عربستان سعودی: در صورت تشدید تنشها، جمهوری اسلامی «بزرگترین بازنده» خواهد بود
ادامه حملات جمهوری اسلامی و برخاستن دود در آسمان ریاض، ۱۴ اسفند
وزارت امور خارجه عربستان سعودی در بیانیهای ضمن انتقاد از ادامه حملات جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه هشدار داد در صورت تشدید تنشها، حکومت ایران «بزرگترین بازنده» خواهد بود.
در این بیانیه که دوشنبه ۱۸ اسفند منتشر شد، آمده است حملات به اهداف غیرنظامی، فرودگاهها و تاسیسات نفتی نشاندهنده اصرار تهران بر «تهدید امنیت و ثبات و نقض آشکار قوانین و هنجارهای بینالمللی» است.
ریاض هشدار داد تداوم اقدامات حکومت ایران به معنای تشدید هرچه بیشتر تنشها است و این امر بر «روابط کنونی و آینده» تاثیر منفی خواهد گذاشت.
وزارت خارجه عربستان سعودی افزود: «اقدامات کنونی ایران در قبال کشور ما نه حکمت و نه مصلحت را در نظر نمیگیرد و تنها به گسترش چرخه تنش منجر میشود؛ چرخهای که ایران بزرگترین بازنده آن خواهد بود.»
حکومت ایران از زمان آغاز مناقشه کنونی دستکم ۱۲ کشور منطقه را هدف قرار داده است؛ حملاتی که تهران اغلب آنها را با استناد به فعالیت پایگاههای نظامی ایالات متحده در این کشورها توجیه میکند.
عربستان سعودی، بحرین، کویت، اردن، قطر، عراق، عمان و جمهوری آذربایجان از جمله این کشورها هستند.
حکومت ایران ۱۸ اسفند در نخستین روز پس از معرفی مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی، بار دیگر به کشورهای منطقه حمله کرد.
خبرگزاری رویترز گزارش داد حمله پهپادی جمهوری اسلامی پالایشگاه نفت باپکو بحرین را هدف قرار داد و به آن خسارت زد.
باپکو تاسیسات اصلی پالایش نفت بحرین و از مراکز کلیدی بخش انرژی این کشور به شمار میرود.
امارات متحده عربی نیز اعلام کرد سامانههای پدافند هوایی این کشور در حال مقابله با حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی هستند.
ریاض: تهران با طرح ادعاهای واهی در پی توجیه تجاوز است
وزارت خارجه عربستان سعودی در ادامه تاکید کرد این کشور «حق کامل» خود را برای اتخاذ همه اقدامات لازم بهمنظور حفاظت از امنیت، حاکمیت و سلامت شهروندان و ساکنانش و همچنین «بازدارندگی در برابر تجاوز» محفوظ میدارد.
این وزارتخانه به سخنان اخیر مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در خصوص توقف حملات به کشورهای منطقه اشاره کرد و افزود جمهوری اسلامی پس از این اظهارات همچنان به «تجاوزات» خود ادامه داده و اقداماتش را «با ادعاهای واهی که هیچ پایه واقعی ندارند»، توجیه میکند.
ریاض یادآور شد جمهوری اسلامی پیشتر جنگندهها و هواپیماهای سوخترسان عربستان سعودی را به مشارکت در جنگ علیه حکومت ایران متهم کرده بود، در شرایطی که این هواپیماها در حال انجام ماموریتهایی برای حفاظت از حریم هوایی عربستان سعودی و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در برابر موشکها و پهپادهای جمهوری اسلامی هستند.
پزشکیان ۱۶ اسفند از حملات حکومت ایران به کشورهای همسایه عذرخواهی کرد و آن را به نیروهای «آتش به اختیار» نسبت داد.
این اظهارات با انتقادات تند برخی مقامهای نظامی و چهرههای سیاسی و رسانهای نزدیک به حکومت روبهرو شد.
در روزهای اخیر، کشورهای منطقه مواضع تندتری علیه تهران اتخاذ کردهاند.
محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، ۱۶ اسفند در اظهاراتی کمسابقه جمهوری اسلامی را «دشمن» خواند و هشدار داد امارات «طعمه آسانی» نیست.
پیشتر ایراناینترنشنال به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد وزارت امور خارجه قطر یک هفته به اعضای سفارت جمهوری اسلامی فرصت داده تا این کشور را ترک کنند.
بهدنبال حملات سنگین آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی و حذف علی خامنهای، دیکتاتور تهران، حکومت ایران وعده جنگ منطقهای و حمله به همسایگان را عملی کرد. آیا این رویکرد میتواند مانع سقوط نظام ایدئولوژیک ۴۷ ساله حاکم بر ایران شود؟
سیاستهای ویرانگر جمهوری اسلامی، در نهایت ایران و ایرانیان را به جنگی رساند که تهران سالها، آشکار و پنهان، منطقه را با آن تهدید کرده بود.
در یک نمونه نه چندان دور از این تهدیدها، خامنهای ۱۲ بهمن و حدود یک ماه قبل از سر به نیست شدنش در ۹ اسفند با حمله موشکی اسرائیل و آمریکا، اعلام کرد اگر آمریکا علیه جمهوری اسلامی دست به اقدام نظامی بزند، این بار جنگ، «منطقهای» خواهد بود.
برای پیشبرد این استراتژی رهبر کشته شده حکومت ایران، اکنون نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و در راس آنها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، همسایگان ایران را به ترتیبی درگیر جنگ کردهاند که حتی دوستان نزدیک دیروز (بهطور مشخص قطر) به دشمنان امروز تبدیل شدهاند.
حملهها به همسایگان، به کشورهای حاشیه خلیج فارس محدود نماند و جمهوری آذربایجان و ترکیه نیز هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند.
اما آیا این سیاست راه را برای نجات جمهوری اسلامی باز میکند یا حکومت به آخر خط رسیده است؟
حرکت به سوی انتهای مسیر
جمهوری اسلامی در طول سالهای حیاتش گرچه در برخی بزنگاهها، در میان روندهای رو به نزول و پس از رکود اجتماعی و سیاسی، توانست حمایت و همراهی چشمگیر افکار عمومی را به دست بیاورد (از جمله در سالهای ۷۶ و ۸۰ که محمد خاتمی رییسجمهوری شد و دوران اصلاحات رقم خورد که به جایی نرسید، انتخابات سال ۸۸ که مردم به شکلی گسترده در آن شرکت کردند و بعد، پیروزی حسن روحانی در انتخابات سالهای ۹۲ و ۹۶) اما روند کلی حرکتش همراه با ریزش گسترده حامیان و علاقهمندانش بود؛ تا جایی که در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ که مسعود پزشکیان بهعنوان پیروز آن معرفی شد، بنا بر آمار رسمی، در دور اول ۳۹.۹۲ درصد واجدان شرایط، رای دادند و در دور دوم، ۴۹.۴۸ درصد.
این کاهش قابل اعتنای مشروعیت، متأثر از سرکوب شدید اعتراضات اجتماعی و سیاسی گسترده از جمله در سالهای ۷۸، ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ بود و در نهایت به کشتار بزرگ خیابانی و قتلعام دی ۱۴۰۴ رسید. اعتراضهای مکرر دیگری نیز در این سالها وجود داشت؛ از جمله اعتراضات به ساقط شدن هواپیمای اوکراینی با موشکهای سپاه پاسداران.
حدود پنج دهه حکمرانی ناکارآمد و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، کشور ایران و شهروندانش را با ابربحرانهای مختلفی درگیر کرد؛ از جمله در حوزه محیط زیست (تنها یک نمونه: خشک شدن دریاچه ارومیه)، کمبود انرژی و بحران آب، بحران اقتصاد و معیشت، تبعیض و فساد ساختاری و موارد دیگر.
گستره و زنجیره بحران به شکلی پیش رفت که ناکارآمدی حکومت روز به روز بر عموم شهروندان آشکارتر شد و همزمان سرکوب بیمحابا و سهمگین، ناامیدی از امکان ایجاد تغییر را با تلاش برای همراه کردن نیروی خارجی بهمنظور برانداختن جمهوری اسلامی، گره زد.
اکنون و پس از گذار از تمام کوششهای ناکام که سقوط حکومت را به ارمغان نیاورد (چرا که زور سرنیزه و هزینههای نجومی انجام شده برای دستگاه سرکوب در کنار قطع جریان اطلاعرسانی و اینترنت، در عمل پیروز شد) و سیاستهای جنگطلبانهاش بهویژه علیه اسرائیل را متوقف نکرد، در حالی که آمریکا و اسرائیل حملات سختی را به مواضع جمهوری اسلامی پیش بردهاند، حاکمان زیرزمینی در ایران «سیاست باتلاق» را اعمال میکنند.
در اجرای این سیاست، تهران تلاش میکند نیست شدن خود را به هستی و امنیت همسایگان و منطقه گره بزند و به عبارت دیگر، در حالی که خود در باتلاق حاصل از سیاستگذاریها و عملکردش فرو میرود، دیگرانی را نیز همراه خود پایین بکشد.
سران جمهوری اسلامی بارها گفتهاند ابزارهای تهدید منطقهای را در اختیار دارند که البته همسایگان هم در واکنش، هشدار دادهاند این سیاست برای تهران کارساز نخواهد بود.
از جمله رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، پس از اینکه سازمان پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) که ترکیه هم عضو آن است، یک موشک بالستیک شلیک شده از ایران به سمت ترکیه را در مدیترانه رهگیری و منهدم کرد، به حکومت ایران هشدار داد نمیتواند بهخاطر غرق شدن خودش، منطقه را هم غرق کند.
اردوغان گفت که تهران باید «قدر دوستی آنکارا» را بداند.
به این ترتیب گرچه سیاست جمهوری اسلامی آشوبافزایی است و ممکن است گمان ببرد با درگیر کردن منطقه در آتش جنگ، خود را نجات میدهد، اما پاسخ همسایگان به قلدریهای تهران احتمالا سهمگین است و کار را برای معدود رهبران باقیمانده، سختتر میکند.
موضوع پیش رو که باعث تحریک بیشتر همسایگان علیه جمهوری اسلامی میشود این است که: وقتی یک بار این کار را کردند، چه تضمینی وجود دارد تکرارش نکنند؟
به بیان دیگر، همسایگان به هر شکل ممکن به این اقدام تهران واکنش جدی نشان خواهند داد و خروجی و نتیجه به آتش کشیدن منطقه، ادامه بقا و تثبیت دوباره این حکومت نخواهد بود.
به این نکته نیز باید توجه داشت که تشدید خشونت و سیاست خارجی تهاجمیتر، معمولا آخرین دستاویزهای یک حکومت در حال فروپاشیاند.
با توجه به مجموعه روندهای اشاره شده (ناکارآمدی داخلی و خارجی ثابتشده جمهوری اسلامی) و کلیت شرایط میدانی (تخریب وسیع توان نظامی و درگیر کردن همسایگان با جنگ)، به نظر میرسد ساقط شدن جمهوری اسلامی امر ناگزیر باشد؛ گرچه همواره هر امکان عملی دیگر نیز از اساس ناممکن نیست.
اما در میدان سیاست و در چنین شرایط پیچیدهای که در هم تنیدگی روابط میان دولتها و کشورها، میتواند گزینههایی بسیار متفاوت و متنوع را روی میز بیاورد، و اگر نه صدها که دهها عامل در تعیین شرایط آینده اثرگذارند، حریفان مستقیما از نقشههای خود نمیگویند و به اصطلاح دست خود را تا لحظه آخر، رو نمیکنند.
فشار حاصل از این شرایط (نامعلوم بودن آینده پیش رو)، شهروندان مخالف جمهوری اسلامی را اغلب در وضعیتی بحرانی قرار داده و موجب از هم گسیختگی ذهنی و روانی شده است.
در چنین شرایطی توجه به دو نکته ضروریست: اول اینکه دیکتاتوریها تا یک لحظه پیش از سقوطشان برقرار بودهاند. این موضوع گرچه بارها و بارها تکرار شده اما همچنان قابل یادآوری است که هرچند یک نظام تمامیتخواه میکوشد پایههای قدرت خود را با ارعاب و نمایش اقتدار، مستحکم و لرزهناپذیر نشان دهد، اما روند سقوط گاهی مثل راه افتادن بهمن در دامنه کوه است یا سیلی که پایههای موریانه خورده را میکند و با خود میبرد.
یک نمونه نزدیک در این مورد سوریه است که بشار اسد چنین سرنوشتی پیدا کرد؛ گرچه خامنهای میگفت «مدافعان حرم» بهزودی به این کشور باز خواهند گشت.
نکته دوم، کارکرد ماشینهای تبلیغاتی حکومت تمامیتخواه است که ممکن است حتی پس از فروریختن رژیم، از کار نایستند.
مثال نغز در این مورد، رژیم بعث عراق و سعید الصحاف، وزیر اطلاعرسانی و فرهنگ دولت صدام حسین است که وقتی ۲۰ فروردین ۱۳۸۲، پس از ۲۴ سال حکومت صدام، بغداد سقوط کرد، در حالی که نیروهای آمریکایی پشت سرش تیراندازی میکردند، خبر از پیروزی ارتش عراق و شکست ارتش آمریکا میداد.
صحبتهایی هم که اکنون تحلیلگران و متفکران نامی و بینام طرفدار جمهوری اسلامی درباره ثبات و اقتدار حکومت و پا بر جا بودنش میکنند - که البته میتواند یک احتمال ضعیف در میان دهها و چه بسا صدها احتمال ممکن باشد - عینا درباره سوریه میکردند و در همراهی با خامنهای، میگفتند که رژیم اسد، قصاب دمشق، را توپ تکان نمیدهد اما سرانجام او چنان شد که به روسیه گریخت.
مخلص کلام اینکه، خامنهای هم تا یک لحظه قبل از مردن، زنده بود.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد در پی تهدید قوه قضاییه علیه رسانهها و شهروندان، رسانههای ایران در روزهای اخیر از انتشار گزارشها، تصاویر و ویدیوهای مربوط به حملات آمریکا و اسرائیل به شهرهای مختلف ایران خودداری کردهاند و اطلاعرسانی درباره این حملات بهشدت محدود شده است.
پیشتر قوه قضاییه با انتشار اطلاعیهای درباره انتشار تصاویر حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در ایران هشدار داد و اعلام کرد انتشار عکس و فیلم از محل اصابت این حملات میتواند «تخلف و جرم» تلقی شود و با منتشرکنندگان آن برخورد قاطع خواهد شد.
در ادامه این اطلاعیه آمده است برخی رسانهها و صفحات مجازی که «با رویکردی غیرمسئولانه و خلاف امنیت ملی» از محل اصابت حملات عکس و فیلم منتشر کرده بودند، تذکر دریافت کرده و علیه آنها محدودیتهایی اعمال شده است.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی در سالهای گذشته نیز در موارد متعددی برای روزنامهنگاران، رسانهها و شهروندانی که درباره برخی موضوعات اظهارنظر کرده یا گزارشهایی منتشر کردهاند پرونده قضایی تشکیل داده است.
در همین حال فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران از افزایش فشارهای امنیتی بر روزنامهنگاران و رسانهها در ایران خبر داد.
این فدراسیون تاکید کرد: «در چنین شرایطی، اطلاعرسانی مستقل درباره تحولات جنگ آسیبدیده است.»
پیش از این نیز شورایعالی امنیت ملی با صدور دستورالعملهای متعدد، رسانهها را وادار به سانسور اخبار کرده بود.
شورایعالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در آستانه مذاکرات ژنو، با ارسال دستورالعملی به رسانهها در ایران، شیوه خبررسانی درباره این مذاکرات را برای آنان تعیین کرد.
در متن این دستورالعمل که نسخهای از آن دوشنبه ۲۷ بهمن در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفت، خطاب به مدیران و سردبیران رسانهها آمده بود که در آستانه برگزاری مذاکرات ژنو، نکات و ملاحظات مطرحشده در این دستورالعمل بهطور دقیق رعایت شود.
شورایعالی امنیت ملی در متنی که به رسانهها ابلاغ کرده، نوشته بود: «جمهوری اسلامی ایران بر اساس سیاست اعلامشده و قطعی خود، با جدیت و در عین پایبندی کامل به خطوط قرمز اساسی ـ صرفا در موضوع هستهای، و نه در موضوعات موشکی و منطقهای ـ در مذاکرات حضور یافته است. هدف، دستیابی به تفاهمی موثر و حداکثری در چارچوب منافع ملی، در فضایی مبتنی بر احترام متقابل، پرهیز از اتلاف وقت و در چارچوب اصول عزت، حکمت و مصلحت است.»
در این دستورالعمل، رسانهها از انتقاد به تیم مذاکرهکننده یا منع شدهاند و حمایت از این تیم «تکلیفی ملی و راهبردی» خوانده شده است.
قبل از آن نیز ایراناینترنشنال به نسخهای از دستورالعمل شورایعالی امنیت ملی دست یافت که در آن از رسانهها خواسته شده بود در پوشش سخنرانی دونالد ترامپ در پارلمان اسرائیل، از «برداشتهای خوشبینانه» و «ذوقزدگی رسانهای» خودداری و مواضع او را در چارچوب «رفتارهای خصمانه گذشته» تحلیل کنند.
در این دستورالعمل که شورایعالی امنیت ملی شامگاه دوشنبه ۲۱ مهر صادر کرد، تاکید شده بود که هدف، جلوگیری از «جنگ روانی دشمن» و «مدیریت برداشت افکار عمومی از تغییر احتمالی رویکرد آمریکا» است.
یک مقام پیشین نیروی دریایی سریلانکا به ایراناینترنشنال گفت که خدمه ناو «آیریس بوشهر» وابسته به نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی که پیشتر در یکی از بنادر این کشور پهلو گرفته بود، با ترک این کشتی به سریلانکا گریختهاند.
این شناور در ۱۴ اسفند، بهدلیل آنچه «نقص فنی در موتور» عنوان شد، با ۲۰۸ نفر از پرسنل نیروی دریایی ــ شامل ۵۳ افسر و ۸۴ دانشجوی افسری ــ در بندر کلمبو پهلو گرفت.
با این حال، مقام سابق نیروی دریایی سریلانکا فاش کرد درخواست ناو بوشهر برای دریافت کمکهای بشردوستانه به بهانه خرابی موتور، در حقیقت پوششی برای «فرار دستهجمعی» خدمه بوده است.
او افزود این تصمیم خدمه از فروپاشی عمیق اعتماد آنان به جمهوری اسلامی در بحبوحه جنگ کنونی در ایران سرچشمه میگیرد.
به گفته او، غرق شدن ناوشکن «دنا» به دست یک زیردریایی آمریکایی این بیاعتمادی را بیشتر کرد؛ رخدادی که به خدمه نشان میداد جمهوری اسلامی به جان و سرنوشت نیروهای خود توجهی ندارد.
این منبع آگاه در ادامه گفت تمامی ۲۰۸ ملوان کشتی را ترک کردهاند، به پایگاه نیروی دریایی «ولیسارا» منتقل شدهاند و اکنون تحت نظارت مقامات امنیتی سریلانکا قرار دارند.
در همین حال، کشتی آیریس بوشهر نیز توقیف و برای نگهداری به بندر ترینکومالی منتقل شده است.
بر اساس این گزارش، هرچند به نمایندگان سفارت جمهوری اسلامی اجازه داده شده با ملوانان دیدار حضوری داشته باشند، اما حکومت ایران در اقدامی تنبیهی از ارائه هرگونه خدمات کنسولی به آنان خودداری کرده است.
درهمین حال، رییسجمهوری و دیگر مقامهای ارشد سریلانکا اعلام کردهاند تا زمانی که جنگ کنونی در ایران ادامه داشته باشد و جمهوری اسلامی بر سر کار باشد، نه ملوانان و نه کشتی به ایران بازگردانده نخواهند شد.
ناوشکن «دنا» که در حال بازگشت از تمرین دریایی بینالمللی «میلان ۲۰۲۶» در هند بود، ۱۳ اسفند در حدود ۴۰ کیلومتری جنوب این کشور در اقیانوس هند هدف اژدر زیردریایی آمریکا قرار گرفت و غرق شد.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، چهارشنبه ۱۳ اسفند ماه به خبرنگاران گفت که «یک زیردریایی آمریکایی، یک ناوشکن ایرانی را در آبهای بینالمللی غرق کرده است.»
این نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم است که یک زیردریایی آمریکایی با شلیک اژدر یک کشتی جنگی را هدف قرار میدهد.
یک منبع مطلع و مرتبط با بازماندگان این ناوشکن به ایراناینترنشنال گفت پیش از غرق شدن ناوشکن «دنا» در نزدیکی سواحل سریلانکا، آمریکا دو بار به خدمه این ناو هشدار داده بود آن را ترک کنند، اما فرمانده ناو اجازه خروج نیروها را نداد و این موضوع به درگیری میان برخی خدمه و فرمانده انجامید.
مقامات قضایی بندر گاله سریلانکا، پنجشنبه ۱۴ اسفند اعلام کردند که اجساد ۸۴ نفر از خدمه این کشتی از آب گرفته شدهاند و در پزشکی قانونی بیمارستانی در بندر گاله نگهداری میشوند.
به گفته مقامات سریلانکایی، ۳۲ نفر دیگر از خدمه ناوشکن دنا که مجروح شدهاند، در بیمارستانی در بندر گاله بستری شدهاند.
سرنوشت ناو لاوان
در همین حال خبرگزاری رویترز گزارش داد هند در اقدامی که مقامهای این کشور آن را «انساندوستانه» توصیف کردهاند، به یک ناو جنگی حکومت ایران اجازه داد در بندر کوچی در جنوب هند پهلو بگیرد؛ اقدامی که همزمان با حمله آمریکا به یک ناو دیگر نیروی دریایی جمهوری اسلامی در نزدیکی سریلانکا رخ داد.
بر اساس این گزارش، ناو لاوان چهارشنبه در بندر کوچی پهلو گرفت؛ همان روزی که یک زیردریایی آمریکایی ناوچه ایرانی دنا را هدف قرار داد و غرق کرد. یک منبع دولتی هند به رویترز گفت این پهلوگیری پس از درخواست فوری تهران انجام شده است.
سوبرامانیام جایشانکار، وزیر امور خارجه هند، در نشست سالانه گفت کشتی لاوان به همراه دو شناور دیگر در مسیر حضور در یک بازبینی ناوگان دریایی قرار داشتند اما در جریان تحولات جنگی اخیر گرفتار شدند. او تاکید کرد تصمیم دهلینو برای پذیرش این کشتی از منظر ملاحظات انسانی گرفته شده است.
جایشانکار گفت: «ما این موضوع را از دیدگاه انسانی بررسی کردیم، جدا از مسائل حقوقی که ممکن بود مطرح باشد. فکر میکنم کار درستی انجام دادیم.»
به گفته وبسایت خبری موسسه نیروی دریایی آمریکا، کشتی لاوان یک شناور آبی-خاکی برای عملیات پیادهسازی نیرو است.
بر اساس این گزارش، ۱۸۳ خدمه ناو لاوان در تاسیسات نیروی دریایی هند در بندر کوچی اسکان داده شدهاند.
حمله هدفمند اسرائیل به یک سوئیت در هتلی در مرکز بیروت، چهار کشته بر جا گذاشت. به گفته ارتش اسرائیل، فرماندهان سپاه پاسداران هدف این عملیات بودند.
ارتش اسرائیل یکشنبه ۱۷ اسفند در بیانیهای اعلام کرد شماری از «فرماندهان کلیدی» نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در هتل «رامادا پلازا» هدف قرار گرفتند.
در این بیانیه آمده است: «فرماندهان شاخه لبنان نیروی قدس در حال پیشبرد حملات تروریستی علیه دولت اسرائیل و شهروندان آن بودند و همزمان به نفع سپاه پاسداران فعالیت میکردند.»
عمیت سگال، خبرنگار کانال ۱۲، به نقل از یک منبع اسرائیلی گزارش داد به نظر میرسد مجید حسینی، رییس امور مالی شاخه لبنان، علی بی آزار، رییس امور اطلاعاتی شاخه لبنان، احمد رسولی، رییس امور اطلاعاتی شاخه فلسطین و حسین احمدلو، مسئول پرونده «صهیونیسم» در شاخه لبنان نیروی قدس سپاه، در این حمله از پا درآمدند.
پیشتر در ۱۲ اسفند، ارتش اسرائیل از کشته شدن داوود علیزاده، فرمانده شاخه لبنان نیروی قدس سپاه، در جریان عملیاتی در تهران خبر داده بود.
خبرگزاری رویترز ۱۷ اسفند نوشت در حمله اخیر اسرائیل به بیروت، یک سوئیت در طبقه چهارم هتل رامادا پلازا مورد اصابت قرار گرفت. در این رویداد، ۱۰ تن دیگر نیز زخمی شدند.
محله الروشه که هتل رامادا پلازا در آن واقع شده، یکی از جاذبههای گردشگری بیروت به شمار میرود، اما در روزهای اخیر، میزبان شمار زیادی از آوارگانی بوده که در پی شدت گرفتن درگیریها، از جنوب لبنان گریختهاند.
رویترز افزود این نخستین حمله اسرائیل به قلب بیروت از زمان آغاز مجدد درگیریها با حزبالله به شمار میرود.
بر اساس این گزارش، اکنون بیم آن میرود که دامنه حملات اسرائیل از جنوب لبنان و حومه جنوبی بیروت (ضاحیه)، مناطقی که حزبالله معمولا در آنها حضور دارد، فراتر رود.
رویترز ۱۶ اسفند نوشت در پی هشدارهای اسرائیل، بیش از ۱۵۰ شهروند ایرانی، از جمله دیپلماتهای جمهوری اسلامی و خانوادههای آنها، لبنان را با یک هواپیمای روسی به مقصد روسیه ترک کردند.
۱۲ اسفند، ارتش اسرائیل هشدار داده بود عوامل حکومت ایران «پیش از آنکه هدف قرار گیرند، باید فورا لبنان را ترک کنند».
یک روز بعد، نواف سلام، نخستوزیر لبنان، از مقامهای این کشور خواست هر یک از نیروهای سپاه پاسداران را که در لبنان فعالیت نظامی انجام میدهند، بازداشت و از کشور اخراج کنند.
حزبالله ۱۱ اسفند در حمایت از حکومت ایران، اسرائیل را هدف قرار داد و لبنان را به مناقشه کنونی کشاند. اسرائیل نیز در واکنش، عملیات نظامی تازهای را علیه این گروه نیابتی جمهوری اسلامی آغاز کرد.
وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد تاکنون در حملات اسرائیل، ۳۹۴ نفر کشته و ۱۱۳۰ تن دیگر زخمی شدهاند.
ششم اسفند، یک مقام ارشد حزبالله در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه گفته بود این گروه در صورت حملات «محدود» آمریکا به ایران مداخله نظامی نخواهد کرد، اما هرگونه آسیب به علی خامنهای را «خط قرمز» میداند.
خامنهای ۹ اسفند در عملیات مشترک اسرائیل و آمریکا کشته شد.
قطع اینترنت در ایران که اکنون وارد دومین هفته خود شده، دهها میلیون شهروند را از ارتباط با جهان خارج محروم کرده است. همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی، شمار زیادی از ایرانیان از بیخبری از خانوادهها و دسترسی نابرابر به اینترنت انتقاد کردهاند.
نتبلاکس، نهاد مستقل پایش وضعیت اینترنت در جهان، یکشنبه ۱۷ اسفند در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «صبح یکشنبه در ایران است و قطع اینترنت وارد دومین هفته خود شده است. این شرایط اکنون به ساعت ۱۹۲ و نهمین روز خود رسیده است.»
این نهاد افزود زیرساختهای فنی همچنان فعال هستند، اما شهروندان تنها به «اینترانت داخلی که بهشدت کنترل میشود»، دسترسی دارند.
در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی با پیشبرد طرح «اینترنت ملی» و ایجاد زیرساختهای وابسته به حکومت، در تلاش برای قطع پیوند جامعه ایران با اینترنت جهانی و برقراری کنترل کامل خود بر جریان اطلاعات بوده است.
هدف این سیاست سازمانیافته، خاموش کردن صداهای منتقد، محدود کردن آزادی بیان و انحصار روایت رسمی در فضای مجازی است.
جمهوری اسلامی پس از کشتار گسترده شهروندان معترض در جریان انقلاب ملی ایرانیان نیز اینترنت را در سراسر ایران قطع کرد.
اکنون همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع حکومت، این سیاست بار دیگر در دستور کار قرار گرفته و محدودیتهای اینترنتی گسترده مجددا اعمال شده است.
۲۳ دیماه، ایراناینترنشنال گزارش داده بود جمهوری اسلامی بهسرعت در پی راهاندازی پروژه جدیدی است که با ساخت کلاود ملی روی پلتفرم هوواوی، امکان قطع اینترنت بهطور کامل و درازمدت را فراهم میآورد.
قطع اینترنت در ایران با واکنش گسترده کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شده است. بخش بزرگی از این واکنشها متعلق به ایرانیان خارج از کشور است که از بیخبری درباره سرنوشت عزیزان خود ابراز نگرانی کردهاند.
در همین حال، شمار اندکی از شهروندان داخل ایران که با دشواری توانستهاند به اینترنت دسترسی پیدا کنند، در پیامهای خود از سیاستهای سرکوبگرانه حکومت انتقاد کردهاند.
کاربری با نام «هانا» خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «۱۹۲ ساعت است که در شرایط جنگی اینترنت را قطع کردید. ذرهای بویی از انسانیت نبردید. شما منحوسترین و بزدلترین حاکمان تاریخید.»
یک ایرانی مقیم خارج از کشور جمهوری اسلامی را مقصر بحران کنونی دانست: «هر روز باید در اخبار بگردم و ببینم جایی نزدیک محل زندگی و کار خانوادهام را زدند یا نه. قطع اینترنت در این وضعیت جنایت علیه میلیونها آدم است.»
کاربر دیگری با انتقاد از سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دهههای گذشته و بیتفاوتی در قبال سرنوشت مردم ایران نوشت: «این همه سال جنگطلبی. کجاست پناهگاه؟ کجاست آژیر خطر؟ چرا اینترنت قطعه؟»
کاربری به نام «مهسا» از اتصال دشوار خود به اینترنت از داخل ایران خبر داد و نوشت: «از یک وجبی بمبها دارم توییت میزنم. ما نترسیدیم؛ زندهایم تا روز انتقام و آزادی.»
کاربری به نام «محسن» هم به تقلای شهروندان برای شکستن دیوار سانسور و ارتباط با جهان خارج اشاره کرد: «قطعی اینترنت موجب شده تا کاربران برای اتصال به اینترنت به سمت خرید فیلترشکنهایی با قیمت میلیونی سوق پیدا کنند، اما اکثر آنان نیز بیشتر از چند ساعت متصل نیستند و دوباره قطع میشوند.»
فیلترینگ برای مردم، سیمکارتهای سفید برای حامیان حکومت
در میان واکنشهای منتشرشده در ایکس، بسیاری از ایرانیان به فعالیت کاربران حامی حکومت، موسوم به «سیمکارت سفیدها»، اشاره کرده و حضور گسترده آنها در فضای مجازی در شرایط کنونی را مورد انتقاد قرار دادهاند.
کاربری به نام «شین» در همین رابطه نوشت: «اینها دقیقا چهجور به اینترنت وصل هستند که ویدیو هم میفرستند؟ پس چرا دور و بر ما هیچ کسی به اینترنت وصل نیست؟»
کاربری به نام «محی» خطاب به استفادهکنندگان از سیمکارتهای سفید نوشت: «اینترنت مردم را در شرایط جنگی چرا بستید؟ خودتان میآیید اینجا صحبت میکنید، اما ما خبری از خانوادههایمان نداریم.»
کاربر دیگری نیز به تبلیغات انتخاباتی مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، طعنه زد: «پزشکیان میخواست بیاد فیلترینگ رو برداره، ولی گستردهترین قطعی اینترنت رو در زمان ریاست جمهوریاش انجام داد. برای چی اینترنت رو بستین؟ چرا فقط شما نورچشمیها و خواص حق استفاده از اینترنت رو دارین و مردم نه؟»
نتبلاکس ۳۰ دی خبر داده بود ترافیک موجود در برخی پلتفرمهای منتخب از شکلگیری یک راهبرد نوظهور در ایران بر اساس «فهرست سفید» حکایت دارد.
در آذرماه نیز افشای بهرهمندی برخی خبرنگاران، هنرمندان، فعالان سیاسی و چهرههای نزدیک به حکومت از «سیمکارت سفید» و «اینترنت طبقاتی»، بهدلیل وجود رانت و اعطای امتیازات ویژه، موجی از خشم و اعتراض را در میان افکار عمومی برانگیخته بود.