حالوش از کشته شدن یک نفر در ایرانشهر و حضور نیروهای فاطمیون در زاهدان خبر داد
حالوش از کشته شدن دستکم یک نفر در درگیری با نیروهای جمهوری اسلامی در ایرانشهر خبر داد. این وبسایت همچنین ویدیویی منتشر کرد که به گفته منابع محلی، حضور شبهنظامیان مسلح فاطمیون با یونیفورم نظامی را در ارتفاعات رودماهی زاهدان نشان میدهد.
این وبسایت حقوق بشری شامگاه سهشنبه هفتم مهر گزارش داد مرتضی ستوده، ۲۶ ساله و اهل منطقه ابتر ایرانشهر، در درگیری چندساعته در منطقه غریبآباد این شهر کشته شد.
بهگفته منابع حالوش، نیروهای نظامی پس از چند ساعت تیراندازی، خانهای را که او در آن حضور داشت با لودر تخریب کردند.
منابع محلی و شاهدان عینی به حالوش گفتند دهها خودرو نظامی و یک تانک به محل اعزام شدند و نیروهای جمهوری اسلامی از پهپاد، سلاحهای سبک و آرپیجی استفاده کردند.
بهگفته این منابع، نیروهای نظامی مسیرهای منتهی به محل درگیری را بستند و مانع نزدیک شدن مردم شدند.
حالوش همچنین گزارش داد ستوده در ویدیویی که پیش از کشته شدن ضبط کرد، از خانواده، بستگان و دوستانش طلب بخشش کرد. در گزارشهای منتشرشده، علت آغاز درگیری و شمار نهایی کشتهها و زخمیهای احتمالی مشخص نشده است.
خبرگزاری فارس به نقل از فرماندهی انتظامی سیستان و بلوچستان نوشت یک فرد مسلح تحت تعقیب در درگیری با ماموران پلیس ایرانشهر کشته شد. پلیس او را به ارتکاب چندین فقره قتل، سرقت به عنف و زورگیری مسلحانه متهم کرد.
ایرنا نیز به نقل از فرماندار ایرانشهر از کشته شدن دو فرد مسلح در «این عملیاتها» خبر داد، اما در این نقلقول مشخص نیست هر دو نفر در درگیری غریبآباد کشته شدهاند یا این آمار به عملیاتهای جداگانه مربوط است.
درگیری ایرانشهر در ادامه درگیریهای مسلحانه هفتههای اخیر در سیستان و بلوچستان رخ داد.
یکم مهر، درگیری در منطقه جهادآباد سراوان به کشته شدن حسین ظریفی، فرمانده قرارگاه سجاد سپاه، انجامید. سپاه مرگ او را تایید کرد و حالوش نیز از کشته شدن احمد هراتی زراعتی، مسئول اطلاعات این قرارگاه، و زخمی شدن دستکم ۱۳ نیروی دیگر خبر داد.
پیشتر نیز قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه اعلام کرده بود در درگیری ۲۱ شهریور در منطقه بخشان سراوان، سه نیروی سپاه و چهار فرد مسلح کشته شدند. حالوش در گزارش آن درگیری از تبادل آتش سنگین و هدف قرار گرفتن یک خانه مسکونی با گلولههای آرپیجی خبر داده بود.
گزارش حضور نیروهای فاطمیون در ارتفاعات زاهدان
حالوش شامگاه هفتم مهر، در گزارشی جداگانه، ویدیویی بدون صدا از افراد مسلح با یونیفورم و تجهیزات نظامی در ارتفاعات رودماهی زاهدان منتشر کرد. به نوشته این وبسایت، تصاویر حرکت و استقرار این افراد در دامنههای کوهستانی را نشان میدهد و برخی صورتهای خود را پوشاندهاند.
منابع محلی حالوش افراد حاضر در تصاویر را از اعضای فاطمیون معرفی کردند و گفتند ویدیو یکشنبه پنجم مهر ضبط شده است. انتساب این افراد به فاطمیون بر روایت منابع محلی استوار است و در گزارشهای ارائهشده، اطلاعاتی درباره ارتباط آنان با درگیری ایرانشهر وجود ندارد.
این وبسایت ۳۰ شهریور نیز ویدیویی منتشر کرده بود که بهگفته منابع محلی، آموزش نظامی اعضای فاطمیون با سلاح گرم را در یک مدرسه دخترانه نوساز در منطقه گشت سراوان نشان میداد.
حالوش همچنین از دریافت گزارشهایی درباره حضور و جابهجایی نیروهای منتسب به فاطمیون و زینبیون در شهرهای مختلف استان و واگذاری شماری از پایگاههای بسیج محلی به این نیروها خبر داد و اعلام کرد بررسی و مستندسازی این گزارشها ادامه دارد.
فاطمیون و زینبیون گروههای شبهنظامی مورد حمایت جمهوری اسلامیاند که عمده اعضای آنها بهترتیب از میان شیعیان افغانستان و پاکستان جذب شدهاند و سابقه حضور در جنگ سوریه را دارند.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد صرافی رمزارزی والکس واریز تتر از طریق شبکههای اتریوم و ترون را غیرفعال کرده است. کاربران این صرافی در حال حاضر نمیتوانند از هیچیک از این دو مسیر تتر واریز کنند.
در صفحه «واریز کوین» اپلیکیشن والکس، با انتخاب تتر و گزینه اییآرسی (ERC-20)، بهجای آدرس کیفپول و کد کیوآر، این پیام نمایش داده میشود: «متاسفانه در حال حاضر امکان واریز USDT در بستر شبکه ERC20 وجود ندارد.»
بررسی گزینه تیآرسی (TRC-20) نیز نشان میدهد سرویس واریز تتر از طریق شبکه ترون غیرفعال است.
توقف این خدمات سهشنبه هفتم مهر مشاهده شد. یک روز پیش از آن، ششم مهر، دموکراتهای کمیته فرعی دائمی تحقیقات سنای آمریکا در گزارشی درباره نقش تتر در تامین مالی جمهوری اسلامی، این رمزارز را «راه نجات مالی» حکومت ایران و ابزاری برای تامین مالی گروههای نیابتی آن توصیف کردند.
ریچارد بلومنتال، سناتور دموکرات، خواستار تحقیق وزارتخانههای خزانهداری و دادگستری آمریکا درباره احتمال نقض تحریمها و قوانین بانکی از سوی شرکت تتر شد.
والکس تا زمان انتشار این گزارش، اطلاعیه رسمی جداگانهای درباره علت توقف این دو سرویس یا زمان ازسرگیری خدمات منتشر نکرده است. ارتباط این محدودیت با فشارهای آمریکا بر تتر نیز مشخص نیست.
تتر با نماد USDT برای حفظ ارزشی معادل یک دلار آمریکا طراحی شده و بر بستر چند بلاکچین عرضه میشود. گزینههای ERC-20 و TRC-20 در والکس بهترتیب مسیرهای انتقال تتر بر بستر اتریوم و ترون هستند. غیرفعال شدن این خدمات در یک صرافی به معنای از کار افتادن خود شبکهها نیست.
والکس در هشدار مربوط به واریز نوشته است: «واریز ممکن است زمانبر باشد و در برخی موارد امکان بازیابی وجود نداشته باشد؛ مسئولیت با کاربر است.»
پیگیری مسیرهای رمزارزی انتقال پول جمهوری اسلامی
در یکی از تازهترین پروندهها، دادستانی نیویورک برای مصادره حدود ۶۱ میلیون دلار تتر که آن را حاصل فروش نفت تحریمشده ایران میداند، شکایت مدنی ثبت کرد. این داراییها در ۱۰ نشانی شبکه ترون نگهداری میشدند و پیشتر مسدود شده بودند. قاضی فدرال ۲۳ شهریور مجوز انتقال داراییها به کیفپول تحت کنترل افبیآی را صادر کرد، اما مصادره نهایی به رای دادگاه نیاز دارد.
پیگیری این مسیرهای مالی پیشتر به تحریم صرافیها نیز انجامیده بود. وزارت خزانهداری آمریکا ۱۰ بهمن ۱۴۰۴، دو صرافی ثبتشده در بریتانیا به نامهای «زدسکس» و «زدکسیون» را تحریم کرد. این وزارتخانه اعلام کرد دو صرافی حجم بالایی از تراکنشهای مرتبط با نهادهای وابسته به سپاه پاسداران را پردازش کردهاند.
نقش بایننس در انتقال پول برای جمهوری اسلامی نیز موضوع گزارشهای رسانهای بوده است. والاستریت ژورنال ۲۴ مرداد در گزارشی درباره تلاش بایننس برای بازگشت به بازار بریتانیا، به موضوع انتقال میلیاردها دلار رمزارز به شبکههای مالی مرتبط با حکومت ایران و سپاه از طریق این صرافی رمزارز پرداخت. بایننس این اتهامات را رد کرده و گفته است فعالیتهای غیرقانونی را تحمل نمیکند و با نهادهای تحریمشده تراکنش مستقیم نداشته است.
شرکت تتر نیز در پاسخ به گزارش ششم مهر دموکراتهای سنا، بر همکاری خود با دولت آمریکا تاکید کرد و گفت به مسدودسازی نزدیک به ۵۵۰ میلیون دلار تتر مرتبط با ایران کمک کرده است.
مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، ایران را کشوری در اوج قدرت توصیف کرد که از جنگها و فشارهای پیاپی، قدرتمندتر بیرون آمده است. شاخصهای اقتصادی، اجتماعی، نظامی و تحولات منطقهای، بخشهای مهمی از این روایت را به چالش میکشند.
خامنهای در پیامی به مناسبت سالگرد جنگ ایران و عراق، ایران امروز را برخوردار از «پیشرفت، عزت، استقلال» و بالاترین سطح اعتبار در جهان اسلام و حتی جهان معرفی کرد.
او نوشت «امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میدانند» و سپس فراتر رفت و گفت بر اساس «محاسبات الهی»، ایران «قدرت اول جهان» است.
این تصویر از قدرت جمهوری اسلامی در حالی از سوی خامنهای ارائه میشود که خود او بیش از شش ماه پس از رسیدن به مقام رهبری، همچنان در انظار عمومی ظاهر نشده است.
از زمان انتخاب خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی، هیچ عکس، ویدیو یا فایل صوتی تازهای از او منتشر نشده است. مقامهای جمهوری اسلامی گفتهاند او همچنان امور را در دست دارد و به دلایل امنیتی از انظار عمومی دور مانده است.
غیبت خامنهای حتی به مراسم چندروزه تشییع و خاکسپاری پدرش، علی خامنهای، نیز کشیده شد.
این غیبت در کنار متنی که محور آن قدرت جمهوری اسلامی و عقبنشینی دشمنان آن است، تضادی قابل توجه ایجاد میکند: رهبر جمهوری اسلامی از حضور میلیونها ایرانی در خیابانها و قدرت روزافزون کشور میگوید، در حالی که خود هنوز در برابر همان جامعه ظاهر نشده است.
«ابرقدرت چهارم» بر اساس کدام معیار؟
خامنهای نمیگوید «کسانی» که ایران را چهارمین ابرقدرت جهان میدانند چه کسانی هستند یا این رتبهبندی بر چه معیاری استوار است.
اگر منظور توان نظامی باشد، دادههای قابل سنجش چنین جایگاهی را نشان نمیدهند.
موسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم، SIPRI، هزینه نظامی ایران در سال ۲۰۲۵ را حدود ۷.۴ میلیارد دلار برآورد کرده است. در همان سال، آمریکا حدود ۹۵۴ میلیارد دلار، چین ۳۳۶ میلیارد دلار و روسیه ۱۹۰ میلیارد دلار هزینه نظامی داشتهاند.
این موسسه میگوید بخشی از هزینههای نظامی ایران از مسیرهایی خارج از بودجه معمول تامین میشود و رقم واقعی میتواند بالاتر باشد. با این حال، فاصله ایران با بزرگترین قدرتهای نظامی جهان همچنان بسیار زیاد است.
اگر اقتصاد معیار قدرت باشد نیز تصویر متفاوت است. صندوق بینالمللی پول سهم ایران از اقتصاد جهان بر اساس قدرت خرید را برای سال ۲۰۲۶ حدود ۰.۸ درصد برآورد کرده است.
خامنهای برای ادعای بزرگتر خود معیار را از حوزه قابل اندازهگیری خارج میکند و میگوید بر اساس «محاسبات الهی»، ایران «قدرت اول جهان» است.
بودجه نظامی، اندازه اقتصاد، تجارت، توان صنعتی یا نتیجه یک جنگ را میتوان سنجید. اما «محاسبات الهی» معیاری ارائه نمیکند که بتوان با آن مشخص کرد چه نتیجهای این ادعا را تایید یا رد خواهد کرد.
خامنهای ایران پیش از انقلاب را دوران «عقبماندگی، ذلت و خواری» میخواند و در مقابل میگوید روزگار کنونی «پر است از پیشرفت، عزت و استقلال».
اما اگر «پیشرفت» را در حوزه اقتصاد و زندگی روزمره مردم بسنجیم، ارقام تصویر پیچیدهتری ارائه میکنند.
صندوق بینالمللی پول برای ایران در سال ۲۰۲۶ تورم متوسط ۶۸.۹ درصدی و انقباض ۵.۴ درصدی اقتصاد را پیشبینی کرده است.
بانک جهانی نیز از فشار جنگ و تحریمها، کمبود آب و انرژی، ضعف سرمایهگذاری و افزایش فقر در ایران سخن گفته است.
این دادهها ادعای فراگیر خامنهای درباره «پیشرفت» را با یک پرسش اساسی روبهرو میکند: پیشرفت بر اساس کدام معیار و برای کدام بخش از جامعه؟
دشمنی که قرار بود از دریای عرب جلوتر نیاید
یکی از قابل سنجشترین بخشهای پیام خامنهای به حضور نظامی دشمنان جمهوری اسلامی در آبهای جنوب ایران مربوط است.
او مینویسد زمانی این آبها «جولانگاه نیروهای دشمن» بود، اما اکنون آنها بر اثر «ضربات دردآور» نیروهای ایرانی و «محافظان تنگه هرمز» دیگر «از دریای عرب جلوتر نمیآیند».
اما تحولات ماههای اخیر تصویر دیگری ارائه میکند.
در ماه اوت، مقامهای آمریکایی به اکسیوس گفتند ارتش آمریکا یک مسیر کشتیرانی از داخل تنگه هرمز ایجاد کرده که هر شب حدود ۱۵ تا ۲۰ نفتکش از آن وارد یا خارج میشوند. این عملیات به گفته آنها امکان انتقال روزانه حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت را فراهم کرده.
حضور نظامی آمریکا در این محدوده در سپتامبر نیز ادامه یافت. بر اساس گزارش USNI News، سپاه پاسداران اوایل سپتامبر موشکهای بالستیک به سوی یک ناو هواپیمابر و یک ناوشکن آمریکایی شلیک کرد.
همان گزارش میگوید نیروهای آمریکایی نیز به نفتکشهای ایرانی در نزدیکی جزیره خارک و در خلیج عمان حمله کردند.
در هشتم سپتامبر نیز فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد یک ناو جنگی آمریکایی که طی دو روز دو بار هدف موشکهای ایران قرار گرفته بود، به گشتزنی در آبهای منطقه ادامه داد. نیروهای آمریکایی در همان عملیات پنج نفتکش ایرانی را در خلیج عمان و نزدیکی جزیره خارک هدف قرار دادند.
این حضور تنها به عملیات علیه اهداف ایرانی محدود نبوده است. آمریکا از ماه ژوئیه محاصره دریایی بنادر، سواحل و کشتیهای ایران را از سر گرفت و به شناورهای نزدیک تنگه هرمز دستور داد برای هماهنگی با نیروهای دریایی آمریکا تماس بگیرند.
تحولات روزهای اخیر نیز نشان میدهد فشار دریایی آمریکا پایان نیافته است. یک مقام ارشد ایرانی، اول مهر به خبرگزاری رویترز گفت ایران در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و برداشته شدن محاصره بنادر، آماده بازگشایی تنگه هرمز است.
این اظهارات نشان میدهد حضور و فشار نظامی آمریکا در آبهای پیرامون ایران همچنان بخشی از مناقشه جاری است.
عملیات آمریکا در تنگه هرمز، خلیج عمان و آبهای نزدیک ایران طی ماههای اخیر نشان میدهد نیروهای آمریکایی همچنان در مناطقی فعالیت کردهاند که با برداشت جغرافیایی و مطلق از گفته خامنهای مبنی بر اینکه دشمن «از دریای عرب جلوتر نمیآید»، همخوان نیست.
«عقبه اجتماعی» و جامعهای که بخشی از آن دیده نمیشود
خامنهای از حضور مردم در خیابانها طی هفت ماه گذشته به عنوان شاهدی بر قدرت و انسجام داخلی یاد کرد.
او گفت بیش از ۳۰ میلیون ایرانی «جانفدایی» خود را اعلام کردهاند و در یک مرحله ثبتنام، بیش از ۵۰۰ هزار نفر ظرف تنها ۱۰۰ دقیقه ظرفیت تعیینشده را تکمیل کردند.
حتی در صورت پذیرش این ارقام، بسیج میلیونها نفر به تنهایی نمیتواند میزان حمایت کل جامعه از ساختار سیاسی را مشخص کند.
ایران در همین دوره شاهد اعتراضات گستردهای بود که از مشکلات اقتصادی در اوایل دی ماه، به سرعت سراسر کشور را فرا گرفت و به اعتراض مستقیم علیه حاکمیت رسید. اعتراضات پس از سرکوب گسترده فروکش کرد.
دولت جمهوری اسلامی شمار کشتهشدگان را سه هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرد. شورای سردبیری ایراناینترنشنال اما بر اساس اسناد محرمانه نهادهای امنیتی، گزارشهای میدانی و اطلاعات کادر درمان، شمار کشتهشدگان سرکوب را بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر برآورد کرد و گفت بخش عمده کشتار در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه رخ داده است.
در روایت خامنهای، حضور حامیان حکومت شاهدی بر وحدت و قدرت ملی محسوب میشود، در حالی که حضور مخالفان در همان خیابانها وزن مشابهی در سنجش وضعیت جامعه پیدا نمیکند.
غیبت خود خامنهای بار دیگر در همین نقطه برجسته میشود. او از میلیونها ایرانی حاضر در خیابانها و میدانها سخن میگوید، اما بیش از شش ماه پس از رسیدن به مقام رهبری هنوز در میان آنها ظاهر نشده و حتی یک پیام ویدیویی یا صوتی عمومی منتشر نکرده است.
خامنهای در بخش دیگری از پیام خود به حسن نصرالله پرداخت و گفت «نصرت و فتح، همراهان دائمی او بودند».
او همچنین نعیم قاسم را ادامهدهنده راه نصرالله در راس حزبالله معرفی کرد.
اما موقعیت کنونی حزبالله با تصویر یک مسیر پیوسته از پیروزی فاصله دارد.
نصرالله کشته شد و حزبالله شمار قابل توجهی از فرماندهان ارشد خود را از دست داد. عملیات اسرائیل علیه شبکه ارتباطی این گروه نیز میزان نفوذ اطلاعاتی این کشور را در ساختار حزبالله آشکار کرد.
در داخل لبنان نیز سلاح حزبالله اکنون در مرکز یکی از مهمترین مناقشات سیاسی کشور قرار دارد. دولت لبنان روند قرار دادن سلاح این گروه زیر کنترل دولت را دنبال میکند و حزبالله با آن مخالف است.
بنابراین، کشته شدن رهبر و فرماندهان ارشد و قرار گرفتن سلاح یک گروه زیر فشار سیاسی برای انتقال به دولت، با توصیف تاریخی مبتنی بر «نصرت و فتح» دائمی، سازگاری ندارد.
قدرتی که در تعریف آن شکست جایی ندارد
مهمترین مساله در پیام خامنهای شاید نه یک ادعای مشخص، بلکه شیوهای باشد که او قدرت را تعریف میکند.
در روایت او، جمهوری اسلامی از جنگ هشتساله قدرتمندتر بیرون آمد. فشارهای بعدی آن را قویتر کردند. جنگهای اخیر نیز «ققنوس» جمهوری اسلامی را بزرگتر کردهاند و آینده نیز «به مراتب شکوهمندتر» خواهد بود.
چنین تعریفی از قدرت یک مشکل اساسی دارد: تقریبا هر نتیجهای را میتوان به شاهدی برای همان نتیجه مطلوب تبدیل کرد.
اگر دشمن عقبنشینی کند، نشانه قدرت است. اگر جنگ ادامه پیدا کند، نشانه مقاومت است. اگر اقتصاد زیر فشار قرار گیرد، هزینه استقلال است. اگر یک متحد منطقهای رهبران و فرماندهان خود را از دست بدهد، ادامه مقاومت برجسته میشود. اگر حامیان حکومت به خیابان بیایند، نشانه پشتوانه اجتماعی است؛ اگر مخالفان همان خیابانها را پر کنند، در ارزیابی قدرت نظام سیاسی جای مشابهی ندارند.
اما قدرت سیاسی را میتوان با پیامدهای آن سنجید: توان یک کشور برای حفاظت از قلمرو و زیرساختهای خود، تحمیل اراده بر رقیب، حفظ ثبات اقتصادی، دستیابی به اهداف سیاست خارجی، حفظ یا گسترش نفوذ متحدان و برخورداری از حمایت اجتماعی.
بر اساس بسیاری از این معیارها، توانایی ایران در تحمیل هزینه بر دشمن با توصیف آن بهعنوان «ابرقدرت چهارم» یا «قدرت اول جهان» فاصله دارد.
به همین دلیل، پرسش اصلی در برابر پیام خامنهای این است: اگر نزدیک به پنج دهه جنگ، فشار و رویارویی ایران را به «ابرقدرت چهارم» جهان و بر اساس «محاسبات الهی» به قدرت اول تبدیل کرده است، کدام شاخص اقتصادی، نظامی، اجتماعی یا منطقهای این جایگاه را نشان میدهد؟
این پرسش زمانی وزن بیشتری پیدا میکند که چنین تصویری از قدرت، نه از تریبون یک رهبر در برابر جامعه، بلکه در قالب پیامی مکتوب از سوی رهبر جمهوری اسلامی ارائه میشود که بیش از شش ماه پس از رسیدن به بالاترین مقام کشور، ایرانیان هنوز او را در انظار عمومی ندیده و صدایش را در یک پیام عمومی نشنیدهاند.
محمدرضا جلاییپور در گفتوگویی، سلول انفرادی را «تجربهای لذتبخش و فرصتی بینظیر برای خلوت، بالندگی و مراقبه» دانست. این نگاه برای هر فردی که بازداشت شده و انفرادی را تجربه کرده، شوکآور است و برای مخاطبی که روایت زندانیان سیاسی و غیرسیاسی را خوانده، عجیب و پرسشبرانگیز.
یک فعال سیاسی اصلاحطلب که میگوید خودش هم انفرادی کشیده است، چگونه میتواند تجربهای را که برای بسیاری از بازداشتشدگان با فشار، محرومیت و آثار ماندگار همراه بوده، «لذتبخش» و فرصتی برای «بالندگی و مراقبه» توصیف کند؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که گوینده، چهرهای نزدیک به حاکمیت است و سخن او درباره یکی از تاریکترین بخشهای تجربه بازداشت. جایی که انفرادی نه یک انتخاب، بلکه وضعیتی تحمیلی برای فرد بازداشتشده است.
انفرادی کجاست؟
انفرادی اتاقی کوچک است؛ بدون پنجره یا با پنجرهای در فاصلهای غیرقابل دسترس. اگر شانس بیاورید، توالتی در آن هست؛ وگرنه هیچ. یک پتو، گاه کثیف، و سوسک، مورچه و دیگر حشرات ….
شما زمان و مکان را از دست میدهید و در مواقعی حتی از دادن قرآن و کتابهای مذهبی هم برای فشار بیشتر خودداری میکنند.
بازداشتیهایی که انفرادی گذراندهاند، گفتهاند آثار این تجربه در ذهن و جانشان جا خوش کرده است.
این تصویر، با تصویری که جلاییپور از انفرادی ارائه میدهد، در تضادی آشکار قرار دارد. در یک سو، اتاقی کوچک، محرومیت، فشار و تجربهای که آثارش میتواند بعد از پایان بازداشت هم باقی بماند. در سوی دیگر، «خلوت»، «بالندگی» و «مراقبه».
جلاییپور نباشیم!
یکی از بازداشتشدگان در زمان جنگ ۱۲ روزه میگوید در تمام مدت انفرادی، که بعدها فهمیده ۲۳ روز بوده، یک صدا پخش میشده: ضجههای مادرش … و بعد سکوت مرگآور.
نه کاغذ داشته، نه خودکار و نه کتاب. نوری که قطع نمیشده و خودش میگوید از آن عاجز شده بوده.
اما تجربه تلخ او با پایان انفرادی تمام نشده است: «هنوز هم اگر کسی بلند گریه کند باید محل را ترک کنم.»
یغما فشخامی، روزنامهنگار، در شبکه ایکس نوشت که این شرایط را در هر دوره بازداشتش تجربه کرده و آثار روانی آن هنوز با اوست.
چیزی که برای بعضیها شاید یک شوخی باشد، برای کسی که تجربهاش کرده، یک تروماست.
سیمین یغمایی، یک کاربر ایکس، نیز از تجربه چند ساعت انفرادی نوشته است؛ از اتاق کوچک و کثیف، توالت زنگزده گوشه اتاق و روشویی چسبیده به آن. از اینکه روی زمین مچاله شده و برای خالی شدن از حس ارزشمندی، اراده و انسانیت، زار زار گریه کرده است.
سعید جوکار، کاربر دیگری که تجربه بازداشت دارد، نوشته است: «من یک ماه انفرادی بودم تا چند سال ونلافاکسین میخوردم.»
و بعد پرسشی را مطرح کرده که مستقیما در برابر روایت جلاییپور قرار میگیرد: «معلوم نیست اینها به چه میگویند انفرادی که برایشان بالندگی آورده ….»
این روایتها از چند تجربه متفاوت، یک نقطه مشترک دارند: انفرادی برای کسانی که آن را تجربه کردهاند، نه یک خلوت آرام، بلکه تجربهای همراه با فشار و فرسایش بوده است.
بسیاری از کسانی که انفرادی را تجربه کردهاند، به همین دلیل اظهارات جلاییپور را شبیه «ادبیات توابها» دانستهاند. برخی نیز از او به عنوان «تواب» یاد کردهاند.
سیاست توابسازی در زندانهای دهه ۶۰ اجرا میشد و طی فرایندی، زندانیان سیاسی در هم شکسته بهوسیله بازجویان و مقامات زندان، تواب میشدند.
انفرادی در جمهوری اسلامی، در روایت بازداشتشدگان سیاسی و غیرسیاسی، مصداق شکنجه است؛ تجربهای تحمیلی که با فشار و آثار ماندگار همراه است. اما وقتی چنین تجربهای «لذتبخش» و فرصتی برای «بالندگی» و «مراقبه» توصیف میشود، زبان به جای بازتاب رنج، شروع به پوشاندن آن میکند.
در این میان، جایگاه گوینده نیز اهمیت پیدا میکند. جلاییپور، به جای بازتاب روایت کسانی که انفرادی را تجربه کردهاند، تصویری از آن ارائه میکند که با روایت آنان در تضاد است.
به همین دلیل، سخن او فقط یک برداشت شخصی از انفرادی نیست؛ این سخن میتواند به سفیدشویی تجربهای منجر شود که بازداشتشدگان سیاسی و غیرسیاسی آن را شکنجه توصیف کردهاند.
وقتی از انفرادی بهعنوان «خلوت» و «بالندگی» سخن گفته میشود، در واقع آنچه بر زندانی گذشته، در حاشیه قرار میگیرد. رنجی که باید دیده و شنیده شود، با تغییر واژهها شکل دیگری پیدا میکند.
اینجاست که «سفیدشویی انفرادی» معنای واقعی خود را پیدا میکند؛ نه فقط تغییر چند واژه، بلکه تغییر جای قربانی و رنج.
وقتی انفرادی، با همه آنچه بازداشتشدگان از آن روایت کردهاند، «لذتبخش» و «فرصت بالندگی» نامیده میشود، فجایع و شکنجههایی که بر زندانیان سیاسی و غیرسیاسی رفته، عملا از متن روایت کنار زده میشود.
سخن جلاییپور در اینجا فقط درباره تجربه شخصی او نیست؛ تصویری است که رنج زندانی را وارونه میکند و بهجای آن که صدای کسی را بشنود که در انفرادی خرد شده، از «خلوت» و «مراقبه» سخن میگوید.
این همان نقطهای است که سفیدشویی اتفاق میافتد: شکنجه، در زبان دیگری، به فرصت تبدیل میشود و رنج قربانی، با چند واژه خوشآهنگ، از معنای خود تهی میشود.
اگر روایت کسانی که انفرادی را زیستهاند جایی برای شنیدهشدن داشته باشد، دیگر نمیتوان اتاق انفرادی را با واژههای «لذت»، «بالندگی» و «مراقبه» بزک کرد. پشت این واژهها، روایت انسانهایی ایستاده است که از فشار، گریه، فرسایش و زخمهایی گفتهاند که با باز شدن درِ سلول تمام نشده است.
و شاید مساله دقیقا همین باشد: وقتی درباره شکنجه، زبانِ رنج را کنار میگذاریم و به جای آن از بالندگی حرف میزنیم، دیگر فقط یک تجربه را متفاوت روایت نکردهایم، بلکه خودِ رنجدیده را از روایتش حذف کردهایم.
تصویری آرشیوی از یک هواپیمای شرکت هواپیمایی کاسپین
یک هواپیمای شرکت هواپیمایی کاسپین که پس از سوار کردن مسافران آماده پرواز از فرودگاه استانبول به ایران بود، بهدلیل بدهی سه میلیون یورویی و در پی حکم قضایی توقیف شد و مسافران آن به ترمینال بازگردانده شدند.
شرکت هواپیمایی کاسپین سهشنبه هفتم مهر در واکنش به توقیف هواپیمای خود، علت آن را «بروز یک موضوع اداری در کشور ترکیه» اعلام کرد و گفت بهرهبرداری از این هواپیما بهطور موقت با محدودیت مواجه شده است.
روابط عمومی این شرکت اعلام کرد پیگیریهای حقوقی و اداری برای رفع محدودیت آغاز شده و هواپیمای توقیفشده سهشنبه به ایران بازمیگردد.
خبرگزاری دمیرورن ترکیه گزارش داد بهدلیل بدهی شرکت هواپیمایی کاسپین به یک شرکت ارائهدهنده خدمات نظارتی، روند قضایی علیه این شرکت در ترکیه آغاز شده است.
بر اساس این گزارش، وکیلان شرکت طلبکار به همراه ماموران اجرای احکام به فرودگاه استانبول رفتند و خواستار جلوگیری از پرواز هواپیمای کاسپین با شماره ثبت «ایپی-کیپیبی» شدند.
این هواپیما ششم مهر، پس از سوار کردن مسافران آماده پرواز به ایران بود که از برخاستن آن جلوگیری شد. مسافران سپس از هواپیما پیاده و به ترمینال منتقل شدند و هواپیما توقیف شد.
در روزهای اخیر و به دنبال ضربالاجل آمریکا برای شرکتهای هواپیمایی ایرانی، پروازهای این شرکتها به شماری از کشورهای منطقه با محدودیت یا توقف روبهرو شده است.
پروازهای شرکتهای هواپیمایی ایرانی به عراق، امارات متحده عربی، عمان، قطر، گرجستان و جمهوری آذربایجان متوقف یا محدود شده، ترکمنستان نیز برای عبور پروازهای ایرانی از حریم هوایی خود محدودیتهایی اعمال کرده و امکان صدور بلیت از تهران به بحرین و کویت محدود یا قطع شده است.
با این حال، رامین کاشفآذر، مدیرعامل شرکت شهر فرودگاهی «امام خمینی»، پنجم مهر گفت پروازهای این فرودگاه به بیش از ۳۰ مقصد بینالمللی ادامه دارد و همان روز بیش از ۶۰ پرواز انجام شده است.
در مورد پرونده هواپیمای توقیفشده ماهان، پایگاه خبری ایرپورتهابر گزارش داد شرکت طلبکار «ایسیام تمسیل گوزتیم» است که در زمینه خدمات نمایندگی و نظارت هوانوردی فعالیت میکند و بهدلیل طلب حدود سه میلیون یورویی از شرکت هواپیمایی کاسپین، روند حقوقی را آغاز کرده.
بر اساس این گزارش، توقیف هواپیما در پی حکم دادگاه انجام شده و روند حقوقی میان دو شرکت همچنان ادامه دارد.
ایرپورتهابر نوشت پس از توقیف هواپیما، وضعیت این پرواز و انتقال احتمالی مسافران به پروازهای دیگر در دست بررسی قرار گرفت. دو شرکت نیز تاکنون توضیح رسمی جامعی درباره این پرونده منتشر نکردهاند.
گسترش تحریمهای صنعت هوانوردی
گسترش تحریمها به شرکتهای هواپیمایی و ارائهدهندگان خدمات فرودگاهی، شبکه پروازهای بینالمللی شرکتهای هواپیمایی ایرانی را بیش از پیش محدود کرده و مسافران را در برخی مسیرها به استفاده از پروازهای غیرمستقیم یا شرکتهای خارجی سوق داده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ۳۰ شهریور هشدار داد ارائه سوخت و خدمات فرودگاهی یا فروش بلیت به شرکتهای هواپیمایی جمهوری اسلامی میتواند شرکتها و نهادهای ارائهدهنده این خدمات را در معرض قطع دسترسی به نظام مالی دلاری آمریکا قرار دهد.
وزارت خزانهداری آمریکا ۱۷ شهریور ۳۵ شرکت و یک فرد مرتبط با صنعت هوانوردی ایران را تحریم کرد که شامل ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی و هشت شرکت خارجی میشود.
در ادامه سقوط ارزش ریال و افزایش التهاب در بازارهای ایران، بهای دلار در بازار آزاد سهشنبه هفتم مهر از ۲۵۰ هزار تومان عبور کرد. جهش نرخ ارز و طلا نگرانی شهروندان را از افزایش دوباره قیمت کالاهای ضروری و کاهش بیشتر قدرت خرید تشدید کرده است.
بهای دلار تنها یک روز پیش و در ششم مهر، با رسیدن به ۲۴۱ هزار و ۸۰۰ تومان رکورد تازهای ثبت کرده بود. به این ترتیب، قیمت دلار در کمتر از ۲۴ ساعت بیش از هشت هزار تومان، معادل بیش از سه درصد، افزایش یافت.
قیمت دیگر ارزهای خارجی نیز روند صعودی داشت. یورو در بازار آزاد به ۲۷۷ هزار تومان و پوند بریتانیا به ۳۲۳ هزار تومان رسید.
یک روز قبل، یورو از ۲۷۵ هزار تومان و پوند از ۳۲۰ هزار تومان عبور کرده بودند.
افزایش قیمتها به بازار طلا نیز سرایت کرد و بهای سکه طرح جدید، موسوم به «امامی»، تا زمان تنظیم این گزارش از ۲۴۹ میلیون تومان فراتر رفت.
قیمت این سکه روز گذشته ۲۴۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بود؛ افزایشی دستکم چهار میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی در یک روز.
رشد مداوم نرخ ارز، هزینه واردات مواد اولیه، دارو، تجهیزات پزشکی و کالاهای مصرفی را افزایش میدهد و میتواند موج تازهای از گرانی را به بازارهای داخلی منتقل کند. این شرایط برای خانوارهایی که همزمان با حقوقهای ثابت یا معوق و افزایش هزینه مسکن، خوراک و درمان روبهرو هستند، فشار مضاعفی ایجاد کرده است.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال در هفتههای اخیر از نگرانی گسترده کارگران، بازنشستگان و حقوقبگیران درباره کاهش ارزش درآمدهایشان حکایت دارد.
شماری از شهروندان گفتهاند درآمد ماهانه آنان دیگر پاسخگوی هزینههای ضروری هم نیست و افزایش روزانه قیمتها، امکان برنامهریزی برای خریدهای معمول خانوار را از میان برده است.
رکوردشکنی بازار ارز در شرایطی ادامه دارد که اقتصاد ایران با تورم فزاینده، کاهش تولید، محدودیتهای تجاری، کمبود منابع ارزی و دشواری انتقال پول روبهروست.
نوسان شدید نرخ ارز همچنین هزینه تامین مواد اولیه را برای تولیدکنندگان افزایش داده و به بیثباتی قیمت کالاها دامن زده است.
آمریکا در هفتههای اخیر فشار بر منابع مالی جمهوری اسلامی را افزایش داده و محاصره دریایی، جلوگیری از فروش نفت و مسدود کردن مسیرهای انتقال درآمدهای نفتی را دنبال کرده است.
همزمان، مقامهای جمهوری اسلامی بار دیگر فعالان بازار را مسئول نابسامانیهای ارزی معرفی کردهاند.
مرکز اطلاعات مالی وزارت امور اقتصادی و دارایی ششم مهر اعلام کرد ارائه خدمات بانکی به ۴۵ نفر را به اتهام فعالیت در بازار غیررسمی ارز و طلا و انجام «تراکنشهای مشکوک» متوقف کرده است.
با افزوده شدن این افراد، شمار کسانی که با اتهامهای مشابه در فهرست محدودیتهای بانکی قرار گرفتهاند، به ۲۱۴ نفر رسیده است.
نام این افراد و شواهد مربوط به نقش احتمالی آنان در افزایش قیمت ارز و طلا منتشر نشده است.