بر پایه بازسازی زمانی روزنامه گاردین از رویدادهای شب ۱۸ دی در رشت، که بر شهادتهای دستاول، ویدیوها، عکسها و گزارشهای پزشکی تکیه دارد، قطع سراسری اینترنت و ارتباطات عصر آن روز، همزمان با اوجگیری اعتراضات، زمینهساز یکی از خونینترین شبهای سرکوب شد.
روزنامه گاردین جمعه ۱۷ بهمن نوشت قطع اینترنت در ۱۸ دی باعث شد روشن شدن ابعاد آنچه رخ داد، بر پایه گزارش شاهدان، ویدیوها، عکسها و شهادتهای بیمارستانی، زمانبر شود.
در زمان آغاز خشونتها، بنا بر گزارش نهادهای حقوق بشری، در بیش از ۲۰۰ شهر ایران تظاهرات جریان داشت. این روایت، داستان آن چیزی است که در شهر رشت رخ داد.
متن کامل این خبر را اینجا بخوانید
بدر ابوسعیدی وزیر خارجه عمان در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «گفتوگوهای بسیار جدی امروز در مسقط با میانجیگری میان ایران و ایالات متحده برگزار شد.»
او افزود: «این گفتوگوها برای روشن شدن دیدگاهها و طرز فکر هر دو طرف، ایرانی و آمریکایی، و شناسایی حوزههایی که امکان پیشرفت در آنها وجود دارد، مفید بود.»
وزیر خارجه عمان نوشت: «هدف ما این است که در زمان مقتضی بار دیگر گرد هم آییم؛ نتایج این گفتوگوها قرار است با دقت در تهران و واشینگتن مورد بررسی قرار گیرد.»

بر پایه بازسازی زمانی روزنامه گاردین از رویدادهای شب ۱۸ دی در رشت، که بر شهادتهای دستاول، ویدیوها، عکسها و گزارشهای پزشکی تکیه دارد، قطع سراسری اینترنت و ارتباطات عصر آن روز، همزمان با اوجگیری اعتراضات، زمینهساز یکی از خونینترین شبهای سرکوب شد.
روزنامه گاردین جمعه ۱۷ بهمن نوشت قطع اینترنت در ۱۸ دی باعث شد روشن شدن ابعاد آنچه رخ داد، بر پایه گزارش شاهدان، ویدیوها، عکسها و شهادتهای بیمارستانی، زمانبر شود.
در زمان آغاز خشونتها، بنا بر گزارش نهادهای حقوق بشری، در بیش از ۲۰۰ شهر ایران تظاهرات جریان داشت. این روایت، داستان آن چیزی است که در شهر رشت رخ داد.
پنجشنبه ۱۸ دی، ساعت پنج بعدازظهر
در لحظهای که مقامهای جمهوری اسلامی اینترنت را قطع کردند، علی، ۳۶ ساله، همراه دوستانش در حال حرکت به سمت خیابان شریعتی بود؛ خیابانی که در امتداد لبه بازار بزرگ رشت در مرکز ایران قرار دارد. وقتی به خیابان رسیدند، هزاران نفر پیش از آنجا تجمع کرده بودند و شعار آزادی سر میدادند.
اعتراضها از سهشنبه شدت گرفته بود و مردم شهرهای اطراف برای پیوستن به تجمعها راهی رشت شده بودند.
جمعیت به بازار بزرگ شهر سرازیر شد؛ بازاری تاریخی و پرجنبوجوش که شبکهای از خیابانها و گذرهای درهمتنیده را در بر میگیرد.
موقعیت بازار در نزدیکی مسجد حاج مجتهد و در تقاطع شریانهای اصلی شهر، آن را به قلب زندگی پرتکاپوی رشت، و به کانونی طبیعی برای معترضان، بدل کرده بود.
آن شب، کوچههای باریک بازار مملو از جمعیت بود. علی گفت: «برآورد میکنم بیش از ۲۰ هزار نفر اطراف کوچهها و بلوارهای نزدیک بازار بودند.»
به گفته او، مردم از همه سنین حضور داشتند: «دوست من همسرش و دو دخترش را آورده بود؛ یکی ۹ ساله و دیگری ۱۲ ساله. همه خوشحال بودیم و احساس همبستگی میکردیم که برای آزادی کنار هم هستیم.»
حتی وقتی متوجه قطع اینترنت شدند، علی نگران نشد: «مهم نبود اینترنت یا تماس نداشتیم. همه با هم بودیم و احساس خطر نمیکردیم.»
در حدود یک کیلومتری او در شمالغرب خیابان شریعتی، سیامک، ۴۰ ساله، قرار داشت. او برای پیوستن به تظاهرات محتاط بود و میگفت با افزایش جمعیت در شهر، فضا سنگین شده است. اما دلیل حضور مردم را درک میکرد.
او در حال رانندگی در شهر، سالمندان، کودکان و خانوادههای کامل را دید که به راهپیمایی میپیوندند، گروههایی از نوجوانان از خودروها پیاده میشدند و به سمت بازار میرفتند.
سیامک گفت: «شیشه ماشین را پایین دادم و گفتم: خدا نگهدارتان باشد، امیدوارم سالم بمانید.»
با گذشت روز، اما، احساس کرد جمعیت از نظر عددی دلگرمکننده است: «تا بعدازظهر پنجشنبه، حرفها عوض شد. مردم از ماندن در خانه خجالت میکشیدند. پدر و مادرها درباره بچههایشان حرف میزدند و میگفتند: چرا نرویم؟ دیگر فقط پول نبود؛ مساله کرامت بود.»
ساعت ۸ شب
با فرارسیدن شب، هیچکس از بازار و خیابانهای اطراف به خانه برنمیگشت. عبور از میان جمعیت زمان میبرد. سیامک از بلوار معلم که حدود ۱۵ دقیقه پیاده تا بازار فاصله داشت، از کوچههای فرعی خودش را آرامآرام به میدان شهرداری رساند که در همان بلوک بازار قرار دارد.
او به پشتبامی رفت تا از چشماندازی بهتر به خیابان نگاه کند: «جمعیت عظیم بود. همه خیابانها پر شده بود.»
در خیابان شریعتی، علی و دوستانش با نزدیک شدن به کوچههای اطراف بازار شعار میدادند.
فضا شاد و پرامید بود؛ تا اینکه ناگهان چیزی تغییر کرد. علی گفت: «احساس پیروزی به ترس تبدیل شد. نمیتوانم ثانیههای قبل از فاجعه را توضیح بدهم. قلبهایمان تند میزد. نیروهای امنیتی و لباسشخصیهای نقابدار ما را محاصره میکردند.»
او چند خودرو سفید تویوتا هایلوکس را دید که با تیربار وارد جمعیت میشدند. علی حتی آن لحظه هم، تصور آنچه را در راه بود نداشت.
کمی بیرون از بازار، سیامک صدای تیراندازی را تشخیص داد: «انفجار و رگبار ممتد از سمت بازار شنیدم. مردم به سمت خیابانهای اطراف میدویدند. بعضی فریاد میزدند. بعضی خونآلود بودند. از حرفهایشان فهمیدیم داخل چه خبر است.»
اندکی بعد، بوی دود را حس کرد و نوری سرخ در آسمان دید؛ آتش بازار را دربرگرفته بود.
ساعت ۸:۳۰ شب
علی گفت حدود ۸:۳۰ شب بود که دید بازار میسوزد. دقیقا روشن نیست آتش کجا و چگونه آغاز شد، اما «خیلی سریع گسترش یافت»، «مردم داخل بازار بین دو راهی مانده بودند؛ بدوند سمت ما یا بروند برای نجات کسانی که در آتش گرفتار شدهاند. وقتی دود پخش شد و ما تلاش میکردیم راه باز کنیم، موج بزرگی از مردم که از آتش میگریختند به سمت خیابان هجوم آورد». سپس نیروهای امنیتی شروع به شلیک کردند.
علی در ادامه گفت: «نیروهای امنیتی به سوی جمعیت در حال فرار تیراندازی کردند. دیدم که مستقیم به سر مردم شلیک میکردند؛ با کلاشنیکف، ژ۳ و حتی دوشکا. انگار جهنم را میدیدی که میسوزد. هنوز هم نمیتوانم آنچه دیدم را توضیح بدهم.»
گروهی از نیروها به سمت او آتش گشودند و علی و دوستانش برای پناه گرفتن دویدند.
وقتی جمعیت از بازار به خیابانهای اطراف سرازیر شد، سیامک از فراریها پرسید چه شده است. به او «گفتند بازار شهرداری و بازار بزرگ را آتش زدهاند و اجازه ورود آتشنشانها را نمیدهند.»
کوچههای باریک بازار مردم را گیر انداخت. وقتی آتش گسترش یافت، مردم مجبور شدند انتخاب کنند؛ داخل بازار بمانند و بسوزند یا بیرون بیایند. وقتی بیرون آمدند، به آنها شلیک شد.
رسانههای حکومتی گفتند بازار و یکی از مسجدهای آن «بهدست آشوبگران وابسته به خارج» به آتش کشیده شد.
بیرون بازار، علی گفت شاهد یک کشتار عینی بود: «واقعا کلمهای برای گفتن ندارم. مردم میخواستند آتش را خاموش کنند، اما گروهی از لباسشخصیها به جمعیتی که برای خاموش کردن آتش تلاش میکردند حمله کردند و همانها جلوی ورود آتشنشانها را گرفتند. مردم را کاملا به دام انداخته بودند و به کسانی که فرار میکردند هم شلیک میکردند.»
علی گفت وقتی مسجد حاج مجتهد را در آتش دید، بازار از پیش شعلهور بود: «هنوز نمیتوانم آنچه جلو چشمم رخ داد را تحلیل کنم. دیدم به بچهها شلیک میکردند، به زنها، به سالمندان… نمیتوانم بگویم. دیدم خیلیها را به سرشان زدند و خون در خیابانها جاری شد.»
نیروهای امنیتی و مردان مسلح لباسشخصی «پشت سر فراریها میرفتند و شلیک میکردند؛ انگار خاکسترها را هم تعقیب میکردند و میسوزاندند»، «هرگز از آنچه دیدم رها نمیشوم. هرگز»
از ساعت ۹ شب تا نیمهشب
برای سیامک، پیامدها به اندازه آشوب اولیه فاجعهبار بود: «دیدم مردم در خیابانهای منتهی به بازار فرو میریختند. تیراندازی از چند جهت بود. انفجارهای بلندی شنیده میشد؛ چیزی که مردم به آن بمب صوتی میگفتند. خودروهای سفید تویوتا هایلوکس با نیروهای نقابدار زیر پلها و در خروجیها مستقر بودند.»
به گزارش گاردین در این زمان خبر پیچید که بازماندگان تیراندازی اولیه داخل بازار، اگر بیرون بیایند «تمام میشوند»، «اجازه نمیدادند زخمیها زنده بمانند».
چندین نهاد حقوق بشری گزارش دادهاند که مقامها تا پس از نیمهشب اجازه دسترسی مناسب به خودروهای آتشنشانی برای مهار آتش را ندادند. در حالی که مغازهها و خانهها میسوخت، علی و سیامک عقبنشینی کردند، اما همان شب دوباره بازگشتند تا ببینند چه باقی مانده است.
ساعت ۲ بامداد
در ساعات اولیه صبح، علی و دوستانش برای سرکشی به خیابانهای اطراف بازار برگشتند. به گفته او، حدود ۵۰۰ مغازه سوخته بود و لکههایی از آتش هنوز شعلهور بود: «انگار شهر به خاکستر نشسته بود. مثل یک کابوس.»
او گفت برخی اجساد از میان ویرانهها بیرون آورده شده و در خیابانها افتاده بودند؛ آنقدر سوخته که قابل شناسایی نبودند: «فکر نمیکنم راهی برای شناسایی عزیزان وجود داشته باشد، جز آزمایش دیانای.»
در بیمارستانها و درمانگاههای شهر، موج مجروحان سرازیر شد.
بنا بر گفته یک پزشک (که به دلیل ترس از پیامدها نامش فاش نشده) و گزارشهای گردآوریشده از اورژانسهای رشت، بیمارستانها «صدها مصدوم سوختگی از محدوده بازار رشت دریافت کردند؛ از جمله اجسادی با سوختگی جزئی و بیمارانی با سوختگیهای گسترده درجه سه و چهار که در روزهای بعد جان باختند».
همچنین «صدها بیمار با جراحات ترکیبی گلوله و سوختگی مراجعه کردند؛ الگویای سازگار با افرادی که هنگام فرار از منطقه در حال سوختن هدف گلوله قرار گرفتهاند».
به گفته این پزشک، الگوی جراحات و تلفات ثبتشده «بیشتر شبیه سناریوهای نبرد شهری است تا کنترل متعارف جمعیت».
سپیدهدم
وقتی علی حدود ساعت پنح صبح دوباره بازگشت، اجساد از خیابانها جمعآوری شده بودند.
محمود امیریمقدم، مدیر سازمان ایران حقوق بشر مستقر در نروژ، گفت آنچه در رشت رخ داد «هیچ تردیدی درباره نیت مقامها باقی نمیگذارد... شهر به میدان کشتار تبدیل شد؛ مردم در کوچهها شکار شدند، در خیابانها به گلوله بسته شدند، از مخفیگاهها با آتش بیرون رانده شدند و وقتی زخمی بودند اعدام شدند. این نمونهای آشکار از جنایت علیه بشریت طبق حقوق بینالملل است.»
برای سیامک، که از کشور گریخته، خاطره آن شب و آنچه خانوادهها در روزهای بعد با آن روبهرو شدند، جانکاه است: «خانوادهها مجبور بودند برای تحویل گرفتن پیکرها مبالغ سنگین بپردازند. کسانی که نمیتوانستند بپردازند، پیکرها را از دست دادند.»
برخی خانوادهها شبانه اجساد را در خودروها پنهان کردند. برخی دیگر عزیزانشان را مخفیانه دفن کردند؛ گاهی در باغها، گاهی در گورهای بینام.
او گفت: «بعد از کشتار، شهر ویران شده بود. نه اینترنت، نه ارتباط. هر جا میرفتم، میشنیدم کسی دیگر جان باخته است. مثل زندان بود؛ انزوای کامل.»
در این گزارش نامها برای حفظ امنیت تغییر داده شدهاند.

نیویورکتایمز با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش داده که جمهوری اسلامی بهسرعت شماری از تاسیسات موشکهای بالستیک خود را که در جریان جنگ ۱۲ روزه هدف حمله قرار گرفته بود، ترمیم کرده است. همچنین در ماههای گذشته عملیات تعمیر در تاسیسات موشکی متعددی صورت گرفته است.
روزنامه نیویورکتایمز جمعه ۱۷ بهمن نوشت تفاوت سرعت در بازسازی سایتهای آسیبدیده در جنگ ۱۲ روزه، نشانهای از اولویتهای نظامی تهران در شرایطی است که آمریکا نیروهای خود را در منطقه افزایش داده و احتمال یک اقدام نظامی تازه وجود دارد.
کارشناسانی که برنامههای هستهای و موشکی ایران را بهدقت دنبال میکنند، تحلیل نیویورکتایمز را تایید کردهاند.
این روزنامه حدود ۲۴ نقطه را که در جنگ ۱۲ روزه در خرداد ماه گذشته هدف حملات اسرائیل یا آمریکا قرار گرفته بودند بررسی کرده و دریافته است که در بیش از نیمی از این نقاط، کارهای عمرانی و بازسازی در جریان است.
طبق این تحلیل، تعمیرات در چندین مرکز تولید و آزمایش موشکهای بالستیک خیلی زود پس از حملات آغاز شده است؛ امری که نشان میدهد بازسازی توان موشکی، اولویت کوتاهمدت حکومت ایران بوده است.
جان پی. کیوز، کارشناس مرکز مطالعات سلاحهای کشتارجمعی، گفت تهدید پایگاههای آمریکا و اسرائیل با موشکهای بالستیک، یکی از معدود ابزارهای بازدارندگی جمهوری اسلامی برای جلوگیری از حملات مجدد به تاسیسات هستهای است.
در مقابل، تصاویر ماهوارهای از سایتهای هستهای اصلی ایران حاکی از ترمیمهای محدود و عمدتا سطحی است.
کارشناسان گفتند در تاسیسات نطنز، اصفهان و فردو نشانهای از بازسازی گسترده برای ازسرگیری غنیسازی دیده نمیشود و این مراکز همچنان غیرعملیاتی به نظر میرسند.
از ماه دسامبر، سقفهایی بر روی برخی ساختمانهای آسیبدیده نصب شده که میتواند تلاشی برای پنهانسازی فعالیتهای داخلی از دید ماهوارهها باشد.
با این حال، بخش قابلتوجهی از خسارات سطحی همچنان قابل مشاهده است.
در نطنز، ساختمانی که بهعنوان واحد آزمایشی غنیسازی شناخته میشود با سازهای سفیدپوش پوشانده شده و در اصفهان نیز ساختمانهای تخریبشده با سقفهای موقت پوشیده شدهاند.
به گزارش نیویورکتایمز، سم لایر، پژوهشگر مرکز مطالعات عدم اشاعه جیمز مارتین در مونتری، کالیفرنیا، گفت: «تاکید بر بازسازی برنامه موشکی در تضاد با برنامه هستهای است.»
لایر گفت که به نظر میرسد تاسیسات آزمایش موشکی شاهرود به سرعت بازسازی شده و اعتقاد بر این است که ظرف چند ماه پس از حملات دوباره عملیاتی شده است.
او خاطرنشان کرد که وقتی ماه گذشته برف بارید، جادههای این تاسیسات به سرعت پاکسازی و برف از روی سقفها آب شد، که نشان میدهد این سایت فعال است.
در عین حال، کارشناسان هشدار میدهند ایران همچنان ذخایری از اورانیوم غنیشده در اختیار دارد که بنا بر ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل، زیر آوار سایتهای هدفقرارگرفته باقی مانده و دستنخورده است.
دیوید البرایت، رییس موسسه «علوم و امنیت بینالمللی»، با اشاره به تصاویر ماهوارهای گفته اقدام ایران به انباشتن خاک و پوشاندن ورودی تونلها در اصفهان احتمالا برای آمادهسازی در برابر حمله است و این کار «این سوءظن را تقویت میکند که چیزی باارزش در آنجا نگهداری میشود»؛ احتمالا اورانیوم غنیشده.
او تاکید کرده هنوز روشن نیست ایران دقیقا چه میکند، اما این تحرکات «شبهه بازسازی ظرفیتی برای حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای را افزایش میدهد».
با این حال، البرایت افزوده که این روند را فوری یا قریبالوقوع نمیداند.
عباس عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی پس از مذاکرات با مقامات آمریکایی در مسقط به صداوسیمای جمهوری اسلامی گفت: «مذاکرات با آمریکا طولانی و فشرده بود.»
او افزود: «جلسات متعددی به صورت غیرمستقیم برگزار شد و وزیر خارجه عمان پیامها را منتقل میکرد.»
عراقچی ادامه داد: «نقطه نظرات ما بعد از این مدت طولانی که با یکدیگر صحبتی نداشتیم منتقل شد و نگرانیهای ما منتقل شد و همه مواردی که باید گفته میشد در جو خوبی منتقل شد و دیدگاه طرف مقابل هم شنیده شد.»
عباس عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی پس از مذاکرات با مقامات آمریکایی اعلام کرد: «شروع خوبی بود و ادامه آن منوط به این است که در پایتختها مشورت کنیم.»
او افزود: «درباره ادامه مذاکرات توافق وجود داشت اما چگونگی و زمان آن بعدا تعیین خواهد شد.»
عراقچی گفت: «این بیاعتمادی در مدت ۸ ماه وقفه یک چالش بر سر مذاکرات است و باید ابتدا بر آن غلبه کنیم و چارچوب یک گفتوگوی جدید را تعیین کنیم.»





