جشنواره فجر که این روزها چهل و چهارمین دورهاش را برگزار کرد، درست در زمانی برگزار شد که هنوز به چهلمین روز به خاک و خون کشیده شدن دهها هزار معترض در خیابانها هم نرسیده بودیم، از این رو به تاخیر نینداختن زمان برگزاری و اصرار بر «جشن گرفتن» با این اوضاع و احوال، مهمترین اشتباه برگزارکنندگان بود.
دلیل اصرار بر برگزاری و جشن گرفتن را باید در ذات این جشنواره جستوجو کرد: جشنوارهای که در سالهای اخیر عملا به یک محفل کاملا دولتی و حتی امنیتی بدل شده که در آن فیلمهای تولید شده در نهادهای امنیتی و سازمانهای دولتی با هم رقابت میکنند و در واقع سهمخواهی میکنند، بهشکلی که نمونه مشابهی از این وضعیت را در هیچ جشنواره دیگری در جهان نمیتوان سراغ گرفت، مگر جشنواره پیونگیانگ در کره شمالی که البته در پشت درهای بسته این کشور برگزار میشود و کسی چیز زیادی درباره آن نمیداند.
امسال هم طبق معمول درصد قابل توجهی از فیلمها توسط نهادها و ارگانهای دولتی جمهوری اسلامی تولید شده بودند؛ از شهرداری تا بنیاد روایت فتح، از سازمان سینمایی سوره و بنیاد فارابی تا حتی قوه قضائیه به عنوان تهیهکننده یک فیلم.
اما همان خرده بازار جنبی با حضور چند فیلمساز و بازیگر هم امسال با مشکل جدی روبهرو شد.
برخی فیلمسازان و بازیگران رسما اعلام کردند که در این جشنواره شرکت نمیکنند و بازیگر شناختهشدهای چون الناز شاکردوست نه تنها برگزاری جشن را به سخره گرفت، بلکه رسما «در خاکی که بوی خون میدهد»، از سینما خداحافظی کرد: «من بازیگرم، یاد گرفتهام با تمام پوست و استخوان و نفس، دیگری را زندگی کنم، اما این بار به جای چهل هزار هموطنم، کشته شدهام.... کدام جشنواره، کدام جشن؟ من نه در جشنی شرکت خواهم کرد و نه دیگر هرگز در این خاکی که بوی خون میدهد نقشی بازی خواهم کرد. این نقش اصلی من است!»
چندین کارگردان هم اعلام کردند که در جشنواره شرکت نمیکنند اما از آنجایی که فیلم از آن تهیهکننده است، این آثار به نمایش درآمدند. در جلسه پرسش و پاسخ بسیاری از فیلمها تنها تهیهکننده آن حضور داشت و فیلم استخر ساخته سروش صحت که پر سروصداترین فیلم جشنواره محسوب میشد، تنها فیلمی بود که جلسه مطبوعاتیاش بهدلیل عدم حضور هیچ یک از عوامل به کلی لغو شد و سروش صحت و بازیگران فیلم (از جمله امین حیایی، سحر دولشتاهی، پانتهآ بهرام، علیرضا خمسه و مهران مدیری) از حضور در جشنواره خودداری کردند.
در نتیجه این تحریمها، جلسات پرسش و پاسخ تنها به تریبون فیلمسازان وابسته، حکومتی و رانتخوار بدل شد که برای دفاع از حضور خود، به کسانی که جشنواره را تحریم کردهاند، تاختند. در رأس آنها محمد حسین مهدویان فیلمساز حکومتی که با فیلمهای رانتی پروپاگاندا برای سپاه پاسداران شناخته شده، بازیگرانی را که در جشنواره شرکت نکردهاند، ترسو خواند.
اما فضا به قدری علیه این گروه بود که آنها در شبکههای مجازی «همدستان جنایتکاران» خوانده شدند و به جز یکی دو منتقد وابسته و حکومتی، باقی منتقدان و خبرنگاران سینمایی شناخته شده هم از حضور در جشنواره خودداری کردند.
حتی مجله فیلم امروز (مجله فیلم سابق) که بهدلیل سیاستهای محافظهکارانهاش همواره مورد انتقاد بوده، امسال نه ویژهنامهای برای جشنواره منتشر کرد و نه اخبار آن را پوشش داد.
استقبال مردم از فیلمها هم به کمترین میزان رسید، در حالی که برگزارکنندگان جشنواره سعی داشتند با ارائه کارت مطبوعات به افرادی که در این حرفه نیستند، بساط جشنواره را پر رونق جلوه دهند.
اما داستان این جشنواره شکستخورده با یک اختتامیه مضحک کامل شد، جایی که بسیاری از برندگان سیمرغ، برای گرفتن جایزه خود حاضر نشدند. حضور شخص رییسدولت در جمهوری اسلامی در این مراسم نشان از اهمیت این ماجرا برای حکومت داشت، اما در نهایت این مراسم هم به بدترین اختتامیه این جشنواره در طول تاریخش بدل شد.
مسعود پزشکیان رسما از افرادی که در جشنواره شرکت کردهاند تقدیر کرد. برنده جایزه فیلمنامهنویسی هم سعی کرد با جملاتی توجیهکننده در قبال حضورش، بهشکلی به خونهای ریخته شده اشاره کند، اما او با حاضر شدن بر فرشهای قرمز جشنواره و حالا حضور در مراسم پایانی و دریافت جایزه برای همکاری با یک فیلمساز امنیتی، از پیش تکلیف خودش را با مخاطب رقم زده و در شبکههای اجتماعی «همدست جنایتکار» نام گرفته بود.