بازداشت همراه با خشونت بتول گرامی، مادر جاویدنام سجاد صمدی
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از تلاش برای بازداشت همراه با خشونت بتول گرامی، مادر جاویدنام سجاد صمدی، در مراسم پنجشنبه آخر سال است. بنیاد برومند خبر داده گرامی باوجود کتف شکسته، از بیمارستان به زندان گناباد منتقل شده است.
سجاد صمدی ۲۲ ساله، کارگر قالببندی ساختمان بود که ۱۸ دی در گناباد هدف گلوله قرار گرفت و بر اثر خونریزی شدید جان باخت.
پیکر او در آرامستان بهشت قاسمآباد نوقاب گناباد به خاک سپرده شد.
جعفر جاویدی، ۲۹ ساله در جریان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در میدان هفت تیر مشهد، در اثر شلیک مستقیم گلوله جنگی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی ایراناینترنشنال و همچنین تایید مرکز اسناد حقوق بشر ایران، جعفر جاویدی در تاریخ ۱۸ دی ماه با تجهیزات کمکهای اولیه پزشکی در محل اعتراضات حضور پیدا کرد تا به مداوای مجروحان بپردازد، اما در حین کمکرسانی به زخمیها از ناحیه پهلو هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی قرار گرفت.
بهگفته شاهدان، پس از اصابت گلوله، یک آتشنشان به نام حمید مهدوی، که خود او نیز ساعاتی بعد کشته شد، او را بر دوش گرفت و از محل دور کرد.
جاویدی سپس با همراهی دوستانش به یک درمانگاه محلی منتقل شد، اما پزشک معالج در آنجا اعلام کرد که او هیچ نشانه حیاتی ندارد.
بر اساس این گزارش، خانواده و بستگان همان شب او را پس از جستوجوی بسیار یافتند و به دلیل شرایط امنیتی، با خودرو شخصی به منزل منتقل کردند.
پدر و مادر پیکر فرزندشان را در خانه غسل دادند، با ملحفه پوشاندند و او را به آرامستان بهشت رضا در مشهد برای انجام مراحل قانونی منتقل کردند.
گزارشها حاکی از آن است که مراسم تشییع و خاکسپاری جاویدی تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شده است.
جعفر جاویدی پیشتر نیز در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ بازداشت شده بود.
بر اساس گزارشهای تاییدشده، او پس از بازداشت در قیام مهسا، حدود ۱۵ روز تحت فشار برای اخذ اعتراف اجباری و شکنجه قرار گرفت، بهطوریکه از ناحیه فک، گوش و چشم دچار آسیبهای جدی شد.
جاویدی پس از انتقال به زندان وکیلآباد، در نهایت با قرار وثیقه آزاد شد، اما پس از آن حکم ۳۷ ماه زندان دریافت کرد. او در زمان کشته شدن با قرار وثیقه آزاد بود.
یک ماه پس از آغاز جنگ، طبق روایت خبرگزاریهای بینالمللی، شهروندان ایرانی در حالی با انفجارهای مداوم، بحران اقتصادی و محدودیتهای شدید حکومتی مواجهاند که بسیاری از آنها از «از بین رفتن امید» و نامشخص بودن آینده سخن میگویند.
تایمز اسرائیل به نقل از گزارش میدانی آسوشیتدپرس نوشت که جنگ جاری، فشارهای اقتصادی و روانی موجود پس از سرکوب اعتراضات دیماه را تشدید کرده و زندگی روزمره شهروندان را بهشدت مختل کرده است.
زندگی زیر سایه انفجار و قطع ارتباط بر اساس این گزارش، انفجارهای روزانه در شهرهایی مانند تهران به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده و به برخی خانهها آسیب رسانده است. همزمان، قطع گسترده اینترنت که از زمان اعتراضات آغاز شده، ارتباط مردم با جهان خارج و حتی در داخل کشور را دشوار کرده است.
یکی از ساکنان تهران گفت: «همه بدترین چیزهای ممکن را تجربه کردهایم؛ از کشتار و بازداشتها تا حالا جنگ.»
اقتصاد در آستانه فروپاشی به نوشته این گزارش، بسیاری از کسبوکارهای خصوصی در آستانه تعطیلی قرار دارند. یک کارآفرین در حوزه تولید پوشاک چرمی گفت کاهش قدرت خرید و قطع اینترنت باعث شده فروش آنلاین تقریباً به صفر برسد و او ناچار به استفاده از پسانداز محدود خود شود.
این وضعیت در حالی است که کارکنان بخش دولتی همچنان حقوق دریافت میکنند، اما بخش خصوصی با کاهش ساعات کاری یا تعطیلی کامل مواجه شده است.
مهاجرت داخلی و فشار بر منابع به نوشته آسوشیتدپرس بسیاری از شهروندان به مناطق شمالی کشور که کمتر هدف حملات قرار گرفتهاند، مهاجرت کردهاند. این امر فشار قابل توجهی بر منابع محلی، از جمله خدمات درمانی، وارد کرده است.
یک پزشک در رشت گفت تعداد بیماران تقریباً دو برابر شده و کمبود دارو بهویژه آنتیبیوتیکها به مشکلی جدی تبدیل شده است.
ریشههای بحران و تحریمها در این گزارش به نقش تحریمهای آمریکا و جامعه بینالمللی در تشدید بحران اقتصادی اشاره شده است. بازگشت سیاست «فشار حداکثری» در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ و اعمال دوباره تحریمهای سازمان ملل، به گفته این گزارش، از عوامل کلیدی سقوط ارزش پول ملی ایران بوده است.
نگرانی از آینده؛ جنگ یا تثبیت حکومت؟ به نوشته تایمز اسرائیل، شهروندان ایرانی با احساسات متناقضی نسبت به جنگ مواجهاند. برخی آن را فرصتی برای تغییر میدانند، در حالی که دیگران نگراناند که در صورت توافق سیاسی، حکومت در موقعیتی قدرتمندتر تثبیت شود.
یک شهروند گفت: «ما به جایی رسیدهایم که حاضر هستیم جنگ را تحمل کنیم، فقط به امید رهایی.»
در مقابل، یک پزشک هشدار داد: «اگر توافقی حاصل شود، ممکن است با جمهوری اسلامی قویتر مواجه شویم.»
«نه رویا، نه شادی» در پایان این گزارش، یکی از ساکنان ایران وضعیت کنونی را اینگونه توصیف میکند: «هیچ نشانهای از امید نیست؛ نه رویا، نه شادی. نگرانی درباره آینده همهچیز را در برگرفته است.»
شاهزاده رضا پهلوی در سخنرانی خود در کنفرانس سالانه اقدام سیاسی محافظهکاران آمریکا، با ترسیم چشماندازی از «ایران پس از جمهوری اسلامی» تاکید کرد که جمهوری اسلامی اصلاحپذیر نیست و هشدار داد که باقی ماندن هر بخشی از آن به ادامه تهدید در خاورمیانه و جهان میانجامد.
او شنبه هشتم فروردین در چهارمین روز کنفرانس موسوم به سیپَک گفت: «تنها راه صلح و ثبات پایدار از جدایی کامل از این رژیم میگذرد. این رژیم، در تمامیت خود، باید برود. اگر کار را تمام نکنیم و بقایای رژیم را باقی بگذاریم تهدید در جهان ادامه خواهد یافت.»
شاهزاده رضا پهلوی در بخش دیگری از صحبتهایش با تاکید بر ضرورت ایجاد یک حکومت دموکراتیک در ایران برای غرب، ایران را یک «فرصت اقتصادی استفادهنشده» خواند و تلاش کرد نگاه محافظهکاران آمریکایی را به آثار اقتصادی تغییر حکومت جلب کند.
او همزمان از نقش مردم ایران در «وارد کردن ضربه نهایی» به جمهوری اسلامی سخن گفت و تاکید کرد آینده ایران باید بر پایه یک گذار «منظم» و بدون خلاء قدرت شکل بگیرد.
چشمانداز «تولد دوباره ایران»
شاهزاده پهلوی سخنانش را با یاد کردن جانباختگان انقلاب ملی ایرانیان در دیماه سال گذشته آغاز کرد و گفت آنها نه فقط برای آزادی خود، بلکه برای «آزادی، صلح و امنیت جهان» جنگیدند.
او با دعوت از مخاطبان برای تصور کردن یک ایران آزاد گفت: «در ایران آزاد دیگر خبری از تهدید هستهای، تروریسم، گروگانگیری، بستن تنگه هرمز و باجگیری از اقتصاد جهانی نیست.»
او سپس این تصویر را از ایران آینده ترسیم کرد: کشوری که بهجای «صدور تروریسم»، آزادی، ثبات و فرصت اقتصادی عرضه میکند.
ایران، بزرگترین فرصت اقتصادی استفادهنشده
شاهزاده پهلوی در بخش دیگری از سخنانش، ایران آزاد را «بزرگترین فرصت اقتصادی استفادهنشده قرن ۲۱» توصیف کرد و گفت یک شراکت راهبردی میان آمریکا و ایران میتواند «بیش از یک تریلیون دلار» برای اقتصاد آمریکا ایجاد کند.
او همچنین از خاورمیانهای سخن گفت که در آن ایران بهجای «منبع آشوب»، به «لنگر ثبات» تبدیل شود و حتی از گسترش «پیمانهای ابراهیم» به «پیمانهای کوروش» نام برد.
جمهوری اسلامی در تمامیت خود باید برود
او همچنین با رد هرگونه راهحل مبتنی بر سر قدرت ماندنِ بخشی از رهبران کنونی جمهوری اسلامی گفت: «تنها مسیر دستیابی به صلح و ثبات پایدار، از یک گسست کامل از این رژیم میگذرد.»
به گفته او، اگر «بقایای این رژیم» در قدرت باقی بماند، جمهوری اسلامی فرصت خواهد یافت زمان بخرد، وانمود کند در حال مذاکره است و سپس به همان رویه پیشین بازگردد.
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «آنها عملگرا نیستند؛ آنها اوباشاند. آنها اهل معامله نیستند؛ آنها عاملان آشوباند.»
او از سیاست دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی تمجید کرد و گفت که برای نخستین بار در طول حیات این حکومت، رویکرد آمریکا «فرصتی واقعی» برای پایان دادن به جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.
او از کشته شدن قاسم سلیمانی، حملات نظامی اخیر، تضعیف ماشین سرکوب حکومت و از بین رفتن بخش بزرگی از توان موشکی و هستهای جمهوری اسلامی بهعنوان تحولاتی یاد کرد که به گفته او «زمین بازی را همسطح کردهاند».
ضربه نهایی را مردم وارد خواهند کرد
شاهزاده رضا پهلوی در عین حال تاکید کرد که «ضربه نهایی» را مردم ایران وارد خواهند کرد و افزود که مردم ایران آمادهاند «این فصل تاریک جمهوری اسلامی» را برای همیشه پایان دهند.
او در بخش پایانی سخنانش گفت میلیونها ایرانی در داخل و خارج کشور از او خواستهاند رهبری دوره گذار به دموکراسی را بپذیرد و او نیز این درخواست را قبول کرده است.
او همچنین از ایجاد ائتلافی از مخالفان جمهوری اسلامی و نیز آمادگی بخشی از نیروهای نظامی و اداری برای همراهی با این گذار سخن گفت.
ایران، عراق نیست و اشتباه فاجعهبار بعثیزدایی تکرار نخواهد شد
شاهزاده پهلوی تاکید کرد: «ایران، عراق نیست. ما اشتباه فاجعهبار بعثیزدایی را تکرار نخواهیم کرد. هیچ انحلالی در نهادهای بروکراتیک رخ نخواهد داد، هیچ خلاء قدرتی ایجاد نخواهد شد و هیچ هرجومرجی بهوجود نخواهد آمد.»
او در پایان، از آمریکا خواست «بر همین مسیر باقی بماند» و به جمهوری اسلامی «طناب نجات» ندهد تا به گفته او مردم ایران بتوانند «کار را تمام کنند».
شاهزاده پهلوی همچنین ابراز امیدواری کرد که سال ۲۰۲۶، همزمان با دویستوپنجاهمین سال تاسیس آمریکا، بهعنوان سال «تولد دوباره ایران» نیز ثبت شود و گفت: «وقتی این کار به پایان برسد، یک ایران آزاد و دموکراتیک بهعنوان شریک، متحد و دوست در کنار ایالات متحده خواهد ایستاد.»
در حالی که جنگ میان اسرائیل و آمریکا و جمهوری اسلامی در اوج خود است، گزارشهای میدانی و ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند که نیروهای سرکوب به شکلی خشن در برابر شهروندان آرایش جنگی گرفتهاند.
تیراندازی به سوی شهروندان در منطقه چیتگر تهران، تصویری روشن از این سیاست است که در یک سو حامیان حکومت در امنیت کامل راهپیمایی میکنند و در سوی دیگر، صدای شلیک مستقیم گلوله به معترضانی شنیده میشود که تنها سلاح آنها شعارهای ضدحکومتی است.
«همه مسائل جنگی دیده میشوند»
اظهارات اخیر احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی، نقطه عطفی در ادبیات سرکوب محسوب میشود. او با صراحت اعلام کرد که از این پس «همه مسائل جنگی دیده میشوند» و هرگونه حضور اعتراضی در خیابان، نه یک کنش مدنی، بلکه «اقدام دشمن» تلقی خواهد شد.
تهدید به اینکه دست نیروها «روی ماشه» است، در واقع چراغ سبز رسمی برای تکرار کشتاری است که پیشتر در دی و بهمنماه در شهرهای مختلف انجام شد.
شهرها در محاصره؛ ایست بازرسی یا سپر انسانی؟
گزارشهای شهروندی حاکی از تغییر چهره شهرها به پادگانهای نظامی است.
استقرار خودروهای حامل تیربار و دوشکا در تقاطعهای اصلی و حضور نیروهای نقابدار که لوله اسلحه را به سمت خودروهای حامل خانوادهها نشانه میگیرند، از یک سو نشاندهنده ترس حکومت از قدرت مردم و از سوی دیگر نمایانگر استراتژی «ایجاد رعب و وحشت» است.
بسیاری از تحلیلگران و شهروندان معتقدند ایجاد ترافیکهای مصنوعی در ایستهای بازرسی تحت شرایط جنگی، تلاشی سیستماتیک برای استفاده از غیرنظامیان به عنوان «سپر انسانی» در برابر حملات احتمالی هوایی است.
حضور نیروهای بسیار جوان و آموزشندیده (بسیجیان ۱۲ تا ۲۰ ساله) در این ایستها، ریسک وقوع فجایع انسانی و شلیکهای کور و بیضابطه را به شدت افزایش داده است.
جمهوری اسلامی از ترس قیام مردم، عملا علیه ملت خود اعلام جنگ کرده است. از شلیک در چیتگر تا بازداشتهای گسترده در تهران، نشان میدهد که برای نظامی که در تلاطم بقا دستوپا میزند، مرزی میان «دشمن خارجی» و «معترض داخلی» وجود ندارد. اسلحه نظام اکنون از سر استیصال، همزمان کورکورانه به سمت آسمان و سینه شهروندان شلیک میکند.
روزنامه واشینگتنپست در تحلیلی با اشاره به احتمال پایان یافتن جنگ جاری نوشته است که حکومت اسلامی مصمم است هرگونه چالش داخلی علیه حاکمیت خود را سرکوب کند.
در این تحلیل که چهارشنبه پنجم فروردین منتشر شده، آمده است: «در حالی که بمبها همچنان در حال فرود آمدن هستند و آینده جمهوری اسلامی نامشخص است، یک موضوع از هماکنون روشن شده است: حکومت ایران در حال آمادهسازی برای جنگ بعدی خود است؛ جنگی علیه شهروندان ایرانی.
واشینگتنپست با اشاره به اعدام سه شهروند معترض در روزهای اخیر، این اعدامها را نشانهای هولناک از آنچه دانسته است که ممکن است در پیش باش.
نویسندگان این تحلیل تاکید کردهاند نمیتوان خطری را که مردم ایران با آن مواجه هستند، اغراقآمیز توصیف کرد.
بهنوشته آنان حکومت که نهتنها با یک درگیری خارجی بلکه با جمعیتی مواجه است که بارها در خیابانها علیه آن به پا خاسته، مصمم است با مخالفان داخلی خود تسویهحساب کند و هرگونه چالش داخلی علیه حاکمیتش را خاموش سازد.
بهنوشته واشینگتنپست، آمادگی این حکومت برای اعمال خشونت علیه مردم خود بارها طی ۴۷ سال گذشته نشان داده شده است. اما این خشونت هرگز به اندازه اعتراضات سراسری دی ماه شدید نبود، زمانی که نیروهای امنیتی در کمتر از ۴۸ ساعت هزاران نفر را در خیابانها به گلوله بستند. اکنون که حکومت خشمگین و مسلح با تهدیدی وجودی روبهرو است، مردم را بهعنوان دشمن خود میبیند.
در این تحلیل گفته شده است که نشانههای هشداردهنده کاملا آشکار هستند. نیروهای مسلح بسیج در محلهها گشتزنی میکنند. سپاه پاسداران پیامکهایی برای شهروندان ارسال کرده و هشدار داده که «ضربهای حتی شدیدتر از ۱۸ و ۱۹ دی» در انتظار معترضان خواهد بود.
بر اساس تحقیقات مرکز حقوق بشر در ایران، که کارن کرامر و اسفندیار آبان نویسندگان مقاله از مسئولان آن هستند، از زمان آغاز درگیری کنونی صدها نفر در سراسر کشور بازداشت شدهاند. بازداشتشدگان نهتنها شامل معترضان دی ماه هستند که از سوی مقامات امنیتی شناسایی شدهاند، بلکه فعالان، دانشجویان، اعضای اقلیتهای مذهبی و قومی و شهروندان عادی را نیز در برمیگیرد.
منابع داخل ایران نیز از ایجاد ایستهای بازرسی در تهران، مشهد و دیگر شهرها خبر میدهند؛ جایی که نیروهای امنیتی افراد را متوقف میکنند، تلفنهای همراهشان را ضبط میکنند و بهدنبال محتوای «مشکوک» میگردند.
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، نیز موضع حکومت را بهصراحت بیان کرده است: «افرادی که به هر نحو با دشمن همکاری کنند، بخشی از نیروهای دشمن محسوب میشوند و بر همین اساس با آنها برخورد خواهد شد.»
بهگفته نویسندگان، حکومت در عمل مفهوم «همکاری» را چنان گسترده تعریف میکند که تقریبا شامل هر نوع مخالفتی میشود: فعالان، وکلایی که از زندانیان سیاسی دفاع میکنند، پزشکانی که مجروحان اعتراضات را درمان کردهاند، اعضای اقلیتهای مذهبی یا قومی، یا حتی افرادی که پیامهای خصوصی یا پستهای شبکههای اجتماعیشان با خط مشی دولت همخوانی ندارد.
برای بسیاری نتیجه، قابل پیشبینی و تلخ است: بازداشت، بهاحتمال زیاد شکنجه، و محاکمه سریع بدون دسترسی به وکیل مستقل یا روند دادرسی عادلانه در دادگاههای ویژه انقلاب، بهدست قضاتی که بهطور گزینشی انتخاب شدهاند. بسیاری از بازداشتشدگان با اتهامات جاسوسی یا امنیت ملی مواجه خواهند شد؛ اتهاماتی که میتواند مجازات اعدام به همراه داشته باشد.
در چنین شرایطی، خطر بازداشتهای گسترده و خودسرانه بسیار بالاست. حتی نگرانکنندهتر، احتمال اعدامهای جمعی است، بهویژه با توجه به اینکه بسیاری از بازداشتشدگان به احتمال فراوان با «اعترافات اجباری تحت شکنجه» روبهرو هستند. صدها مورد از این اعترافات پس از اعتراضات دی ماه از تلویزیون دولتی پخش شده است.
افرادی که در جریان آن اعتراضات بازداشت شدهاند، بهویژه آسیبپذیر هستند؛ همانطور که اعدام علنی صالح محمدی ۱۹ ساله، سعید داوودی ۲۱ ساله و مهدی قاسمی (با سن نامشخص) نشان داد. هر سه نفر تحت شکنجه قرار گرفتند و بدون روند دادرسی عادلانه محاکمه شدند. از میان بیش از ۵۳ هزار بازداشتی، مرکز حقوق بشر در ایران بر این باور است که دهها هزار نفر همچنان در بازداشت به سر میبرند.
آنها در معرض خطر جدی محاکمههای سریع و صدور احکام اعدام قرار دارند. تعداد قابلتوجهی نیز بهطور اجباری ناپدید شدهاند و در بازداشت و بیخبری کامل نگهداری میشوند، بدون اینکه اطلاعاتی به خانوادههایشان داده شود؛ امری که خطر شکنجه و قتلهای فراقضایی را بهشدت افزایش میدهد.
در این یادداشت تاکید شده است که تهدید خشونت تلافیجویانه شامل صدها زندانی سیاسی که از پیش در زندان بودهاند نیز میشود. خانوادههای آنها از وضعیت عزیزانشان بیاطلاع ماندهاند و جمهوری اسلامی سابقهای طولانی در انتقامگیری مرگبار از زندانیان سیاسی در دورههای بحران دارد. این نگرانی جدی وجود دارد که افرادی که هماکنون در صف اعدام هستند، بهطور مخفیانه اعدام شوند.
بهنوشته واشینگتنپست این نگرانیها بیسابقه نیستند. در سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷، حکومت جدید روحانیون تنها از طریق پاکسازیهای خشونتآمیز علیه رقبای خود، از سلطنتطلبان گرفته تا گروههای کرد، چپگرایان و حتی متحدان سابق اسلامی توانست قدرت خود را تثبیت کند.
نویسندگان سپس با مروری بر اعدامهای گسترده سالهای آغازین دهه شصت، کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ و سرکوبهای خونین سالهای اخیر، افزودهاند که شباهتها با امروز نگرانکننده است.
بهنشته آنها، با حضور نیروهای مسلح در خیابانها، افزایش بازداشتها، وجود دهها هزار زندانی، قطع اینترنت برای پنهان کردن اقدامات حکومت و آغاز اعدامها، به نظر میرسد جمهوری اسلامی در حال ادامه همان مسیری است که نیروهای امنیتی و سرکوبگر در دی ماه ۱۴۰۴ آغاز کردند.
نویسندگان مقاله، در پایان تاکید کردهاند که جامعه بینالمللی نباید اجازه دهد چنین اتفاقی رخ دهد. باید خواستار آزادی بازداشتشدگان و زندانیان سیاسی شد و بهروشنی اعلام کرد که هرگونه خشونت بیشتر علیه غیرنظامیان پیامدهای سنگینی خواهد داشت که با هیچ امتیاز دیگری قابل جبران نیست.
بهنوشته آنها، مردم ایران که در اقدامات این حکومت نقشی نداشتهاند، بارها جان خود را برای تغییر و تحقق مطالبات خود به خطر انداختهاند و هنوز در سوگ کشتهشدگان دی ماه هستند، نباید مجبور شوند چنین بهایی بپردازند.