سند امنیت دفاعی آمریکا: جمهوری اسلامی مانعی برای حرکت خاورمیانه بهسوی ثبات و شکوفایی است
در بخشهای مرتبط با ایران از سند راهبردی امنیت دفاعی ایالات متحده، جمهوری اسلامی بهعنوان رژیمی «ضعیفتر و آسیبپذیرتر از دهههای گذشته» توصیف شده، اما همزمان نسبت به تلاش تهران برای بازسازی توان نظامی و احتمال ازسرگیری برنامه هستهای هشدار داده شده است.
بر اساس بخشهایی از سند راهبردی امنیت دفاعی آمریکا که به ایران اختصاص دارد و از سوی وزارت جنگ ایالات متحده منتشر شده، دولت دونالد ترامپ بار دیگر تاکید کرده است که اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست یابد. در این سند، عملیات نظامی موسوم به «چکش نیمهشب» بهعنوان نمونهای از اقدام «قاطع، گسترده و بیسابقه» معرفی شده که به ادعای سند، برنامه هستهای ایران را «بهطور کامل نابود کرده است».
در این بخشها آمده است که نیروهای مسلح آمریکا در جریان جنگ ۱۲روزه، پشتیبانی تعیینکنندهای در دفاع از اسرائیل فراهم کردند و این حمایت، نقش مهمی در موفقیتهای عملیاتی و راهبردی اسرائیل داشته است. سند تاکید میکند که در نتیجه این تحولات، رژیم ایران اکنون در ضعیفترین وضعیت خود طی چند دهه اخیر قرار دارد.
سند امنیت دفاعی آمریکا همچنین به تضعیف شدید آنچه «محور مقاومت» ایران خوانده شده اشاره میکند. در این چارچوب، حزبالله و حماس بهدلیل عملیاتهای اسرائیل «بهشدت تخریبشده» توصیف شدهاند. افزون بر این، سند به عملیات دیگری با عنوان «سوارکار خشن» اشاره میکند که به گفته واشینگتن، با هدف قرار دادن توان تهاجمی حوثیها، آنان را وادار به توقف حمله به کشتیهای آمریکایی و پذیرش صلح کرده و آزادی ناوبری برای شناورهای ایالات متحده را بازگردانده است.
با وجود این ارزیابیها، در بخشهای مرتبط با ایران هشدار داده شده که تهران بهرغم شکستهای اخیر، همچنان در پی بازسازی نیروهای متعارف خود است. نویسندگان سند تصریح میکنند که رهبران جمهوری اسلامی احتمال تلاش دوباره برای دستیابی به سلاح هستهای را رد نکردهاند و حتی ممکن است با امتناع از ورود به مذاکرات معنادار، این مسیر را دنبال کنند. در همین حال، نیروهای نیابتی حکومت ایران نیز ممکن است درصدد بازسازی زیرساختها و توانمندیهای ازدسترفته خود برآیند.
در این سند، حکومت ایران همچنان بهعنوان تهدیدی پایدار برای منافع آمریکا و متحدانش معرفی شده است. بهطور مشخص، تاکید شده که جمهوری اسلامی «خون آمریکاییها را بر دست دارد»، همچنان نابودی اسرائیل را دنبال میکند و از طریق خود و نیروهای نیابتیاش بهطور مداوم بحرانهای منطقهای ایجاد میکند؛ بحرانهایی که هم جان نظامیان آمریکایی را به خطر میاندازد و هم مانع حرکت خاورمیانه بهسوی ثبات و شکوفایی اقتصادی میشود.
در عین حال، سند امنیت دفاعی آمریکا فرصتهای تازهای را نیز در نتیجه تضعیف ایران برجسته میکند. در بخشهای مرتبط با ایران، اسرائیل بهعنوان «متحدی الگو» توصیف شده که نشان داده با حمایت محدود اما حیاتی آمریکا قادر به دفاع از خود است. واشینگتن اعلام میکند که قصد دارد با تکیه بر ابتکارهای پیشین، از جمله توافقنامههای ابراهیم، توان دفاعی اسرائیل را بیش از پیش تقویت کند.
همچنین در این سند آمده است که شرکای آمریکا در حوزه خلیج فارس بهطور فزایندهای آمادهاند مسئولیت بیشتری در دفاع از خود در برابر ایران و نیروهای نیابتیاش بر عهده بگیرند؛ از جمله از طریق خرید و استقرار سامانههای نظامی آمریکایی. این روند، بهگفته سند، امکان همگرایی امنیتی بیشتر میان اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس را فراهم میکند.
در جمعبندی بخشهای مربوط به ایران، وزارت جنگ آمریکا اعلام میکند که راهبرد واشینگتن بر واگذاری مسئولیت اصلی بازدارندگی و دفاع در برابر ایران به متحدان منطقهای استوار خواهد بود، در حالی که ایالات متحده توان خود را برای اقدامهای «متمرکز، قاطع و سریع» در دفاع از منافعش حفظ میکند. بهادعای این سند، چنین رویکردی زمینهساز «صلح پایدار از مسیر قدرت» در خاورمیانه خواهد بود.
پنتاگون با انتشار استراتژی دفاع ملی آمریکا برای سال ۲۰۲۶، ضمن اشاره به حمله آمریکا به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی و دفاع ایالات متحده از اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه نوشت: «اکنون حکومت ایران ضعیفتر و آسیبپذیرتر از هر زمان دیگری در دهههای اخیر است.»
این سند افزود: «نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی دچار ویرانی شدهاند. عملیات اسرائیل، حزبالله و حماس را بهشدت تضعیف کرده است. آمریکا با اجرای دستورهای ترامپ توان تهاجمی حوثیها را کاهش داده و آزادی ناوبری برای کشتیهای آمریکایی را احیا کرده است.»
وزارت جنگ آمریکا خاطرنشان کرد جمهوری اسلامی قصد دارد نیروهای نظامی خود را بازسازی کند و رهبران حکومت با خودداری از ورود به مذاکرات معنادار، احتمال تلاش دوباره برای دستیابی به سلاح هستهای را منتفی ندانستهاند
پنتاگون هشدار دادبا وجود تضعیف شدید نیروهای نیابتی ایران، این گروهها ممکن است در پی بازسازی زیرساختها و توانمندیهای از دسترفته برآیند.
این سند افزود جمهوری اسلامی و نیابتیهایش نهتنها جان نظامیان آمریکایی در منطقه را تهدید میکنند، بلکه مانع دستیابی منطقه به آیندهای آرام و شکوفا میشوند که بسیاری از رهبران و مردم خواهانش هستند.
پنتاگون تاکید کرد اسرائیل و شرکای آمریکا در خلیج فارس، بیش از گذشته آماده و قادرند در برابر جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش از خود دفاع کنند؛ از جمله از طریق خرید و بهکارگیری سامانههای مختلف نظامی آمریکا.
نشریه فارینپالیسی در تحلیلی هشدار داده است که تنشزدایی اخیر میان اسرائیل و ایران بیش از آنکه نشانه تغییر راهبردی باشد، یک وقفه تاکتیکی است و در صورت فروپاشی، دور بعدی درگیری میتواند بزرگتر و ویرانگرتر از جنگ ۱۲روزه باشد.
بر اساس تحلیلی که روز سوم بهمن در فارینپالیسی منتشر شده، سیاست سختگیرانه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در قبال حکومت ایران همچنان محور اصلی محاسبات امنیتی تلآویو است. نویسنده تحلیل میگوید اسرائیل، رژیمی را که آشکارا شعار نابودی این کشور را سر میدهد و سالها از طریق نیروهای نیابتی علیه آن عمل کرده، تهدیدی وجودی تلقی میکند.
فارینپالیسی یادآوری میکند که پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، که با حمایت حکومت ایران انجام شد، اسرائیل و ایران وارد سه دور رویارویی مستقیم شدند که اوج آن جنگ محدود ۱۲روزه در خرداد بود. با وجود توافق نانوشته اخیر برای پرهیز از حمله متقابل و نقشآفرینی کشورهای عربی خلیج فارس در متقاعد کردن دونالد ترامپ برای خودداری از بمباران ایران، این نشریه تاکید دارد که این وضعیت بیشتر یک «مکث موقت» بوده است.
به نوشته فارینپالیسی، اسرائیل دلایل عملیاتی روشنی برای اجتناب از درگیری فوری داشت. در جنگ ۱۲روزه، حملات موشکی ایران دستکم ۳۳ کشته، بیش از ۳۵۰۰ زخمی و حدود ۱.۵ میلیارد دلار خسارت در اسرائیل بر جای گذاشت. هرچند سامانههای پدافندی اسرائیل و آمریکا مانع تلفات گستردهتر شدند، اما گزارشها از کاهش ذخایر رهگیرهای پیشرفته اسرائیل، بهویژه سامانه «آرو»، حکایت داشت. همزمان، حضور نظامی آمریکا در منطقه نیز نسبت به تابستان گذشته کاهش یافته است.
این گزارش همچنین به تهدیدهای همزمان اسرائیل در جبهه شمالی اشاره میکند. با وجود کشته شدن هزاران نیروی حزبالله در عملیات سال ۲۰۲۴ در لبنان، این گروه همچنان دهها هزار نیروی مسلح در اختیار دارد و به گفته مقامهای آمریکایی، حکومت ایران در سال ۲۰۲۵ حدود یک میلیارد دلار به حزبالله کمک مالی کرده است. از نگاه نویسنده، این عوامل باعث شد اسرائیل پیش از درگیری دوباره با ایران، اولویتهای امنیتی دیگری را دنبال کند.
با این حال، فارینپالیسی تاکید میکند که این محاسبه در حال تغییر است. اسرائیل تولید رهگیرهای آرو را سرعت بخشیده، سامانه جدید «آرو ۴» را آزمایش کرده و در جبهه شمالی نیز روند خلع سلاح حزبالله را ناکافی میداند. بهگفته نویسنده، پس از تعیین تکلیف این جبهه، تمرکز اسرائیل بار دیگر به ایران بازخواهد گشت.
در بخشی از این تحلیل آمده است که اگرچه حملات اسرائیل و آمریکا برنامه هستهای ایران را چند سال عقب انداخته، تهران از جاهطلبیهای هستهای خود دست نکشیده است. فارینپالیسی به گزارشهایی اشاره میکند که از موافقت ضمنی رهبر جمهوری اسلامی با توسعه کلاهکهای هستهای کوچکشده خبر میدهند و همچنین به وجود سایتهای هستهای جدید و عمیقتر زیرزمینی اشاره دارند که هدفگیری آنها دشوارتر است.
این نشریه همچنین از تقویت دیگر توانمندیهای نظامی ایران مینویسد؛ از جمله کمکهای ادعایی چین به برنامه موشکی ایران، همکاریهای هستهای و فضایی روسیه با تهران، و گزارشهای تاییدنشده درباره فعالیتهای شیمیایی و بیولوژیک. بهنوشته فارینپالیسی، اسرائیل بعید است اجازه دهد این بازسازی نظامی بدون پاسخ بماند، بهویژه در فضایی که پس از ۷ اکتبر، «پیشدستی» بر «بازدارندگی» در دکترین امنیتی اسرائیل غلبه یافته است.
در ادامه گزارش آمده است که ملاحظات سیاسی داخلی نیز بر تصمیمگیریها سایه انداختهاند. سال ۲۰۲۶ سال انتخابات در اسرائیل است و نتانیاهو امنیت—بهویژه در برابر ایران—را به محور بقای سیاسی خود تبدیل کرده است. حتی در صورت تغییر دولت، به باور نویسنده، بعید است سیاست اسرائیل در قبال ایران بهطور معناداری نرمتر شود.
فارینپالیسی هشدار میدهد که در صورت آغاز جنگی تازه، این درگیری احتمالاً گستردهتر از جنگ خرداد خواهد بود؛ چرا که اهداف اسرائیل دیگر صرفاً به چند سایت هستهای محدود نمیشود و حمله به تاسیسات عمیقتر ممکن است به دخالت مستقیم آمریکا و گسترش دامنه جنگ بینجامد. از سوی دیگر، بهنوشته این نشریه، تهران نیز ممکن است به دنبال کشدار شدن جنگ باشد تا از یک شکست سریع و تضعیف بیشتر رژیم جلوگیری کند.
در جمعبندی، فارینپالیسی مینویسد هرچند آینده خاورمیانه همواره با عدم قطعیت همراه است و عواملی چون اعتراضهای داخلی ایران، خستگی جنگی در اسرائیل، تصمیمهای ترامپ یا منافع چین میتوانند معادله را تغییر دهند، اما در شرایط فعلی نشانهها حاکی از آن است که تنشزدایی میان ایران و اسرائیل دوام نخواهد داشت و فروپاشی آن میتواند به دوری بزرگتر و پرهزینهتر از درگیری منجر شود.
هیات تحریریه روزنامه واشینگتنپست در سرمقالهای هشدار داده است که تداوم سرکوب خشونتبار معترضان در ایران، با وجود هشدارهای کاخ سفید، بازدارندگی ایالات متحده در برابر جمهوری اسلامی را به چالش میکشد.
بر اساس سرمقاله واشینگتنپست که جمعه ۲۳ ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شده، همزمان با اعتراضهای گسترده شهروندان ایرانی علیه حکومت، دونالد ترامپ، ريیسجمهوری آمریکا، به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داده بود که به مردم خود آسیب نرسانند؛ هشداری که بهگفته این روزنامه، با واکنش معکوس نیروهای امنیتی حکومت ایران و «کشتارهای گسترده» پاسخ داده شد.
واشینگتنپست مینویسد تهران در حال اجرای یکی از شدیدترین موجهای سرکوب داخلی خود در چند دهه اخیر است. گزارشهایی از ضربوشتم معترضان، تعرضهای جنسی، یورش به بیمارستانها، بازداشت کودکان و مصادره اموال حامیان اعتراضات منتشر شده است. بهدلیل قطع گسترده اینترنت، ابعاد واقعی این خشونتها بهطور کامل روشن نیست، با این حال حتی رسانههای دولتی ایران نیز به گستردگی خشونتها اذعان کردهاند.
در ادامه این سرمقاله آمده است که مقامهای جمهوری اسلامی اکنون رئیسجمهوری آمریکا را به عقبنشینی متهم کرده و به تمسخر گرفتهاند؛ آن هم در شرایطی که قرار است یک ناوگان نظامی آمریکا طی روزهای آینده وارد خلیج فارس شود. بهنوشته واشینگتنپست، این تحولات به آزمونی برای روشن شدن معنای سخنان ترامپ درباره «پیروزی» در قبال ایران تبدیل شده است.
هیات تحریریه این روزنامه همچنین به تغییر لحن اخیر ترامپ اشاره میکند؛ از جمله عقبنشینی او در موضوع گرینلند در پی واکنش منفی بازارهای مالی و متحدان اروپایی، و نیز ادعای مکرر رییسجمهوری آمریکا مبنی بر اینکه دولت ایران وعده توقف اجرای بیش از ۸۰۰ حکم اعدام معترضان را داده است. این در حالی است که دادستان کل حکومت ایران این ادعا را «کاملاً نادرست» خوانده و گفته است جمهوری اسلامی «تحت هیچ شرایطی از قدرتهای خارجی دستور نمیگیرد». همزمان، گزارشهایی از ادامه اعدام معترضان از سوی پناهجویان و منابع حقوق بشری منتشر شده است.
واشینگتنپست در بخش پایانی سرمقاله تاکید میکند که حملات هوایی بهتنهایی نه به سقوط رژیم ایران منجر خواهد شد و نه منجر به تغییر رفتار آن به رفتار یک «کشور عادی» وادار میکند؛ با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان داده که این اقدامات میتوانند ضربات تاکتیکی مؤثری وارد کنند. این روزنامه همچنین به اعلام وزارت خزانهداری آمریکا درباره تحریم ۹ کشتی از «ناوگان سایه» ایران اشاره کرده و آن را نشانهای از امکان افزایش فشار تحریمی میداند.
در جمعبندی، هیات تحریریه واشینگتنپست هشدار میدهد که حفظ بازدارندگی مؤثر با «نادیده گرفتن» وقایع ممکن نیست و نحوه واکنش رییسجمهوری آمریکا، به همان اندازه سرعت آن، در تعیین پیامدهای پیشرو اهمیت دارد.
گزارش موسسه علوم و امنیت بینالمللی نشان میدهد ساخت یک «پوسته ضخیم بتنی» عظیم پیرامون تاسیسات طالقان ۲ در مجموعه نظامی پارچین به مرحلهای رسیده که این سایت عملا از دید خارج شده است.
بر اساس گزارش جمعه سوم بهمن منتشرشده موسسه علوم و امنیت بینالمللی، تصاویر ماهوارهای جدید نشان میدهد روند ساخت پوسته بتنی پیرامون تاسیسات تازهساز طالقان ۲ طی یک ماه گذشته بهگونهای پیش رفته که ساختمان تاسیسات اکنون غیرقابل شناسایی است.
بنابر این گزارش، این سطح از استحکام و پوشش، نشاندهنده اهمیت راهبردی این تاسیسات برای جمهوری اسلامی است.
تاسیسات طالقان ۲ در مجموعه نظامی پارچین و در ۳۰ کیلومتری جنوبشرق تهران قرار دارد.
این گزارش در حالی منتشر میشود که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ۳۰ دی نسبت به نامشخص بودن وضعیت حدود ۴۰۰ کیلوگرم ذخایر اورانیوم با خلوص ۶۰ درصد جمهوری اسلامی و بنبست در روند بازرسی از تاسیسات هستهای بمبارانشده هشدار داد و تاکید کرد این وضعیت نمیتواند برای همیشه ادامه یابد.
او گفت جمهوری اسلامی بهعنوان یکی از طرفهای پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای موظف به پایبندی به تعهدات خود است.
پوشاندن ساختمان اصلی و دهانههای ورودی با بتن
در بهروزرسانی پیشین تصاویر ماهوارهای که اوایل ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شده بود، مشخص شد که تا ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵، ساختمان اصلی طالقان ۲ با سقف فلزی قوسیشکل، که یک محفظه استوانهای شبیه به اتاق آزمایش مواد منفجره قوی را در خود جای داده، در حال پوشانده شدن با بتن است.
تصویر ماهوارهای ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵ – آغاز پوشش بتنی
تکمیل سارکوفاژ بتنی و ساخت سازه جدید ورودی
بر اساس تصاویر جدید، تا اواسط ژانویه ۲۰۲۶ بخش عمدهای از این تاسیسات، شامل ساختمان اصلی و دو دهانه ورودی مجاور آن، بهطور کامل با بتن پوشانده شده است.
همچنین یک ساختمان یا سازه جدید در حال احداث است که در امتداد عرض منطقه ورودی قرار دارد و میتواند بهعنوان یک ویژگی دفاعی غیرفعال عمل کند.
این سازه احتمالا دسترسی سرپوشیده به دهانههای ورودی و فضای محافظتشده برای تاسیسات زیربنایی و کارکردهای پشتیبانی را فراهم میکند.
تصویر ماهوارهای ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶ – بتنریزی گسترده
دیوار امنیتی، کارخانه بتن و آمادهسازی برای دفن کامل
کل محدوده پیرامون تاسیسات طالقان ۲ با یک دیوار امنیتی مرتفع محصور شده است. در داخل این محدوده، یک کارخانه تولید بتن برای تامین مصالح پروژه فعال است که اکنون خود بهطور جداگانه دیوارکشی شده است.
در تپههای مشرف به این مجموعه، حجم زیادی از تودههای خاک انباشته شده که بر اساس گزارش موسسه علوم و امنیت بینالمللی، احتمالا برای دفن کامل تاسیسات پس از تکمیل پوسته بتنی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. این ترکیب بتنی و خاکی، مقاومت تاسیسات را در برابر حملات هوایی احتمالی افزایش میدهد و پس از دفن، تنها یک یا دو دهانه ورودی از این مجموعه قابل مشاهده خواهد بود.
دیوار امنیتی، کامیونهای بتن و تودههای خاک
نمای زیر پوسته بتنی و محل سازههای قوسیشکل
یک تصویر تطبیقی در این گزارش نشان میدهد محل سازههای دارای سقف قوسیشکل که در تصویر سمت چپ مربوط به ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵ قابل مشاهده است، در تصویر سمت راست مربوط به ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶ در زیر لایه بتنی قرار گرفته و تاسیسات اصلی اکنون بهطور کامل در زیر پوسته بتنی پنهان شده است.
تصویر تطبیقی پیش و پس از پوشش بتنی
تقویت دفاع هوایی پارچین پس از «جنگ ۱۲روزه»
گزارش موسسه علوم و امنیت بینالمللی همچنین به ارتقای دفاع فعال در اطراف سایت پارچین اشاره میکند. بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی در ژوئیه ۲۰۲۵ یک موضع توپخانه ضدهوایی را فعال کرده که دستکم از سال ۲۰۱۷ غیرفعال بوده است. دو موضع ضدهوایی فعال جدید نیز به مجموعه اضافه شده است. یکی از این مواضع در ژوئیه و دیگری در اوت ۲۰۲۵ ساخته شدهاند.
به نظر میرسد سامانههای نصبشده از نوع توپخانه ضدهوایی باشند.
مواضع توپخانه ضدهوایی
در جریان جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، ایالات متحده سه سایت هستهای ایران در فردو، نطنز و اصفهان مورد حمله موشکی قرار داد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در سخنرانی پس از این حملات، آن را «موفقیتی خارقالعاده» خواند و گفت: «جمهوری اسلامی، قلدر خاورمیانه، اکنون باید صلح را بپذیرد. اگر نپذیرد، حملات بعدی بسیار گستردهتر و آسانتر خواهند بود.»
از آن زمان، جمهوری اسلامی این سه سایت را از دسترس بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی خارج کرده است.
موسسه علوم و امنیت بینالمللی تاکید میکند تاسیسات طالقان ۲ در محلی ساخته شده که پیشینه فعالیتهای حساس هستهای دارد. به گفته این موسسه، در سایت نظامی پارچین تا دستکم سال ۲۰۰۴ و در چارچوب «طرح آماد»، فعالیتهایی مرتبط با توسعه اجزای سلاح هستهای انجام میشد.
این فعالیتها شامل کار روی آغازگر نوترونی، آزمایشهای مرتبط با انفجار همزمان چندنقطهای و ساخت یک تاسیسات عمیق مدفون برای تولید هسته اورانیوم با درجه تسلیحاتی بود.
این موسسه همچنین هشدار داد اگرچه تنها بر اساس تصاویر ماهوارهای نمیتوان هدف نهایی تاسیسات جدید طالقان ۲ را مشخص کرد، اما ابعاد ساختوساز و سطح بالای حفاظت و استحکام آن نشاندهنده اهمیت راهبردی این پروژه برای جمهوری اسلامی ایران است.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، اعلام کرد که این کشور به دلایل مربوط به قانون اساسی خود نمیتواند طرح صلح ترامپ را به شکل فعلی آن بپذیرد اما آماده است با آمریکا برای یافتن قالبهای جدید به منظور برقراری صلح در مناطق مختلف جهان همکاری کند.
مرتس جمعه سوم بهمن در یک کنفرانس خبری مشترک با جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، در رم گفت: «در قالبی که هیات صلح در حال حاضر شکل گرفته است، ما نمیتوانیم ساختارهای حاکمیتی آن را در آلمان به دلایل قانون اساسی بپذیریم.»
او افزود: «با این حال، ما قطعا آمادهایم تا شکلهای دیگر، شکلهای جدید، همکاری با ایالات متحده آمریکا را بررسی کنیم، اگر هدف یافتن قالبهای جدیدی باشد که ما را به صلح در مناطق مختلف جهان نزدیکتر کند.»
صدراعظم آلمان تاکید کرد این قالبها نیازی نیست تنها به غزه و خاورمیانه محدود شوند، بلکه میتوانند به عنوان مثال برای اوکراین نیز اعمال شوند.
پیشتر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در مراسم آغاز به کار «هیات صلح» در مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس اعلام کرد به همکاری با بازیگران مختلف، از جمله سازمان ملل متحد، ادامه خواهد داد.
رییسجمهوری آمریکا گفت «همه» میخواهند بخشی از هیئت صلح غزه باشند.
ترامپ که قرار است ریاست این هیئت را بر عهده داشته باشد، از دهها رهبر جهان برای عضویت در آن دعوت به عمل آورده و تاکید کرده این نهاد میتواند فراتر از آتشبس ناپایدار غزه، به دیگر مسائل و چالشهای جهانی بپردازد.
به گفته ترامپ، اعضای دائمی هیئت صلح باید هر یک با پرداخت یک میلیارد دلار در تامین مالی آن مشارکت کنند.
برخی از متحدان سنتی آمریکا نسبت به پیوستن به این هیئت تمایل نشان ندادهاند یا با احتیاط در خصوص این دعوت موضعگیری کردهاند.
پیشتر رویترز گزارش داده همه کشورهای اتحادیه اروپا به استثنای هنگری و بلغاریا از پیوستن خودداری کردهاند.
این خبرگزاری افزود این موضوع به نگرانی اروپا و برخی طرفهای دیگر دامن زده و این تصور را تقویت کرده که این نهاد ممکن است به رقیب سازمان ملل تبدیل شود یا نقش آن را تضعیف کند.
بهجز آمریکا، تاکنون دیگر اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل برای پیوستن به هیئت صلح غزه اعلام آمادگی نکردهاند.
هرچند ترامپ از تصمیم مسکو برای مشارکت در هیئت صلح خبر داده، روسیه اول بهمن اعلام کرد این پیشنهاد را در دست بررسی دارد.
فرانسه دعوت ترامپ را نپذیرفتند و بریتانیا نیز اعلام کرد فعلا به این ابتکار نمیپیوندد. چین هم تاکنون موضع رسمی خود را مشخص نکرده است.
اتحادیه اروپا نگران «تمرکز قدرت» ترامپ بر «هیئت صلح»
همچنین رویترز جمعه طبق یک سند داخلی که مشاهده کرده گزارش داد شاخه سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره قدرت گسترده ترامپ، بر «هیئت صلح» ابراز نگرانی کرده است.
این سند یک تحلیل محرمانه به تاریخ ۱۹ ژانویه است که خدمات دیپلماتیک خارجی اتحادیه اروپا با کشورهای عضو این اتحادیه به اشتراک گذاشت و نگرانی خود را درباره تمرکز قدرت در دستان ترامپ ابراز کرده است.
به نوشته این نهاد، طرح هیئت صلح «نگرانیهایی را بر اساس اصول قانون اساسی اتحادیه اروپا ایجاد میکند» و «استقلال نظام حقوقی اتحادیه اروپا نیز مانع تمرکز قدرت در دستان رئیس هیئت میشود».
این سند همچنین میگوید هیئت صلح تازه «به طور قابل توجهی از ماموریتی که توسط شورای امنیت سازمان ملل در نوامبر مجاز شناخته شده بود و تنها بر مناقشه غزه متمرکز بود، فاصله گرفته است».
گسترش دامنه ماموریت
ریاست هیئت جدید که رییسجمهور آمریکا آغاز کار آن را پنجشنبه گذشته اعلام کرد، به صورت مادامالعمر در اختیار ترامپ است و قرار است کار خود را با پرداختن به مناقشه غزه آغاز کند و سپس دامنه آن برای رسیدگی به سایر منازعات گسترش یابد.
کشورهای عضو تنها میتوانند سه سال در هیئت بمانند، مگر اینکه هر کدام یک میلیارد دلار برای تامین مالی فعالیتهای هیئت بپردازند و عضویت دائمی کسب کنند.
ترامپ گفت: «وقتی این هیئت به طور کامل شکل بگیرد، ما تقریبا میتوانیم هر کاری بخواهیم انجام دهیم. و این کار را با همکاری سازمان ملل انجام خواهیم داد».
او افزود که سازمان ملل پتانسیل بزرگی دارد که به طور کامل استفاده نشده است.
پس از اینکه رهبران اروپایی پنجشنبه شب برای بررسی روابط دو سوی اقیانوس اطلس دیدار کردند، آنتونیو کوستا، رییس شورای اروپا، به خبرنگاران گفت: «ما در مورد چندین عنصر در طرح هیئت صلح، مربوط به دامنه، حاکمیت آن و سازگاری آن با منشور سازمان ملل، تردیدهای جدی داریم».
کوستا گفت که اتحادیه اروپا «آماده همکاری با ایالات متحده برای اجرای برنامه جامع صلح برای غزه است و همکاری با هیئت صلح است که ماموریت خود را به عنوان یک اداره انتقالی، مطابق با قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت سازمان ملل انجام میدهد».
در تحلیل خود، خدمات دیپلماتیک اتحادیه اروپا گفته است که «این شرط که میزان مشارکت یک کشور عضو نیازمند تایید رییس هیئت است، مداخلهای نامناسب در خودمختاری سازمانی هر عضو به شمار میرود.»