از بابالمندب تا تنگه هرمز؛ آیا حوثیها اختلال در تجارت جهانی را تشدید میکنند؟ | ایران اینترنشنال
از بابالمندب تا تنگه هرمز؛ آیا حوثیها اختلال در تجارت جهانی را تشدید میکنند؟
تصویر علی خامنهای در تظاهرات حوثیها در حمایت از جمهوری اسلامی، صنعا، ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
ورود حوثیها به مناقشه خاورمیانه به نگرانیها درباره احتمال اختلال دوباره در مسیرهای کشتیرانی در دریای سرخ دامن زده است. این در حالی است که تنگه هرمز، بهعنوان یکی از گذرگاههای حیاتی تجارت جهانی، همچنان در وضعیت بحرانی قرار دارد.
احمد ناجی، تحلیلگر ارشد مسائل یمن، یکشنبه ۹ فروردین در مصاحبه با خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت اگر حوثیها همچون گذشته حمله به کشتیهای تجاری را در دستور کار قرار دهند، این امر به افزایش هرچه بیشتر قیمت نفت و «بیثباتی کل امنیت دریانوردی» خواهد انجامید.
او پیشبینی کرد که پیامدهای این وضعیت «به بازار انرژی محدود نخواهد ماند».
حوثیهای یمن هشتم فروردین مسئولیت دو حمله موشکی به اسرائیل را پذیرفتند و تهدید کردند این حملات ادامه خواهد یافت.
در سوی دیگر، افی دفرین، سخنگوی ارتش اسرائیل، از دفع حملات حوثیها خبر داد و گفت: «ما در حال آمادهسازی برای جنگ در چند جبهه هستیم.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس در ادامه گزارش داد در صورت هدف قرار گرفتن مجدد کشتیها در تنگه بابالمندب در دریای سرخ، حملونقل بینالمللی با آسیبهای جدیتری روبهرو خواهد شد، زیرا این گذرگاه راهبردی محل عبور حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی است.
تنگه بابالمندب در جنوبیترین نقطه شبهجزیره عربستان قرار دارد و برای کشتیهایی که از طریق دریای سرخ به سوی کانال سوئز حرکت میکنند، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
بهدلیل بسته شدن تنگه هرمز در پی جنگ ایران، عربستان سعودی ناگزیر شده است روزانه میلیونها بشکه نفت خام را از این مسیر به بازارهای جهانی منتقل کند.
پایگاه خبری تایمز اسرائیل ۹ فروردین نوشت بسته شدن تنگه هرمز که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند، بازارهای جهانی انرژی را دچار تلاطم کرده است و هرگونه اقدام حوثیها علیه کشتیرانی، به تشدید این بحران خواهد انجامید.
بر اساس این گزارش، حوثیها همچنین میتوانند تاسیسات نفتی در کشورهای حوزه خلیج فارس را هدف قرار دهند، همانگونه که در گذشته نیز سابقه چنین اقداماتی را داشتهاند.
در سپتامبر ۲۰۱۹، حملات کمسابقه پهپادی و موشکی به مجتمعهای بقیق و خریص عربستان سعودی، بیش از نیمی از تولید نفت خام این کشور را موقتا از مدار خارج کرد و به نوسان شدید در بازارهای جهانی انجامید.
حوثیها مسئولیت این حملات را بر عهده گرفتند، اما همزمان برخی کشورها انگشت اتهام را به سوی حکومت ایران نشانه رفتند.
پالایشگاه راس تنوره نیز در سال ۲۰۲۱ هدف حمله حوثیهای یمن قرار گرفت.
سابقه حملات حوثیها به کشتیهای تجاری
مدت کوتاهی پس از آغاز مناقشه حماس و اسرائیل در مهر ۱۴۰۲، حوثیها حملات خود را به کشتیهای بینالمللی در دریای سرخ، تنگه بابالمندب و خلیج عدن آغاز کردند و امنیت دریانوردی را در منطقه به خطر انداختند.
حوثیها با استفاده از موشک و پهپاد در مجموع به بیش از ۱۰۰ کشتی تجاری حمله کردند که از این تعداد، دو شناور غرق شدند.
پس از برقراری آتشبس میان اسرائیل و حماس در مهر ۱۴۰۴، حوثیها به حملات خود در آبهای منطقه پایان دادند، اما همواره تهدید کردهاند در صورت لزوم آمادهاند اقدامات بیثباتکننده خود را از سر بگیرند.
حوثیها از سال ۲۰۱۴ کنترل صنعا را در دست دارند. با این حال، سازمان ملل متحد، آمریکا و اتحادیه اروپا حکومت این گروه را به رسمیت نمیشناسند. ایالات متحده و اسرائیل حوثیها را در فهرست گروههای تروریستی قرار دادهاند.
بلومبرگ در گزارشی تحلیلی هشدار داد که با گذشت یک ماه از جنگ آمریکا و اسرائیل با حکومت ایران، پیامدهای اقتصادی آن بهسرعت در حال گسترش است و متحدان واشینگتن - از اروپا تا شرق آسیا - با افزایش هزینهها و بحران انرژی مواجه شدهاند.
بر اساس این گزارش بلومبرگ، «جنگ ایران» همان الگویی را تکرار کرده که پیشتر در جنگ تجاری دونالد ترامپ دیده شده بود: بیشترین فشار نه بر دشمنان، بلکه بر متحدان آمریکا وارد میشود- اما اینبار با ابعادی گستردهتر و پیامدهایی شدیدتر.
این گزارش میافزاید که اختلال در بازار جهانی کالاها، از جمله فلزات و کودهای شیمیایی، در حال افزایش است، اما مهمترین ضربه به بازار انرژی وارد شده؛ منطقه خلیج فارس سهم قابل توجهی از تامین نفت و گاز جهان را بر عهده دارد و هرگونه اختلال در آن به سرعت به افزایش قیمتها در سطح جهانی منجر میشود.
در آسیا، کشورهایی که وابستگی بیشتری به انرژی خلیج فارس دارند، بیش از دیگران آسیب دیدهاند. دولت کره جنوبی اقدامات اضطراری از جمله سقفگذاری بر قیمت سوخت را اجرا کرده و مقامهای این کشور درباره «بدترین سناریوها» هشدار دادهاند. در فیلیپین نیز وضعیت به حدی بحرانی توصیف شده که دولت اعلام وضعیت اضطراری انرژی کرده است.
در اروپا، این بحران بار دیگر سیاست کاهش وابستگی به روسیه را با چالش مواجه کرده است. کشورهای اروپایی که پس از جنگ اوکراین به گاز طبیعی آمریکا روی آورده بودند، اکنون با نگرانی از افزایش فشارهای سیاسی واشینگتن و احتمال تغییر شرایط تامین انرژی روبهرو هستند.
گزارش بلومبرگ همچنین به پیامدهای ژئوپولیتیکی این روند اشاره میکند و مینویسد افزایش هزینههای جنگ، برخی کشورها را به بازنگری در سیاست نزدیکی به آمریکا و دوری از چین و روسیه واداشته است. در همین راستا، فیلیپین در بحبوحه بحران انرژی به دنبال همکاری با چین برای توسعه منابع نفت و گاز در دریای چین جنوبی رفته است.
بر اساس این تحلیل، در حالی که افزایش قیمتها همه کشورها را تحت تاثیر قرار داده، شدت بحران در برخی مناطق بسیار بیشتر است؛ بهطوری که در آمریکا احتمال افزایش قیمت بلیت هواپیما مطرح شده، اما در کشورهایی مانند فیلیپین حتی خطر توقف کامل پروازها به دلیل کمبود سوخت وجود دارد.
اقتصاددانان گلدمنساکس (Goldman Sachs) برآورد کردهاند که در سناریوهای بدبینانه، تورم در اروپا ممکن است بهطور قابل توجهی افزایش یابد، در حالی که سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) پیشبینی کرده بریتانیا بیشترین آسیب اقتصادی را در میان کشورهای گروه هفت تجربه خواهد کرد.
این گزارش همچنین به نگرانیهای امنیتی متحدان آمریکا اشاره میکند. در کره جنوبی، بخشی از سامانههای دفاعی آمریکا به خاورمیانه منتقل شده و در اروپا نیز بیم آن میرود که منابع نظامی واشینگتن از حمایت از اوکراین منحرف شود.
در پایان، بلومبرگ هشدار میدهد که بزرگترین نگرانی، نه وضعیت فعلی بلکه احتمال تشدید بحران است. به نوشته این رسانه، شوکهای اقتصادی ناشی از جنگ ممکن است «غیرخطی» و فراتر از پیشبینیها گسترش یابد- و آنچه امروز دیده میشود، تنها آغاز یک بحران عمیقتر باشد.
نشریه ساندیتایمز در گزارشی تحلیلی هشدار داد که «جنگ ایران» بهتدریج به یک «زلزله اقتصادی» در زندگی روزمره شهروندان بریتانیا تبدیل میشود؛ بحرانی که میتواند با افزایش شدید هزینهها و حتی رکود، اروپا بهویژه بریتانیا را تحت فشار قرار دهد.
ساندیتایمز در یادداشتی تحلیلی نوشت با گذشت یک ماه از جنگ آمریکا و اسرائیل با حکومت ایران، آثار این درگیری بهطور فزایندهای وارد زندگی روزمره مردم شده است؛ بهگونهای که آنچه پیشتر صرفاً در اخبار دیده میشد، اکنون به یک بحران ملموس اقتصادی تبدیل شده است.
در این گزارش با اشاره به تجربه بحرانهای گذشته - از جمله حملات ۱۱ سپتامبر، جنگهای خاورمیانه و همهگیری کووید - تاکید شده که این بار شرایط متفاوت است و دولتها دیگر توان مداخله مالی گسترده برای کاهش اثرات اقتصادی را ندارند.
بر اساس این تحلیل، حتی سناریوهای نسبتاً خوشبینانه جنگ نیز با افزایش شدید هزینههای انرژی و وامهای مسکن همراه خواهد بود و در سناریوهای بدبینانهتر، احتمال رکود ملی یا جهانی وجود دارد.
این نشریه بریتانیایی با استناد به پیشبینیهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) گزارش داد که بریتانیا بهعنوان واردکننده انرژی، بیش از سایر کشورهای گروه هفت در معرض آسیب قرار دارد. بر این اساس، تورم در این کشور ممکن است به حدود ۴ درصد برسد و رشد اقتصادی به سطحی بسیار پایین کاهش یابد.
گزارش همچنین به فضای سیاسی و افکار عمومی در بریتانیا اشاره میکند و مینویسد که جنگ موجب سردرگمی و کاهش حمایت عمومی از متحدان غربی شده است. طبق یک نظرسنجی، تنها ۱۹ درصد از شهروندان بریتانیا از آمریکا و اسرائیل حمایت میکنند و اکثریت دیدگاه مشخصی ندارند.
در بخش دیگری از گزارش، به گسترش احتمالی درگیری اشاره شده و حمله موشکی نیروهای حوثی به اسرائیل بهعنوان نشانهای از آمادگی نیروهای نیابتی حکومت ایران برای ورود به جنگ ارزیابی شده است. همزمان، اعزام یک کشتی نیروی دریایی بریتانیا به تنگه هرمز با تجهیزات مینیاب، نشاندهنده اهمیت حیاتی این گذرگاه برای اقتصاد جهانی توصیف شده است.
این تحلیل تاکید میکند که حتی در صورت پایان سریع جنگ، جهان وارد دورهای ناپایدارتر شده و بریتانیا از نظر نظامی و اقتصادی آمادگی کافی برای مواجهه با این شرایط را ندارد. به نوشته این روزنامه، مقامهای نظامی از کسری قابل توجه در بودجه دفاعی خبر دادهاند و برنامههای تقویت توان نظامی با چالشهای مالی روبهرو است.
در پایان، ساندیتایمز هشدار میدهد که تداوم بحران در تنگه هرمز فشار بیشتری بر قیمت سوخت وارد خواهد کرد و در نهایت، هزینه این تحولات بر دوش شهروندان عادی خواهد افتاد. این روزنامه بریتانیایی این پرسش را مطرح میکند که آیا رهبران سیاسی آمادگی دارند درباره این هزینهها صادقانه با مردم سخن بگویند یا خیر.
یک ماه پس از آغاز جنگ، طبق روایت خبرگزاریهای بینالمللی، شهروندان ایرانی در حالی با انفجارهای مداوم، بحران اقتصادی و محدودیتهای شدید حکومتی مواجهاند که بسیاری از آنها از «از بین رفتن امید» و نامشخص بودن آینده سخن میگویند.
تایمز اسرائیل به نقل از گزارش میدانی آسوشیتدپرس نوشت که جنگ جاری، فشارهای اقتصادی و روانی موجود پس از سرکوب اعتراضات دیماه را تشدید کرده و زندگی روزمره شهروندان را بهشدت مختل کرده است.
زندگی زیر سایه انفجار و قطع ارتباط بر اساس این گزارش، انفجارهای روزانه در شهرهایی مانند تهران به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده و به برخی خانهها آسیب رسانده است. همزمان، قطع گسترده اینترنت که از زمان اعتراضات آغاز شده، ارتباط مردم با جهان خارج و حتی در داخل کشور را دشوار کرده است.
یکی از ساکنان تهران گفت: «همه بدترین چیزهای ممکن را تجربه کردهایم؛ از کشتار و بازداشتها تا حالا جنگ.»
اقتصاد در آستانه فروپاشی به نوشته این گزارش، بسیاری از کسبوکارهای خصوصی در آستانه تعطیلی قرار دارند. یک کارآفرین در حوزه تولید پوشاک چرمی گفت کاهش قدرت خرید و قطع اینترنت باعث شده فروش آنلاین تقریباً به صفر برسد و او ناچار به استفاده از پسانداز محدود خود شود.
این وضعیت در حالی است که کارکنان بخش دولتی همچنان حقوق دریافت میکنند، اما بخش خصوصی با کاهش ساعات کاری یا تعطیلی کامل مواجه شده است.
مهاجرت داخلی و فشار بر منابع به نوشته آسوشیتدپرس بسیاری از شهروندان به مناطق شمالی کشور که کمتر هدف حملات قرار گرفتهاند، مهاجرت کردهاند. این امر فشار قابل توجهی بر منابع محلی، از جمله خدمات درمانی، وارد کرده است.
یک پزشک در رشت گفت تعداد بیماران تقریباً دو برابر شده و کمبود دارو بهویژه آنتیبیوتیکها به مشکلی جدی تبدیل شده است.
ریشههای بحران و تحریمها در این گزارش به نقش تحریمهای آمریکا و جامعه بینالمللی در تشدید بحران اقتصادی اشاره شده است. بازگشت سیاست «فشار حداکثری» در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ و اعمال دوباره تحریمهای سازمان ملل، به گفته این گزارش، از عوامل کلیدی سقوط ارزش پول ملی ایران بوده است.
نگرانی از آینده؛ جنگ یا تثبیت حکومت؟ به نوشته تایمز اسرائیل، شهروندان ایرانی با احساسات متناقضی نسبت به جنگ مواجهاند. برخی آن را فرصتی برای تغییر میدانند، در حالی که دیگران نگراناند که در صورت توافق سیاسی، حکومت در موقعیتی قدرتمندتر تثبیت شود.
یک شهروند گفت: «ما به جایی رسیدهایم که حاضر هستیم جنگ را تحمل کنیم، فقط به امید رهایی.»
در مقابل، یک پزشک هشدار داد: «اگر توافقی حاصل شود، ممکن است با جمهوری اسلامی قویتر مواجه شویم.»
«نه رویا، نه شادی» در پایان این گزارش، یکی از ساکنان ایران وضعیت کنونی را اینگونه توصیف میکند: «هیچ نشانهای از امید نیست؛ نه رویا، نه شادی. نگرانی درباره آینده همهچیز را در برگرفته است.»
در حالی که جنگ میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی وارد مرحلهای حساس شده، پنتاگون در حال آمادهسازی برای اجرای احتمالی عملیات زمینی در ایران است؛ اقدامی که در صورت تایید دونالد ترامپ میتواند فصل تازه و پرریسکی از این درگیری را رقم بزند.
روزنامه واشینگتنپست به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد هزاران نیروی ارتش و تفنگداران دریایی به خاورمیانه اعزام شدهاند تا در صورت تصمیم سیاسی برای تشدید درگیری، وارد عمل شوند. این مقامها - که به دلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود - گفتند این عملیات احتمالی کمتر از یک تهاجم گسترده خواهد بود و بیشتر شامل حملات محدود با ترکیبی از نیروهای ویژه و یگانهای پیادهنظام است.
به نوشته این گزارش، چنین عملیاتی میتواند نیروهای آمریکایی را در معرض تهدیدهای متنوعی از جمله پهپادها و موشکهای ایرانی، آتش زمینی و مواد منفجره دستساز قرار دهد. هنوز مشخص نیست ترامپ با چه سطحی از این طرحها موافقت خواهد کرد.
سناریوهای در دست بررسی: خارک و تنگه هرمز واشینگتنپست گزارش داد که در هفتههای اخیر، در داخل دولت آمریکا سناریوهایی مانند تصرف جزیره خارک - مرکز اصلی صادرات نفت ایران - و انجام عملیات در مناطق ساحلی نزدیک تنگه هرمز برای شناسایی و نابودی تسلیحات تهدیدکننده کشتیرانی مورد بحث قرار گرفته است.
به گفته منابع، برخی برآوردها نشان میدهد این عملیاتها ممکن است «چند هفته» و به گفته برخی دیگر «چند ماه» به طول انجامد.
در همین حال، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، تاکید کرد آمادهسازی نظامی به معنای تصمیمگیری نهایی نیست و گفت: «وظیفه پنتاگون فراهم کردن گزینهها برای فرمانده کل قواست.»
پیامهای متناقض از کاخ سفید این گزارش به نوسان مواضع دولت ترامپ اشاره میکند؛ از یکسو صحبت از مذاکره برای پایان جنگ و از سوی دیگر تهدید به تشدید آن. لیویت هشدار داده است در صورتی که تهران برنامه هستهای خود را متوقف نکند، ترامپ «آماده است جهنم را بر آنها نازل کند».
در مقابل، مارکو روبیو تاکید کرده این درگیری «طولانی نخواهد بود» و آمریکا میتواند بدون استقرار نیروهای زمینی به اهداف خود دست یابد.
تلفات و فشار افکار عمومی واشینگتنپست گزارش داد که طی یک ماه گذشته، ۱۳ نظامی آمریکایی در این جنگ کشته و بیش از ۳۰۰ نفر زخمی شدهاند. این تلفات در حملات مختلف از جمله حمله پهپادی در کویت، سقوط هواپیما در عراق و حمله به پایگاه نظامی در عربستان رخ داده است.
همزمان، مخالفت افکار عمومی با اعزام نیروهای زمینی قابل توجه است. بر اساس یک نظرسنجی، ۶۲ درصد از شهروندان آمریکایی بهشدت با چنین اقدامی مخالف هستند و تنها ۱۲ درصد از آن حمایت میکنند.
چالشهای میدانی و ریسکهای عملیاتی این گزارش به نقل از کارشناسان نظامی هشدار میدهد که عملیات زمینی در ایران، بهویژه در مناطقی مانند جزیره خارک، با خطرات قابل توجهی همراه است.
مایکل آیزنشتات، تحلیلگر نظامی، گفت: «قرار گرفتن در یک منطقه کوچک که ایران بتواند آن را با پهپاد یا توپخانه هدف قرار دهد، بسیار پرخطر است.»
او پیشنهاد کرد بهجای استقرار طولانیمدت نیروها، عملیاتهای سریع و متحرک برای هدف قرار دادن سایتهای نظامی ساحلی ایران - بهویژه در نزدیکی تنگه هرمز - انجام شود.
آمادگی نظامی و اختلاف نظر سیاسی واشینگتنپست همچنین از اعزام واحد ۳۱ تفنگداران دریایی آمریکا با حدود ۲۲۰۰ نیرو به منطقه خبر داد و نوشت این یگان توان اجرای چنین عملیاتهایی را دارد، هرچند محدودیتهایی در پشتیبانی طولانیمدت دارد.
یک مقام ارشد سابق دفاعی به این روزنامه گفت: «این طرحها از پیش بررسی و شبیهسازی شدهاند. این برنامهریزی لحظه آخری نیست.»
در داخل آمریکا نیز اختلاف نظر درباره عملیات زمینی ادامه دارد. برخی نمایندگان کنگره، از جمله نانسی میس، با استقرار نیروهای زمینی مخالفت کردهاند، در حالی که چهرههایی مانند لیندزی گراهام خواستار اقدامات تهاجمیتر از جمله تصرف جزیره خارک شدهاند.
در نهایت، به نوشته واشینگتنپست، چالش اصلی چنین عملیاتی نه تصرف اهداف، بلکه حفظ آنها و تامین امنیت نیروهای مستقر خواهد بود - موضوعی که میتواند هزینهها و ریسکهای جنگ را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
رسانه اسرائیلی واینت در گزارشی نوشت که ارتش اسرائیل در ادامه حملات خود به ایران، تمرکز عملیات را از اهداف صرفاً نظامی به زیرساختهای صنایع نظامی و فولاد - بهعنوان یکی از منابع اصلی درآمدی حکومت ایران - گسترش داده است.
بر اساس این گزارش، در حالی که بحثهایی درباره احتمال توقف عملیات در صورت توافق میان حکومت ایران و آمریکا مطرح است، ارتش اسرائیل اعلام کرده اهداف حملات تغییری نکرده، اما در روزهای اخیر دامنه آن به صنایع نظامی و تولید فولاد نیز کشیده شده است.
یک مقام ارشد نیروی هوایی اسرائیل به واینت گفت: «نابودی سیستماتیک صنایع ایران، این رژیم را در موقعیتی قرار میدهد که ناچار خواهد شد تمام منابع خود را صرف بازسازی کند.» او افزود حکومت ایران «هنوز بهطور کامل درک نکرده که پس از این عملیات تا چه اندازه از نظر نظامی آسیبپذیر شده است.»
به نوشته این رسانه، از آغاز جنگ تاکنون بیش از ۱۳۰۰ مهمات علیه اهداف صنعتی-نظامی حکومت ایران به کار گرفته شده که به تخریب صدها کارخانه و کشته شدن صدها نفر از فرماندهان این بخش منجر شده است. این اهداف شامل تاسیسات مرتبط با توسعه موشک، تولید کلاهک، ساخت موتور، سوختهای نظامی و برخی اجزای مرتبط با برنامه هستهای بودهاند.
واینت تاکید میکند که برخلاف عملیاتهای پیشین که هدف آنها کند کردن برنامه موشکی حکومت ایران بود، اکنون کل زیرساختهای صنعتی هدف قرار میگیرند.
در همین چارچوب، ارتش اسرائیل روز جمعه هفتم فروردین دو کارخانه بزرگ فولاد ایران - فولاد مبارکه در اصفهان و فولاد خوزستان در اهواز - را هدف قرار داد. به گفته منابع دفاعی اسرائیل، این تاسیسات بخشی از زنجیره تامین صنایع نظامی حکومت ایران محسوب میشوند و تا حدی تحت مالکیت سپاه پاسداران قرار دارند.
به نوشته واینت، مقامهای امنیتی اسرائیل برآورد کردهاند که خسارت واردشده به صنایع نظامی جمهوری اسلامی به دهها میلیارد دلار میرسد.
در واکنش، تهران شش کارخانه فولاد در منطقه، از جمله در عربستان سعودی، امارات، قطر، بحرین، کویت و اسرائیل را تهدید کرده است.
این گزارش همچنین به اهمیت صنعت فولاد در اقتصاد ایران اشاره میکند و مینویسد این بخش یکی از ارکان حیاتی اقتصاد کشور به شمار میرود و ایران از تولیدکنندگان بزرگ فولاد در سطح منطقه و جهان است.