• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

محمدجواد اکبرین: روایت شهردار تهران، فرضیه مجروح شدن مجتبی خامنه‌ای را تقویت می‌کند

۲۱ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)

۱۶۵ روز پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، شهردار تهران به خبرگزاری دانشجو گفت در روز نهم اسفند، یک موشک به طور مستقیم به خانه مجتبی خامنه‌ای اصابت کرده است. به گفته علیرضا زاکانی، رهبر جدید و همسرش در حال خروج از خانه بودند که در جریان این حمله، مجتبی خامنه‌ای مجروح و همسرش کشته شده است.

محمدجواد اکبرین، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، با اشاره به این اظهارات گفت نبود هیچ تصویر، ویدیو یا دستخطی از رهبر جدید جمهوری اسلامی، روایت سلامت کامل او را با تردید روبه‌رو می‌کند و فرضیه مجروح شدنش را تقویت می‌کند.

Banner

پربازدیدترین‌ها

بزرگ‌ترین تهاجم مالی؛ تهدید تهران به تلافی و خودداری آمریکا از اعمال فوری تحریم‌های ثانویه
۱

بزرگ‌ترین تهاجم مالی؛ تهدید تهران به تلافی و خودداری آمریکا از اعمال فوری تحریم‌های ثانویه

۲

چین به آمریکا هشدار داد: اجازه اخلال در همکاری با ایران را نمی‌دهیم

۳

نتانیاهو: جمهوری اسلامی تلاش کرد یکی از پسرانم را به قتل برساند

۴

ترامپ: مین‌روبی تنگه هرمز تکمیل شد، هر تلاش تازه برای مین‌گذاری را هدف می‌گیریم

۵

گزارش اکسیوس از ۵ نشانه فروپاشی اقتصاد ایران زیر فشارهای ترامپ

انتخاب سردبیر

  • غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟
    تحلیل

    غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟

  • مجید آدینه، معترض اعدام شده، حامی کودکان بی‌سرپرست بود

    مجید آدینه، معترض اعدام شده، حامی کودکان بی‌سرپرست بود

  • رویترز: عراق می‌تواند الگویی برای فشار آمریکا بر شرکای تجاری جمهوری اسلامی باشد

    رویترز: عراق می‌تواند الگویی برای فشار آمریکا بر شرکای تجاری جمهوری اسلامی باشد

  • ۶۰۰ روز بازداشت در ایران؛ خانواده زوج بریتانیایی خواستار اقدام فوری لندن شدند

    ۶۰۰ روز بازداشت در ایران؛ خانواده زوج بریتانیایی خواستار اقدام فوری لندن شدند

  • انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه؛ جنگجویان کُرد در ارتش دمشق ادغام شدند

    انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه؛ جنگجویان کُرد در ارتش دمشق ادغام شدند

•
•
•

مطالب بیشتر

خلع سلاح خیابان؛ پشت‌پرده برچیدن سنگ‌فرش‌ها از بهارستان تا ۳۰ تیر

۲۱ مرداد ۱۴۰۵، ۰۶:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
مهدی سپهوند
100%

تصمیم اخیر شهرداری تهران مبنی بر برچیدن سنگ‌فرش‌های پیاده‌راه‌های تاریخی و بازگرداندن ترددهای سواره‌رو، اگرچه در پوشش دلایلی چون «روان‌سازی ترافیک» و «مطالبات پلیس راهور» توجیه می‌شود، اما نقد عمیق‌تری را در میان کارشناسان معماری و جامعه‌شناسی شهری برانگیخته است.

این اقدام را که از جمله در منطقه ۱۲، میدان بهارستان و خیابان ۳۰ تیر انجام شده است، نمی‌توان صرفا یک تصمیم فنی-ترافیکی دانست، بلکه باید آن را در افق تاریخیِ «استفاده از معماری شهری برای کنترل و سرکوب» بازخوانی کرد.

سایه تاریخی هوگو و هوسمان؛ وقتی شهر سنگر را سلب می‌کند

ارتباط میان بازطراحی کالبد شهر و مهندسی کنترل امنیتی موضوع جدیدی نیست. برجسته‌ترین نمونه تاریخی این تقاطع، بازسازی بزرگ پاریس در قرن نوزدهم توسط «بارون هوسمان» و به دستور ناپلئون سوم است.

تا پیش از دهه ۱۸۵۰، پاریس دارای خیابان‌های باریک، پر پیچ‌ و خم و ارگانیکی بود که به شهروندان معترض امکان می‌داد با کندن سنگ‌فرش‌ها و ایجاد «سنگر»، کنترل محلات را به دست گیرند؛ همان فضایی که ویکتور هوگو در رمان بینوایان به زیبایی تصویر کرده است.

هوسمان با تخریب بافت‌های قدیمی و احداث بولوار‌های عریض، مستقیم و یک‌دست، دو هدف گره‌خورده را دنبال کرد: نخست، سلب امکان سنگربندی خیابانی از مردم؛ و دوم، تسهیل جابه‌جایی سریع نیروهای نظامی و توپخانه سنگین برای سرکوب ناآرامی‌ها.

بعدها، نظریه‌پردازانی چون والتر بنیامین در کتاب «پروژه پاساژها» و دیوید هاروی در نظریه‌های «حق به شهر»، تاکید کردند که چگونه فضا به ابزار بازتولید قدرت حاکم و نفی حضور معترضان تبدیل می‌شود.

  • تیغ «پاتوق‌زدایی» بر گلوی فضاهای شهری؛ از تخریب شبانه پیاده‌روها تا سرکوب زندگی در تجریش

    تیغ «پاتوق‌زدایی» بر گلوی فضاهای شهری؛ از تخریب شبانه پیاده‌روها تا سرکوب زندگی در تجریش

مزاحمت کارکردی پیاده‌راه‌ها برای ساختار سرکوب

در فضای امروز شهرها نیز پیاده‌راه‌ها و فضاهای مکث زیست‌شهری، به دلیل ویژگی‌های کالبدی خود، به طور طبیعی با منطق کنترل و متفرق‌سازی نیروها در تعارض قرار می‌گیرند.

این چالش‌ها را می‌توان در سه محور اصلی صورت‌بندی کرد:

  • سنگ‌فرش به عنوان پرتابه دستی:

بلوک‌های سنگ‌فرش برخلاف پوشش یک‌دست و مسطح آسفالت، ماهیتی قطعه‌قطعه دارند. در مواجهه‌های خیابانی، کندن این سنگ‌ها خواربار اولیه و در دسترس برای معترضان ایجاد می‌کند تا مانع پیشروی نیروهای امنیتی شوند.

تبدیل معبر از سنگ‌فرش به آسفالت، نوعی خلع سلاح کالبدی فضا است.

  • اختلال در مانور یگان‌های موتوری و خودروهای سنگین:

طراحی پیاده‌راه بر کاهش سرعت تاکید دارد. سطح ناهموار سنگ‌فرش، عرض‌های متغیر، وجود مبلمان شهری (نیمکت‌ها، گلدان‌ها، پایه‌های روشنایی) و مجسمه‌ها، حرکت سریع و امکان مانور یگان‌های ویژه، ماشین‌های آب‌پاش و گشت‌های موتوری را مختل می‌کند.

تبدیل فضا به آسفالت یک‌دست، اتوبان‌های درون‌شهری برای عبور بی‌مانع خودروهای سرکوب ایجاد می‌کند.

  • انحلال فضاهای مکث و تجمع‌سازی:

پیاده‌راه‌ها و کافه‌های حاشیه آن‌ها، «فضای مکث» تولید می‌کنند؛ جغرافیاهایی که مردم در آن‌ها متوقف می‌شوند، گفت‌وگو می‌کنند و هسته‌های اولیه تجمع را شکل می‌دهند.

هم‌زمانی برچیدن سنگ‌فرش‌ها با پلمب کافه‌ها و جمع‌آوری میز و صندلی‌های فضای باز، استراتژیِ «امنیتی‌سازی فضا» را آشکار می‌کند: تبدیل شهر از «محلی برای زیست و تجمع» به «کانالی برای عبور سریع و بی‌وقفه‌خودروها».

  • خیابان سنایی؛ تولد جغرافیای مشترک در مبارزه با حجاب اجباری

    خیابان سنایی؛ تولد جغرافیای مشترک در مبارزه با حجاب اجباری

شهر برای پیاده یا خودروی نظامی؟

خیابان در اعتراضات سال‌های اخیر ایران نقشی کلیدی پیدا کرده است.

شاهزاده رضا پهلوی در فراخوان خود که به حضور میلیونی مردم در دی‌ماه ۱۴۰۴ انجامید، «تسخیر خیابان» به دست مردم را هدف از این کار عنوان کرد.

در خیزش مهسا نیز یکی از جمله‌های به یاد ماندنی در تاکید بر محوریت خیابان، از سوی هدیه تهرانی، بازیگر سرشناس سینما، عنوان شد. او در یادداشتی در شبکه‌های اجتماعی، خطاب به نیروهای سرکوب گفت: «تنها راه ارتباط من با مردم خیابان است.»

عقب‌نشینی از پروژه پیاده‌راه‌سازی در قلب تاریخی تهران و جایگزینی سنگ‌فرش‌ها با آسفالت، تنزل دادن کیفیت زندگی شهری به پای متغیرهای کنترل ترافیک و بازدارندگی امنیتی است.

وقتی شهر از فضاهای پیاده‌محور خالی شود، نه تنها هویت تاریخی و مدنی آن آسیب می‌بیند، بلکه حوزه عمومی مستقیما تخلیه می‌شود.

بازگرداندن خودروها به معابر تاریخی، پیروزی منطق «کانال عبور» بر «فضای زیست» است؛ رویه‌ای که در آن شهروند نه به عنوان یک کارگزار مدنی با حق حضور در فضا، بلکه به عنوان یک عامل اختلال در حرکت روان ماشینی و امنیتی نگریسته می‌شود.

ارزیابی شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال از راهبرد جمهوری اسلامی در قبال دونالد ترامپ

۲۱ مرداد ۱۴۰۵، ۰۰:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، در ایالات متحده دیده می‌شود؛ عکس گرفته‌شده در ۲۵ آوریل ۲۰۲۶.

شورای سردبیری روزنامه وال‌استریت ژورنال به ارزیابی رویکرد جمهوری اسلامی در قبال دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، پرداخته و نوشته است که هدف تهران این است که باقی‌مانده دوران حضور او در کاخ سفید را تاب آورد و یا با خشونتی مرگبار پایانی سریع‌تر برای او رقم بزند

شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال، یادداشت سه‌شنبه ۲۰ مرداد خود را با نحوه خروج ترامپ از ترکیه در پی تهدید جمهوری اسلامی به کشتن او آغاز کرده و نوشته رییس‌جمهوری آمریکا، احتمالا چیزهایی درباره خدمات پذیرایی می‌داند، اما بعید است حتی خودش هم تصور کرده باشد که روزی برای در امان ماندن از تهدید حکومت ایران علیه جانش، او را در یک کانتینر حمل غذای هواپیما مخفیانه از هواپیما خارج کنند. با این حال، مقام‌ها اکنون می‌گویند این دقیقا همان اتفاقی است که در ۱۷ تیرماه در آنکارا و پس از پایان نشست ناتو رخ داد.

ترامپ مخفیانه با یک هواپیمای نظامی از ترکیه خارج شد و پس از فرود، دوباره به هواپیمای اصلی «ایرفورس وان» بازگردانده شد. خبرنگاران حاضر در هواپیما هرگز متوجه نشدند که او آنجا نبوده است.

به‌نوشته شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال قابل درک است که اعضای گروه خبرنگاران کاخ سفید که در هواپیمای ریاست‌جمهوریِ مورد استفاده به‌عنوان طعمه باقی مانده بودند، به‌شدت خشمگین‌ باشند، اما ماجرای اصلی، جدی بودن تلاش‌های جمهوری اسلامی برای کشتن رییس‌جمهوری آمریکاست.

  • گزارش واشینگتن‌پست از عملیات محرمانه برای خروج ترامپ از ترکیه در پی تهدید جمهوری اسلامی

    گزارش واشینگتن‌پست از عملیات محرمانه برای خروج ترامپ از ترکیه در پی تهدید جمهوری اسلامی

این تلاش‌ها سابقه‌ای طولانی دارند و به توضیح این موضوع کمک می‌کنند که چرا آمریکا در حال جنگ است. حکومت ایران نیز نیت خود را پنهان نمی‌کند. در تهران بیلبوردها و نقاشی‌های دیواری از ترامپ نصب می‌شوند که او را در حالی نشان می‌دهند که در تابوت خوابیده یا در دریایی از خون غرق شده است.

روحانیون حکومتی نیز برچسب‌هایی به ترامپ می‌زنند که بر اساس فقه شیعه مستلزم خشونت علیه اوست: «محارب با خدا»، «مهدورالدم»، «مفسد فی‌الارض» و «کافر حربی».

حکومت ایران در مقاطعی حتی برای سر ترامپ جایزه تعیین کرده است. دو آیت‌الله فتوایی علیه ترامپ صادر کردند که یادآور فتوای صادرشده علیه سلمان رشدی است؛ فتوایی که از دهه ۱۹۸۰ تاکنون نویسنده را تعقیب کرده است. رشدی در نتیجه همین تهدید در سال ۲۰۲۲ هدف حمله با چاقو قرار گرفت و تا آستانه مرگ پیش رفت.

شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال در ادامه یادداشت خود افزوده است: «اگر حکومت ایران پس از سال ۲۰۲۸ نیز باقی بماند، ترامپ را نیز تعقیب خواهد کرد هرچند خوشبختانه سرویس مخفی آمریکا نیز همچنان از او محافظت خواهد کرد.»

وال‌استریت ژورنال سپس به اقدامات نهادهای مجری قانون فدرال آمریکا اشاره کرده و نوشته که این نهادها چندین طرح «قتل در ازای پول» از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای هدف قرار دادن ترامپ را خنثی کرده‌اند. در ماه مارس، یک هیات منصفه فدرال یک شهروند پاکستان را به اتهاماتی از همین دست مجرم شناخت. او اعتراف کرد که از سوی سپاه پاسداران ماموریت داشته که ترامپ را به قتل برساند.

  •  یک پاکستانی به اتهام طراحی نقشه قتل ترامپ به دستور جمهوری اسلامی مجرم شناخته شد

    یک پاکستانی به اتهام طراحی نقشه قتل ترامپ به دستور جمهوری اسلامی مجرم شناخته شد

تهدیدهای تهران در جریان کارزار انتخاباتی سال ۲۰۲۴ نیز ترامپ را رها نکرد. حکومت ایران می‌دانست مردی که دستور حمله به قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه پاسداران، را صادر کرده و کارزار تحریم‌های «فشار حداکثری» را رهبری کرده بود، دشمن شماره یک آن است.

به‌نوشته این روزنامه تهران همچنین می‌داند جانشینان ترامپ، مانند پیشینیان او، به‌مراتب کمتر احتمال دارد علیه برنامه هسته‌ای ایران دست به اقدام بزنند.

با وجود تمام بحث‌هایی که در این مورد مطرح می‌شود که این جنگ چگونه به حکومت ایران «کمک» کرده است، تصادفی نیست که رسانه‌های دولتی و کارشناسان مورد تایید جمهوری اسلامی بر ضرورت استفاده از تنگه هرمز برای ضربه زدن به ترامپ در انتخابات ماه نوامبر تاکید می‌کنند.

شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال در پایان یادداشت خود تاکید کرده است که حکومت ایران به‌شدت در تلاش است تا زمان باقی‌مانده از ریاست‌جمهوری ترامپ را به پایان برساند یا با توسل به خشونتی مرگبار، پایانی سریع‌تر برای او رقم بزند.

فارسی در نسل دوم؛ وقتی زبان خانه دیگر زبان زندگی نیست

۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
تهمینه رستمی
100%

کودک فارسی را می‌فهمد، اما به انگلیسی، آلمانی یا زبانی دیگر جواب می‌دهد. با پدربزرگ و مادربزرگش حرف می‌زند، اما واژگان فارسی او برای توضیح اضطراب، رابطه عاطفی، سیاست یا آینده کافی نیست.

او ممکن است همچنان خود را ایرانی بداند و با فرهنگ ایران احساس نزدیکی کند، اما فارسی دیگر زبان اصلی زندگی‌اش نیست.

در مطالعات مهاجرت و دوزبانگی، فارسی برای بسیاری از فرزندان مهاجران ایرانی یک زبان میراثی است؛ زبانی که از خانواده و پیشینه فرهنگی به کودک می‌رسد، در حالی که زبان غالب آموزش و زندگی اجتماعی او زبان دیگری است.

این اصطلاح با زبان مادری یکسان نیست؛ زبان مادری معمولا نخستین زبان یا زبان‌های آموخته‌شده در کودکی است، اما زبان میراثی ممکن است خیلی زود جایگاه مسلط خود را از دست بدهد.

برای ایرانیان، این فقط مساله آموزش زبان نیست. بیش از چهار دهه مهاجرت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، جامعه‌ای چندنسلی در خارج از ایران ساخته است؛ جامعه‌ای که بخشی از آن اکنون وارد نسل سوم شده است. مساله دیگر فقط این نیست که کودکان چند واژه فارسی می‌دانند، بلکه این است که چه مقدار از زبان، حافظه خانوادگی و ارتباط مستقیم با ایران به نسل‌های بعد خواهد رسید.

یک نسل زبان را ضعیف می‌کند؛ نسل بعد ممکن است آن را از دست بدهد

ورود کودک به مدرسه یکی از مهم‌ترین نقاط تغییر در زندگی زبانی اوست. زبان کشور میزبان فقط زبان درس نیست؛ همان زبان، زبان دوستی، بازی، شوخی، موسیقی، اینترنت و بخش بزرگی از ارتباط اجتماعی او می‌شود. حتی در خانواده‌ای که والدین در خانه فارسی حرف می‌زنند، سهم واقعی فارسی از زندگی روزمره کودک به‌تدریج کاهش پیدا می‌کند.

پژوهش‌های مربوط به دوزبانگی نشان داده‌اند مقدار و کیفیت مواجهه با هر زبان، فرصت استفاده از آن و نیاز واقعی کودک به صحبت کردن، در میزان حفظ زبان خانواده نقش تعیین‌کننده دارند. شنیدن فارسی در خانه می‌تواند به حفظ فهم زبان کمک کند، اما لزوما کافی نیست تا کودک در نوجوانی بتواند درباره موضوعات پیچیده به فارسی حرف بزند، بخواند یا بنویسد.

100%

این تغییر معمولا ناگهانی رخ نمی‌دهد. کودک ابتدا فارسی را می‌فهمد و فارسی پاسخ می‌دهد. بعد ممکن است همچنان حرف والدین را بفهمد اما به زبان غالب جواب دهد. در مرحله بعد، فارسی بیشتر به موضوعات خانوادگی و روزمره محدود می‌شود و برای بیان احساسات، موضوعات درسی یا اختلاف‌های شخصی، زبان دیگری جای آن را می‌گیرد.

فهمیدن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن نیز یک مهارت واحد نیستند. ممکن است فردی فارسی را تقریبا کامل بفهمد اما هنگام حرف زدن واژه کم بیاورد، یا روان صحبت کند اما نتواند یک متن ساده را بخواند. در چنین شرایطی، دسترسی مستقیم او به ادبیات، رسانه، تاریخ و بخش بزرگی از جهان مکتوب فارسی نیز محدود می‌شود.

تجربه برخی جوامع مهاجر نشان می‌دهد تغییر الگوی استفاده از زبان می‌تواند ظرف دو یا سه نسل بسیار عمیق شود. در آمریکا، ۸۹ درصد جوانان لاتین نسل اول و ۷۹ درصد نسل دوم توانایی بالایی در صحبت به اسپانیایی گزارش کرده‌اند؛ این نسبت در نسل سوم به ۳۸ درصد کاهش یافته است. در خواندن و نوشتن اسپانیایی نیز تنها ۲۶ درصد نسل سوم مهارت بالا گزارش کرده‌اند.

داده‌های کانادا نیز تغییر زبان درون خانواده را نشان می‌دهد. در خانواده‌هایی که هر دو والد مهاجر یک زبان مادری غیررسمی مشترک داشتند، ۲۴.۴ درصد فرزندان فقط یکی از زبان‌های رسمی کانادا، یعنی انگلیسی یا فرانسوی، را در خانه استفاده می‌کردند؛ در حالی که این نسبت در میان والدین آنها تنها ۲.۵ درصد بود.

این آمار مربوط به ایرانیان نیست و نمی‌توان آن را مستقیما به جامعه ایرانی تعمیم داد، اما یک الگوی روشن را نشان می‌دهد: قدرتمند بودن زبان در نسل اول، تضمینی برای انتقال آن به نسل سوم نیست.

وقتی زبان مشترک کوچک می‌شود، گفت‌وگوهای مهم دشوارتر می‌شوند

پیامد تغییر زبان فقط فرهنگی نیست. یکی از مهم‌ترین مسائل در خانواده‌های مهاجر، فاصله‌ای است که ممکن است میان توانایی زبانی والدین و فرزندان شکل بگیرد.

کودک معمولا زبان کشور میزبان را سریع‌تر و عمیق‌تر از والدین می‌آموزد. پدر یا مادر ممکن است زبان جدید را برای کار و زندگی روزمره به خوبی بداند، اما هنگام بیان احساس، خاطره یا موضوعی پیچیده همچنان فارسی را دقیق‌تر بداند. فرزند، در مقابل، ممکن است دقیقا در همان موضوعات فارسی کافی در اختیار نداشته باشد.

در کودکی این فاصله شاید چندان محسوس نباشد. برای صحبت درباره مدرسه، غذا یا برنامه فردا، دامنه محدودی از زبان هم کافی است. نوجوانی اما گفت‌وگوهای دیگری می‌طلبد: اضطراب، رابطه عاطفی، هویت، تبعیض، جنسیت، سیاست، آینده و اختلاف‌های خانوادگی.

100%

کم شدن زبان مشترک به‌تنهایی باعث بحران خانوادگی نمی‌شود و مشکلات خانواده‌های مهاجر را نمی‌توان فقط با زبان توضیح داد. وضعیت اقتصادی، تجربه مهاجرت، تفاوت نسلی، تبعیض و فشارهای اجتماعی هم نقش دارند. با این حال، هرچه موضوع گفت‌وگو پیچیده‌تر باشد، محدودیت زبانی بیشتر خودش را نشان می‌دهد.

در خانواده‌های ایرانی، رابطه با نسل پیشین نیز اهمیت دارد. کودکی که فارسی محدودی دارد ممکن است بتواند با پدربزرگ و مادربزرگ خود درباره امور روزمره صحبت کند، اما شنیدن روایت زندگی، خاطرات مهاجرت یا بحث درباره تاریخ برایش دشوارتر باشد.

برای جامعه‌ای که تجربه معاصر آن با انقلاب، جنگ، سرکوب، اعتراض و موج‌های متعدد مهاجرت گره خورده، این مسئله فقط به حفظ ادبیات و فرهنگ محدود نیست. زبان یکی از مهم‌ترین راه‌های انتقال حافظه خانوادگی و تاریخی است. هرچه این زبان محدودتر شود، دسترسی نسل بعد به تجربه زیسته خانواده نیز بیشتر به روایت‌های خلاصه‌شده و ترجمه‌شده وابسته خواهد شد.

نسل سوم؛ فارسی را چه کسی و با کدام روایت از ایران منتقل می‌کند؟

درباره نسل‌های بعدی ایرانیان هنوز داده جامع وجود ندارد. نمی‌دانیم چه تعداد از کودکان ایرانی خارج از کشور فارسی را می‌فهمند، چه تعداد صحبت می‌کنند و چه تعداد قادر به خواندن و نوشتن‌اند. حتی اندازه‌گیری دقیق جمعیت دیاسپورای ایرانی دشوار است، زیرا کشورهای مختلف افراد را بر اساس محل تولد، تابعیت، تبار، قومیت یا زبان طبقه‌بندی می‌کنند.

با این حال، چالش نسل سوم از همین حالا قابل پیش‌بینی است. نسل اول معمولا فارسی کامل را با خود از ایران آورده است. نسل دوم ممکن است نسخه محدودتری از آن داشته باشد: درک خوب، گفتار ضعیف‌تر و سواد نوشتاری کمتر. وقتی همین نسل خود والد می‌شود، کاهش مهارت زبانی دیگر فقط مساله شخصی او نیست و می‌تواند مستقیما بر امکان انتقال فارسی به فرزندش اثر بگذارد.

در مورد ایرانیان، آموزش فارسی یک پیچیدگی سیاسی هم دارد. بسیاری از خانواده‌های مهاجر میان نیاز به حفظ زبان و بی‌اعتمادی به نهادهای رسمی یا وابسته به جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند. همه به مدرسه فارسی دسترسی ندارند و بخشی از والدین نیز نمی‌خواهند آموزش زبان فرزندشان با آموزش مذهبی، محتوای ایدئولوژیک یا روایت رسمی حکومت از تاریخ و هویت ایران پیوند بخورد.

در نتیجه، پرسش فقط این نیست که فارسی چگونه باید آموزش داده شود؛ این پرسش هم مطرح است که چه کسی آن را آموزش می‌دهد، با چه محتوایی و با چه تصویری از ایران.

چند ساعت کلاس در آخر هفته به‌تنهایی کافی نیست. زبان زمانی شانس بیشتری برای ماندن دارد که کودک برای استفاده از آن دلیل داشته باشد؛ کتاب و محتوای مناسب سنش در دسترس باشد، با همسالان فارسی‌زبان ارتباط داشته باشد و بتواند با فارسی نه فقط درباره خانه و غذا، بلکه درباره جهان خودش حرف بزند.

برای بخشی از نسل دوم ایرانیان، فارسی هنوز زبان خانه است اما دیگر زبان اصلی زندگی نیست. برای نسل سوم، مسئله بنیادی‌تر است: آیا فارسی اصلا زبان خانه باقی خواهد ماند؟

این پرسش فقط درباره دوام یک زبان نیست. پاسخ آن تا حدی نشان خواهد داد نسل‌هایی که شاید هرگز در ایران زندگی نکنند، چقدر می‌توانند بی‌واسطه به حافظه خانواده، تاریخ معاصر و تجربه ایرانی دسترسی داشته باشند؛ و آیا ایران برای آنها سرزمینی خواهد بود که زبانش را می‌شناسند، یا روایتی که همیشه باید از زبان دیگری ترجمه شود.

بازگشت طائب به هسته سخت قدرت؛ تدارک حکومت برای سرکوب

۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
مرتضی کاظمیان
100%

حسین طائب، از چهره‌های ارشد امنیتی جمهوری اسلامی با حکم مجتبی خامنه‌ای، به حلقه نخست قدرت بازگشته است.

طائب که به حکم علی خامنه‌ای از تابستان ۱۴۰۱ از ریاست سازمان اطلاعات سپاه پاسداران کنار رفته بود، حالا و با حکم پسر دیکتاتور، رییس سازمان بسیج مستضعفین شده، و به هسته سخت قدرت در رژیم ولایت فقیهی بازگشته است.

سرکوب خونین جنبش سبز و اعتراض‌های خیابانی دی ۱۳۹۶، مرداد ۱۳۹۷ و آبان ۱۳۹۸ علاوه بر احضار و تهدید و بازداشت فعالان سیاسی و کنشگران مدنی و روزنامه‌نگاران و حتی فعالان محیط زیست، بخشی از کارنامه سیاه نقض حقوق بشر در دوران ریاست طائب بر سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و بسیج است.

  • مجتبی خامنه‌ای دستور داد ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا تکمیل شود

    مجتبی خامنه‌ای دستور داد ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا تکمیل شود

طائب با چنین پیشینه‌ای، و متکی بر مناسبات درازمدت با رهبر سوم جمهوری اسلامی، اکنون به‌عنوان یکی از معتمدان و بازوهای مهم امنیتی و حکمرانی مجتبی خامنه‌ای، رییس سازمان شبه‌نظامی و سرکوبگر بسیج شده است؛ موقعیت و مقامی که قرار است همزمان با بحران بی‌سابقه اقتصادی و تورم و گرانی تاریخی و نیز تشدید نارضایتی و خشم اکثریت از حکومت، تبلور مشت آهنین رژیم باشد.

در حکم مجتبی خامنه‌ای به حسین طائب، علاوه بر انتصاب او، تاکیدهای معنادار و مهمی فهرست شده است: «تقویت شبکه‌ اطلاعات مردمی و افزایش مهارت‌ها و آموزش‌های لازم و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین برای مقابله‌ مردم‌پایه با تهدیدات دشمن»، «گسترش گروه‌های جهادی» و «ترویج فرهنگ بسیجی و الگوی مقاومت».

این ملاحظات، جز تاکید بر آمادگی برای مقابله خشونت‌بار با خیزش‌های اعتراضی و ضدحکومتی آتی، معنایی ندارد. به تعبیر دیگر، مجتبی خامنه‌ای، و جریان امنیتی و نظامی همراه او در صدر رژیم، تحقق اعتراض‌های گسترده خیابانی را مفروض گرفته‌اند و جز تقویت نیروی سرکوبگر و شلیک بی‌پروا به معترضان، راهبردی برای مقابله با بحران ندارند.

  • وال‌استریت ژورنال: خامنه‌ای با تغییر مقام‌های ارشد امنیتی بر تقابل با آمریکا تاکید کرد

    وال‌استریت ژورنال: خامنه‌ای با تغییر مقام‌های ارشد امنیتی بر تقابل با آمریکا تاکید کرد

احکام مهم مجتبی خامنه‌ای برای محسن رضایی، احمد وحیدی و دیگر مقام‌های ارشد نظامی، و به‌ویژه حسین طائب، نه تنها نشانه‌ای از تداوم وضع جنگی در کشور و تلاش هسته سخت قدرت برای آمادگی و انطباق با جنگ فرسایشی و درازمدت است، بلکه از ادامه و حتی تشدید رویکرد امنیتی و سیاست ارعاب و سرکوب خونین در حکومت، گزارش می‌دهد.

این‌که رهبر پنهان و تونل‌نشین رژیم ولایت فقیهی، تا کی زنده خواهد بود و چگونه امکان مدیریت وضع بحرانی را از مخفیگاه خواهد داشت، روشن نیست. همچنان‌که رخدادهای منحصر‌به‌فردی چون انفجار محتمل خشم و اعتراض شهروندان ناراضی و حمله مجدد و احتمالی اسرائیل و آمریکا، پیشِ روی جمهوری اسلامی و البته ایران است.

اَبَرمولفه‌هایی که می‌تواند دوران تاریخی جدید ایران پس از قتل عام دی‌ماه، کشته‌شدن دیکتاتور و جنگ ۴۰روزه را وارد مدار جدیدی کند.

اردن درگیر جنگ، مصر گرفتار حاشیه‌نشینی؛ تحلیل اکونومیست از تغییر نظم منطقه

۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۰۲:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%
رهبران پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه پس از امضای پیمان دفاع مشترک مکه، عربستان ۱۶ مرداد

اکونومیست در گزارشی وضعیت اردن و مصر در جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی را نشانه‌ای از تغییر عمیق نظم امنیتی خاورمیانه دانسته و تاثیر این جنگ را بر موقعیت مصر و اردن، به‌عنوان دو نمونه از این تغییر ارزیابی کرده است.

اکونومیست در ابتدای گزارش نوشته نزدیک به دو سال پیش، عبدالله دوم، پادشاه اردن، به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفته بود کشورش اجازه نخواهد داد به «میدان نبرد درگیری‌های منطقه‌ای» تبدیل شود.

عبدالفتاح السیسی، رییس‌جمهوری مصر، نیز سال‌ها پیش به کشورهای خلیج فارس وعده داده بود اگر امنیت آنها تهدید شود، مصر «فقط یک قدم فاصله» خواهد داشت.

به‌نوشته اکونومیست اکنون هر دو وعده عملا بی‌اعتبار شده‌اند: اردن در قلب جنگی قرار گرفته که کنترلی بر آن ندارد و مصر، در میانه بزرگ‌ترین تهدید امنیتی کشورهای خلیج فارس در ۳۵ سال گذشته، عمدتا در حاشیه مانده، به وعده‌های خود عمل نکرده و به کمک این کشورها نرفته و عملا به حاشیه رفته است..

برای اردن، مشکل از وابستگی عمیق امنیتی و اقتصادی به آمریکا ناشی می‌شود. این کشور کوچک و کم‌منبع، در میان همسایگانی قدرتمندتر، اتحاد با واشینگتن را برای بقای خود ضروری می‌داند. هزاران نظامی آمریکایی در پایگاه‌های اردن، از جمله پایگاه هوایی موفق‌السلطی، مستقرند و جنگنده‌ها و هواپیماهای سوخت‌رسان مورد استفاده در جنگ ایران نیز از این تاسیسات استفاده می‌کنند.

  • سپاه پاسداران پس از حمله موشکی به اردن، ۳ نفتکش را در تنگه هرمز هدف قرار داد

    سپاه پاسداران پس از حمله موشکی به اردن، ۳ نفتکش را در تنگه هرمز هدف قرار داد

همین موضوع اردن را به هدف جمهوری اسلامی تبدیل کرده است. تنها در نخستین ماه جنگ، حکومت ایران دست‌کم ۲۶۲ موشک و پهپاد به سوی این کشور شلیک کرد.

حضور آمریکا در عین حال به مساله‌ای داخلی تبدیل شده است. صدها سیاستمدار، افسر بازنشسته و شخصیت سرشناس اردنی خواستار خروج نیروهای آمریکایی شده‌اند. اما حکومت توان چشم‌پوشی از حمایت واشینگتن را ندارد.

اردن سال گذشته بیش از ۱.۶ میلیارد دلار، معادل حدود سه درصد تولید ناخالص داخلی خود، از آمریکا کمک دریافت کرد و واشینگتن همین ماه ۳۵۵ میلیون دلار دیگر برای زیرساخت، آموزش و طرح‌های دیگر اختصاص داد.

جنگ وابستگی اقتصادی اردن را نیز تشدید کرده است. حملات موشکی باعث لغو پروازها و کاهش گردشگری شده و درآمد این بخش در چهار ماه نخست ۲۰۲۶ تقریبا ۱۰ درصد نسبت به سال قبل افت کرده است. بحران انرژی نیز جدی است.

اردن حدود نیمی از برق خود را با گاز اسرائیل تولید می‌کند، اما اسرائیل در آغاز جنگ به دلیل نگرانی از حملات تهران به تاسیسات گازی، صادرات را متوقف کرد. اردن ناچار شد به سوخت‌های گران‌تر و محموله‌های گاز طبیعی مایع روی آورد. با وجود ازسرگیری صادرات اسرائیل در آوریل، صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی می‌کند هزینه واردات انرژی اردن امسال ۳۶ درصد بیشتر از ۲۰۲۵ باشد.

  • العربیه: سوریه و اردن درباره تهدید گروه‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی به عراق هشدار دادند

    العربیه: سوریه و اردن درباره تهدید گروه‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی به عراق هشدار دادند

تهران نیز می‌کوشد از شکاف میان حکومت و جامعه اردن بهره ببرد. سپاه پاسداران هم‌زمان با حمله به این کشور تاکید کرده که با «مردم اردن» خصومتی ندارد و آمریکا را مسئول نقض حاکمیت اردن معرفی می‌کند. بسیاری از اردنی‌ها البته خود ایران را تهدید می‌دانند، اما این جنگ فشار سیاسی بر حکومتی را افزایش داده که پیش از آن نیز با نارضایتی داخلی روبه‌رو بود.

اکونومیست در ادامه افزوده شرایط مصر متفاوت است. اقتصاد این کشور فعلا نسبتا مقاوم مانده و انتظار می‌رود در سال جاری ۴.۶ درصد رشد کند. صندوق بین‌المللی پول نیز قسط ۱.۸ میلیارد دلاری تازه‌ای از وام چهارساله مصر آزاد کرده است.

گردشگری همچنان رونق دارد و بیش از ۹ میلیون گردشگر در نیمه نخست سال وارد کشور شده‌اند؛ سهدرصد بیشتر از سال گذشته. درآمد کانال سوئز نیز در همین دوره ۳۰ درصد افزایش یافته و از ۱.۸ به ۲.۴ میلیارد دلار رسیده و حواله‌های ارزی مصریان خارج از کشور به رکورد رسیده است.

با این حال، این ارقام ممکن است هنوز همه آثار جنگ را منعکس نکنند. حملات نیروهای مورد حمایت جمهوری اسلامی به کشتی‌رانی در دریای سرخ می‌تواند درآمد کانال سوئز را کاهش دهد و رکود طولانی در کشورهای خلیج فارس نیز ممکن است فرصت‌های شغلی مصریان مهاجر و در نتیجه حواله‌های ارزی را کاهش دهد. دولت مصر نیز برخی تعرفه‌های برق را ۱۲ درصد افزایش داده است.

  • رویترز: حمله پهپادی به مصر، خطر کشیده شدن کشورهای بیشتر به جنگ در خاورمیانه را افزایش داده

    رویترز: حمله پهپادی به مصر، خطر کشیده شدن کشورهای بیشتر به جنگ در خاورمیانه را افزایش داده

اما اکونومیست معتقد است مشکل اصلی مصر فعلا نه «توان مالی»، بلکه «جایگاه» آن است. پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، مصر یکی از مهم‌ترین میانجی‌های منطقه بود. دستگاه اطلاعاتی مصر ارتباط دیرینه‌ای با حماس داشت، آنتونی بلینکن در یک سال هفت بار به مصر سفر کرد و مذاکرات نهایی آتش‌بس اکتبر ۲۰۲۵ در شرم‌الشیخ انجام شد.

در جنگ ایران، اما مصر تقریبا به حاشیه رفته و پاکستان، ترکیه و کشورهای خلیج فارس جای آن را به‌عنوان میانجی گرفته‌اند. بزرگ‌ترین ارتش جهان عرب نیز نقش محدودی در دفاع از کشورهای خلیج فارس داشته؛ کشورهایی که از زمان به قدرت رسیدن سیسی در ۲۰۱۳ ده‌ها میلیارد دلار به مصر کمک کرده‌اند.

این بی‌عملی موجب نارضایتی متحدان شده است. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رییس امارات، در ماه مارس آشکارا از کشورهای بزرگ عربی که هنگام حملات ایران «بیکار نشسته‌اند» انتقاد کرد.

مصر یک اسکادران جنگنده رافال به امارات اعزام کرد، اما این اقدام را یک ماه پس از برقراری نخستین آتش‌بس اعلام کرد. مهم‌تر اینکه در ۷ اوت، هنگام امضای پیمان دفاع متقابل عربستان، پاکستان و ترکیه، مصر غایب بود؛ هرچند سعودی‌ها احتمال پیوستن قاهره به این ائتلاف در آینده را مطرح کرده‌اند.

  • مصر حمله پهپادی به دو کشتی حامل گاز در بندر دمیاط را تایید کرد

    مصر حمله پهپادی به دو کشتی حامل گاز در بندر دمیاط را تایید کرد

با این حال به‌نوشته اکونومیست دور ماندن از جنگ نیز مصر را کاملا مصون نکرده است: هزینه واردات انرژی آن افزایش یافته و ماه گذشته یک پهپاد به تاسیسات گاز طبیعی دمیاط در ساحل مدیترانه حمله کرد.

اکونومیست در نهایت پیمان دفاعی سه‌جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان را نشانه‌ای از آینده احتمالی خاورمیانه می‌داند. کشورهای منطقه، با این نگرانی که دیگر نتوانند مانند گذشته برای تامین امنیت خود به آمریکا متکی باشند، به سمت ایجاد ترتیبات دفاعی مستقل‌تر و پذیرش مسئولیت بیشتر برای امنیت خود حرکت می‌کنند.

این تحول برای هر دو کشور مصر و اردن دشوار است: اردن بیش از اندازه به آمریکا وابسته است تا بتواند از جنگ آن فاصله بگیرد و مصر، با وجود ارتش بزرگ و ادعای دیرینه رهبری جهان عرب، در حال از دست دادن نقش مرکزی خود در معماری جدید امنیت منطقه است. وعده‌های عمل‌نشده این دو کشور، از نگاه اکونومیست، نمادی از فرسایش نظم قدیمی خاورمیانه و ظهور نظمی تازه و نامطمئن است.