همزمان با نزدیک شدن ناوگان آمریکا به خاورمیانه، لحن مقامهای جمهوری اسلامی تهاجمیتر شده است. در حالی که واشینگتن از دیپلماسی سخن میگوید، اظهارات مقامهای نظامی و سیاسی ایران نشان میدهد تهران تحرکات نظامی آمریکا را جدیتر از پیامهای مذاکره تلقی میکند.
اظهارات رسمی روزهای اخیر مقامات در ایران که لحن تندتر و جنگیتری پیدا کرده، این گمانه را تقویت کرده است که شاید رهبران جمهوری اسلامی، استقرار نیروهای نظامی آمریکا در منطقه را جدیتر از پیامهای دیپلماتیک واشینگتن ارزیابی میکنند.
خبرگزاری رویترز پیش از این به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» همراه با چند ناوشکن و جنگنده، قرار است طی روزهای آینده وارد خاورمیانه شود.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

همزمان با نزدیک شدن ناوگان آمریکا به خاورمیانه، لحن مقامهای جمهوری اسلامی تهاجمیتر شده است. در حالی که واشینگتن از دیپلماسی سخن میگوید، اظهارات مقامهای نظامی و سیاسی ایران نشان میدهد تهران تحرکات نظامی آمریکا را جدیتر از پیامهای مذاکره تلقی میکند.
اظهارات رسمی روزهای اخیر مقامات در ایران که لحن تندتر و جنگیتری پیدا کرده، این گمانه را تقویت کرده است که شاید رهبران جمهوری اسلامی، استقرار نیروهای نظامی آمریکا در منطقه را جدیتر از پیامهای دیپلماتیک واشینگتن ارزیابی میکنند.
خبرگزاری رویترز پیش از این به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» همراه با چند ناوشکن و جنگنده، قرار است طی روزهای آینده وارد خاورمیانه شود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دوم بهمنماه گفت: «یک نیروی بزرگ در حال حرکت به سمت ایران است. ترجیح میدهم هیچ اتفاقی نیفتد، اما باید دید چه میشود. ما خیلی دقیق آنها را زیر نظر داریم. یک ناوگان عظیم به آن سمت در حرکت است و شاید لازم نباشد از آن استفاده کنیم.»
در حالی که این ناوگروه از منطقه آسیا-اقیانوسیه در مسیر خاورمیانه حرکت میکند، ترامپ همزمان در هفتههای اخیر از احتمال گفتوگو با تهران سخن گفته است؛ آن هم پس از سرکوب خونبار اعتراضات و قتلعام معترضان در ایران که هزاران کشته بر جا گذاشته است.
تهدیدهای صریح فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی
در همین حال، لحن بخشی از مقامهای ارشد نظامی ایران گاه با اعتمادبهنفس بالا و آشکارا سرسختانه شده است. موضوعی که این پرسش را به میان میآورد: آیا برخی در تهران جنگ را یک رخداد سیاسی مفید میبینند؟ رخدادی بزرگ که میتواند کشتار گسترده معترضان را به حاشیه ببرد؟
یحیی رحیم صفوی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مشاور ارشد علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، گفت: «ما برای یک جنگ سرنوشتساز با اسرائیل آماده میشویم. ما سلاحهایی داریم که هیچکس دیگر ندارد.»
او افزود: «جنگ بعدی این درگیری را یکبار برای همیشه تمام خواهد کرد.»
علی عبداللهی، یکی دیگر از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران (فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا)، هشدار داد هرگونه حمله به خاک ایران یا منافع جمهوری اسلامی، منافع، پایگاهها و مراکز نفوذ آمریکا را به «اهداف مشروع و در دسترس» تبدیل خواهد کرد.
محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران، نیز گفت ایران برای هر احتمالی آماده است؛ از جمله «یک جنگ تمامعیار».
پیام دیپلماتیک محتاطانهتر
در کنار این تهدیدهای نظامی، پیامرسانی دیپلماتیک تهران محتاطتر بوده، اما همچنان اتهامآمیز باقی مانده است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، دوم بهمنماه بار دیگر آمریکا را به تحریک ناآرامیها در داخل ایران متهم کرد.
او تاکید کرد یک رویارویی تمامعیار، «آشفته، خشن و بسیار طولانیتر» از چیزی خواهد بود که اسرائیل یا متحدانش انتظار دارند.
لحن عراقچی در تضاد با سخنان ترامپ در ابتدای هفته بود؛ زمانی که رییسجمهوری آمریکا گفت پس از آن که ایران - چنانچه گزارششده - اجرای طرح اعدام صدها بازداشتی را متوقف کرده، او از حمله صرفنظر کرده است.
ترامپ در نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس گفت: «ایران میخواهد گفتوگو کند و ما گفتوگو خواهیم کرد.»
اما چند ساعت بعد، او در هواپیمای ایر فورس وان به خبرنگاران یادآوری کرد که اقدام نظامی همچنان یکی از گزینههاست.
ترامپ، مطابق رویکرد همیشگیاش، تلاش کرد گزینههایش را باز نگه دارد. اما به نظر میرسد در تهران، مقامها نتیجهگیری خودشان را انجام دادهاند؛ بهویژه با توجه به اینکه حملات اسرائیل در خرداد گذشته، همزمان با مذاکرات ایران و آمریکا رخ داد.

نشریه فارینپالیسی در تحلیلی هشدار داده است که تنشزدایی اخیر میان اسرائیل و ایران بیش از آنکه نشانه تغییر راهبردی باشد، یک وقفه تاکتیکی است و در صورت فروپاشی، دور بعدی درگیری میتواند بزرگتر و ویرانگرتر از جنگ ۱۲روزه باشد.
بر اساس تحلیلی که روز سوم بهمن در فارینپالیسی منتشر شده، سیاست سختگیرانه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در قبال حکومت ایران همچنان محور اصلی محاسبات امنیتی تلآویو است. نویسنده تحلیل میگوید اسرائیل، رژیمی را که آشکارا شعار نابودی این کشور را سر میدهد و سالها از طریق نیروهای نیابتی علیه آن عمل کرده، تهدیدی وجودی تلقی میکند.
فارینپالیسی یادآوری میکند که پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، که با حمایت حکومت ایران انجام شد، اسرائیل و ایران وارد سه دور رویارویی مستقیم شدند که اوج آن جنگ محدود ۱۲روزه در خرداد بود. با وجود توافق نانوشته اخیر برای پرهیز از حمله متقابل و نقشآفرینی کشورهای عربی خلیج فارس در متقاعد کردن دونالد ترامپ برای خودداری از بمباران ایران، این نشریه تاکید دارد که این وضعیت بیشتر یک «مکث موقت» بوده است.
به نوشته فارینپالیسی، اسرائیل دلایل عملیاتی روشنی برای اجتناب از درگیری فوری داشت. در جنگ ۱۲روزه، حملات موشکی ایران دستکم ۳۳ کشته، بیش از ۳۵۰۰ زخمی و حدود ۱.۵ میلیارد دلار خسارت در اسرائیل بر جای گذاشت. هرچند سامانههای پدافندی اسرائیل و آمریکا مانع تلفات گستردهتر شدند، اما گزارشها از کاهش ذخایر رهگیرهای پیشرفته اسرائیل، بهویژه سامانه «آرو»، حکایت داشت. همزمان، حضور نظامی آمریکا در منطقه نیز نسبت به تابستان گذشته کاهش یافته است.
این گزارش همچنین به تهدیدهای همزمان اسرائیل در جبهه شمالی اشاره میکند. با وجود کشته شدن هزاران نیروی حزبالله در عملیات سال ۲۰۲۴ در لبنان، این گروه همچنان دهها هزار نیروی مسلح در اختیار دارد و به گفته مقامهای آمریکایی، حکومت ایران در سال ۲۰۲۵ حدود یک میلیارد دلار به حزبالله کمک مالی کرده است. از نگاه نویسنده، این عوامل باعث شد اسرائیل پیش از درگیری دوباره با ایران، اولویتهای امنیتی دیگری را دنبال کند.
با این حال، فارینپالیسی تاکید میکند که این محاسبه در حال تغییر است. اسرائیل تولید رهگیرهای آرو را سرعت بخشیده، سامانه جدید «آرو ۴» را آزمایش کرده و در جبهه شمالی نیز روند خلع سلاح حزبالله را ناکافی میداند. بهگفته نویسنده، پس از تعیین تکلیف این جبهه، تمرکز اسرائیل بار دیگر به ایران بازخواهد گشت.
در بخشی از این تحلیل آمده است که اگرچه حملات اسرائیل و آمریکا برنامه هستهای ایران را چند سال عقب انداخته، تهران از جاهطلبیهای هستهای خود دست نکشیده است. فارینپالیسی به گزارشهایی اشاره میکند که از موافقت ضمنی رهبر جمهوری اسلامی با توسعه کلاهکهای هستهای کوچکشده خبر میدهند و همچنین به وجود سایتهای هستهای جدید و عمیقتر زیرزمینی اشاره دارند که هدفگیری آنها دشوارتر است.
این نشریه همچنین از تقویت دیگر توانمندیهای نظامی ایران مینویسد؛ از جمله کمکهای ادعایی چین به برنامه موشکی ایران، همکاریهای هستهای و فضایی روسیه با تهران، و گزارشهای تاییدنشده درباره فعالیتهای شیمیایی و بیولوژیک. بهنوشته فارینپالیسی، اسرائیل بعید است اجازه دهد این بازسازی نظامی بدون پاسخ بماند، بهویژه در فضایی که پس از ۷ اکتبر، «پیشدستی» بر «بازدارندگی» در دکترین امنیتی اسرائیل غلبه یافته است.
در ادامه گزارش آمده است که ملاحظات سیاسی داخلی نیز بر تصمیمگیریها سایه انداختهاند. سال ۲۰۲۶ سال انتخابات در اسرائیل است و نتانیاهو امنیت—بهویژه در برابر ایران—را به محور بقای سیاسی خود تبدیل کرده است. حتی در صورت تغییر دولت، به باور نویسنده، بعید است سیاست اسرائیل در قبال ایران بهطور معناداری نرمتر شود.
فارینپالیسی هشدار میدهد که در صورت آغاز جنگی تازه، این درگیری احتمالاً گستردهتر از جنگ خرداد خواهد بود؛ چرا که اهداف اسرائیل دیگر صرفاً به چند سایت هستهای محدود نمیشود و حمله به تاسیسات عمیقتر ممکن است به دخالت مستقیم آمریکا و گسترش دامنه جنگ بینجامد. از سوی دیگر، بهنوشته این نشریه، تهران نیز ممکن است به دنبال کشدار شدن جنگ باشد تا از یک شکست سریع و تضعیف بیشتر رژیم جلوگیری کند.
در جمعبندی، فارینپالیسی مینویسد هرچند آینده خاورمیانه همواره با عدم قطعیت همراه است و عواملی چون اعتراضهای داخلی ایران، خستگی جنگی در اسرائیل، تصمیمهای ترامپ یا منافع چین میتوانند معادله را تغییر دهند، اما در شرایط فعلی نشانهها حاکی از آن است که تنشزدایی میان ایران و اسرائیل دوام نخواهد داشت و فروپاشی آن میتواند به دوری بزرگتر و پرهزینهتر از درگیری منجر شود.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، با عبارت «نیمکتهای خالی»، از کودکانی که از حق زندگی و آموزش محروم و در انقلاب ملی ایرانیان کشتهشدند، یاد کرد و خواستار پایان فوری خشونت، تضمین امنیت جانی کودکان و آزادی همه بازداشتشدگان شد.
گفتوگو با اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان

یک سال پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و احیای سیاست فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی، دادههای موجود نشان میدهد صادرات انرژی ایران تا حد زیادی بدون تغییر باقی مانده است.
بر اساس دادههای شرکت کپلر که در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفته، ایران در سال ۲۰۲۵ بهطور میانگین روزانه ۱.۳۸ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی به چین صادر کرد. رقمی که تنها هفت درصد کمتر از سال ۲۰۲۴ است.
با توقف صادرات نفت ایران به سوریه در دسامبر ۲۰۲۴، چین در عمل طی یک سال گذشته تنها خریدار نفت خام ایران بوده است.
برخلاف نفت خام، صادرات فرآوردههای نفتی ایران، از جمله نفت کوره (مازوت)، نفتا و گاز مایع (الپیجی)، از تنوع بیشتری برخوردار است و این محمولهها عمدتا به چین، امارات متحده عربی، مالزی و سنگاپور ارسال میشوند.
دادههای کپلر همچنین حاکی از آن است که ایران در سال گذشته میلادی بهطور میانگین روزانه ۱۹۰ هزار بشکه نفتا و ۲۵۶ هزار بشکه نفت کوره صادر کرد که در مجموع نسبت به سال ۲۰۲۴ از کاهشی حدودا ۱۳ درصدی حکایت دارد.
این روند نه بهدلیل تشدید تحریمهای آمریکا، بلکه حاصل کمبود فزاینده گاز در داخل کشور بود. این بحران نیروگاهها و واحدهای صنعتی را به افزایش مصرف نفت کوره سوق داد و در نهایت به کاهش حجم صادرات انجامید.
دادههای کپلر و ورتکسا، شرکتهای ردیابی نفتکش، نشان میدهد افت محدود صادرات نفت خام ایران با افزایش صادرات گاز طبیعی و گاز مایع جبران شده است.
ایران همچنین به صادرات گاز طبیعی به ترکیه و عراق ادامه داد.
تهران و بغداد در این خصوص آمار رسمی منتشر نمیکنند. در سوی دیگر، دادههای وزارت انرژی ترکیه حاکی از آن است که واردات گاز طبیعی از ایران در ۱۱ ماه نخست سال ۲۰۲۵ نسبت به مدت مشابه سال پیش از آن حدود ۹ درصد افزایش یافت.
یکی از دلایلی که تحریمهای آمریکا نتوانسته صادرات انرژی ایران را بهطور چشمگیری محدود کند، تداوم فعالیت «ناوگان سایه» است؛ شبکهای از نفتکشها که با تغییر پرچم، خاموش کردن سیستمهای رهگیری، انتقال محموله از کشتی به کشتی و ساختارهای مالکیتی غیرشفاف، نفت تحریمی را جابهجا میکند.
طبق برآوردهای موسسه تانکرترکرز، سال گذشته میلادی حدود ۱۵۰۰ نفتکش در سراسر جهان در فعالیتهای ناوگان سایه دست داشتند که نزدیک به ۴۰ درصد آنها به حمل نفت ایران مرتبط بودند.
ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ تحریمهای خود را علیه نفتکشهای دخیل در ناوگان سایه تشدید کرد.
با این حال، دادههای موجود نشان میدهد صدها کشتی خارج از فهرست تحریمها همچنان از مسیرهای تجاری غیرشفاف و شبکههای واسطهای در انتقال نفت ایران فعال هستند و این موضوع توان اجرایی اقدامات آمریکا را تضعیف میکند.
بنا بر دادههای جدید کپلر، انقلاب ملی ایرانیان طی هفتههای اخیر تاثیر محسوسی بر حجم صادرات نفت و فرآوردههای نفتی کشور نداشته است.
در شرایطی که پکن همچنان تنها خریدار نفت خام و میعانات گازی تهران محسوب میشود، امارات متحده عربی، از نزدیکترین متحدان منطقهای واشینگتن، به بزرگترین واردکننده نفت کوره ایران تبدیل شده و نزدیک به ۷۰ درصد از صادرات ایران را به خود اختصاص داده است.
بر اساس برآوردهای ایراناینترنشنال، ارزش کل صادرات نفت خام، فرآوردههای نفتی و گاز طبیعی ایران در سال گذشته بدون احتساب تخفیفها و هزینههای دور زدن تحریمها، حدود ۶۰ میلیارد دلار بود.
این رقم نشان میدهد ارزیابیهای اولیه واشینگتن درباره سقوط شدید صادرات نفت ایران تا سطح ۹۰ درصد، با دادههای موجود همخوانی نداشته و اثر عملی تحریمها بهمراتب محدودتر از آن چیزی بوده که در ابتدا پیشبینی میشده است.
روحالله رحیمپور، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، به ایراناینترنشنال گفت اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره جمهوری اسلامی، بیشتر با هدف افزایش هزینههای سیاسی و روانی برای تهران مطرح شده و لزوما به معنای اقدام نظامی قریبالوقوع نیست.
رحیمپور گفت ترامپ همچنان همان الگوی همیشگی خود را دنبال میکند؛ «تهدیدها را با صدای بلند مطرح میکند، اما تصمیم واقعی را با تاخیر و بهصورت معاملهمحور پیش میبرد.»
به گفته رحیمپور، پیام اصلی ترامپ به تهران این است که «من جو بایدن نیستم و اگر فکر میکنید میتوانید از من زمان بخرید، اشتباه میکنید.»
او این رویکرد را تلاشی برای بالا بردن هزینه محاسباتی طرف مقابل، یعنی جمهوری اسلامی، توصیف کرد و افزود: «در شرایط فعلی، شلیک فوری در کار نیست، اما فشار سیاسی و روانی بهطور مداوم افزایش داده میشود.»
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به تجربههای پیشین گفت ترامپ معمولا تلاش میکند ابزار چانهزنی را همزمان روی میز نگه دارد.
به گفته او، ترامپ علاقه دارد با تهدید، طرف مقابل را به لبه بحران برساند و سپس امتیاز بگیرد و در نهایت اعلام کند که بدون ورود به جنگ به نتیجه رسیده است.





