مفهوم میهندوستی ایرانی یا ملیگرایی ایرانی از جمله مفاهیمی است که گاه در رسانههای غربی با تعابیر غیرواقعی توصیف شده که این امر به درک نادرست درباره خصوصیات منحصربهفرد این جریان فکری دامن میزند.
این مقاله به واکاوی برخی جنبههای ویژه ملیگرایی ایرانی میپردازد که اغلب به نادرست به عنوان مشابه جنبشهای راست افراطی نژادپرست و بیگانهستیز که در محافل غربی معمول است، تفسیر شده است. فهم این تفاوت برای درک عمیقتر از چشم انداز سیاسی-اجتماعی ایران و مقاومت تاریخی آن در برابر هژمونیهای خارجی اهمیت زیادی دارد.
ملیگرایی، یا همان «میهندوستی»، به عنوان لیبرالترین گفتمان سیاسی در تاریخ معاصر ایران شناخته شده است. این گفتمان فرهنگی و سیاسی همچون سدی محکم در برابر ایدئولوژیهای توتالیتر مانند مارکسیسم و اسلامگرایی قرار داشته و ایران را در دهههای پرتلاطم جنگ سرد از سقوط در دام کمونیسم نجات داده است.
با این وجود، این جریان در سال ۱۹۷۹ توسط اتحادی از کمونیستها و اسلامگرایان شکست خورد و محمدرضا شاه پهلوی ساقط شد.
مخالفان ناسیونالیسم ایرانی متشکل از دو جریان اصلی غربستیز، یعنی اسلام سیاسی و مارکسیسم بودند. خمینی ناسیونالیسم را به شدت محکوم میکرد و دستور به حذف نمادهای ملیگرایی از نهادها و جریانهای سیاسی صادر کرده بود. مارکسیستهای ایرانی نیز، پیش از انقلاب ۱۹۷۹، حملات تروریستی علیه نمادهای نفوذ غرب انجام داده بودند. این گروهها به سرنگونی حکومت پهلوی کمک کردند، حکومتی که به زنان و اقلیتهای دینی آزادیهای وسیعی اعطا کرده بود.
در دوران پهلوی، زنان و اقلیتهای دینی از آزادیهای گستردهای برخوردار بودند و روابط مثبتی بین ایران و اسرائیل برقرار بود. با این حال، مخالفان پهلوی هدفهایی مانند دیپلماتهای آمریکایی را مورد حمله قرار دادند و علیه حقوق زنان مبارزه کردند، در حالی که ملیگرایان به ترویج فرهنگ غربی و توسعه کشور امیدوار بودند.
برای درک بهتر تفاوتهای عمیق میان ملیگرایی ایرانی و دگرستیزی، لازم است به اندیشههای دوران انقلاب مشروطه و سالهای پس از آن توجه کنیم.
میرزاآقاخان کرمانی و سیدحسن تقی زاده، دو اندیشمند برجسته ایرانی، به اصلاحات ساختاری و آموزههای مدرن غربی متعهد بودند. کرمانی، پیشگام جنبش مشروطه، بر ضرورت دوری ایران از استبداد و خرافات تاکید داشت، در حالی که تقی زاده، مدافع نوسازی و مدرنیزاسیون با الهام از دموکراسیهای غربی بود. هر دو بر اهمیت آموزش، آزادی بیان و رسانهها به عنوان پایههای دموکراسی تاکید میکردند.
این خط فکری پس از یک توقف نسبتا طولانی در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی، که متأثر از نفوذ فکری روشنفکران چپ و شیفته شوروی بود، بار دیگر در دهههای اخیر در میان ایرانیان زنده شده و به محور مبارزه آنها با حکومت جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
ناسیونالیسم غربی پس از فروپاشی امپراتوری مقدس و تاسیس دولتملتهای اروپایی به وجود آمد، اما میهن دوستی ایرانی نتیجه هزاران سال وجود دولت-ملت در ایران و ادغام و همزیستی مسالمتآمیز اقوام مختلف در کنار هم است. این نوع میهن دوستی، برخلاف ناسیونالیسم غربی که تاختگرا است، تدافعی بوده و نه تنها به عنوان سدی در برابر اسلامگرایی افراطی عمل کرده، بلکه عاملی برای وحدت سرزمینی ایران و تأمین حق حاکمیت ملی بوده است.
در دوران حکومت پهلوی، که بنیانهای آن بر میهندوستی ایرانی استوار بود، اقلیتهای دینی نظیر یهودیان و بهائیان از آزادیهای گستردهای برخوردار بودند که در خاورمیانه بینظیر بود. این اقلیتها نه تنها در امور عبادتی آزاد بودند، بلکه بسیاری از کارآفرینان متعلق به این جوامع نیز از نظر اقتصادی در جامعه ایران جایگاه برجستهای داشتند. قانون حمایت از خانواده، که در دوران پهلوی تصویب شد، یکی از پیشروترین قوانین در زمینه حق طلاق و سن ازدواج به نفع زنان بود و زنان ایرانی حق رای را پیش از بسیاری از زنان اروپایی، از جمله سوییس، به دست آورده بودند.
در حوزه هنر نیز، زنان اغلب از حقوق بیشتری نسبت به مردان برخوردار بودند. جامعه الجیبیتی ایران نیز از آزادیهای قابل توجهی برخوردار بود و در عرصه هنری نقش فعالی داشت. به عنوان نمونه، یک سال پیش از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، زمانی که طراح معروف همجنسگرا، بیژن صفاری، ازدواج کرد، شهبانو فرح پهلوی به نمایندگی از خود دسته گلی را به عنوان تبریک ارسال داشت.
در ۱۵ سال گذشته حس میهندوستی ایرانی به طرز قابل توجهی در ایران رشد داشته است و ملیگرایان با انسجام مجدد خود به عنوان نیروی محوری در اعتراضات علیه جمهوری اسلامی در سالهای اخیر ظاهر شدهاند.
از دسامبر ۲۰۱۷، ایران شاهد پنج خیزش سراسری بزرگ بوده است که در طی آنها، مردم به طور گستردهای شعارهای ملیگرایانه سر دادهاند. این شعارها عبارتند از: «از کردستان تا تهران، جانم فدای ایران»، «رضاشاه! روحت شاد»، «زن، زندگی، آزادی؛ مرد، میهن، آبادی»، «سنندج، زاهدان، چشم و چراغ ایران»، «میجنگیم، میمیریم، ایران رو پس میگیریم»، «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و «ایرانی میمیرد، ذلت نمیپذیرد».
این شعارها نشاندهندهی گسترش حس ملیگرایی و وطندوستی در بین مردم ایران است و تمایل آنها به حفظ هویت ملی و استقلال کشورشان را نمایان میکند.
در پایان، میهندوستی ایرانیان، که در میراث فرهنگی و تاریخی غنی ریشه دوانده است، در تضاد شدید با تصویرهای اغلب تقلیلگرایانه و کجدار و مریزی است که در رسانههای غربی یافت میشود.
این مهیندوستی با طبیعت دفاعی و فراگیر خود شناخته میشود، و نشاندهنده ملیگراییای است که وحدت را ترویج میدهد و در برابر فشارهای خصمانه مقاومت میکند تا اینکه باعث ایجاد حذف شود. با درک این ظرافتها، جامعه بینالمللی میتواند در گفتگویی آگاهانهتر و محترمانهتر درباره ایران بحث کند، و هویت ملی منحصر به فرد و آرمانهای مردم آن برای آزادی را به رسمیت بشناسد.
نیروی انتظامی جمهوری اسلامی از بازداشت ۲۶۱ نفر از جمله سه شهروند اروپایی در شهرستان شهریار استان تهران خبر داد و آنان را عضو «شبکه شیطانپرستی» نامید.
در اطلاعیه نیروی انتظامی که روز جمعه منتشر شد، این افراد به «اشاعه فرهنگ شیطانپرستی و بیبندوباری و برهنگی» متهم شدهاند.
۱۴۶ نفر از بازداشتشدگان مرد و ۱۱۵ نفر زن هستند.
نیروی انتظامی در جریان این بازداشتها، ۷۳ دستگاه خودرو را نیز توقیف کرده است.
این اولین بار نیست که نیروی انتظامی به مهمانیهای خصوصی هجوم میبرد و شرکتکنندگان را به «بیبندوباری» و «شیطانپرستی» متهم میکند.
مرداد سال گذشته، نیروی انتظامی به دو باغ در اطراف کرج به دلیل برگزاری مراسم «مختلط» حمله و ۱۱ نفر را دستگیر کرد و مراسم برگزارشده در این باغها را مراسم «شیطانپرستی» خواند.
در مرداد ۱۴۰۱ نیز رییس کل دادگستری استان مازندران از بازداشت ۱۲۰نفر از اعضای یک تور گردشگری در جنگل پی رجه نکا خبر داد و آنها را از جمله به «نصب بنرهای شیطانپرستی» متهم کرد.
همچنین نیروی انتظامی اصناف مختلف را نیز با همین اتهام هدف یورشهای خود قرار داده است.
خرداد سال گذشته، رحمان بنسعید، دادستان مسجدسلیمان در استان خوزستان اعلام کرد دو نفر تتوکار در این شهرستان از سوی نیروی انتظامی بازداشت شدهاند.
او این افراد را «اعضای فرقه ضاله» خواند که «نمادهای شیطانپرستی بر بدن مشتریان خود» درج میکردند.
دو سال پیش نیز، یدالله طهماسیان، فرمانده انتظامی قرچک اعلام کرد نیروی انتظامی هفت لباسفروشی زنانه و مردانه را به دلیل فروش «شلوار زاپ و لباسهای مشکی با آرم و علایم شیطانپرستی» پلمب کرد.
او افزود: «به واحدهای صنفی متخلف دستور جمعآوری پوشاک نامتعارف داده شد.»
بازداشت سه شهروند خارجی در شهریار در شرایطی است که اکنون تعدادی از شهروندان غربی در زندانهای ایران محبوسند و تلاش کشورهای غربی برای آزادی همه آنان نتیجهبخش نبوده است.
جمهوری اسلامی متهم است با بازداشت خودسرانه شهروندان خارجی یا شهروندان دوتابعیتی در تلاش برای اعمال فشار بر کشورهای غربی در جهت برآورده کردن خواستهها و مطالبات خود است.
وزارت خارجه سوئد سال گذشته از بازداشت یک شهروند دیگر خود در ایران خبر داد.
این در حالی است که جمهوری اسلامی همزمان خواستار آزادی حمید نوری، زندانی در سوئد شده است.
نوری از مقامات پیشین قوه قضاییه جمهوری اسلامی در پرونده اعدامهای سیاسی دهه شصت متهم و از سوی دستگاه قضایی سوئد به حبس ابد محکوم شد.
گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی نامهای به مناسبت اولین سالگرد بازداشت و ادامه بلاتکلیفی نسیم غلامی سیمیاری، یکی از همبندیهایش در زندان اوین نوشته و از او بهعنوان یکی از زنان معترض «کف خیابان» نام برده که در بازجوییها وادار به اعتراف علیه خود شده و با اتهاماتی سنگین مواجه است.
ایرایی در این نامه که روز جمعه ۲۸ اردیبهشتماه در اینستاگرامش منتشر شده، سیمیاری را زنی که بهخاطر فقر و فلاکت تنیده شده در زندگی همه مردم برای اعتراض به خیابان رفته و مطالبهاش بهتر زیستن بود، توصیف کرده و نوشته به نسیم غلامی سیمیاری و همه کسانی مانند او هستند افتخار میکند.
نسیم غلامی سیمیاری روز ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲ در یکی از خیابانهای تهران به دست ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و پس از چهار ماه نگهداری در سلول انفرادی و بازجویی در بازداشتگاههای یک-الف و دو_الف سپاه پاسداران در تهران به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
ماموران پس از بازداشت او اقدام به تفتیش منزلش کردند و برخی وسایل شخصی از جمله مدارک شناسایی، تلفنهای همراه، کامپیوتر، پول، طلا، ساعت و تعدادی از لباسهای او و خانوادهاش را با خود بردند.
گلرخ ایرایی با اشاره به اینکه همبندیاش به خاطر حضور در اعتراضات سال ۱۴۰۱ بازداشت و از سوی ماموران اطلاعات سپاه وادار به اعتراف علیه خود شده و با با اتهاماتی سنگین مواجه است، در نامهاش خاطرنشان کرد: «اعتراض حق ما و خیابان از آن ماست.»
ایراناینترنشنال، آذرماه ۱۴۰۲ در گزارشی به نقل از یک منبع نزدیک به خانواده سیمیاری گزارش داد ماموران اطلاعات سپاه با شکنجه جسمی و روانی و تهدید او به ادامه نگهداری در سلول انفرادی و فشار بر خانوادهاش از او ویدیویی حاوی اعتراف اجباری گرفته و ضمیمه پروندهاش کردهاند.
جمهوری اسلامی بارها با ضبط و پخش اعترافات اجباری از بازداشتشدگان، آنها را به شهادت دادن علیه خود وادار کرده است.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی احکام خود علیه زندانیان سیاسی را بر اساس همین اعترافات اجباری صادر میکند؛ رویهای که همواره مورد اعتراض شدید سازمانهای حقوق بشری است.
ایرایی که خود روز چهارم مهر ۱۴۰۱ در رابطه با خیزش انقلابی بازداشت و به پنج سال زندان قطعی محکوم شده، در نامه خود سیمیاری را زنی سرشار از مقاومت و بیادعا و کسی که «در قساوت زنجیرها ایستاد، دلتنگی را به ستوه آورد و نغمه نبرد را سرود» توصیف کرده است.
بنا به اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، سیمیاری از زمان بازداشت تاکنون سه بار به بازپرسی زندان اوین منتقل شده و در جلسات بازپرسی از سوی ناصر جلایر سرتقی، بازپرس دادسرای اوین با اتهامات سنگینی از جمله «بمبگذاری در اماکن عمومی، اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام» مواجه شده است.
ایرایی در نامه خود دلیل وارد کردن اتهامات سنگین به سیمیاری از سوی نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی را پاسخ به حضور او به عنوان یک معترض در کف خیابان دانسته و نوشته این موضوع نهتنها محکوم که نشان از استیصال و کینهتوزی حکومت و سیستم قضایی و امنیتی آن است.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است که سیمیاری در جلسات بازپرسی از سوی بازپرس پرونده مورد توهین قرار گرفته و تهدید به اعدام و اعمال فشار بر خانوادهاش و بازداشت دیگر نزدیکانش شده است.
یک منبع نزدیک به خانواده سیمیاری در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفته در دادسرا بازپرس تاکید بر وکیل تسخیری برای او داشت و تا ۱۰ ماه پس از بازداشت در اسفند ۱۴۰۲ از حق اجازه دسترسی به وکیل و ملاقات با او محروم بود.
به گفته این منبع آگاه، سیمیاری در دو ماه نخست بازداشت اجازه هیچ تماسی با خانواده نداشت و اولین ملاقات او با خانواده پس از پنج ماه و در بند زنان زندان اوین انجام شده است.
جمهوری اسلامی از آغاز روی کار آمدن خود همواره فعالان مدنی، سیاسی و حقوق بشری منتقد حکومت را بازداشت، شکنجه و زندانی کرده است.
از زمان آغاز خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی از شهریور ۱۴۰۱ تاکنون، سرکوب فعالان مدنی، سیاسی و معترضان از سوی حکومت شدت گرفته و همچنان در شهرهای مختلف کشور ادامه دارد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی با شکایت وزارت اطلاعات با پروندهای تازه مواجه شده و قرار است ٣٠ اردیبهشت در دادگاه انقلاب محاکمه شود. این پرونده به دلیل افشاگری محمدی درباره آزار جنسی و تعرض به زنان بازداشتشده برای او گشوده شده است.
بنابر اطلاع منابع ایراناینترنشنال، این پرونده روز چهارم اردیبهشتماه پس از انتشار فایل صوتی نرگس محمدی که در آن از آزار جنسی و تعرض به زنان بازداشتشده گزارش داد و از مردم خواست تا روایتهایشان از بازداشت، تعرض، آزار، تحقیر، ضربشتم و تجاوز را اعلام کنند، در شعبه هفتم دادسرای اوین گشوده شده است.
یک منبع نزدیک به خانواده نرگس محمدی در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت این فعال حقوق بشر روز ۱۰ اردیبهشت برای تفهیم اتهام به دادسرا احضار شد و در پاسخ به احضار خود اعلام کرده دادگاه را به رسمیت نمیشناسد و در جلسه بازپرسی شرکت نکرد.
این منبع آگاه با بیان اینکه محمدی بار دیگر در روز ۲۳ اردیبهشت با دریافت ابلاغیهای برای محاکمه با اتهام «تبلیغ علیه نظام» در شعبه ٢٩ دادگاه انقلاب تهران احضار شده، به ایراناینترنشنال گفت او از حضور در این جلسه دادگاه نیز سر باز زده و اعلام کرده تنها در صورتی که دادگاه به صورت علنی برگزار شود، در آن حاضر خواهد شد.
مصطفی نیلی، وکیل نرگس محمدی هم روز جمعه ۲۸ اردیبهشت در شبکه اجتماعی ایکس خبر داد که این برنده جایزه نوبل صلح، روز ٣٠ اردیبهشت در شعبه ٢٩ دادگاه انقلاب تهران محاکمه خواهد شد.
نیلی اتهام مطرح شده علیه موکلش در این پرونده را «فعالیت تبلیغی علیه نظام» عنوان کرد.
محمدی روز یکشنبه دوم اردیبهشت در یک فایل صوتی که در صفحه اینستاگرامش منتشر شد، با اعلام اینکه «دینا قالیباف، روزنامهنگار و زن مخالف حجاب اجباری با تن کبود و روایت آزار جنسی» به بند زنان زندان وارد شده، گفت: «از تکتک مردم در داخل و خارج از کشور میخواهم علیه جنگ، تعرض، تجاوز و ضربوشتم زنان، یکسره فریاد شویم.»
دینا قالیباف، روزنامهنگار و زن مخالف حجاب اجباری پس از آزادی از زندان
پس از آن در حالی که قالیباف از «ضرب و جرح و آزار جنسی» خود خبر داد و نرگس محمدی در پیامی آن را تایید کرد، خبرگزاری قوه قضاییه اعلام کرد که موضوع «ضرب و جرح و تجاوز» به این زندانی سیاسی کذب است و به همین دلیل برای او پرونده جدیدی باز کرده است.
تماس تلفنی محمدی بیش از پنج ماه است با دستور نهادهای امنیتی قطع شده و این پیغام در یک تماس تلفنی که با استفاده از کارت تلفن سپیده قلیان، یکی از همبندیهایش انجام شده، ضبط شد و مسئولان زندان اوین پس از آن کارت تلفن قلیان را مسدود کردند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است که سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر به دلیل فعالیتهای حقوق بشریاش در زندان و نوشتن نامهها و امضای بیانیهها با پروندهسازیهای متعدد مواجه شده و دیگر پروندههایش در نوبت رسیدگی است.
محمدی روز اول اردیبهشتماه در یادداشتی که به صورت اختصاصی در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفت درباره مبارزه زنان با حجاب اجباری از زندان اوین نوشت: «مبارزه زنان ایران علیه حجاب اجباری، صرفا مبارزه برای حق پوشش نیست و ستیز حکومت با زنان هم برای یک فریضه دینی نیست.»
جمهوری اسلامی از صبح روز شنبه ۲۵ فروردین با اجرای طرحی موسوم به «نور» بار دیگر حضور نیروهای انتظامی، بسیج و ماموران لباس شخصی را برای مبارزه با زنانی که زیر بار حجاب اجباری نمیروند، افزایش داد.
از آغاز اجرای این طرح، گزارشهای متعددی درباره برخورد خشونتآمیز ماموران با مخالفان حجاب اجباری منتشر شد.
با وجود تلاش حکومت برای سرکوب نافرمانی مدنی زنان با وضع قوانین مختلف، جریمههای سنگین و برخوردهای خشن، زنان زیادی در نزدیک به دو سال گذشته بدون حجاب اجباری در اماکن عمومی ظاهر میشوند.
نرگس محمدی به دلیل زندانی بودن در ایران نتوانست در مراسم جایزه نوبل صلح شرکت کند و فرزندانش به نمایندگی از او جایزه را دریافت کردند
او در سالهای گذشته بارها با عناوین اتهامی مختلف به دلیل فعالیتهای حقوق بشریاش بازداشت، محاکمه و حدود شش سال زندانی شد.
این فعال حقوق بشر آخرین بار در آبان ۱۴۰۰ بازداشت شد و از آن زمان تا کنون در پروندههای مختلف مجموعا به ۱۲ سال و سه ماه زندان، ۱۵۴ ضربه شلاق، چهار ماه رفتگری و نظافت خیابانها، دو سال ممنوعالخروجی، دو سال منع استفاده از تلفن هوشمند، دو فقره جزای نقدی، محرومیتهای اجتماعی و سیاسی و تبعید محکوم شده است.
در آزمون استخدامی روز جمعه، بیش از ۳۸۱ هزار متقاضی ثبت نام کردهاند که ۶۸درصد متقاضیان زن و ۳۲ درصد مرد هستند. این در حالیست که وزارت آموزش و پرورش از طریق وضع برخی قوانین، به طور سیستماتیک سهمیهبندی جنسیتی را در مورد کارکنان خود اعمال میکند.
آزمون استخدامی وزارت آموزش و پرورش، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲ برای رشته شغلی دبیری و هنرآموز برگزار شد. علی صدر- معاون آزمونهای سازمان ملی سنجش و ارزشیابی نظام آموزش کشور گفته است در مجموع، ۳۸۱ هزار و ۲۴۶ متقاضی برای این آزمون ثبتنام کردهاند که ۶۸ درصد متقاضیان زن و ۳۲ درصد مرد هستند.
وزارت آموزش و پرورش در میان وزارتخانههای دولتی بیشترین تعداد شاغلان را دارد. هم اکنون ۵۵ درصد مستخدمین وزارت آموزش و پرورش را زنان تشکیل دادهاند.
سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲، از مجموع ۱۷ میلیون و ۳۳۴ هزار دانشآموز کشور، هشت میلیون و ۸۸۰ هزار دانش آموز پسر و هشت میلیون و ۵۳۴ هزار دانش آموز دختر بودند.
احمد محمودزاده، معاون وزیر آموزش و پرورش: اگر در یک مدرسه ابتدایی پسرانه، تعداد معلمان خانم بیشتر باشد، یک خانم میتواند مدیر مدرسه باشد در غیر این صورت مدیر باید آقا باشد
تعداد کل معلمان در نظام آموزش و پرورش طبق اعلام مرکز برنامه ریزی منابع انسانی و امور اداری آموزش و پرورش درسال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ حدود ۵۶۸ هزار نفر و تعداد سایر کارکنان آموزشی مدارس ۲۲۴ هزار نفر بوده است.
از آنجا که در ایران مدارس دخترانه و پسرانه از هم جدا هستند، موضوع سهمیهبندی جنسیتی در استخدام کارکنان نظام آموزشی همواره مورد بحث بوده است.
دیماه سال ۱۴۰۲، احمد محمودزاده، معاون وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی گفته بود: «طبق قانون، یک زن نمیتواند در مدرسهای که تعداد معلمان مرد آن بیشتر از زنان است مدیر مدرسه شود.»
جمهوری اسلامی میکوشد با جذب روحانیون در ساختار آموزش و پرورش به نوعی نظام آموزش و پرورش را در جهت خواست خود هدایت کند.
۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، علی رمضانی، مدیرکل سابق فرهنگی هنری اردوها و فضاهای پرورشی وزارت آموزش و پرورش در مصاحبهای فاش کرد «معلم-طلبه» هایی که بر اساس تفاهمنامه آموزش و پرورش با حوزه علمیه به نام طرح امین، استخدام شده بودند، وسط سال تحصیلی کلاسها را رها کردند.
به گفته این مدیر سابق وزارت آموزش و پرورش، در حال حاضر انتخاب معلمها لزوما بر اساس رشته تحصیلی و توانمندیهای معلمی نیست و شاخصهای عمومی در انتخاب آنها بیش از پیش دخیل شده است. این نوع انتخاب معلم، باعث میشود آنها نتوانند نیازهای علمی دانش آموزان را تامین کنند.
اداره زندانهای اصفهان روز جمعه ۲۸ اردیبهشت در بیانیهای، ممنوعیت تماس تلفنی یا تعلیق ملاقاتهای توماج صالحی را تکذیب کرد. یکی از وکیلهای توماج صالحی روز پنجشنبه از ثبت درخواست فرجامخواهی موکلش در دیوانعالی کشور خبر داد و گفت ملاقاتهای توماج مشروط به فیلمبرداری شده است.
در بیانیه اداره زندانهای اصفهان آمده است که توماج صالحی اکنون در زندان مرکزی استان اصفهان است و «برخلاف جوسازی مستمر این مجرم در فضای مجازی یا اظهارات وکلایش، دسترسی کامل و دائمی» به تماس تلفنی و ملاقات حضوری دارد.
این بیانیه همچنین موضوع محدودیتهای ایجاد شده برای توماج و دیگر متهمان امنیتی را «ادعای دروغ برای نگه داشتن خود در فضای خبری رسانههای معاند» خواند.
امیر رئیسیان، یکی از وکیلهای توماج صالحی روز ۲۷ اردیبهشت در گفتوگو با سایت خبری مدارا اعلام کرد توماج از ششم اردیبهشت و فردای اطلاعرسانی درباره صدور حکم اعدامش از تماس تلفنی با خانواده یا وکیلهای خود منع شده است.
او پنجم اردیبهشت از محکوم شدن این خواننده زندانی به اعدام خبر داده و گفته بود دادگاه انقلاب اصفهان با رد حکم دیوان عالی کشور درباره پرونده سال ۱۴۰۱، توماج صالحی را به اتهام افساد فیالارض به اشد مجازات، یعنی اعدام محکوم کرد.
وکیل توماج صالحی به مدارا گفت پیش از ممنوعیتهای جدید هم توماج صالحی فقط امکان تماس با پدرش را داشت و حتی برای تلفن زدن به وکیلهایش با محدودیت مواجه بود. اما همان تماسهای محدود هم در سه هفته اخیر قطع است و این رپر زندانی دیگر امکان تماس با پدرش را ندارد.
ایراناینترنشنال روز ۱۱ اردیبهشت در گزارشینوشته بود طبق درخواست مقامهای امنیتی زندان دستگرد اصفهان، توماج صالحی از تماسهای تلفنی محدود خود با خانواده منع شده و هر زندانی دیگری که با او در زندان صحبت کند مورد بازخواست شدید قرار میگیرد.
رئیسیان با اشاره به ادامه این محدودیتها گفت توماج صالحی پس از صدور حکم اعدام تا امروز، یک ملاقات حضوری با پدرش داشته ولی بعد از آن، چنین دیدارهایی به دلیل «دستور قضایی»، به فیلمبرداری از جلسه ملاقات مشروط شده است.
به گفته او، دادگاه انقلاب اصفهان به صورت شفاهی دوبار به وکیلهای توماج صالحی گفته چنین دستوری صادر نکرده اما به اعتراض آنان درباره این ممنوعیت، پاسخی داده نشده است.
رئیسیان همچنین تاکید کرد که «خانواده شرط فیلمبرداری از جلسه ملاقات را نپذیرفتهاند» و به همین دلیل، امکان ملاقاتهای حضوری با توماج صالحی نیز از بین رفته است.
مصطفی نیلی، یکی دیگر از وکیلهای توماج صالحی نیز روز ۱۹ اردیبهشت گفته بود لایحهای اعتراضی درباره ممنوعیت تماس تلفنی موکلش در زندان اصفهان ارسال کردهاند که «در انتظار تصمیم مقامات قضایی است».
او همچنین خبر داده بود لایحه فرجامخواهی موکلش در فرآیند تهیه و تنظیم است و در مهلت قانونی ثبت میشود.
رئیسیان در همین زمینه به مدارا گفت فرجامخواهی توماج صالحی در دیوان عالی کشور ثبت شده و پرونده باید ظرف روزهای آتی به دیوان ارسال شود.
دادگاه انقلاب اصفهان اوایل اردیبهشت امسال صالحی را به «معاونت در بغی، اجتماع و تبانی، تبلیغ علیه نظام و دعوت به آشوب» متهم کرد و این موارد را از مصادیق «افساد فیالارض» و او را مستحق مجازات اعدام دانست.
صالحی علاوه بر اعدام به مجازاتهایی شامل دو سال ممنوعیت از فعالیتهای هنری، دو سال ممنوعالخروجی و شرکت در کلاسهای مدیریت رفتار نیز محکوم شد.
حکم اعدام توماج صالحی از زمان صدور آن واکنشهای گستردهای در ایران و جهان در پی داشته و در یکی از جدیدترین نمونهها، روز ۲۱ اردیبهشت بیش از ۱۰۰ چهره فرهنگی و هنری جهان در بیانیهای، خواستار آزادی فوری او شدند.
بسیاری از چهرههای سیاسی، مدنی، هنری و زندانیان سیاسی فعلی و سابق خواستار لغو حکم اعدام توماج شدند و سفیران حقوق بشر ۱۱ کشور اروپایی شامل فرانسه، آلمان، بریتانیا، سوئد، نروژ، فنلاند، هلند، اسپانیا، استونی، لیتوانی و لوکزامبورگ هم در بیانیهای مشترک صدور این حکم را محکوم کردند.
توماج صالحی روز ۲۷ آبان پس از تحمل بیش از یک سال حبس که ۲۵۲ روز آن در انفرادی بود، با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.
ماموران امنیتی نهم آذر ماه در خیابانی در شهر بابل، دوباره او را بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل کردند.
صالحی آبان ۱۴۰۱ و در میانه خیزش انقلابی در حالی بازداشت شد که با پیامهایش در رسانههای اجتماعی از اعتراضات مردمی حمایت قاطع کرد.
این خواننده معترض پیشتر و در شهریور ۱۴۰۰ بعد از خواندن آهنگ «سوراخ موش بخر» در اصفهان بازداشت و بعد از مدتی آزاد شد.
او در آثار خود به موضوعاتی چون فساد در جمهوری اسلامی، اعتصابات کارگری، اعدام و زندانی کردن مخالفان پرداخته است.