بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، استانداران و مقامهای امنیتی در روزهای اخیر در چند استان ایران، با فراخواندن چهرههای اصلاحطلب به استانداریها اقدام به برگزاری جلسات توجیهی امنیتی کردهاند.
هدف از برگزاری این جلسات، اقناع سیاسی درباره سرکوب اعتراضات و کشتار گسترده بوده است.
طبق این اطلاعات، در برخی از این نشستها اعتراض و جروبحث میان اصلاحطلبان و مقامهای امنیتی شکل گرفته و شماری از حاضران نسبت به ابعاد کشتار واکنش نشان دادهاند.
با این حال، مقامهای جمهوری اسلامی به اصلاحطلبان گفتهاند افرادی که حکومت در جریان اعتراضات کشته شدند، «تروریست» بودهاند یا «از خارج وارد کشور شدهاند.»
پیشتر، این رویکرد پیشتر نیز مطرح شده بود؛ از جمله مسعود پزشکیان بر لزوم اقناع گروههای مختلف جامعه، بهویژه پزشکان، درباره سرکوبها تأکید کرده بود. این جلسات در حالی برگزار میشود که گزارشهای میدانی از شهرهای مختلف از تداوم فشار امنیتی و محدودسازی روایتها حکایت دارد.

اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که بهدنبال ارزیابی مقامهای ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی درباره افزایش احتمال حمله آمریکا، علی خامنهای، دیکتاتور ایران، در پناهگاهی ویژه و زیرزمینی شامل تونلهای تودرتو در تهران مخفی شده است.
بر اساس این گزارش، مسعود خامنهای، پسر سوم او، اکنون مسئولیت کارهای دفتری روزانه را بر عهده دارد و مجتبی خامنهای، دیگر فرزند دیکتاتور ایران، با سایر مقامهای حکومتی در ارتباط است.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره حمله آمریکا به مواضع و مقامهای جمهوری اسلامی بالا گرفته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیشتر بارها از احتمال مداخله در ایران سخن گفته و به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داده بود از سرکوب معترضان خودداری کنند.
او دوم بهمن اعزام گسترده تجهیزات نظامی و حرکت «یک ناوگان بزرگ» آمریکا به سمت منطقه را تایید کرد و گفت ایالات متحده تحولات ایران را بهدقت زیر نظر دارد.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، دوم بهمن اعلام کرد شمار کشتهشدگان در اعتراضات سراسری ممکن است بیش از ۲۰ هزار نفر باشد.
خامنهای در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل نیز در پناهگاهی زیرزمینی در لویزان مخفی شد تا از حملات احتمالی در امان بماند.
اسرائیل در جریان این درگیری، شماری از فرماندهان ارشد نظامی و عوامل برنامه هستهای جمهوری اسلامی را از پا درآورد.
شاهزاده رضا پهلوی ۱۹ بهمن با اشاره به هراس دیکتاتور تهران از انقلاب ملی ایرانیان گفت: «موشعلی و فرماندهان سپاه از ترس مردم در سوراخ پنهان شدهاند.»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر اعلام کرد «بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران» در ۱۸ و ۱۹ دی به دستور شخص خامنهای و عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج انجام گرفت.
مقامهای جمهوری اسلامی در روزهای اخیر معترضان را «تروریست» و «اغتشاشگر» خوانده، انقلاب ملی ایرانیان را به آمریکا و اسرائیل نسبت داده و تهدید کردهاند به هرگونه حمله آمریکا پاسخ خواهند داد.
محمدجواد حاج علیاکبری، امام جمعه تهران، سوم بهمن ضمن تهدید کشورهای منطقه گفت «سرمایهگذاری یک تریلیون دلاری» آمریکا در منطقه «زیر نظر موشکهای ماست».
شاهزاده رضا پهلوی سوم بهمن در مصاحبه با یک رسانه آلمانی، تحولات جاری در ایران را «انقلاب واقعی یک ملت» توصیف کرد و گفت جمهوری اسلامی وارد جنگی تمامعیار علیه مردم ایران شده است.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی به مدیران مسئول روزنامهها و رسانههای آنلاین دستور داده است از انتشار هرگونه خبر مستقل درباره شمار کشتهشدگان انقلاب ملی ایرانیان خودداری کنند و صرفا به آمارهای اعلامی نهادهای حکومتی ارجاع دهند.
بنابر این اطلاعات، این دستور در نشستی با حضور مدیران رسانههای داخلی به آنها ابلاغ شده و در آن، بهصراحت تاکید شده است که هیچگونه مصاحبه یا گفتوگو با خانوادههای کشتهشدگان انجام نشود.
به گفته منابع مطلع، این تصمیم در راستای جلوگیری از انتشار ابعاد واقعی کشتار معترضان که به دستور مستقیم علی خامنهای رخ داد، اتخاذ شده است.
این دستور در حالی صادر شده که در همان جلسه، شماری از مدیران رسانههای داخلی با اشاره به آمار چند هزار نفری کشتهشدگان انقلاب ملی ایرانیان، ابلاغیه دولت مسعود پزشکیان و شورای عالی امنیت ملی را زیر سوال بردهاند.
به گفته این افراد، اختلاف فاحشی میان آمار رسمی حکومت و اطلاعات موجود در داخل کشور وجود دارد.
شورای امنیت کشور، نهادی که زیر نظر وزیر کشور فعالیت میکند، چهارشنبه اول بهمن برای نخستین بار آماری از شمار کشتهشدگان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی منتشر کرد.
در این بیانیه، شمار معترضان کشتهشده ۶۹۰ نفر اعلام شده است. این شورا همچنین مجموع جانباختگان این دو روز را سه هزار و ۱۱۷ نفر عنوان کرده، اما مدعی شده است که دو هزار و ۴۲۷ نفر از این افراد «شهید» و از «مردم بیگناه و حافظان نظم و امنیت» بودهاند؛ عنوانی که در ادبیات جمهوری اسلامی صرفا به نیروهای حامی حکومت اطلاق میشود.
بنیاد شهید جمهوری اسلامی نیز چهارشنبه اول بهمن اعلام کرد نیروهای نظامی و امنیتی تنها جان ۶۹۰ معترض را گرفتهاند و دو هزار و ۴۲۷ نفر دیگر به دست معترضان «شهید» شدهاند. این نهاد ابتدا از کشته شدن سه هزار و ۳۱۷ نفر خبر داده بود، اما ساعاتی بعد این رقم را به سه هزار و ۱۱۷ نفر کاهش داد.
این آمار با اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، روایت شاهدان عینی و گزارشهای رسانههای جهانی اختلاف چشمگیری دارد.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، اوایل هفته جاری گفت برآوردها نشان میدهد شمار غیرنظامیانی که در جریان سرکوب اعتراضات جان خود را از دست دادهاند، دستکم پنج هزار نفر است. او با استناد به گزارشهای دریافتی از پزشکان داخل ایران افزود این رقم میتواند «حداقل ۲۰ هزار نفر» باشد.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیش از این اعلام کرده بود شمار معترضانی که به دست نیروهای حکومتی کشته شدهاند، دستکم ۱۲ هزار نفر بوده است. رسانههایی چون ساندیتایمز این رقم را بین ۱۶ تا ۱۸ هزار نفر و شبکه سیبیاس تا ۲۰ هزار نفر برآورد کردهاند.
ایراناینترنشنال در بیانیهای اعلام کرده بود که این آمار بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع نزدیک به شورای عالی امنیت ملی، دو منبع در دفتر ریاستجمهوری، منابعی در سپاه پاسداران در شهرهای مختلف، روایت خانوادههای کشتهشدگان، گزارشهای میدانی و دادههای مراکز درمانی بهصورت چندمرحلهای بررسی شده است.
بر اساس این بیانیه، کشتار روزهای ۱۸ و ۱۹ دی از نظر گستره جغرافیایی، شدت خشونت و شمار جانباختگان در تاریخ معاصر ایران بیسابقه بوده است.

یک شاهد عینی که در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی مشهد شرکت کرده بود، از تیراندازی مستقیم نیروهای سرکوب و کشتار گسترده معترضان با استفاده از شمار زیادی تکتیرانداز خبر داد.
این شهروند معترض که در گزارش با نام مستعار «لادن» معرفی میشود، پنجشنبه دوم بهمن گفت: «اعتراضها در هر دو شب از خیابانهای فرعی مشهد شروع میشد. جمعیت کمکم بیشتر میشد و بعد به سمت خیابانهای اصلی حرکت میکرد.»
او افزود: «مثلا مردم از ورودیهایی که به وکیلآباد و احمدآباد منتهی میشد، حرکت میکردند و همینطور جلو میرفتند تا به خود وکیلآباد یا احمدآباد میرسیدند.»
لادن ادامه داد: «در این مکانها دریای خون به راه افتاده بود. نیروها از روی پشتبامها شلیک میکردند و تیرها مستقیم قلب یا سر را هدف میگرفت.»
بلوار وکیلآباد یکی از مهمترین و طولانیترین محورهای شهری مشهد است. وکیلآباد از تقاطع آزادی و بلوار کوثر آغاز میشود و تا مناطق حاشیهای شهر، از جمله محدوده طرقبه و شاندیز، امتداد پیدا میکند.
خیابان احمدآباد هم یکی از شناختهشدهترین و قدیمیترین محورهای مشهد به شمار میرود و نقش مهمی در حیات اداری، اقتصادی و اجتماعی شهر ایفا میکند.
خبرگزاری فرانسه دوم بهمن نوشت از آنجا که ایران پس از هفتهها اعتراضات همچنان تا حد زیادی با قطع اینترنت مواجه است، روایت شاهدان عینی برای فهم چگونگی وقوع این رویدادها و سرکوب گسترده حکومت اهمیت اساسی دارد.

«تکتیراندازها میزدند، فقط سر و قلب»
لادن در ادامه با اشاره به سرکوب شدید معترضان در منطقه هفت تیر مشهد گفت شامگاه ۱۸ دی، شماری از تکتیراندازها در «تراس» یکی از برجهای منطقه مستقر شده بودند و به مردم در نزدیکی کلانتری هفت تیر شلیک میکردند.
او ادامه داد: «حداقل ۱۰۰ نفر را آن شب از بالای برج با اسنایپر زدند. فقط سر و قلب.»
لادن از شمار زیاد جانباختگان انقلاب ملی در مشهد خبر داد و گفت آن دسته از نیروهای سرکوب که مجهز به تفنگ ساچمهای بودند، تعمدا صورت معترضان را هدف قرار میدادند.
او لحظات هولناک حمله ماموران جمهوری اسلامی را چنین روایت کرد: «با ساچمه به صورتت شلیک میکردند. باید واقعا شانس میآوردی که به چشمت نمیخورد.»
این شهروند گزارشهای متعدد در خصوص اقدام نیروهای سرکوب در زدن «تیر خلاص» به مجروحان را تایید کرد و افزود: «یک سری را از خیابانها به داخل کوچهها منتقل کردند و تیر خلاص زدند.»
به گفته لادن، در برخی محلههای مشهد، از جمله سیدی، حجم خون ریختهشده معترضان روی زمین آنقدر زیاد بود که مردم ناچار شدند خودشان برای شستن خیابانها اقدام کنند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، دوم بهمن هشدار داد شمار کشتهشدگان در انقلاب ملی ایرانیان ممکن است بیش از ۲۰ هزار نفر باشد.
روایتهای رسیده از ایران حاکی از آن است که همزمان با قطع اینترنت و راههای ارتباطی، جمهوری اسلامی به سرکوب معترضان ادامه میدهد و نیروهای امنیتی فضایی مشابه حکومت نظامی در شهرها برقرار کردهاند.

«این دفعه حکومت خیلی جنایت کرد، از نازیها بدتر»
لادن در ادامه از وجود فضای «حکومت نظامی» در مشهد خبر داد و گفت: «سر چهارراهها، ماشینهای مسلح و ناپویی با اسلحه هستند. مردم را نگه میدارند. گوشی و ماشین را میگردند. گوشی بعضیها را هم با خودشان میبرند.»
او ادامه داد: «هر کسی بیرون میرود، اول گوشی خود را پاکسازی میکند.»
او همچنین به محدودیتهای شدید اینترنتی در ایران پرداخت و خطاب به ایرانیان خارج از کشور افزود: «بعضی لحظات اینترنت وصل میشود، اما ممکن است هر لحظه قطع شود. شما که خارج از ایران هستید، نگذارید به فراموشی سپرده شود. این دفعه حکومت خیلی جنایت کرد، از نازیها بدتر.»
پیشتر گروهی از متخصصان پزشکی، پیراپزشکی و پزشکی قانونی در بیانیهای تحلیلی اعلام کردند بررسی نظاممند تصاویر و ویدیوهای رسیده از ایران، نشاندهنده الگوهای جدی و نگرانکننده از نقض اصول بنیادین پزشکی، پزشکی قانونی و حقوق بشر در جریان سرکوب اخیر است.

وزارت امور خارجه کانادا در پاسخ به ایراناینترنشنال، با محکومکردن کشتار معترضان، خشونت، بازداشتهای خودسرانه و ارعاب شهروندان در ایران، اعلام کرد اتاوا در کنار مردم ایران ایستاده است و فشارها بر جمهوری اسلامی را از طریق تحریمها و اقدامات حقوقی ادامه خواهد داد.
وزارت امور خارجه کانادا چهارشنبه اول بهمن در پاسخ به ایراناینترنشنال اعلام کرد کانادا در همبستگی با مردم ایران ایستاده و صدای شهروندانی را که خواهان رعایت حقوق بنیادین خود هستند، به رسمیت میشناسد.
وزارت امور خارجه کانادا همچنین اعلام کرد سیاست این کشور در قبال ایران همچنان «تعامل کنترلشده» است؛ سیاستی که سطح تماسها را به موضوعاتی محدود میکند که شامل برنامه هستهای ایران، امنیت منطقهای، حقوق بشر و امور کنسولی میشود.
بر اساس این موضع رسمی، کانادا اعلام کرده است فشار بر جمهوری اسلامی را از طریق تحریمهای بیشتر و سایر اقدامات ادامه خواهد داد.
اعضای پارلمان اروپا سهشنبه در نشستی که به بررسی وضعیت ایران اختصاص داشت، سرکوب گسترده اعتراضات مردمی، اعدامها و قطع اینترنت را بهشدت محکوم کردند.
در این جلسه، اکثریت نمایندگان خواستار عبور اتحادیه اروپا از مواضع صرفاً بیانیهای و حرکت بهسوی اقدامهای عملی، از جمله تشدید تحریمها و قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی شدند؛ هرچند درباره کارآمدی تحریمها و پیامدهای آن اختلافنظرهایی نیز مطرح شد.
اورسولا فوندرلاین، رییس کمیسیون اروپا، نیز سهشنبه گفت اروپا در همبستگی با زنان و مردان شجاع ایران ایستاده است که برای آزادی خود و نسلهای آینده جانشان را به خطر انداختهاند. او افزود اتحادیه اروپا در حال آمادهسازی تحریمهای جدید علیه جمهوری اسلامی در واکنش به ادامه سرکوب معترضان است.
اقدامات کانادا علیه جمهوری اسلامی
به گفته مقامهای کانادایی، این کشور طی دو سال گذشته مجموعهای از اقدامات «قاطع» را برای افزایش فشار بر ایران و گروههای وابسته به آن اجرا کرده است.
طبق این بیانیه، در هفتم دسامبر ۲۰۲۳، دولت کانادا مقررات «عدالت برای قربانیان مقامات فاسد خارجی» را اصلاح کرد و نام دو شهروند ایرانی را بهدلیل نقش داشتن در نقضهای گسترده و طولانیمدت حقوق بشر به این فهرست افزود.
همچنین در ژوئن ۲۰۲۴، کانادا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر اساس قانون کیفری این کشور در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد. در ادامه، در دسامبر ۲۰۲۴، حوثیها نیز بهعنوان سازمان تروریستی ذیل قانون کیفری کانادا فهرست شدند.
وزارت امور خارجه کانادا اعلام کرد طی دو سال گذشته، دو دور تحریم مشخص علیه جمهوری اسلامی اعمال شده که در آنها نام هفت فرد مسئول نقض حقوق بشر و سیاستهای سرکوبگرانه داخلی علیه شهروندان ایرانی درج شده است.
این اقدامات، به گفته اتاوا، در چارچوب تلاشهای گستردهتر کانادا قرار دارد؛ از جمله اعمال تحریمهای مستقل علیه ۴۶۷ فرد و نهاد ایرانی به دلیل نقض صلح و امنیت، نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم.
دولت کانادا همچنین اعلام کرده است جمهوری اسلامی را بهعنوان «رژیمی درگیر در تروریسم و نقض سیستماتیک یا فاحش حقوق بشر» ذیل قانون مهاجرت و حمایت از پناهندگان شناسایی کرده است؛ تصمیمی که موجب میشود هر مقام ارشد جمهوری اسلامی که از ۲۳ ژوئن ۲۰۰۳ تاکنون در این حکومت خدمت کرده، اجازه ورود به کانادا را نداشته باشد.
جمهوری اسلامی حامی تروریسم
علاوه بر این، جمهوری اسلامی بهعنوان «دولت حامی تروریسم» ذیل قانون مصونیت دولتها در کانادا شناخته میشود؛ وضعیتی که دولت کانادا اعلام کرد آن را در دسامبر ۲۰۲۵ بار دیگر تایید کرده است.
وزارت امور خارجه آمریکا جمعه ۱۴ آذر تاکید کرد که جمهوری اسلامی همچنان بزرگترین حامی تروریسم دولتی در جهان است.
صفحه فارسی وزارت امور خارجه آمریکا در شبکه اجتماعی ایکس نوشت جمهوری اسلامی از طریق نیروی قدس سپاه پاسداران و گروههای نیابتی خود از جمله حزبالله، حماس و سازمانهای جنایی فراملی، بسیاری از حملهها و «فعالیتهای تروریستی» را در سطح جهانی تامین مالی و هدایت کرده است.
وزارت امور خارجه کانادا در ادامه افزود این کشور در سال ۲۰۲۵، برای بیستوسومین سال متوالی، قطعنامهای درباره وضعیت حقوق بشر در ایران را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسانده است.
به گفته اتاوا، این قطعنامه توجه جامعه جهانی را به نقضهای حقوق بشری جمهوری اسلامی جلب کرده و خواستار برداشتن گامهای مشخص برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران شده است.

اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است علیرضا رحیمی، جوان ۲۶ ساله ساکن تهران، شامگاه ۱۸ دی در جریان انقلاب ملی ایرانیان در فلکه سوم تهرانپارس با شلیک مستقیم گلوله جنگی از پشتبام هدف قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس روایت شاهدان، علیرضا و امیررضا، برادران دو قلو و ساکن تهران، پنجشنبه ۱۸ دی همراه با چند تن از اقوام خود برای حضور در اعتراضات به خیابانهای تهرانپارس رفتند و در نقاط مختلف منطقه حضور یافتند.
آنها در نهایت در محدوده فلکه سوم تهرانپارس به سایر بستگانشان پیوستند و در میان جمعیت بودند که ناگهان شلیک مستقیم از پشتبامها آغاز شد و علیرضا با اصابت گلوله جنگی از پشت سر به زمین میافتد.
او در آغوش عمویش به بیمارستانی در محدوده فلکه سوم تهرانپارس منتقل شد. این حادثه در ساعاتی رخ داد که به گفته شاهدان، موج اصلی کشتار تازه آغاز شده بود.
تلاش ناموفق برای احیا
به گفته منبع مطلع، در ساعات ابتدایی سرکوب، شمار مجروحان و کشتهشدگان هنوز بالا نبود و به همین دلیل کادر درمان و پرستاران بیمارستان، حدود ۴۵ دقیقه برای انجام اقدامات پزشکی و احیا تلاش کردند، اما در نهایت علیرضا جان خود را از دست داد.
این منبع تاکید کرد در میانه اقدامات پزشکی برای علیرضا، بیش از ۱۰۰ مجروح تیر خورده به این بیمارستان منتقل شدند؛ به حدی که این مرکز درمانی ظرفیت و نیروی کافی را برای پذیرش و رسیدگی به مجروحان نداشت.
ثبت مشخصات و تحویل ندادن پیکر
پس از جانباختن علیرضا، کد ملی و مشخصات هویتی او ثبت شد تا خانواده روز بعد برای تحویل پیکر به «بهشت زهرا» مراجعه کنند.
خانواده بهدلیل برخی مسائل شخصی، صبح شنبه ۲۰ دی برای تحویل پیکر به «بهشت زهرا» رفتند، اما به آنها اعلام شد با این کد ملی و مشخصات، هیچ فردی ثبت نشده است.
مسئولان از خانواده خواستند برای شناسایی، وارد سولهها شوند و تاکید کردند تشخیص هویت تنها باید بهوسیله بستگان درجه یک انجام شود.
جستوجو میان هزاران پیکر
به گفته منبع ایراناینترنشنال، در سولههای «بهشت زهرا» بین سه تا چهار هزار پیکر نگهداری میشد: «به دلیل تعداد بسیار زیاد کشتهشدگان، ثبت آنها در سیستم یا نوشتن اطلاعات فرد کشتهشده روی کاورها انجام نشده بود. حتی پیکرهایی که از بیمارستانها منتقل شده بودند و مشخصا نشانههایی از اقدامات پزشکی از جمله لولهگذاری، آنژیوکت و پانسمان داشتند هم ثبت مشخصات نشده بودند.»
به گفته او، خانوادههای زیادی در میان شیون و فریاد، تکتک ناچار به باز کردن زیپ کاورها بودند تا پیکر عزیزانشان را شناسایی کنند.
بنا بر گفتههای این شاهد عینی، جستوجوی پیکر علیرضا در اولین سوله ساعتها به طول انجامید: «ازدحام جمعیت و نبودن هیچ ساز و کاری باعث میشد برخی از پیکرها را بارها ببینند.»
او در ادامه گفت: «افرادی در سولهها بودند که با فریاد تاکید میکردند بعد از دیدن چهره کشتهشدگان حتما زیپ کاورها کشیده شود و این، شناسایی را طولانیتر میکرد.»
سه تن از نزدیکان علیرضا که برای شناسایی و تحویل پیکر او به «بهشت زهرا» رفته بودند، به ناچار با خانواده تماس گرفتهاند تا چند تن دیگر برای سرعت بخشیدن به روند شناسایی به محل بروند: «در نهایت آنها ۱۰ نفره در سولههای مختلف تقسیم شدند تا پیکر او را پیدا کنند؛ اما جستوجو در میان سه سوله اول بینتیجه ماند.»
به گفته راوی، یک سوله بسیار بزرگ مخصوص زنان و دختربچههای کشته شده وجود داشته است: «سومین سولهای که وارد شدند، زیپ هر کاوری را که باز میکردند زنان و دختران کمسن و دختر بچههایی بودهاند که توان دیدن آنها را نداشتند. بعد از دیدن چند ده کاور، مطمئن شدند در این سوله فقط پیکر زنان کشتهشده وجود دارد و مشخصا آنها را از مردان جدا کردهاند.»
پرداخت پول برای پیدا کردن پیکر
بر اساس این روایت، در ادامه، یکی از رانندگان آمبولانس «بهشت زهرا» زمانی که سردرگمی خانواده را دیده است، به آنها گفته که پشت سولهها، کانتینرهایی وجود دارد و پیکرهایی که در سولهها جا نشدهاند در آنها نگهداری میشوند: «او گفت چند آمبولانس بهشت زهرا هم هستند که دهها پیکر روی هم در آنها قرار داده شدهاند.»
به گفته این منبع، نحوه صحبت این فرد بهگونهای بوده که درخواست پول را القا میکرده است: «خانواده که نگران عدم تحویل پیکر بودند و خبرهایی درباره دریافت پولهای کلان شنیده بودند، ناچار به پرداخت مبلغی چند ده میلیون تومانی شدند.»
پس از اعلام نام بیمارستان، راننده به خانواده کمک کرده تا پیکر علیرضا را در یکی از آمبولانسها پیدا کنند.
به گفته یکی از نزدیکان علیرضا که او را شناسایی کرده، بخش بزرگی از صورت او بهدلیل اصابت گلوله از پشت سر متلاشی شده بود: «این فرد نزدیک به علیرضا با حال روحی آشفته، یک پلک او را بالا زده تا بتواند با دیدن رنگ چشمها او را شناسایی کند.»
خاکسپاری
پس از ساعتهای طولانی جستوجو و تحویل پیکر، علیرضا را برای خاکسپاری آماده کردند.
بنا بر این روایت، خانواده با خشم و اندوه فراوان، در صف خواندن «نماز میت» نایستادهاند.
علیرضا به موسیقی علاقهمند بود و خانواده او در زمان خاکسپاری، ترانههایی را که او دوست داشت پخش کردند و مراسم خاکسپاری اینگونه به دور از هر آیین مذهبی انجام شد.
به گفته نزدیکان، خانواده، همچنان هنگام حضور بر مزار علیرضا، ترانههای مورد علاقه او را پخش میکنند.
بر اساس این روایت، امیررضا، برادر دوقلوی علیرضا، پس از این حادثه، گرفتار وضعیت روحی نامناسبی شده است.





