همزمان با تلاش پاکستان برای میانجیگری، ترامپ بر گرفتن اورانیوم غنیشده ایران تاکید کرد
محمد باقر قالیباف و محسن نقوی وزیر کشور پاکستان، تهران، ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، بار دیگر تاکید کرد که آمریکا در نهایت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را به دست خواهد آورد. جمهوری اسلامی با تحویل اورانیوم غنیشده خود مخالف است و حتی گفتوگو درباره برنامه هستهای را به برآوردن شروطی از سوی آمریکا موکول کرده است.
همزمان گزارشهای از تشدید تلاشهای پاکستان برای دستیابی به توافقی بین تهران و واشینگتن منتشر شده است.
ترامپ پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت در کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «ما اورانیوم بسیار غنیشده ایران را به دست خواهیم آورد. به آن نیاز نداریم، آن را نمیخواهیم. احتمالا بعد از اینکه به دستش آوردیم نابودش میکنیم، اما اجازه نخواهیم داد آنها آن را داشته باشند.»
گفته میشود جمهوری اسلامی نزدیک به ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد؛ مادهای که به گفته ترامپ، نزدیک به یک سال پیش در جریان حملات هوایی آمریکا و اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه زیر زمین دفن شده است.
گرفتن این اورانیوم و برچیدن برنامه هستهای بخشی از اهداف اصلی ترامپ در جنگ ایران بوده است؛ هدفی که بر اساس آن، تهران نباید اجازه دستیابی به سلاح هستهای را پیدا کند.
در همین حال رویترز بهنقل از دو منبع ارشد در جمهوری اسلامی که نامشان اعلام نشده، گزارش داد که مجتبی خامنهای، رهبر دیده نشده جمهوری اسلامی دستور داده اورانیوم با غنای نزدیک به سطح تسلیحاتی از کشور خارج نشود.
یک مقام حکومتی، پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت به رویترز گفت: «دستور رهبر جمهوری اسلامی و اجماع درون حاکمیت این است که ذخایر اورانیوم غنیشده نباید از کشور خارج شود.»
یک منبع دیگر نیز اعلام کرد برای حلوفصل موضوع ذخایر اورانیوم میتوان «فرمولهای قابل اجرا» در نظر گرفت.
او افزود: «راهحلهایی مانند رقیقسازی ذخایر تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی وجود دارد.»
به گفته این دو منبع آگاه که بهدلیل حساسیت موضوع خواستند هویتشان مخفی بماند، مقامهای جمهوری اسلامی معتقدند انتقال مواد هستهای به خارج از کشور، حکومت را در برابر حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل در آینده آسیبپذیرتر خواهد کرد.
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که مذاکرات میان تهران و واشینگتن برای خاتمه دادن به مناقشه همچنان ادامه دارد و گزارش شده که پاکستان برای به نتیجه رسیدن این مذاکرات بر اقدامات خود افزوده است.
در حالی که افزایش شدید قیمت نفت به تورم دامن زده و اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داده، مذاکرات برای پایان دادن به جنگ شش هفته پس از اجرایی شدن یک آتشبس شکننده، پیشرفت اندکی داشته است.
رویترز بهنقل از سه منبع آگاه از مذاکرات به گزارش داد که عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، روز پنجشنبه تصمیم خواهد گرفت که آیا برای میانجیگری به تهران سفر کند یا نه.
وزیر کشور پاکستان چهارشنبه در تهران بود و از جمله با محمد باقر قالیباف، رییس تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، احمد وحیدی فرمانده کل سپاه پاسداران و مسعود پزشکیان رییس دولت در جمهوری اسلامی دیدار و مذاکره کرد.
یکی از منابع به رویترز گفت: «ما با همه گروههای مختلف در ایران گفتوگو میکنیم تا ارتباطات را منسجمتر کنیم و روند کار سرعت بگیرد.»
او افزود: «کم شدن صبر ترامپ نگرانکننده است، اما ما روی سرعت انتقال پیامها از هر طرف کار میکنیم.»
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا پنجشنبه پیش از سفر به سوئد و هند گفت: «ما در مذاکرات مقداری پیشرفت داشتهایم. اما واضح است که با نظامی روبهرو هستیم که خودش تا حدی دچار شکاف است؛ یعنی نظام ایران.»
او افزود: «با این حال، قرار است چند دیدار انجام شود. تا جایی که میدانم پاکستانیها پنجشنبه به تهران سفر خواهند کرد.»
روبیو گفت: «ترجیح رییسجمهوری آمریکا این است که به یک توافق خوب برسیم. این همیشه ترجیح او بوده است. اگر بتوانیم یک توافق خوب انجام دهیم، عالی خواهد بود. من اینجا نیستم که بگویم حتما این اتفاق خواهد افتاد، اما اینجا هستم تا بگویم هر کاری بتوانیم انجام خواهیم داد تا ببینیم آیا میتوانیم به چنین توافقی برسیم یا نه.»
وزیر امور خارجه آمریکا تاکید کرد: «اما اگر نتوانیم به یک توافق خوب برسیم، رییسجمهوی بهروشنی گفته که گزینههای دیگری هم دارد. من وارد جزئیات آن گزینهها نمیشوم، اما همه میدانند آنها چیستند.»
او افزود که برنامه هستهای ایران در نشست آینده وزیران امور خارجه کشورهای عضو ناتو مورد بحث قرار خواهد گرفت.
خبرگزاری ایسنا نیز گزارش داد که منیر روز پنجشنبه برای رایزنی به تهران سفر خواهد کرد. این خبرگزاری نوشت متنی که در تهران درباره آن گفتوگو میشود، مربوط به چارچوب کلی و برخی جزییات و اقدامات اعتمادساز بهعنوان تضمین است.
ترامپ چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت گفت حاضر است منتظر پاسخ تهران بماند، اما در عین حال آماده ازسرگیری حملات است.
او به خبرنگاران گفت: «باور کنید، اگر پاسخهای درست را نگیریم، همهچیز خیلی سریع پیش میرود. همه ما آمادهایم.»
ترامپ افزود: «ممکن است چند روز طول بکشد، اما میتواند خیلی سریع هم پیش برود.»
سپاه پاسداران هشدار داده است که حملات تازه، آتش جنگ را به فراتر از منطقه گسترش خواهد داد.
کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز پنجشنبه بار دیگر ادعای تهران درباره حاکمیت بر تنگه هرمز را مطرح کرد؛ تنگهای که یکپنجم نفت و گاز طبیعی جهان از آن عبور میکند.
او گفت تجاوز آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای منطقه، امنیت این آبراه را بهطور بنیادین تغییر داده است.
غریبآبادی افزود جمهوری اسلامی میتواند برای حفاظت از امنیت و ایمنی دریایی خود، «اقدامات عملی و متناسب» اتخاذ کند و به حقوق بینالملل استناد کرد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، پنجشنبه گفت: «اگر آنها بخواهند به این مسیر ادامه دهند، توافق دیپلماتیک غیرممکن میشود. بنابراین اگر در تلاش برای چنین کاری باشند، این تهدیدی علیه جهان است و کاملا غیرقانونی است.»
با بسته ماندن عملی تنگه برای نزدیک به سه ماه، کمبودهای فزاینده قیمت انرژی را در سراسر جهان بالا برده است؛ بحرانی که آژانس بینالمللی انرژی آن را بدترین شوک انرژی جهان خوانده است.
آژانس بینالمللی انرژی پنجشنبه هشدار داد که اوج تقاضای سوخت در تابستان، همراه با نبود عرضه جدید از خاورمیانه، میتواند بازار را در ماههای ژوئیه و اوت وارد «منطقه قرمز» کند.
بهگزارش رویترز برخی کشتیها موفق به عبور از تنگه هرمز میشوند، اما این تعداد در مقایسه با ۱۲۵ تا ۱۴۰ کشتی که پیش از جنگ از این تنگه میگذشتند بسیار ناچیز است.
جمهوری اسلامی در حالی که تقریبا در آستانه شکست در همه زمینههای داخلی و خارجی قرار دارد، تاکتیکش را بر یک سنت فقهی استوار کرده است: رجزخوانی.
سخنان تند مداحان در تجمعات شبانه، سخنان تلویزیونی مسئولان میانرده تا گفتههای رسمی مسئولین بلندپایه در مذاکرات، رسانههای اجتماعی و در نهایت، پیامهای مکتوب رهبر نادیده نظام، بر همین سنت استوار شده است.
ماجرای «آتیش زدم به مالم» را حتما شنیدهاید: بزازی در بازار، در کسادی وضعیتش و وقتی که اجناسش روی دستش مانده بود و راهی برای فروش نداشت، شاگردش را با یک حلب نفت به میانه بازار میفرستد تا فریاد بزند که: «اوستایم عقلش را از دست داده، میخواهد همه جا را به آتش بکشد!»
مردم هم که ترسیدهاند به طمع جنس مفت، سمت دکان بزاز هجوم میبرند. اوستای بزاز پارچههایش را میان دکان میاندازد و رجز میخواند که «آتش میزنم ...»
خلاصه که انبار بزاز خالی میشود و جنسهایش را با قیمت بالاتر میفروشد!
حالا جمهوری اسلامی هم انگار میخواهد با تهدید و رجزخوانی به آتش زدن دنیا، ایدههایش را به منطقه و جهان بفروشد.
مداحان از منبر، منتقدان داخلی را به مرگ تهدید میکنند. محمود نبویان، نایبرییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، پادشاهان کشورهای عربی را تهدید میکند که «هیچ یک از کاخهایشان سالم نخواهد ماند».
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در شبکههای اجتماعی از «پاسخ طولانی و دردناک» سخن میگوید.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، حتی در نشستهای دیپلماتیک، با لحنی رجزآلود حرف میزند.
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، از «تحمیل ناپذیری» میگوید؛ و حسین کنعانیمقدم، فرمانده پیشین سپاه پاسداران، اعتراف میکند که «رجزخوانی یکی از روشهای مقابله با دشمن است».
لایههای متفاوت نظام به یک زبان مشترک رسیدهاند. این روش تصادفی نیست، شیوه جدید حکمرانی در جمهوری اسلامی است.
سنت فقهی
پشت این رجزخوانی فراگیر یک نظریه فقهی ایستاده است. حدیثی نبوی میگوید: «نُصِرْتُ بِالرُّعْب»، یعنی پیروزی در پس ایجاد رعب و وحشت!
مفهوم انداختن رعب در دل دشمن در چندین آیه قرآن نیز آمده است. این، چارچوب فقهی-ایدئولوژیک رجزخوانی است: ترساندن دشمن، خود نوعی پیروزی محسوب میشود.
در جنگ هشت ساله، امثال صادق آهنگران و غلامعلی سبزواری همین سنت را در پشت بلندگوهای جبهه احیا کردند و رجزخوان جنگ، جایگاه رسمی پیدا کرد.
آهنگران در کنار فرماندهان نظامی، جزیی از ساختار جنگ بود.
شاید در دهه ۶۰، رجز یک کارکرد تعریفشده داشت: کنار جبهه، در پشت بلندگوهای عملیات، در منبرهای مذهبی. یا رجزخوانی برای ترساندن مخالفان داخلی. حالا اما رجز از این جایگاه بیرون آمده و به همه نهادهای نظام سرایت کرده است.
وقتی وزیر امور خارجه بهجای زبان دیپلماتیک، در ایکس تهدید میکند، رجز جای دیپلماسی را گرفته است.
وقتی نماینده مجلس بهجای سخن گفتن از قانون و بودجه، پادشاهان خارجی را تهدید میکند، رجز جای کار مجلس را گرفته است.
وقتی رییس قوه قضاییه به جای صحبت از پروندهها و رایها، با لحن رجزآلود از «تحمیلناپذیری» میگوید، رجز جای کار قضایی را گرفته است.
حتی تیم مذاکرهکننده در میز دیپلماسی با همان لحنی حرف میزند که مداح در منبر. این یعنی نظام بهجای آن که از هر نهاد، کارکرد خاص آن را بطلبد، از همه نهادهای خود میخواهد رجزخوانی کنند.
این تاکتیک برای نظام دو وجه دارد. یکی برای دشمن خارجیاش که زبان تهدید و دیوانگی نظامی آنها را تماشا کند و دیگری، مردم داخل ایران که هر لحظه امکان طغیان دوبارهشان وجود دارد.
تهدید به حمله بیمهابا به همسایگان خلیج فارس ایران، احضار بیمهابای فعالان فرهنگی و سیاسی و اقتصادی، تهدید روزنامهنگاران داخلی، توقیف اموال هنرمندان و روزنامهنگاران و مخالفان داخلی؛ همگی بخشی از این ایجاد ترس و در نهایت ارجاع به وضعیت «النصر بالرعب» مورد علاقه مسئولان جمهوری اسلامی است.
خلأ پشت رجز
اما چرا نظام به این روش رسیده؟
پاسخ ساده است: چون چیز دیگری ندارد. ماجرا همان بزاز بازار است. مستاصل شده و در حال از دست دادن همه جبهههای خارجی و داخلیاش است.
نظامی که نتوانست در دیپلماسی موفق شود، نتوانست اقتصاد را سامان دهد، نتوانست در میدان نظامی برتر شود، نتوانست جامعه را با خود همراه کند، حالا وضعیتی در آستانه جنون پیدا کرده و تنها یک ابزار برایش باقی مانده است: رجزخوانی. آدمهایش را به همه جا میفرستد تا فریاد «اوستایم دیوانه شده!» سر بدهند.
نظام معتقد است با ترساندن «دشمن» میتواند ضعفهای خود را پنهان کند، اما این منطق یک ضعف بنیادی دارد. ترس، مثل سکه، دو رو دارد. وقتی نظام مدام تهدید میکند، نه تنها دشمن، که خود مردم هم ترس را میبینند و این ترس را به ضعف نظام تعبیر میکنند، نه به قدرت آن.
در جمهوری اسلامی ۱۴۰۵، با تورم سه رقمی، با میلیونها بیکار، با اینترنت قطع و اقتصاد در آستانه فروپاشی، هر رجزخوانی جدید ایجاد وحشت نمیکند؛ کمدی سیاهیست که مردم را به خنده میاندازد.
همزمان با ادامه مذاکرات تهران و واشینگتن، خبرگزاری رویترز به نقل از دو مقام ارشد حکومت ایران گزارش داد مجتبی خامنهای، رهبر دیده نشده جمهوری اسلامی، با خروج ذخایر اورانیوم غنیشده از کشور مخالفت کرده است.
یک مقام حکومتی، پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت به رویترز گفت: «دستور رهبر جمهوری اسلامی و اجماع درون حاکمیت این است که ذخایر اورانیوم غنیشده نباید از کشور خارج شود.»
یک منبع دیگر نیز اعلام کرد برای حلوفصل موضوع ذخایر اورانیوم میتوان «فرمولهای قابل اجرا» در نظر گرفت.
او افزود: «راهحلهایی مانند رقیقسازی ذخایر تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی وجود دارد.»
به گفته این دو منبع آگاه که بهدلیل حساسیت موضوع خواستند هویتشان مخفی بماند، مقامهای جمهوری اسلامی معتقدند انتقال مواد هستهای به خارج از کشور، حکومت را در برابر حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل در آینده آسیبپذیرتر خواهد کرد.
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که مذاکرات میان تهران و واشینگتن برای خاتمه دادن به مناقشه همچنان ادامه دارد.
پایگاه خبری آکسیوس ۳۰ اردیبهشت به نقل از یک منبع آمریکایی گزارش داد کشورهای میانجی در حال تدوین یک «تفاهم اولیه» برای پایان جنگ و آغاز مذاکرات ۳۰ روزه درباره برنامه اتمی جمهوری اسلامی و بحران تنگه هرمز هستند.
مجتبی خامنهای از زمان انتصاب بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، در هیچ مراسم یا مکان عمومی حاضر نشده و هیچ پیامی - صوتی یا تصویری - منتشر نکرده است. پیامهای منتسب به او تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند.
مخالفت تهران با شرط کلیدی واشینگتن
رویترز در ادامه نوشت «دستور» مجتبی خامنهای درباره باقی ماندن ذخایر اورانیوم در داخل کشور نشان میدهد تهران حاضر نیست در قبال یکی از خواستههای اصلی واشینگتن در مذاکرات، انعطاف نشان دهد.
بر پایه این گزارش، موضع رهبر جمهوری اسلامی میتواند موجب «یأس» هرچه بیشتر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شود و به پیچیدهتر شدن روند مذاکرات بینجامد.
رویترز به نقل از مقامهای اسرائیلی افزود ترامپ به اسرائیل اطمینان داده ذخایر اورانیوم با غنای بالا از ایران خارج خواهد شد و این موضوع بخشی از هرگونه توافق احتمالی صلح خواهد بود.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بارها تاکید کرده که پایان جنگ منوط به خروج اورانیوم غنیشده از ایران، توقف حمایت تهران از گروههای نیابتی و برچیده شدن توان موشکی جمهوری اسلامی است.
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی اولویت خود را پایان درگیریها و دریافت «تضمینهای معتبر» برای عدم حمله مجدد از سوی آمریکا و اسرائیل اعلام کرده و گفتهاند تنها پس از حصول اطمینان در این خصوص، آماده ورود به مذاکرات جزئی درباره برنامه هستهای خواهند بود.
کانال ۱۱ اسرائیل ۳۱ اردیبهشت گزارش داد در پی ارزیابیهای اطلاعاتی جدید، ارتش و نهادهای امنیتی این کشور مجموعهای از اقدامات مهم را برای احتمال جدی ازسرگیری نبرد با جمهوری اسلامی آغاز کردهاند و آمادگی خود را به بالاترین سطح افزایش دادهاند.
بر اساس این گزارش، ارزیابیها نشان میدهد کارزار نظامی علیه حکومت ایران ممکن است «هر لحظه» از سر گرفته شود.
همزمان با افزایش تنشها در خاورمیانه، واشینگتن فشارهای خود را برای اعمال محدودیت بر استفاده تهران از ارزهای دیجیتال افزایش داده است. مقامهای آمریکایی میکوشند کانالهای مالی وابسته به جمهوری اسلامی را مسدود کنند و دسترسی تهران به شبکههای مالی مبتنی بر رمزارز را کاهش دهند.
فاکسنیوز گزارش داد دولت دونالد ترامپ تلاشهای خود را برای ردیابی و توقیف ارزهای دیجیتال مرتبط با حکومت ایران تشدید کرده، زیرا مقامهای آمریکایی معتقدند تهران برای انتقال پول خارج از سیستم بانکداری سنتی، تراکنشهای مبتنی بر بیتکوین را گسترش داده است.
پیشتر اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، از توقیف حدود ۵۰۰ میلیون دلار ارز دیجیتال مرتبط با جمهوری اسلامی خبر داد؛ رقمی که ۳۴۴ میلیون دلار از آن چهارم اردیبهشت مسدود شد.
شرکت تتر در آن زمان اعلام کرد در مسدودسازی این حجم از رمزارز در دو آدرس دیجیتال با دولت آمریکا همکاری کرده است.
از زمان بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، راهبرد «فشار حداکثری» بار دیگر به محور اصلی سیاست خارجی آمریکا در قبال تهران بدل شده است.
در ماههای اخیر و بهویژه پس از آغاز کارزار نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، واشینگتن ابعاد جدیدی از این راهبرد را در قالب سیاست «خشم اقتصادی»به اجرا گذاشته است.
این سیاست که با هدف تحت فشار گذاشتن شریانهای حیاتی جمهوری اسلامی دنبال میشود، افزون بر محاصره بنادر جنوبی ایران، با وضع بستههای تحریمی گوناگون، فشار بر تهران را بهشدت افزایش داده است.
در آخرین دور از تحریمها، وزارت خزانهداری آمریکا ۲۹ اردیبهشت «صرافی امین» و شبکهای از شرکتهای مرتبط را بهدلیل تسهیل صدها میلیون دلار تراکنش به نفع جمهوری اسلامی در فهرست سیاه قرار داد.
دارایی دیجیتال ۷.۷ میلیارد دلاری جمهوری اسلامی
به گزارش فاکسنیوز، برآوردهای تازه یک شرکت فعال در حوزه داده و رصد تهدیدات حاکی از آن است که تهران حدود ۷.۷ میلیارد دلار دارایی دیجیتال در اختیار دارد.
فاکسنیوز افزود بر اساس برخی گزارشها، ایران یک پلتفرم بیمه دیجیتال برای کشتیهای باری فعال در تنگه هرمز راهاندازی کرده و تمامی پرداختهای این سامانه با بیتکوین تسویه میشود.
به گفته کارشناسان، رمزارزها با وجود آنکه از سوی برخی بازیگران خارجی ابزاری برای فرار از تحریمها تلقی میشوند، همچنان قابل رهگیری هستند و میتوانند سرنخهایی برای نهادهای تحقیقاتی و نظارتی بر جای بگذارند.
کریس پرکینز، مدیرعامل شرکت «مدیریت دارایی دیجیتال ۲۵۰» در همین رابطه گفت: «تجربه مکرر ما نشان میدهد که این داراییها برای نهادهای مجری قانون و سایر سازمانها در آمریکا، ابزار کارآمدتری جهت پایش محسوب میشوند، چرا که ردپای دیجیتال زیادی از خود باقی میگذارند.»
فاکسنیوز در ادامه گزارش داد به باور برخی فعالان و منابع آگاه در صنعت ارز دیجیتال، واشینگتن میتواند با تهدید به محروم کردن صرافیهای رمزارزی از دسترسی به نظام بانکی آمریکا، فشارها را علیه جمهوری اسلامی تشدید کند.
تاکنون گزارشهای متعددی درباره بهرهبرداری راهبردی جمهوری اسلامی از ظرفیت ارزهای دیجیتال جهت دور زدن تحریمهای بینالمللی، تسویه وجوه حاصل از فروش نفت و تامین مالی گروههای نیابتی در منطقه منتشر شده است.
روزنامه والاستریت ژورنال اسفند سال گذشته گزارش داد بیش از یک میلیارد دلار از طریق بایننس، بزرگترین صرافی ارز دیجیتال جهان، به شبکههای تحت تحریم جمهوری اسلامی منتقل شده است.
صنایع هوافضای اسرائیل در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶ رکوردهای تازهای را به ثبت رساند. فروش این شرکت از مرز تاریخی دو میلیارد دلار عبور کرد، سود خالص آن حدود ۳۴ درصد افزایش یافت و حجم سفارشات ثبتشده به رکورد حدود ۳۳ میلیارد دلار رسید.
روزنامه معاریو پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت با استناد به گزارشهای مالی شرکت صنایع هوافضای اسرائیل برای سهماهه نخست سال ۲۰۲۶، نوشت که «بزرگترین سفارشها در تاریخ شرکت» در این بازه زمانی به ثبت رسیدهاند.
بر اساس این گزارش، حجم سفارشات انباشته با جهشی محسوس از ۲۹ میلیارد دلار در پایان سال ۲۰۲۵، به رقم بیسابقه ۳۳ میلیارد دلار افزایش یافت.
این حجم از سفارشات، تداوم فعالیت عملیاتی شرکت را برای ۴.۴ سال آینده تضمین میکند.
حجم فروش در این دوره به حدود ۲.۱ میلیارد دلار رسید. رقمی که در مقایسه با ۱.۶ میلیارد دلار ثبتشده در دوره مشابه سال گذشته، افزایش قابل توجهی نشان میدهد.
سود خالص نیز با افزایش ۳۴ درصدی به حدود ۲۲۰ میلیون دلار رسید، در حالی که این رقم در سهماهه نخست ۲۰۲۵، حدود ۱۶۴ میلیون دلار بود.
همچنین سود پیش از بهره، مالیات و استهلاک، موسوم به EBITDA، از حدود ۲۴۰ میلیون دلار در سال گذشته به حدود ۳۲۱ میلیون دلار صعود کرد.
گزارش مالی اخیر صنایع هوافضای اسرائیل در حالی منتشر میشود که این کشور طی کمتر از یک سال گذشته، دو کارزار نظامی گسترده را علیه جمهوری اسلامی به انجام رسانده است. عملیاتی که نیازمند پشتیبانی لجستیکی و تامین مستمر تسلیحات پیشرفته بوده است.
علاوه بر تقابل مستقیم با حکومت ایران، اسرائیل در سالهای اخیر درگیر نبردی چندجانبه در جبهههای مختلف بوده و بهطور همزمان علیه گروههای نیابتی جمهوری اسلامی، از جمله حماس و جهاد اسلامی در غزه، حزبالله در لبنان و حوثیها در یمن وارد عمل شده است.
ادامه تنشها در منطقه نقش کلیدی صنایع نظامی اسرائیل را در حفظ آمادگی عملیاتی و تدارکاتی این کشور بیش از پیش برجسته کرده است.
چگونه جنگ با ایران، صنایع هوافضای اسرائیل را به رکورد تاریخی رساند؟
بوآز لوی، رییس هیاتمدیره صنایع هوافضای اسرائیل، در مصاحبه با معاریو، عملکرد اخیر شرکت را «فوقالعاده» خواند و گفت این نتایج نشاندهنده «اعتماد ویژه متحدان و مشتریان» در داخل و خارج از اسرائیل است.
او بر تعهد این شرکت به «ساختن آیندهای امنتر برای اسرائیل و سراسر جهان» تاکید کرد و افزود: «صنایع هوافضای اسرائیل رکن اصلی در تضمین امنیت و اقتصاد اسرائیل به شمار میرود و سامانههای این شرکت هر روز برای حفاظت از شهروندان در برابر طیف گستردهای از تهدیدها به کار گرفته میشوند.»
به گفته لوی، تولیدات این شرکت، بهویژه سامانه «پیکان» که با موشکهای بالستیک مقابله میکند، در جریان جنگ اخیر با جمهوری اسلامی کارایی خود را به نمایش گذاشتند.
او اضافه کرد در پی شرایط جنگی اخیر، سهم سفارشهای داخلی صنایع هوافضای اسرائیل از ۲۰ به ۳۰ درصد افزایش یافته و سهم صادرات از ۸۰ به ۷۰ درصد کاهش پیدا کرده است.
لوی افزود: «بهدلیل جنگ ایران و حملات موشکی، پهپادی و ریزپرندهای تهران علیه کشورهای همسایه، محصولات ما بهشدت مورد توجه قرار گرفتهاند. آنچه ما به جهان ارائه میکنیم، یک سامانه جامع دفاع چندلایه است و جنگ ایران نیاز جهانی به این نوع سامانهها را بهطور قابل توجهی افزایش داده است.»
کانال ۱۱ اسرائیل ۳۱ اردیبهشت گزارش داد در پی ارزیابیهای اطلاعاتی جدید، ارتش و نهادهای امنیتی این کشور مجموعهای از اقدامات مهم را برای احتمال جدی ازسرگیری نبرد با جمهوری اسلامی آغاز کردهاند و آمادگی خود را به بالاترین سطح افزایش دادهاند.
بر اساس این گزارش، ارزیابیها نشان میدهد کارزار نظامی علیه حکومت ایران ممکن است «هر لحظه» از سر گرفته شود.
ژنرال کنت ویلزباخ، فرمانده نیروی هوایی آمریکا، اعلام کرد پهپادهای «امکیو-۹ ریپر» (MQ-9 Reaper) در جریان عملیات «خشم حماسی» علیه جمهوری اسلامی، «باارزشترین بازیگر» میدان جنگ بودهاند. آمریکا حدود ۳۰ فروند از این پهپادها را در جریان عملیات از دست داده است.
وبسایت تخصصی «ایر اند اسپیس فورسز» (Air & Space Forces Magazine) گزارش داد ویلزباخ ۳۰ اردیبهشت در جلسه کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا، گفت: «شاید ارزشمندترین بازیگر عملیات خشم حماسی، یک سامانه بدون سرنشین بود: امکیو-۹.»
این اظهارات از سوی فرماندهای مطرح میشود که خود خلبان جنگنده است و نیروی هوایی آمریکا در سالهای اخیر بارها درباره کنار گذاشتن تدریجی ریپرها صحبت کرده بود.
هزاران حمله با ریپرها
به گفته ویلزباخ، پهپادهای ریپر «تعداد بسیار زیادی» حمله علیه اهداف جمهوری اسلامی انجام دادهاند؛ گرچه او رقم دقیق را اعلام نکرد.
ارتش آمریکا پیشتر گفته بود در جریان شش هفته نبرد سنگین میان اسفند ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵، بیش از ۱۳ هزار موضع در ایران هدف قرار گرفتهاند.
در این عملیات تقریبا تمام جنگندهها و بمبافکنهای اصلی آمریکا، از اف-۱۵ و اف-۱۶ تا اف-۲۲، اف-۳۵، بی-۱، بی-۲ و بی-۵۲ شرکت داشتند، اما ویلزباخ تاکید کرد هیچ سامانهای از نظر تعداد حملات به اندازه ریپرها فعال نبوده است.
او گفت استفاده گسترده از این پهپادها باعث شد خلبانان آمریکایی مستقیما در معرض خطر قرار نگیرند، زیرا ریپرها از راه دور هدایت میشوند.
در عین حال، استفاده گسترده از ریپرها هزینه سنگینی نیز برای آمریکا داشته است.
بر اساس این گزارش، نزدیک به ۳۰ فروند امکیو-۹ در عملیات علیه حکومت ایران از بین رفتهاند. بعضی از این پهپادها بهدست پدافند جمهوری اسلامی ساقط شدند و برخی دیگر نیز در حملات تهران به پایگاههای آمریکا در منطقه، روی زمین هدف قرار گرفتند.
جمهوری اسلامی پیشتر نیز بارها اعلام کرده بود در جریان جنگ، چندین پهپاد آمریکایی را ساقط کرده است.
این گزارش همچنین اعلام کرد که تهران موفق شده یک جنگنده اف-۱۵یی و یک هواپیمای «ای-۱۰ تاندربولت ۲» آمریکا را سرنگون کند و به یک جنگنده اف-۳۵ نیز آسیب برساند.
به نوشته ایر اند اسپیس فورسز، سامانههای فروسرخ (مادون قرمز) جمهوری اسلامی در ایران و یمن برای هواپیماهای آمریکایی دردسرساز شدهاند. سامانههایی که شناسایی آنها دشوارتر است.
این پهپادها همچنان در عملیات علیه جمهوری اسلامی فعال هستند و اکنون در اطراف تنگه هرمز برای اجرای محاصره دریایی بنادر ایران به کار گرفته میشوند.
ریپرها علاوه بر حمل موشک و بمب، قادر به حمل رادار، حسگرهای الکترونیکی و دوربینهای پیشرفته هستند و اطلاعات را بهصورت زنده برای فرماندهان آمریکایی ارسال میکنند.
به گفته منابع مطلع، در اوج جنگ هوایی، حدود ۱۲ ریپر بهطور همزمان بر فراز ایران پرواز میکردند و وظیفهشان شناسایی و حمله به «اهداف پویا» مانند لانچرهای موشکی، پهپادها و سامانههای متحرک بود.
ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، پیشتر گفته بود بیش از چهار هزار «هدف پویا» در جریان جنگ بهسرعت شناسایی و منهدم شدند.
گزارش ایر اند اسپیس فورسز همچنین به یکی از عملیاتهای ریپرها در جریان جنگ اشاره کرده است که پیشتر نیز رسانهای شده بود.
بر اساس این گزارش، پهپادهای ریپر از افسر تسلیحات یک جنگنده اف-۱۵یی که در ایران سقوط کرده بود محافظت کردند و نیروهای ایرانیای را که به او نزدیک شده بودند، هدف قرار دادند.
با وجود تلفات سنگین، مقامهای آمریکایی گفتهاند که «جنگ ایران» باعث شده واشینگتن بهدنبال خرید تعداد بیشتری از این پهپادها باشد.
ژنرال دیوید تابور، معاون برنامهریزی نیروی هوایی آمریکا، ۲۳ اردیبهشت به سناتورها گفت ارتش آمریکا در حال بررسی گزینههایی برای خرید فوری ریپرهای بیشتر است.
بر اساس آمار رسمی، نیروی هوایی آمریکا در پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۱۵۸ فروند ریپر فعال داشت، اما اکنون این تعداد به حدود ۱۳۵ فروند کاهش یافته است.
تروی مینک، وزیر نیروی هوایی آمریکا، نیز ۳۰ اردیبهشت گفت واشینگتن قصد کنار گذاشتن ریپرها را ندارد و همزمان در حال بررسی نسل بعدی پهپادهای رزمی است.
شرکت «جنرال اتمیکس» (General Atomics)، سازنده ریپر، اعلام کرده کمتر از ۱۰ فروند ریپر جدید آماده تحویل فوری دارد، اما برخی پهپادهای از رده خارجشده نیز میتوانند بازسازی و دوباره عملیاتی شوند.
جنگ ایران و بازگشت اهمیت پهپادها
در سالهای اخیر، برخی تحلیلگران نظامی معتقد بودند پهپادهای کند و بزرگ مانند ریپر در جنگهای مدرن و در برابر پدافند پیشرفته، آسیبپذیرند.
اما «جنگ ایران»، همانطور که پیشتر در درگیریهای دریای سرخ و حملات حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی نیز دیده شده بود، بار دیگر نقش پهپادها را در جنگهای فرسایشی و حملات مداوم برجسته کرد.
حوثیها در سالهای اخیر دستکم ۱۲ پهپاد ریپر آمریکا را ساقط کرده بودند، اما مقامهای آمریکایی اکنون میگویند تجربه «جنگ ایران» باعث شده برنامه کنار گذاشتن این پهپادها متوقف شود.
به گفته مقامهای نظامی آمریکا، برخلاف پهپادهای انتحاری جدید، ریپرها همچنان مزیتی مهم دارند: ترکیب همزمان شناسایی، جمعآوری اطلاعات، رهگیری هدف و اجرای حمله در یک سامانه واحد.