توافق مکرون و ترامپ برای حفاظت از زیرساختها در خاورمیانه و آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز


امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، در شبکه اجتماعی ایکس از دیدار خود با دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، در نیویورک خبر داد و نوشت: «تصمیم گرفتیم برای کاهش تنشها در بازارهای انرژی، با حفاظت از زیرساختهای حیاتی در خاورمیانه و آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، بهطور مشترک اقدام کنیم.»
مکرون افزود: «ما تلاشهای خود را برای دستیابی به توافقی بر سر توقف حملات به زیرساختهای انرژی و زیرساختهای غیرنظامی اوکراین هماهنگ خواهیم کرد.»
او تاکید کرد: «باید از غیرنظامیان محافظت شود و باید هرچه سریعتر مذاکرات جدی درباره شرایط برقراری صلح میان روسیه و اوکراین را آغاز کنیم.»






کاخ سفید ساعت هفت عصر دوشنبه به وقت شرق آمریکا، یک پلتفرم پخش زنده در یوتیوب با نام ترامپ تیوی (TRUMP TV: The Essentials Station) راهاندازی کرد.
این اقدام پس از تصمیم دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا برای ممنوع کردن حضور خبرنگاران سه رسانه خبری جریان اصلی در مجموعه خبرنگاران کاخ سفید صورت و خودداری پنج شبکه از پوشش اخبار او صورت گرفت.
این شبکه کار خود را با بازپخش سخنرانی ترامپ در مراسم دویستوپنجاهمین سالگرد آمریکا در کوه راشمور آغاز کرد. منتقدان، از جمله شماری از اعضای رسانههای جریان اصلی، این اقدام را تلاشی برای ایجاد «رسانه دولتی» خواندهاند.
کاخ سفید در معرفی شبکه جدید اعلام کرد که این پلتفرم ۲۴ ساعته و هفت روز هفته برنامه پخش خواهد کرد.
ترامپ این پلتفرم را راهی برای دور زدن رسانههای موسوم به «اخبار جعلی» و برقراری ارتباط مستقیم با مردم آمریکا معرفی کرده است.
خودداری پنج شبکه خبری از پوشش رویدادهای خبری ترامپ
پس از آنکه دولت آمریکا حضور سه رسانه سیانان، اِماسناو و پولیتیکو را در کاخ سفید ممنوع کرد و مانع انجام وظیفه سیانان در پوشش تصویری مشترک رویدادهای رییسجمهوری شد، پنج شبکه بزرگ تلویزیونی آمریکا در حمایت از سیانان اعلام کردند هیچیک جای سیانان را نخواهند گرفت.
ایبیسی، سیبیاس، سیانان، فاکسنیوز و انبیسی، دوشنبه ۳۰ شهریور در یک بیانیه مشترک کمسابقه اعلام کردند: «دسترسی به اطلاعات دقیق و مستقل درباره عملکرد دولت، برای افکار عمومی اهمیتی اساسی دارد. هیچ دولتی نباید یک سازمان خبری را به دلیل مخالفت با نحوه پوشش خبری آن محدود کند.»
این موضع مشترک از آن رو قابل توجه است که پنج شبکه امضاکننده از نظر خط مشی تحریریه، مخاطبان و گرایش سیاسی یکدست نیستند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، جمعه ۲۷ شهریور ممنوعیت این سه رسانه را اعلام کرد. این دستور روز شنبه ۲۸ شهریور، با جلوگیری از ورود خبرنگاران این رسانهها به محوطه کاخ سفید اجرایی شد.
تصمیم پنج رسانه بزرگ آمریکایی به این معناست که در رویدادهای کاخ سفید که بهدلیل محدودیت دسترسی، تنها یک شبکه تلویزیونی به نمایندگی از سایر رسانهها اجازه تصویربرداری و ارسال تصاویر را دارد، هیچیک از پنج شبکه این مسئولیت را بر عهده نخواهد گرفت. شبکههای تلویزیونی محلی، وبسایتهای خبری، روزنامهها و رسانههای سراسر جهان برای پوشش رویدادهای کاخ سفید به این تصاویر متکیاند.
دفاع کاخ سفید از تصمیم ترامپ
کاخ سفید نیز دوشنبه با انتشار بیانیهای از تصمیم ترامپ برای ممنوع کردن ورود خبرنگاران سیانان، اماس نو و پلیتیکو به محوطه کاخ سفید دفاع کرد.
در این بیانیه آمده است که اگرچه متمم اول قانون اساسی از حق رسانهها برای انتشار مطالب حمایت میکند، اما «به آنها حق داشتن دائمی کارت خبرنگاری، صندلی در اتاق نشست خبری یا جایگاهی در مجموعه خبرنگاران را نمیدهد.»
کاخ سفید همچنین گفت محدود کردن دسترسی رسانهها سابقه تازهای نیست و به مواردی در دولتهای اوباما و بایدن اشاره کرد که به گفته کاخ سفید، در آنها رسانهها یا خبرنگاران با محدودیتهای مشابه یا ممنوعیت پوشش خبری مواجه شده بودند.
در پایان بیانیه کاخ سفید آمده است: «هیچ رییسجمهوری موظف نیست میزبان یک رسانه با رویکرد خصمانه در محوطه کاخ سفید باشد. دسترسی همیشه یک امتیاز بوده است و رییسجمهوری ترامپ در حال اجرای همین قاعده است.»
ادامه حملات ترامپ به رسانههای منتقد
ترامپ نیز در شبکه اجتماعی خود، تروثسوشیال، به حملاتش به رسانهها ادامه داد و نوشت
ترامپ سپس حملات خود به رسانهها را ادامه داد و نوشت: «چهرهها و نشریات رسانههای اخبار جعلی، که فقط مطالب منفی مینویسند و با انتشار داستانهای دروغین و افتراآمیز بر اساس "منابع" ناشناس به امنیت ملی ما آسیب میزنند، نباید اجازه دسترسی به مهمترین دفتر جهان را داشته باشند.»
او افزود: «نام آن دفتر، دفتر بیضی است و باید با ادب، احترام و شأن با آن رفتار شود؛ نه اینکه دلقکهای درجه سهای که عمدا هر چیزی را که مینویسند یا منتشر میکنند تحریف، وارونه و خوار میکنند، به آن بیحرمتی کنند.»
ترامپ نوشت: «تقریبا هر گزارشی درباره من یا هر چیزی که به من مربوط باشد، منفی، نادرست و در بسیاری موارد برای کشورمان خطرناک است! مهم نیست دستاوردهای من چقدر بزرگ باشند، آنها این دستاوردها را کوچک جلوه میدهند و نادیده میگیرند.»
ترامپ همچنین نوشت: «با چنین مطبوعات فاسد و متقلبی، چطور من با چنین اختلاف بزرگی پیروز شدم؟ چون رسانهها هیچ اعتباری ندارند و این برای کشورمان بسیار بد است! چرا باید به چنین افرادی "دسترسی" بدهم؟»
ترامپ در پایان نوشت: «در هر صورت، وظیفه من این است که برای موفقیت و امنیت کشورمان مبارزه کنم. اخبار جعلی تهدیدی برای دموکراسی است و هر کاری لازم باشد انجام خواهم داد تا اطمینان حاصل کنم ایالات متحده شکوفا میشود.»
با این حال، ترامپ پس از ورود به نیویورک و دیدار با زهران ممدانی، شهردار نیویورک، در یک نشست خبری مشترک شرکت کرد.
شهردار نیویورک، درباره ممنوعیت برخی رسانهها از ورود به کاخ سفید گفت: «به رییسجمهوری گفتم که همینجا روی چمنها رویدادی با حضور همه اعضای مطبوعات برگزار خواهیم کرد و این چیزی است که من به آن اعتقاد دارم. از نظر من، همه باید اینجا حضور داشته باشند، صرفنظر از موضعشان یا انتقادهایی که از ما دارند.»
ترامپ در این نشست خبری به حملات خود ادامه داد و گفت: «جالب است، چون آنها گفتند مرا تحریم خواهند کرد، اما در واقع هیچوقت مرا تحریم نمیکنند، بنابراین من نگرانی خاصی درباره آن نداشتم. به این همه رسانه نگاه کنید.»
او افزود: «تنها دلیلی که این کار را میکنم این است که فکر میکنم رسانهها نیز مسئولیتی دارند. میدانید، من با اختلاف بسیار زیادی پیروز شدم. انتخابات را با اختلاف بسیار زیادی بردم. کارهای بزرگی انجام دادهام. کارهای بسیار بزرگی انجام دادهام. هشت جنگ را حلوفصل کردهام.»
ترامپ در پایان گفت: «فکر میکنم این رسانهها وظیفه دارند منصف باشند و اگر اخبار جعلی باشند، واقعا معتقدم مسئولیت دارم که دیگر اجازه ورود آنها را به یک خانه بسیار ویژه ندهم.»
اللهیار صیادمنش، بازیکن لخ پوزنان، درباره دعوت نشدن به تیم ملی با وجود عملکرد خوب در فوتبال لهستان، به فوتبال۳۶۰ گفت: «قلعهنویی اعتقادی به من ندارد. او هیچکدام از بازیهای لژیونرها را نگاه نمیکند.» او همچنین گفت تا زمانی که قلعهنویی سرمربی تیم ملی است، به این تیم بازنمیگردد.
سعید الهویی، دستیار امیر قلعهنویی در تیم ملی، امشب در گفتوگو با صداوسیمای جمهوری اسلامی گفت که دلیل دعوت نشدن صیادمنش به تیم ملی «رفتاری» است، نه فنی.
صیادمنش در واکنش به این اظهارات گفت: «آقای الهویی گفته دلیل دعوت نشدن من اخلاقی است. تنها ایرادی که نمیشود از من گرفت، اخلاقی است. من تا حالا هیچ مشکل انضباطی نداشتهام. این کادر فنی و سرمربی چهار سال است که در تیم ملی هستند و در این مدت دو بازی هم برای تیم ملی انجام ندادهام. در اردوهای قبلی دعوت شدم، اما نتوانستم بازی کنم. قبل از جام جهانی پنج، شش اردو و نزدیک به ۱۰ بازی دوستانه برگزار شد، اما من حتی ۲۰ دقیقه هم بازی نکردم.»
او افزود: «چنین توجیهاتی غلط است. هر مربی سلیقه خودش را دارد. حقیقت را بگویند و صادق باشند؛ بگویند این بازیکن در ترکیب ما جایی ندارد و سلیقه ما نیست. من هم میپذیرم. اما اینکه بگویند دلیلش اخلاقی است، خندهدار است. اگر سلیقه فنی ایشان نیستم، بگویند سلیقه من نیست.»
بازیکن لخ پوزنان گفت: «قلعهنویی اعتقادی به من ندارد. او هیچکدام از بازیهای لژیونرها را نگاه و دنبال نمیکند. در یکی از اردوهای قبلی تیم ملی، زمانی که در بلژیک وینگر راست بازی میکردم، از من پرسیدند میتوانی سمت راست بازی کنی؟ در حالی که من را بهعنوان وینگر راست به تیم ملی دعوت کرده بودند.»
او افزود: «مطمئنم کادر فنی و سرمربی هیچ اطلاعی از بازی من ندارند. حتی نمیدانند در کدام تیم بازی میکنم. با چند لژیونر دیگر هم که صحبت میکردم، آنها نیز همین نظر را داشتند.»
صیادمنش گفت: «وقتی سرمربی میپرسد میتوانی وینگر راست بازی کنی، چه برداشتی میشود کرد؟ هر کسی که فوتبالیست میشود، آرزو دارد برای تیم ملی کشورش بازی کند. من هم همین آرزو را دارم، اما با شرایطی که میبینم، تجربه اردوهای قبلی و حرفهایی که الان میشنوم و هیچ حقیقتی ندارد، نمیتوانم بازی کنم.»
او گفت: «از ماهها قبل، حتی پیش از جام جهانی، تصمیم گرفته بودم تا زمانی که این کادر فنی و سرمربی در تیم ملی هستند، در این تیم حضور پیدا نکنم، چون احساس میکنم هیچ اعتقادی به من ندارند. این موضوع دوطرفه است، چون در اردوهایی که حضور داشتم، چیزی به من اضافه نشد.»
صیادمنش گفت: «خیلی از بازیکنان جوان هستند که شاید حرفهایی که من میزنم را بخواهند بگویند، اما نتوانند. در چندتا اردویی که حضور داشتم، آن احترامی که باید به عنوان بازیکن دریافت میکردم را ندیدم، درحالی که من به هیچ کس بی احترامی نکردم.»
او گفت: «من در ۱۰ بازی روی نیمکت بودم و فقط ۲۰ دقیقه بازی کردم. هیچ فرصتی به من ندادند. فقط من در دعوت میکردند که باشم چون عملکرد خوبی داشتم. به همین دلیل تصمیم گرفتم تا وقتی قلعهنویی هست، در تیم ملی بازی نکنم.»
هک یک تابلو دیجیتال ترافیکی در بزرگراه ۴۰۵ لسآنجلس و نمایش نشانی وبسایتی که نام و اطلاعات شماری از مخالفان جمهوری اسلامی را منتشر کرده، نگرانیها درباره امنیت ایرانیان منتقد حکومت در آمریکا و گسترش فعالیتهای سایبری با هدف تهدید مخالفان در خارج از ایران را افزایش داده است.
این اتفاق در نزدیکی وستوود، یکی از مهمترین مراکز جامعه ایرانی در لسآنجلس، رخ داده است؛ منطقهای که بهدلیل حضور گسترده ایرانیان و کسبوکارهای فارسیزبان، سالهاست به «تهرانجلس» شهرت دارد.
از بزرگراه ۴۰۵ تا وبسایتی به نام گورکن
بهگزارش روزنامه نیویورکپست، رانندگانی که در آزادراه ۴۰۵ در نزدیکی وستوود در حرکت بودند، با پیامی غیرمعمول روی یک تابلو دیجیتال ترافیکی مواجه شدند: نشانی وبسایتی با نام «گورکن».
یکی از شاهدان گفته است این پیام را هشتم سپتامبر در حوالی خروجی بلوار سانتا مونیکا مشاهده کرده است.
اداره حملونقل کالیفرنیا، موسوم به کَلترنس، نمایش پیام غیرمجاز روی این تابلو را تایید کرده است. بهگفته این نهاد، تیم مسئول پروژه روز ۱۵ سپتامبر از موضوع مطلع شد و از پیمانکار خواست تابلو را به وضعیت عادی بازگرداند.
کَلترنس همچنین اعلام کرده است بررسی میدانی این اتفاق و سوابق دسترسی به سامانه تابلو ادامه دارد.
هنوز مشخص نیست چه فرد یا گروهی کنترل این تابلو را در اختیار گرفته است. افبیآی نیز تاکنون تایید نکرده که تحقیقات رسمی درباره همین مورد مشخص را آغاز کرده باشد.
«گورکن» چیست و چه کسانی را هدف قرار میدهد؟
«گورکن» نام وبسایتی فارسیزبان است که خود را «کارزار ملی شناسایی و مجازات خائنان به میهن» معرفی میکند.
گردانندگان این وبسایت میگویند هدفشان شناسایی و معرفی افرادی است که آنان را «خائن» یا حامی «اقدامات خصمانه» علیه حکومت ایران میدانند.
در این سایت نام، تصویر و در مواردی اطلاعات شخصی افرادی منتشر شده که بهعنوان مخالف یا منتقد جمهوری اسلامی معرفی شدهاند.
به گزارش نیویورکپست، این وبسایت در روزهای اخیر تغییراتی کرده و بخشی با عنوان «فهرست سوختن» به آن افزوده شده است.
گردانندگان سایت در این بخش ادعا میکنند به اطلاعات خصوصی، مالی، ارتباطات و دادههای مربوط به وضعیت اقامتی برخی از افرادی که هدف قرار دادهاند دسترسی پیدا کردهاند.
صحت این ادعاها مشخص نیست و تاکنون شواهد مستقلی برای اثبات دسترسی گردانندگان سایت به چنین اطلاعاتی منتشر نشده است
برخی گزارشها «گورکن» را مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی کردهاند. با این حال، ارتباط مستقیم این وبسایت یا هک تابلو بزرگراه ۴۰۵ با سپاه پاسداران تاکنون از سوی مقامهای آمریکایی یا منابع مستقل تایید نشده است.
دولت آمریکا از سال ۲۰۱۹ سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی قرار داده است.
مخالفانی که میگویند نام و تصویرشان در سایت منتشر شده است
بهگزارش نیویورکپست، شماری از ایرانیان ساکن لسآنجلس پس از مشاهده نشانی «گورکن» روی تابلو وارد این سایت شده و نام یا تصاویر افرادی را دیدهاند که در تجمعها و فعالیتهای اعتراضی علیه جمهوری اسلامی شرکت میکنند.
یکی از شاهدان گفته است در میان اسامی منتشرشده، افرادی را دیده که شخصا آنها میشناسد و در تجمعهای مخالف جمهوری اسلامی حضور داشتهاند.
یکی دیگر از منتقدان جمهوری اسلامی گفته است نام، تصویر و اطلاعات شخصی خودش نیز در این سایت منتشر شده و او روز نهم سپتامبر موضوع را به دفتر افبیآی در لسآنجلس گزارش کرده است.
این فرد گفته پیشتر نیز در شبکههای اجتماعی پیامهای تهدیدآمیز دریافت کرده و از جمله با پیامهایی درباره آسیبزدن به چهرهاش مواجه شده است.
او گفته انتشار اطلاعات شخصیاش در چنین سایتی باعث شده حتی در خیابانهای لسآنجلس نگران امنیت خود باشد.
شاهد دیگری نیز گفته است افرادی وابسته به جمهوری اسلامی در تجمعهای مخالفان حضور پیدا میکنند و با استفاده از دوربینهای مجهز به لنزهای بلند از شرکتکنندگان تصویربرداری میکنند.
ارتباط این افراد با گردانندگان «گورکن»، سپاه پاسداران یا دیگر نهادهای جمهوری اسلامی بهطور مستقل تایید نشده است.
هشدار ۱۵ سپتامبر افبیآی درباره هدفگیری مخالفان و روزنامهنگاران
ماجرای هک تابلو بزرگراه ۴۰۵ در شرایطی رخ داده که افبیآی روز ۱۵ سپتامبر درباره فعالیتهای سایبری عوامل مرتبط با حکومت ایران علیه مخالفان، فعالان و روزنامهنگاران هشدار تازهای منتشر کرد.
بر اساس این هشدار، عوامل سایبری ایرانی از بدافزاری موسوم به «چوزن بریک» برای هدف قرار دادن مخالفان، فعالان و روزنامهنگاران در نقاط مختلف جهان استفاده کردهاند.
افبیآی اعلام کرده است این فعالیت دستکم از سال ۲۰۲۵ در جریان بوده و میتواند برای جمعآوری اطلاعات از افراد هدف مورد استفاده قرار گیرد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی افبیآی، این بدافزار میتواند امکان دسترسی به اطلاعاتی از جمله فهرست مخاطبان، ایمیلها و پیامهای شبکههای اجتماعی را فراهم کند؛ دادههایی که ممکن است برای شناسایی ارتباطات و فعالیتهای فرد هدف مورد استفاده قرار گیرند.
افبیآی همچنین درباره استفاده از بدافزار دیگری موسوم به «هِویگرَم» هشدار داده و گفته است مخالفان ایرانی، روزنامهنگاران منتقد جمهوری اسلامی و دیگر گروههای مخالف در نقاط مختلف جهان هدف این فعالیتها قرار گرفتهاند.
بر اساس ارزیابی افبیآی، فعالیت مرتبط با «هِویگرَم» از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی انجام میشود.
این هشدارها بخشی از نگرانی گستردهتر نهادهای امنیتی آمریکا درباره آن چیزی است که «سرکوب فرامرزی» نامیده میشود؛ اقداماتی که میتواند از تهدید و ارعاب و حملات سایبری تا تعقیب، تلاش برای آدمربایی و طرحهای خشونتآمیز علیه مخالفان در خارج از مرزهای یک کشور را شامل شود.
سابقه حملات سایبری منتسب به عوامل جمهوری اسلامی
نگرانی درباره فعالیتهای سایبری مرتبط با جمهوری اسلامی در آمریکا به ماجرای تابلو بزرگراه ۴۰۵ محدود نمیشود.
افبیآی میگوید عملیات سایبری منتسب به عوامل حکومت ایران در سالهای گذشته اهداف مختلفی را در آمریکا و دیگر کشورها در بر گرفته است؛ از نهادها و زیرساختها گرفته تا مقامهای دولتی، روزنامهنگاران، پژوهشگران و فعالان.
در یکی از پروندههای شناختهشده، سه شهروند ایرانی بهدلیل مشارکت ادعایی در عملیات سایبری مرتبط با سپاه پاسداران تحت تعقیب افبیآی قرار گرفتهاند.
بر اساس اسناد افبیآی، اهداف این عملیات از سال ۲۰۱۹ شامل افرادی مرتبط با مسائل ایران و خاورمیانه، مقامهای کنونی و پیشین دولت آمریکا، اعضای اندیشکدهها، روزنامهنگاران، فعالان و افراد فعال در حوزه سیاستگذاری بوده است.
افبیآی همچنین در ارزیابیهای خود از تهدیدهای مرتبط با جمهوری اسلامی اعلام کرده است حکومت ایران سابقه استفاده از عملیات سایبری، جاسوسی و عملیات نفوذ و همچنین هدف قرار دادن مخالفان ایرانی در خارج از کشور را دارد.
در ماههای اخیر نیز چند رخداد سایبری در کالیفرنیا به گروههای مرتبط با حکومت ایران نسبت داده شده است، هرچند انتساب قطعی هر حمله نیازمند بررسی مستقل نهادهای امنیتی است.
در ماه مارس، یک حمله سایبری گسترده سامانههای اطلاعرسانی و پرداخت مترو لسآنجلس را مختل کرد و گزارشهایی درباره سرقت حجم قابل توجهی از دادهها منتشر شد. پژوهشگران امنیت سایبری این حمله را به هکرهای مرتبط با حکومت ایران نسبت دادند.
در ماه ژوئن نیز یک گروه هکری ایرانی مدعی شد به سامانههای آبرسانی چند شهر در کالیفرنیا نفوذ کرده است. ادعای گروههای هکری درباره دامنه نفوذ آنها همیشه به معنای تایید مستقل موفقیت یا گستردگی حمله نیست.
نگرانی در قلب جامعه ایرانی لسآنجلس
لسآنجلس و کالیفرنیای جنوبی یکی از بزرگترین مراکز تجمع ایرانیان در خارج از ایران به شمار میروند و صدها هزار ایرانی و ایرانیتبار در این منطقه و دیگر نقاط آمریکا زندگی میکنند.
وستوود نیز از نخستین دهههای پس از انقلاب ۱۳۵۷ به یکی از مهمترین مراکز اجتماعی، فرهنگی و تجاری ایرانیان مهاجر تبدیل شده و حضور گسترده ایرانیان در این منطقه باعث شده است بخشی از آن به «تهرانجلس» شهرت پیدا کند.
در چنین شرایطی، نمایش نشانی سایتی که نام و اطلاعات مخالفان جمهوری اسلامی را منتشر میکند روی یک تابلوی دیجیتال در یکی از پرترددترین آزادراههای لسآنجلس، آن هم در نزدیکی وستوود، نگرانیهای امنیتی در میان بخشی از جامعه ایرانی این شهر را افزایش داده است.
هنوز هویت فرد یا گروهی که تابلو بزرگراه ۴۰۵ را هک کرده و همچنین ارتباط احتمالی آن با گردانندگان «گورکن» مشخص نشده است.
با این حال، همزمانی این اتفاق با هشدار ۱۵ سپتامبر افبیآی درباره هدفگیری سایبری مخالفان، فعالان و روزنامهنگاران ایرانی، بار دیگر موضوع امنیت مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از ایران و تلاش برای تهدید و ارعاب آنان فراتر از مرزهای کشور را در کانون توجه قرار داده است.
تهران، پاییز ۱۳۶۰، در حمامی کوچک با کاشیهای سفید، در طبقه بالای خانهای در محوطه سفارت بریتانیا، دو مرد نشسته بودند که تصمیمشان میتوانست مسیر جنگ سرد را تغییر دهد.
یکی از آنها افسری روس از سازمان اطلاعات شوروی، کا.گ.ب، بود؛ مردی بلندقامت و تنومند نشسته بر سبد رخت و دیگری افسر جوان سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا، امآی۶، که روی توالت فرنگی نشسته بود و لیوان ودکای مهمانش را پر میکرد.
شیرهای آب باز بودند و رادیو روشن بود تا پوششی در برابر گوشهای نامرئی سازمان اطلاعات تازهتاسیس جمهوری اسلامی باشد که ممکن بود آنها را شنود کنند.
این تصویر بخشی از کتاب تازه نویسنده و روزنامهنگار برجسته بریتانیایی، بن مکینتایر، با عنوان «رد وود» است که بر اساس اسناد تازه منتشرشده و مصاحبه با افسران اطلاعاتی بریتانیا، روسیه و آمریکا نوشته شده و داستان واقعی یکی از پیچیدهترین پروندههای جاسوسی دوران جنگ سرد را روایت میکند.
این داستان از مشکلی در عملکرد جنسی شروع شد و به یکی از خونینترین و دردناکترین تصفیههای جمهوری اسلامی انجامید.
تهران، شهر جاسوسان
دو سال پس از انقلاب اسلامی، تهران به میدان نبرد پنهان قدرتهای بزرگ بدل شده بود.
رهبری روحالله خمینی هنوز بهطور کامل تثبیت نشده بود، درگیریهای داخلی میان گروههای سیاسی رقیب ادامه داشت و همزمان جنگ با عراق کشور را در آستانه بحرانی بزرگ قرار داده بود.
در این آشوب، سرویسهای اطلاعاتی بزرگ جهان مثل کا.گ.ب، سیا و امآی۶ در حال رقابت بودند.
یکی از افسران اطلاعاتی روس که بعدها امآی۶ نام رمز «رد وود» را به او داد، از توطئهای خبر داشت که میتوانست معادلات جنگ سرد را زیر و رو کند.
او میگفت طرحی برای کودتای مسلحانه حزب توده با پشتیبانی مستقیم شوروی وجود دارد که با هدف برکناری روحانیون حاکم و استقرار حکومتی مارکسیستی در ایران برنامهریزی شده است.
طبق این طرح، نیروهای ارتش سرخ میتوانستند از مرزهای آذربایجان، ترکمنستان و افغانستان که زیر نظر شوروی بود، وارد ایران شوند.
تسلط شوروی بر تنگه هرمز و میدانهای نفتی میتوانست به معنای پیروزی مسکو در جنگ سرد باشد. این سناریویی بود که غرب بهشدت از آن هراس داشت.
این افسر روس در ازای افشای این راز، خواستهای شخصی و کاملا غیرمنتظره از افسر انگلیسی داشت. او برای درمان اختلال نعوظ کمک میخواست؛ مشکلی که در فرهنگ مردسالار و خشن کا.گ.ب میتوانست به معنای نابودی کامل آبرویش باشد.
رازی پنهانتر از هر سند محرمانه
نام واقعی این افسر ولادیمیر کوزیچکین بود. مردی که در سال ۱۹۷۶ بهعنوان دانشآموز برتر مدرسه ۱۰۱، آکادمی نخبهپرور کا.گ.ب، فارغالتحصیل شده و به همراه همسرش گالینا به ایران فرستاده شده بود تا شبکههای جاسوسی شوروی در خاورمیانه را هدایت کند.
با وجود موفقیت چشمگیر شغلی، او بهتدریج دچار افسردگی عمیق و بیگانگی از نظام کمونیستی شد.
طبق روایت گالینا، سالهای نخست ازدواج آنها سرشار از عشق و صمیمیت بود، اما با گذر زمان و افزایش فشارهای روانی محیط تهران، این نزدیکی رنگ باخت؛ مسالهای که تنها همسرش از آن آگاه بود و هیچکدام حاضر به گفتوگو دربارهاش نبودند.
نقطه عطف ماجرا زمانی رخ داد که رییس ایستگاه کا.گ.ب در تهران به کوزیچکین خبر داد بریتانیا دیپلماتی تازه را که در واقع رییس ایستگاه امآی۶ بود، به تهران فرستاده است. همین خبر ساده، جرقه طرحی جسورانه را در ذهن او روشن کرد.
یک ملاقات خطرناک در خیابانی خالی
افسر بریتانیایی، ایان مککردی، در اردیبهشت ۱۳۶۰ با پوشش دیپلماتیک وارد تهران شده بود.
این در شرایطی بود که سفارتهای بریتانیا و آمریکا پیشاپیش با عنوان «لانه جاسوسی» شناخته میشدند و افشای هویت واقعی او میتوانست به بحرانی دیپلماتیک و حتی گروگانگیری منجر شود. با این حال، دولت وقت بریتانیا این ریسک را پذیرفت.
پس از تردیدهای فراوان، مککردی مامور برقراری تماس با افسر روس شد. در یکی از نخستین ملاقاتها کوزیچکین زیر پتویی که از پیش در خودرو مککردی گذاشته شده بود، پنهان شد تا بدون شناسایی از دروازه محوطه سفارت بگذرد.
در امنیت نسبی خانه مککردی و در حمامی با شیرهای آب باز، کوزیچکین برای ساعتها بدون وقفه اطلاعاتی حیاتی ارائه داد.
او فهرستی از بیش از صد جاسوس و دیپلمات شوروی، جزییات عملیات اطلاعاتی کا.گ.ب در خاورمیانه و شرح کامل توطئه کودتا در ایران را افشا کرد.
قرصهایی که هرگز اثر نکردند
مقر امآی۶ در لندن پس از دریافت این اطلاعات بیسابقه تصمیم گرفت به خواسته شخصی کوزیچکین پاسخ دهد.
افسر روس در یک خودکار نسخهای پزشکی به زبان روسی همراه با بطری کوچکی از قرصهای قرمز را دریافت کرد. این قرصها در واقع تنها ویتامین و آهن بودند. امید تیم پزشکی این بود که قرصها اثر روانی مثبتی بر او بگذارد.
پرونده موسوم به «رد وود» به روالی ثابت درآمد. ملاقاتهای ماهانه، تماسهای کوتاه هر دو هفته و عکسبرداری مستمر از اسناد محرمانه با دوربینی کوچک که مککردی در اختیار او گذاشته بود، بهطور مرتب انجام میشد.
حجم اطلاعات چنان زیاد بود که تحلیلگران بخش شوروی در مقر امآی۶ بهسختی میتوانستند با آن همگام شوند.
اما مشکل شخصی کوزیچکین همچنان حلنشده باقی ماند. فشار مضاعف جاسوسی هم علیه ایرانیها برای کا.گ.ب و هم علیه شوروی برای بریتانیا، وضعیت روانی او را بدتر میکرد.
تصفیه حساب در تهران
خطرناکترین بخش افشاگریهای کوزیچکین نه به بریتانیا یا شوروی، بلکه به سرنوشت حزب توده و دیگر نیروهای چپ در ایران مربوط میشد.
کوزیچکین حزب توده را «اسب تروآ» در ایران نامیده و گفته بود این تشکیلات از یک شبکه نظامی زیرزمینی، انبارهای اسلحه، منابع مالی و پیوندی مستقیم با طرح خرابکاری کا.گ.ب برخوردار است.
بهگفته او، بخش بینالملل حزب کمونیست شوروی بهطور مستقیم بر عملکرد حزب توده نظارت داشت.
کریس کرون، مسئول وقت ضدجاسوسی امآی۶، تابستان ۱۳۶۱ برای رایزنی محرمانه با بیل کیسی، رییس وقت سازمان سیا، به واشینگتن رفت.
طرح او این بود که امآی۶ و سیا بهصورت مشترک تمام اطلاعات درباره رهبران حزب توده، شبکه نظامی زیرزمینی آن و هویت افسران کا.گ.ب در ایران را مستقیما در اختیار مقامهای جمهوری اسلامی قرار دهند.
هدف این بود که این اقدام نشانهای از حسن نیت غرب به روحالله خمینی تلقی شود. فرانسیس پیم، وزیر امور خارجه وقت بریتانیا، این طرح را تایید کرد و آن را برای امضای نهایی نزد مارگارت تاچر فرستاد.
صبح ۳۱ شهریور ۱۳۶۱، کوزیچکین همراه با افسران امآی۶ و یک محافظ مسلح از نیروی ویژه بریتانیا، با پروازی به اسلامآباد رفت.
دیدار در مقر سازمان اطلاعات نظامی پاکستان با هیاتی از افسران ارشد سپاه پاسداران برگزار شد.
طبق توصیف یکی از افسران امآی۶، طرف ایرانی گروهی جدی و کمحرف بودند که همهچیز را با دقت یادداشت میکردند، اما هیچ واکنش عاطفی نشان نمیدادند.
تنها هنگامی که کوزیچکین به نقش کا.گ.ب در تسلیح و تامین مالی حزب توده رسید، شاخکهای هیات ایرانی تکان خورد.
گفتوگوها دو روز به طول انجامید و ایرانیها پرسشهای دقیقی درباره زمان احتمالی کودتا، محل انبارهای سلاح و نحوه دخالت نظامی احتمالی شوروی مطرح کردند. صبح روز سوم، بدون هیچ ابراز نظری، هیات ایرانی بهطور ناگهانی جلسه را ترک کرد.
سرکوب حزب توده و بهای خونین یک همکاری اطلاعاتی
اطلاعات ارائهشده در اسلامآباد میان مقامهای جمهوری اسلامی اختلافنظر ایجاد کرد. سپاه پاسداران خواستار اقدام فوری، بازداشت رهبران حزب توده به اتهام جاسوسی و درهمشکستن کامل شبکه زیرزمینی آن بود.
علی خامنهای، رییسجمهوری وقت، هم از این رویکرد حمایت میکرد.
گروهی دیگر ترجیح میدادند حزب را تحت نظر بگیرند و در زمان مناسبتری وارد عمل شوند. سرانجام این روحالله خمینی بود که در پاییز همان سال دستور داد موضوع با جدیت پیگیری شود.
۱۷ بهمن ۱۳۶۱ نیروهای سپاه با استفاده از فهرست کوزیچکین، عملیات گستردهای علیه حزب توده آغاز کردند.
در همان ساعات نخست، حدود ۲۰۰ نفر از جمله دهها عضو کمیته مرکزی حزب بازداشت و به زندان توحید منتقل شدند.
علی شمخانی، جانشین وقت فرمانده کل سپاه، نظارت بر بازجوییها را برعهده گرفت و بر پایه گزارشهای منتشرشده، شکنجه از روز بعد آغاز شد.
حزب توده در اردیبهشت ۱۳۶۲ رسما منحل اعلام شد و به اعضایش دستور داده شد خود را به مقامها معرفی کنند.
در کنار بازداشتهای رسمی، گروههای خودسر نیز افراد مشکوک به عضویت در حزب را از خانههایشان بیرون کشیدند.
بر اساس گزارشهای موجود، شمار دقیق قربانیان هرگز بهطور کامل مشخص نشد، اما تخمینها از بازداشت و زندانی شدن بین شش تا ده هزار عضو حزب سخن میگویند. این موجی بود که بعدها با موج بسیار بزرگتر اعدامهای سال ۱۳۶۷ دنبال شد.
در پی این عملیات، ۱۸ دیپلمات شوروی که بسیاری از آنها با کوزیچکین در کا.گ.ب همکاری داشتند، به اتهام دخالت در امور داخلی ایران اخراج شدند.
از منظر طراحان اصلی این عملیات در لندن و واشینگتن، نتیجه دقیقا همان چیزی بود که انتظار داشتند؛ یعنی تضعیف کامل کمونیسم ایرانی و ناکام ماندن نقشهای که میتوانست معادلات جنگ سرد را تغییر دهد.
اما دامنه و شدت این سرکوب فراتر از آنچه سرویسهای اطلاعاتی غربی پیشبینی کرده بودند، پیش رفت.
آنها انتظار بازداشت چند چهره کلیدی را داشتند، نه محاکمههای نمایشی، اعترافات تلویزیونی و اعدامهای گسترده.
اندرو برایت، افسر امآی۶ که کوزیچکین را در سفر اسلامآباد همراهی کرده بود، بعدها نوشت سرنوشت افرادی که به مقامهای حکومت ایران معرفی شدند، تنها بخش از کارنامه شغلی اوست که همچنان او را رنج میدهد.
طرح اولیه لندن و واشینگتن برای ساختن کانالی دوستانه و غیررسمی با تهران عملا به نتیجه نرسید. برعکس، تحلیلگران غربی به این نتیجه رسیدند که حذف آخرین نیروی رقیب داخلی در عمل به تحکیم بیشتر حکومت انقلابی در ایران انجامیده بود.
طرح یک افسر اطلاعاتی روس برای درمان مشکل جنسیاش پایهگذار سرکوبی بسیار خونین بود؛ سرکوبی که هنوز هم خانوادههای بسیاری از ایران را داغدار کرده است.
این طرح فقط به حزب توده محدود نماند، بلکه هر کسی را که کوچکترین گرایشهای چپ داشت، به زندان، تبعید و اعدام رساند.
علی الزیدی، نخستوزیر عراق، در گفتوگویی با روزنامه نیویورکتایمز اعلام کرد که قصد دارد شبهنظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی را تا ۱۰ تیر ۱۴۰۶، ۳۰ ژوئن ۲۰۲۷، خلع سلاح کند و به فعالیت مستقل آنها پایان دهد.
الزیدی در مصاحبهای که دوشنبه ۳۰ شهریور منتشر شد، برای نخستین بار جزییات طرح مرحلهای خود را تشریح کرد.
بر اساس برنامه الزیدی، دولت در ۳۰ سپتامبر شرایط توافق با شبهنظامیان را اعلام خواهد کرد. ابتدا یک دوره ۹۰ روزه برقرار میشود که طی آن گروههای مسلح حملهای انجام نمیدهند و در مقابل تضمین میگیرند که نیروهای آمریکایی نیز آنها را هدف قرار ندهند. پس از آن تحویل سلاحها آغاز میشود که باید تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۷ پایان یابد. شبهنظامیان اما خواهان مهلت تا پایان سال ۲۰۲۷ هستند.
الزیدی پیشتر گفته بود خلع سلاح باید همزمان با خروج آخرین نیروهای آمریکایی در ۳۰ سپتامبر انجام شود، اما گروههای مسلح فورا این جدول زمانی را رد کردند و دولت نیز بعدا موضع خود را اصلاح کرد و گفت روند خلع سلاح از آن تاریخ آغاز خواهد شد.
روزنامه نیویورکتایمز برنامه جدید نخستوزیر عراق را بلندپروازانه خوانده و افزوده که که اجرای آن در میانه جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، فشار واشینگتن بر بغداد و نفوذ گسترده تهران بر گروههای مسلح عراقی با موانع جدی روبهرو است.
الزیدی خلع سلاح را «یک ضرورت» و در کنار مبارزه با فساد، «مسالهای حیثیتی» توصیف کرد. با این حال، دولتهای قبلی عراق نیز در مهار این گروهها ناکام ماندند و بسیاری از آنها طی سالها احزاب و شبکههای اقتصادی و سیاسی قدرتمندی ایجاد کردهاند.
عراق در حال حاضر میان دو شریک مهم خود، آمریکا و ایران، گرفتار یک موازنه دشوار است. دولت ترامپ، بهعنوان مهمترین شریک امنیتی و اقتصادی بغداد، خواستار مهار نیروهای همسو با حکومت ایران شده است؛ گروههایی که علاوه بر توان نظامی، نفوذ سیاسی و اقتصادی قابل توجهی در عراق دارند. در مقابل، تهران در پی حفظ و گسترش نفوذ خود و استفاده بیشتر از این گروهها در جنگ با واشینگتن است.
نیویورکتایمز بهنقل از دیپلماتهای منطقهای و برخی مقامهای امنیتی عراق اجرای این برنامه را در شرایط جنگی بسیار دشوار و حتی نزدیک به غیرممکن خواند و نوشت متحدان مسلح جمهوری اسلامی در جریان جنگ ایران توانایی خود را برای ایجاد بیثباتی منطقهای و تحمیل هزینههای اقتصادی نشان دادهاند. این گروهها بارها کویت، اردن، تاسیسات انرژی عراق و سفارت آمریکا در بغداد را هدف قرار دادهاند.
عربستان سعودی نیزعراق را منشاء حمله پهپادی پنجشنبه ۱۹ شهریور دانست که خط لوله شرق به غرب عربستان، با ظرفیت انتقال معادل چهار درصد عرضه جهانی نفت، را از کار انداخت. مقامهای عراقی معتقدند سلولهای منشعب از شبهنظامیان عراقی در تسهیل این حمله نقش داشتهاند، هرچند طراح آن نبودهاند.
ویکتوریا تیلور از شورای آتلانتیک به نیویورکتامیز گفت دولت عراق میگوید بخشی از جنگ نیست، اما عملا کنترل کاملی بر این نیروها ندارد. بهگفته او، بعید است حکومت ایران در شرایط کنونی با خلع سلاح متحدان عراقی خود که به «ابزاری فوقالعاده قدرتمند» تبدیل شدهاند موافقت کند.
یک مقام ارشد امنیتی عراق نیز به این روزنامه گفت این طرح بدون توافق صلح میان آمریکا و جمهوری اسلامی احتمالا شکست خواهد خورد.
ریشه گسترش این گروهها به تحولات پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و سپس ظهور داعش در سال ۲۰۱۴ بازمیگردد. با پیشروی داعش، شمار زیادی گروه مسلح تشکیل شدند که بسیاری از آنها تحت هدایت جمهوری اسلامی بودند. دولت عراق بعدها کوشید این نیروها را در قالب حشد شعبی تحت کنترل دولت قرار دهد، اما حتی بخشهایی که رسماً وارد ساختار حکومتی شدند، روابط عمیق خود با تهران و گروههای خارج از کنترل دولت را حفظ کردند.
طرح فعلی دولت عمدتا بر چهار گروه قدرتمند متمرکز است که تاکنون با خلع سلاح یا قرار گرفتن کامل زیر فرمان دولت مخالفت کردهاند.
الزیدی میگوید هدف این است که این گروهها بهعنوان سازمانهای مستقل از بین بروند و اعضای آنها بهصورت فردی در حشد شعبی ادغام شوند. پس از پایان مهلت، هر گروهی که همچنان با نام یک شبهنظامی فعالیت کند، «غیرقانونی» اعلام خواهد شد.
گروههای مسلح در مقابل میگویند تا زمانی که «نیروهای اشغالگر» تهدید محسوب میشوند، حق حمل سلاح دارند و به جنگی اشاره میکنند که آمریکا و اسرائیل در اسفندماه سال گذشته علیه جمهوری اسلامی آغاز کردند. آنها همچنین خروج نیروهای ترکیه از شمال عراق را به یکی از شروط خلع سلاح تبدیل کردهاند.
الزیدی میگوید برای خروج نیروهای ترکیه نیز در حال مذاکره است. آنکارا خروج خود را به پاکسازی اردوگاهها و سلاحهای شبهنظامیان کرد در شمال عراق مشروط کرده و بغداد در مقابل روی جدول زمانی برای ادغام نیروهای محلی کرد در حشد شعبی کار میکند.
نخستوزیر عراق همچنین از روابط اقتصادی و انرژی برای رسیدن به توافق با ترکیه استفاده میکند. عراق صادرات نفت از طریق خط لوله موجود به ترکیه را افزایش داده و الزیدی در سفر اخیر به فرانسه و آلمان پیشنهاد ساخت خطوط لولهای از مسیر ترکیه برای انتقال مستقیم نفت عراق به اروپا را مطرح کرده است.
این تلاشها با بحران اقتصادی شدیدی نیز گره خورده است. عراق، سومین تامینکننده بزرگ نفت جهان، بهگفته الزیدی در نتیجه اختلال کشتیرانی در تنگه هرمز ۶۰ درصد درآمد ماهانه صادراتی خود و از آغاز جنگ تاکنون حدود ۶۰ میلیارد دلار درآمدش را از دست داده است.
الزیدی گفت با وجود اینکه عراق خود را شریک منطقهای تهران میداند، جمهوری اسلامی اجازه عبور نفتکشهای عراقی از تنگه هرمز را نداده است.
به گفته او، جمهوری اسلامی در تصمیم خود برای بالا بردن قیمت جهانی نفت و ایجاد فشار مصمم و قاطع است.
نخستوزیر عراق در گفتوگوی خود با نیویورکتایمز تاکید کرد برای خروج از این وضعیت، کشورش باید همزمان سلاح را تحت انحصار دولت درآورد، مسیرهای صادرات نفتی جایگزین خلیج فارس ایجاد کند و عراق را از صحنه تقابل قدرتهای منطقهای به «نقطه دیدار» و گسترش روابط اقتصادی با جهان تبدیل کند.