اسرائیل در شورای امنیت: علیه «تهدیدی وجودی» اقدام کردیم


دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل، در نشست شورای امنیت اعلام کرد کشورش در کنار ایالات متحده برای جلوگیری از تبدیل شدن «یک تهدید وجودی» به واقعیتی غیرقابل بازگشت اقدام کرده است.
او گفت طی ۴۷ سال گذشته، حکومت ایران بهطور رسمی شعار «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا» را ترویج کرده و همزمان برنامه غنیسازی اورانیوم، توسعه موشکها و ساخت تاسیسات زیرزمینی را پیش برده است. به گفته دانون، «این نفرت، سیاست رسمی دولت ایران است، نه رفتار یک اقلیت افراطی.»
سفیر اسرائیل تاکید کرد اقدام نظامی از سر ضرورت بوده، زیرا به گفته او حکومت ایران از توقف غنیسازی و پذیرش بازرسیهای کامل خودداری کرده است. او افزود عملیات مشترک تا زمانی که تهدید باقی باشد ادامه خواهد یافت و اسرائیل «واقعیتی غیرقابل بازگشت» را که امنیتش را به خطر اندازد، نخواهد پذیرفت.







علی خامنهای به همراه شمار دیگری از سرکردگان ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در حالی در نخستین دقایق حمله اسرائیل و آمریکا در صبح شنبه ۹ اسفند کشته شد که ۹ ماه گذشته را در نهایت زبونی و حقارتی کمتر دیدهشده در میان رهبران یک حکومت مستقر، در مخفیگاهی زیرزمینی گذرانده بود.
این بزدلی و بیآبرویی چندان بود که در آخرین ماههای حیات کسی که توانست خونینترین کشتار تظاهرات خیابانی شهروندان غیرنظامی در تاریخ ایران را به نام خود ثبت کند، برای او لقب موشعلی را به ارمغان آورد.
چگونگی مرگ علی خامنهای، در عین حال ثابت کرد که بهرغم همه لافها و رجزخوانیها و بر طبل جنگ کوبیدنها، دوام او و دستگاه فاسد، ناکارآمد اما همزمان تبهکار و آدمکش او بیش و پیش از هر چیز ناشی از اراده دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بوده است.
علی خامنهای و کارگزارانش این بقا را نشانه پیروزی خود در آن جنگ میدانستند و گمان میبردند اکنون که از دل جنگی با اسرائیل و آمریکا جان سالم به در بردهاند، میتوانند با خیالی آسودهتر و دستانی گشودهتر به رفع و سرکوب تهدید اصلی، یعنی مردم ایران و خواست آنان برای گذار تمامعیار از همه اشکال و وجوه جمهوری اسلامی، بپردازند و با کشتاری بیسابقه، به همان روش همیشگی، با ایجاد رعب و وحشت بقای خود را تا سالها تضمین کنند.
مرگ بیعزت علی خامنهای و شادمانی ملی از کشته شدن او نشان داد که جمهوری اسلامی و رهبرانش تا چه اندازه از درک تحولات داخلی و بینالمللی بهویژه پس از حملات تروریستی هفت اکتبر ۲۰۲۳ ناتوان بودهاند. درواقع، مرگ علی خامنهای نقطه اوج روندی است که با کشتن رهبران حماس و حزبالله و شماری از ارشدترین فرماندهان سپاه پاسداران آغاز شده بود.
این تشابه تنها به مرگ آنان محدود نمیماند. اکنون جمهوری اسلامی با تمام ادعاها و رجزخوانیهایش حتی قادر به برگزاری مراسم خاکسپاری کسی نیست که در نزدیک به چهار دهه گذشته رهبر معظم و ولی امر مسلمین جهان خوانده شده بود و در همه امور و شئون، فصلالخطاب قلمداد میشد، چه رسد به تعیین و تثبیت جانشین او.
این واقعیت، یعنی ناتوانی حتی در دفن و کفن رهبر، در عرصه سیاست معنای عمیقتری دارد: موجودیت و آینده جمهوری اسلامی در میانه دو موج حملات نظامی آمریکا و اسرائیل از یک سو و انقلاب ملی ایرانیان از سوی دیگر، فرصتی بسیار ناچیز برای بقا دارد.
بقایای جمهوری اسلامی اکنون نه بر سر جانشین احتمالی علی خامنهای توافقی دارند و نه اساسا امکان آن را دارند که بر اساس شیوههای طراحی شده، رهبری جدید برای خود برگزینند.
سپاه پاسداران بهعنوان ستون فقرات جمهوری اسلامی حتی اگر موفق شود با نادیده گرفتن این محدودیتها و رفع و دفع منازعات درونی، جانشینی برای خامنهای معرفی کند تازه با مشکل اصلی مواجه میشود: مردمی خشمگین و سوگوار و البته مصمم به سرنگون کردن جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیلی که در این شرایط هیچ دلیلی برای پذیرفتن ریسک بقای حکومتی ندارند که در حیات ۴۷ ساله خود و در مبانی ایدئولوژیک و باورهای خود نشان داده که تا باشد از ترور و و بیثباتسازی دست نمیکشد؛ بهویژه آنکه حملات کور به کشورهای همسایه در اولین روز جنگ، تنها میانجیگیران منطقهای را نیز به خشم آورده است.
مرگ علی خامنهای نه فقط سرآغاز فروپاشی حقارتبار و ذلتبار جمهوری اسلامی است، بلکه فرصتی تاریخی برای برداشتن گامی بزرگ در مسیری است که با انقلاب مشروطیت آغاز شد و هدفش زدودن باورها و ساختارهایی از متن جامعه و قدرت در تاریخ ایران بود که زمینههای زوال و افول و جدا ماندن از کاروان تمدن بشری را به ایران تحمیل کرده است.
مردم ایران امروز در بهترین موقعیت خود برای این تسویه حساب تاریخی قرار گرفتهاند تا با سرنگون کردن جمهوری اسلامی و استقرار حکومتی دموکراتیک، سکولار و مبتنی و وفادار به برابری بی قید و شرط شهروندان در برابر قانون در ایرانی یکپارچه و آزاد و آباد، آن باورها و ساختارها را در دل تاریخی سپری شده دفن کنند.
جیمز کاریوکی، سفیر بریتانیا در سازمان ملل و رییس دورهای شورای امنیت، در نشست این شورا گفت «این لحظهای شکننده برای خاورمیانه است» و تاکید کرد ثبات منطقهای همچنان یک اولویت برای لندن محسوب میشود.
او با بیان اینکه بریتانیا در حملات علیه حکومت ایران نقشی نداشته، افزود کشورش «هیچ توهمی» درباره ماهیت حکومت ایران ندارد و این رژیم را متهم کرد که هزاران نفر از شهروندان خود را به دلیل استفاده از حقوق بنیادین کشته است.
سفیر بریتانیا تصریح کرد حکومت ایران «هرگز نباید اجازه یابد به سلاح هستهای دست پیدا کند» و لندن از تلاشها برای دستیابی به راهحل مذاکرهای حمایت میکند. او همچنین اعلام کرد نیروها و هواپیماهای بریتانیا در چارچوب «عملیات دفاعی منطقهای هماهنگشده» فعال هستند.
کاریوکی در پایان از حکومت ایران خواست از حملات بیشتر و رفتار «هولناک» خودداری کند تا مسیر بازگشت به دیپلماسی فراهم شود.
عاصم احمد، سفیر پاکستان در سازمان ملل، در نشست شورای امنیت هشدار داد حملات آمریکا و اسرائیل امنیت کل منطقه را «با پیامدهای گسترده» تضعیف خواهد کرد و از همه طرفها خواست از اقدامات نظامی بیشتر خودداری کنند.
او همچنین حملات حکومت ایران به عربستان سعودی، بحرین، اردن، کویت، قطر و امارات متحده عربی را محکوم کرد و گفت پاکستان با این کشورها اعلام همبستگی میکند.
سفیر پاکستان افزود دیپلماسی بار دیگر «در میانه تلاشها برای دستیابی به راهحل دیپلماتیک از مسیر خارج شده» و این روند، اعتماد را که پیشتر نیز محدود بود، بیش از پیش فرسایش داده است.
لئونور زالاباتا تورس، سفیر کلمبیا در سازمان ملل، در نشست شورای امنیت تاکید کرد که «حفاظت از جان انسانها باید همواره در کانون تصمیمات بینالمللی قرار داشته باشد.»
او با اشاره به الزامآور بودن منشور سازمان ملل، هرگونه اقدام نظامی مغایر با این منشور را - «فارغ از منشأ آن»- محکوم کرد و گفت هیچ کشوری نمیتواند بهطور یکجانبه برای حمله به کشور دیگر ادعای حق کند.
سفیر کلمبیا هشدار داد «وقتی زور جای قانون را میگیرد، نظم بینالمللی تضعیف میشود و نخستین قربانیان غیرنظامیان هستند.» او همچنین بر ضرورت خلع سلاح هستهای عمومی و کامل تاکید کرد و خواستار آن شد که برنامه هستهای ایران صرفاً اهداف صلحآمیز داشته باشد.
فو کونگ، سفیر چین در سازمان ملل، در نشست شورای امنیت حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی را «بیپروا» توصیف کرد و استفاده از زور برای حل اختلافات بینالمللی را محکوم دانست.
او تاکید کرد «حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی ایران و سایر کشورهای منطقه باید محترم شمرده شود» و با ابراز تاسف از تلفات غیرنظامیان، خواستار پایبندی همه طرفها به حقوق بینالملل شد.
سفیر چین همچنین گفت استفاده از زور به سود هیچکس نیست و تنها راه حل اختلافات «گفتوگو و مذاکره» است. او خواستار توقف فوری اقدامات نظامی شد و انجام این حملات در میانه مذاکرات دیپلماتیک میان آمریکا و حکومت ایران را «شگفتآور» خواند.