به درخشش خود ادامه داد.
فینال جام جهانی باشگاهها و عکس با ترامپ یکی از بزرگترین اتفاقات زندگی فغانی قضاوت در فینال جام باشگاههای جهان بین پاریسنژرمن و چلسی بود؛ جایی که فغانی پس از بازی مدال خود را از دست دونالد ترامپ دریافت کرد و با او عکس یادگاری گرفت.
این اتفاق آتشی به خرمن جمهوری اسلامی زد، تا جایی که باعث شد صداوسیما از پخش مراسم اهدای مدال خودداری کند و موجی از حملات سازمانیافته علیه این داور سرشناس آغاز شود.
هجمه رسانههای حکومتی؛ «بیوطن» رسانههای حکومتی با ادبیاتی تند به فغانی تاختند. خبرگزاری فارس نوشت: «علیرضا فغانی پس از دریافت جایزه از ترامپ، با او به گرمی خوشوبش کرد و در عکس یادگاری، ژست او را گرفت.»
مسعود فروغی در روزنامه فرهیختگان فغانی را «بیوطن» نامید و نوشت: «فغانی ایرانی با ژست فرمانده ارتش متجاوز به ایران عکس یادگاری گرفت... او در قضاوت وجدان تاریخی آماتور است.»
روزنامه کیهان نیز با «پیامدار» خواندن این انتخاب مدعی شد: «در اینباره تنها میتوان گفت فغان از بیوطنی.»
روزنامه جوان، وابسته به سپاه، پا را فراتر گذاشت و قضاوت فغانی را حاصل توطئه دانست: «نباید از تعاملات اینفانتینوِ صهیونیستپرست با ترامپ قمارباز غافل بود. از یک استرالیایی توقعی بیش از این نیست.»
حتی روزنامه همشهری مدال او را آغشته به خون نامید و خطاب به فغانی نوشت: «عجب معامله حقیری کردید. این مدال بوی خون میدهد.» 2
در قم نیز بنرهایی با عبارت «مدال وطنفروشیت مبارک» نصب شد که در آن بهجای مدال، تصویر «سیبزمینی» قرار داده شده بود.
پاسخ فغانی؛ «قلبم برای ایران میتپد» علیرضا فغانی در واکنش به این حملات و بنرهای توهینآمیز با صراحت اعلام کرد: «عدهای به من میگویند وطنفروش، مهم نیست.
مهم این است همیشه قلبم برای آن تپیده و خوشحالم افتخاراتی که رقم زدم برای نام ایران و زادگاهم بوده است.»
فغانی درباره ژست لایک خود توضیح داد: «این علامتی بود برای همه کسانی که میگفتند فغانی تمام شده و تصمیم گرفتند من دیگر در لیست بینالمللی ایران نباشم.»
این داور سرشناس همچنین تاکید کرد که در مراسم اهدای مدال، دقیقا طبق پروتکلهای فیفا عمل کرده است.
همراهی با انقلاب ملی ایرانیان و اعتراض به کشتار مردم علت اصلی خشم حکومت را باید در مواضع سیاسی فغانی جستوجو کرد.
فغانی همزمان با انقلاب ملی ایرانیان، با انتشار سکانسی از فیلم «شبکه» نوشت: «لازم نیست بگویم چقدر اوضاع خراب است، همه میدانند اوضاع چقدر خراب است.»
این داور سرشناس ایرانی همچنین در استوری دیگری با شعری از هوشنگ ابتهاج آرزوی آزادی کرد: «میبینم، آن شکفتن شادی را، آن جشن بزرگ روز آزادی را.»
فغانی در جریان انقلاب ملی ایران، به قطع اینترنت اعتراض کرد و نوشت: «اینترنت ایران قطع شده اما صداها هنوز شنیده میشود.»
او همچنین به کشتار وسیع معترضان واکنش نشان داد و در تندترین موضعگیری خود خطاب به عاملان سرکوب نوشت: «برای بقای کثیف خودتون، جون عزیزانمون رو بلعیدید. قرار ما با شما؛ نه دادگاه، نه بخشش. رقص و پایکوبی روی گور تکتکتون.»
توقیف اموال علیرضا فغانی، نشاندهنده بنبست جمهوری اسلامی در مقابله با چهرههایی است که دیگر حاضر به سکوت در برابر سرکوب نیستند؛ داوری که افتخاراتش را متعلق به ایران میداند، اما حاضر نیست «مدال عزت» خود را با «کرنش مقابل قدرت» معامله کند.
تیم ملی فوتبال در دیداری تدارکاتی برای آمادهسازی پیش از جام جهانی ۲۰۲۶ آمریکا، با نتیجه دو بر یک برابر نیجریه شکست خورد. این مسابقه جمعه ۷ فروردین ۱۴۰۵، در روز بیستوهشتم جنگ جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، در آنتالیا ترکیه برگزار شد. تک گل تیم ملی را مهدی طارمی به ثمر رساند.
ملیپوشان در مراسم آغاز مسابقه، کولهپشتیهایی به یاد دانشآموزان کشتهشده در مدرسه ابتدایی میناب در دست داشتند.
تیم ملی در حالی خود را برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ آماده میکند که وزارت ورزش دولت جمهوری اسلامی، حضور تیمهای ملی و باشگاهی ایران در کشورهایی را که «متخاصم» خوانده، ممنوع اعلام کرده است.
امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی در حالی بیشتر بازیکنان همیشگی خود را در اردوی ترکیه در اختیار دارد که سردار آزمون به دلیل مواضع انتقادیاش نسبت به جمهوری اسلامی از تیم ملی کنار گذاشته شده و قوه قضاییه نیز اعلام کرده اموال او را مصادره کرده است.
جمهوری اسلامی از فضای تند جنگ برای انتقام از چهرههای محبوب ورزشی استفاده میکند. جدیدترین هدف این روند، آزمون، مهاجم تیم ملی فوتبال ایران است که اکنون با موجی از حملات سازمانیافته، ترور شخصیت و به نوشته رسانههای حکومتی با توقیف اموال و اخراج از تیم ملی روبهرو شده است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، پیشقراول حملات علیه آزمون بود. فارس و دیگر رسانههای حکومتی با برجسته کردن تصاویری از دیدار آزمون با حاکم دبی، زمینه اخراج او از تیم ملی و برخورد قضایی با او را فراهم کردند.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز با ادبیاتی تند، توسط مجریانی چون محمدحسین میثاقی، این ملیپوش را «بیعقل» خطاب کرد و او را فاقد صلاحیت برای پوشیدن پیراهن ملی دانست.
با این حال، مرور کنشگریهای آزمون نشان میدهد که موضوع اصلی نه انتشار یک عکس با حاکم دبی، بلکه همراهی او با مردم در بزنگاههای مختلف بوده است.
کارنامه ایستادگی: از حمایت از جنبش «زن، زندگی، آزادی» تا مخالفت با اعدام آزمون در سالهای اخیر به یکی از صداهای معترضان در میادین ورزشی تبدیل شده است.
او از نخستین ملیپوشان فوتبال ایران بود که در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» سکوت را شکست و نوشت: «به خاطر قانون تیم ملی تا الان نتوانستیم چیزی بگوییم؛ اما دیگر طاقت نیاوردم، تهش خط خوردن از تیم ملی است که فدای یک تار موی زنان ایرانی. شرم بر شماها که آدمها را به راحتی میکشید.» او در ادامه با تجلیل از مقاومت زنان ایران، آنها را قهرمانانی توصیف کرد که «در بدترین شرایط و تو بدترین جاها که بهتون توهین میشد، ولی با جان و دل برای مردمتون میجنگیدین.»
آزمون در مقاطع مختلف از چهرههای مورد انتقاد حکومت حمایت کرد؛ از انتشار عکس در کنار عارف غلامی، مدافع استقلال، تا حمایت از علی دایی در برابر حملات رسانههای دولتی که درباره او نوشت: «بمیرید هم نمیتوانید علی دایی را خراب کنید. این اسطوره از جنس همین مردم است.»
او همچنین با گذاشتن علامت پیروزی زیر پست حامد اسماعیلیون، از کمپین اخراج سفرای جمهوری اسلامی حمایت کرد.
در واکنشی دیگر، به گزارش صدا و سیما درباره تجمع ایرانیان در برلین پاسخ داد و نوشت: «خودم تو آلمان زندگی میکنم، یخرده اینجا زندگی کردن سخته. ولی فقط امیدوارم بنزین هر چه سریعتر بیاد پایین.»
این بازیکن همزمان با چهلم مهسا امینی و قطع اینترنت نوشت که «اینترنت ایران قطع شده اما صداها هنوز شنیده میشود».
آزمون همچنین از ورزشکارانی بود که به کارزار «#اعدام_نکنید» برای نجات امیر نصر آزادانی پیوست.
حمایت از آوارگان جنگ ۱۲ روزه آزمون در پی جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل اعلام کرد که فضایی برای اسکان موقت خانوادهها در گنبد آماده کرده است: «در این شرایط حساس تلاش کردم فضایی برای اسکان موقت خانوادهها در گنبد آماده کنم. اولویت با خانوادههایی است که نوزاد، کودک یا افراد مسن دارند.» او همچنین برای مسافرانی از شهرهای مختلف از جمله تهران، اصفهان، تبریز، کرمانشاه و شیراز، اقامت رایگان یکماهه در هتل در نظر گرفت.
اعتراضات اقتصادی و انقلاب ملی ایرانیان آزمون در واکنش به اعتراضات و افزایش قیمت دلار نوشت: «حق ما مردم صبور و عزیز کشورم این نیست که از آرزوهاشون اینقدر دور شن.» او همچنین تاکید کرد: «به عنوان یک ورزشکار، همیشه کنار مردم کشور میمانم.»
در واکنشی دیگر، تصویری از خالکوبی دست خود با عبارت «از خون جوانان وطن، لاله دمیده» منتشر کرد.
او همچنین با انتشار تصاویر کشتهشدگان نوشت: «اینها قصه نبودند، واقعی بودند. هیچوقت شما را از یاد نمیبریم.»
برخورد با چهرههای محبوب برخورد قضایی با آزمون نشاندهنده چالش میان حکومت و چهرههای پرطرفدار است.
در سالهای اخیر، نقش اجتماعی ورزشکاران و میزان تاثیرگذاری آنها در افکار عمومی افزایش یافته و همین موضوع به یکی از محورهای تنش تبدیل شده است.
براساس دادههای ردیابی نفتکشها از شرکت «کپلر» (Kpler) که در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفته، تلاشهای جمهوری اسلامی برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز تاکنون تغییر عملی قابلتوجهی ایجاد نکرده است.
بیش از یک دهه است که تهران سرمایهگذاری سنگینی روی پایانه نفتی جاسک انجام داده؛ پروژهای که هدف آن انتقال بخشی از صادرات نفت خام به دریای عمان و ایجاد مسیر جایگزین خارج از خلیج فارس در زمان بحران بوده است. با این حال، دادهها نشان میدهد این پایانه هنوز نقش حاشیهای در سیستم صادراتی ایران دارد.
بر اساس دادههای کپلر، ایران در ۲۵ روز نخست ماه مارس بهطور میانگین روزانه حدود ۱.۸۴ میلیون بشکه نفت خام بارگیری کرده است، اما سهم پایانه جاسک در این میان بسیار محدود بوده است.
میانگین بارگیری از جاسک در این دوره حدود ۸۱ هزار بشکه در روز بوده - کمتر از ۵ درصد کل صادرات نفت ایران.
الگوهای گذشته نیز نشان میدهد این محدودیت احتمالاً ساختاری است. ایران نخستین بار در اکتبر ۲۰۲۴ و همزمان با افزایش تنشهای نظامی با اسرائیل، صادرات از جاسک را آغاز کرد، اما حتی در آن زمان نیز حجم صادرات حدود ۷۷ هزار بشکه در روز بود. در مارس ۲۰۲۵ نیز این رقم بهطور متوسط حدود ۵۴ هزار بشکه در روز گزارش شده است.
این در حالی است که جاسک از طریق خط لولهای نزدیک به هزار کیلومتر به مناطق اصلی تولید نفت ایران متصل است. زیرساختی که با هدف افزایش ظرفیت صادرات خارج از خلیج فارس طراحی شده بود.
در عمل، وابستگی ایران به جزیره خارک همچنان بسیار بالا باقی مانده است.
بر اساس دادهها، بیش از ۸۴ درصد صادرات نفت ایران در ماه مارس از خارک انجام شده، در حالی که سهم جاسک تنها ۴.۴ درصد بوده است. حدود ۱۰ درصد دیگر نیز از پایانههای سروش و پارس جنوبی در خلیج فارس صادر شدهاند.
این تمرکز، یک آسیبپذیری راهبردی آشکار ایجاد میکند: هرگونه اختلال در خارک میتواند صادرات نفت ایران را بهشدت مختل کند.
این موضوع با تشدید جنگ میان حکومت ایران و ایالات متحده و اسرائیل اهمیت بیشتری یافته است. تنگه هرمز - که حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت از آن عبور میکند - به نقطهای مرکزی در تنشها تبدیل شده و تهران بهطور دورهای عبور و مرور دریایی را محدود کرده است.
در همین حال، گزارشهایی درباره گسترش عملیات نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده، از جمله طرحهایی برای استفاده از جزایر استراتژیک نزدیک تنگه هرمز جهت کنترل دسترسی به این آبراه.
در چنین سناریویی، وابستگی مداوم ایران به زیرساختهای صادراتی متمرکز در خارک، تجارت نفت این کشور را در معرض اختلال جدی قرار میدهد.
در مجموع، دادههای صادراتی یک واقعیت اساسی را برجسته میکند: با وجود سالها سرمایهگذاری، ایران نتوانسته وابستگی خود به تنگه هرمز - و مهمتر از آن، به پایانه خارک - را بهطور معناداری کاهش دهد.
در شرایط بیثبات کنونی منطقه، این وابستگی یک ضعف ساختاری مهم برای اقتصاد ایران محسوب میشود.
در حالی که فدراسیون فوتبال اردوی آمادهسازی تیم ملی برای جام جهانی آمریکا را در ترکیه برپا کرده است، وزارت ورزش حضور تیمهای باشگاهی و ملی در «کشورهای متخاصم» را ممنوع اعلام کرد. این دستور در واکنش به الزام برگزاری بازی تراکتور در لیگ نخبگان آسیا در عربستان سعودی صادر شده است.
وزارت ورزش جمهوری اسلامی مدعی شده است که «کشورهای متخاصم قادر به تأمین امنیت ورزشکاران و اعضای تیمهای ایرانی نیستند.»
در حالی که وزارت ورزش در پایان هفته چهارم جنگ، حضور تیمهای ملی و باشگاهی در کشورهایی را که «متخاصم» خوانده، ممنوع کرده است، تعدادی از بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان ایران که در روزهای نخست جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا برای شرکت در جام قهرمانی آسیا به استرالیا رفته بودند، به دلیل تهدیدهای امنیتی در این کشور پناهنده شدند.
کنفدراسیون فوتبال آسیا اعلام کرده مسابقات منطقه غرب که به دلیل جنگ در خاورمیانه به تعویق افتاده بود، در نیمه دوم فروردین ۱۴۰۵ در جده برگزار میشود.
بر اساس اعلام کنفدراسیون فوتبال آسیا، تراکتور در جده باید به مصاف شبابالاهلی امارات برود و برنده این دیدار در مرحله یکچهارم نهایی با بوریرام یونایتد تایلند روبهرو خواهد شد.
همچنین دیدارهای یکچهارم نهایی، نیمهنهایی و فینال نیز در اوایل اردیبهشت در همین شهر برگزار خواهد شد.
آیا اسرائیل واقعا برای استقرار طولانیمدت تا رودخانه لیتانی آماده است یا سیاست فعلی تنها تاکتیکی موقت برای اعمال فشار کوتاهمدت بر حزبالله محسوب میشود؟
اورشلیمپست شامگاه چهارشنبه، پنجم فروردین، در گزارشی تحقیقی به تحلیل دیدگاه ارتش اسرائیل برای مقابله با حزبالله و اشغال احتمالی و بلندمدت جنوب لبنان پرداخت.
در روزهای اخیر، مقامهای ارشد سیاسی اسرائیل بدون شفافسازی کامل درباره جزئیات، رویکرد و سیاست خود را در قبال جنوب لبنان تغییر دادهاند.
پرسش بنیادین این است که آیا تلآویو قصد دارد مانند تجربه سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰، برای کاهش تهدیدهای حزبالله، جنوب لبنان را تا کرانه لیتانی در اشغال نگه دارد یا این رویکرد جدید صرفا اهرمی برای وادار کردن حزبالله به عقبنشینی و پذیرش شرایط است.
مواضع متناقض در بدنه سیاسی بتسالل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، نخستین کسی بود که در روزهای اخیر از «الحاق جنوب لبنان» سخن گفت؛ پیشنهادی که بسیار بعید است دولت بهطور جدی آن را در دستور کار قرار دهد. اما روز سهشنبه، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، موضعی گرفت که به نظر میرسید تصرف جنوب لبنان تا رودخانه لیتانی را مستقیما به مساله خلع سلاح حزبالله گره زده است.
از آنجا که حزبالله بهشدت با خلع سلاح مخالف است و ارتش لبنان نیز ترس و ناتوانی خود را در برخورد با این گروه نشان داده، موضع کاتز عملا میتواند به معنای اشغال جنوب لبنان برای سالها یا زمانی نامعلوم باشد؛ حتی اگر اسرائیل رسما از واژه «اشغال» استفاده نکند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز سرانجام روز چهارشنبه با ادبیاتی خاص وارد بحث شد: «ما تهدید تهاجم زمینی به اسرائیل را رفع کردیم و در حال گسترش منطقه حائل هستیم. ما مصمم هستیم وضعیت در لبنان را تغییر دهیم.»
اگرچه اظهارات نتانیاهو مبهمتر از سخنان وزیرانش بود، اما ایده «تغییر وضعیت» و «گسترش منطقه حائل»، احتمال حمایت او از یک اشغال طولانیمدت را تقویت میکند.
تغییر نگاه در ستاد کل ارتش
منابع آگاه اشاره میکنند که موضع حرفهای و غیرسیاسی ارتش اسرائیل طی ماه گذشته دستخوش تغییرات رادیکال شده است.
در ابتدا، ارتش امیدوار بود با تهاجمی محدود به روستاهای خط اول مرزی و تشدید حملات هوایی، حزبالله را متوقف کند. اما این اقدام نهتنها شلیک راکتها را کاهش نداد، بلکه در مقاطعی باعث تشدید حملات به مناطقی چون حیفا و الجلیل سفلی شد.
در مرحله دوم، ارتش آماده حرکت به سمت خط دوم روستاهای جنوب لبنان شد تا فشار را بر حزبالله افزایش داده و آنها را دورتر کند. این اقدام تهدید موشکهای ضدتانک را کاهش داد، اما حزبالله همچنان قادر به پرتاب راکت به روستاهای مرزی و مناطق دورتر است.
ارتش اسرائیل در تمامی سطوح، نسبت به تصرف بخشهای وسیعی از جنوب لبنان و نزدیک شدن به لیتانی بسیار بیمیل است.
ارتش تجربه سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ را فراموش نکرده است؛ دورانی که فرماندهان کنونی ارتش در آن زمان افسرانی جوان بودند. آنها صدها همرزم خود را در نبردهای متعدد از دست دادند و در نهایت در سال ۲۰۰۰ عقبنشینی کردند، بدون آنکه مشخص شود اشغال طولانیمدت چه دستاوردی داشته است.
از نظر استراتژیک، ارتش معتقد است که نگهداری طولانیمدت زمین، نیروها را در وضعیتی ایستا قرار داده و آنها را به هدفی آسان برای کمینهای حزبالله تبدیل میکند؛ برخلاف عملیاتهای متحرک که ریسک کمتری دارند.
همچنین اشغال بلندمدت، اسرائیل را در عرصه بینالمللی با فشارهای شدید روبهرو خواهد کرد.
اگر حزبالله ظرف سه تا شش ماه آینده با برنامه خلع سلاح موافقت کند، برنامه نظامی فعلی ممکن است موفقیتآمیز باشد.
اما در غیر این صورت، ارتش بهشدت نگران یک اشغال فرسایشی است. با این حال، به دلیل ناتوانی دولت لبنان در مهار حزبالله، ارتش فعلا آماده است تا برای مدتی این مخاطره را بپذیرد.
چالش واقعی زمانی رخ خواهد داد که تلفات نیروها در کمینها افزایش یابد؛ در آن صورت احتمالا ارتش خواستار عقبنشینی خواهد شد، در حالی که طبقه سیاسی برای حفظ وجهه خود، بدون داشتن نقشهای برای خروج، بر ماندن اصرار خواهد کرد.