جمهوری اسلامی ایران اخیرا رزمایشی برای شبیهسازی حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل به سه مرکز هستهای خود برگزار کرد. حمله به تاسیسات اتمی نطنز در اطراف اصفهان و نیز حمله به تاسیسات فردو در قم و تاسیسات آبسنگین اراک.
این رزمایش در حالی انجام شد که جمهوری اسلامی از «اقتدار پدافندی» خود سخن میگوید، در شرایطی که چهار سامانه اس-۳۰۰ خود را از دست داده و وضعیت پدافند هوایی آن نسبت به دو ماه گذشته تضعیف شده است.
اقتدار پدافندی در عمل نه در ادعا
اقتدار یک سامانه پدافندی از طریق عملکرد موفق آن سنجیده میشود نه با تاکید بر کلمه «اقتدار».
عملکرد پدافند جمهوری اسلامی در برابر آخرین حمله اسرائیل نشان داد که این سیستم ناکارآمد است. بهطور کلی، کارشناسان نظامی معتقدند پدافند هوایی جمهوری اسلامی که دو ماه قبل در برابر حمله اسرائیل کاملا ناتوان بود، نمیتواند در مدت کوتاهی چنین تغییر و تحولی اساسی داشته باشد که بتوان آن را «اقتدار پدافندی» نامید.
دو ماه پیش، زمانی که اسرائیل به اهدافی در ایران حمله کرد، حدود ۱۰۰ هواپیمای اسرائیلی از مسیر سوریه و اردن وارد آسمان عراق شدند و موشکهای بالستیک هواپایه خود را به سمت اهدافی در ایران شلیک کردند. در این حمله، مراکز پدافندی، موشکی و حتی یک مرکز تحقیقات هستهای منهدم شد.
علاوه بر این، اسرائیل توانست در این حمله و حمله قبلی خود چهار سامانه اس-۳۰۰ را نابود کند که هر کدام مامور حفاظت از مراکز حساس مختلفی در تهران، جنوب ایران و اصفهان بودند.
روزنامه واشنگتنپست در گزارشی درباره این رزمایش نوشت توان پدافندی جمهوری اسلامی تضعیف شده و سامانههای دفاعی که در این رزمایش استفاده شدند، کیفیت پایینتری نسبت به سامانههای نابودشده در حمله اسرائیل داشتند.
افشون ستوار، پژوهشگر حوزه مطالعات ایران و خاورمیانه نیز به واشنگتنپست گفته است که حکومت ایران تمامی ابزارهای خود را به کار گرفته و کارت دیگری برای بازی ندارد.
جمهوری اسلامی مدعی است که در رزمایش اخیر خود، مقابله با حملات اسرائیل با استفاده از بمبهای سنگرشکن به تاسیسات نطنز را تمرین کرده است اما این ادعا چند سوال اساسی را مطرح میکند: جمهوری اسلامی از کجا بمب سنگرشکن تهیه کرده که بتواند چنین رزمایشی را انجام دهد؟ بمبهای سنگرشکن اسرائیل و آمریکا به وسیله بمبافکنهای سنگینی نظیر اف-۱۵آی و بمبافکنهای بی-۱، بی-۲ و بی-۵۲ حمل میشوند. چگونه جمهوری اسلامی توانسته است مقابله با چنین تهدیداتی را شبیهسازی کند؟
شاخصهای یک پدافند موفق
یک سامانه پدافندی موفق باید چهار شاخصه اصلی را دارا باشد:
- دفاع موفق از اهداف در برابر بمباران یا حمله موشکی
- نمایش لاشه موشکها یا بمبهای منهدمشده
- ساقط کردن هواپیماهای مهاجم دشمن و ارائه شواهد آن
- به اسارت گرفتن خلبان یا ارائه جنازه خلبان هواپیمای سرنگونشده
در حمله دو ماه پیش، جمهوری اسلامی در هیچ یک از این شاخصها موفق عمل نکرد.
تصاویر موجود نشان دادند که بسیاری از اهداف نابود شدند و جمهوری اسلامی نتوانست حتی یک هواپیمای مهاجم اسرائیلی را ساقط کند یا لاشه موشکهای منهدمشده را نشان دهد.
تمرینهای بیاثر و ادعاهای مبالغهآمیز
جمهوری اسلامی در رزمایش اخیر خود مدعی شد که حملات ریزپرندهها را خنثی کرده است اما این سوال مطرح است که آیا آمریکا و اسرائیل برای حمله به تاسیسات زیرزمینی هستهای جمهوری اسلامی از پهپادهای کوچک استفاده میکنند؟
به نظر میرسد هدف اصلی این رزمایشها، ایجاد روحیه در میان نیروهای خود است. شلیکهای کور پدافند تهران در حمله قبلی اسرائیل نیز موید این امر است.
جمهوری اسلامی همچنین مدعی ساخت سامانه ضد موشک بالستیک شده است اما تولید چنین سامانههایی نیازمند سالها زمان و فنآوری پیشرفته است؛ همانطور که در مورد سامانه تاد آمریکا دیده میشود.
بنابراین، باید منتظر ماند و در نبرد بعدی صحت این ادعاها را بررسی کرد.
روزنامه واشینگتن پست نوشت سامانههای دفاع هوایی که سپاه پاسداران در رزمایش اخیر خود به نمایش گذاشت، در مقایسه با آنچه در حمله آبانماه اسرائیل هدف قرار گرفت، از کیفیت پایینتری برخوردار هستند.
بر اساس این گزارش که یکشنبه ۲۳ دی منتشر شد، تسلیحات به نمایش درآمده در این رزمایش عمدتا همان سلاحهایی بودند که در دو حمله مستقیم جمهوری اسلامی علیه اسرائیل مورد استفاده قرار گرفتند اما تا حد زیادی، راه به جایی نبردند.
واشینگتن پست افزود: «رزمایشهایی که با هدف نمایش قدرت ایران برگزار شده بودند، ممکن است در عوض نقاط ضعفش را آشکار کرده باشند.»
سپاه پاسداران اخیرا رزمایشی را با عنوان «پیامبر اعظم ۱۹» برگزار کرد. این رزمایش ۱۷ دی آغاز شد و ۲۰ دی به پایان رسید.
علی محمد نایینی، سخنگوی سپاه، در سخنرانی خود به مناسبت آغاز این رزمایش گفت بعد از حمله اسرائیل، عدهای ایران را «فاقد سپر دفاعی و زنجیره تولید موشک» دانستند اما «ایران تاکنون یک روز در تولید موشک متوقف نشده است و سامانههای پدافند کشور کاملا زنده و در بسیاری از موارد ارتقا یافتهاند».
او تاکید کرد: «قدرت و تولید سلاحها و موشکها در کمیت و مهارت و طراحی، روز به روز افزایش و قابلیتهای جدیدی یافته است. ملت ایران بداند دشمن در هیچ نبردی برتری بر ما نداشته است. هیچ گاه شکست اطلاعاتی از دشمن نخوردهایم.»
همچنین حسین سلامی، فرمانده کل سپاه و امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، ۲۱ دی از یک «شهر موشکی جدید» رونمایی کردند.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی در گزارش خود از این شهر موشکی با عنوان «آتشفشانی خفته در دل کوهها که در مدت زمان بسیار کوتاه آماده فوران است»، یاد کرد.
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که طبق گزارشهای منابع نظامی و اطلاعاتی، اسرائیل تقریبا تمام پدافند هوایی جمهوری اسلامی، از جمله سامانههای موشکی اس-۳۰۰ را در حمله اخیر خود نابود کرد.
حکومت ایران شامگاه ۱۰ مهر با حدود ۲۰۰ موشک بالستیک خاک اسرائیل را هدف قرار داد. این دومین حمله مستقیم جمهوری اسلامی به اسرائیل بود.
در سوی مقابل، جنگندههای ارتش اسرائیل بامداد پنجم آبان در عملیاتی تلافیجویانه به دهها هدف نظامی در ایران حمله کردند.
وبسایت اکسیوس ۲۵ آبان خبر داد در این حمله همچنین یک مرکز تحقیقاتی فوقسری مرتبط با تسلیحات هستهای جمهوری اسلامی در پارچین ویران شده است.
واشینگتن پست در ادامه گزارش خود نوشت به گفته فرماندهان سپاه پاسداران، رزمایشهای اخیر که در واکنش به «تهدیدات امنیتی جدید» برگزار شدند، نمادی از توان نظامی جمهوری اسلامی هستند اما این اقدامات در واقع نگرانی فزاینده حکومت ایران از تحولات منطقهای و بینالمللی را منعکس میکند.
افشون استوار، استاد امور امنیت ملی در مدرسه عالی نیروی دریایی کالیفرنیا، در مصاحبه با واشینگتن پست به رزمایشهای اخیر سپاه پرداخت و گفت: «ایران تمام کارتهای خود را رو کرده است.»
استوار افزود: «درگیریهای سال گذشته تواناییهای اصلی ایران را آشکار ساخت و نشان داد که ایران به اندازهای که بسیاری از مردم ترس داشتند، قدرت ندارد. این امر باعث تضعیف قابل توجه ایران شده است.»
او تاکید کرد مقامهای جمهوری اسلامی میکوشند روایتی مبتنی بر قدرتمندی ایران بهعنوان یک «دژ» مستحکم ارائه کنند اما این اقدامات تنها محدودیتهای تسلیحاتی تهران را برجسته کرده است.
واشینگتن پست گزارش داد یکی دیگر از پیامدهای تنشهای ۱۵ ماه اخیر در خاورمیانه، تشدید بحران اقتصادی در ایران بوده است؛ در سال گذشته میلادی ۶۵ درصد از ارزش ریال کاسته شد، بحران انرژی به تعطیلی کسب و کارها، مدارس و نهادهای دولتی انجامید و نرخ بیکاری همچنان در سطح بالایی باقی ماند.
ناظران پیشبینی میکنند با ورود مجدد دونالد ترامپ به کاخ سفید، تحریمهای جمهوری اسلامی مجددا افزایش خواهد یافت و فروش نفت ایران به چین با محدودیتهای جدیدی روبهرو خواهد شد.
ایراناینترنشنال پیشتر ۱۰ دی خبر داد جمهوری اسلامی در آستانه بازگشت ترامپ به قدرت، با سقوط سهمگین صادرات نفت خود به چین مواجه شده و در این میان میکوشد ذخایر نفتیاش در این کشور را به فروش برساند.
علاوه بر بحران اقتصادی، جمهوری اسلامی در پی تضعیف گروههای نیابتیاش، نفوذ منطقهای خود را نیز در معرض خطر میبیند.
واشینگتن پست گزارش داد همپیمانان منطقهای جمهوری اسلامی نیز خود را برای بازگشت ترامپ آماده میکنند. عراق که شاهد شکست حزبالله در لبنان و سقوط بشار اسد در سوریه بوده، عملیات گروههای نیابتی حکومت ایران در خاک خود را محدود کرده است.
مقامهای عراقی اکنون نگران هستند که اسرائیل و ایالات متحده حملات خود را علیه مواضع گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق تشدید کنند، سیاستی که پیشتر در خصوص حوثیهای یمن اتخاذ شده بود.
واشینگتن پست به نقل از یک مقام ارشد عراقی نوشت محمد شیاع سودانی، نخستوزیر این کشور، در سفر اخیر خود به تهران، با مقامهای جمهوری اسلامی درباره محدود کردن عملیات گروههای مسلح متحد حکومت ایران در عراق، گفتوگو کرد.
دولت عراق به نیروهای حشد شعبی، شبهنظامیان شیعه مورد حمایت جمهوری اسلامی، دستور داده است از مرزهای سوریه فاصله بگیرند و حتی حملات خود را به اسرائیل متوقف کنند تا عراق هدف حملات احتمالی اسرائیل قرار نگیرد.
ویلیام بِرنز، رییس سازمان سیا، ۲۱ دی با اشاره به دو حمله موشکی «نافرجام» جمهوری اسلامی به اسرائیل، «فروپاشی» حزبالله لبنان بهعنوان مهمترین گروه نیابتی تهران، «کاهش شدید قدرت حماس» در نوار غزه و در نهایت سقوط حکومت اسد گفت: «تمامی این مسائل رژیم ایران را از نظر استراتژیک، در موقعیت بسیار ضعیفتری قرار داده است.»
دفتر نخستوزیری اسرائیل خبر داد در سال گذشته میلادی، ۱۸ هزار و ۳۶۵ حمله به این کشور از هفت «جبهه» انجام شد که به دنبال این حملات، ۱۳۴ نفر کشته شده و هزار و ۲۷۷ نفر دیگر زخمی شدند. این حملات از ایران، سوریه، عراق، لبنان، نوار غزه، یمن و همچنین در داخل اسرائیل انجام شده است.
این دفتر پنجشنبه ۲۰ دی، اعلام کرد که در این مدت حدود ۱۶ هزار و ۴۰۰ راکت و موشک به سمت اسرائیل شلیک شد که از این تعداد ۱۵ هزار و ۴۰۰ مورد از لبنان و ۷۰۰ راکت از نوار غزه پرتاب شدند.
سال گذشته، ۳۹۹ پهپاد به سمت اسرائیل به پرواز درآمدند که اکثر آنها از لبنان پرتاب شدند.
جمهوری اسلامی نیز دهم مهر حدود ۲۰۰ موشک بالستیک و ۲۷ فروردین دستکم ۳۱۳ موشک کروز، بالستیک و پهپادهای انفجاری به سمت اسرائیل شلیک کرد.
حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی در یمن پس از جنگ در غزه به اسرائیل موشک پرتاب کردهاند. گروه «مقاومت اسلامی عراق»، از گروههای وابسته به جمهوری اسلامی نیز در این مدت به اسرائیل پهپاد پرتاب کردهاند.
اسرائیل بارها در نوار غزه و جنوب لبنان عملیات انجام داده و به این مناطق حمله کرده است. دستکم دو بار نیز به ایران و همچنین به مواضع حوثیها حمله کرده است.
در همین حال به گزارش کانال ۱۲ اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، پنجشنبه نشستی با مشاوران و وزیران کابینه امنیتی برگزار کرد تا درباره میزان آمادگی ارتش این کشور برای احتمال سومین حمله به ایران گفتوگو کند.
دفتر نخستوزیری اسرائیل در گزارش خود خبر داد در حملات سال گذشته ۷۱ نفر از جمله ۱۴ کودک در حملات هوایی کشته شده و ۸۹۲ نفر دیگر زخمی شدند.
این حملات باعث ۶۰۰ آتشسوزی در جنگلها و مناطق طبیعی شدند.
سال گذشته میلادی، هزار و ۹۰۰ «حادثه تروریستی علیه شهروندان و ماموران اسرائیل» از جمله پرتاب سنگ و کوکتل مولوتف، تیراندازی، حمله با چاقو و بمبگذاری گزارش شده که هزار و ۲۴۸ مورد آن پرتاب سنگ بوده است.
در این مدت ۱۳۲ مورد تیراندازی و ۸۹ مورد بمبگذاری و استفاده از مواد منفجره گزارش شده است.
سازمان امنیت داخلی اسرائیل ۱۱ دی در گزارش سالانه خود از خنثی شدن هزار و ۴۰ حمله به این کشور خبر داده بود.
شین بت همچنین اعلام کرده بود در این سال ۱۳ طرح جاسوسی جمهوری اسلامی را خنثی کرده است.
این سازمان پیش از این اعلام کرده بود تعداد افراد بازداشت شده در سال گذشته میلادی به دلیل جاسوسی برای جمهوری اسلامی نسبت به سال ۲۰۲۳، چهار برابر شده است.
در این سال ۲۷ شهروند در ۱۳ پرونده جاسوسی برای جمهوری اسلامی بازداشت شدند که ۲۰ نفر از آنان یهودیان عمدتا مهاجر از روسیه و قفقاز و هفت تن، فلسطینیان شرق اورشلیم بودهاند.
رفتار و رویکرد این روزهای علی خامنهای به طرز شگفتانگیزی به قهرمان متوهم رمان «دن کیشوت»، اثر سروانتس شبیه است. خامنهای که علیرغم شکستهای پیدرپی همچنان توهم پیروزی دارد، شبیه دنکیشوت است که خود را شوالیهای شکستناپذیر میبیند و حتی کوهها و درختها را هم دشمن تصور میکند.
در ماههای اخیر، تحلیلگران بینالمللی و برخی کارشناسان داخلی که جرات بیان واقعیتها را دارند، تاکید کردهاند جمهوری اسلامی و گروههای نیابتیاش ضربات سنگینی را متحمل شدهاند. حماس بهشدت تضعیف شده، حزبالله شکستهای سختی خورده و هر دو گروه رهبران و فرماندهان اصلی خود را از دست دادهاند. همچنین بشار اسد در سوریه نیز سقوط کرده است.
این تحولات، جمهوری اسلامی را در منطقه بهطور قابل توجهی ضعیف کرده است. با این وجود، خامنهای همچنان بر انکار این شکستها پافشاری میکند و آنها را تبلیغات دشمن مینامد.
رهبر جمهوری اسلامی در سه محور این انکار را پیش میبرد. نخست، او در سخنرانیهای مکرر خود بر این ادعا تاکید دارد که جمهوری اسلامی شکست نخورده است. برای نمونه، پس از سقوط بشار اسد، او چهار بار سخنرانی کرده و در هر چهار مورد این روایت را تکرار کرده است.
دوم، خامنهای به مقامات و فرماندهان سپاه نیز دستور داده تا در سخنرانیهای خود این شکستها را انکار کنند. فرماندهان سپاه نیز، با نادیده گرفتن واقعیتهای موجود، صرفا آنچه رهبر میگوید را بازگو میکنند.
سوم، او منتقدان و تحلیلگرانی را که خلاف این روایت سخن میگویند، تهدید به برخورد کرده و آنها را مجرم میخواند.
این انکار واقعیتها به حوزههای دیگری نیز تسری یافته است. برای مثال، اقتصاد کشور در آستانه فروپاشی قرار دارد. بسیاری از صنایع به دلیل کمبود برق و گاز تعطیل شدهاند. با این حال، خامنهای در سخنرانی اخیر خود از امکان دستیابی به رشد اقتصادی ۸ درصدی سخن گفت.
این ادعا در حالی مطرح میشود که برای تحقق چنین رشدی، به گفته پزشکیان فراهم کردن ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیارد دلار سرمایه ضروری است؛ رقمی که بیش از 100 میلیارد دلار آن باید از محل سرمایهگذاری خارجی تامین شود.
این در حالی است که در سال ۲۰۲۳ جذب سرمایهگذاری خارجی ایران کمتر از یک و نیم میلیارد دلار بوده است و در مقابل، کشورهایی مانند امارات متحده عربی و عربستان سعودی به ترتیب بیش از ۳۰ و بیش از ۱۲ میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب کردهاند.
در چنین شرایطی، ادعای خامنهای مبنی بر امکان دستیابی به رشد اقتصادی ۸ درصدی چیزی جز یک توهم نیست.
او به جای گوش سپردن به اقتصاددانان برجسته کشور که بارها نسبت به ناترازیهای اقتصادی هشدار دادهاند، ترجیح میدهد به مداحانی گوش دهد که تنها وظیفهشان ستایش و تایید سخنان او است. این مداحان، با بازتکرار سخنان خامنهای، توهم «رسیدن به قله» را به او میفروشند.
این رویکرد، نه تنها به اقتصاد کشور آسیب زده است، بلکه موجب تعمیق بحرانهای مختلف نیز شده است. لجاجت در نشنیدن صدای مردم و کارشناسان، انکار واقعیتها و اصرار بر سیاستهای ناکارآمد، کشور را به سوی نابودی سوق داده است.
جمعه، سپاه تهران بزرگ قرار است رزمایشی با حضور ۱۱۰ هزار بسیجی برگزار کند. این مانور، به گفته سخنگوی سپاه پاسداران، با هدف آمادهسازی برای مقابله با هر گونه تهدید احتمالی علیه پایتخت طراحی شده است. تهران با چه تهدیدی مواجه است که چنین رزمایشی با این حجم از نیروها باید برگزار شود؟
اگر فرض کنیم که این رزمایش برای مقابله با کودتای داخلی علیه خود سپاه پاسداران طراحی نشده باشد، تنها دو تهدید دیگر باقی میماند: حمله زمینی خارجی یا گروه مسلح داخلی و قیام مردم تهران علیه حکومت.
حمله زمینی خارجی یا گروه مسلح داخلی
شواهد و قرائن نشان میدهد که احتمال حمله زمینی خارجی به تهران کاملا منتفی است. آمریکا و اسرائیل، هیچ آمادگی یا امکانات لجستیکی برای چنین حملهای ندارند.
حتی تعداد نیروهای نظامی آمریکا در منطقه کمتر از ۵۰ هزار نفر است و اسرائیل نیز به دلیل محدودیتهای جغرافیایی و لجستیکی، توانایی انجام چنین عملیاتی در فاصله ۲ هزار کیلومتری مرزهای خود را ندارد.
همچنین، هیچ گروه مسلح داخلی که توان یا برنامهای برای حمله به تهران داشته باشد، وجود ندارد.
قیام مردم تهران علیه حکومت
با کنار گذاشتن احتمال حمله خارجی یا داخلی، تنها گزینه باقیمانده ترس از قیام مردمی است. سخنگوی سپاه پاسداران با اعلام حضور ۱۱۰ هزار بسیجی، به نوعی نشان داده که این تهدید را جدی میداند.
این رزمایش، در واقع تمرینی است برای مقابله با اعتراضات گسترده مردمی که ممکن است مراکز حساس حکومتی را به خطر بیندازد.
این رزمایش درست در زمانی برگزار میشود که تغییرات سیاسی در آمریکا، از جمله بازگشت احتمالی دونالد ترامپ به کاخ سفید، نگرانیهایی را برای جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.
سپاه پاسداران بهعنوان مسئول امنیت تهران و مراکز حساس حکومتی، نگران است که حملات خارجی، در صورت وقوع، با اعتراضات داخلی همراه شود و موجب سقوط حکومت شود.
نشانههای ترس حکومت
۱-توصیفات تهدید؛ سخنگوی سپاه پاسداران این تهدید را «انسانساخت» معرفی کرده که بهوضوح به قیام شهری مردم اشاره دارد.
۲-رزمایشهای مشابه؛ تنها دو ماه پیش نیز مانوری مشابه در اطراف تهران در جاده تلو و در مقر تیپ امنیتی آل محمد سپاه پاسداران برگزار شد که تمرکز آن روی سرکوب اعتراضات شهری بود.
۳-تجربه سقوط بشار اسد؛ تجربه سقوط ناگهانی و سریع حکومت بشار اسد در سوریه، مقامات جمهوری اسلامی را بهشدت نگران کرده است. آنها بیم دارند که جمهوری اسلامی نیز به همان سرنوشت دچار شود، بهویژه با توجه به خشم عمومی و نارضایتی گسترده مردم.
۴-بحرانهای اقتصادی پیشرو؛ نگرانی از جهش ناگهانی قیمت دلار و پیامدهای اقتصادی ناشی از آن و نیز احتمال قیام مردم در صورت افزایش قیمت بنزین در ماههای آینده، یکی دیگر از دلایل افزایش نگرانیها است. احتمال فروپاشی اقتصادی میتواند جرقهای برای آغاز اعتراضات گسترده باشد.
این رزمایشها بیشتر از ترس عمیق حکومت از قیام مردمی حکایت دارد. تبلیغ اعداد و ارقام بزرگ، مانند حضور ۱۱۰ هزار بسیجی، نیز تلاشی است برای نشان دادن اقتدار و روحیه دادن به بدنه نیروهای حکومتی. با این حال، واقعیت این است که تهدید اصلی برای جمهوری اسلامی نه از مرزها، بلکه از خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران سرچشمه میگیرد.
امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، در یکی از تندترین اظهارات خود علیه جمهوری اسلامی، خواستار همکاری با ایالات متحده برای مقابله با برنامههای هستهای، موشکی و سیاستهای منطقهای حکومت ایران شد.
این موضعگیری تند مکرون، نشاندهنده تغییرات جدی در رویکرد اروپا نسبت به جمهوری اسلامی است.
اظهارات مکرون بهویژه در شرایطی مطرح میشود که جمهوری اسلامی با ترکیبی از فشارهای بینالمللی و داخلی روبهرو است.
این اظهارات به وضوح نشان میدهد که تهران در آیندهای نزدیک ممکن است با یک ائتلاف قدرتمند شامل ایالات متحده، اسرائیل و اروپا مواجه شود.
مکرون در سخنان خود به سه محور اصلی تهدید جمهوری اسلامی اشاره کرد: خطر برنامه هستهای جمهوری اسلامی، برنامه موشکی آن و دخالتهایش در جنگ اوکراین.
سرعت پیشرفت برنامه هستهای تهران به حدی رسیده که مکرون آن را «در آستانه نقطه غیرقابل بازگشت» ارزیابی میکند.
این موضوع نگرانیهای عمیقی را در اروپا به وجود آورده است.
در همین راستا، فرانسه همراه با آلمان و بریتانیا، در سال ۲۰۲۴ قطعنامهای علیه برنامه هستهای ایران به شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه کردند.
این قطعنامه که با ۱۹ رای مثبت به تصویب رسید، به عدم همکاری ایران با آژانس و غنیسازی بالای ۶۰ درصد بهعنوان تهدیدی جدی اشاره داشت.
توسعه روزافزون برنامه موشکی جمهوری اسلامی و تهدید مستقیم اروپا از سوی فرماندهان سپاه پاسداران نیز نگرانیهای امنیتی جدیای را برای اتحادیه اروپا ایجاد کرده است.
در جنگ اوکراین هم ارسال تسلیحات، از جمله پهپادها و موشکها از سوی جمهوری اسلامی به روسیه، بهعنوان تهدیدی مستقیم برای امنیت اروپا در نظر گرفته میشود.
با روی کار آمدن دولت مسعود پزشکیان، برخی تحلیلگران امیدوار بودند ایران به سمت تعامل با نظام بینالملل حرکت کند اما سخنان علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در روز نخست کار دولت چهاردهم، مبنی بر این که «رفتن به سمت اروپا اولویت جمهوری اسلامی نیست»، این امیدها را کمرنگ کرد.
این اظهارات نشان میدهد خامنهای آماده تغییر رویکرد سنتی خود نبوده و همچنان بر موضع تقابلی با غرب تاکید دارد.
اظهارات مکرون و رویکرد تهاجمی تهران در برنامههای هستهای و موشکی، باعث شده است فضای مذاکره میان جمهوری اسلامی و اروپا به شدت تیره شود. گفتوگوهای اخیر میان مقامهای ایرانی و اروپایی نیز تاکنون دستاوردی نداشته و به نظر میرسد چشمانداز روشنی برای موفقیت این مذاکرات وجود ندارد.
به همین دلیل یکی از تغییرات اساسی در سیاست اروپا، تمایل به همکاری نزدیکتر با دونالد ترامپ است. اتحادیه اروپا بهویژه به حمایت ترامپ برای مقابله با روسیه در جنگ اوکراین نیازمند است. همین نیاز، زمینهساز تقویت همکاری اروپا با آمریکا علیه تهدیدات جمهوری اسلامی شده است.
رهبران جمهوری اسلامی همواره تلاش کردهاند از برنامههای هستهای و موشکی خود بهعنوان ابزار چانهزنی در مذاکرات بینالمللی استفاده کنند اما تکرار مکرر تهدیدها درباره ساخت بمب اتمی و افزایش برد موشکها، تنها به تشدید نگرانیهای جهانی و تایید ادعاهای غربیها درباره اهداف نظامی برنامه هستهای ایران منجر شده است.
برخلاف گذشته که اتحادیه اروپا پس از خروج ترامپ از برجام همچنان به حفظ توافق هستهای متعهد بود، امروز شرایط کاملا تغییر کرده است.
سه قدرت اصلی اروپا یعنی آلمان، فرانسه و بریتانیا، اکنون پیشگام مقابله با برنامه هستهای ایران شدهاند.
رویکرد تهاجمی جمهوری اسلامی در برنامههای هستهای، موشکی و سیاستهای منطقهای، باعث شده که اروپا از سیاست تعامل فاصله بگیرد و به تقابل نزدیکتر شود.
اظهارات مکرون نشان میدهد اروپا امید کمی به تغییر رفتار جمهوری اسلامی دارد و برای مقابله با تهدیدات آن، به همکاری با ایالات متحده روی آورده است.
این تحول میتواند دستکم فشارها را بر جمهوری اسلامی تشدید کند و در سطح بالاتر، تهدیدات حیاتی علیه موجودیت آن را افزایش دهد.