محمدرضا جلاییپور در گفتوگویی، سلول انفرادی را «تجربهای لذتبخش و فرصتی بینظیر برای خلوت، بالندگی و مراقبه» دانست. این نگاه برای هر فردی که بازداشت شده و انفرادی را تجربه کرده، شوکآور است و برای مخاطبی که روایت زندانیان سیاسی و غیرسیاسی را خوانده، عجیب و پرسشبرانگیز.
یک فعال سیاسی اصلاحطلب که میگوید خودش هم انفرادی کشیده است، چگونه میتواند تجربهای را که برای بسیاری از بازداشتشدگان با فشار، محرومیت و آثار ماندگار همراه بوده، «لذتبخش» و فرصتی برای «بالندگی و مراقبه» توصیف کند؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که گوینده، چهرهای نزدیک به حاکمیت است و سخن او درباره یکی از تاریکترین بخشهای تجربه بازداشت. جایی که انفرادی نه یک انتخاب، بلکه وضعیتی تحمیلی برای فرد بازداشتشده است.
انفرادی کجاست؟
انفرادی اتاقی کوچک است؛ بدون پنجره یا با پنجرهای در فاصلهای غیرقابل دسترس. اگر شانس بیاورید، توالتی در آن هست؛ وگرنه هیچ. یک پتو، گاه کثیف، و سوسک، مورچه و دیگر حشرات ….
شما زمان و مکان را از دست میدهید و در مواقعی حتی از دادن قرآن و کتابهای مذهبی هم برای فشار بیشتر خودداری میکنند.
بازداشتیهایی که انفرادی گذراندهاند، گفتهاند آثار این تجربه در ذهن و جانشان جا خوش کرده است.
این تصویر، با تصویری که جلاییپور از انفرادی ارائه میدهد، در تضادی آشکار قرار دارد. در یک سو، اتاقی کوچک، محرومیت، فشار و تجربهای که آثارش میتواند بعد از پایان بازداشت هم باقی بماند. در سوی دیگر، «خلوت»، «بالندگی» و «مراقبه».
جلاییپور نباشیم!
یکی از بازداشتشدگان در زمان جنگ ۱۲ روزه میگوید در تمام مدت انفرادی، که بعدها فهمیده ۲۳ روز بوده، یک صدا پخش میشده: ضجههای مادرش … و بعد سکوت مرگآور.
نه کاغذ داشته، نه خودکار و نه کتاب. نوری که قطع نمیشده و خودش میگوید از آن عاجز شده بوده.
اما تجربه تلخ او با پایان انفرادی تمام نشده است: «هنوز هم اگر کسی بلند گریه کند باید محل را ترک کنم.»
یغما فشخامی، روزنامهنگار، در شبکه ایکس نوشت که این شرایط را در هر دوره بازداشتش تجربه کرده و آثار روانی آن هنوز با اوست.
چیزی که برای بعضیها شاید یک شوخی باشد، برای کسی که تجربهاش کرده، یک تروماست.
سیمین یغمایی، یک کاربر ایکس، نیز از تجربه چند ساعت انفرادی نوشته است؛ از اتاق کوچک و کثیف، توالت زنگزده گوشه اتاق و روشویی چسبیده به آن. از اینکه روی زمین مچاله شده و برای خالی شدن از حس ارزشمندی، اراده و انسانیت، زار زار گریه کرده است.
سعید جوکار، کاربر دیگری که تجربه بازداشت دارد، نوشته است: «من یک ماه انفرادی بودم تا چند سال ونلافاکسین میخوردم.»
و بعد پرسشی را مطرح کرده که مستقیما در برابر روایت جلاییپور قرار میگیرد: «معلوم نیست اینها به چه میگویند انفرادی که برایشان بالندگی آورده ….»
این روایتها از چند تجربه متفاوت، یک نقطه مشترک دارند: انفرادی برای کسانی که آن را تجربه کردهاند، نه یک خلوت آرام، بلکه تجربهای همراه با فشار و فرسایش بوده است.
بسیاری از کسانی که انفرادی را تجربه کردهاند، به همین دلیل اظهارات جلاییپور را شبیه «ادبیات توابها» دانستهاند. برخی نیز از او به عنوان «تواب» یاد کردهاند.
سیاست توابسازی در زندانهای دهه ۶۰ اجرا میشد و طی فرایندی، زندانیان سیاسی در هم شکسته بهوسیله بازجویان و مقامات زندان، تواب میشدند.
وقتی شکنجه، بالندگی نام میگیرد
مساله اصلی همین وارونگی است.
انفرادی در جمهوری اسلامی، در روایت بازداشتشدگان سیاسی و غیرسیاسی، مصداق شکنجه است؛ تجربهای تحمیلی که با فشار و آثار ماندگار همراه است. اما وقتی چنین تجربهای «لذتبخش» و فرصتی برای «بالندگی» و «مراقبه» توصیف میشود، زبان به جای بازتاب رنج، شروع به پوشاندن آن میکند.
در این میان، جایگاه گوینده نیز اهمیت پیدا میکند. جلاییپور، به جای بازتاب روایت کسانی که انفرادی را تجربه کردهاند، تصویری از آن ارائه میکند که با روایت آنان در تضاد است.
به همین دلیل، سخن او فقط یک برداشت شخصی از انفرادی نیست؛ این سخن میتواند به سفیدشویی تجربهای منجر شود که بازداشتشدگان سیاسی و غیرسیاسی آن را شکنجه توصیف کردهاند.
وقتی از انفرادی بهعنوان «خلوت» و «بالندگی» سخن گفته میشود، در واقع آنچه بر زندانی گذشته، در حاشیه قرار میگیرد. رنجی که باید دیده و شنیده شود، با تغییر واژهها شکل دیگری پیدا میکند.
اینجاست که «سفیدشویی انفرادی» معنای واقعی خود را پیدا میکند؛ نه فقط تغییر چند واژه، بلکه تغییر جای قربانی و رنج.
وقتی انفرادی، با همه آنچه بازداشتشدگان از آن روایت کردهاند، «لذتبخش» و «فرصت بالندگی» نامیده میشود، فجایع و شکنجههایی که بر زندانیان سیاسی و غیرسیاسی رفته، عملا از متن روایت کنار زده میشود.
سخن جلاییپور در اینجا فقط درباره تجربه شخصی او نیست؛ تصویری است که رنج زندانی را وارونه میکند و بهجای آن که صدای کسی را بشنود که در انفرادی خرد شده، از «خلوت» و «مراقبه» سخن میگوید.
این همان نقطهای است که سفیدشویی اتفاق میافتد: شکنجه، در زبان دیگری، به فرصت تبدیل میشود و رنج قربانی، با چند واژه خوشآهنگ، از معنای خود تهی میشود.
اگر روایت کسانی که انفرادی را زیستهاند جایی برای شنیدهشدن داشته باشد، دیگر نمیتوان اتاق انفرادی را با واژههای «لذت»، «بالندگی» و «مراقبه» بزک کرد. پشت این واژهها، روایت انسانهایی ایستاده است که از فشار، گریه، فرسایش و زخمهایی گفتهاند که با باز شدن درِ سلول تمام نشده است.
و شاید مساله دقیقا همین باشد: وقتی درباره شکنجه، زبانِ رنج را کنار میگذاریم و به جای آن از بالندگی حرف میزنیم، دیگر فقط یک تجربه را متفاوت روایت نکردهایم، بلکه خودِ رنجدیده را از روایتش حذف کردهایم.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با پیوستن زندانهای درهشهر و مشگینشهر به ۶۶ زندان گسترش یافت. این کارزار اعلام کرد برای حدود ۲۰۰ زندانی سیاسی و عقیدتی، از جمله بسیاری از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، حکم اعدام صادر شده است.
در بیانیه هفته صدوچهلم کارزار که سهشنبه هفتم مهر منتشر شد، با اشاره به این آمار آمده است: «این وضعیت بیانگر سرکوب عریان مردم ایران از سوی حکومت فاشیست دینی است که هیچ مرزی در سرکوب، کشتار و اعدام نمیشناسد.»
اعضای کارزار در ادامه بیانیه نوشتند با وجود این سرکوبها، مقاومت زندانیان، اعضای کارزار و حامیان آن در ایران و سراسر جهان ادامه دارد.
در ماههای پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی شمار زیادی از بازداشتشدگان این اعتراضات را به مجازاتهایی از جمله اعدام، حبس و شلاق محکوم کرده و در مواردی نیز حکم مصادره اموال صادر کرده است.
این کارزار همچنین به صدور حکم اعدام برای محبوبه شعبانی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، که در زندان مشهد به سر میبرد، اشاره کرد.
وبسایت حقوق بشری هرانا ششم مهر از انتقال شعبانی به سلول انفرادی در زندان وکیلآباد مشهد خبر داد و نوشت شعبه یک دادگاه انقلاب مشهد بهتازگی او را بابت اتهام «اقدام عملیاتی جهت تحکیم اسرائیل، آمریکا و عوامل وابسته به گروههای اپوزیسیون»، به اعدام محکوم کرده است.
شعبانی که بهدلیل انتقال مجروحان اعتراضات دیماه به بیمارستان به اعدام محکوم شده است، در یک فایل صوتی که پیش از انتقال به سلول انفرادی به بیرون زندان فرستاد، هشدار داد جان زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در خطر است و درخواست کمک کرد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همچنین اعلام کرد در شهریور دستکم ۷۹ نفر، از جمله شش زن و ۱۰ شهروند بلوچ، اعدام شدند.
هرانا اول مهر در گزارش ماهانه خود، شمار اعدامهای شهریور را دستکم ۷۵ نفر، از جمله پنج زن، اعلام کرد و از صدور دستکم ۲۹ حکم اعدام و تایید هشت حکم اعدام در دیوان عالی کشور در همین ماه خبر داد.
بررسی آمارهای منتشرشده از سوی هرانا نشان میدهد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از دیماه ۱۴۰۴ تا پایان شهریور، دستکم هزار و ۸۶ نفر را در ایران اعدام کرده است. این در حالی است که شمار اعدامها از بیش از ۳۵۱ مورد در سال ۱۴۰۰ به دستکم دو هزار و ۴۸۸ مورد در سال ۱۴۰۴ افزایش یافته است.
در ادامه بیانیه آمده است زندانیان زندانهای درهشهر در استان ایلام و مشگینشهر در استان اردبیل به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوستهاند و تعداد زندانهایی که شماری از زندانیان آنها هر سهشنبه در اعتراض به مجازات اعدام اعتصاب غذا میکنند، به ۶۶ زندان رسیده است.
این کارزار همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید، یاد دانشآموزان، معلمان، دانشجویان و استادانی را که در چهار دهه گذشته «در مسیر آزادی و برابری برای ایران» جان باختند، گرامی داشت و بهطور ویژه از دانشآموزان کشتهشده در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ یاد کرد و نوشت امسال جای آنان در کلاسهای درس خالی است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» نوشت: «گسترش این کارزار و حمایت از آن، نشاندهنده تنفر عمیق جامعه از اعدام و همچنین نامشروع بودن حکومت و دستگاه قضایی آن است؛ دستگاهی که با قوانین ضدبشری و قرون وسطایی، در بیدادگاههای خود و بدون اعطای حداقل حق دفاع، حکم مرگ صادر میکند.»
اعضای کارزار در پایان از همراهان این حرکت برای کمک به گسترش و تداوم آن و رساندن صدای محکومان به اعدام قدردانی کردند و خواستار گسترش صدای نه به اعدام، افشای جنایات جمهوری اسلامی و انجام اقدامهای عملی برای توقف اعدامها شدند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از بهمن ۱۴۰۲ با اعتصاب هفتگی شماری از زندانیان در زندانهای قزلحصار کرج و اوین، در اعتراض به افزایش اجرای احکام اعدام آغاز شد و از آن زمان به زندانهای بیشتری در سراسر ایران گسترش یافته است.
بر اساس فهرست منتشرشده، زندانیان شرکتکننده در هفته صدوچهلم کارزار در ۶۶ زندان زیر اعتصاب غذا کردند:
اراک، اردبیل، اسدآباد اصفهان، اهر، ارومیه، ازبرم لاهیجان، ایلام، ایرانشهر، اوین (بندهای زنان و مردان)، بانه، برازجان، بروجن، بروجرد، بندرعباس، بم، بهبهان، بوکان، مرکزی بیرجند، تبریز، تهران بزرگ، چوبیندر قزوین، حویق تالش، خرمآباد، خورین ورامین، خوی، درهشهر، دستگرد اصفهان، دهدشت، دیزلآباد کرمانشاه، رامهرمز، رشت (بندهای مردان و زنان)، رودسر، زاهدان (بندهای زنان و مردان)، سبزوار، سقز، سلماس، سنندج، سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، شیبان اهواز، ضیابر صومعهسرا، طبس، عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، فردیس کرج، فیروزآباد فارس، قائمشهر، قرچک، قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، کامیاران، کرمان، کهنوج، گچساران، گنبدکاووس، گرگان، لنگرود قم، مرکزی کرج، مشهد، مشگینشهر، مریوان، مهاباد، میاندوآب، نظام شیراز، نقده، نور، نیشابور، یاسوج و یزد (بندهای زنان و مردان).
تصویری آرشیوی از یک هواپیمای شرکت هواپیمایی کاسپین
یک هواپیمای شرکت هواپیمایی کاسپین که پس از سوار کردن مسافران آماده پرواز از فرودگاه استانبول به ایران بود، بهدلیل بدهی سه میلیون یورویی و در پی حکم قضایی توقیف شد و مسافران آن به ترمینال بازگردانده شدند.
شرکت هواپیمایی کاسپین سهشنبه هفتم مهر در واکنش به توقیف هواپیمای خود، علت آن را «بروز یک موضوع اداری در کشور ترکیه» اعلام کرد و گفت بهرهبرداری از این هواپیما بهطور موقت با محدودیت مواجه شده است.
روابط عمومی این شرکت اعلام کرد پیگیریهای حقوقی و اداری برای رفع محدودیت آغاز شده و هواپیمای توقیفشده سهشنبه به ایران بازمیگردد.
خبرگزاری دمیرورن ترکیه گزارش داد بهدلیل بدهی شرکت هواپیمایی کاسپین به یک شرکت ارائهدهنده خدمات نظارتی، روند قضایی علیه این شرکت در ترکیه آغاز شده است.
بر اساس این گزارش، وکیلان شرکت طلبکار به همراه ماموران اجرای احکام به فرودگاه استانبول رفتند و خواستار جلوگیری از پرواز هواپیمای کاسپین با شماره ثبت «ایپی-کیپیبی» شدند.
این هواپیما ششم مهر، پس از سوار کردن مسافران آماده پرواز به ایران بود که از برخاستن آن جلوگیری شد. مسافران سپس از هواپیما پیاده و به ترمینال منتقل شدند و هواپیما توقیف شد.
در روزهای اخیر و به دنبال ضربالاجل آمریکا برای شرکتهای هواپیمایی ایرانی، پروازهای این شرکتها به شماری از کشورهای منطقه با محدودیت یا توقف روبهرو شده است.
پروازهای شرکتهای هواپیمایی ایرانی به عراق، امارات متحده عربی، عمان، قطر، گرجستان و جمهوری آذربایجان متوقف یا محدود شده، ترکمنستان نیز برای عبور پروازهای ایرانی از حریم هوایی خود محدودیتهایی اعمال کرده و امکان صدور بلیت از تهران به بحرین و کویت محدود یا قطع شده است.
با این حال، رامین کاشفآذر، مدیرعامل شرکت شهر فرودگاهی «امام خمینی»، پنجم مهر گفت پروازهای این فرودگاه به بیش از ۳۰ مقصد بینالمللی ادامه دارد و همان روز بیش از ۶۰ پرواز انجام شده است.
در مورد پرونده هواپیمای توقیفشده ماهان، پایگاه خبری ایرپورتهابر گزارش داد شرکت طلبکار «ایسیام تمسیل گوزتیم» است که در زمینه خدمات نمایندگی و نظارت هوانوردی فعالیت میکند و بهدلیل طلب حدود سه میلیون یورویی از شرکت هواپیمایی کاسپین، روند حقوقی را آغاز کرده.
بر اساس این گزارش، توقیف هواپیما در پی حکم دادگاه انجام شده و روند حقوقی میان دو شرکت همچنان ادامه دارد.
ایرپورتهابر نوشت پس از توقیف هواپیما، وضعیت این پرواز و انتقال احتمالی مسافران به پروازهای دیگر در دست بررسی قرار گرفت. دو شرکت نیز تاکنون توضیح رسمی جامعی درباره این پرونده منتشر نکردهاند.
گسترش تحریمهای صنعت هوانوردی
گسترش تحریمها به شرکتهای هواپیمایی و ارائهدهندگان خدمات فرودگاهی، شبکه پروازهای بینالمللی شرکتهای هواپیمایی ایرانی را بیش از پیش محدود کرده و مسافران را در برخی مسیرها به استفاده از پروازهای غیرمستقیم یا شرکتهای خارجی سوق داده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ۳۰ شهریور هشدار داد ارائه سوخت و خدمات فرودگاهی یا فروش بلیت به شرکتهای هواپیمایی جمهوری اسلامی میتواند شرکتها و نهادهای ارائهدهنده این خدمات را در معرض قطع دسترسی به نظام مالی دلاری آمریکا قرار دهد.
وزارت خزانهداری آمریکا ۱۷ شهریور ۳۵ شرکت و یک فرد مرتبط با صنعت هوانوردی ایران را تحریم کرد که شامل ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی و هشت شرکت خارجی میشود.
در ادامه سقوط ارزش ریال و افزایش التهاب در بازارهای ایران، بهای دلار در بازار آزاد سهشنبه هفتم مهر از ۲۵۰ هزار تومان عبور کرد. جهش نرخ ارز و طلا نگرانی شهروندان را از افزایش دوباره قیمت کالاهای ضروری و کاهش بیشتر قدرت خرید تشدید کرده است.
بهای دلار تنها یک روز پیش و در ششم مهر، با رسیدن به ۲۴۱ هزار و ۸۰۰ تومان رکورد تازهای ثبت کرده بود. به این ترتیب، قیمت دلار در کمتر از ۲۴ ساعت بیش از هشت هزار تومان، معادل بیش از سه درصد، افزایش یافت.
قیمت دیگر ارزهای خارجی نیز روند صعودی داشت. یورو در بازار آزاد به ۲۷۷ هزار تومان و پوند بریتانیا به ۳۲۳ هزار تومان رسید.
یک روز قبل، یورو از ۲۷۵ هزار تومان و پوند از ۳۲۰ هزار تومان عبور کرده بودند.
افزایش قیمتها به بازار طلا نیز سرایت کرد و بهای سکه طرح جدید، موسوم به «امامی»، تا زمان تنظیم این گزارش از ۲۴۹ میلیون تومان فراتر رفت.
قیمت این سکه روز گذشته ۲۴۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بود؛ افزایشی دستکم چهار میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی در یک روز.
رشد مداوم نرخ ارز، هزینه واردات مواد اولیه، دارو، تجهیزات پزشکی و کالاهای مصرفی را افزایش میدهد و میتواند موج تازهای از گرانی را به بازارهای داخلی منتقل کند. این شرایط برای خانوارهایی که همزمان با حقوقهای ثابت یا معوق و افزایش هزینه مسکن، خوراک و درمان روبهرو هستند، فشار مضاعفی ایجاد کرده است.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال در هفتههای اخیر از نگرانی گسترده کارگران، بازنشستگان و حقوقبگیران درباره کاهش ارزش درآمدهایشان حکایت دارد.
شماری از شهروندان گفتهاند درآمد ماهانه آنان دیگر پاسخگوی هزینههای ضروری هم نیست و افزایش روزانه قیمتها، امکان برنامهریزی برای خریدهای معمول خانوار را از میان برده است.
رکوردشکنی بازار ارز در شرایطی ادامه دارد که اقتصاد ایران با تورم فزاینده، کاهش تولید، محدودیتهای تجاری، کمبود منابع ارزی و دشواری انتقال پول روبهروست.
نوسان شدید نرخ ارز همچنین هزینه تامین مواد اولیه را برای تولیدکنندگان افزایش داده و به بیثباتی قیمت کالاها دامن زده است.
آمریکا در هفتههای اخیر فشار بر منابع مالی جمهوری اسلامی را افزایش داده و محاصره دریایی، جلوگیری از فروش نفت و مسدود کردن مسیرهای انتقال درآمدهای نفتی را دنبال کرده است.
همزمان، مقامهای جمهوری اسلامی بار دیگر فعالان بازار را مسئول نابسامانیهای ارزی معرفی کردهاند.
مرکز اطلاعات مالی وزارت امور اقتصادی و دارایی ششم مهر اعلام کرد ارائه خدمات بانکی به ۴۵ نفر را به اتهام فعالیت در بازار غیررسمی ارز و طلا و انجام «تراکنشهای مشکوک» متوقف کرده است.
با افزوده شدن این افراد، شمار کسانی که با اتهامهای مشابه در فهرست محدودیتهای بانکی قرار گرفتهاند، به ۲۱۴ نفر رسیده است.
نام این افراد و شواهد مربوط به نقش احتمالی آنان در افزایش قیمت ارز و طلا منتشر نشده است.
شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال خبر دادند اینترنت مخابرات در شماری از شهرها مانند ایرانشهر، بوشهر، بیرجند، تبریز، تهران، کرمان و استانهای گیلان، لرستان و همدان با اختلال شدید یا قطع کامل مواجه شده و دسترسی به سامانههای مخابرات و شماره پشتیبانی ۲۰۲۰ نیز مختل شده است.
یک شهروند در تهران گفت اینترنت مخابرات در محل کار و زندگی او از چهارم مهر دچار اختلال شدید شده، دوشنبه ششم مهر خطای سرور نمایش میداده و صبح سهشنبه هفتم مهر بهطور کامل قطع شده است.
به گفته او، داشبورد مخابرات نیز باز نمیشود.
شهروند دیگری در تهران گفت سرعت اینترنت ثابت به حدی پایین آمده که حتی سایتهای داخلی باز نمیشوند.
گزارشی دیگر نیز از اختلال در سامانهها و اتصالهای دارای آیپی ثابت حکایت دارد.
شهروندی در تبریز گفت اینترنت مخابرات در محل کارش چند روز است کار نمیکند.
همزمان، یک شهروند از شهرستان محلات، با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال خبر داد تلفنهای خدمات عمومی نیز قطع شده است.
او در این ویدیو با شماره تلفنهای ۱۱۸ (اطلاعات تلفنی مخابرات)، ۱۱۵ (اورژانس)، ۱۲۵ (آتشنشانی) و ۱۱۰ (فوریتهای پلیس) تماس میگیرد اما هیچکدام وصل نمیشوند.
قطع سایت و شماره تلفن پشتیبانی
در همدان، یک شهروند از قطع اینترنت مخابرات، سامانه ۱۱۸ و شماره ۲۰۲۰ از چهارم مهر خبر داد.
گزارشهای رسیده از قطع اینترنت فیبر نوری مخابرات در بیرجند برای بیش از ۱۲ ساعت، قطعی اینترنت و سامانه ۲۰۲۰ در بوشهر از پنجم مهر، و قطع اینترنت مخابرات در ایرانشهر از همان روز حکایت دارند.
یک شهروند ایرانشهری گفت به او «بهروزرسانی شرکت زیرساخت» را علت قطعی اعلام کردهاند.
زومیت، رسانه حوزه تکنولوژی و اخبار دیجیتال، پنجم مهر گزارش داده بود وبسایت tci.ir از دسترس خارج شده و کاربران هنگام مراجعه به آن با پیغام «This page isn’t working» مواجه میشوند.
بر اساس این گزارش، مشترکان اینترنت مخابرات هنگام ورود به پنل کاربری خود، وقتی قصد دارند شماره تلفن ثابتشان را وارد کنند نیز با مشکل مواجه میشوند و پیام مسدود شدن را دریافت میکند.
همزمان، شهروندی از تهران، در پیامی به ایراناینترنشنال گفت پس از چهار روز اختلال اینترنت و نویز در تماسها، برای پیگیری به مرکز مخابرات مراجعه کرده و آنجا با ازدحام مراجعان روبهرو شده است.
شهروندان دیگری نیز از پاسخگو نبودن ۲۰۲۰ و اختلال در اینترنت موبایل خبر دادهاند.
شرکت مخابرات پیشتر اختلال در دسترسی به برخی درگاههای خود را به عملیات «ارتقا و بهینهسازی زیرساختهای فنی» نسبت داده بود.
با این حال، داوود زارعیان، معاون ارتباطات این شرکت، پنجم مهر گفت اختلال مربوط به سامانههاست و «اینترنت مخابرات مشکلی ندارد».
او وعده داد این مشکل «حداکثر تا امشب یا فردا» یعنی در نهایت تا ششم مهر برطرف شود، اما گزارشها حاکی از تداوم این اختلال در شهرهای مختلف است.
شهروندی از تبریز گفت وقتی با شماره پشتیبانی ۲۰۲۰ تماس میگیرد، با این پاسخ تلفن گویا مواجه میشود که «بهدلیل ارتقا و بهینهسازی درگاههای ارتباطی، موقتا قادر به پاسخگویی نیستیم».
برای مردمی که تجربه قطع ۸۸ روزه اینترنت در اعتراضات و روزهای جنگ را پشت سر گذاشتهاند، کاهش دوباره سرعت و دشوار شدن اتصال به اینترنت، با این نگرانی همراه است که دور تازه اختلالها قرار است مقدمه چه محدودیت دیگری باشد.
ایراناینترنشنال پیشتر در گزارشی اختصاصی خبر داده بود جمهوری اسلامی همزمان با قطع اینترنت و ارتباط مردم ایران با جهان، بهسرعت در پی راهاندازی پروژه جدیدی است که امکان قطع اینترنت بهطور کامل و درازمدت را فراهم میآورد.
رضا درمیشیان، نویسنده و کارگردان سینما، با انتشار تصویری از یک ابلاغیه قضایی، از احضار خود به دادگاه انقلاب تهران خبر داد.
درمیشیان همراه با انتشار این ابلاغیه در حساب اینستاگرام خود نوشت: «۲۸ مهر، ساعت ۹ صبح، دادگاه انقلاب.»
بر اساس ابلاغیهای که ۳۱ شهریور صادر شده، او باید در این تاریخ برای رسیدگی به شکایتی که علیه او شده است، در شعبه هفتم دادگاه انقلاب تهران حاضر شود.
در ابلاغیه توضیحی درباره موضوع شکایت یا اتهام احتمالی این کارگردان ارائه نشده و تنها علت حضور او «رسیدگی» ذکر شده است.
امیر رئیسیان، وکیل درمیشیان، ۲۴ شهریور در شبکه اجتماعی ایکس نوشت برای موکلش با اتهام «تبلیغ علیه نظام» پرونده قضایی تشکیل شده و این پرونده در شعبه هفتم دادگاه انقلاب تهران در حال رسیدگی است.
رئیسیان افزود در دادسرا برای درمیشیان قرار جلب صادر شده و سپاه پاسداران نیز بهعنوان شاکی، خواستار توقیف اموال او شده است.
درمیشیان، متولد سال ۱۳۶۰ در تهران، نویسنده، تهیهکننده و کارگردان فیلمهای «عصبانی نیستم»، «لانتوری» و «مجبوریم» است.
فیلم «عصبانی نیستم» که به پیامدهای اعتراضات سال ۱۳۸۸ میپرداخت، پس از چند سال توقیف و اعمال تغییرات، سال ۱۳۹۷ به نمایش عمومی درآمد.
درمیشیان مرداد سال جاری همراه با شماری از سینماگران با هشتگ «اعدام نکنید» به اعدام معترضان اعتراض کرد.
۱۷ مرداد، کانال تلگرامی «خبرانهها»، متعلق به مهدی محمودیان، فعال مدنی، گزارش داد نزدیک به ۱۰۰ چهره شناختهشده، از جمله دهها هنرمند و سینماگر، در پی اعتراض به موج اعدامها، بهویژه اعدام علنی معترضان در اصفهان، به نهادهای امنیتی یا مراجع قضایی احضار شدهاند.
درمیشیان پیشتر نیز با محدودیتهای قضایی و حرفهای روبهرو شده بود.
آذر ۱۴۰۱، در پی انتشار مطالبی در حمایت از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، گذرنامه درمیشیان هنگام خروج از ایران ضبط شد و او نتوانست برای حضور در جشنواره بینالمللی فیلم هند به گوا سفر کند.
فشارهای امنیتی و قضایی بر سینماگران
در ماههای پس از اعتراضات دیماه و جنگ ۴۰ روزه، گزارشهای متعددی از احضار، تشکیل پرونده، مسدود شدن حسابهای بانکی و توقیف داراییهای شهروندان و چهرههای منتقد منتشر شده است.
قوه قضاییه ۲۳ شهریور اعلام کرد در ماههای گذشته ۲۴۰ مورد از اموال و داراییهای شهروندان توقیف و ۱۸۲ حساب بانکی مسدود شده است.
این نهاد پیشتر نیز از توقیف اموال شماری از ایرانیان خارج از کشور، از جمله روزنامهنگاران مستقل، خبر داده بود.
فشار بر سینماگران به ماههای اخیر محدود نیست. خانه سینما شهریور ۱۴۰۳ اعلام کرد برای حدود ۳۰۰ فعال سینمایی بهدلیل همراهی با اعتراضات سراسری پرونده تشکیل شده است.
ممنوعیت فعالیت، ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت از خدمات عمومی نیز از جمله محدودیتهای اعمالشده علیه هنرمندان منتقد بوده است.