• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

عراقچی: ترامپ اگر توافق می‌خواهد، باید لحنش درباره خامنه‌ای را تغییر دهد

۶ تیر ۱۴۰۴، ۲۳:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)

عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی در واکنش به اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، اعلام کرد که اگر ترامپ واقعا خواهان دستیابی به توافق با تهران است، باید «لحن توهین‌آمیزش» درباره علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، را کنار بگذارد و از «جریحه‌دار کردن احساسات میلیون‌ها پیرو» او پرهیز کند.

او اضافه کرد: اگر توهم به اشتباهات بزرگ‌تری منجر شود، ایران در نمایش توان واقعی خود تردید نخواهد کرد و این توهمات درباره قدرت ایران پایان خواهد یافت

عراقچی همچنین با اشاره به سخنان اخیر دبیرکل ناتو که ترامپ را «بابا» خطاب کرده بود، گفت: «اسرائیل برای گریز از موشک‌های ایران چاره‌ای جز پناه بردن به بابا نداشت.»

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
۱
تحلیل

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

۲

جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

۳

گزارش رویترز از نگرانی کشورهای خلیج فارس: تثبیت کنترل «طلایی» تهران بر هرمز

۴

پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

۵

احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

انتخاب سردبیر

  • حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

    حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

  • جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟
    تحلیل

    جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟

  • کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی
    اختصاصی

    کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی

  • پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

    پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

  • امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

    امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

•
•
•

مطالب بیشتر

تهدیدهای حکومت ایران چگونه بر کمپین انتخاباتی ترامپ سایه انداخت

۶ تیر ۱۴۰۴، ۲۳:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)

گزارش تازه واشینگتن‌پست از کتابی با عنوان «۲۰۲۴: چگونه ترامپ کاخ سفید را بازپس گرفت» نشان می‌دهد تهدیدهای مکرر جمهوری اسلامی برای ترور ترامپ، پمپئو و مقام‌های دولت پیشین آمریکا، نقشی تعیین‌کننده در راهبردهای امنیتی و سیاسی کارزار انتخاباتی ترامپ داشته است.

بر اساس این کتاب، جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۲۲ تا مرز اجرای نقشه ترور مایک پمپئو در هتلی در اروپا پیش رفته بود. همچنین در سپتامبر سال گذشته، مقام‌های اطلاعاتی آمریکا به کارزار انتخاباتی ترامپ هشدار دادند که عوامل ترور وابسته به جمهوری اسلامی در داخل خاک ایالات متحده فعال شده‌اند.

نویسندگان این کتاب که ماه آینده منتشر خواهد شد، می‌گویند این تهدیدها، به‌ویژه آن‌هایی که از سوی جمهوری اسلامی ایران طراحی شده بود، باعث شد کارزار انتخاباتی ترامپ کاملاً رویکرد خود را تغییر دهد. تغییر مسیرهای پروازی، تشدید تدابیر امنیتی در محل‌های اقامت و حتی استفاده از تجهیزات ضد سلاح شیمیایی، از جمله اقداماتی بود که در ماه‌های پیش از انتخابات به‌طور کم‌سابقه‌ای اجرا شد.

این کتاب گزارش می‌دهد که تهدیدهای جمهوری اسلامی تنها پمپئو را دربر نمی‌گرفت و چندین مقام دیگر دولت پیشین آمریکا، از جمله جان بولتون، نیز هدف این نقشه‌ها بودند. در یکی از موارد، مقامات آمریکایی اعلام کردند جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۲ تلاش کرده بود با پرداخت یک میلیون دلار، از طریق به‌کارگیری یک قاتل قراردادی، پمپئو را ترور کند.

در این کتاب به واقعه‌ای در سپتامبر ۲۰۲۴ هم اشاره شده است؛ زمانی که مقام‌های امنیتی آمریکا در مارالاگو به ترامپ هشدار دادند که تیم‌های ترور وابسته به ایران در داخل خاک آمریکا فعال هستند. شش هفته بعد، یکی از این افراد که از او به‌عنوان «عامل ایرانی» یاد شده، به اتهام طراحی نقشه ترور ترامپ بازداشت شد.

نویسندگان این کتاب می‌نویسند این تهدیدها در نهایت باعث شد تیم ترامپ مار-ا-لاگو را به یک «کمپ مسلح» تبدیل کند. استفاده از هواپیمای بدل، پوشیدن جلیقه ضدگلوله، به‌کارگیری روبات‌های تشخیص بمب، خودداری از گرفتن سلفی با هواداران، پرهیز از ایستادن کنار پنجره و تغییر کامل برنامه‌ سفرها، بخشی از تدابیر امنیتی بود که برای حفاظت از جان ترامپ و تیمش اتخاذ شد.

در طول کارزار انتخاباتی، ترامپ بارها از نیروهای امنیتی خواست درباره ارتباط احتمالی ایران با تلاش‌ها برای ترورش توضیح دهند، اما به‌دلیل نبود شواهد قطعی، پاسخی قانع‌کننده دریافت نکرد. همزمان، نارضایتی شدید او از عملکرد رئیس موقت سرویس مخفی باعث شد در ماه فوریه این مقام را برکنار کند.

این کتاب همچنین به نقش جمهوری اسلامی در استفاده از شبکه‌های تبهکاری غربی برای اجرای طرح‌های ترور پرداخته و می‌نویسد تهران حتی تلاش کرده با کمک اعضای گروه هلزانجلس (Hells Angels)، افسران پیشین نظامی ایرانی را که به‌طور مخفیانه در آمریکا زندگی می‌کنند، هدف قرار دهد.

به نوشته این کتاب، ترامپ در پایان کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ گفته بود: «من باید پیروز شوم. باید زنده بمانم و پیروز شوم. چون اگر نشوم، کارمان تمام است.»

نامه آمریکا به شورای امنیت: حمله‌ها به ایران در چارچوب «دفاع جمعی از خود» انجام شد

۶ تیر ۱۴۰۴، ۲۲:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)

ایالات متحده در نامه‌ای رسمی به شورای امنیت سازمان ملل، حملات اخیر خود به مواضع جمهوری اسلامی ایران را در چارچوب اصل «دفاع جمعی از خود» بر اساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل توصیف کرد.

در این نامه تاکید شده که هدف از این حملات، «نابودی ظرفیت غنی‌سازی هسته‌ای جمهوری اسلامی و جلوگیری از دستیابی و استفاده تهران از سلاح هسته‌ای» بوده است.

با این حال، آمریکا در همین نامه اعلام کرده که علی‌رغم حملات اخیر، همچنان متعهد به پیگیری توافقی با جمهوری اسلامی است.

آتش‌بس یا انکار؟ دوگانگی مواضع رهبران جمهوری اسلامی در جنگ اخیر

۶ تیر ۱۴۰۴، ۲۲:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
روزبه میرابراهیمی

در حالی که مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی، از جمله رهبر و فرماندهان نظامی، به‌طور کامل از پذیرش مسئولیت و به‌کار بردن واژه «آتش‌بس» پرهیز کرده‌اند، بخشی از دولت صراحتاً از آتش‌بس سخن گفته است.

این دوگانگی آشکار در روایت رسمی، نه‌تنها اختلاف در سطح تصمیم‌گیری را برجسته می‌کند، بلکه نشان می‌دهد رهبر جمهوری اسلامی با وجود اختیارات انحصاری خود طبق قانون اساسی، همواره تلاش می‌کند مسئولیت پیامدهای تصمیم‌های پرهزینه را به گردن دیگران بیندازد.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، شامگاه پنجشنبه ۵ تیرماه در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری تلویزیون حکومت ایران به‌صراحت اعلام کرد که نظام «هیچ آتش‌بسی را قبول ندارد» و آتش‌بس را نتیجه مذاکره‌ای دانست که اساساً اتفاق نیفتاده است. او پیش‌تر هم در ۳ تیرماه، هم‌زمان با اعلام آتش‌بس از سوی ترامپ، در پیامی در شبکه ایکس تأکید کرده بود «هیچ توافقی» درباره «آتش‌بس یا توقف عملیات نظامی» وجود ندارد. با این حال، عراقچی گفته بود اگر اسرائیل تا زمان مقرر حملات را پایان دهد، «ایران فعلاً پاسخی نخواهد داد» و تصمیم نهایی بعداً گرفته می‌شود. در مقابل، مسعود پزشکیان، رئیس دولت جمهوری اسلامی، آشکارا از «آتش‌بس و توقف جنگ» سخن گفت و این وضعیت را حاصل «ایستادگی ملت ایران» دانست.

اما علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در پیام تازه خود که دو روز پس از اجرای آتش‌بس منتشر شد، کاملاً از به‌کار بردن واژه «آتش‌بس» خودداری کرد و صرفاً بر «پیروزی بزرگ» و «شکست دشمنان» تاکید داشت. او در پیام نخستش نیز اگرچه از وقوع «جنگ» سخن گفته بود، اما به‌طور رسمی «اعلان جنگ» نکرد و تلاش کرد وضعیت را عادی جلوه دهد. شورای عالی امنیت ملی هم در بیانیه خود بدون اشاره به آتش‌بس، از «توقف یک‌طرفه تهاجم دشمن» صحبت کرد. عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، هم در پیام ویدیویی‌اش فقط بر روحیه نبرد و آمادگی برای جنگ تأکید کرد و هیچ اشاره‌ای به آتش‌بس نکرد.

آنچه روشن است این‌که رهبر جمهوری اسلامی و مقامات ارشد نظامی حکومت، عمداً از بیان مستقیم آتش‌بس پرهیز کردند، در حالی که برخی چهره‌های سیاسی دولت، توقف عملیات را آشکارا «آتش‌بس» خواندند. اما چرا این موضوع در شرایط کنونی ایران بیش از هر زمانی اهمیت دارد؟

بیش از دو دهه حکمرانی علی خامنه‌ای نشان داده است که او با برخورداری از حداکثر اختیارات طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، همواره از پذیرش مسئولیت گریزان بوده است. در تمام بزنگاه‌های تاریخی دهه‌های اخیر، خامنه‌ای چنان اعمال قدرت کرده که حتی در نام‌گذاری خیابان‌ها هم دخالت می‌کند اما هنگام پاسخ‌گویی بابت ناکامی‌ها و خسارت‌های سیاست‌هایش، همه مقصرند جز خودش! ماجراهای برنامه هسته‌ای ایران و مذاکرات چند دهه‌ای پیرامون آن، تنها یکی از نمونه‌های این شیوه حکمرانی است.

ایران در روزهای گذشته جنگی ۱۲ روزه را تجربه کرد که «جنگی تحمیلی» بود؛ جنگی که رهبر جمهوری اسلامی به کشور و مردم ایران تحمیل کرد. با این حال، او در مقام «عظمای ولایت» حتی شجاعت نداشت نه اعلان جنگ کند و نه اعلام آتش‌بس. این در حالی است که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، «رهبری جمهوری اسلامی» بنا بر بند ۵ اصل ۱۱۰ به‌طور انحصاری این «صلاحیت» را دارد. به‌این‌ترتیب، «اعلان جنگ، صلح و بسیج نیروها» تنها برعهده رهبر است و هیچ مقام دیگری بدون اذن و حکم او اختیار این تصمیم‌ها را ندارد.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی، اصطلاح آتش‌بس به‌طور جداگانه از اعلان جنگ و صلح تعریف نشده و در همان چارچوب «اعلان صلح» یا «توافق توقف عملیات نظامی» تلقی می‌شود. به همین دلیل، طبق تفسیر حقوقی و رویه نظام سیاسی ایران، آتش‌بس هم زیرمجموعه اختیارات رهبر قرار دارد.

اعلان صلح در متن قانون اساسی به‌صورت کلی ذکر شده و در عرف حقوق بین‌الملل شامل «پیمان صلح کامل و دائمی»، «آتش‌بس (Ceasefire)» یا توافق موقت توقف مخاصمه می‌شود. در رویه عملی، تفاسیر شورای نگهبان و سوابق تصمیم‌گیری شورای عالی امنیت ملی هم آتش‌بس را «توافق صلح موقت» می‌دانند که اعلام رسمی یا موافقت رهبر را نیاز دارد. اجرای این تصمیم معمولاً از طریق شورای عالی امنیت ملی پیگیری می‌شود و تصمیم نهایی با رهبر جمهوری اسلامی است.

در این میان، نقش شورای عالی امنیت ملی برجسته است؛ نهادی تصمیم‌ساز که تصمیم‌گیر اصلی همچنان رهبر جمهوری اسلامی است—رهبری که در این جنگ از همان ساعات نخست به مخفی‌گاه رفت و رنگ آفتاب را ندید. شورای عالی امنیت ملی طبق اصل ۱۷۶ قانون اساسی وظیفه «تعیین سیاست‌های دفاعی و امنیتی کشور در چارچوب سیاست‌های کلی تعیین‌شده از سوی رهبر» را دارد، اما همه مصوباتش وابسته به تأیید شخص خامنه‌ای است. بنابراین در چارچوب حقوقی کنونی، شورای عالی امنیت ملی ممکن است پیشنهاد آتش‌بس را تصویب کند، اما اجرای آن نیازمند فرمان رهبر است؛ نکته‌ای که در تحولات اخیر مشخص نیست دقیقاً چگونه اعمال شده است.

نمونه روشن این روند را می‌توان در پایان جنگ ایران و عراق دید. در تیرماه ۱۳۶۷، قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت پذیرفته شد. ابتدا شورای عالی دفاع و شورای عالی امنیت ملی پیگیری‌های کارشناسی انجام دادند و سپس روح‌الله خمینی، رهبر وقت، تصمیم نهایی و اعلام رسمی پذیرش آتش‌بس را صادر کرد.

با این توضیحات، در نظام حقوقی جمهوری اسلامی، «آتش‌بس» که مصداق صلح—حتی موقت—محسوب می‌شود، در صلاحیت انحصاری رهبر جمهوری اسلامی است. شورای عالی امنیت ملی به ریاست رئیس‌جمهور نهادی تصمیم‌ساز است و صدور دستور اجرایی آن نیازمند فرمان رهبر است.

آنچه از بیانیه‌های مقامات جمهوری اسلامی، به‌ویژه علی خامنه‌ای، شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان نظامی برمی‌آید، این است که حکومت ایران باور و اعتقادی به «آتش‌بس» ندارد و خامنه‌ای هم از به رسمیت شناختن آن خودداری کرده است. به نظر می‌رسد آنچه امروز به‌عنوان آتش‌بس معرفی می‌شود، تنها برای ایجاد فرصتی برای تنفس و بازسازی توان حکومت است. روند جاری در مواضع مقامات و دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی نشان می‌دهد چیزی قرار نیست تغییر کند.

در نهایت، تجربه جنگ اخیر و مواضع متناقض مقام‌های جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که ساختار قدرت در ایران نه‌تنها پاسخ‌گو نیست بلکه در لحظه‌های حساس، رهبر حکومت با وجود اختیارات مطلق، از شفافیت و پذیرش مسئولیت گریزان است. سکوت او درباره آتش‌بس و تلاش برای نمایش پیروزی در میانه خسارت‌های آشکار، بخشی از همان الگویی است که طی دهه‌ها ایران را در مسیر پرهزینه تنش و بحران دائمی نگه داشته است؛ مسیری که اگر تغییر نکند، آینده‌ای جز تکرار همین چرخه خطرناک برای کشور رقم نخواهد زد.

کیهان خواستار پیگیری فوری طرح اخذ عوارض از کشتی‌ها شد

۶ تیر ۱۴۰۴، ۲۱:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه کیهان، وابسته به دفتر علی خامنه‌ای، در گزارشی با اشاره به تنش‌های نظامی اخیر با اسرائیل و نقش مجلس در واکنش به آن، خواستار پیگیری فوری طرح اخذ عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز شد. این روزنامه نوشت: «مجلس همچنین پیش‌تر طرحی برای اخذ عوارض عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز را در دستور کار داشت. این طرح با توجه به شرایط کنونی می‌تواند با فوریت و جدیت بیشتری دنبال شود.»

کیهان در ادامه افزود: «جمهوری اسلامی ایران طبق قوانین بین‌المللی حق دارد برای تامین امنیت این آبراه حساس اقدام به اخذ عوارض عبور برای همه کشتی‌ها و یا کشتی‌های متعلق به کشورهایی که مخل امنیت منطقه هستند، کند. اخذ عوارض عبور از کشتی‌ها اتفاقی خارق‌العاده نیست.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که مقام‌های آمریکایی بارها نسبت به هرگونه تهدید برای بستن تنگه هرمز هشدار داده‌اند؛ تنگه‌ای که یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان به‌شمار می‌رود و هرگونه اقدام در آن می‌تواند پیامدهای سنگین اقتصادی و امنیتی در پی داشته باشد.

رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا: سایت اصفهان آن‌قدر عمیق بود که بمب سنگرشکن هم نمی‌رسید

۶ تیر ۱۴۰۴، ۲۱:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)

در نخستین اظهارنظر رسمی درباره دلایل حمله محدود آمریکا به سایت هسته‌ای اصفهان، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده، در جلسه‌ای محرمانه با اعضای کنگره اعلام کرد که به دلیل عمق بالای تاسیسات زیرزمینی در اصفهان، از بمب‌های سنگرشکن استفاده نشد؛ چراکه این تسلیحات «کارایی لازم در آن عمق را نداشتند».

براساس گزارش منابع مطلع، در حملات هفته گذشته به سه سایت هسته‌ای ایران، جنگنده‌های بی-۲ آمریکایی بمب‌های نفوذگر را فقط به تاسیسات فردو و نطنز شلیک کردند و سایت اصفهان با موشک‌های تاماهاوک از زیردریایی مورد هدف قرار گرفت. تخمین‌ها حاکی است که حدود ۶۰ درصد از ذخایر اورانیوم با غنای بالا در تونل‌های مستحکم اصفهان نگهداری می‌شود.

این جلسه توجیهی، با حضور پیت هگست، وزیر دفاع، مارکو روبیو، وزیر خارجه، و جان رتکلیف، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) برگزار شد، اما هیچ‌یک از سخنگویان ارتش حاضر به پاسخ‌گویی به رسانه‌ها نشدند.

سناتور کریس مورفی نیز پس از این نشست در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌ان هشدار داد: «برخی ظرفیت‌های هسته‌ای ایران آن‌قدر در عمق قرار دارند که امکان هدف قرار دادن آن‌ها با هیچ بمب آمریکایی وجود ندارد. جمهوری اسلامی می‌تواند بخش‌هایی از برنامه هسته‌ای خود را به محل‌هایی منتقل کند که از حمله‌های ما در امان باشند.»