انتقاد چهرههای حکومتی از اظهارات پزشکیان درباره حملات «آتش به اختیار» | ایران اینترنشنال
انتقاد چهرههای حکومتی از اظهارات پزشکیان درباره حملات «آتش به اختیار»
اظهارات مسعود پزشکیان، رییس دولت و عضو شورای موقت رهبری جمهوری اسلامی، درباره حملات نیروهای مسلح به کشورهای همسایه با واکنشهای انتقادی از سوی برخی مقامها نظامی و چهرههای سیاسی و رسانهای نزدیک به حکومت روبهرو شد.
پزشکیان شنبه ۱۶ اسفند اعلام کرد حملات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به کشورهای همسایه «آتش به اختیار» بوده و شورای موقت رهبری روز گذشته (جمعه) تصمیم گرفته است چنین حملههایی دیگر انجام نشود. این سخنان در حالی مطرح شد که همزمان با انتشار آن، شهرهای دبی و ابوظبی در امارات متحده عربی صبح شنبه هدف حملات جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
همزمان ابوالفضل شکارچی، سخنگوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، نیز اعلام کرد از ابتدای «تجاوز آمریکا و اسرائیل» اعلام شده بود هر نقطهای که مبدا حمله به ایران باشد، هدف مشروع نیروهای مسلح خواهد بود. او گفت تمامی پایگاههایی که از آنها علیه جمهوری اسلامی استفاده شده هدف قرار گرفتهاند و در عین حال تلاش شده به کشورهای همسایه آسیب وارد نشود. شکارچی همچنین تاکید کرد کشورهایی که اجازه استفاده از فضای خود برای حمله به ایران را ندادهاند هدف حمله قرار نگرفتهاند و «حاکمیت ملی کشورها مورد احترام است».
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیای سپاه نیز در بیانیهای اعلام کرد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی «منافع و حاکمیت ملی کشورهای همسایه را محترم میشمارند». در این بیانیه تاکید شده است که تاکنون تعرضی به این کشورها صورت نگرفته، اما در صورت ادامه حملات، پایگاهها و منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه همچنان هدف عملیات نیروهای مسلح حکومت ایران قرار خواهند گرفت.
در واکنش به اظهارات پزشکیان، محمدمنان رئیسی، نماینده قم در مجلس، سخنان او را «ذلیلانه» توصیف کرد و گفت این موضعگیری نشان میدهد مجلس خبرگان باید هرچه سریعتر رهبر جدید جمهوری اسلامی را انتخاب کند. او خطاب به پزشکیان نوشت: «آیا غیر از این است که کشورهای همسایه خاک و داراییها و هتلهای خود را در اختیار دشمنان ما قرار دادند و آیا نیروهای نظامی ما نباید به این پایگاهها و داراییهای دشمن حمله میکردند که حالا اینطور ذلیلانه عذرخواهی میکنید؟»
در ادامه واکنشها به اظهارات پزشکیان درباره «آتش به اختیار» بودن حملات به کشورهای همسایه، ابراهیم عزیزی، نماینده مجلس و رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نیز در شبکه اجتماعی ایکس نوشت همه پایگاههای آمریکا و اسرائیل در منطقه «هدف مشروع و قانونی» جمهوری اسلامی در جنگ جاری هستند. او در این پیام تاکید کرد جمهوری اسلامی «هیچ خط قرمزی در دفاع از منافع ملی ندارد» و افزود: «این نبرد ادامه دارد.»
در فضای سیاسی و رسانهای داخل کشور نیز واکنشهایی به سخنان پزشکیان منتشر شد. عزتالله ضرغامی، وزیر پیشین میراث فرهنگی و رییس سابق سازمان صداوسیما، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ما که نفهمیدیم چه شد؛ ولی نه نیروهای مسلح آتش به اختیار عمل کردند و نه جنگ منطقهای که “امام شهید” گفتند قابل تفسیر و تاویل است.» او همچنین افزود که «قاتلان ملت و حامیان آنان را مجبور به عذرخواهی خواهیم کرد».
در همین حال میثم نیلی، فعال رسانهای نزدیک به جریان اصولگرا، نیز در واکنش به سخنان پزشکیان نوشت: «چرا در شرایطی که در آستانه تعیین رهبری جدید هستیم از راهبرد نظامی امام شهید عقبنشینی کردید؟ چرا دوباره پالس ضعف و شرمندگی به دشمن میدهید؟ والله هرگونه آتشبس خیانت است.»
همچنین جلال رشیدی کوچی، نماینده پیشین مجلس، در شبکه اجتماعی ایکس با انتقاد از پیام پزشکیان نوشت: «عذرخواهی زمانی انجام میشود که اشتباهی رخ داده باشد. ما هیچ اشتباهی نکردهایم. پیام شما هیچ نشانهای از اقتدار نداشت و ضعیف بود؛ چه در متن، چه در بیان و چه در زبان بدن.»
این واکنشها در حالی مطرح میشود که اظهارات پزشکیان درباره «آتش به اختیار» بودن حملات و توقف آنها و واکنشها به این موضع، در بحبوحه ادامه درگیریهای نظامی و حملات متقابل در منطقه بیان شده است و نشانهای است از بحران «رهبری» در جمهوری اسلامی.
خبرگزاری رویترز گزارش داد هند در اقدامی که مقامهای این کشور آن را «انساندوستانه» توصیف کردهاند، به یک ناو جنگی حکومت ایران اجازه داد در بندر کوچی در جنوب هند پهلو بگیرد؛ اقدامی که همزمان با حمله آمریکا به یک ناو دیگر نیروی دریایی جمهوری اسلامی در نزدیکی سریلانکا رخ داد.
بر اساس این گزارش، ناو لاوان روز چهارشنبه در بندر کوچی پهلو گرفت؛ همان روزی که یک زیردریایی آمریکایی ناوچه ایرانی دنا را هدف قرار داد و غرق کرد. یک منبع دولتی هند به رویترز گفت این پهلوگیری پس از درخواست فوری تهران انجام شده است.
سوبرامانیام جایشانکار، وزیر امور خارجه هند، در نشست سالانه گفت کشتی لاوان به همراه دو شناور دیگر در مسیر حضور در یک بازبینی ناوگان دریایی قرار داشتند اما در جریان تحولات جنگی اخیر گرفتار شدند. او تاکید کرد تصمیم دهلینو برای پذیرش این کشتی از منظر ملاحظات انسانی گرفته شده است.
جایشانکار گفت: «ما این موضوع را از دیدگاه انسانی بررسی کردیم، جدا از مسائل حقوقی که ممکن بود مطرح باشد. فکر میکنم کار درستی انجام دادیم.»
به گفته وبسایت خبری موسسه نیروی دریایی آمریکا، کشتی لاوان یک شناور آبی-خاکی برای عملیات پیادهسازی نیرو است.
این اقدام در حالی صورت گرفته که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرده یکی از اهداف جنگی ایالات متحده و اسرائیل در درگیری اخیر با جمهوری اسلامی، نابودی نیروی دریایی حکومت ایران است.
طبق این گزارش، در حمله آمریکا به ناوچه دنا که در منطقه اقتصادی انحصاری سریلانکا و در فاصله حدود ۱۹ مایل دریایی از ساحل این کشور رخ داد، دستکم ۸۷ نفر کشته شدند. این منطقه خارج از مرزهای دریایی رسمی سریلانکا قرار دارد.
منبع دولتی هند همچنین گفت دهلینو درخواست پهلوگیری ناو لاوان را در ۹ اسفند، یعنی روز آغاز جنگ، دریافت کرده بود. به گفته این منبع، درخواست جمهوری اسلامی ایران فوری بوده زیرا کشتی با مشکلات فنی روبهرو شده بود.
بر اساس این گزارش، ۱۸۳ خدمه ناو لاوان در تاسیسات نیروی دریایی هند در بندر کوچی اسکان داده شدهاند. این مقام دولتی که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، این اطلاعات را در اختیار رویترز قرار داده است.
رویترز همچنین نوشت ناوچه دنا در زمان حمله در حال بازگشت از رزمایش دریاییای بود که توسط هند سازماندهی شده بود؛ موضوعی که در وبسایت رسمی این رزمایش و همچنین از سوی مقامهای سریلانکا تایید شده است.
در همین حال، مقامهای سریلانکا اعلام کردند که در حال اسکورت ناو ایرانی «بوشهر» به سمت یک بندر در ساحل شرقی این کشور هستند. به گفته این مقامها، بخش عمده خدمه این کشتی نیز به یک اردوگاه نیروی دریایی در نزدیکی کلمبو منتقل شدهاند.
وبسایت واینت در گزارشی نوشت حمله موشکی حکومت ایران به پایگاه هوایی العدید در قطر، تناقض راهبردی سیاستهای دوحه را آشکار کرده است؛ کشوری که از یک سو میزبان بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه است و از سوی دیگر روابط نزدیک و پناهگاه سیاسی برای رهبران حماس فراهم کرده است.
بر اساس این گزارش، در ۳ مارس ۲۰۲۶ یک موشک بالستیک ایرانی از سامانههای دفاع هوایی قطر عبور کرد و به پایگاه العدید، مقر پیشرفته فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در منطقه، اصابت کرد. وزارت دفاع قطر اعلام کرد دو موشک به سمت خاک این کشور شلیک شده که یکی رهگیری شده و دیگری بدون ایجاد تلفات انسانی به پایگاه اصابت کرده است.
با این حال، به نوشته واینت، تصاویر ماهوارهای و گزارشهای تحلیلی نشان میدهد خسارتهای به مجموعه وارد شده است. به گفته این گزارش، این حمله سامانه راداری هشدار زودهنگام AN/FPS-132 را هدف قرار داده است؛ سامانهای پیشرفته به ارزش حدود ۱.۱ میلیارد دلار که در نزدیکی پایگاه العدید در منطقه امدحال مستقر است.
این رادار قادر است موشکهای بالستیک را تا فاصله پنج هزار کیلومتری ردیابی کند و دادههای آن برای سامانههای دفاع موشکی آمریکا و متحدانش در خلیج فارس از جمله تاد و پاتریوت استفاده میشود. رسانههای حکومتی ایران و سپاه پاسداران ادعا کردند این حمله «دقیق» بوده و رادار را «به طور کامل نابود کرده است»، هرچند مقامهای آمریکا و قطر هنوز نابودی کامل آن را تایید نکردهاند.
واینت با استناد به تصاویر ماهوارهای شرکت «پلانتلبز» (Planet Labs) و تحلیلهای منتشر شده نوشت که مجموعه راداری و زیرساختهای ارتباطی اطراف آن دچار آسیب جدی شدهاند. بر اساس برآوردها، خسارت وارد شده به تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه از زمان تشدید درگیریها به ۱.۹ تا ۲.۴ میلیارد دلار رسیده است و خسارت به این رادار یکی از پرهزینهترین آسیبها محسوب میشود.
این گزارش تاکید میکند که آسیب به چنین سامانهای تنها یک خسارت فنی نیست، بلکه میتواند توانایی آمریکا و اسرائیل برای شناسایی تهدیدهای موشکی از سوی ایران یا نیروهای نیابتی آن را کاهش دهد. کوتاهتر شدن زمان هشدار، فرصت واکنش سامانههای دفاعی برای حفاظت از شهرهای اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و نیروهای آمریکایی را محدودتر میکند.
به نوشته واینت، حکومت ایران این حملات را پاسخی به عملیات آمریکا و اسرائیل علیه تاسیسات هستهای و مراکز فرماندهی خود عنوان کرده است. با این حال این گزارش تاکید میکند که این حمله تناقض سیاستهای قطر را برجسته کرده است؛ کشوری که میزبان نیروهای آمریکایی برای مقابله با تهدیدهایی مانند حکومت ایران است، اما همزمان میزبان رهبران حماس نیز بوده است.
بر اساس این گزارش، قطر همچنان محل اقامت شماری از رهبران سیاسی حماس است که بیش از یک دهه در دوحه فعالیت داشتهاند. حتی پس از حمله اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۵ به محل استقرار مذاکرهکنندگان حماس در دوحه - که دستکم شش کشته برجای گذاشت - دفتر سیاسی این گروه همچنان در قطر باقی مانده است و رهبران آن از این کشور برای فعالیتهای سیاسی، دیپلماتیک و جمعآوری کمک مالی استفاده میکنند.
واینت مینویسد کمکهای مالی میلیارد دلاری قطر به غزه نیز بارها از سوی اسرائیل به عنوان حمایت غیرمستقیم از ساختار نظامی حماس مورد انتقاد قرار گرفته است. دفتر نخستوزیر اسرائیل پیشتر دوحه را متهم کرده بود که با پناه دادن به رهبران حماس، به طراحان حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ امکان فعالیت داده است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که در موجهای اخیر حملات، سامانههای دفاعی قطر دهها موشک و پهپاد ایرانی را رهگیری کردهاند، اما عبور تنها یک موشک نشان داد که این سامانهها همچنان آسیبپذیر هستند.
به نوشته واینت، این حمله نشان میدهد سیاست دوگانه قطر - همکاری امنیتی با آمریکا و در عین حال ارتباط با بازیگران نزدیک به جمهوری اسلامی و حماس - میتواند خطرات قابل توجهی برای امنیت منطقه ایجاد کند.
این گزارش در پایان میافزاید که با افزایش قیمت نفت در پی تنشها در تنگه هرمز و فشار بر سامانههای دفاعی کشورهای خلیج فارس، اسرائیل ممکن است فشار بیشتری بر متحدان خود وارد کند تا حمایت مالی از گروههایی مانند حماس متوقف شود. به نوشته واینت، حمله به پایگاه العدید نشان داد که پیامدهای چنین سیاستهایی ممکن است در نهایت دامان حامیان آن را نیز بگیرد.
خبرگزاری فرانسه در گزارشی نوشت در تازهترین دور درگیری میان ایالات متحده، اسرائیل و حکومت ایران، برای نخستین بار از هوش مصنوعی بهطور گسترده برای تحلیل اطلاعات و انتخاب اهداف نظامی استفاده شده است؛ هرچند کاربرد این فناوری در جنگ همچنان با بحثهای جدی اخلاقی و حقوقی همراه است.
بر اساس این گزارش، کارشناسان معتقدند هوش مصنوعی احتمالاً در انتخاب اهداف برای هزاران حمله آمریکا و اسرائیل به ایران از ۹ اسفند نقش داشته است، هرچند جزئیات دقیق این کاربردها هنوز بهطور رسمی تایید نشده است. پیشتر نیز از فناوریهای مشابه در هدایت عملیات نظامی اسرائیل در غزه و همچنین در عملیات آمریکا برای بازداشت نیکلاس مادورو استفاده شده بود.
لور دو روسی-روشگونده، پژوهشگر اندیشکده فرانسوی «آیافآرآی» (IFRI)، به خبرگزاری فرانسه گفت امروز تقریباً همه قدرتهای نظامی بزرگ جهان سرمایهگذاری گستردهای روی کاربردهای نظامی هوش مصنوعی انجام میدهند. به گفته او، این فناوری میتواند تقریباً در همه بخشهای عملیات نظامی از جمله تدارکات، شناسایی، دیدهبانی، جنگ اطلاعاتی، جنگ الکترونیک و امنیت سایبری مورد استفاده قرار گیرد. همچنین هوش مصنوعی در برخی تسلیحات از جمله پهپادهای تهاجمی نیمهخودکار نیز به کار گرفته شده است.
یکی از مهمترین کاربردهای این فناوری، کوتاه کردن «زنجیره کشتار» است؛ یعنی کاهش زمان و فرآیند تصمیمگیری میان شناسایی یک هدف و اجرای حمله. در همین چارچوب، نیروهای آمریکایی از سامانهای موسوم به «ماون اسمارت سیستم» (Maven Smart System) که توسط شرکت «پالانتیر» توسعه داده شده استفاده میکنند. این سامانه به گفته سازندگان آن قادر است اهداف بالقوه را شناسایی و اولویتبندی کند. روزنامه واشینگتنپست نیز گزارش داده است که مدل هوش مصنوعی مولد «کلود» (Claude) از شرکت «انتروپیک» (Anthropic) برای افزایش توان شناسایی و شبیهسازی این سامانه با آن ادغام شده است، هرچند این شرکتها به درخواست خبرگزاری فرانسه برای اظهارنظر پاسخ ندادهاند.
برتران روندپییر، رییس آژانس هوش مصنوعی ارتش فرانسه، در این باره گفت الگوریتمهای هوش مصنوعی امکان پردازش سریعتر و جامعتر اطلاعات را فراهم میکنند. به گفته او این فناوری قادر است حجم عظیمی از دادهها از جمله تصاویر ماهوارهای، دادههای راداری، امواج الکترومغناطیسی، صدا، تصاویر پهپادی و حتی ویدیوهای زنده را تحلیل کند.
با این حال استفاده از هوش مصنوعی در جنگ پرسشهای مهمی درباره مسئولیت و کنترل انسانی مطرح کرده است. این بحث پیشتر در جریان جنگ غزه نیز مطرح شد؛ زمانی که ارتش اسرائیل از برنامهای به نام «لاوندر» (Lavender) برای شناسایی اهداف استفاده کرد. کارشناسان میگویند چنین سامانهای در غزه به دلیل محدوده جغرافیایی کوچک و وجود سیستمهای نظارت گسترده کارایی بیشتری داشت و احتمال ایجاد سامانهای مشابه در ایران کمتر است.
پیتر آسارو، رییس کمیته بینالمللی کنترل تسلیحات رباتیک، در گفتوگو با خبرگزاری فرانسه گفت یکی از پرسشهای اصلی این است که در صورت وقوع اشتباه، چه کسی مسئول خواهد بود. او به گزارشهایی درباره بمباران یک مدرسه در ایران که گفته میشود ۱۵۰ نفر در آن کشته شدهاند اشاره کرد و گفت ممکن است چنین رویدادی ناشی از هدفگیری اشتباه توسط سامانههای هوش مصنوعی باشد. با این حال نه آمریکا و نه اسرائیل مسئولیت این حمله را نپذیرفتهاند و خبرگزاری فرانسه نیز امکان بررسی مستقل محل حادثه را نداشته است.
به گفته آسارو، اگر در چنین حملهای از هوش مصنوعی استفاده شده باشد، پرسش کلیدی این است که دادههای مورد استفاده برای هدفگیری تا چه اندازه بهروز بوده و آیا خطا در پایگاه داده میتواند باعث حمله به هدف اشتباه شده باشد یا نه.
در مقابل، برخی مقامهای نظامی تاکید میکنند که سامانههای هوش مصنوعی هنوز بدون کنترل انسانی عمل نمیکنند. روندپییر گفت تصور هوش مصنوعیهایی که بدون نظارت انسان تصمیم میگیرند بیشتر به «علمیتخیلی» شباهت دارد و در عمل فرماندهان نظامی همچنان در مرکز تصمیمگیری قرار دارند. به گفته او هیچ فرمانده نظامی از سامانهای استفاده نمیکند مگر آنکه به عملکرد آن اعتماد داشته باشد و بتواند آن را کنترل کند.
در همین حال بنجامین جنسن، پژوهشگر اندیشکده مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، «سیاسآیاس» (CSIS)، در واشینگتن که طی یک دهه گذشته در آزمایشهای مربوط به استفاده از هوش مصنوعی در تصمیمگیری نظامی مشارکت داشته، گفت استفاده از این فناوری در ارتشهای جهان هنوز در ابتدای راه است. او تاکید کرد ارتشها هنوز بهطور کامل در شیوه برنامهریزی و اجرای عملیات نظامی خود بازنگری نکردهاند تا از ظرفیتهای کامل هوش مصنوعی استفاده کنند و به گفته او «ممکن است یک نسل زمان لازم باشد تا جهان نظامی واقعاً بفهمد چگونه از این فناوری بهره ببرد.»
در هفتمین روز از کارزار نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، موجی از حملات سنگین هوایی علیه ۳۵ مرکز متعلق به سپاه و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در نوار غربی ایران اجرا شد. همزمان جمهوری اسلامی، حملاتی پهپادی علیه اهدافی در عراق، بهویژه در اقلیم کردستان، پیاده کرد.
وبسایت خبری یوراکتیو مستقر در بروکسل، جمعه ۱۵ اسفند به نقل از مقامهای امنیتی غربی گزارش داد که در حملات اخیر، ۳۵ پایگاه وابسته به سپاه پاسداران در غرب ایران هدف قرار گرفت و خسارتهای انسانی سنگینی بر جای گذاشت.
به گفته این منابع، از جمله اهداف این حملات مقر سپاه و ستاد بسیج در ایلام، تاسیسات بسیج در شهرهای سرآبباغ (در شهرستان آبدانان)، بدره، درهشهر، دهلران، دلگشا (در شهرستان ملکشاهی)، لومار و چندین روستای اطراف، و همچنین مقر گردان امام حسین در شهر ایلام بوده است.
این حملات، با پاسخ متقابل جمهوری اسلامی همراه شد و بخشهایی از عراق از جمله فرودگاه بصره و اهدافی در اقلیم کردستان هدف حملات پهپادی قرار گرفت.
خبرگزاری فرانسه جمعه ۱۵ اسفند به نقل از یک مقام امنیتی نوشت که یک پهپاد شلیکشده از سوی ایران به ترمینال باربری فرودگاه بصره در جنوب عراق برخورد کرد. او افزود دو پهپاد دیگر تاسیسات یک شرکت آمریکایی در مجتمع نفتی برجسیه را هدف قرار دادند و پهپاد چهارم نیز میدان نفتی رمیله را که شرکت بزرگ انرژی بیپی در آن فعالیت میکند، هدف گرفت.
عراق که سالها میدان نبرد نیابتی میان آمریکا و ایران بود، اعلام کرده است نمیخواهد به جنگی که خاورمیانه را دربر گرفته است کشیده شود، اما با وجود این اظهارات از پیامدهای درگیریهای جاری در امان نمانده است.
سیانان بامداد شنبه ۱۶ اسفند نوشت از زمانی که فاش شد آمریکا در حال مسلح کردن نیروهای کرد ایرانی برای یک تهاجم زمینی احتمالی است، اردوگاههای گروههای کرد مخالف حکومت ایران به هدف دائمی پهپادها و موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی بدل شدهاند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، جمعه صدای انفجارهایی در نزدیکی فرودگاه اربیل، پایتخت اقلیم کردستان، شنیده شد.
وزارت منابع طبیعی اقلیم کردستان نیز جمعه اعلام کرد تولید نفت در میدانی که شرکت آمریکایی «اچکیان انرژی» آن را اداره میکند، پس از حملهای که یک روز پیشتر در استان دهوک رخ داد، متوقف شده است.
این وزارتخانه اعلام کرد این حمله از مناطق تحت کنترل دولت مرکزی عراق انجام شده و از بغداد خواست مانع چنین حملاتی به غیرنظامیان، زیرساختهای اقتصادی و بخش نفت و گاز منطقه شمالی شود.
یک منبع امنیتی به رویترز گفت این حمله با دو پهپاد انجام شد.
جمهوری اسلامی جمعه تهدید کرد اگر شبهنظامیان کرد ایرانی اجازه ورود به ایران را پیدا کنند، همه تاسیسات این منطقه را هدف قرار خواهد داد.
چندین منبع از مخالفان روز پنجشنبه به خبرگزاری فرانسه گفتند تاکنون هیچ نیرویی وارد ایران نشده است.
یوراکتیو درباره تازهترین وضعیت گروههای کرد ایرانی نوشت: «شبهنظامیان کرد در حال حاضر در وضعیتی قرار دارند که میتوان آن را نوعی استقرار پیشدستانه در خطوط مقدم توصیف کرد، هرچند برخلاف گزارش برخی رسانهها، هنوز تهاجم زمینی آغاز نشده است.»
این رسانه افزود که با وجود این، حملات سنگین آمریکا و اسرائیل در غرب ایران میتواند نشانهای از اقداماتی برای آمادهسازی میدان نبرد پیش از یک عملیات زمینی احتمالی در حال انجام باشد.
کشته شدن علیاصغر حجازی، از مهمترین چهرههای امنیتی دفتر رهبر جمهوری اسلامی، در حمله اخیر اسرائیل به تهران، به معنای حذف یکی از کلیدیترین مدیران پشتپرده قدرت در جمهوری اسلامی است؛ فردی که سالها «مغز امنیتی بیت خامنهای» و حلقه اتصال رهبر با دستگاههای امنیتی محسوب میشد.
ارتش اسرائیل جمعه ۱۵ اسفند اعلام کرد حجازی در جریان حمله هوایی به تهران کشته شده است.
او در زمان مرگ، معاون ارشد دفتر رهبر جمهوری اسلامی و از چهرههای کلیدی در تصمیمهای امنیتی محسوب میشد.
این حمله بخشی از سلسله عملیات هدفمند علیه هسته مرکزی رهبری و فرماندهی امنیتی جمهوری اسلامی توصیف شده که پیشتر نیز به کشته شدن علی خامنهای و تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی انجامیده بود.
ورود به ساختار قدرت پس از انقلاب
این روحانی و سیاستمدار ایرانی در سال ۱۳۲۵ به دنیا آمد و پس از انقلاب ۱۳۵۷ خیلی زود به حلقه نیروهای نزدیک به حاکمیت جدید پیوست.
در سالهای نخست پس از انقلاب، او در فرآیند موسوم به «پاکسازی ادارات» نقش ایفا کرد؛ روندی که هدف آن حذف کارمندان و مدیرانی بود که از نظر ایدئولوژیک با جمهوری اسلامی همسو تلقی نمیشدند و بخشی از پروژه تثبیت سیاسی و اعتقادی نظام جدید به شمار میرفت.
با تشکیل وزارت اطلاعات در دهه ۱۳۶۰، حجازی به این نهاد پیوست و در ساختار اطلاعاتی نظام نقش گرفت.
برخی منابع او را در مقطعی معاون امور خارجی/ بینالملل وزارت اطلاعات معرفی میکنند؛ جایگاهی که او را درگیر ساماندهی شبکههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در خارج از کشور و هماهنگی با سایر نهادهای امنیتی قرار میداد.
صعود به قلب بیت رهبری
پس از آنکه علی خامنهای در سال ۱۳۶۸ به رهبری رسید، حجازی به دفتر او منتقل شد و طی سالها به یکی از مهمترین مدیران این دفتر بدل شد.
او در نهایت به سمت معاون ارشد/ قائممقام دفتر رهبر و مسئول امور سیاسی امنیتی ارتقا یافت؛ جایگاهی که در اسناد تحریمی اتحادیه اروپا و آمریکا از آن با عناوینی مانند «معاون سیاسی-امنیتی دفتر رهبری»، «رییس امنیت دفتر رهبر» و «مشاور اطلاعاتی رهبر جمهوری اسلامی» یاد شده است.
در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، دفتر رهبر یکی از اصلیترین مراکز هماهنگی میان نهادهای امنیتی و سیاسی است و بخش مهمی از تصمیمسازی پشت درهای بسته در این دفتر انجام میشود.
حجازی در این ساختار نقش محوری در هماهنگسازی میان سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات، بسیج و سایر دستگاههای امنیتی داشت و بهعنوان کسی شناخته میشد که تصمیمهای رهبر جمهوری اسلامی را به دستورالعملهای عملیاتی برای نیروهای امنیتی ترجمه میکرد.
به این ترتیب، در تقسیم کار درون بیت، در حالی که چهرههایی مانند محمد محمدی گلپایگانی اداره بخشهای علنیتر و اداری دفتر را بر عهده داشتند، مدیریت حوزههای غیرعلنی، امنیتی و اطلاعاتی عملا در اختیار حجازی بود؛ نقشی که باعث شد بسیاری از تحلیلگران از او بهعنوان «مرد سایهها در بیت رهبری» یاد کنند.
«رابط سرکوب»: نقش در شبکه امنیتی و اعتراضات
حجازی یکی از قدرتمندترین مقامهای غیرانتخابی جمهوری اسلامی بود و در بسیاری از ارزیابیهای تحلیلی، یکی از «معماران اصلی سرکوب» در دوره خامنهای محسوب میشد.
او در جلسات مهم امنیتی حضور داشت و به گفته منابع مختلف، در تصمیمگیریهای حساس امنیتی در کنار رهبر جمهوری اسلامی نقش مستقیم ایفا میکرد.
گزارشهای حقوق بشری او را چهرهای کلیدی در انتقال «دستورات خامنهای» به سپاه، بسیج، وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی در جریان سرکوب اعتراضات بزرگ معرفی کردهاند؛ از جمله اعتراضات پس از انتخابات بحثبرانگیز ۱۳۸۸، اعتراضات دی ۱۳۹۶ و اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸.
سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸ دستکم به کشته شدن دهها نفر، زخمی شدن هزاران نفر و مرگ تعدادی از بازداشتشدگان زیر شکنجه انجامید؛ در دی ۹۶ و آبان ۹۸ نیز صدها معترض در شهرهای مختلف کشته شدند.
در پروندههای حقوق بشری، حجازی بهعنوان معاون سیاسی-امنیتی دفتر رهبر، مسئول «برنامهریزی و هماهنگی سرکوب» توصیف شده است؛ کسی که هم در طراحی کلی سیاست سرکوب و هم در مدیریت عملیاتی، از طریق ابلاغ دستور، پیگیری اجرا و دریافت گزارش از دستگاههای امنیتی، نقش محوری داشته است.
تحریمهای بینالمللی و تصویر بیرونی
به دلیل همین نقش در سرکوب داخلی، نام حجازی در فهرست تحریمهای حقوقبشری اتحادیه اروپا و ایالات متحده قرار گرفت.
اتحادیه اروپا در فروردین ۱۳۹۱/مارس ۲۰۱۲ او را بهدلیل مشارکت در «نقض گسترده و شدید حقوق شهروندان» در ایران به فهرست تحریم افزود.
بر اساس بیانیه شورا، او از طراحان سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸ معرفی شد و ورودش به کشورهای عضو اتحادیه و دسترسیاش به داراییهای احتمالی در اروپا ممنوع شد.
در سال ۲۰۱۳، وزارت خزانهداری آمریکا نیز او را با نامهای مختلف از جمله Asghar Mir-Hejazi و Ali Asghar Hejazi در فهرست تحریمهای حقوقبشری قرار داد؛ این تحریمها شامل مسدود شدن داراییها و ممنوعیت معامله اشخاص و نهادهای آمریکایی با او بود.
در اسناد آمریکا، حجازی بهعنوان «معاون رییس دفتر رهبر» و یکی از افراد «حلقه نزدیک خامنهای» معرفی شده که در تمام مباحث مربوط به امور نظامی و سیاست خارجی مشارکت دارد و به سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات «حمایت مادی» ارائه میکند.
این تصویر باعث شد در بسیاری از گزارشهای تحلیلی غربی، حجازی در کنار چند چهره محدود دیگر، بهعنوان یکی از قدرتمندترین مسئولان اطلاعاتی ایران و عنصر کلیدی در حفظ انسجام هسته سخت قدرت توصیف شود.
حتی گزارشهایی منتشر شد که از تماسهای محرمانه او با مقامهای روسیه برای مهیا کردن راه خروج احتمالی از ایران در صورت تشدید بحران حکایت داشت؛ نشانهای از درک شکنندگی موقعیت رژیم در بالاترین سطوح.
نقش حجازی در پرونده هستهای و برجام
با وجود آنکه حجازی هیچگاه عضو رسمی تیم مذاکرهکننده هستهای ایران نبود، بسیاری از تحلیلگران و گزارشهای پژوهشی او را یکی از چهرههای مهم در مدیریت امنیتی و سیاسی مذاکرات هستهای و توافق برجام میدانند.
نقش او در این پرونده بیشتر در سطح هماهنگی درونحاکمیتی و انتقال تصمیمهای رهبر جمهوری اسلامی به نهادهای امنیتی و سیاسی تعریف میشد.
در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، تصمیمهای کلان در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی، بهویژه پرونده هستهای، در نهایت تحت نظر علی خامنهای گرفته میشد.
دفتر رهبر و حلقه نزدیکان او نقش مهمی در انتقال این تصمیمها به نهادهای اجرایی دارند. حجازی یکی از مهمترین افراد این حلقه محسوب میشد.
در دوره مذاکرات هستهای که به توافق برجام در سال ۲۰۱۵ انجامید، حجازی بهعنوان یکی از مقامهای ارشد دفتر رهبر در جلسات و رایزنیهای مرتبط با سیاستهای امنیتی و راهبردی حضور داشت.
نقش او شامل چند محور اصلی بود: انتقال دیدگاهها و خطوط قرمز رهبر جمهوری اسلامی به شورای عالی امنیت ملی، هماهنگی میان دفتر رهبر و نهادهای امنیتی مانند سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، مدیریت نگرانیهای امنیتی درباره پیامدهای توافق هستهای، گزارشدهی به رهبر درباره روند مذاکرات.
یکی از مهمترین چالشهای مذاکرات هستهای، شکاف میان جناحهای مختلف جمهوری اسلامی بود. بخشهایی از سپاه پاسداران و جریانهای اصولگرا با توافق هستهای مخالف بودند و نسبت به پیامدهای آن برای ساختار قدرت جمهوری اسلامی تردید داشتند.
در این شرایط، دفتر رهبر تلاش میکرد میان این جریانها تعادل ایجاد کند. گزارشها نشان میدهد حجازی بهعنوان یکی از مدیران امنیتی در مدیریت این تنشهای داخلی نقش داشت.
او در انتقال پیامهای اطمینانبخش به نهادهای امنیتی و نظامی درباره کنترل روند مذاکرات نقش ایفا میکرد؛ نقشی که به حفظ انسجام درون ساختار قدرت در طول مذاکرات کمک کرد.
از این منظر، نقش او در پرونده برجام نه بهعنوان مذاکرهکننده، بلکه بهعنوان مدیر امنیتی و هماهنگکننده درون ساختار قدرت تعریف میشد؛ نقشی که اهمیت آن در نظام سیاسی ایران، که تصمیمهای کلان در حلقهای محدود از افراد گرفته میشود، قابل توجه بود.
حذف یک چهره کلیدی پشتپرده
کشته شدن حجازی، در کنار حذف چند مقام ارشد دیگر، بخشی از راهبرد «حملات هدفمند علیه ساختار رهبری و امنیتی ایران» ارزیابی میشود؛ راهبردی که هدف آن، ضربه زدن به اتاق فرماندهی و شبکه هماهنگی امنیتی جمهوری اسلامی است.
اهمیت حذف او بهطور خاص در این است که حجازی یکی از حلقههای اصلی ارتباط میان رهبر جمهوری اسلامی و دستگاههای امنیتی کشور بود؛ فردی که بسیاری از تصمیمهای امنیتی نظام از طریق او به سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و دیگر نهادها منتقل و پیگیری میشد.
طی بیش از سه دهه حضور در بیت رهبری، حجازی به یکی از مهمترین مدیران پشتپرده جمهوری اسلامی تبدیل شد؛ چهرهای کمحضور در رسانهها که اما در مرکز شبکه قدرت امنیتی نظام قرار داشت و بدون رای مردم، در حساسترین تصمیمهای سیاسی و امنیتی کشور مشارکت میکرد.
کشته شدن او نهتنها پایان زندگی یکی از پرنفوذترین مدیران امنیتی جمهوری اسلامی است، بلکه از نگاه بسیاری از تحلیلگران به معنای حذف یکی از مهمترین طراحان امنیتی و هماهنگکنندگان دستگاه سرکوب در ساختار قدرت جمهوری اسلامی است.