پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد همزمان با اعتراضات، نیروهای امنیتی و نهادهای وابسته به حکومت در مدارس شهرهای مختلف مستقر شدهاند و فشار بر دانشآموزان افزایش یافته است.
بر اساس پیام یک مخاطب از تهران، دانشآموزان یک دبیرستان پس از فراخوان برای تحصن احضار شدند و حراست آموزشوپرورش و بسیج دانشآموزی در مدرسه مستقر شدهاند.
به گفته دانشآموزان، اجازه تجمع یا حتی نزدیک شدن به یکدیگر در حیاط مدرسه داده نمیشود.
همچنین به آنها اعلام شده بود سهشنبه «جشن» برگزار میشود و قرار است نیروهای سپاه به مدرسه بیایند؛ موضوعی که باعث شد برخی دانشآموزان امروز به مدرسه نروند، اما با تماس تلفنی تهدید به اخراج و حذف از آزمونها شدند. گزارشهایی از احضار و تماس با خانوادهها نیز دریافت شده است.
در همین حال، پیامهای رسیده از شهرهایی مانند گرگان، ملایر، اراک، آبادان و بندرعباس، از حضور مستقیم ماموران امنیتی در مدارس و بازجویی از دانشآموزان درباره اعتراضات و خانوادههایشان خبر میدهد.
همچنین در استانهایی از جمله خوزستان، مازندران و اراک، گزارشهایی از اخذ تعهدنامه و اثر انگشت بدون حضور والدین منتشر شده است.







احمد دنیامالی، وزیر ورزش دولت جمهوری اسلامی در واکنش به بازداشت تعدادی از ورزشکاران در جریان انقلاب ملی ایرانیان مدعی شده که «جوانان ایرانی تاریخ نمیدانند و به یاد ندارند که در این ٢٠٠ سال چه بر سر ایران آوردهاند.»
مهدی رستمپور، خبرنگار ورزشی میگوید «بر خلاف ادعای وزیر ورزش، جوانان ایرانی با آگاهی کامل برای اصلاح تاریخ ایران، به خیابانها آمدند.»
بر اساس روایت یک شهروند از شهرستان نور در استان مازندران، در شبهای اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه، مجروحان اعتراضات از داخل یکی از مراکز درمانی این شهر به نیروهای امنیتی معرفی میشدند.
به گفته این شهروند، شامگاه ۱۸ دیماه دو جوان مجروح برای درمان به یک درمانگاه در نور مراجعه کردند که یکی از آنها آثار جراحت ناشی از سلاح سرد داشت. پس از انجام اقدامات اولیه درمانی، هنگام خروج، مسئولان درمانگاه با پرسوجو درباره علت جراحت، تلاش کردند آنها را عمدا معطل نگه دارند.
این شاهد عینی گفت دقایقی بعد نیروهای امنیتی وارد درمانگاه شدند و این دو جوان را بهشدت مورد ضربوشتم قرار دادند؛ بهطوری که یکی از مجروحان دچار خونریزی شدید شد. به گفته او، ماموران حتی بخیه زخم یکی از مجروحان را با دست پاره کردند.
بر اساس این روایت، هر دو جوان در نهایت بهدست نیروهای امنیتی بازداشت شدند. این شهروند تاکید کرده که در همان شب، هر فردی که با جراحت مرتبط با اعتراضات برای درمان به این مرکز مراجعه میکرد، به نیروهای امنیتی معرفی میشد.

یک ویدیو که از آثار انفجار یک ساختمان در بندرعباس در یکشنبه ۱۱ بهمنماه منتشرشده میزان تخریب را نشان میدهد. یک شهروند در این ویدیو میگوید: «معلوم نیست چی را زدند.»

بر اساس پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از شهرهای مختلف، پس از اعتراضات، مدارس بهطور مستقیم به عرصه برخورد امنیتی تبدیل شدهاند و هم مدیران و هم دانشآموزان هدف بازداشت و بازجویی قرار گرفتهاند.
بر اساس پیامهای مخاطبان، در استان گلستان یکی از مدیران مدارس با برخوردی خشونتآمیز بهدست ماموران اطلاعاتی در مقابل چشم دیگران بازداشت و به صندوق عقب خودرو انداخته شده و به مکانی نامعلوم منتقل شده است.
همچنین از شهر ملایر پیامی رسیده که ماموران امنیتی مقابل برخی مدارس مستقر شدهاند و دانشآموزان را مستقیما از مقابل مدرسه با خود میبرند.
به گفته شاهدان، این اقدامات با ایجاد رعب در میان دانشآموزان و خانوادهها همراه بوده و فضای آموزشی عملا مختل شده است.
مخاطبان میگویند در کنار بازداشتها، پرسوجوهای هدفمند از دانشآموزان درباره اعتراضات، فعالیتهای خیابانی و حتی مواضع خانوادهها انجام میشود.
همچنین پیشتر پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از بهکارگیری کودکان و نوجوانان عضو بسیج و سپاه پاسداران در عملیات مسلحانه علیه معترضان بود.
شستوشوی مغزی در مدارس
در ادامه فشارهای امنیتی پس از اعتراضات دیماه، پیامهای رسیده نشان میدهد مدارس به یکی از ابزارهای کنترل و رصد دانشآموزان تبدیل شدهاند.
یک دانشآموز کلاس نهم گفت که چهارشنبه گذشته (هشتم بهمنماه) مدیر مدرسه از دانشآموزان خواسته انشایی درباره «اتفاقات اخیر ایران» بنویسند، اما پس از کلاس، معلم به او تاکید کرده که این انشاها قرار است به آموزشوپرورش تحویل داده شود و هشدار داده «اصلا چیز بدی در آن ننویسید».
این دانشآموز گفت فضای مدرسه به گونهای بوده که همه متوجه شدهاند هدف، سنجش دیدگاهها و شناسایی دانشآموزان منتقد است، نه یک تمرین درسی معمولی.
پیشتر گزارشهای متعددی از شهرهایی مانند اراک، بندرعباس، تهران و ساری منتشر شده بود که از حضور ماموران اطلاعاتی در مدارس، گفتوگوهای اجباری با دانشآموزان، القای روایت رسمی حکومت و تهدید ضمنی نوجوانان خبر میداد.
در برخی مدارس، ماموران امنیتی حاضر شده و علیه شاهزاده رضا پهلوی و انقلاب ملی سخنرانی کردهاند.
هفتم بهمن، گروهی از فعالان ادبیات و هنر کودک در بیانیهای به سازمانهای مدافع حقوق بشر هشدار دادند اگر دومینوی کشتار جمهوری اسلامی قطع نشود، اقدامات مخرب حکومت ایران دامنگیر آنان نیز خواهد شد.
این بیانیه، کشتار، بازداشت، شکنجه، تهدید و اعترافگیری از کودکان و نوجوانان را جنایتی آشکار علیه کرامت انسانی و حقوق بنیادین کودک دانست و از مردم آزاده جهان خواست صدای مردم ایران باشند و چشمان خود را در برابر این جنایت علیه بشریت فرونبندند.
این فعالان افزودند: «هیولا از پشت نقاب بیرون آمده و اکنون بیشتر از هر زمان دیگر به نابودی نزدیک است. ما با دیگر هممیهنانمان در گوشهگوشه جهان همراهیم و باور داریم بیش از پیش به اتحاد، همدلی و همراهی نیاز داریم. ما باهمیم و بسیاریم.»
پیش از آن نیز در دیماه، ۲۴ انجمن و نهاد مدنی فعال در حوزه حقوق کودکان و نوجوانان در بیانیهای، خواستار متوقف شدن خشونت نیروهای حکومتی علیه کودکان در جریان خیزش ملی ایرانیان شدند و اعمال خشونتبار علیه آنان را محکوم کردند.
جواد ملاوردی در اعتراضات ۱۹ دیماه در گلشهر کرج بهدنبال اصابت ساچمه مجروح شد. او را پس از بازداشت به زندان قزلحصار منتقل کردند اما اول بهمن ماه به خانوادهاش اطلاع دادند که جسدش را از «بهشت سکینه» تحویل بگیرند.
ملاوردی، متولد ۱۳۷۰، ساکن حصارک کرج، در اعتراضات جمعه ۱۹ دی از پشت هدف ساچمه قرار گرفت. ساچمهها به پای او خوردند و او را دچار مجروحیتی حفیف کردند.
به گفته یک فرد مطلع، ملاوردی دستگیر شده و او را به زندان قزلحصار بردهاند.
برادر دوست صمیمی او که به دلایل امنیتی ذکر نامش ممکن نیست، بعد از چند روز او را سالم داخل زندان دیده است.
این دوست صمیمی گفت: «چند روز بعد هم به خانوادهاش میگویند فیش حقوقی بیاورید تا آزادش کنیم اما روز اول بهمن زنگ میزنند که بیایید جسد او را از بهشت سکینه تحویل بگیرید.»
به گفته این فرد مطلع، برای تحویل پیکر به خانواده ملاوردی، یک میلیارد تومان طلب کردند که خانواده امکان پرداخت این پول را نداشت: «یا باید پول میدادند یا او را بسیجی اعلام میکردند .... مجبور میشوند او را بسیجی شهید اعلام کنند.»
با وجود این، به خانواده ملاوردی اجازه نمیدهند فرزندشان را در «بهشت سکینه» دفن کنند و آنان مجبور میشوند او را به قبرستان «امامزاده حیدر» در جاده مخصوص ببرند و آنجا به خاک بسپارند.
