یک شهروند با روایت تجربهاش از حضور در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه به ایران اینترنشنال گفت که در جریان درگیری با نیروهای بسیج در شامگاه ۱۸ دیماه در تهران از مقابل کلانتری هدف تیراندازی قرار گرفت. او سپس به شلیک تیر خلاص به مجروحان اشاره کرد.
این شاهد عینی گفت که به یکی از بیمارستانهای متعلق به ارتش جمهوری اسلامی منتقل شد و در آنجا دیده که نیروهای حکومت به معترضان مجروح در بیمارستان تیر خلاص شلیک میکردند.
پیش از این نیز بسیاری از مخاطبان در شهرهای مختلف ایران در پیامهای خود به ایران اینترنشنال گفته بودند در اماکن درمانی نیروهای حکومت به معترضان تیر خلاص میزدند.

آنچه در ادامه میآید روایت یکی از کادرهای بیمارستان الغدیر در تهران از وضعیت این بیمارستان و مشاهدات او از جانباختگان و مجروحان سرکوب خونین مردم ۱۸ و ۱۹ دیماه است؛ دو روزی که او قیامت میخواند، قیامتی غیر قابل توصیف.
آنچه ما در بیمارستان خودمان در ۱۸ و ۱۹ دی دیدیم برای من قابل بیان نیست. نمیدانم بگویم قیامت بود یا به قول اینها عاشورا. اصلا نمیدانم میتوانم اسمی برای آن پیدا کنم یا نه.
وقتی به آن فکر میکنم، کلمهای پیدا نمیکنم که بتواند ابعاد گسترده این فاجعه، این قتلعام را نشان بدهد، چون شبی بود که امیدوارم هیچ یک از کادر درمان، در زمان کاریشان چنین شبی را نه تجربه کنند، نه شاهدش باشند.
آوردن زخمیها به بیمارستان ما کمی پس از ساعت ۸ شروع شد. مردم زخمیهای بسیار زیادی را میآوردند. طوری که اصلا جا در اورژانس نبود و یکی از بخشها را هم اورژانسی خالی کردند تا بشود همه زخمیها را آنجا هم پذیرش کرد تا اینکه بتوانند تکتک بروند اتاق عمل.
همه تیر جنگی خورده بودند، همه غرق خون بودند. اکنون هم که دارم حرف میزنم، آن لحظات برایم تداعی میشود و منقلب میشوم. تمام آن فضا از راهرو و اتاقها تا دم اتاق عمل، همه جا خون بود.
از خدمات بیمارستان، تا همه کادر درمانی در همه ردهها، همه یک دل و یک صدا، تمام آن ساعتها را دویدند و کار کردند.
اتاق عمل بدون وقفه کار میکرد، یک وضعیت عجیب و غریبی بود، شیون بود، ناله بود، زاری بود. مرتب هم مردم میآمدند و یک عکس یا گوشی دستشان بود به ما نشان میدادند، میگفتند این بچه من است، این را نیاوردهاند؟
اصلا جرات نداشتیم بگوییم که سردخانه ما پر است، بروید شاید آنجا بچههایتان را پیدا کنید.
خیلیها از کسانی که تیر خورده بودند، به سرشان شلیک شده بود. باور کنید مغز جوانان ما همینطور بیرون میآمد، خدا شاهد است اغراق نمیکنم، وحشتناک بود.
به ناحیه تناسلی پسران هم خیلی تیر زده بودند. البته بیشترین آسیبی که به جوانها زده بودند از ناحیه سر بود. تیر خورده در پا هم داشتیم، ولی تعدادش کمتر بود.

خیلی، خیلی بد بود. نمیدانم اصلا باید چه جوری توضیحش بدهم. جسد پشت جسد و تمام اینها در حد اینکه ما اصلا زمانی نداشتیم بخواهیم پروندهای تشکیل بدهیم. تازه، تمام پرسنل بیمارستان در اورژانس حضور داشتند. در بخشهای دیگر بیمارستان شاید باور نکنید، هر بخش فقط یک نفر مانده بود.
ما بدترین دوران کاریمان را تجربه کردیم. من نمیتوانم بگویم کشتار، اصلا نمیشود اسمی برایش پیدا کرد. یک قتلعام به معنای واقعی، یعنی مردم را به رگبار بسته بودند. مجروحی که تیر خورده بود و هوشیار بود، میگفت ما شانس آوردیم زنده ماندیم، تمام ردیفهای اول را به رگبار بستند و کشتند.
من به عنوان یک هموطن، به عنوان یک انسان، واقعا از درون تهی شدم. تمام همکاران من حالشان بد است. یک ملت غمگین بودیم، اکنون با چیزهایی که تجربه کردیم، بیشتر غمگین شدیم. بیمارستان ما شاید بیمارستان خیلی بزرگی نباشد، ولی تعداد جنازه عزیزانمان بسیار زیاد بود، اینها همه بچههای ما بودند.
شاید باور نکنید، دو شبانهروز اتاق عمل ما فعال بود. فعالی که دارم به شما میگویم یعنی زخمی پشت زخمی. یک یک این عزیزانمان اتاق عمل رفتند. خیلی از این عزیزان ما در اتاق عمل فوت شدند و ابعاد آسیبدیدگی و مجروحیت خیلی از آنان هم آنقدر زیاد بود که به اتاق عمل نرسیدند.
ما جوانان خیلی زیادی را از دست دادیم متاسفانه. نه به خاطر اهمال و کم کاری، فقط به دلیل ابعاد گستردهی آسیب، تعداد زیاد و خونریزی شدید. ما تمام تلاشمان را میکردیم که بتوانیم سرم بدهیم، خون بدهیم، که بتوانیم آنان را نگه داریم که به اتاق عمل برسند.
تمام بیمارستانهای تهران همین شرایط را داشتند. ما هر جایی که مدیران بیمارستان پیگیری میکردند که بتوانیم یک تعدادی از اینها را به بیمارستانهای دیگر انتقال بدهیم، همه همین وضعیت را داشتند.
یک زمانی هم که اصلا تلفنها قطع شده بودند. ببینید در هیچ کجای دنیا من فکر نمیکنم کادر درمان چنین فاجعهای را که ما تجربه کردیم، تجربه کرده باشند.
پیامهای رسیده به ایران اینترنشنال حاکی از آزار و تجاوز جنسی ماموران حکومت به برخی از زنان و دختران بازداشتشده در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه است که به گفته مخاطبان منجر به اقدام آنها برای خودکشی شده است.
بنا بر این روایتها، دو دختر نوجوان ۱۵ و ۱۷ ساله در تاریخ ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات خیابانی بازداشت شدند. بازداشت آنها در محل تجمع انجام شده و پس از آن، خانوادهها برای نزدیک به سه هفته هیچ اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت جسمی و روحی آنها نداشتند.
بنا بر اظهارات این دو نوجوان، آسیبهای واردشده محدود به جراحات جسمی نبوده است.
آنها اعلام کردهاند که در دوران بازداشت، مورد تجاوز جنسی قرار گرفتهاند. این تجاوزها از سوی سربازان حاضر در بازداشتگاه انجام شده است.
در روایتی دیگر از ربایش شهروندان معترض در جریان انقلاب ملی، یک زن جوان و یک نوجوان ۱۷ ساله در بازداشتگاه غیررسمی که به گفته هر دو «متعلق به سپاه پاسداران» بوده است، مورد تجاوز افراد حاضر در محل قرار گرفتند.

پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد همزمان با اعتراضات، نیروهای امنیتی و نهادهای وابسته به حکومت در مدارس شهرهای مختلف مستقر شدهاند و فشار بر دانشآموزان افزایش یافته است.
بر اساس پیام یک مخاطب از تهران، دانشآموزان یک دبیرستان پس از فراخوان برای تحصن احضار شدند و حراست آموزشوپرورش و بسیج دانشآموزی در مدرسه مستقر شدهاند.
به گفته دانشآموزان، اجازه تجمع یا حتی نزدیک شدن به یکدیگر در حیاط مدرسه داده نمیشود.
همچنین به آنها اعلام شده بود سهشنبه «جشن» برگزار میشود و قرار است نیروهای سپاه به مدرسه بیایند؛ موضوعی که باعث شد برخی دانشآموزان امروز به مدرسه نروند، اما با تماس تلفنی تهدید به اخراج و حذف از آزمونها شدند. گزارشهایی از احضار و تماس با خانوادهها نیز دریافت شده است.
در همین حال، پیامهای رسیده از شهرهایی مانند گرگان، ملایر، اراک، آبادان و بندرعباس، از حضور مستقیم ماموران امنیتی در مدارس و بازجویی از دانشآموزان درباره اعتراضات و خانوادههایشان خبر میدهد.
همچنین در استانهایی از جمله خوزستان، مازندران و اراک، گزارشهایی از اخذ تعهدنامه و اثر انگشت بدون حضور والدین منتشر شده است.

احمد دنیامالی، وزیر ورزش دولت جمهوری اسلامی در واکنش به بازداشت تعدادی از ورزشکاران در جریان انقلاب ملی ایرانیان مدعی شده که «جوانان ایرانی تاریخ نمیدانند و به یاد ندارند که در این ٢٠٠ سال چه بر سر ایران آوردهاند.»
مهدی رستمپور، خبرنگار ورزشی میگوید «بر خلاف ادعای وزیر ورزش، جوانان ایرانی با آگاهی کامل برای اصلاح تاریخ ایران، به خیابانها آمدند.»
بر اساس روایت یک شهروند از شهرستان نور در استان مازندران، در شبهای اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه، مجروحان اعتراضات از داخل یکی از مراکز درمانی این شهر به نیروهای امنیتی معرفی میشدند.
به گفته این شهروند، شامگاه ۱۸ دیماه دو جوان مجروح برای درمان به یک درمانگاه در نور مراجعه کردند که یکی از آنها آثار جراحت ناشی از سلاح سرد داشت. پس از انجام اقدامات اولیه درمانی، هنگام خروج، مسئولان درمانگاه با پرسوجو درباره علت جراحت، تلاش کردند آنها را عمدا معطل نگه دارند.
این شاهد عینی گفت دقایقی بعد نیروهای امنیتی وارد درمانگاه شدند و این دو جوان را بهشدت مورد ضربوشتم قرار دادند؛ بهطوری که یکی از مجروحان دچار خونریزی شدید شد. به گفته او، ماموران حتی بخیه زخم یکی از مجروحان را با دست پاره کردند.
بر اساس این روایت، هر دو جوان در نهایت بهدست نیروهای امنیتی بازداشت شدند. این شهروند تاکید کرده که در همان شب، هر فردی که با جراحت مرتبط با اعتراضات برای درمان به این مرکز مراجعه میکرد، به نیروهای امنیتی معرفی میشد.






