شبکه وکلای «یککلمه»، با استناد به ماده ۱۵ اساسنامه رم، شکایتی رسمی را در دفتر دادستانی دیوان کیفری بینالمللی لاهه ثبت کرد.
این شبکه با ارائه مجموعهای از دادهها، شواهد و اسناد گردآوریشده، خواستار «آغاز رسیدگی قضایی به جنایات ارتکابیافته عوامل حکومتی در جریان سرکوب خونین اعتراضات مردمی دیماه» شده است.
در این شکایت تاکید شده است که بر اساس مفاد ماده هفت اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی ـ که تعریف و مصادیق «جنایت علیه بشریت» را مشخص میکند؛ در ایران، «شاهد یک الگوی گسترده، سازمانیافته و سراسری از سرکوب خونین عوامل مسلح حکومتی علیه جمعیت غیرنظامی بودهایم که در تاریخ سرکوبهای سیاسی در ایران بیسابقه است.»
به نوشته این شکایتنامه، سرکوبهای خیابانی، با گزارشهایی از حمله به اماکن غیرنظامی، از جمله بیمارستانها، و استفاده نظامی از خودروهای امدادی، از جمله آمبولانسها همراه بوده است.
«یک کلمه» اشاره کرد این گزارشهای پرشمار و تکاندهنده، که شامل کشتن مجروحان و ربودن بیماران نیز میشود، بهطور روشن به آستانه تحقق «جنایت علیه بشریت» و سایر جرایمی رسیده است که در صلاحیت قضایی دیوان کیفری بینالمللی قرار دارند.
شبکه وکلای «یککلمه» با اشاره به مجموعه مستندات موجود و ارائهشده، از جمله اسنادی که بخشی از آنها تاکنون منتشر یا رسانهای نشدهاند، از دفتر دادستانی دیوان خواست تا در چارچوب صلاحیتهای مقرر در ماده ۱۵ اساسنامه رم، بررسی مقدماتی را آغاز و فرآیند تعقیب کیفری آمران و عاملان این جنایات سازمانیافته حکومتی را در دستور کار قرار دهد.
در بخش پایانی این شکایت، بهصراحت از دادستان دیوان کیفری بینالمللی خواسته شده است که در چارچوب اختیارات قانونی خود، نسبت به شناسایی مسئولان اصلی این جنایات و صدور احکام بازداشت بینالمللی برای آمران و عاملان آنها اقدام کند.

هادی چوپان، قهرمان پیشین مسترالمپیا، پس از اعتراض گسترده مردم به رقص و شادی او در برنامهای از صداوسیما در میانه انقلاب ملی ایرانیان و قتلعام خیابانی مردم ایران توسط جمهوری اسلامی در اینستاگرام نوشت که برنامه ماهها پیش ضبط شده و او از پخش آن خبر نداشته است: «عذرخواهی میکنم.»
چوپان دراینباره نوشت: «تصاویری که اخیراً از رسانه رسمی پخش شده، مربوط به زمان حال نبوده و ماهها پیش ضبط شده است. بدیهی است اگر تصمیم انتشار این برنامه با من بود، در چنین شرایط اجتماعی و روحی، اولویت من نه پخش چنین محتوایی، بلکه احترام به حال جامعه و همراهی با خانوادههای داغدار بود. و بنده بابت پخش در روزی نامناسب و دردآور دخیل نبودم و اطلاعی نداشتم و عذرخواهی میکنم.»
چوپان همچنین درباره سکوتش درباره کشتار بیسابقه مردم ایران بهدست جمهوری اسلامی، ضمن تسلیت به خانوادههای داغدار، مدعی شد: «اگر سکوتی بوده، نه از سر بیتفاوتی بوده، نه از سر ترس و یا همراهی، بلکه از درک شرایطی بوده که همه رنجیده دل و شکسته بودند که هر سخن میتواند به سوءبرداشت و هر جمله به آسیب بیشتر منجر شود.»
او نوشت: «اگر سکوتی هست، احترام به خانوادههای داغدار و حقیقتی بوده که بیان آن در این روزها، بهای سنگینی دارد.»
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، محمد جعفرپور، ۲۵ ساله و دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه علموصنعت، عاشق سنتور و ایران و نخبه، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه در سده (خمینیشهر) اصفهان با شلیک گلوله هدف قرار گرفت.
خانواده او تا حوالی ساعت چهار بامداد در خیابانها و مراکز مختلف بهدنبال او بودند و گمان میکردند بازداشت شده است، اما عصر یکشنبه با آنها تماس گرفته شد و خبر جانباختن او اعلام شد.
بر اساس مدارک پزشکی، جعفرپور چند ساعت پس از اصابت دو گلوله در بیمارستان جان باخته و پیکرش پنجشنبه ۲۵ دیماه به خانواده تحویل داده شد.
جعفرپور، دانشآموخته دانشگاه اصفهان و فعال در حوزه هوش مصنوعی و علم داده بود. او تکپسر خانواده بود و در مراسم خاکسپاریاش، حاضران به نشانه آزادی شال سفید بر سر کردند.
او به سه زبان انگلیسی، آلمانی و چینی مسلط بود، سنتور را بهصورت حرفهای مینواخت و در شنا نیز مهارت داشت. جعفرپور دعوتنامهای از آلمان دریافت کرده بود اما بهدلیل وابستگی و علاقه به ایران، درباره مهاجرت مردد بود.


از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به اینسو، نشانههای فزایندهای وجود دارد که ایالات متحده به یک جمعبندی راهبردی تازه درباره نظم امنیتی و سیاسی غرب آسیا رسیده است.
این جمعبندی، تفاوتی اساسی با رویکرد دوران باراک اوباما دارد؛ دورانی که واشینگتن میکوشید مسئولیت تامین امنیت منطقه را به بازیگران منطقهای واگذار کند. در مقابل، دولت ترامپ، در هماهنگی نزدیک با اسرائیل، بهدنبال تحمیل یک نظم جدید منطقهای است، نه مدیریت آن از راه توازن نیروها.
نخستین نشانههای این تغییر رویکرد را میتوان در واکنش کشورهای منطقه به جنگ غزه مشاهده کرد؛ جایی که همراهی عملی اغلب دولتهای عربی با سیاستهای آمریکا و اسرائیل، و سکوت آنها در برابر نابودی حماس، عملاً راه را برای تمرکز بعدی بر ایران هموار کرد.
پس از جنگ ۱۲ روزه و وارد آمدن ضربه جدی به زیرساختهای غنیسازی ایران و همچنین تضعیف محسوس شبکه نیروهای نیابتی تهران، به نظر میرسد واشینگتن وارد مرحله تازهای شده است: دیکته کردن شروط مستقیم به جمهوری اسلامی به منظور تمکین در برابر نظم جدید مورد نظر واشینگتن. بر اساس اطلاعات موجود، این شروط فراتر از پرونده هستهای است و مجموعهای از مطالبات امنیتی را در بر میگیرد؛ از برچیده شدن کامل تاسیسات هستهای و خروج مواد غنیشده از کشور گرفته تا محدودسازی شدید برنامه موشکی و پایان دادن به نقشآفرینی نیروهای نیابتی ایران در منطقه.
با این حال، شواهد سیاسی نشان میدهد که نه رهبر جمهوری اسلامی آمادگی پذیرش چنین شرایطی را دارد و نه دولتهای آمریکا و اسرائیل نشانهای از عقبنشینی بروز دادهاند. در چنین وضعیتی، تلاشهای دیپلماتیک از سوی ترکیه، مصر و قطر بیش از آنکه معطوف به حلوفصل اختلافات باشد، بهنظر میرسد با هدف مدیریت زمان و جلوگیری از تشدید فوری درگیری دنبال میشود.
در همین چارچوب، گفته میشود تهران از مذاکرات بهعنوان ابزاری برای خرید زمان استفاده میکند؛ از یک سو برای به تعویق انداختن احتمال اقدام نظامی و کاهش فشار خارجی، و از سوی دیگر برای کنترل فضای داخلی و مهار نارضایتی عمومی در شرایطی که گفتمان تغییر سیاسی بار دیگر در جامعه ایران برجسته شده است. اظهارات متناقض و واکنشی برخی مقامهای ارشد جمهوری اسلامی پس از طرح موضوع خروج مواد هستهای از کشور، نشانهای از وجود خطوط قرمز سخت و عدم آمادگی برای امتیازدهی واقعی است.

از این منظر، گفتوگوهای روز جمعه در استانبول - که نه چارچوب مشخصی برای آن اعلام شده و نه دستورکار شفافی دارد - بهاحتمال زیاد کوتاه و عمدتاً نمادین خواهد بود. تجربه مذاکرات پیشین، از جمله گفتوگوهای ماه مه ۲۰۲۵ در ایتالیا، نشان میدهد که این نوع نشستها بیشتر برای انتقال پیام و تثبیت مواضع طرفین برگزار میشود، نه دستیابی به توافق.
در این میان، نقش ترکیه بهعنوان میزبان و میانجی نیز قابل توجه است. آنکارا دلایل متعددی برای تلاش در جهت جلوگیری از درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا دارد: از نگرانی نسبت به پیامدهای منطقهای سقوط احتمالی جمهوری اسلامی و شکلگیری یک نظام سکولار و دموکراتیک در ایران که رابطه خوبی با اسرائیل داشته باشد، گرفته تا بیم از سرریز تحولات داخلی ایران به ترکیه. افزون بر این، روابط خاص تهران و آنکارا پس از کودتای نافرجام ۲۰۱۶ و همچنین نگاه امنیتی اردوغان به آینده سیاسی منطقه، ترکیه را به بازیگری فعال در این معادله تبدیل کرده است.
در مجموع، تا زمانی که گشایشی بنیادین در مواضع تهران و واشینگتن ایجاد نشود، دیپلماسی بیش از آنکه مسیر حل بحران باشد، ابزاری برای کنترل زمان و مدیریت تنش خواهد بود. مسیر کنونی نه به سوی مصالحه پایدار، بلکه به سمت تقابل مدیریتشده با احتمال لغزش به درگیری گستردهتر حرکت میکند.
آنتونیو تاجانی، وزیر خارجه ایتالیا در شبکه ایکس نوشت: «با همتای ترک خود، گفتوگو کردم. دولت ایتالیا بهطور قاطع از نقش میانجیگرانهای که ترکیه نیز میان ایالات متحده و ایران ایفا میکند، حمایت میکند. ایتالیا از گفتوگو و تلاشهای میانجیگران پشتیبانی میکند»
وزیر خارجه ایتالیا افزود: «ما باید برای جلوگیری از تشدید تنش جدید در خاورمیانه تلاش کنیم و شرایط لازم برای مذاکرات مؤثر را فراهم آوریم؛ مذاکراتی که بتواند به صلح و ثبات در منطقه منجر شود.»
او تاکید کرد: «ایران باید در چارچوب روح توافق قاهره با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاری کند و بازرسان این آژانس باید به تاسیسات هستهای ایران بازگردند.»

در میان ایمیلهای منتشر شده از پرونده جفری اپستین، نامهای از رابرت تریورز، زیستشناس تکاملی برجسته آمریکایی، دیده میشود که خبر از ملاقات اپستین با محمود احمدینژاد، رییس دولت پیشین جمهوریاسلامی، میدهد. اما این تنها موردی نیست که نام ایران در این اسناد دیده میشود.
در این نامه که تاریخ ان ۴ فروردین ۱۳۹۷ است و در میان میلیونها سند منتشر شده از سوی وزارت دادگستری آمریکا دیده میشود، تریورز به دیداری میان اپستین و احمدینژاد اشاره کرده است.
تریورز در این نامه که خطاب به اپستین نوشته، یادآوری کرده که احمدینژاد پس از سخنرانیهای تند در مجمع عمومی سازمان ملل متحد علیه اسرائیل و صهیونیسم، در نیویورک با اپستین دیدار کرده است.
نویسنده در نامه خود تصریح کرده که اطلاعاتش درباره احمدینژاد محدود است و بخشی از آن را با جستوجوی اینترنتی به دست آورده؛ از جمله اینکه احمدینژاد از خانوادهای مستمند میآید و سابقه کار به عنوان مهندس و معلم را دارد.

او در این نامه در قالب یک پرسش غیرقطعی از اپستین پرسیده که آیا این پیشزمینه اجتماعی، نقطه اتکایی برای ارتباط میان آن دو بوده است یا نه.
تریورز در این نامه همچنین اپستین را فردی توصیف کرده که در ارتباطات سیاسی و اجتماعیاش «چندچهره» است و میتواند همزمان با شخصیتهایی از طیفهای کاملا متضاد ایدئولوژیک ارتباط داشته باشد.
تریورز در این چارچوب، دو مثال آورده است: فیدل کاسترو، رهبر کوبا، که در نگاه نویسنده نماد سوسیالیسم رادیکال است و احمدینژاد، که از نظر او نماینده اسلامگرایی رادیکال به شمار میرود.
علی اکبر جوانفکر مشاور رسانهای احمدینژاد ۱۳ بهمن در واکنش به افشای این اطلاعات نوشت: «ادعای مطرح شده در رسانهها، دایر بر ملاقات فردی به نام اپستین با دکتر احمدینژاد، کذب محض است و چنین ملاقاتی هرگز انجام نشده است. این ادعا چیزی جز خبرسازی برپایه دروغ و فریب نیست.»
سفرهای احمدی نژاد به نیویورک
احمدینژاد از مرداد ۸۴ تا تیر ۹۲ در دوران هشتساله حضورش در دولتهای نهم و دهم، در مجموع هشت بار برای شرکت و سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کرد.
نخستین سفر او با طرح ادعای «هاله نور» به یکی از جنجالیترین رویدادهای دولت او تبدیل شد. در آخرین سفر نیز همراه بردن هیاتی حدود ۱۲۰ نفره، که گفته میشد پسر، عروس و مادر عروس او هم در میانشان بودهاند، واکنشها و انتقادهای گستردهای برانگیخت.

علیرضا اتحادیه در اسناد اپستین
در دور پیشین انتشار اسناد مربوط به اپستین، نام یک ایرانی دیگر هم در میان مکاتبات او توجه رسانهها را به خود جلب کرد، علیرضا اتحادیه، تاجر ایرانی و مدیرعامل شرکت فروش جتهای شخصی فریاستریم.
به نظر میرسد شکلگیری ارتباط این دو پیش از هر چیز به دلیل استفاده اپستین از سرویس جتهای اختصاصی اتحادیه بوده است.
این دو بارها در فاصله سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ با یکدیگر مکاتبه داشتهاند. موضوع مکاتبات اولیه بیشتر مربوط به هماهنگی پروازهای اختصاصی برای اپستین و مهمانان او بوده است. اما به مرور زمان مکاتبات این دو حول موضوعات مرتبط با ایران ادامه پیدا کرده است.
این مکاتبات شامل تبادل تحلیل و اطلاعات سیاسی درباره وضعیت داخلی ایران و سیاستهای آمریکا در قبال تهران نیز هست.
در خرداد ۱۳۹۶، (مه ۲۰۱۷) اتحادیه بخشهایی از گزارشی از نیویورکتایمز را برای اپستین ارسال کرده که به سخنرانی دونالد ترامپ، رییسجمهوری وقت آمریکا درباره ایران، تلاش او برای نزدیکی به کشورهای سنیمذهب منطقه بهویژه عربستان سعودی، و واکنشهای اجتماعی در ایران پس از شکست ابراهیم رییسی، رییس دولت سیزدهم پرداخته است.
در بخشی از این گزارش، نقلقولی از فاضل میبدی، فعال سیاسی، آمده که به چالشهای حسن روحانی، رییس دولتهای یازدهم و دوازدهم برای گسترش آزادیهای اجتماعی و شکستن انحصار تندروها بر رسانههایی مانند صداوسیما اشاره دارد.
اپستین در پاسخ به این ایمیل نوشته است: «به تو گفته بودم این اتفاق میافتد. قبل از آنکه اوضاع بهتر شود، بسیار بدتر خواهد شد.»
یک سال بعد از این ایمیل، ترامپ از توافق برجام خارج شد.
در ایمیلی مربوط به تیر ۱۳۹۷ (ژوئیه ۲۰۱۸)، لحن مکاتبات بین این دو تغییر کرده است. اینبار اپستین با درخواست اطلاعات فنی درباره یک جت بیزینس بویینگ وارد گفتوگو شده و از اتحادیه جزئیات فنی و برنامه بررسیهای دورهای هواپیما را میخواهد.
او در همان پیام، به اظهارات ترامپ درباره تمایل به توافق با ایران اشاره کرده و این رویکرد را «دیوانگی» توصیف کرده است.
اتحادیه در پاسخ به او نوشته است: «بیایید دوستیمان را حفظ کنیم و درباره سیاست حرف بزنیم. تو دنبال اطلاعات مفتی هستی و من دیگر مفتی اطلاعات نمیدهم.»
در ادامه مکاتبات، زمانی که اپستین درباره فروش جت پرسوجو میکند، اتحادیه پاسخ میدهد پیشنهاد دیگری دریافت شده و احتمال پذیرش همان پیشنهاد وجود دارد.
دیگر ارتباطات اپستین با ایران
در روزهای اخیر تصویری از متن یک کتاب در شبکههای اجتماعی با عنوان ارتباط اپستین با فروش سلاح به جمهوری اسلامی در دوره جنگ ایران و عراق منتشر شده است.
این تصویر صفحه ۲۰ و ۲۱ جلد دوم کتاب «یک ملت تحت اخاذی» است که در سال ۲۰۲۲ منتشر شده است.

بر اساس آنچه در این کتاب آمده است ارتباطات اپستین با ایران، نه به سالهای پایانی زندگی او، بلکه عمدتا به دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و فعالیتهای پنهان در حوزه تجارت اسلحه، پولشویی و شبکههای اطلاعاتی بازمیگردد؛ دورهای که همزمان با جنگ ایران و عراق و پروندههای محرمانهای مانند ایران-کنترا بوده است.
بر اساس اظهارات استیون هافنبرگ، که از نزدیکان و همکاران پیشین اپستین بوده، او در اوایل دهه ۱۹۸۰ تحت آموزشهای سر داگلاس لیس قرار گرفت؛ فردی که هافنبرگ از او بهعنوان مربی اپستین در حوزه قاچاق اسلحه، ایجاد شرکتهای پوششی و پولشویی نام میبرد.
هافنبرگ گفته است که تا سال ۱۹۸۳، اپستین بهطور مستقیم در فروش تسلیحات چینی به ایران از طریق شرکت دولتی نورینکو مشارکت داشته است؛ معاملاتی که در اوج جنگ ایران و عراق انجام میشد.
عملیات موازی با ایران-کنترا و نقش بانک BCCI
به گفته هافنبرگ، این فعالیتها در قالب یک عملیات «موازی» با پرونده ایران-کنترا پیش میرفت؛ عملیاتی که در آن اپستین، داگلاس لیس و عدنان خاشقجی، دلال مشهور تسلیحات سعودی، با یکدیگر همکاری داشتند.
بنا بر این روایت، تامین مالی و انتقال پول در این معاملات بهشدت متکی بر خدمات بانک BCCI بوده؛ بانکی که بعدها به دلیل نقش گسترده در پولشویی، تامین مالی عملیات مخفی و ارتباط با دستگاههای اطلاعاتی چند کشور، منحل شد.
ارتباط با شبکههای اطلاعاتی اسرائیل
در روایتی دیگر، آری بن-مناشه، افسر پیشین اطلاعاتی اسرائیل، فاش کرده است که رابرت ماکسول، غول رسانهای بریتانیایی-چکتبار و مالک امپراتوری مطبوعاتی میرور گروپ، قصد داشته اپستین را در انتقال و فروش تجهیزات نظامی و تسلیحات از اسرائیل به ایران، در چارچوب عملیاتهای اطلاعاتی، درگیر کند.
به گفته بن-مناشه، اپستین در آن دوره بهطور مکرر در دفتر ماکسول در لندن حضور داشته و با این شبکه ارتباط نزدیک برقرار کرده بود؛ ارتباطی که در اسناد و روایتهای بعدی نیز تکرار شده است.
ملک مرتبط با ایران در قلب منهتن
در حوزه املاک نیز نام اپستین با ایران گره خورده است.
بر اساس اسناد موجود، او از سال ۱۹۹۲ عمارتی در خیابان ۶۹ شرقی منهتن را اجاره کرد که پیش از آن محل اقامت سرکنسول ایران در نیویورک بود.
این ملک که از آن بهعنوان «قلعهای کوچک» یاد شده، پس از انقلاب ۱۳۵۷ و قطع روابط دیپلماتیک میان ایران و آمریکا، در سال ۱۹۸۰ از سوی دولت آمریکا مصادره شد.
وزارت امور خارجه آمریکا، در دوره وزارت جیمز بیکر، این ساختمان را با اجاره ماهانه ۱۵ هزار دلار در اختیار اپستین قرار داد. بعدها وزارت خارجه آمریکا از اپستین به خاطر اجاره این عمارت به دیگران به قیمت ۲۰ هراز دلار در ماه شکایت کرد.





