سرکوب مردم ایران از محاصره خیابانی به بیمارستان و سردخانهها کشیده شد
بازار رشت
گزارشهای دریافتی از ایران نشان میدهد سرکوب معترضان وارد مرحلهای تازه و سازمانیافته شده است؛ مرحلهای که در آن، علاوه بر خیابانها، بیمارستانها، روند درمان مجروحان و حتی تحویل پیکر کشتهشدگان نیز تحت کنترل مستقیم نیروهای امنیتی قرار گرفته است.
روایتهای مخاطبان از شهرهای مختلف حاکی از شلیک گسترده با سلاح جنگی، محاصره معترضان، اعمال حکومت نظامی و فشار نظاممند بر خانوادههاست.
کنترل بیمارستانها و سرقت بانکهای خون
یکی از نگرانکنندهترین اقدامات نیروهای سرکوب، مداخله مستقیم ماموران امنیتی در مراکز درمانی است.
یک پزشک در رشت گفته است پس از انتقال مجروحان اعتراضات به بیمارستان «پورسینا»، نیروهای امنیتی وارد بیمارستان شدند و زخمیها را با خود بردند. همچنین، ماموران کل ذخایر بانک خون این بیمارستان را تخلیه و آن را به بیمارستان «ولیعصر» ارتش منتقل کردهاند.
گزارشهای مشابهی از خرمآباد و اراک نیز منتشر شده که از انتقال گسترده اجساد، پر شدن سردخانهها و حضور نیروهای حکومتی در اطراف مراکز درمانی حکایت دارد.
خانوادهها میگویند در برخی موارد برای تحویل پیکر کشتهشدگان یا حتی اطلاع از محل دفن، تحت فشار مالی قرار گرفتهاند و مبالغی چندصد میلیونی مطالبه شده است.
این اقدامات، به گفته شهروندان، عملا روند درمان مجروحان را مختل و امکان ثبت پزشکی کشتهشدگان را از بین برده است.
محاصره مردم و شلیک مستقیم در رشت و کرج
گزارشها از رشت و شهرهای اطراف آن از جمله لوشان، رودبار، منجیل، رستمآباد و بندرانزلی، حاکی از شلیک مستقیم با سلاح جنگی به معترضان است.
پیامهای مخاطبان از کشتهشدن شمار بالایی از شهروندان، از جمله کودکان، خبر میدهند.
در کرج، بهویژه در محله کیانمهر، شاهدان عینی گفتهاند نیروهای امنیتی با عقبنشینی هدفمند، جمعیت چند هزارنفری معترضان را به محدودههایی بدون راه خروج کشانده و سپس با تیر جنگی به روی آنها آتش گشودهاند.
بهگفته منابع محلی، تنها در یک شب دهها نفر هدف گلوله قرار گرفتند و بیمارستانها از پذیرش مجروحان خودداری کردند و مردم ناچار شدند زخمیها را در خانهها درمان کنند.
در رشت نیز روایت مخاطبان حاکی از آن است که مردم در منطقه بازار بین نیروهای سرکوبگر و دود و آتش گرفتار شده و سپس هدف تیراندازی قرار گرفتند. یک مخاطب از آمار ۷۰۰ نفری کشتهشدگان خبر داد.
حکومت نظامی ادامه دارد
در کنار این اقدامات، حکومت نظامی در بسیاری از شهرها بهطور عملی برقرار است. از قم، رفسنجان و دزفول تا کرج، بروجرد و ایذه، تعطیلی اجباری مغازهها، بستهشدن خیابانها، ایستهای بازرسی، تفتیش تلفنهای همراه و حضور نیروهای مسلح با سلاح جنگی گزارش شده است.
شهروندان میگویند پس از ساعات مشخصی از شب، حتی خروج از خانه، پارکینگ یا تردد در کوچهها با ممانعت و تهدید مواجه میشود.
مجموعه این گزارشها نشان میدهد سرکوب اعتراضات نهتنها خیابانها، بلکه درمان، زندگی روزمره و حتی حق سوگواری خانوادهها را نیز هدف قرار داده است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.