یک ایستبازرسی در جنوب تهران و دو کلانتری در خیابان آزادی، روز جمعه هدف قرار گرفتند
از صبح جمعه ۲۲ اسفند، عملیات شناسایی و هدف قرار دادن ایستهای بازرسی و کلانتریها همچنان ادامه یافت. در ساعات گذشته حمله گستردهای به این مراکز صورت گرفت که طی آن، یک ایست بازرسی در منطقه جنوب تهران و دو کلانتری در مسیر خیابان آزادی هدف حمله قرار گرفتند.
یک ایستبازرسی در جنوب تهران و دو کلانتری در خیابان آزادی، روز جمعه هدف قرار گرفتند | ایران اینترنشنال
غلامرضا محمدی، بخشدار فشافویه نیز جمعه ۲۲ اسفند خبر داد ظهر جمعه، ساختمان کلانتری حسنآباد فشافویه هدف حمله قرار گرفت.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، در روزهای اخیر حملات به ایستهای بازرسی و نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی با عملیات پهپادی اسرائیل تشدید شده است.
اسرائیل در حال استفاده از یک روش جدید برای پرتاب گروهی پهپاد از آسمان ایران با هدف قرار دادن یگانهای سرکوب سپاه پاسداران است.
در این روش تازه، از یک سکوی پرنده به عنوان پرتابگر مادر برای پرواز پهپادهایی استفاده میشود که از هوش مصنوعی و بانک اطلاعاتی بزرگی از اهداف برخوردارند.
بنا بر اطلاعاتی که ایراناینترنشنال به آن دست یافته، اسرائیل برای استفاده از این سیستم جنگافزاری جدید، بهطور گسترده و موثر از هوش مصنوعی و هدایت رایانهای بهره میبرد.
این سامانه امکان تجسس، شناسایی و حمله دقیق نقطهای را فراهم میکند و دقت آن حتی تا شناسایی بر اساس تشخیص چهره یک فرد میرسد.
اسرائیل برای فراهم آوردن زمینه استفاده فراگیرتر از این روش نوین، در همکاری با آمریکا در روزهای ابتدایی عملیات، پدافند جمهوری اسلامی را نابود کرد و توانست برتری هوایی خود را بر آسمان ایران تثبیت و در نهایت راه را برای بهکارگیری این روش تازه هموار کند.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، اعلام کرد در حملات شامگاه ۲۰ اسفند در چند نقطه از پایتخت، دستکم ۱۰ نفر از نیروهای امنیتی و بسیج مستقر در ایستهای بازرسی کشته شدند.
به گفته این رسانه، ایستهای بازرسی در منطقه ۱۴ (اتوبان محلاتی)، منطقه ۱۵ (روبهروی پمپ بنزین هاشمآباد)، منطقه ۱۶ (خیابان فداییان اسلام) و منطقه یک (انتهای بلوار ارتش) از جمله نقاطی بودند که مستقیما هدف قرار گرفتند.
گزارشهای شهروندی نیز از ادامه حملات به ایستهای بازرسی در کرج خبر دادند.
به گفته یک شاهد عینی، چند ایست بازرسی در این شهر هدف قرار گرفت و صدای پرواز پهپادها در آسمان شنیده شد.
همچنین در فردیس کرج نیز گزارشهایی از هدف قرار گرفتن ایستهای بازرسی منتشر شده است.
همزمان برخی چهرههای نزدیک به حکومت نیز به تلفات در ایستهای بازرسی اشاره کردند.
از جمله میثم مطیعی، مداح نزدیک به بین علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده تهران، اعلام کرد در حمله به یک ایست بازرسی در انتهای بلوار ارتش تهران چهار نفر کشته و حدود ۱۰ نفر مجروح شدند.
در واکنش به این تحولات، محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، با انتشار پیامی از مردم خواست در خیابانها حضور داشته باشند.
او خطاب به مردم ایران نوشت: «حضور شما در خیابانها دشمن را گیج و عصبانی کرده است. این سرباز کوچکتان سه درخواست از شما دارد: خیابان، خیابان، خیابان. فرزندان شما در نیروهای مسلح جان خود را برای دفاع از ایران در دست گرفتهاند، پشت آنها را با حفظ خیابان محکم کنید.»
براساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، وضع جسمی مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، و ناتوانی او در برقراری ارتباط مستمر و منظم با مقامها و نهادهای مسئول در جمهوری اسلامی، موجب واکنش انتقادی و برخی اقدامات سیاسی در میان طیفی از روحانیان حاکم شده است.
بهگفته این منابع، علیاصغر حجازی قائم مقام دفتر علی خامنهای، و علیرضا اعرافی از فقهای شورای نگهبان، از جمله روحانیانی هستند که با انتقاد از شرایط جسمی و توان مدیریتی مجتبی خامنهای و تضعیف جایگاه رهبری در جمهوری اسلامی، تلاش میکنند قدرت و اختیارات در راس حکومت به شورای موقت رهبری بازگردد.
حجازی و اعرافی از جمله روحانیان پرنفوذی هستند که به افزایش اختیارات سپاه پاسداران و تسلط سرداران سپاه بر فرآیندهای تصمیمگیری حکومت، همزمان با جنگ، انتقاد دارند.
چند منبع مطلع ۱۷ اسفند در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفتند که علیاصغر حجازی، قائم مقام دفتر علی خامنهای و معاون سیاسی و امنیتی او از حمله اسرائیل جان سالم به در برده و کشته نشده است.
این منابع که بهدلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود تاکید کردند که حجازی زنده است.
پیشتر رسانههای اسرائیلی بهنقل از یک مقام اسرائیلی گزارش داده بودند که اصغر حجازی از بانفودترین چهرههای امنیتی در دفتر علی خامنهای کشته شده است. مقامات و رسانههای جمهوری اسلامی این گزارشها را تکذیب نکرده بودند.
این مقام اسرائیلی که نامش اعلام نشده ۱۵ اسفند گفت که علیاصغر حجازی، قائممقام دفتر علی خامنهای، در حمله اسرائیل کشته شده است.
پس از کشته شدن علی خامنهای در اولین دقایق حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در ۹ اسفند، شورای موقت رهبری با حضور مسعود پزشکیان رییس دولت در جمهوری اسلامی، غلامحسین محسنی اژهای رییس قوه قضاییه و علیرضا اعرافی تشکیل شد. پس از معرفی مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی و جانشین دیکتاتور تهران، مقامات جمهوری اسلامی از پایان کار این شورا خبر دادند.
از هنگام معرفی مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی او در انظار عمومی دیده نشده و هیچ تصویر و ویدیویی از او منتشر نشده است. انتشار اولین پیام کتبی او در شامگاه چهارشنبه ۲۰ اسفند، ابهامات و تردیدها در مورد وضعیت جسمی مجتبی خامنهای و توان او برای رهبری بقایای جمهوری اسلامی بیش از پیش افزایش یافت.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، جمعه ۲۲ اسفند در یک نشست خبری تایید کرد که مجتبی خامنهای در جریان حملات اسرائیل و آمریکا مجروح شده و همچون «موشی» به زیر زمین خزیده است.
هگست از جراحت چهره مجتبی خامنهای و «بدشکل» شدن او خبر داد و گفت که او نمیتواند در انظار عمومی ظاهر شود.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل نیز شامگاه پنجشنبه ۲۱ اسفند، بدون اشاره به زخم چهره مجتبی خامنهای گفت: «دیکتاتور جدید، مجتبی، عروسک دست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حتی نمیتواند چهره خود را در برابر مردم نشان دهد.»
پیشتر نیز منابع و رسانههای متعددی از مجروح شدن مجتبی خامنهای خبر داده بودند. رسانههای حکومتی در جمهوری اسلامی نیز از او بهعنوان «جانباز جنگ رمضان» یاد کردهاند.
درحالی که هنوز جزییات دقیقی در مورد وضعیت جسمی مجتبی خامنهای منتشر نشده، بهنظر میرسد که خلاء ناشی از کشته شدن علی خامنهای در زیر حملات شدید آمریکا و اسرائیل پر نشده است.
منابع مطلع به ایراناینترنشنال گفتند که شکاف و اختلافنظر میان مقامهای سیاسی و روحانیان حکومتی با فرماندهان سپاه پاسداران، پس از کشتهشدن دیکتاتور ایران، و بهویژه بعد از معرفی مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی تشدید شده است.
زن و شوهر آلبانیاییتبار همسایه ما، گوششان به اخبار ایران تیز است. با هر تحولی با ما ابراز همدردی میکنند و جمله همیشگیشان این است: «ما شما را میفهمیم.»
این بار وقتی جنگ آغاز شد، پیام دادند: «میدانیم روزهای سختی را میگذرانید. وقتی ناتو به صربستان حمله کرد، ما هم همین احساسات را داشتیم.»
حرفهای آنها باعث شد یک بار دیگر حوادث بالکان را مرور کنم.
بهار ۱۹۹۹، وقتی نخستین موج هواپیماهای ناتو آسمان بالکان را شکافت، بسیاری از مردم اروپا تصور نمیکردند در قلب این قاره، تنها چند سال پس از پایان جنگهای یوگسلاوی (۱۹۹۱-۱۹۹۲)، دوباره جنگی تازه آغاز شود. اما برای مردم کوزوو، جنگ مدتها پیش شروع شده بود؛ نه با هواپیماها، بلکه با ایستهای بازرسی، اخراج از خانهها، مدارس بستهشده و روستاهایی که یکییکی خالی میشدند.
برای فهم واکنش مردم به بمباران ناتو، باید از همان نقطه شروع کرد: از تجربه روزمره مردمی که سالها زیر فشار زندگی کرده بودند و ناگهان صدای جنگی را شنیدند که از آسمان میآمد.
پیش از بمباران؛ زندگی زیر سایه سرکوب
کوزوو در دهه ۱۹۹۰ یکی از پرتنشترین مناطق بالکان بود. پس از فروپاشی یوگسلاوی، دولت صربستان تحت رهبری اسلوبودان میلوشویچ کنترل مستقیم این استان را در دست گرفت. در این منطقه، اکثریت جمعیت را آلبانیاییها تشکیل میدادند؛ مردمی که زبان، هویت و تجربه تاریخی متفاوتی با صربها داشتند.
در سالهای پیش از جنگ، بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو میگفتند زندگیشان به تدریج از عرصه عمومی حذف شده است. مدارس آلبانیایی بسته شد، کارکنان آلبانیایی از ادارات اخراج شدند و حضور نیروهای امنیتی افزایش یافت.
در پاسخ، بخشی از جامعه آلبانیایی به مقاومت مدنی روی آورد و بخشی دیگر به مبارزه مسلحانه در قالب گروهی به نام ارتش آزادیبخش کوزوو.
در سالهای ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ درگیری میان این نیروها و ارتش یوگسلاوی شدت گرفت. گزارشهای سازمانهای حقوق بشری و خبرنگاران بینالمللی از تخریب روستاها، اخراج گسترده غیرنظامیان و فرار دهها هزار نفر خبر میداد.
در همین فضای بحرانی بود که جهان بیرون به تدریج توجه بیشتری به کوزوو نشان داد.
آغاز بمباران؛ جنگی که از آسمان آمد
در مارس ۱۹۹۹، پس از شکست مذاکرات صلح در فرانسه، ناتو تصمیم گرفت علیه یوگسلاوی عملیات هوایی آغاز کند.
در شب ۲۴ مارس، صدای نخستین انفجارها در بلگراد و چند شهر دیگر شنیده شد.
در صربستان، بسیاری از مردم این حمله را بهعنوان «تجاوز خارجی» میدیدند. اما در کوزوو، واکنشها بسیار پیچیدهتر و در بسیاری موارد کاملا متفاوت بود.
برای بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو، جنگ از قبل آغاز شده بود؛ بمباران ناتو فقط مرحلهای تازه در همان بحران بود.
واکنش مردم کوزوو؛ امیدی در دل ترس
در روزهای نخست حملات، بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو در حال فرار بودند. ستونهای طولانی از خانوادهها در جادهها دیده میشدند: مردانی که چمدان به دست داشتند، زنانی که کودکان را بغل گرفته بودند و پیرمردان و پیرزنانی که آرام و خسته، پشت سر جمعیت راه میرفتند.
در اردوگاههای پناهجویان در آلبانی و مقدونیه، خبرنگاران با صدها نفر از این آوارگان صحبت کردند. در بسیاری از این گفتوگوها، احساس غالب ترکیبی از ترس و امید بود.
یک مرد جوان از شهر پریزرن که خانوادهاش را در مسیر فرار از دست داده بود، به خبرنگار بیبیسی گفت: «ما از هواپیماها میترسیم، اما از سربازانی که خانههای ما را آتش زدند بیشتر میترسیم.»
در اردوگاهی نزدیک مرز مقدونیه، زنی که سه روز در راه بود تا از کوزوو خارج شود، در حالی که کودک خردسالش را در آغوش داشت، به خبرنگار دیگری گفت: «وقتی شنیدیم ناتو حمله کرده، فکر کردیم شاید بالاخره کسی آمده تا این وضع را متوقف کند.»
برای بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو، بمباران ناتو به معنای پایان فوری رنج نبود، اما نشانهای بود که جهان بیرون بالاخره بحران را جدی گرفته است.
یکی از معلمان کوزوویی که بعدها درباره آن روزها صحبت کرد، گفت: «ما نمیخواستیم جنگ باشد. اما وقتی جنگ شروع شد، احساس کردیم شاید تنها راهی باشد که این وضعیت تغییر کند.»
در بسیاری از روایتهای ثبتشده از آن زمان، مردم میگویند که شبها صدای هواپیماهای ناتو را میشنیدند و در دل دعا میکردند که حملات بتواند نیروهای صرب را عقب براند.
در اردوگاههای پناهجویان، خبر هر حمله با دقت دنبال میشد. گاهی وقتی خبر میرسید که پایگاه نظامی یا ستون زرهی هدف قرار گرفته، بعضی از پناهجویان با احتیاط ابراز امیدواری میکردند.
اما حتی در میان کسانی که از حملات استقبال میکردند نیز نگرانی وجود داشت.
بسیاری از مردم میترسیدند بمبارانها باعث تشدید خشونت در زمین شود.
یکی از پناهجویان به خبرنگار گاردین گفته بود: «ما امیدواریم که این جنگ زود تمام شود. اگر طولانی شود، همه چیز برای همه بدتر خواهد شد.»
زندگی در صربستان؛ زیر آسمانی پر از آژیر
در همان زمان، در شهرهای صربستان روایت دیگری در جریان بود.
در بلگراد، مردم شبها با صدای آژیر به پناهگاهها میرفتند. پلها، کارخانهها و پایگاههای نظامی هدف حمله قرار میگرفتند و شهروندان نمیدانستند انفجار بعدی کجا رخ خواهد داد.
در روزهای نخست جنگ، نوعی همبستگی ملی شکل گرفت. مردم روی پلهای شهر جمع میشدند و زنجیرههای انسانی تشکیل میدادند تا نشان دهند که از کشورشان دفاع میکنند.
در یکی از شبهای بمباران، گروهی از دانشجویان در بلگراد روی پلی در کنار رود دانوب جمع شدند. یکی از آنها به خبرنگاری گفت: «ما میدانیم که اینجا خطرناک است، اما نمیخواهیم شهرمان را تنها بگذاریم.»
با گذشت هفتهها، خستگی و اضطراب در میان بسیاری از شهروندان افزایش یافت. برق قطع میشد، کارخانهها تعطیل میشدند و صدای انفجارها بخشی از زندگی شبانه شهر شده بود.
یک زن ساکن بلگراد در مصاحبهای گفته بود: «در ابتدا همه خشمگین بودند، اما بعد از مدتی فقط خسته شدیم. هر شب فکر میکردیم شاید این آخرین شب آرام باشد.»
روایتهای متضاد از یک جنگ
جنگ کوزوو نمونهای روشن از این واقعیت است که یک رویداد واحد میتواند برای گروههای مختلف، معنای کاملا متفاوتی داشته باشد.
برای بسیاری از صربها، بمباران ناتو نماد تحقیر ملی و دخالت خارجی بود اما برای بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو، همان بمبارانها نشانهای از امید به پایان سرکوب تلقی میشد.
در خاطراتی که بعدها از آن دوره منتشر شد، این تضاد بارها تکرار شده است.
یک پناهجوی کوزوویی نوشته است: «ما از جنگ متنفر بودیم، اما اگر آن جنگ نبود شاید هنوز هم در همان ترس زندگی میکردیم.»
در سوی دیگر، یک شهروند صرب در خاطراتش نوشته: «برای ما این جنگ نه آزادی بود و نه عدالت. فقط بمباران بود.»
پس از ۷۸ روز بمباران، دولت یوگسلاوی سرانجام پذیرفت نیروهای خود را از کوزوو خارج کند و نیروهای بینالمللی در این منطقه مستقر شوند.
برای بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو، پایان جنگ به معنای بازگشت به خانههایی بود که اغلب ویران شده بودند. برای بسیاری از صربها نیز جنگ یادآور دورهای از تحقیر و بحران ملی باقی ماند.
اما در حافظه مردم کوزوو، آن بهار هنوز با صدای هواپیماها و امیدی که در دل برخی از پناهجویان شکل گرفته بود، به یاد آورده میشود.
یکی از شاهدان عینی که سالها بعد درباره آن روزها صحبت کرده، جملهای گفته است که شاید بهترین توصیف آن تجربه باشد: «ما با جنگ نمیخواستیم نجات پیدا کنیم. ما فقط میخواستیم کسی ببیند چه بر سر ما آمده است.»
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، وضع جسمی مجتبی خامنهای و ناتوانی او در برقراری ارتباط مستمر و منظم با مقامها و نهادهای مسئول در جمهوری اسلامی، موجب واکنش انتقادی و برخی اقدامات سیاسی در میان طیفی از روحانیون حاکم شده است.
بنا بر گزارشهای رسیده، علیرضا اعرافی، از فقهای شورای نگهبان، از جمله روحانیونی است که با انتقاد از شرایط جسمی و توان مدیریتی مجتبی خامنهای و تضعیف جایگاه رهبری در جمهوری اسلامی، تلاش میکند قدرت و اختیارات در راس حکومت به شورای موقت رهبری بازگردد.
اعرافی از جمله روحانیون پرنفوذی است که به افزایش اختیارات سپاه پاسداران و تسلط سرداران سپاه بر فرآیندهای تصمیمگیری حکومت، همزمان با جنگ، انتقاد دارد.
شکاف و اختلافنظر میان مقامهای سیاسی و روحانیون حکومتی با فرماندهان سپاه پاسداران، پس از کشتهشدن دیکتاتور ایران و بهویژه بعد از معرفی مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی، تشدید شده است.
پس از آغاز حملات جمهوری اسلامی به خاک کشورهای خلیج فارس، امارات متحده عربی دستور داده است فعالیت مراکز وابسته به حکومت ایران در این کشور از جمله بیمارستان ایرانیان، مدارس ایرانی، دانشگاه آزاد، مسجد «امام حسین» و همچنین «باشگاه ایرانیان» در دبی متوقف و این مراکز تعطیل شوند.
بر اساس دستور امارات متحده عربی، نیروهای اعزامی شاغل در این مجموعهها باید خاک امارات را ترک کنند.
در دستورالعمل جدید، به بیمارستان ایرانیان در دبی نیز دستور داده شده است که تا یک ماه آینده فعالیت خود را متوقف کند.
باشگاه ایرانیان در دبی که زیر نظر جمهوری اسلامی فعالیت میکند، در بیانیهای اعلام کرد تمامی فعالیتهای این مجموعه از ۲۵ اسفند متوقف خواهد شد.
دستکم پنج مدرسه ایرانی در امارات فعال هستند که اعلام شده دانشآموزان باید به مدارس دیگر منتقل شوند.
مقامهای اماراتی به کنسولگری جمهوری اسلامی در دبی نیز دستور دادهاند تعداد نیروهای خود را کاهش دهد. بر اساس این دستورالعمل، فعالیت محدود کنسولگری با نیروهای محلی ادامه خواهد داشت.
بازار جهانی انرژی این روزها تحت تاثیر جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی و انسداد شاهرگ حیاتی تنگه هرمز، یکی از ملتهبترین دوران خود را تجربه می کند.
در حالی که قیمت نفت برنت بار دیگر از مرز ۱۰۰ دلار گذشته است، ایالات متحده و متحدانش در آژانس بین المللی انرژی (IEA) مجموعهای از اقدامات اضطراری را برای جلوگیری از بیثباتی اقتصادی آغاز کردهاند.
در تازهترین اقدام برای مهار این بحران، آمریکا در تصمیمی کمسابقه، موقتا مجوز خرید نفت روسیه را صادر کرد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، با صدور یک مجوز ۳۰ روزه به کشورها اجازه داد نفت و فرآوردههای نفتی تحریم شده روسیه را که هماکنون در دریا سرگردان هستند، خریداری کنند.
بسنت این اقدام را یک «گام قاطع برای تقویت ثبات» توصیف کرد.
او گفت که معتقد است این تصمیم - که تنها شامل نفت در حال ترانزیت میشود - سود مالی قابل توجهی نصیب مسکو نخواهد کرد.
با این حال، تحلیلگران بر این باورند که این «عقبنشینی تاکتیکی» از تحریمها، واکنشی مستقیم به تهدیدهای رهبری جدید جمهوری اسلامی مبنی بر مسدود نگه داشتن تنگه هرمز است. مسیری که عبور روزانه ۱۳۸ کشتی در آن اکنون به کمتر از پنج کشتی کاهش یافته است.
همزمان، ترکیه نیز به عنوان یکی از اعضای کلیدی آژانس بینالمللی انرژی، در بزرگترین آزادسازی ذخایر در تاریخ این سازمان مشارکت کرد.
آلپ ارسلان بایراکتار، وزیر انرژی ترکیه، جمعه ۲۲ اسفند اعلام کرد آنکارا ۱۱.۶ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک خود را طی ۹۰ روز آینده وارد بازار میکند.
بایراکتار با اشاره به اینکه این میزان معادل ۲.۹ درصد از کل ۴۰۰ میلیون بشکه ذخایر آزاد شده از سوی آژانس است، بر حمایت از ثبات قیمتها تاکید کرد.
نکته قابل تامل در سخنان او، آرامش نسبی آنکارا در قبال امنیت انرژی خود است.
او تصریح کرد که با گرم شدن هوا، نیاز ترکیه به گاز وارداتی (از جمله از ایران) کاهش یافته و فعلا خللی در تامین انرژی شهروندان ایجاد نشده است.
اتحادیه اروپا: در صورت بسته شدن طولانی تنگه هرمز، امنیت انرژی بازبینی میشود
همزمان با این تحولات، اتحادیه اروپا اعلام کرد موجودی نفتش در سطح بالایی باقی مانده و ظرفیت ذخیرهسازی گاز، پایدار است اما اگر تنگه هرمز برای مدت طولانی بسته بماند، امنیت عرضه نفت و گاز این اتحادیه «مورد ارزیابی مجدد» قرار خواهد گرفت.
اگرچه آمریکا و متحدانش با آزادسازی ذخایر و معافیتهای موقت بهدنبال آرام کردن فضا هستند، اما کارشناسان نسبت به اثربخشی این مسکنها تردید دارند.
عدی ایمسیروویچ، کارشناس امنیت انرژی در دانشگاه آکسفورد، در گفتوگو با شبکه الجزیره عنوان کرد مشکل اصلی بازار، «نبود اهداف ملموس در این جنگ» است: «همین موضوع باعث شده معاملهگران نفت نتوانند نوری در انتهای این تونل تاریک ببینند.»
در واقع، تا زمانی که امنیت کشتیرانی در خلیج فارس تامین نشود و وعده واشینگتن برای «اسکورت نظامی نفتکشها» به مرحله اجرا نرسد، بعید است حتی عرضه ۴۰۰ میلیون بشکه نفت اضطراری بتواند سایه سنگین بحران را از سر بازار انرژی بردارد.