خداداد شیروانی متاهل و پدر دو فرزند بود که روز یازدهم دی ماه در مرودشت با شلیک گلوله جنگی از سوی ماموران حکومتی کشته شده بود.
به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، آن روز جمعیت بسیاری برای شرکت در مراسم شیروانی در آنجا گرد هم آمده بودند. مختارینفر روبروی کلانتری از ناحیه شکم گلوله خورد.
به گفته این منبع آگاه بعد از این حادثه منصور به کمک مردم به خانهای در محل منتقل شد و از آنجا به بیمارستان مطهری در مرودشت منتقل شد.
این اتفاق حدود ساعت سه ظهر روز دوازدهم دی ماه افتاد. یکی از دوستان منصور با تلفن همراه او تماس گرفت، اما یک غریبه که تلفن و مدارک منصور را همراه داشت به دوستش گفت که او را به بیمارستان منتقل کردند. در نهایت خانواده منصور از طریق دوست او از این اتفاق مطلع شد.
به گفته منبع مطلع، اعضای خانواده همان روز به بیمارستان مراجعه کردند، اما مسئولان بیمارستان گفتند که کسی با مشخصات منصور به آن بیمارستان منتقل نشده است.
خانواده پنج روز بعد پس از چند بار رفت و آمد به شیراز جنازه فرزند خود را از بیمارستان «مسلمین» این شهر تحویل گرفتند.
یک فعال حقوق بشر آشنا به مسائل شهر مرودشت به ایراناینترنشنال گفت: «بیمارستان مطهری مرودشت در روزهای اول اعتراضات زخمیها را بدون اطلاع به خانوادهها به بیمارستان مسلمین شیراز که مخصوص نیروهای مسلح است میفرستاد.»
این فعال حقوق بشر که نخواست نامش ذکر شود گفت که حراست بیمارستان مطهری مرودشت با سپاه و اداره اطلاعات همکاری نزدیکی داشت و مردم مرودشت که از این موضوع بیخبر بودند، در روزهای اول زخمیهای خود را به این بیمارستان منتقل میکردند؛ بیمارستان نیز زخمیها را به شیراز میفرستاد؛ اتفاقی که برای «عرفان بزرگی»، یکی دیگر از جاویدنامان اعتراضات مرودشت هم افتاد.
به گفته شاهدان، عرفان بزرگی وقتی به بیمارستان مرودشت رسیده بود زنده بوده و در بخش مراقبتهای ویژه نگهداری میشد، اما به خانواده حتی اجازه ملاقات ندادند و خانواده جسد فرزند خود را از بیمارستان مسلمین شیراز دریافت کردند.
مسئولان بیمارستان مسلمین شیراز تا ساعتی پس از نیمه شب پیکر منصور را به خانواده تحویل ندادند و حدود ساعت دو بامداد با گرفتن تعهد کتبی از خانواده، جنازه او را تحویل دادند. نیروهای امنیتی حتی اجازه خاکسپاری در مرودشت را به خانواده منصور ندادند و آنها پیکر منصور را برای خاکسپاری به گلزار شهر زرقان در ۱۵ کیلومتری شهر مرودشت منتقل کردند.
خاکسپاری مختارینفر در شرایط امنیتی شدید و بدون حضور دوستان و فامیل، و تنها با حضور پدر، مادر، دو برادرش و البته نیروهای امنیتی، برگزار شد.
منصور فرزند اول خانواده مختارینفر بود و درآمدش مثل بسیاری از خانوادههای کارگر در حد امرار معاش بود. او لیسانس برق صنعتی داشت و در کنار درس به کار صافکاری و خیاطی مشغول بود. کمی بعد خیاطی را بیشتر ادامه داد و مدتی هم در اداره راه مشغول به کار بود.
او به واسطه یکی از دوستانش به دوره دریانوردی رفت تا روی کشتی مشغول به کار شود. دو چرخ خیاطی نو خود را فروخت تا بتواند هزینه دورههایش را پرداخت کند.
هر کوچه یک جاویدنام
منبع نزدیک به خانواده به ایراناینترنشنال گفت که مردم مرودشت بیشتر از طبقه کمتر برخوردار هستند و جوانان آنها به شرایط خود اعتراض دارند، از همین رو به هر کوچه که نگاه کنی یک کشته به جا مانده است.
به گفته این منبع کوچه کنار خانه منصور حجله سهیل الماسی برپاست جوان ۱۷ سالهای که ۱۹ دی ماه در مرودشت با گلوله جنگی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی کشته شد. او که چند سال پیش پدرش را از دست داده بود با خواهرش در خانه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکرد.
از دیگر جاویدنامان شهر مرودشت علی زارعی است؛ جوان ۲۷ سالهای که روز ۱۸ دی در مرودشت با شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد. او همان روز خبر قبولی در مصاحبه دریافت بورس مهندسی آیتی آلمان را دریافت کرده و در انتظار ویزا بود. به گفته نزدیکانش او از معدود کسانی بود که موفق به دریافت این بورس شده بود. علی پیش از رفتن گفته بود میخواهد دیناش را به کشور و مردم ادا کند.