• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

کودکی مصادره‌شده؛ از کار کودک تا اشکال پنهان بهره‌کشی

صبا آلاله

روان‌تحلیل‌گر اجتماعی

۲۲ خرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)

در فرهنگ ما کودکان همواره جایگاه ویژه‌ای داشته‌اند؛ مایه شادی خانواده‌اند، برایشان جشن می‌گیریم، از آینده‌شان سخن می‌گوییم و حضورشان را برکت زندگی می‌دانیم. اما در پس این همه محبت، یک پرسش مهم وجود دارد: آیا واقعا کودکان را به‌عنوان انسان‌هایی مستقل و صاحب حق به رسمیت می‌شناسیم؟

واقعیت این است که در بسیاری از موارد هنوز مرزهای کودکی را به رسمیت نمی‌شناسیم. هنوز حق بازی و رشد، حق انتخاب و تجربه هویت مستقل، و حق امنیت روانی و کودک بودن در فرهنگ، آموزش و روابط اجتماعی ما جایگاه پیدا نکرده است.

به همین دلیل، روز جهانی مبارزه با کار کودک (۱۲ ژوئن) فرصتی است برای طرح یک پرسش بزرگ‌تر: آیا تنها کودکی که در خیابان کار می‌کند، از حق کودکی محروم شده است یا هر کودکی که به ابزاری برای تحقق خواسته‌ها، باورها و اهداف جهان بزرگسالان تبدیل می‌شود نیز بخشی از کودکی خود را از دست می‌دهد؟

شاید کمتر کسی باشد که در خیابان‌ها، چهارراه‌ها، متروها و بازارها با کودکان کار مواجه نشده باشد. کودکانی با لباس‌های کهنه و چهره‌هایی که بیش از سنشان، خستگی و رنج را نشان می‌دهند.

اغلب با دیدن آنان دلمان می‌گیرد، احساس ترحم می‌کنیم و برای سرنوشتشان افسوس می‌خوریم. اما مساله کودکی تنها به کودکانی که در خیابان کار می‌کنند، محدود نمی‌شود.

وقتی از کار کودک سخن می‌گوییم، معمولا ذهن به سمت کار فیزیکی و اقتصادی می‌رود؛ کودکانی که در خیابان دست‌فروشی می‌کنند، زباله جمع می‌کنند، در کارگاه‌ها مشغول کارند یا بخشی از هزینه‌های زندگی خانواده را تامین می‌کنند. بی‌تردید این یکی از آشکارترین و دردناک‌ترین اشکال نقض حقوق کودک است.

اما اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنیم، شاید لازم باشد تعریف خود از «کار» را مورد بازنگری قرار دهیم. آیا کار تنها به معنای فعالیت جسمی و کسب درآمد است، یا می‌توان از اشکال دیگری نیز سخن گفت؛ کار عاطفی، نمادین، فرهنگی و حتی ایدئولوژیک؟

در همه این موارد یک عنصر مشترک وجود دارد: کودک به‌جای آنکه فرصت تجربه طبیعی دوران کودکی را داشته باشد، در خدمت نیازها و اهدافی قرار می‌گیرد که متعلق به جهان بزرگسالان است.

گاه این هدف کسب درآمد است، گاه کسب اعتبار و مشروعیت، گاه بازتولید باورها و ارزش‌ها، و گاه تحقق آرزوها و انتظاراتی که جامعه و خانواده بر دوش او می‌گذارند.

شاید به همین دلیل است که مساله اصلی تنها کار کودک نیست، بلکه مصادره کودکی است؛ وضعیتی که در آن کودک فرصت بازی، رشد، تجربه و کشف جهان و شکل دادن به هویت مستقل خود را از دست می‌دهد و پیش از آنکه فرصت کودک بودن داشته باشد، ناچار می‌شود نقش‌هایی را ایفا کند که به جهان بزرگسالان تعلق دارند.

100%

کودک؛ نیروی کار اقتصادی

نخستین و شناخته‌شده‌ترین شکل بهره‌کشی از کودکان، استفاده از آنان به‌عنوان نیروی کار اقتصادی است؛ همان تصویری که اغلب با شنیدن عبارت کودک کار در ذهن ما شکل می‌گیرد.

کودکانی که در چهارراه‌ها گل می‌فروشند، در متروها دست‌فروشی می‌کنند، زباله‌گردی می‌کنند، در کارگاه‌های کوچک و غیررسمی مشغول کار هستند یا در مشاغل خانوادگی بخشی از بار اقتصادی خانواده را بر دوش می‌کشند.

کار کودک معمولا با فقر اقتصادی پیوند خورده است، اما در پس آن، مجموعه‌ای از عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و ساختاری قرار دارند؛ از نابرابری‌های اقتصادی و ضعف نظام‌های حمایتی گرفته تا ترک تحصیل، حاشیه‌نشینی و آسیب‌های خانوادگی.

بسیاری از این کودکان نه از سر انتخاب، بلکه در نتیجه شرایطی خارج از اراده خود وارد بازار کار می‌شوند.

آنچه کار کودک را به یک آسیب جدی تبدیل می‌کند، تنها سختی کار نیست، بلکه از دست رفتن فرصت‌هایی است که باید در اختیار کودک قرار داشته باشد.

کودکی که بخش قابل توجهی از زمان خود را صرف کار می‌کند، از فرصت آموزش، بازی، تعامل اجتماعی، تجربه‌های رشدی و شکل‌گیری طبیعی هویت محروم می‌شود. او ناچار است پیش از موعد، وارد دنیایی شود که برای آن آمادگی روانی و عاطفی کافی ندارد.

از منظر روان‌شناسی، کودکی دوره‌ای برای تجربه، یادگیری، بازی، کشف جهان و شکل‌گیری تدریجی شخصیت است. هنگامی که این دوره تحت فشار مسئولیت‌های اقتصادی قرار می‌گیرد، بخشی از فرآیند طبیعی رشد مختل می‌شود.

بسیاری از کودکان کار، علاوه بر خستگی جسمی، با اضطراب، احساس ناامنی، افت تحصیلی و محرومیت از روابط اجتماعی سالم نیز مواجه می‌شوند.

کار کودک بازتولید چرخه‌ای از محرومیت است. چرخه‌ای که در آن فقر، محرومیت آموزشی و آسیب‌های اجتماعی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. جامعه‌ای که کودکانش ناچار به کار می‌شوند، بخشی از سرمایه انسانی و آینده خود را از دست می‌دهد.

شاید لازم باشد در همین نقطه مکث کنیم و به پرسشی اساسی‌تر بپردازیم: آیا بهره‌کشی از کودکان فقط زمانی رخ می‌دهد که آنان نیروی کار اقتصادی باشند؟ آیا تنها کودکانی که در خیابان‌ها و کارگاه‌ها دیده می‌شوند، از حق کودکی محروم شده‌اند؟

اگر معیار ما محروم شدن کودک از حق رشد، انتخاب، تجربه و هویت مستقل باشد، آن‌گاه ناگزیر باید به اشکال دیگری از مصادره کودکی نیز توجه کنیم؛ اشکالی که گاه در خدمت اقتصاد نیستند، بلکه در خدمت قدرت و ایدئولوژی قرار می‌گیرند.

100%

کودک؛ ابزار ایدئولوژی و مشروعیت

در بسیاری از موارد، کودکان نه برای تولید ثروت، بلکه برای تولید مشروعیت، باور و هویت به کار گرفته می‌شوند. در اینجا کودک دیگر کارگر اقتصادی نیست، بلکه به ابزاری برای بازتولید ارزش‌ها و ایدئولوژی‌ها تبدیل می‌شود.

در بستر جامعه ما، این الگو در اشکال مختلف اما با یک هدف مشترک تداوم یافته است: استفاده از کودک برای نمایش، تثبیت و بازتولید ارزش‌های سیاسی و ایدئولوژیک.

این روند را می‌توان از سال‌های نخست پس از انقلاب مشاهده کرد: از مفهوم کودک‌-رزمنده و کودک‌-سرباز در دوران جنگ ایران و عراق و حضور کودکان در جبهه‌ها، تا تداوم آن در ساختارهایی مانند بسیج دانش‌آموزی و نهادهای مشابه.

هم‌زمان، نظام آموزشی نیز به یکی از بسترهای اصلی این نگاه تبدیل شد. در بسیاری از کتاب‌های درسی، مفاهیمی چون شهادت، ایثار و مقاومت حضوری پررنگ دارند و بخش قابل توجهی از روایت‌های آموزشی حول این مفاهیم شکل گرفته است.

در مقابل، آموزش مهارت‌های زندگی، تفکر انتقادی، سواد هیجانی و مهارت‌های ارتباطی، جایگاهی در نظام آموزشی نداشته‌اند.

وجه مشترک همه این موارد آن است که کودک پیش از آنکه فرصت تجربه طبیعی کودکی را داشته باشد، در نقش‌هایی قرار می‌گیرد که به جهان بزرگسالان تعلق دارند.

او به‌جای بازی، تجربه، کشف و رشد مستقل، در خدمت اهدافی قرار می‌گیرد که از سوی ساختارهای سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی تعریف شده‌اند.

این الگو البته به گذشته محدود نمی‌شود. در ماه‌های اخیر نیز حضور کودکان در برخی فضاهای سیاسی و امنیتی بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است: آیا می‌توان کودکی را که هنوز در حال شکل‌گیری هویت روانی، شناختی و اجتماعی خود است، وارد میدان‌هایی کرد که حتی برای بسیاری از بزرگسالان پیچیده و پرتنش است؟

حقوق کودک در سطح بین‌المللی بر یک اصل روشن تاکید می‌کند: کودکان نباید به ابزار منازعات سیاسی، ایدئولوژیک یا نظامی تبدیل شوند.

این اصل تنها به جنگ‌ها یا گروه‌های مسلح محدود نیست، بلکه هر موقعیتی را در بر می‌گیرد که در آن کودک به‌جای سوژه رشد، به ابزاری برای تحقق اهداف سیاسی تبدیل می‌شود.

شاید مهم‌ترین نکته آن باشد که این بهره‌برداری همیشه با اجبار یا خشونت آشکار همراه نیست و گاه در قالب ارزش، هویت، آموزش، مشارکت یا حتی افتخار اجتماعی بازنمایی می‌شود؛ اما در سطحی عمیق‌تر، نتیجه یکسان است: کاهش فرصت تجربه کودکی و جایگزینی آن با نقش‌هایی که به جهان بزرگسالان تعلق دارند.

در نهایت، مساله الگویی تکرارشونده است. الگویی که در آن، کودک به‌جای آنکه مسیر رشد خود را طی کند، به حامل نمادها و نقش‌هایی تبدیل می‌شود که دیگران برای او تعریف کرده‌اند.

این یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال کمتر دیده‌شده‌ترین اشکال مصادره کودکی است.

کودک؛ سپر روانی خانواده و مدرسه

بهره‌کشی از کودکان همیشه در خیابان یا میدان سیاست رخ نمی‌دهد و گاهی در خانواده و مدرسه اتفاق می‌افتد. زمانی که کودک ناخواسته حامل آرزوها، ترس‌ها و اضطراب‌های بزرگسالان می‌شود.

بسیاری از والدین و مدارس، آگاهانه یا ناآگاهانه بخشی از نیازهای روانی خود را بر دوش کودک می‌گذارند. کودکی که باید فرصت کشف علایق و هویت مستقل داشته باشد، مامور تحقق رویاهای ناتمام بزرگسالان می‌شود و از او انتظار موفقیت و جبران نگرانی‌های خانواده و فشارهای آموزشی مدرسه می‌رود.

در چنین شرایطی، کودک به نوعی سپر روانی خانواده و مدرسه تبدیل می‌شود. محلی برای تخلیه ترس‌ها و تعارض‌هایی که متعلق به جهان بزرگسالان است.

این وضعیت در قالب انتظارات تحصیلی افراطی، ساختارهای رقابتی، نقش‌های زودهنگام یا تصویر آرمانی از کودک ظاهر می‌شود.

در کنار این موارد، می‌توان به اشکال دیگری از مصادره کودکی نیز اشاره کرد؛ از جمله استفاده از کودکان در فضای مجازی برای نمایش زندگی خانوادگی.

در همه این شکل‌ها، مساله اصلی نادیده گرفتن کودک به‌عنوان فردی مستقل و صاحب حق است. هنگامی که حق انتخاب و تجربه مستقل او به رسمیت شناخته نمی‌شود، تصمیم‌گیری درباره زندگی‌اش امری بدیهی برای بزرگسالان تلقی می‌شود.

به همین دلیل، بسیاری از فشارها و اشکال مختلف خشونت در خانواده و مدرسه تا زمانی که به شدیدترین شکل خود نرسند، چندان جدی گرفته نمی‌شوند، زیرا همچنان این تصور وجود دارد که بزرگسالان بهتر از خود کودک می‌دانند چه چیزی به صلاح اوست.

اما پیامد اصلی این وضعیت، محروم شدن کودک از حق رشد است. حقی که شامل فرصت تجربه کودکی، بازی، کشف جهان، یادگیری مهارت‌های زندگی، سواد هیجانی و استقلال روانی است.

100%

از همین‌جا، پیوند حق کودکی و سلامت روان شکل می‌گیرد، زیرا بخش مهمی از رشد روانی در همین تجربه‌ها تحقق پیدا می‌کند.

محرومیت از این فرصت‌ها پیامدهایی عمیق دارد. کودکانی که فرصت تجربه هویت مستقل را ندارند، در بزرگسالی بیشتر با بحران هویت، وابستگی روانی، ضعف در تصمیم‌گیری و آسیب‌پذیری در برابر فشارهای اجتماعی مواجه می‌شوند.

این وضعیت می‌تواند به اضطراب، افسردگی، احساس بی‌ارزشی و ناتوانی در برقراری ارتباطات در آینده منجر شود.

در سطحی گسترده‌تر، جامعه نیز هزینه آن را می‌پردازد. جامعه‌ای که کودکانش فرصت رشد آزاد، تجربه، پرسشگری و شکل‌گیری شخصیت مستقل را از دست می‌دهد، در آینده با شهروندانی روبه‌رو می‌شود که توان کمتری برای گفت‌وگو، مشارکت اجتماعی، خلاقیت و حل مسائل پیچیده دارند.

بنابراین، محرومیت از حق رشد فقط آسیب به کودک نیست، بلکه آسیب به ظرفیت انسانی جامعه است.

در روز جهانی مبارزه با کار کودک، مساله فقط کودکان کار نیستند، بلکه همه کودکانی‌ هستند که فرصت کودکی از آنان گرفته شده. کودکانی که به ابزار اقتصاد، سیاست، ایدئولوژی یا فرهنگ تبدیل می‌شوند.

در نهایت، شاید مهم‌ترین پرسش همین باشد: آیا هنوز برای کودکی حق بودن قائل هستیم یا آن را فقط در نقش‌هایی که برایش تعریف کرده‌ایم، می‌بینیم؟

  • بازتولید کودکان کار در سایه فقر، مافیای اقتصادی و فقدان حمایت اجتماعی

    بازتولید کودکان کار در سایه فقر، مافیای اقتصادی و فقدان حمایت اجتماعی

  • از چهارراه تا پادگان؛ کودک‌سربازی، خشن‌ترین شکل کار کودک

    از چهارراه تا پادگان؛ کودک‌سربازی، خشن‌ترین شکل کار کودک

  • نظام آموزشی جمهوری اسلامی، میدان بحران، سرکوب و نابرابری

    نظام آموزشی جمهوری اسلامی، میدان بحران، سرکوب و نابرابری

Banner

پربازدیدترین‌ها

شاهزاده رضا پهلوی: اکنون وظیفه ما حفظ امید و همبستگی ملی است
۱

شاهزاده رضا پهلوی: اکنون وظیفه ما حفظ امید و همبستگی ملی است

۲

فری‌پرس: دولت ترامپ اخراج تریتا پارسی، رییس پیشین نایاک، از آمریکا را بررسی می‌کند

۳

آن‌چه باید درباره افتتاحیه جام‌جهانی ۲۰۲۶ بدانید

۴

وزیر جنگ آمریکا: آتش‌بس فرصتی برای شناسایی اهداف بیشتر در ایران بود

۵

سردار آزمون: بابت حذف از تیم ملی ناراحتم، اما همه بدانند من ایرانی‌ام

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

انتخاب سردبیر

  • وای‌نت: نتانیاهو به ترامپ گفت اسرائیل قربانی توافق با جمهوری اسلامی نخواهد شد

    وای‌نت: نتانیاهو به ترامپ گفت اسرائیل قربانی توافق با جمهوری اسلامی نخواهد شد

  • بهنام ایزدی؛ جوانی که ناجی مجروحان ممسنی بود و خودش کشته شد

    بهنام ایزدی؛ جوانی که ناجی مجروحان ممسنی بود و خودش کشته شد

  • فرش دستباف ایرانی در تنگنای تحریم‌ها، محدودیت‌های صادراتی و افزایش هزینه‌های تولید

    فرش دستباف ایرانی در تنگنای تحریم‌ها، محدودیت‌های صادراتی و افزایش هزینه‌های تولید

  • فری‌پرس: دولت ترامپ اخراج تریتا پارسی، رییس پیشین نایاک، از آمریکا را بررسی می‌کند

    فری‌پرس: دولت ترامپ اخراج تریتا پارسی، رییس پیشین نایاک، از آمریکا را بررسی می‌کند

  • نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

    نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

  • کانادا در تلاش برای پیمودن دو مسیر در یک زمان: دعوت به دیپلماسی و فشار بر جمهوری اسلامی
    تحلیل

    کانادا در تلاش برای پیمودن دو مسیر در یک زمان: دعوت به دیپلماسی و فشار بر جمهوری اسلامی

•
•
•

مطالب بیشتر

سهم سالمندان از جمعیت ایران در سال‌های آینده ممکن است به ۳۰ درصد برسد

۲۲ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
سهم سالمندان از جمعیت ایران در سال‌های آینده ممکن است به ۳۰ درصد برسد
100%

رییس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، گفت سالمندان اکنون هفت تا ۱۰ درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند اما ۴۰ درصد تخت‌های بیمارستانی را به خود اختصاص داده‌اند. او هشدار داد سهم سالمندان از جمعیت در سال‌های آینده ممکن است به ۲۵ تا ۳۰ درصد برسد.

رضا سعیدی جمعه ۲۲ خرداد در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، هشدار داد افزایش جمعیت سالمندان در سال‌های آینده می‌تواند فشار قابل توجهی بر نظام سلامت، بیمه‌ها و صندوق‌های بازنشستگی وارد کند.

او با اشاره به جایگاه سالمندان در فرهنگ ایرانی گفت بسیاری از خانواده‌ها تمایلی به سپردن سالمندان خود به خانه سالمندان ندارند، اما باید برای «سالمندان تنها» برنامه‌ریزی شود.

به گفته سعیدی، اداره سلامت سالمندان وزارت بهداشت با همکاری سازمان بهزیستی و شهرداری، در دوران جنگ، هزار و ۲۰۰ سالمند را شناسایی کرده و به آنان خدمات مشاوره از راه دور و بسته‌های حمایتی ارائه شده است.

او با بیان اینکه رسیدگی به مسائل سالمندان تنها بر عهده وزارت بهداشت نیست، افزود همه دستگاه‌ها باید برای ایجاد جامعه‌ای دوستدار سالمندان، مادران، کودکان و جوانان، مشارکت کنند.

  • بحران جمعیت برای جمهوری اسلامی؛ چرا ایرانی‌ها دیگر فرزند نمی‌آورند؟

    بحران جمعیت برای جمهوری اسلامی؛ چرا ایرانی‌ها دیگر فرزند نمی‌آورند؟

علیرضا رئیسی، معاون وزارت بهداشت، مهر ۱۴۰۴ هشدار داد با ادامه روند کنونی، در ۶۰ سال آینده دو نفر از هر سه ایرانی، سالمند خواهند بود.

احمد دلبری، رییس انجمن علمی طب سالمندی، نیز اردیبهشت ۱۴۰۴ اعلام کرد شمار سالمندان دچار «تجرد قطعی» در ایران با ادامه روند کنونی از ۸۰ هزار نفر به دو میلیون و ۷۰۰ هزار نفر می‌رسد و تا سال ۱۴۳۰، بیش از یک‌سوم جمعیت کشور سالمند خواهند بود.

بودجه‌های جوانی جمعیت و تجربه کره جنوبی

سعیدی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به بودجه‌های جوانی جمعیت گفت منابع مالی اختصاص‌یافته به این حوزه در ایران با بسیاری از کشورها قابل مقایسه نیست.

او با اشاره به تجربه کره جنوبی گفت این کشور حدود ۲۰۰ میلیارد دلار برای سیاست‌های جوانی جمعیت هزینه کرده، اما به نتیجه مطلوب دست نیافته است.

به گفته این مقام وزارت بهداشت، هزینه کره جنوبی با بودجه ایران در حوزه جوانی جمعیت که به یک میلیارد هم نمی‌رسد، قابل مقایسه نیست؛ آن هم در حالی که جمعیت ایران از کره جنوبی بیشتر است.

او تاکید کرد که ایران باید از تجربه جهانی بهره بگیرد و منابع محدود خود را در امور اثرگذار هزینه کند.

  • روایت سقوط شمار تولد در ایران؛ وقتی تعداد نوزادان نصف می‌شود

    روایت سقوط شمار تولد در ایران؛ وقتی تعداد نوزادان نصف می‌شود

در سال‌های گذشته مقام‌های جمهوری اسلامی با اجرای طرح‌های تشویقی و تصویب قوانین متعدد برای افزایش فرزندآوری و نرخ تولد تلاش کرده‌اند، اما آمارهای رسمی همچنان از تداوم کاهش تمایل به فرزندآوری و ناکامی این سیاست‌ها در دستیابی به اهداف اعلام‌شده حکایت دارد.

در همین زمینه، مجتبی خامنه‌ای، رهبر سوم جمهوری اسلامی، ۲۹ اردیبهشت در پیامی افزایش جمعیت و ترویج فرهنگ فرزندآوری را از «مسائل راهبردی نظام» و از مهم‌ترین دغدغه‌های علی خامنه‌ای، رهبر کشته‌شده جمهوری اسلامی، دانست.

تغییر نگرش‌ها و نقش رسانه‌ها

سعیدی به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی بهشتی، تغییر نگرش‌ها، ذهنیت‌ها و ارزش‌های اجتماعی را از مهم‌ترین عوامل کاهش تمایل به فرزندآوری دانست.

او گفت مسائل فرهنگی در حوزه جمعیت بسیار اثرگذار است و رسانه‌ها باید به شکل مستمر و در مناسبت‌های مختلف به این موضوع بپردازند.

سعیدی همچنین با اشاره به قوانین جوانی جمعیت گفت وظایف وزارت بهداشت در این حوزه بیشتر به مشاوره و آزمایش‌های پیش از ازدواج مربوط می‌شود و موضوع‌هایی مانند همسان‌گزینی یا ایجاد ارتباط میان افراد متقاضی ازدواج، در حیطه وظایف این وزارتخانه قرار ندارد.

او افزود عمده مسئولیت‌های مرتبط با ازدواج بر عهده وزارت ورزش و جوانان است؛ در حالی که با وجود تاکیدهای مکرر مقام‌های جمهوری اسلامی بر افزایش فرزندآوری، آمارها همچنان از کاهش تمایل به فرزندآوری و شتاب گرفتن روند سالمندی جمعیت در ایران حکایت دارد.

وحید سرخ‌گل، معترض زندانی، از فشار سیستماتیک بر زندانیان سیاسی در اوین و قزلحصار خبر داد

۲۲ خرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)
وحید سرخ‌گل، معترض زندانی، از فشار سیستماتیک بر زندانیان سیاسی در اوین و قزلحصار خبر داد
100%

وحید سرخ‌گل، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، در نامه‌ای از «فشار و ظلم سیستماتیک» علیه زندانیان سیاسی بازداشت‌شده در اعتراضات اخیر خبر داد و خواستار توجه رسانه‌ها، نهادهای حقوق بشری و مردم به وضعیت زندانیان سیاسی شد.

سرخ‌گل در این نامه نوشت زندانیان سیاسی در زندان اوین و واحد سه زندان قزلحصار کرج در «بدترین شرایط» نگهداری می‌شوند و با توهین، تحقیر، فحاشی و حتی ضرب‌وشتم روبه‌رو هستند.

این زندانی سیاسی در بخش عمده‌ای از نامه خود به وضعیت زندانیان سیاسی محبوس در قزلحصار پرداخت و نوشت برخی از آنان از ابتدای ورود به زندان، مورد ضرب‌وجرح قرار گرفته‌اند.

به گفته او، شماری از زندانیان سیاسی بیش از چهار ماه را در سلول‌های انفرادی گذرانده‌اند؛ سلول‌هایی که چندین برابر ظرفیتشان زندانی در آن‌ها نگهداری می‌شده‌اند و افراد محبوس در آن‌ها از تماس، هواخوری و حتی دسترسی کافی به آب برای نظافت محروم بوده‌اند.

سرخ‌گل مرداد ۱۴۰۲ بازداشت و به ۱۶ سال حبس (پنج سال حبس قابل اجرا) محکوم شد.

او اردیبهشت‌ماه از زندان اوین به زندان قزلحصار منتقل شد.

وحید سرخ‌گل، زندانی سیاسی
100%
وحید سرخ‌گل، زندانی سیاسی

سوئیت ۳۵ قزلحصار

سایت حقوق بشری هرانا نیز ۱۷ خرداد به نقل از زندانیان سابق سوئیت ۳۵ قزلحصار از ضرب‌وشتم، تنبیه بدنی، محرومیت درمانی و انتقال برخی بازداشت‌شدگان مجروح به این زندان خبر داد و نوشت شماری از آنان پس از انتقال نیز با محدودیت در دسترسی به خدمات درمانی روبه‌رو بوده‌اند.

سرخ‌گل در ادامه نوشت زندانیان سیاسی اکنون در سالنی از همان واحدی نگهداری می‌شوند که منتسب به زندان رجایی‌شهر است و در مجاورت بندهای مربوط به جرائم خشن، از جمله قتل و تجاوز، قرار دارد.

او شرایط این زندانیان را شامل کمبود فضای کافی و مناسب، محرومیت از تماس تلفنی روزانه، محدودیت در هواخوری، محرومیت برخی زندانیان از ملاقات کابینی و کمبود امکانات اولیه، از جمله آب آشامیدنی مناسب، توصیف کرد.

سهیل عربی، زندانی سیاسی پیشین، ۱۴ خرداد در نامه‌ای از شرایط نگهداری در سوئیت ۳۵ قزلحصار، حضور زندانیان محکوم به اعدام، محدودیت‌های شدید ارتباطی و آنچه رفتارهای خشونت‌آمیز برخی مسئولان زندان توصیف کرد، خبر داد.

ایران‌اینترنشنال نیز ۹ اردیبهشت گزارش داد ۲۱ معترض محکوم به اعدام در زندان قزلحصار به‌صورت ایزوله نگهداری می‌شوند و از تماس با خانواده، وکیل انتخابی، هواخوری و ارتباط با دیگر زندانیان محروم‌اند.

انتقاد از وضعیت اوین و درخواست رسیدگی فوری

سرخ‌گل در بخش دیگری از نامه خود با اشاره به وضعیت زندان اوین، از رفتار ماموران با زندانیان سیاسی انتقاد کرد و نوشت این زندانیان با برخوردهایی تحقیرآمیز مواجه‌اند.

به گفته او، زندانیان سیاسی در اوین علاوه بر توهین و تحقیر، در معرض آسیب‌های دیگری نیز قرار دارند و برخی از آنان به سمت مصرف مواد مخدر صنعتی سوق داده می‌شوند.

سرخ‌گل در این نامه تاکید کرد بعید است مسئولان ارشد زندان از این وضعیت بی‌اطلاع باشند.

او آنچه را بر زندانیان سیاسی می‌گذرد، بخشی از روندی توصیف کرد که با هدف «ایجاد ترس در میان مردم» دنبال می‌شود.

سرخ‌گل همچنین با اشاره به ادامه اجرای احکام اعدام و نگرانی‌ها درباره وضعیت زندانیان سیاسی، از رسانه‌ها، نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری و مردم ایران خواست برای وضعیت زندانیان سیاسی، از جمله بازداشت‌شدگان جنگ ۱۲ روزه، معترضان بازداشت‌شده در اعتراضات اخیر و بازداشت‌شدگان جنگ کنونی، چاره‌ای موثر بیندیشند.

  • قوه قضاییه از بازداشت بیش از ۲۴۰۰ نفر با اتهام‌های مرتبط با اسرائیل خبر داد

    قوه قضاییه از بازداشت بیش از ۲۴۰۰ نفر با اتهام‌های مرتبط با اسرائیل خبر داد

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تنها از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۳ خرداد امسال دست‌کم ۴۲ زندانی سیاسی را اعدام کرده و هم‌زمان گزارش‌هایی از صدور احکام اعدام برای شماری از معترضان و زندانیان سیاسی منتشر شده است.

این روند نگرانی‌ها را درباره سرنوشت بازداشت‌شدگان افزایش داده است.

این زندانی سیاسی در پایان نامه خود، این بازداشت‌شدگان و زندانیان را «فریاد و نعره سکوت مردمی» توصیف کرد که به نوشته او، سال‌ها ظلم دیده و سرکوب شده‌اند.

کاهش ۳۰ درصدی بارش‌ها در قلب ایران؛ تهران، قم، سمنان و مرکزی، در وضعیت بحرانی خشکسالی

۲۲ خرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
کاهش ۳۰ درصدی بارش‌ها در قلب ایران؛ تهران، قم، سمنان و مرکزی، در وضعیت بحرانی خشکسالی
100%

خبرگزاری ایلنا گزارش داد استان‌های تهران، قم، سمنان و مرکزی با حدود ۳۰ درصد کاهش بارش، شدیدترین وضعیت خشکسالی را در کشور تجربه می‌کنند و در این میان، تهران در بغرنج‌ترین شرایط قرار دارد.

ایلنا جمعه ۲۲ خرداد نوشت: «چند دهه خشکسالی و کاهش قابل ملاحظه منابع آبی با یک سال یا چند ماه بارندگی نرمال یا فراتر از نرمال جبران نخواهد شد. حتی اگر پنج سال پیاپی دوره پربارش و ترسالی را تجربه کنیم، کمبود ذخایر آب زیرزمینی به‌طور کامل جبران نخواهد شد.»

بر اساس این گزارش، کمبود منابع آبی در کشور «به‌شدت محسوس» است و باید اقدامات لازم برای «صرفه‌جویی» و «حفظ منابع آب‌های سطحی و زیرزمینی» در اولویت قرار گیرد.

ایلنا از خالی بودن ۳۳ درصد از ظرفیت مجموع سدهای کشور خبر داد و افزود طبق ارزیابی‌ها تا ۱۶ خرداد، در سال آبی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، سدهای دوستی و طرق در خراسان رضوی، بارزو در خراسان شمالی و ساوه در استان مرکزی، در «وضعیت قرمز» بوده‌اند.

سال آبی دوره‌ای ۱۲ ماهه است که برای اندازه‌گیری و تحلیل بارش‌ها، روان‌آب‌ها و منابع آب استفاده می‌شود و در ایران از اول مهر هر سال تا پایان شهریور سال بعد محاسبه می‌شود.

۲۱ اردیبهشت، عیسی بزرگ‌زاده، سخنگوی صنعت آب کشور، اعلام کرد حدود ۳۵ میلیون نفر در ایران با مشکل کم‌آبی روبه‌رو هستند.

100%

وضعیت سدهای استان تهران

به گزارش ایلنا، بررسی وضعیت سدهای تامین‌کننده آب شرب و کشاورزی استان‌های تهران و البرز نشان می‌دهد سد امیرکبیر با ۱۴۰ میلیون مترمکعب ذخیره و ۷۸ درصد پرشدگی، نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۸۸ درصد رشد داشته، اما در مقایسه با متوسط ۱۰ ساله، ۱۰ درصد کاهش را ثبت کرده است.

تا ۱۶ خرداد، ۹۱ درصد ظرفیت سد لار خالی بوده و ذخایر آن ۴۲ درصد کمتر از میانگین ۱۰ ساله است.

همچنین سد طالقان با ۵۲ درصد پرشدگی، نسبت به سال گذشته دو درصد و در مقایسه با متوسط ۱۰ ساله، ۳۴ درصد کاهش ذخیره آبی دارد، در حالی که سد لتیان با ۶۹ میلیون مترمکعب موجودی و ۹۱ درصد پرشدگی، به‌ترتیب ۲۷ و شش درصد بیشتر از سال گذشته و متوسط ۱۰ ساله، آب ذخیره کرده است.

از سوی دیگر، سد ماملو با ۳۹ میلیون مترمکعب موجودی و ۱۶ درصد پرشدگی، اگرچه نسبت به سال گذشته ۴۶ درصد بهبود داشته، اما در مقایسه با متوسط ۱۰ ساله با افت ۷۲ درصدی مواجه است.

این در حالی است که در پی آغاز فصل گرما در ایران و اذعان مقام‌های جمهوری اسلامی به بحران آب و برق، نگرانی‌ها درباره پیامدهای گسترده این بحران‌ها برای زندگی روزمره شهروندان شدت گرفته است.

  • رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی: مردم برای اقتصاد کشور، ۳ ماه خاموشی روزانه را تحمل کنند

    رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی: مردم برای اقتصاد کشور، ۳ ماه خاموشی روزانه را تحمل کنند

وضعیت بارش و ذخایر سدها در مناطق مختلف ایران

ایلنا در ادامه با استناد به آخرین آمار از وضعیت سدهای کشور تا ۱۶ خرداد در سال آبی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ گزارش داد میزان ورودی آب به مخازن سدها به ۴۱ میلیارد و ۵۶۰ میلیون مترمکعب رسیده است.

این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۷۶ درصد و نسبت به میانگین ۱۰ ساله ۱۲ درصد بیشتر شده است.

همچنین حجم آب ذخیره‌شده در مخازن سدهای کشور تا این تاریخ به ۳۴ میلیارد و ۹۳۰ میلیون مترمکعب رسیده که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۳۲ درصد و نسبت به متوسط ۱۰ ساله، ۹ درصد افزایش یافته است.

با سپری شدن حدود دو-سوم سال آبی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، بررسی وضعیت بارندگی استان‌های کشور نشان می‌دهد هشت استان ایلام، آذربایجان غربی، هرمزگان، کردستان، کرمانشاه، خراسان جنوبی، بوشهر و کرمان، در شرایط «ترسالی» قرار دارند.

استان‌های سیستان و بلوچستان، آذربایجان شرقی، لرستان، خراسان شمالی، اردبیل، گلستان، خراسان رضوی، همدان، خوزستان، فارس، البرز و مازندران، از نظر میزان بارش در محدوده «نرمال» به سر می‌برند.

در سوی دیگر، داده‌ها از تداوم خشکسالی در ۱۰ استان چهارمحال و بختیاری، اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد، یزد، گیلان، قزوین، مرکزی، سمنان، قم و تهران، حکایت دارند.

پیش‌تر در آبان‌ ۱۴۰۴، کاوه مدنی، رییس موسسه آب، محیط زیست و سلامت دانشگاه سازمان ملل متحد، هشدار داد ورشکستگی آبی در ایران پیامد دهه‌ها سوءمدیریت است و جایگاه کشور را در عرصه جهانی تضعیف می‌کند.

فشارها بر معلمان و فعالان صنفی با اخراج، بازداشت و پرونده‌سازی تشدید شده است

۲۲ خرداد ۱۴۰۵، ۰۹:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)
فشارها بر معلمان و فعالان صنفی با اخراج، بازداشت و پرونده‌سازی تشدید شده است
100%

در ادامه فشارهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی بر معلمان و فعالان صنفی در ایران، فروغ خسروی، معلم اهل بهبهان، از آموزش و پرورش اخراج شد، علی احمدی از دسترسی به خدمات درمانی در زندان محروم ماند و بازداشت سیامک صادقی چهرازی و محمدعلی زحمتکش، همچنان ادامه دارد.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران جمعه ۲۲ خرداد این موارد را در گزارش‌هایی جداگانه اعلام کرد.

اخراج یک معلم و محرومیت یک فعال صنفی زندانی از درمان

بر اساس این گزارش، خسروی، معلم مقطع ابتدایی در شهر آغاجاری، در حالی از آموزش و پرورش اخراج شده که حکم چهار ماه انفصال موقت از خدمت او به «لغو پیمان» و قطع همکاری با آموزش و پرورش تبدیل شده است.

یک منبع آگاه در این‌ رابطه به شورای هماهنگی گفت روند اخراج این معلم بدون طی مراحل قانونی و با فشار نهادهای امنیتی انجام شده و تصمیم نهایی بر اساس یک نامه محرمانه اتخاذ شده است. نامه‌ای که به گفته این منبع، حتی در اختیار خود این معلم نیز قرار نگرفته است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان اخراج خسروی را محکوم کرد و آن را نمونه‌ای از «محروم کردن معلمان از حق اشتغال و امنیت شغلی از طریق سازوکارهای غیرشفاف» دانست.

در گزارشی دیگر، شورای هماهنگی از تداوم محرومیت احمدی، فعال صنفی بازنشسته و زندانی سیاسی محبوس در زندان عادل‌آباد شیراز، از درمان تخصصی خبر داد.

بر پایه این گزارش، احمدی ۷۶ ساله با وجود ابتلا به بیماری‌های متعدد، از جمله مشکلات قلبی و نیاز به عمل جراحی چشم، همچنان از اعزام به مراکز درمانی محروم مانده است.

برای او نوبت جراحی چشم در ۲۷ خرداد تعیین شده، اما با وجود درخواست‌های مکرر خانواده و پیشنهاد تامین وثیقه یا انتقال تحت نظارت ماموران، تاکنون مجوز اعزام صادر نشده است.

در سال‌های اخیر، گزارش‌های متعددی درباره محرومیت زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران از رسیدگی پزشکی منتشر شده است.

ادامه بازداشت فعالان صنفی

شورای هماهنگی از تمدید قرار بازداشت صادقی چهرازی، فعال صنفی معلمان استان خوزستان، برای سومین ماه متوالی خبر داد.

بر اساس این گزارش، صادقی چهرازی در جریان موج اخیر سرکوب فعالان صنفی بازداشت شده و با وجود گذشت بیش از دو ماه، همچنان در بازداشت به سر می‌برد.

خانواده و همکاران این فعال صنفی، نسبت به ادامه بلاتکلیفی قضایی او ابراز نگرانی کرده‌اند.

زحمتکش، فعال صنفی معلمان استان فارس، نیز از فروردین‌ماه در بازداشت موقت به سر می‌برد و با گذشت حدود دو ماه، هنوز اطلاع روشنی از روند رسیدگی به پرونده و وضعیت نهایی او منتشر نشده است.

پرونده‌ها و احکام تازه

گزارش‌ها و اطلاعیه‌های صنفی در ۲۱ خرداد از گشوده شدن پرونده‌های جدید، احضار دوباره و صدور احکام تازه علیه شماری از فعالان صنفی و مدنی، از جمله مسعود فرهیخته، مهدی فتحی، ایمان شهوندی و امیر وقاری فرهنگ لنگرودی، حکایت دارند.

طبق این گزارش‌ها، فرهیخته، فعال صنفی معلمان زندانی در زندان مرکزی کرج، هم‌زمان با گذراندن محکومیت سه سال و شش ماه و یک روز حبس، با دو پرونده جدید روبه‌رو شده و قرار است هفتم تیر در شعبه دوم دادگاه انقلاب کرج محاکمه شود.

به گزارش کانال انجمن صنفی معلمان فارس، فتحی، عضو هیات‌مدیره این انجمن، در پرونده‌ای جدید به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به ۱۵ ماه حبس محکوم شد.

او پیش‌تر پس از تحمل بخشی از محکومیت پنج‌ساله خود، با پابند الکترونیکی در حبس خانگی قرار گرفته بود.

بر پایه گزارش همین کانال، شهوندی، معلم و فعال صنفی ساکن پاسارگاد، در پرونده‌ای به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به‌صورت غیابی به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.

این پرونده اکنون در مرحله واخواهی است.

وقاری فرهنگ لنگرودی، فعال کارگری و مدافع حقوق بازنشستگان، نیز بار دیگر به شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت احضار شده است.

او پیش‌تر در ارتباط با تجمعات اعتراضی ۲۸ اردیبهشت بازداشت و پس از دو روز با وثیقه چهار میلیارد تومانی آزاد شده بود.

  • ادامه برخوردهای امنیتی و قضایی با معلمان و فعالان صنفی معلمان

    ادامه برخوردهای امنیتی و قضایی با معلمان و فعالان صنفی معلمان

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان مجموعه این اقدامات را نشانه تداوم فشارهای امنیتی و قضایی بر معلمان و فعالان صنفی دانسته و خواستار پایان دادن به برخوردهای امنیتی با کنشگران مدنی و صنفی شده است.

این تشکل ۱۴ خرداد نیز با ابراز نگرانی از احتمال اجرای حکم اعدام علیرضا مرداسی، معلم و زندانی سیاسی، و سایر محکومان به مرگ، خواستار توقف صدور و اجرای احکام اعدام شده بود.

فعالان و تشکل‌های صنفی معلمان در سال‌های گذشته بارها هدف برخوردهای امنیتی، قضایی و اداری جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند. روندی که با احضار، بازداشت، صدور احکام زندان، اخراج، انفصال از خدمت و محرومیت از حقوق صنفی همراه بوده و بارها با محکومیت اتحادیه‌های بین‌المللی کارگری و معلمان روبه‌رو شده است.

اکسیوس: ترامپ با رقیق‌سازی اورانیوم غنی‌شده حکومت ایران در داخل کشور موافقت کرد

۲۲ خرداد ۱۴۰۵، ۰۷:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
اکسیوس: ترامپ با رقیق‌سازی اورانیوم غنی‌شده حکومت ایران در داخل کشور موافقت کرد
100%

اکسیوس به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داد دونالد ترامپ در چارچوب تلاش‌ها برای حل‌وفصل اختلافات هسته‌ای با حکومت ایران، با طرحی موافقت کرده است که بر اساس آن، ذخایر اورانیوم با غنای بالای جمهوری اسلامی می‌تواند در داخل کشور و تحت نظارت بازرسان سازمان ملل، رقیق‌سازی شود.

این پایگاه خبری جمعه ۲۲ خرداد نوشت طبق یادداشت تفاهم احتمالی میان تهران و واشینگتن، حکومت ایران تعهدات مشخصی را در قبال برنامه هسته‌ای خود خواهد پذیرفت؛ از جمله اینکه هرگز در پی دستیابی به سلاح هسته‌ای نباشد و بن‌بست موجود بر سر ذخایر اورانیوم خود را از میان بردارد.

یک منبع دیپلماتیک به اکسیوس گفت این یادداشت تفاهم «تمام جزییات مربوط به مسائل هسته‌ای را در بر می‌گیرد» و «همه خواسته‌های ایالات متحده را برآورده می‌کند».

با این حال، اکسیوس گزارش داد هرگونه اقدام در خصوص برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی به دستیابی به توافقی دیگر وابسته است.

این رسانه افزود با توجه به پیچیدگی مذاکرات بر سر یادداشت تفاهم اولیه، چشم‌انداز رسیدن به یک توافق جامع‌تر مبهم به نظر می‌رسد.

بر اساس این گزارش، این یادداشت تفاهم آتش‌بس را به مدت ۶۰ روز، از جمله در لبنان، تمدید می‌کند و در این مدت، مذاکرات هسته‌ای برگزار خواهد شد.

پایگاه خبری بلومبرگ ۲۲ خرداد به نقل از منابع آگاه نوشت رسیدن تهران و واشینگتن به توافق در آستانه برگزاری نشست سران گروه ۷ محتمل است.

یک مقام گروه ۷ در مصاحبه با بلومبرگ هشدار داد هرچند نشانه‌ها از نزدیک شدن آمریکا و جمهوری اسلامی به توافق حکایت دارند، اما در گذشته نیز پیشرفت‌های دیپلماتیک مشابهی رخ داده بود که در نهایت به نتیجه عملی نرسید.

نشست سران گروه ۷ قرار است از ۲۵ تا ۲۷ خرداد در منطقه اِویان فرانسه برگزار شود.

  • تماس رهبران قطر، امارات و پاکستان ترامپ را از حمله به ایران منصرف کرد

    تماس رهبران قطر، امارات و پاکستان ترامپ را از حمله به ایران منصرف کرد

سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده جمهوری اسلامی از مهم‌ترین موانع دستیابی دو طرف به توافقی برای پایان دادن به جنگ بوده است.

ترامپ ۲۵ اردیبهشت‌ هشدار داد اگر جمهوری اسلامی اورانیوم غنی‌شده را تحویل ندهد، آمریکا در «مقطعی مناسب» وارد ایران خواهد شد.

کانال ۱۲ اسرائیل پیش‌تر در ۱۷ اردیبهشت گزارش داده بود خروج ذخایر اورانیوم از ایران یکی از شروط اصلی رییس‌جمهوری آمریکا در مذاکرات است و بدون تحقق آن، توافقی در کار نخواهد بود.

بازگشایی تنگه هرمز در برابر معافیت موقت از تحریم‌ها

اکسیوس در ادامه به نقل از یک مقام آمریکایی و دیپلماتی از یکی از کشورهای میانجی در مذاکرات گزارش داد یادداشت تفاهم احتمالی خواهان آن است که تنگه هرمز فورا و بدون دریافت عوارض عبور بازگشایی شود و حجم تردد کشتی‌ها در این گذرگاه ظرف ۳۰ روز به سطح پیش از جنگ بازگردد.

در مقابل، ارتش ایالات متحده محاصره بنادر جنوبی ایران را لغو خواهد کرد.

به گفته مقام‌های آمریکایی، پس از بازگشایی تنگه هرمز، واشینگتن به‌صورت موقت حکومت ایران را از تحریم‌ها معاف خواهد کرد تا بتواند به مدت ۶۰ روز نفت خود را صادر کند. اقدامی که می‌تواند درآمد قابل توجهی برای جمهوری اسلامی به همراه داشته باشد.

بر اساس این گزارش، در صورتی که تهران به تعهدات اولیه پایبند بماند و در مذاکرات بعدی «حسن نیت» نشان دهد، دامنه لغو تحریم‌ها گسترش خواهد یافت.

یک منبع دیپلماتیک به اکسیوس گفت: «هیچ تاریخ مشخصی برای رفع تحریم‌ها تعیین نشده است و این موضوع به نحوه اجرای توافق بستگی خواهد داشت.»

  • اعلام ناگهانی پیشرفت در مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی از سوی ترامپ اسرائیل را غافلگیر کرد

    اعلام ناگهانی پیشرفت در مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی از سوی ترامپ اسرائیل را غافلگیر کرد

بازارهای جهانی سهام پس از اظهارات ترامپ مبنی بر احتمال نهایی شدن توافق تهران و واشینگتن در آینده‌ای نزدیک، شاهد رشد چشمگیری بودند.

فعالان بازار این تحولات را نشانه کاهش تنش‌های ژئوپلیتیک و افزایش احتمال بازگشایی تنگه هرمز ارزیابی کرده‌اند.

تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که حدود یک‌پنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور می‌کند.

جمهوری اسلامی از زمان آغاز جنگ اخیر، تردد کشتی‌ها را در این آبراه راهبردی مختل کرده است. اقدامی که به افزایش بهای جهانی انرژی انجامیده و به نگرانی‌ها درباره امنیت کشتیرانی در منطقه دامن زده است.

سرنوشت مبهم دارایی‌های مسدودشده تهران

اکسیوس در ادامه گزارش داد هنوز مشخص نیست یادداشت تفاهم احتمالی شامل جزییات روشنی درباره سرنوشت میلیاردها دلار از دارایی‌های مسدودشده جمهوری اسلامی در خارج از کشور خواهد بود یا نه.

به نوشته این رسانه، تهران خواستار دسترسی فوری به بخشی از این منابع مالی پس از امضای هر توافق اولیه است، اما واشینگتن تاکید دارد آزادسازی این دارایی‌ها باید به‌صورت مرحله‌ای و متناسب با میزان پایبندی جمهوری اسلامی به تعهداتش انجام شود.

یک منبع آمریکایی خارج از دولت ترامپ نسبت به احتمال گنجانده شدن موضوع دارایی‌های بلوکه‌شده حکومت ایران در یک توافق محرمانه جانبی ابراز نگرانی کرد.

با این حال، یک مقام آمریکایی در گفت‌وگو با اکسیوس، این احتمال را رد کرد.

اکسیوس افزود ایالات متحده، جمهوری اسلامی و قطر، در روزهای اخیر درباره سازوکاری گفت‌وگو کرده‌اند که بر اساس آن، تهران بتواند برای خرید کالاهای بشردوستانه به بخشی از دارایی‌های مسدودشده خود در قطر دسترسی پیدا کند.

۱۴ خرداد، روزنامه اورشلیم‌پست نوشت پافشاری جمهوری اسلامی بر آزادسازی دارایی‌های مسدودشده‌اش به یکی از مهم‌ترین موانع در مسیر مذاکرات تهران و واشینگتن تبدیل شده است.