آمیخای استاین، خبرنگار شبکه کان اسرائیل، در گفتوگو با پادکست «چشمانداز ایران» ایراناینترنشنال، به بررسی تاثیر مرگ یحیی سنوار، رهبر حماس، بر سرنوشت گروگانهای در بند این گروه و آینده خاورمیانه پرداخت.
به گفته او، در حالی که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در حال انجام سفرهای منطقهای برای تقویت روابط تهران با کشورهای عربی است، حکومت ایران با ارسال پیامهایی به آمریکا از این کشور میخواهد که اسرائیل را برای کاستن شدت حمله تلافیجویانه خود متقاعد کند.
از مردادماه سال جاری، اسرائیل برخی از مهمترین مقامهای شبکه نیابتی جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است. اسماعیل هنیه، رهبر پیشین حماس، روز ۱۰ مرداد در تهران کشته شد؛ اوایل مهرماه نیز حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان، در بیروت هدف قرار گرفت و اخیرا یحیی سنوار در جنوب غزه حذف شد.
استاین افزود اگرچه نیروهای نیابتی حکومت ایران هنوز بهطور کامل از صحنه کنار نرفتهاند، اما با کاهش چشمگیر توانمندیهایشان، بهشدت تضعیف شدهاند. این وضعیت ممکن است جمهوری اسلامی را برای بقای خود به سمت کاهش تنشها و تعدیل مواضع سوق دهد.
به گفته این روزنامهنگار، حکومت ایران در حال ارسال پیامهایی است مبنی بر اینکه اگر واکنش اسرائیل محدود باشد، تهران نیز پاسخی به آن نخواهد داد. به نظر میرسد جمهوری اسلامی در تلاش است تا از شدت واکنش خود در برابر اقدامات اسرائیل بکاهد.
حمله متقابل اسرائیل به جمهوری اسلامی
استاین واکنش دولت بایدن را به طرح اسرائیل برای حمله به جمهوری اسلامی مثبت ارزیابی کرد.
حکومت ایران شامگاه ۱۰ مهر با حدود ۲۰۰ موشک بالستیک خاک اسرائیل را هدف قرار داد. این دومین حمله مستقیم جمهوری اسلامی به اسرائیل بود.
مقامهای اسرائیلی در روزهای گذشته بارها تاکید کردهاند این کشور به حمله موشکی جمهوری اسلامی پاسخ خواهد داد.
جو بایدن، رییس جمهوری آمریکا، روز ۲۷ مهر، در جریان سفر خود به آلمان گفت از زمان و شیوه حمله تلافیجویانه اسرائیل علیه حکومت ایران مطلع است.
او به جزئیات این حمله و زمان انجام آن اشارهای نکرد.
استاین بر اساس اطلاعاتی که بهعنوان یک روزنامهنگار اسرائیلی در اختیار دارد، بر این باور است که این حمله به اهداف نظامی محدود خواهد شد.
او افزود: «جمهوری اسلامی ممکن است پس از کشته شدن سنوار دچار نگرانی شده باشد. مقامهای حکومت ایران امیدوارند از طریق آمریکاییها این پیام را به اسرائیل برسانند که اگر از حمله به تاسیسات نفتی، گازی و هستهای ایران خودداری کند، تهران نیز دست به اقدام تلافیجویانه جدیدی نخواهد زد.»
کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز برای جلوگیری از حمله اسرائیل به تاسیسات نفتی ایران با واشینگتن لابی میکنند، زیرا نگران تاسیسات نفتی خود هستند.
نخستوزیر اسرائیل بارها تاکید کرده که تمام گزینهها در برابر جمهوری اسلامی روی میز است.
پس از انتشار گزارشهایی درباره حمله احتمالی اسرائیل به اهداف نظامی در ایران، الی کوهن، وزیر انرژی اسرائیل، روز ۲۷ مهر تاکید کرد: «اسرائیل به جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای متعهد است و بنابراین، تمام گزینهها، از جمله حمله به تاسیسات هستهای، روی میز قرار دارد.»
اگرچه بنیامین نتانیاهو طی چندین دهه پیامهای قاطعی برای حکومت ایران فرستاده، اما ملاحظات سیاسی ممکن است محدودیتهایی را برای اقدامات مد نظر او ایجاد کند.
در نظر نتانیاهو، جمهوری اسلامی دشمن اصلی اسرائیل به شمار میرود. نخستوزیر اسرائیل همواره بر لزوم مقابله با برنامه هستهای تهران تاکید داشته، اما در نهایت، او نیز از محدودیتهای موجود آگاه است.
استاین گفت: «من نسبت به این فرضیه که نتانیاهو اکنون از این فرصت استفاده خواهد کرد تا به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی حمله کند و کاری را که ۱۵ سال دربارهاش صحبت کرده به انجام برساند، تردید دارم. اما بگذارید ببینیم چه پیش میآید.»
این خبرنگار افزود مرگ سنوار ممکن است انتقامجویی برنامهریزیشده اسرائیل علیه حکومت ایران را به تاخیر بیندازد، اما مانع از وقوع آن نخواهد شد.
به گفته استاین، حذف سنوار ممکن است باعث شود اسرائیل بر روی غزه تمرکز کند، زیرا اکنون فرصتی برای این کشور فراهم شده تا بدون وجود یک رهبری مشخص در غزه، در مسیر برقراری آتشبس و آزادی ۱۰۱ گروگان باقیمانده در اسارت حماس گام بردارد.
او در پاسخ به پرسشی درباره گفتوگوهای پشت صحنه خود با مقامهای اسرائیلی در این زمینه گفت برخی از آنها معتقدند که مردم غزه علیه حماس قیام خواهند کرد.
خبرنگار شبکه کان افزود: «به نظر میرسد تعدادی از مقامهای اسرائیلی از اینکه مردم غزه تاکنون قیام نکردهاند، شگفتزده شدهاند. دلیل اصلی این امر ساختار مدنی حماس است که هنوز در آنجا فعالیت دارد. به همین علت است که غیرنظامیان همچنان به آن وابستهاند. اگر این ساختار فرو بپاشد و سایر عناصر نیز از هم بگسلد، آنگاه اوضاع بهکلی دگرگون خواهد شد.»
لحظهای که اسرائیلیها منتظر آن بودند
استاین با اشاره به لحظه شنیدن خبر کشته شدن سنوار، حال و هوای اسرائیلیها در آن زمان را «شادی مطلق» توصیف کرد.
او گفت: «در محله ما، مردم با بطریهای مشروب و ویسکی به خیابانها آمدند و جشن گرفتند. ما همیشه در انتظار چنین لحظهای بودیم و سرانجام آن لحظه فرا رسید.»
سنوار معمار کشتار بیش از هزار شهروند اسرائیلی در روز هفتم اکتبر بود؛ حادثهای که جرقه آغاز مناقشه کنونی را فراهم آورد. او همچنین مسئول مذاکره با دیگر رهبران سیاسی در مورد گروگانهای در بند حماس بود و عملیات روزانه این گروه را کنترل میکرد.
به گفته استاین، در غیاب یک رهبر مشخص در باریکه غزه، استراتژی دولت نتانیاهو این خواهد بود که اعضای جهاد اسلامی و حماس را در ازای آزاد کردن گروگانها عفو کند و دیگر مجازاتی برای آنها در نظر گرفته نشود.
استاین تاکید کرد: «دیکتاتور از بین رفته است. این احتمال وجود دارد که اعضای حماس برای نجات جان خود گروگانها را آزاد کنند. این ایدهای است که در حال حاضر مطرح شده.»
هم کشته شدن یحیی سنوار، رهبر حماس، و هم نحوه واکنش جمهوری اسلامی و گروههای نیابتیاش به آن تا همین جا دو نکته را روشنتر و برجستهتر کرده است: ضعف و از دست رفتن اعتماد بهنفس در نظام حاکم بر ایران و بیاعتمادی گروههای نیابتی به جمهوری اسلامی در حین تحمل ضربات جبرانناپذیر.
نگاهی به سکوت طولانی علی خامنهای، و سپس واکنشهای انگشتشمار مقاماتی چون حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، و مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، به کشته یحیی سنوار و بازتاب این رویداد تعیینکننده در جنگ غزه نشان میدهد که چگونه در فاصله کمتر از سه ماه، رهبران جمهوری اسلامی عادت قدیمی رجزخوانی و حریفطلبی را به ناگهان کنار گذاشتهاند و در پی خرید زمان و فرصتی برای بازسازی خود و نیروهای نیابتی ناگهان پرچمدار صلح در منطقهای شدهاند که نزدیک به نیم قرن، پیوسته بر آتش جنگ و خونریزی و ترور در آن دمیدهاند.
هم ترس و هم خدعه
تهدیدها و دشنامهای دیروز و سکوت امروز علی خامنهای و مقایسه اظهارات و پیامهای کسانی مثل حسین سلامی و مسعود پزشکیان، با سخنان و پیامهای آنها پیش و پس از کشته شدن اسماعیل هنیه و سپس حسن نصرالله با واکنش آنان به کشته شدن هاشم صفیالدین و اکنون یحیی سنوار به خوبی نشان میدهد که در آستانه حمله قریبالوقوع اسرائیل، چگونه رهبران جمهوری اسلامی در شگردی دیرهنگام و بیتاثیر، که احتمالا خود آن را «خدعه و تقیه» خواهند نامید، تا کجا حرفها و مواضعشان در ماههای اخیر را به فراموشی سپردهاند.
پزشکیان روز دهم مرداد، یک روز پس از تحلیف و کشته شدن هنیه در تهران، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «شهادت هنر مردان خدا است. پیوند دو ملت سربلند ایران و فلسطین مستحکمتر از قبل خواهد شد و مسیر مقاومت و دفاع از مظلوم پر قدرتتر از همیشه دنبال میشود. جمهوری اسلامی ایران از تمامیت ارضی و عزت و حیثیت و افتخار و شرف خود دفاع، و اشغالگران تروریست را از اقدام بزدلانه خود پشیمان خواهد کرد.»
اما در پیام جدید او که روز جمعه ۲۷ مهر، یک روز پس از کشته شدن یحیی سنوار، منتشر شد دیگر خبری از «پشیمان کردن» و «دفاع جمهوری اسلامی از عزت و حیثیت و افتخار و شرف خود» به چشم نمیخورد.
اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه، که این روزها وضعیت و سرنوشتی مبهم دارد، پس از کشته شدن هنیه و رسیدن سنوار به رهبری حماس، در پیامی به او نوشت:«: «همانطور که رهبر انقلاب فرمودند وظیفه خود می دانیم که انتقام خون ایشان را برای این حادثه تلخ در جمهوری اسلامی بگیریم تردیدی نیست که خون این شهید بزرگوار بر مجازات سخت رژیم صهیونیستی به دست جمهوری اسلامی تاثیر خواهد گذاشت.»
اما اکنون که سنوار نیز کشته شده است، هیچ واکنش و پیامی از او دیده و منتشر نشده است. این تغییر لحن آشکار بدون استثنا در مورد تمامی فرماندهان سپاه و مقامات حکومتی جمهوری اسلامی و در راس همه آنان علی خامنهای صدق میکند.
اگر چه بسیار بعید است که فراموشی «مجازات سخت» و «وعدههای صادق» و اکتفا به تسلیت و سپردن گرفتن انتقام سنوار به حماس، تاثیری بر اراده اسرائیل برای حمله به جمهوری اسلامی داشته باشد، اما در نقطه مقابل، کمتر میتوان تردید کرد که خزیدن به جایگاه امروز، از چشم هواداران اندک جمهوری اسلامی و مردمی که مصمم به عبور از این نظام هستند پنهان بماند، همانطور که از چشم نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی و اسرائیل، غرب و همسایگان عرب ایران نیز پنهان نخواهد ماند.
رهبران جمهوری اسلامی، که شدت ضربات اسرائیل را بهطور عمیق درک کردهاند، چنان اعتماد بهنفس خود را پس از شکستهای حقارتبار اخیر از دست دادهاند که دیگر رمق و توان و حوصله رجزخوانی برای انتقامگیری ندارند. در سوی دیگر، نیروهای نیابتی از جمله حماس و حزبالله نیز ضربهخورده و متزلزل، بیش از هر کس به جمهوری اسلامی و توان و اراده فرقه حاکم بر ایران برای کمک به خود بیاعتماد شدهاند.
تمام رهبران کشورهایی که درگیر بحران خاورمیانه هستند درباره کشته شدن یحیی سینوار حرف زدهاند، الا و مگر علی خامنهای.
بیاعتمادی نیابتیها به جمهوری اسلامی
مرگ سنوار، حسن نصرالله و اسماعیل هنیه اما نقطه عطفی در مناسبات گروههای نیابتی با جمهوری اسلامی خواهد بود و به احتمال فراوان تا دورهای قابل پیشبینی، دستهای درازشده جمهوری اسلامی را از منطقه کوتاه خواهد کرد.
با مرگ سنوار جدایی و دوری حماس از جمهوری اسلامی محتملترین گزینه است. پس از کشته شدن اسماعیل هنیه، آن هم در تهران، جمهوری اسلامی توانست کسانی مثل خالد مشعل را کنار بزند و یحیی سنوار را که طراح اصلی نزدیکی حماس به جمهوری اسلامی و نشستن پای سفره انقلاب و شریک شدن در چپاول ثروت ملی ایرانیان بود، با وعده حمایت تمامعیار از او و گروهش در میانه جنگ، جانشین هنیه کند. با آنچه که بر سر حماس و از آن مهمتر بر سر حزبالله آمد و گروههای نیابتی عاشق چمدانهای پول، بیعملی و تحقیر جمهوری اسلامی را دیدند، احتمالا کشورهای دیگری مثل ترکیه و قطر، و تا حدی مصر و عربستان سعودی میکوشند، با دور کردن حماس از جمهوری اسلامی، از نفوذ منطقهای سپاه بکاهند.
تنها یک روز پس از کشته شدن سنوار، محمد درویش رییس شورای حماس و اعضای سیاسی این جنبش در ترکیه با هاکان فیدان وزیر امور خارجه ترکیه، که سالها ریاست دستگاه امنیتی این کشور را برعهده داشت، دیدار و گفتگو کردند. اعضای این شورا باید بهزودی جانشین سنوار را انتخاب کنند.
در میان افرادی که میتوانستند جانشین هنیه و اکنون سنوار شوند، کسانی مثل خالد مشعل که سابقه دوری از تهران و نزدیکی به ترکیه و قطر را در کارنامه دارد، از بخت بیشتری نسبت به افرادی برخوردارند که ممکن است هنوز موافق دوری از جهان عرب و نزدیکی به جمهوری اسلامی باشند.
گروههای نیابتی مثل حماس و حزبالله در سه ماه گذشته و در بدترین شرایط تاریخ خود دیدند که رهبران جمهوری اسلامی برخلاف تمامی وعدههایشان، آنها را تنها گذاشتهاند. کشته شدن هنیه در تهران و انتشار اخباری مبنی بر اینکه اطلاعات نفوذیهای اسرائیل در سپاه و دستگاه رهبری جمهوری اسلامی زمینهساز کشتن حسن نصرالله شده، زمینههای بیاعتمادی در این گروهها به جمهوری اسلامی را بیش از هر زمان دیگر افزایش داده است.
گروهی مثل حماس که به کمک و پول نیاز دارد، به احتمال فراوان به ترکیه و قطر نزدیک خواهد شد و خواهد کوشید مناسباتش با اردن، مصر و عربستان سعودی را نیز ترمیم کند.
در مورد حزبالله شیعه اما وضعیت تا اندازهای متفاوت است. آنچه که از این گروه و کادر فرماندهی آن باقی مانده دو راه بیشتر در پیش رو ندارد. یا باید کنترل تمامعیار سپاه را بر خود بپذیرد و چنان آشکار جامه مزدوری حکومتی دیگر را بر تن کند که ناگزیر قید فعالیت در لباس سیاسی و حضور در پارلمان و دولت لبنان را بزند، یا بکوشد با فاصله گرفتن از جمهوری اسلامی، خود را به عنوان نیرویی یکسره لبنانی معرفی کند و بازی در چارچوب قواعد این کشور را بپذیرد و رویای داشتن دولتی در کنار دولت لبنان و ارتشی در کنار ارتش این کشور را دستکم فعلا فراموش کند.
واکنش بیسابقه نجیب میقاتی، نخستوزیر لبنان و اعتراض مقامات و چهرههای سیاسی این کشور به جمهوری اسلامی، نشان میدهد که تا همین جا هم چه اندازه از نفوذ حزبالله و حامیاش در لبنان کاسته شده و رهبران این کشور میکوشند لبنانی را که همچون ایران به گروگان گرفته شده، اندک اندک آزاد سازند.
چنین فرآیندی البته زمانی تحقق خواهد یافت که به جمهوری اسلامی فرصت بازسازی خود و نیروهایش داده نشود. رهبران جمهوری اسلامی که امروز، ناگهان خواهان حل و فصل مساله فلسطین و بحران خاورمیانه از طریق مسالمتآمیز و دیپلماتیک شدهاند، اگر فرصت بیابند و با خدعه و تقیه از این مهلکه بگریزند، بار دیگر روش همیشگی خود را در پیش خواهند گرفت، همان طور که در سال ۲۰۰۳ و جنگ اسرائیل و حزبالله چنین کردند.
همزمان با شدت گرفتن گمانهزنیها در خصوص زمان، اهداف و ابعاد حمله تلافیجویانه اسرائیل علیه حکومت ایران، سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، هشدار داد اسرائیل حتی نباید به هدف قرار دادن تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی فکر کند.
او پنجشنبه ۲۶ مهر گفت: «ما بارها هشدار دادهایم و همچنان هشدار میدهیم تا اسرائیل را حتی از در نظر گرفتن فرضی احتمال حمله به تاسیسات هستهای و زیرساختهای هستهای ایران بر حذر داریم.»
ریابکوف حمله به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی در جریان عملیات احتمالی اسرائیل را «یک تحول فاجعهبار» خواند و افزود چنین رویدادی «تمامی اصول موجود در زمینه تضمین ایمنی هستهای» را بهطور کامل نقض خواهد کرد.
خبرگزاری رویترز نوشت مشخص نیست روسیه چنین پیامی را از چه طریقی به اسرائیل انتقال داده است.
سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه
پیشتر در ۲۳ مهر، «بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی» در مطلبی نوشت روسیه قصد ندارد بهصورت مستقیم به رویارویی اسرائیل و جمهوری اسلامی وارد شود.
به گفته این اندیشکده، «روسیه نمیتواند ایران را در رویارویی با اسرائیل و آمریکا نجات دهد و دست به اقدامی در این زمینه نیز نخواهد زد.»
بنیاد کارنگی افزود: «مسکو به قدری در اوکراین درگیر است که زمانی برای یک جنگ دیگر ندارد. همچنین هرگز به نظر نرسیده که روسیه بخواهد برای منافع ایران بجنگد.»
حکومت ایران شامگاه ۱۰ مهر با حدود ۲۰۰ موشک بالستیک خاک اسرائیل را هدف قرار داد. این دومین حمله مستقیم جمهوری اسلامی به اسرائیل بود.
پایگاه خبری بلومبرگ ۲۲ مهر با استناد به دادههای ارائه شده از سوی سازمان مالیاتی اسرائیل نوشت حمله اخیر حکومت ایران بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیارد شِکِل (معادل ۴۰ تا ۵۳ میلیون دلار) به اموال خصوصی شهروندان اسرائیلی خسارت زد.
مقامهای اسرائیلی در روزهای گذشته بارها تاکید کردهاند این کشور به حمله موشکی جمهوری اسلامی پاسخ خواهد داد.
روزنامه واشینگتن پست ۲۳ مهر به نقل از دو مقام آگاه گزارش داد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به آمریکا اطلاع داده اسرائیل در حمله تلافیجویانه خود مراکز نظامی جمهوری اسلامی را هدف قرار میدهد و برنامهای برای حمله به تاسیسات هستهای و نفتی در ایران ندارد.
این روزنامه افزود موضع جدید نتانیاهو نشان میدهد حمله اسرائیل از آنچه پیشبینی میشد، «محدودتر» خواهد بود.
روزنامه الشرق الاوسط ۲۱ مهر به نقل از منابع دیپلماتیک نوشت جمهوری اسلامی در پیامی که به کشورهای اروپایی فرستاده، اعلام کرده اگر حمله تلافیجویانه اسرئیل محدود باشد، تهران از آن چشم خواهد پوشید و به آن پاسخی نخواهد داد.
جامعه جهانی در سالهای اخیر کوشیده است از دستیابی حکومت ایران به تسلیحات هستهای جلوگیری کند.
بر اساس آخرین گزارشهای محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، جمهوری اسلامی همچنان برنامه تولید اورانیوم با غنای بالای خود را که میتواند برای ساخت سلاح هستهای به کار گرفته شود، ادامه میدهد.
آژانس بینالمللی در یکی از این گزارشها، میزان ذخیره اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در ایران را ۱۶۴.۷ کیلوگرم برآورد کرده است.
اورانیوم غنیشده با خلوص ۶۰ درصدی را به سرعت و با طی چند مرحله کوتاه میتوان به اورانیوم با خلوص ۹۰ درصدی تبدیل کرد که در تولید سلاح هستهای کاربرد دارد.
۳۹ نماینده مجلس شورای اسلامی ۱۸ مهر خواستار «تجدید نظر در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی و صدور اجازه و فراهم شدن امکانات برای ساخت سلاح هستهای» شدند.
الکس وطنخواه، کارشناس امنیت خاورمیانه و مدیر برنامه ایران در موسسه خاورمیانه، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت این صراحت بیسابقه مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی در مورد احتمال ساخت بمب هستهای - چیزی که چند سال پیش غیرقابل تصور بود - به ترس و احساس ناامنی فزاینده حکومت ایران بازمیگردد.
او افزود: «این نشاندهنده ترس بزرگی است که حکومت ایران دارد، در حالی که منتظر است ببیند اسرائیل در مورد انتقامگیری چه خواهد کرد.»
شاهزاده رضا پهلوی، شامگاه چهارشنبه ۲۵ مهر، در گفتوگویی با شبکه فاکس نیوز، دیپلماسی و مذاکره با جمهوری اسلامی را شکست خورده دانست و در عین حال گفت که جنگ نیز راه حل نیست بلکه در عوض، باید راه سوم، یعنی توانمندسازی مردم ایران را برگزید.
او گفت: «من همیشه گفتهام که بهترین راه برای کمک به مردم ایران برای رهایی از این رژیم، حمایت و توانمندسازی آنهاست. ما دیدهایم که دیپلماسی شکست خورده و جنگ هم راهحل نیست. تنها راه سوم باقی میماند و آن این است که برای اولین بار در چهار دهه گذشته بر روی مردم ایران سرمایهگذاری کنیم، به جای اینکه وقت خود را برای مذاکره با این رژیم تلف کنیم. بنابراین واقعا بهترین راه برای کمک به مردم ایران توانمندسازی آنهاست.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود:«فکر میکنم راه تغییر این است که از سیاست مماشات دست برداریم و در عوض یک رویکرد دوگانه داشته باشیم، یعنی از یک طرف فشار حداکثری بر رژیم برای محدود کردن تواناییهای آن در حمایت از نیروهای نیابتیاش و تامین مالی ماشین جنگیاش و سرکوب شهروندان در داخل وارد شود، و از طرف دیگر سیاست حمایت حداکثری از مردم ایران را برای سازماندهی اعتصابات کارگری و هر اقدامی که بتواند از درون بر رژیم فشار وارد کند در پیش بگیریم.»
او گفت: «به این ترتیب شما بهترین متحدان، یا به اصطلاح چکمههای روی زمین را دارید، که خود مردم ایران هستند. این تغییر نیازی به هیچ نوع دخالت خارجی، نظامی یا غیره، ندارد.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «مهم این است که شرایط برابر شود تا مردم ایران شانس واقعی برای موفقیت داشته باشند، چرا که تاکنون آنها بدون هیچ حمایتی از سوی جهان آزاد عمل کردهاند.»
شاهزاده رضا پهلوی در ادامه گفتوگوی خود با شبکه فاکسنیوز درباره نقش خود در آینده ایران گفت: « من به هموطنانم گفتهام که ماموریت اصلی من در زندگی این است که به آنها کمک کنم آیندهای متفاوت را رقم بزنند؛ آیندهای که در آن یک سیستم سکولار و دموکراتیک جایگزین این دیکتاتوری دینی شود. من پیشنهاد دادهام که در دوران انتقال رهبری را در دست بگیرم تا این تغییر به وقوع بپیوندد.»
او افزود: «فکر میکنم این آرزوی میلیونها ایرانی است که حکومتی سکولار و دموکراتیک داشته باشند. آنها در سالهای اخیر نه تنها به خودشان، بلکه به منطقه و جهان نشان دادهاند چقدر با این رژیم متفاوت هستند. ما به ارزشهای حقوق بشر، آزادی و کرامت انسانی اعتقاد داریم. ما میان جنسیت، گروههای قومی یا مذاهب تبعیض قائل نمیشویم.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «ما میدانیم که آینده بهتر ایران و فرصتهای شکوفایی در گرو ثبات و صلح در منطقه است. ما میخواهیم با همسایگان عرب خود در خلیج فارس، با اسرائیل و با هر کشوری که معتقد است همکاری جمعی میتواند بسیار موثرتر باشد، همکاری کنیم.»
او افزود: «من، مانند بسیاری از مردم جهان، نگران مسائل مختلفی هستم که همه ما را تحت تاثیر قرار میدهند. ما با کمبود آب مواجه هستیم. با مشکلات اقتصادی زیادی دست و پنجه نرم میکنیم و به جای این که پول خود را برای شلیک موشک به یکدیگر خرج کنیم، میتوانیم آن را صرف بهداشت، آموزش و توسعه کنیم و یک مشارکت واقعی منطقهای داشته باشیم.»
شاهزاده رضا پهلوی با تاکید بر اینکه نبرد بین خیر و شر یک نبرد همیشگی است، گفت: «باید در سمت درست تاریخ ایستاد. جهان آزاد اغلب به ملتهایی که تحت محاصره یا اشغال یا پشت پرده آهنین بودند یا تحت سلطه رژیمهای نژادپرست رنج میبردند، کمک کرده است؛ چه در آفریقای جنوبی، چه به مردم تحت حکومت نظامی در آمریکای لاتین و چه مردمی که در دوران جنگ سرد پشت پرده آهنین در اروپای شرقی گرفتار مانده بودند.»
شاهزاده رضا پهلوی در پایان این گفتوگو افزود: «مثالهای زیادی وجود دارد که ملتهای آزاد به حمایت از کشورهایی برخاستند که نیازمند کمک بودند. فکر نمیکنم لخ والسا و جنبش همبستگی یا نلسون ماندلا و کنگره ملی آفریقا در آفریقای جنوبی بدون حمایت خارجی موفق میشدند. همین اصل در مورد ایران و ایرانیان نیز صدق میکند.»
ماه گذشته بسیاری منتظر حمله موشکی جمهوریاسلامی به اسرائیل بودند. حالا بسیاری منتظر حمله اسرائیل به جمهوریاسلامی هستند و هیچ تضمینی نیست که این پینگ پنگ بین دو کشور همچنان ادامه نیابد و به یک جنگ منطقهای تبدیل نشود.
در این میان، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در سفر اخیر خود به اردن گفته است که «نگرانیهای مشترکی داریم و باید تلاش کنیم از وقوع جنگ منطقهای جلوگیری کنیم».
اما هر کسی که تحولات منطقه را دنبال کرده باشد، از این سطح از تناقض در سیاست خارجی جمهوری اسلامی متعجب میشود.
همین اردنی که عراقچی اکنون به آن سفر کرده و در برابر دوربین خبرنگاران با وزیر امور خارجهاش رایزنی و لبخند رد و بدل میکند، در گذشته دو بار شاهد نقض حریم هواییاش از سوی سپاه پاسداران بوده است. در عملیات «وعده صادق ۱ و ۲»، سپاه بدون اطلاع و اجازه اردن، از حریم هوایی این کشور برای شلیک موشک و پهپاد به سمت اسرائیل استفاده کرده است. اعتراضات مکرر اردنیها به این نقض حاکمیت نیز بیپاسخ مانده بود.
حالا همان جمهوری اسلامی که پیشتر از آسمان اردن برای حملات خود استفاده کرده، به دنبال همکاری با اردن برای «امنیت منطقهای» است و ادعا میکند که باید مانع وقوع جنگ شد.
جالبتر اینجاست که جمهوری اسلامی حالا از اردن و دیگر کشورهای منطقه میخواهد اجازه ندهند از فضای هواییشان علیه جمهوری اسلامی استفاده شود؛ در حالی که خود جمهوری اسلامی بارها همین کار را کرده است.
این تناقضات زمانی آشکارتر میشود که به مسائل دیگر بین تهران و امان نگاه کنیم. علاوه بر نقض حریم هوایی، شبکههای قاچاق اسلحه و مواد مخدر وابسته به جمهوری اسلامی نیز از سوریه به داخل اردن در سالهای اخیر فعال بودهاند. نیروهای مرزبانی اردن هرچند وقت یکبار قاچاقچیان مرتبط با این شبکهها را بازداشت میکنند. با وجود این، جمهوری اسلامی همچنان موضعی طلبکارانه در برابر اردن دارد.
اما این پایان ماجرا نیست. عراقچی در ادامه سفرهای خود به مصر نیز رفته تا با مقامات قاهره درباره مسائل منطقه و اسرائیل گفتوگو کند. این در حالی است که مصر در سالهای اخیر از فعالیتهای جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش آسیبی جدی دیده است. سپاه پاسداران با ارسال موشک به حوثیها باعث حملات مکرر به کشتیهای تجاری در دریای سرخ شده، که بهطور مستقیم به اقتصاد مصر ضربه زده است.
پیش از این حملات، کشتیهایی که از آسیا به اروپا میرفتند یا برعکس، از کانال سوئز عبور میکردند و سالانه حدود ۹.۵ میلیارد دلار درآمد برای مصر به همراه داشتند. اما پس از آغاز حملات حوثیها، این درآمد کاهش یافت و رییسجمهوری مصر، عبدالفتاح سیسی، اعلام کرد که درآمد کانال سوئز ۴۰ درصد افت کرده است.
با این حال، عراقچی به مصر رفته و از قاهره خواسته که مانع بروز جنگ در منطقه شود. این رفتار جمهوری اسلامی شبیه همان رویکردی است که در داخل ایران هم اتخاذ کرده است: در حالی که مردم معترض را در خیابانها سرکوب میکند و به گلوله میبندد، در سطح منطقه نیز با همان لجاجت و بیاعتنایی با همسایگان برخورد میکند.
این سطح از بیاعتنایی به منافع و اعتراضات کشورهای همسایه نشان میدهد که جمهوری اسلامی همانطور که نسبت به خواست و اراده مردم ایران بیتفاوت است، در برابر دولتهای منطقه نیز با همان پررویی و بیمسئولیتی رفتار میکند. شاید بتوان گفت که این رفتارها عواقب ناگزیر خود را به همراه خواهند داشت.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در دیدار با ایمن الصفدی، وزیر خارجه اردن، خواستار اقدام جمعی کشورهای منطقه برای متوقف کردن اسرائیل و جلوگیری از گسترش دامنه جنگ در منطقه شد و در تماس با دبیرکل سازمان ملل، از «آمادگی قاطع» تهران برای پاسخ به حمله احتمالی اسرائیل خبر داد.
عراقچی در دور جدید سفرهای منطقهای خود در دو هفته اخیر، چهارشنبه ۲۵ مهر در امان با عبدالله بن حسین، پادشاه اردن و وزیر امور خارجه این کشور دیدار و گفتوگو کرد.
قرار است وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، پس از اردن، به مصر و ترکیه سفر کند.
او روز یکشنبه در نشست خبری مشترک با فواد حسین، وزیر امور خارجه عراق گفته بود جمهوری اسلامی خواهان افزایش تنش و جنگ نیست اما برای آن آماده است.
عراقچی همچنین موضوع ارسال راکت کوتاهبرد به روسیه را تکذیب نکرد اما گفت جمهوری اسلامی به این کشور «موشکهای بالستیک» نداده است.
تماس با دبیر کل سازمان ملل
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دولت جمهوری اسلامی، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، روز چهارشنبه در گفتوگوی تلفنی با عراقچی، نگرانی خود را از افزایش تنشها در منطقه اعلام کرد و گفت تنها راه حل پایان دادن به جنگ، تلاش برای دستیابی به راه حل سیاسی است.
عراقچی در پاسخ بر آمادگی کامل جمهوری اسلامی برای پاسخ «قاطع و پشیمان کننده به هر گونه ماجراجویی» از سوی اسرائیل تاکید کرده و گفته است که «مسئولیت عواقب گسترش ناامنی در منطقه» بر عهده اسرائیل و آمریکاست.
برای هر سناریویی آمادهایم
همزمان با این اظهارات عراقچی، بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی، در گفتوگو با نور نیوز در واکنش به خطر حمله به سایتهای هستهای ایران گفت که این سازمان «برای هر سناریویی در این زمینه» آماده است.
او تاکید کرد در حوزه هستهای، «جمهوری اسلامی هرچه پیش میرود، مسلطتر میشود» و دیگر برگرداندن ایران به عقب حتی با حمله، امکان ندارد.
کمالوندی خطر حمله اسرائیل به سایتهای اتمی جمهوری اسلامی را بسیار بعید دانست و گفت: «اگر چنین اتفاقی رخ دهد، بسیار بعید است که خسارتی جدی به ایران وارد شود و حتی در صورت وقوع خسارت، کشور میتواند به سرعت آن را جبران کند زیرا دانش در ذهن متخصصین و دانشمندان ماست، بر تکنولوژی مسلط هستیم، طرحها موجود بوده و روی کاغذ هستند و تنها نیاز به اجرا دارد.»
روزنامه نیویورکتایمز، روز دوشنبه ۱۶ مهر در گزارشی مفصل به احتمال حمله اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران پرداخت و پیامدهای چنین حملهای را بررسی کرد.
به اساس این گزارش، دو سال پیش، دهها جت جنگنده اسرائیلی بر فراز دریای مدیترانه به پرواز درآمدند و حمله به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی را شبیهسازی کردند. رزمایشی که نیروهای دفاعی اسرائیل آشکارا از آن بهعنوان تمرین «پرواز دوربرد، سوختگیری هوایی و حمله به اهداف دوردست» یاد کردند.
یک مقام آمریکایی روز ۱۸ مهر به ایبیسی نیوز گفت پس از گفتوگو میان جو بایدن، رییسجمهوری آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، درباره حمله به ایران، اعضای دولت بایدن احساس کردند دولت اسرائیل به استدلالهای آنها برای تمرکز بر اهداف نظامی متعارف و نه سایتهای هستهای یا تولید نفت، پاسخ مثبت داده است.
فقه هستهای و دکترین خامنهای
کمالوندی روز چهارشنبه برخی اظهار نظرها درباره لزوم تغییر دکترین هستهای جمهوری اسلامی را رد کرد و گفت: «گرچه برخی موارد به دلیل دلسوزی مطرح میشود اما ممکن است از آن سوءاستفاده شود. در صورتی که موضع جمهوری اسلامی در این زمینه به طور واضح با قویترین حکم یعنی فتوا از سوی بالاترین فرد مذهبی که در بالاترین جایگاه سیاسی کشور هم قرار دارد، اعلام شده است.»
۳۹ نماینده مجلس شورای اسلامی روز ۱۸ مهر از شورای عالی امنیت ملی خواستند در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی تجدید نظر کند. مبنای این دکترین، فتوای علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی است که در آن «کاربرد» سلاح هستهای را مثل سایر سلاحهای کشتار جمعی از جمله سلاح شیمیایی و میکروبی، «حرام» دانسته است.
به گفته کمالوندی، سازمان انرژی اتمی ایران یک سلسله سمینار درباره «فقه هستهای» برای بررسی ابعاد مطرح شده در فتوای علی خامنهای برگزار کرده که در آن تاکید شده است در دیدگاه دینی، سلاحهای کشتار جمعی اعم از شیمیایی و هستهای یا هر سلاحی که به صورت هدفمند به کار گرفته نمیشود، جایگاهی ندارد.
آلودگی اتمی در هر جایی ممکن است
کمالوندی در گفتوگو با نور نیوز نگرانیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره غنیسازی اورانیوم در ایران را رد کرد و گفت: «آنها آلودگیهایی را مشاهده کرده و از ایران خواستهاند درباره این آلودگیها توضیح دهد، در صورتی که این آلودگیها در همه جا حتی گمرکات یک کشور یا جاهای مختلف مانند بخشهایی که در آنها آهنهای غیرقابل استفاده وجود دارد، میتواند اتفاق بیفتد.»
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پیشتر از رفع نشدن ابهامها درباره یافتن ذرات اورانیوم با منشاء انسانی در برخی مراکز هستهای جمهوری اسلامی از جمله تورقوزآباد خبر داده بود.
ماموران موساد در سال ۹۷ در یک عملیات پیچیده، بسیاری از اسناد هستهای ایران که به صورت مکتوب یا در لوحهای فشرده در تورقوزآباد نگهداری میشدند، ربوده و به اسرائیل منتقل کردند.