اشغال جنوب لبنان؛ برنامه بلندمدت ارتش اسرائیل برای مقابله با حزبالله چیست؟

آیا اسرائیل واقعا برای استقرار طولانیمدت تا رودخانه لیتانی آماده است یا سیاست فعلی تنها تاکتیکی موقت برای اعمال فشار کوتاهمدت بر حزبالله محسوب میشود؟

آیا اسرائیل واقعا برای استقرار طولانیمدت تا رودخانه لیتانی آماده است یا سیاست فعلی تنها تاکتیکی موقت برای اعمال فشار کوتاهمدت بر حزبالله محسوب میشود؟
اورشلیمپست شامگاه چهارشنبه، پنجم فروردین، در گزارشی تحقیقی به تحلیل دیدگاه ارتش اسرائیل برای مقابله با حزبالله و اشغال احتمالی و بلندمدت جنوب لبنان پرداخت.
در روزهای اخیر، مقامهای ارشد سیاسی اسرائیل بدون شفافسازی کامل درباره جزئیات، رویکرد و سیاست خود را در قبال جنوب لبنان تغییر دادهاند.
پرسش بنیادین این است که آیا تلآویو قصد دارد مانند تجربه سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰، برای کاهش تهدیدهای حزبالله، جنوب لبنان را تا کرانه لیتانی در اشغال نگه دارد یا این رویکرد جدید صرفا اهرمی برای وادار کردن حزبالله به عقبنشینی و پذیرش شرایط است.
مواضع متناقض در بدنه سیاسی
بتسالل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، نخستین کسی بود که در روزهای اخیر از «الحاق جنوب لبنان» سخن گفت؛ پیشنهادی که بسیار بعید است دولت بهطور جدی آن را در دستور کار قرار دهد.
اما روز سهشنبه، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، موضعی گرفت که به نظر میرسید تصرف جنوب لبنان تا رودخانه لیتانی را مستقیما به مساله خلع سلاح حزبالله گره زده است.
از آنجا که حزبالله بهشدت با خلع سلاح مخالف است و ارتش لبنان نیز ترس و ناتوانی خود را در برخورد با این گروه نشان داده، موضع کاتز عملا میتواند به معنای اشغال جنوب لبنان برای سالها یا زمانی نامعلوم باشد؛ حتی اگر اسرائیل رسما از واژه «اشغال» استفاده نکند.

بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز سرانجام روز چهارشنبه با ادبیاتی خاص وارد بحث شد: «ما تهدید تهاجم زمینی به اسرائیل را رفع کردیم و در حال گسترش منطقه حائل هستیم. ما مصمم هستیم وضعیت در لبنان را تغییر دهیم.»
اگرچه اظهارات نتانیاهو مبهمتر از سخنان وزیرانش بود، اما ایده «تغییر وضعیت» و «گسترش منطقه حائل»، احتمال حمایت او از یک اشغال طولانیمدت را تقویت میکند.
تغییر نگاه در ستاد کل ارتش
منابع آگاه اشاره میکنند که موضع حرفهای و غیرسیاسی ارتش اسرائیل طی ماه گذشته دستخوش تغییرات رادیکال شده است.
در ابتدا، ارتش امیدوار بود با تهاجمی محدود به روستاهای خط اول مرزی و تشدید حملات هوایی، حزبالله را متوقف کند. اما این اقدام نهتنها شلیک راکتها را کاهش نداد، بلکه در مقاطعی باعث تشدید حملات به مناطقی چون حیفا و الجلیل سفلی شد.
در مرحله دوم، ارتش آماده حرکت به سمت خط دوم روستاهای جنوب لبنان شد تا فشار را بر حزبالله افزایش داده و آنها را دورتر کند. این اقدام تهدید موشکهای ضدتانک را کاهش داد، اما حزبالله همچنان قادر به پرتاب راکت به روستاهای مرزی و مناطق دورتر است.
هراس از باتلاق ۱۹۸۲
ارتش اسرائیل در تمامی سطوح، نسبت به تصرف بخشهای وسیعی از جنوب لبنان و نزدیک شدن به لیتانی بسیار بیمیل است.
ارتش تجربه سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ را فراموش نکرده است؛ دورانی که فرماندهان کنونی ارتش در آن زمان افسرانی جوان بودند. آنها صدها همرزم خود را در نبردهای متعدد از دست دادند و در نهایت در سال ۲۰۰۰ عقبنشینی کردند، بدون آنکه مشخص شود اشغال طولانیمدت چه دستاوردی داشته است.
از نظر استراتژیک، ارتش معتقد است که نگهداری طولانیمدت زمین، نیروها را در وضعیتی ایستا قرار داده و آنها را به هدفی آسان برای کمینهای حزبالله تبدیل میکند؛ برخلاف عملیاتهای متحرک که ریسک کمتری دارند.
همچنین اشغال بلندمدت، اسرائیل را در عرصه بینالمللی با فشارهای شدید روبهرو خواهد کرد.
قمار بر سر زمان
اگر حزبالله ظرف سه تا شش ماه آینده با برنامه خلع سلاح موافقت کند، برنامه نظامی فعلی ممکن است موفقیتآمیز باشد.
اما در غیر این صورت، ارتش بهشدت نگران یک اشغال فرسایشی است. با این حال، به دلیل ناتوانی دولت لبنان در مهار حزبالله، ارتش فعلا آماده است تا برای مدتی این مخاطره را بپذیرد.
چالش واقعی زمانی رخ خواهد داد که تلفات نیروها در کمینها افزایش یابد؛ در آن صورت احتمالا ارتش خواستار عقبنشینی خواهد شد، در حالی که طبقه سیاسی برای حفظ وجهه خود، بدون داشتن نقشهای برای خروج، بر ماندن اصرار خواهد کرد.