رمزگشایی از هشدار فوربس؛ آیا نیروگاه بوشهر میتواند مسیر مخفی ایران به سمت بمب باشد؟


اخبار چند سال اخیر و حتی توافقهای پیشنهادی جدید ترامپ نیز همگی حول محور کنترل غنیسازی اورانیوم چرخیدهاند، اما نشریه فوربس در تحلیلی، انگشت روی نقطهای گذاشته که تا حد زیادی از دید رسانهها و دیپلماتها پنهان مانده است: پلوتونیوم و نیروگاه هستهای بوشهر.
این تحلیل هشدار میدهد که تمرکز بیش از حد غرب بر روی مسیر «اورانیوم»، ممکن است چشم آنها را روی مسیر دوم و بالقوه خطرناکتر یعنی «پلوتونیوم» ببندد.
اما ماجرا چیست و چرا پسماند یک نیروگاه برق تجاری میتواند به یک دغدغه امنیتی تبدیل شود؟
نیروگاه بوشهر یک راکتور از نوع آب سبک است که با همکاری شرکت دولتی «روساتم» روسیه ساخته شده و کار آن تولید برق است. از همان ابتدا، برای اینکه خیال جامعه جهانی از بابت عدم انحراف این نیروگاه به سمت اهداف نظامی راحت باشد، یک قفل حقوقی محکم بر آن زده شد.
بر اساس قرارداد میان تهران و مسکو، روسیه متعهد است سوخت هستهای مورد نیاز نیروگاه را تامین کند. در مقابل، ایران موظف است پسماند یا همان «سوخت مصرفشده» نیروگاه را پس از خارج شدن از راکتور، به روسیه بازگرداند. چرا؟ چون این سوخت مصرفشده، حاوی مادهای به نام پلوتونیوم است که میتواند بهعنوان عنصر اصلی یک بمب اتمی عمل کند.
روی کاغذ، این قرارداد مانع از دسترسی ایران به پلوتونیوم میشود. اما دنیای واقعیت با روی کاغذ تفاوتهایی دارد.
ادامه گزارش را اینجا بخوانید.






دونالد ترامپ با اشاره به مراسم دفن علی خامنهای گفت ایالات متحده میتوانست همه مقامهای جمهوری اسلامی حاضر در این مراسم را با یک حمله از بین ببرد، اما چنین کاری را انجام نداد، زیرا در آن صورت دیگر کسی برای مذاکره باقی نمیماند.
شهرام خلدی، پژوهشگر تاریخ خاورمیانه و روابط بینالملل، میگوید پیام ترامپ این است که جمهوری اسلامی باید دست از اقدامات تخریبی و وقتسوزی بردارد و بر اساس روح و مفاد تفاهمنامه عمل کند.
بعضی نویسندگان، جهان را روایت میکنند؛ بعضی دیگر، شیوه دیدن جهان را تغییر میدهند. شهرنوش پارسیپور از آن معدود نویسندگانی است که میان واقعیت و خیال، پلی ساخت تا ناگفتهترین روایتهای زن ایرانی را به ادبیات معاصر بیاورد.
گاهی یک نویسنده، فقط راوی قصهها نیست؛ خود، به قصهای بدل میشود که تاریخ ناگزیر از روایت آن است.
شهرنوش پارسیپور از همین تبار است؛ زنی که کلمات را نه برای آراستن جهان، که برای شکافتن آن به کار گرفت. انگار هر بار که واژهای بر صفحه مینشست، پردهای از پیش چشم زمان کنار میرفت؛ پردهای که سالها بر زندگی زنان، بر حافظه جمعی و بر حقیقت کشیده بودند.
ادبیات او از اتاقهای بسته آغاز نمیشود؛ از رویا آغاز میشود. از باغی که هنوز نفس میکشد، از درختی که حافظه دارد، از زنی که در سکوت، تاریخ را بر دوش میکشد و از شبی که پایان نمییابد، مگر آنکه کسی جرات کند چراغی روشن کند.
پارسیپور جهان را آنگونه که بود، ننوشت؛ آنگونه نوشت که میتوانست باشد. واقعیت را با افسانه درآمیخت، اسطوره را به زندگی روزمره آورد و خیال را چنان در تار و پود حقیقت تنید که مرز میان این دو، دیگر نه دیده میشد و نه اهمیتی داشت. زیرا حقیقت، همیشه در قلمرو آنچه دیده میشود، زندگی نمیکند؛ گاه در همان رویایی پنهان است که سالها از گفتنش ترسیدهایم.
در جهان او، زن، استعاره نیست؛ مرکز جهان است. نه قدیسه است و نه قربانی. انسانی است با همه بیمها، میلها، شکستها و امیدهایش. زنی که حق دارد سوال کند، انتخاب کند، خطا کند، دوست بدارد، ترک کند، دوباره برخیزد و روایت زندگی خویش را با صدای خودش بنویسد.
شاید به همین دلیل، کتابهای او فقط خوانده نمیشوند؛ در ذهن مخاطب رسوب میکنند. سالها بعد، هنوز تصویر باغی، زنی، درختی یا پنجرهای از میان سطرهایش سر برمیآورد و آرام در گوش خواننده زمزمه میکند که آزادی، پیش از آنکه در خیابان اتفاق بیفتد، در زبان متولد میشود.
سرنوشت شخصی او نیز چیزی از داستانهایش کم ندارد؛ زندان، توقیف، ممنوعیت انتشار، مهاجرت و دوری از سرزمینی که زبان مادریاش در آن ریشه داشت. اما بعضی آدمها وطن خود را بر دوش میکشند. پارسیپور، ایران را در چمدان نبرد؛ در واژههایش حمل کرد. هرجا نوشت، تکهای از آن سرزمین نیز با او نوشت.
او از نویسندگانی نیست که صرفا کتابی موفق نوشته باشند؛ از آنان است که راهی تازه برای اندیشیدن گشودهاند. آثارش، دعوت به عصیان نیست؛ دعوت به بیدار ماندن است. به آنکه انسان، حتی اگر نتواند جهان را تغییر دهد، دستکم اجازه ندهد جهان، رویاهایش را مصادره کند.
شاید راز ماندگاری شهرنوش پارسیپور همین باشد؛ او به ما نیاموخت چگونه داستان بخوانیم، بلکه آموخت چگونه جهان را از نو بخوانیم. و این، کاری است که فقط از ادبیات بزرگ برمیآید؛ ادبیاتی که با پایان کتاب تمام نمیشود، بلکه تازه در ذهن خواننده آغاز میشود.
جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، درباره پخش کنایهآمیز آیات قرآن برای هیاتهای خارجی و مهمانان در مراسم دفن علی خامنهای گفت: «روحانیت شیعه، اگر در بسیاری از عرصهها با چالش مواجه بوده باشد، دستکم در برگزاری آیینها و بهرهگیری از نمادها و مناسک مذهبی برای انتقال پیامهای سیاسی، تجربه و مهارت تاریخی قابل توجهی دارد و جمهوری اسلامی نیز در این مراسم از همین ظرفیت استفاده کرده است.»
او افزود: «آنچه شاهد آن هستیم، به هیچوجه در حد و اندازه مراسمی نیست که معمولا برای رهبر یک کشور برگزار میشود، بلکه بیشتر شبیه مراسم دفن حسن نصرالله به عنوان رهبر یک گروه تروریستی است.»
زمانی که صحبت از برنامه هستهای ایران و بحرانهای دیپلماتیک پیرامون آن میشود، ذهن همه به سمت اصطلاحاتی چون «سانتریفیوژ»، «غنیسازی اورانیوم» و تاسیسات معروفی مانند «نطنز» و «فردو» میرود.
اخبار چند سال اخیر و حتی توافقهای پیشنهادی جدید ترامپ نیز همگی حول محور کنترل غنیسازی اورانیوم چرخیدهاند، اما نشریه فوربس در تحلیلی، انگشت روی نقطهای گذاشته که تا حد زیادی از دید رسانهها و دیپلماتها پنهان مانده است: پلوتونیوم و نیروگاه هستهای بوشهر.
این تحلیل هشدار میدهد که تمرکز بیش از حد غرب بر روی مسیر «اورانیوم»، ممکن است چشم آنها را روی مسیر دوم و بالقوه خطرناکتر یعنی «پلوتونیوم» ببندد.
اما ماجرا چیست و چرا پسماند یک نیروگاه برق تجاری میتواند به یک دغدغه امنیتی تبدیل شود؟
قرارداد ایران و روسیه: روی کاغذ همه چیز امن است
نیروگاه بوشهر یک راکتور از نوع آب سبک است که با همکاری شرکت دولتی «روساتم» روسیه ساخته شده و کار آن تولید برق است. از همان ابتدا، برای اینکه خیال جامعه جهانی از بابت عدم انحراف این نیروگاه به سمت اهداف نظامی راحت باشد، یک قفل حقوقی محکم بر آن زده شد.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید
زمانی که صحبت از برنامه هستهای ایران و بحرانهای دیپلماتیک پیرامون آن میشود، ذهن همه به سمت اصطلاحاتی چون «سانتریفیوژ»، «غنیسازی اورانیوم» و تاسیسات معروفی مانند «نطنز» و «فردو» میرود.
اخبار چند سال اخیر و حتی توافقهای پیشنهادی جدید ترامپ نیز همگی حول محور کنترل غنیسازی اورانیوم چرخیدهاند، اما نشریه فوربس در تحلیلی، انگشت روی نقطهای گذاشته که تا حد زیادی از دید رسانهها و دیپلماتها پنهان مانده است: پلوتونیوم و نیروگاه هستهای بوشهر.
این تحلیل هشدار میدهد که تمرکز بیش از حد غرب بر روی مسیر «اورانیوم»، ممکن است چشم آنها را روی مسیر دوم و بالقوه خطرناکتر یعنی «پلوتونیوم» ببندد.
اما ماجرا چیست و چرا پسماند یک نیروگاه برق تجاری میتواند به یک دغدغه امنیتی تبدیل شود؟
قرارداد ایران و روسیه: روی کاغذ همه چیز امن است
نیروگاه بوشهر یک راکتور از نوع آب سبک است که با همکاری شرکت دولتی «روساتم» روسیه ساخته شده و کار آن تولید برق است. از همان ابتدا، برای اینکه خیال جامعه جهانی از بابت عدم انحراف این نیروگاه به سمت اهداف نظامی راحت باشد، یک قفل حقوقی محکم بر آن زده شد.
بر اساس قرارداد میان تهران و مسکو، روسیه متعهد است سوخت هستهای مورد نیاز نیروگاه را تامین کند. در مقابل، ایران موظف است پسماند یا همان «سوخت مصرفشده» نیروگاه را پس از خارج شدن از راکتور، به روسیه بازگرداند. چرا؟ چون این سوخت مصرفشده، حاوی مادهای به نام پلوتونیوم است که میتواند بهعنوان عنصر اصلی یک بمب اتمی عمل کند.
روی کاغذ، این قرارداد مانع از دسترسی ایران به پلوتونیوم میشود. اما دنیای واقعیت با روی کاغذ تفاوتهایی دارد.
چرا غرب از راکتورهای «آب سبک» کمتر میترسد؟
برای درک نگرانی فوربس، ابتدا باید تفاوت دو غول دنیای فناوری هستهای را بدانیم: راکتور آب سبک (مثل بوشهر) و راکتور آب سنگین (مثل طرح قدیم اراک).
در دنیای سیاست، کشورهای غربی همیشه از راکتورهای آب سنگین وحشت داشتهاند. دلیل آن ساده است، این راکتورها را میتوان در حین کار کردن و بدون خاموشی، سوخترسانی کرد. یعنی میشود میله سوخت را فقط چند هفته داخل راکتور گذاشت و سریع خارج کرد تا به ماده اصلی و سوپرمدل دنیای بمبسازی دست پیدا کرد.
پایه اصلی و مهندسی استاندارد یک بمب اتمی پلوتونیومی، بر اساس ایزوتوپ پلوتونیوم-۲۳۹ (ساختار پایه ۲۳۹) طراحی میشود. این ماده همان سوخت ایده ال، تمیز و پایداری است که برای ایجاد یک انفجار سهمگین هستهای به آن نیاز است.
در مقابل، راکتور آب سبک بوشهر تا حدودی خیال غرب را راحت میکرد، زیرا سوخت در آن باید سه تا پنج سال باقی بماند تا برق تولید کند. در این سالهای طولانی، اتمهای پلوتونیوم پایه ۲۳۹ تولید شده در طول واپاشی اورانیوم، مدام زیر بمباران نوترونی قرار میگیرند و یک ذره اضافی به خود جذب میکنند. اینجاست که ماده ناخواستهای به نام پلوتونیوم-۲۴۰ متولد میشود و خلوص ماده اولیه بمب پلوتونیومی را خراب میکند.
وجود پلوتونیوم-۲۴۰ یک کابوس برای طراحان وسازندگان بمب پلوتونیمی است، چرا که:
ریسکهای بزرگ: چرا پسماند داخل استخرها هنوز یک تهدید است؟
اگر پلوتونیوم بوشهر بهدلیل وجود ایزوتوپ مزاحم (پلوتونیوم-۲۴۰) اینقدر بدقلق است و خلوص پایه ۲۳۹ تسلیحاتی را ندارد، پس چرا فوربس هشدار میدهد؟ پاسخ این است: ساخت بمب با این ماده فوقالعاده دشوار است، اما «غیرممکن» نیست.
۱. انبار باروت در استخرهای بوشهر
سوخت هستهای وقتی از راکتور بوشهر خارج میشود، بهشدت داغ و خطرناک است و نمیتوان آن را به سرعت به روسیه فرستاد. این پسماندها باید چندین سال در استخرهای آب خنککننده در خود سایت بوشهر باقی بمانند تا دمای آنها افت کند. کارشناسان برآورد میکنند که در حال حاضر میزان زیادی پلوتونیوم در این استخرها جا خوش کرده است.
۲. مهندسی پیشرفته، ناممکن را ممکن میکند
نگرانی اصلی دانشمندان غربی این است که یک کشور با دسترسی به این حجم عظیم از پلوتونیوم، اگر تکنولوژی و مهندسی فوقسریع فشردهسازی را در اختیار داشته باشد، میتواند بر لجبازی و ناپایداری «پلوتونیوم-۲۴۰» غلبه کند و اتمهای پلوتونیوم پایه ۲۳۹ موجود در این مخلوط را به کار بگیرد. به عبارت سادهتر، اگر بتوان ماده را با چنان سرعتی فشرده کرد که فرصت «انفجار ناقص» پیدا نکند، حتی با همین پلوتونیوم ناخالص درون استخرها هم میتوان یک بمب اتمی ویرانگر ساخت.
۳. سناریو گریز ناگهانی و نقض توافق با روسیه
بزرگترین کابوس غرب این است که در یک موقعیت بحرانی، ایران تصمیم بگیرد توافقات خود با روسیه را زیر پا بگذارد، بازرسان آژانس را اخراج کند و بهصورت ناگهانی به سراغ این استخرهای خنککننده برود. دسترسی به این ذخایر پلوتونیوم آماده، بسیار سریعتر از راه اندازی هزاران سانتریفیوژ برای غنیسازی اورانیوم است. بازفرآوری شیمیایی این پلوتونیوم نیازی به کارخانههای غولپیکر ندارد و در آزمایشگاههای کوچک زیرزمینی هم شدنی است.
۴. تغییر موازنه در روابط ایران و روسیه
در زمان امضای قرارداد بوشهر، روسیه بهعنوان یک ناظر بیطرف بینالمللی عمل میکرد. اما امروز روابط تهران و مسکو به یک اتحاد نظامی و راهبردی عمیق تبدیل شده است. ناظران سیاسی نگرانند که در صورت بروز بحران، روسیه دیگر تمایل یا قدرت سیاسی لازم را برای وادار کردن ایران به بازگرداندن این پسماندها نداشته باشد و این کوه پلوتونیوم در خاک ایران باقی بماند.
در نهایت، تحلیل فوربس یک زنگ خطر دیپلماتیک است. راکتور آب سبک بوشهر اگرچه به دلیل ویژگیهای فنیاش مسیر سرراستی برای ساخت سلاح نیست و سوخت آن خلوص ایده ال پایه ۲۳۹ نظامی را ندارد، اما در دنیای سیاست و امنیت، هیچ احتمالی صفر نیست. ساخت بمب با پلوتونیوم درجه راکتور دشوار است، اما غیرممکن نیست.
اگر دولت ترامپ یا هر قدرت غربی دیگری بخواهد به یک توافق پایدار و واقعی با ایران دست یابد، باید تمرکز سنتی خود را از روی سانتریفیوژهای اورانیوم فراتر ببرد. نادیده گرفتن استخرهای سوخت مصرفشده در بوشهر، مانند قفل کردن در جلویی خانه و باز گذاشتن پنجره پشتی است.