رویداد۲۴: تنها ۲ هزار نفر از ۲۷ هزار نیروی فولاد مبارکه به کار بازگشتند
پایگاه خبری رویداد۲۴ گزارش داد پس از حملات به فولاد مبارکه در جنگ اخیر، از بیش از ۲۷ هزار نیروی این مجموعه، تنها حدود دو هزار نفر، عمدتا در بخشهای اداری و مدیریتی، به محل کار بازگشتهاند و فعالیت بخش تولید همچنان متوقف است.
رویداد۲۴ پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت نوشت: «دشمن میدانست چرا بهجای ذوبآهن زیانده، باید سراغ فولاد مبارکه برود؛ شرکتی سودده، استراتژیک و حیاتی که ضربه خوردنش فقط یک بحران صنعتی نیست، بلکه میتواند زنجیرهای از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند.»
این رسانه افزود: «در روزهای ابتدایی پس از حملات، به نیروها اطمینان داده شده بود که حقوقها بدون مشکل پرداخت میشود. اما خیلی زود ورق برگشت. مدیران مجموعه بهدلیل فشار مالی، سراغ دولت و تامین اجتماعی رفتند تا بخشی از بار هزینهها را از طریق بیمه بیکاری جبران کنند.»
در ادامه با استناد به برآوردهای غیررسمی آمده است فولاد مبارکه برای بازگشت به شرایط پیش از جنگ، دستکم به چهار سال زمان نیاز دارد. دورهای که طی آن این شرکت علاوه بر تامین هزینههای بازسازی، باید توان حفظ این حجم از نیروی انسانی را نیز داشته باشد.
ارتش اسرائیل هفتم فروردین دو کارخانه بزرگ فولاد ایران، فولاد مبارکه در اصفهان و فولاد خوزستان در اهواز، را هدف قرار داد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ۱۴ فروردین اعلام کرد ۷۰ درصد از ظرفیت تولید فولاد در ایران نابود شده است.
کاهش حقوق مقدمهای برای اخراج؟
رویداد۲۴ در ادامه گزارش داد شماری از نیروهای خط تولید فولاد مبارکه اکنون در اصفهان به رانندگی در تاکسیهای اینترنتی مشغول شدهاند و برخی از نیروهای فنی این مجموعه نیز به کارخانههای فولاد یزد و خراسان مهاجرت کردهاند.
بر اساس این گزارش، حقوق نیروهای باقیمانده فولاد مبارکه به حداقل دستمزد اداره کار کاهش یافته است. موضوعی که برای برخی نیروهای متخصص با درآمد بالای ۱۰۰ میلیون تومان (پیش از جنگ)، به معنای افت شدید سطح معیشت و تغییر ناگهانی سبک زندگی بوده است.
رویداد۲۴ نوشت: «برخی کارکنان نگرانند که این کاهش حقوق مقدمهای برای تعدیل گستردهتر باشد. چرا که وقتی مبنای حقوق به حداقل اداره کار تقلیل پیدا کند، در صورت اخراج یا بیکاری در ماههای آینده، مبنای پرداخت بیمه بیکاری هم دیگر همان حقوقهای بالا نخواهد بود، بلکه بر اساس حداقل دستمزد محاسبه میشود.»
در سوی دیگر، علی احمدنیا، رییس امور اطلاعرسانی دولت جمهوری اسلامی، روایت متفاوتی از ماجرا ارائه کرد.
او گفت: «شرکت فولاد مبارکه نه تنها هیچ نیرویی را تعلیق یا اخراج نکرده، بلکه تمام حقوق و رفاهیات بیش از ۳۰ هزار پرسنل خود را بهصورت کامل پرداخت کرده است.»
روابط عمومی فولاد مبارکه نیز بدون تایید یا تکذیب گزارشهای منتشرشده، تنها اذعان کرد: «شرایط جنگ مسلما همه چیز را تغییر میدهد.»
در روزهای اخیر، شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال، از اخراج گسترده نیروها، تورم افسارگسیخته، رکود عمیق اقتصادی و کمبود دارو در کشور خبر دادند و تاکید کردند تداوم قطع اینترنت به افزایش بیکاری و تشدید مشکلات معیشتی انجامیده است.
کارخانهها و بحران کمبود نیروی متخصص
رویداد۲۴ در ادامه نسبت به پیامدهای بیکاری کارگران صنعتی و تغییر شغل آنان هشدار داد و نوشت در سالهای گذشته، بخش بزرگی از نیروهای متخصص صنعتی از ایران مهاجرت کردهاند و جذب نیروی ماهر دشوارتر شده است.
بر اساس این گزارش، بسیاری از کارگران جداشده از کارخانه به مشاغل خدماتی و آزاد روی میآورند که با وجود امنیت شغلی کمتر، آزادی بیشتری برایشان فراهم میکند.
رویداد۲۴ افزود: «بازگرداندن کارگر صنعتی به کارخانه پس از یک دوره طولانی بیکاری یا کار خدماتی، ساده نیست. کارخانههای بزرگ اگر امروز به فکر حفظ نیروهایشان نباشند، فردا ممکن است دیگر نیرویی برای بازگشت وجود نداشته باشد.»
در حالی که سطح تنش میان تهران و واشینگتن همچنان بالاست و احتمال تشدید درگیریها بر فضای سیاسی کشور سایه افکنده است، اقتصاد ایران نیز با آیندهای نامشخص روبهرو شده و چشمانداز روشنی از بهبود شرایط دیده نمیشود.
موسسه علوم و امنیت بینالمللی با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش داد جمهوری اسلامی احتمالا اقداماتی «دفاعی» را در سایت زیرزمینی کلنگ گزلا، واقع در جنوب تاسیسات نطنز، انجام داده است.
بر اساس این گزارش که شامگاه چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت منتشر شد، دو دهانه تونل شرقی این سایت بهطور جزئی با «مواد خاکی خاکستری» مسدود شدهاند. اقدامی که ظاهرا با هدف جلوگیری از ورود خودرو به این دو دهانه انجام گرفته است.
به نظر میرسد این ورودیها از دوم اردیبهشت مسدود شده باشند. پیشتر تصاویر ثبتشده در ۱۲ فروردین، دهانههای تونل را کاملا باز و بدون هیچ گونه مانعی نشان میدادند.
به گزارش موسسه علوم و امنیت بینالمللی، برخلاف ورودیهای تونل در سایتهای فردو و اصفهان، این مواد دهانههای تونل شرقی تاسیسات کلنگ گزلا را بهطور کامل مسدود نکردهاند.
با این حال، حجم این مواد به اندازهای است که میتواند رفتوآمد سریع خودروها را بهطور جدی مختل کند و برای بازگشایی مسیر و ایجاد دسترسی بدون مانع به داخل تونل، استفاده از ماشینآلات سنگین خاکبرداری ضروری خواهد بود.
این اندیشکده افزود در حال حاضر، هنوز نشانهای از عملیاتی مشابه در دو ورودی تونل غربی سایت کلنگ گزلا دیده نمیشود.
مردادماه سال گذشته نیز مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی از ساختوساز گسترده در مرکز هستهای کلنگ گزلا در نزدیکی نطنز خبر داده بود.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره چشمانداز رویارویی تهران و واشینگتن و سرنوشت برنامه هستهای جمهوری اسلامی بالا گرفته است.
پایگاه خبری آکسیوس ۱۶ اردیبهشت به نقل از منابع آگاه گزارش داد آمریکا و جمهوری اسلامی در آستانه توافق بر سر یک یادداشت تفاهم تکصفحهای برای پایان دادن به جنگ هستند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، همان روز تاکید کرد انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران به آمریکا بخشی از توافق در دست بررسی است.
مقامهای جمهوری اسلامی تاکنون با انتقال ذخایر اورانیوم موافقت نکرده و غنیسازی را «خط قرمز» تهران دانستهاند.
کلنگ گزلا، محل نگهداری مواد هستهای جمهوری اسلامی؟
موسسه علوم و امنیت بینالمللی در ادامه گزارش داد تحرکات اخیر در سایت کلنگ گزلا پرسشهای مهمی را برانگیخته است، زیرا این تاسیسات در عمق زیادی قرار دارد و میتواند برای «حفاظت از تجهیزات یا مواد ارزشمند» به کار گرفته شود.
بر اساس این گزارش، اوایل سال جاری میلادی نیز شواهد حاکی از آن بود که ورودیهای تونل قدیمی مجموعهای متعلق به سال ۲۰۰۷ در کوه کلنگ گزلا با خاک پوشانده و با بتن مستحکم شده بود.
به گفته این اندیشکده، این اقدام میتواند نشانه انتقال تجهیزات یا موادی به داخل این تونل باشد.
این نخستین بار نیست که گمانهزنیهایی درباره نقش مجتمع فوقمحرمانه کوه کلنگ گزلا در برنامه هستهای جمهوری اسلامی مطرح میشود.
پیشتر در تیرماه ۱۴۰۴ و بهدنبال حملات آمریکا به تاسیسات نطنز، اصفهان و فردو، کارشناسان نسبت به احتمال انتقال مواد هستهای جمهوری اسلامی به سایت کلنگ گزلا ابراز نگرانی کرده بودند.
بر اساس برخی گزارشها، این سایت در عمقی فراتر از برد بمبهای سنگرشکن ایالات متحده قرار دارد.
همزمان با مذاکرات میان واشنگتن و تهران، سرمقاله والاستریت ژورنال هشدار داده است که جمهوری اسلامی تلاش میکند چارچوب توافق را «مبهم» نگه دارد و سپس اجرای آن را فرسایشی کند؛ موضوعی که به نوشته این روزنامه، ضرورت تعیین دقیق خطوط قرمز آمریکا را دوچندان میکند.
این سرمقاله میگوید دونالد ترامپ شامگاه سهشنبه [۱۵ اردیبهشت] بهطور ناگهانی عملیات «پروژه آزادی» در تنگه هرمز را متوقف کرد و دلیل آن را پیشرفت در مذاکرات هستهای اعلام کرد. اکنون [حکومت] ایران در حال بررسی چارچوب پیشنهادی آمریکاست؛ چارچوبی که در صورت پذیرش، مذاکراتی ۳۰ روزه برای تدوین توافقی جامعتر را آغاز خواهد کرد.
بر اساس گفتوگوی والاستریت ژورنال با مقامهای ارشد، آمریکا در مذاکرات خواهان آن است که جمهوری اسلامی بهطور رسمی اعلام کند به دنبال سلاح هستهای نیست، تاسیسات فردو، نطنز و اصفهان برچیده شوند، هرگونه فعالیت هستهای زیرزمینی ممنوع شود و بازرسیهای فوری و بدون محدودیت همراه با مجازات برای تخلف انجام گیرد.
این گزارش میگوید واشینگتن همچنین خواهان توقف ۲۰ ساله غنیسازی اورانیوم در ایران و تحویل تمام مواد غنیشده است. در مقابل، [حکومت] ایران باید تنگه هرمز را ابتدا بهصورت تدریجی و سپس بهطور کامل بازگشایی کند؛ اقدامی که همزمان با کاهش تدریجی محاصره آمریکا انجام خواهد شد.
به نوشته این سرمقاله، بخش عمده کاهش تحریمهای آمریکا نیز قرار است به «اجرای واقعی» توافق از سوی [حکومت] ایران وابسته باشد، نه صرفاً امضای آن؛ هرچند ممکن است بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران در ابتدای روند آزاد شوند.
والاستریت ژورنال به اظهارات اخیر ترامپ نیز اشاره میکند که گفته است: «اگر موافقت نکنند، بمباران آغاز میشود.» ترامپ همچنین گفته دو طرف به توافق نزدیک شدهاند، اما افزوده است: «قبلاً هم چنین حسی درباره آنها داشتم، بنابراین باید دید چه میشود.»
این سرمقاله تاکید میکند که حملات ماه ژوئن [خرداد ۱۴۰۴] به برنامه هستهای ایران و محاصره آمریکا، اکنون دست برتر را در اختیار ترامپ قرار داده و او میتواند هرگونه پیشنهاد ضعیف از سوی جمهوری اسلامی را رد کند.
به اعتقاد والاستریت ژورنال، یک «توافق خوب» باید بر شش محور اصلی استوار باشد:
نخست، برچیدن کامل زیرساختهای هستهای ایران. این روزنامه مینویسد توقف موقت غنیسازی کافی نیست و باید تمام تواناییهای فنی و زیرساختی جمهوری اسلامی حذف شود. به نوشته گزارش، ویرانههای فردو، نطنز و اصفهان تنها آغاز کار هستند و حتی عبارتهایی مانند «تمام تاسیسات عمیقاً مدفون» نیز ممکن است راه را برای فریب باز بگذارد؛ زیرا سایتهایی مانند تاسیسات زیر کوه «پیکاکس» میتوانند تحت عنوان «محل ساختوساز» از توافق مستثنا شوند.
سرمقاله تاکید میکند توافق باید بهطور مشخص از سایت پیکاکس و سایت غنیسازی اعلامنشده اصفهان نام ببرد. همچنین به نقل از آندریا استریکر، کارشناس بنیاد دفاع از دموکراسیها، مینویسد تمام سانتریفیوژها، قطعات، توان تولید و تاسیسات بازفرآوری پلوتونیوم باید تحت نظارت برچیده شوند و تولید یا واردات آنها نیز ممنوع شود.
دومین محور، مساله اورانیوم است. والاستریت ژورنال مینویسد [حکومت] ایران میخواهد تمرکز مذاکرات فقط بر ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی باشد، اما ذخایر ۲۰ درصدی نیز بسیار خطرناکاند؛ زیرا رسیدن به این سطح، «۹۰ درصد مسیر تا درجه تسلیحاتی» محسوب میشود.
به نوشته این گزارش، حتی اورانیومهای با غنای ۵ درصد و کمتر نیز نباید در ایران باقی بمانند، زیرا میتوانند پایهای برای بازسازی برنامه هستهای باشند.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به این روزنامه گفته است: «۶۰ درصد بهوضوح اولویت دارد، اما ۲۰ درصد مرحله قبلی آن است و آن هم اهمیت دارد.»
محور سوم، بازرسیهاست. والاستریت ژورنال تاکید میکند آژانس نباید فقط به مکانهایی دسترسی داشته باشد که ایران آنها را «هستهای» مینامد؛ زیرا جمهوری اسلامی میتواند سایتهای تسلیحاتی را «نظامی» معرفی کند و از دسترس خارج سازد.
این سرمقاله میگوید آژانس باید بتواند فوراً به هر مکانی که مرتبط با فعالیت هستهای میداند دسترسی پیدا کند و حتی پیشنهاد میکند یک تیم دائمی بازرسی در داخل ایران مستقر شود.
چهارمین محور، «شفافسازی کامل» فعالیتهای گذشته هستهای ایران است. به نوشته این روزنامه، جمهوری اسلامی باید تمام فعالیتهای پیشین خود را اعلام کند تا آژانس بتواند آنها را راستیآزمایی کند و از «تداوم دانش» خود مطمئن شود.
پنجمین محور به تنگه هرمز مربوط است. سرمقاله مینویسد پس از آتشبس ۱۹ فروردین مشخص شد برداشت [حکومت] ایران از «بازگشایی تدریجی» چیست، زیرا تردد نفتکشها همچنان کاهش یافت. از نگاه این روزنامه، هر توافق نهایی باید هرگونه عوارض، مینگذاری و مسیرهای اجباری را ممنوع کرده و عبور آزاد و بدون محدودیت در تنگه هرمز را تضمین کند.
محور ششم نیز مساله تحریمهاست. والاستریت ژورنال مینویسد هرگونه کاهش تحریمها ناگزیر به حکومت ایران کمک خواهد کرد و هر توافقی «متاسفانه مردم ایران را کنار میگذارد.»
با این حال، این روزنامه تاکید میکند تحریمها باید به رفتار جمهوری اسلامی وابسته باشند و صرف امضای توافق کافی نیست. به نوشته سرمقاله، تحریمهای هستهای میتوانند پس از برچیدن واقعی برنامه هستهای لغو شوند، اما تحریمهای مربوط به تروریسم و حقوق بشر باید تا زمان توقف حمایت جمهوری اسلامی از تروریسم و پایان نقض حقوق بشر باقی بمانند.
والاستریت ژورنال در پایان مینویسد حملات اخیر به برنامه هستهای ایران باعث شده شرایط توافق احتمالی از توافق ۲۰۱۵ مؤثرتر باشد و همزمان نشان داده آمریکا آمادگی حمله دوباره را نیز دارد؛ موضوعی که این روزنامه آن را «بازدارندگی واقعی» توصیف میکند.
سرمقاله همچنین هشدار میدهد جمهوری اسلامی «بر پایه تاخیر و ابهام» عمل میکند و به همین دلیل حتی چارچوب اولیه توافق نیز باید با جزئیات دقیق تنظیم شود.
به نوشته این روزنامه، رسانههای حکومتی ایران از پیشنهاد آمریکا انتقاد کردهاند و مقامهای آمریکایی نیز انتظار دارند جمهوری اسلامی همچنان در برابر خطوط قرمز واشینگتن مقاومت کند.
والاستریت ژورنال تاکید میکند ترامپ نباید تصور کند رفتار جمهوری اسلامی در طول زمان تغییر خواهد کرد؛ اشتباهی که به باور این روزنامه، باراک اوباما مرتکب شد.
در پایان، این سرمقاله مینویسد اگر جمهوری اسلامی شروط آمریکا را نپذیرد، ترامپ باید تهدیدهای خود را عملی کند.
به گزارش پولیتیکو، برخی مقامهای کنونی و سابق عرب و آمریکایی نگراناند که لحن «تحقیرآمیز» ترامپ علیه رهبران جمهوری اسلامی، به مانعی جدی بر سر راه دستیابی به «توافقی پایدار با ایران» تبدیل شود؛ توافقی که هدف آن پایان دادن به جنگی است که اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داده است.
پولیتیکو به نقل از ۱۰ مقام کنونی و سابق آمریکایی و عرب مینویسد نگرانی اصلی این است که آیا ترامپ حاضر است به رهبران جمهوری اسلامی به اندازهای «احترام» بگذارد که آنها بتوانند در داخل ایران «نوعی پیروزی یا حفظ آبرو» را به نمایش بگذارند؛ حتی اگر در نهایت با خواستههای آمریکا موافقت کنند و از نظر نظامی تضعیف شوند.
یک مقام ارشد عرب حوزه خلیج فارس که با روند مذاکرات آشناست، به پولیتیکو گفته است: «ترامپ بهشدت میخواهد این جنگ پایان پیدا کند. اما ایرانیها تاکنون حاضر نشدهاند چیزی را که او برای حفظ آبرو و خروج از بحران نیاز دارد به او بدهند. و به نظر میرسد او هم درک نمیکند که ایرانیها نیز نیاز دارند آبرویشان حفظ شود.»
به نوشته این گزارش، مقامهایی که تجربه تعامل با حکومت ایران را دارند تاکید میکنند حفظ آبرو در هر مذاکره دیپلماتیکی اهمیت دارد، اما برای ایرانیها به دلایل فرهنگی و سیاسی داخلی اهمیتی ویژه دارد.
این گزارش در حالی منتشر شده که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گفته مذاکرات بر تدوین یک «نقشه راه» برای گفتوگوهای آینده متمرکز است. همزمان، اکسیوس گزارش داده مذاکرهکنندگان در حال تنظیم یادداشتی هستند که پایان جنگ را اعلام کرده و ۳۰ روز فرصت برای رسیدن به توافقی جامعتر فراهم میکند.
پولیتیکو مینویسد برخلاف توصیه برخی دیپلماتها که معتقدند ترامپ باید اجازه دهد مذاکرهکنندگان بدون جنجال رسانهای کار خود را پیش ببرند، رییسجمهوری آمریکا همچنان به حملات لفظی علیه جمهوری اسلامی ادامه داده است.
ترامپ در هفتههای اخیر مقامهای ایرانی را «حرامزادههای دیوانه» و «بیمار روانی» توصیف کرده و تهدید کرده است «کل تمدن ایران» را نابود خواهد کرد. او همچنین بارها گفته آمریکا از پیش در جنگ علیه ایران پیروز شده است.
به نوشته پولیتیکو، این اظهارات در حالی مطرح میشود که فرستادگان آمریکا در تلاشاند از طریق دیپلماسی به جنگی پایان دهند که بر بازار نفت، کود شیمیایی و دیگر کالاهای حیاتی برای اقتصاد جهانی اثر گذاشته است.
در مقابل، تهران نیز به این حملات لفظی پاسخ داده است. گزارش میگوید رسانهها و نهادهای نزدیک به حکومت ایران از ویدئوهای تمسخرآمیز تا اظهارنظر درباره سلامت روان ترامپ استفاده کردهاند. روزنامه تهرانتایمز در آوریل گزارش داده بود که سازمان نظام روانشناسی ایران خواستار بررسی سلامت روان رهبران سیاسی آمریکا، بهویژه ترامپ، شده است.
پولیتیکو مینویسد بیاعتمادی ترامپ به جمهوری اسلامی به حدود پنج دهه قبل و بحران گروگانگیری پس از انقلاب ۱۳۵۷ بازمیگردد. او همچنین بارها گفته تنها توافقی را خواهد پذیرفت که «بهتر» از توافق هستهای ۲۰۱۵ دولت باراک اوباما باشد؛ توافقی که خود ترامپ بعدها از آن خارج شد.
در سوی مقابل، مقامهای ایرانی نیز به ترامپ اعتماد ندارند و خروج او از برجام و همچنین حملات نظامی آمریکا در دوره دوم ریاستجمهوریاش را عامل تضعیف دیپلماسی میدانند. به نوشته این گزارش، این حملات به زیرساختهای هستهای ایران آسیب جدی وارد کرده و بسیاری از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی، از جمله علی خامنهای، را کشته است.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در واکنش به این انتقادها گفته است: «آنچه رژیم در ملاعام میگوید، همیشه با آنچه در خفا میگوید یکسان نیست.» او تاکید کرده که ترامپ فقط توافقی را خواهد پذیرفت که «امنیت ملی آمریکا را در اولویت قرار دهد».
پولیتیکو همچنین به تفاوت رویکرد ترامپ با دولت اوباما اشاره میکند. به نوشته این گزارش، توافق هستهای ۲۰۱۵ نشان داد که امکان رسیدن به توافقی وجود دارد که هر دو طرف بتوانند آن را پیروزی خود معرفی کنند. در آن زمان، اوباما و تیمش با وجود انتقادهای تند مخالفان، در قبال جمهوری اسلامی «خویشتنداری و احترام قابلتوجهی» نشان دادند.
در مقابل، ترامپ خواستار «تسلیم بیقید و شرط» [حکومت] ایران شده و درخواستهایی فراتر از خطوط قرمز اعلامشده تهران، از جمله توقف دائمی غنیسازی اورانیوم مطرح کرده است.
برخی مقامهای آمریکایی و عرب به پولیتیکو گفتهاند که اگر ترامپ اصرار کند جمهوری اسلامی را در مذاکرات «شکست داده»، ممکن است حکومت ایران در داخل ضعیف به نظر برسد و این مساله خطر ناآرامیهای داخلی را افزایش دهد.
نیت سوانسون، مقام پیشین امنیت ملی آمریکا، گفته است خواستههای ترامپ ناشی از «این تصور اشتباه» است که ایران در نهایت تسلیم خواهد شد. او تاکید کرده: «این اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد؛ مهم نیست ایران تحت چه فشاری باشد.»
پولیتیکو همچنین به اظهارات روبیو اشاره میکند که گفته [حکومت] ایران تحمل بالایی در برابر فشار اقتصادی نشان داده، اما محاصره کشتیها و بنادر ایران از سوی آمریکا تلاشی برای رساندن حکومت به «نقطه فروپاشی» است.
این گزارش میافزاید برخی حامیان حملات آمریکا و اسرائیل علیه [حکومت] ایران معتقدند لحن تند ترامپ بخشی از راهبرد فشار حداکثری برای گرفتن امتیازات بیشتر از تهران، بهویژه در شرایطی که جمهوری اسلامی در موقعیت ضعیفتری قرار دارد، است.
بهنام بنطالبلو، تحلیلگر بنیاد دفاع از دموکراسیها، به پولیتیکو گفته است: «به نظر میرسد بخشی از راهبرد ترامپ این است که تهران را مجبور کند میان حفظ آبرو و از دست دادن سرش یکی را انتخاب کند.»
در عین حال، برخی دیپلماتها معتقدند [حکومت] ایران بیش از سخنان علنی ترامپ، به پیامهایی توجه میکند که از طریق کانالهای پشتپرده منتقل میشود.
پولیتیکو در پایان با اشاره به تجربه مذاکرات ترامپ با کره شمالی مینویسد اگرچه ترامپ توانست از توهین به کیم جونگ اون به تمجید از او برسد، اما آن مذاکرات نیز هرگز به توافق نهایی منجر نشد و کره شمالی همچنان زرادخانه هستهای خود را گسترش داد.
به نوشته این گزارش، اکنون برخی تحلیلگران این پرسش را مطرح میکنند که آیا [حکومت] ایران نیز ممکن است در نهایت، صرفنظر از هر توافقی با آمریکا، مسیر مشابهی را در پیش بگیرد و به دنبال دستیابی به سلاح هستهای برود.
به گزارش واینت، یک توافق احتمالی میان آمریکا و جمهوری اسلامی میتواند معادلات جبهه لبنان را به شکل چشمگیری تغییر دهد؛ توافقی که به گفته منابع اسرائیلی، تهران اصرار دارد همه جبهههای درگیری، از جمله لبنان و غزه، را به یکدیگر پیوند بزند و توقف درگیریها را در تمامی آنها شامل شود.
بر اساس این گزارش، اطلاعاتی که به اسرائیل رسیده نشان میدهد جمهوری اسلامی خواستار گنجاندن بندی در توافق با واشینگتن شده که بر اساس آن هرگونه آتشبس یا تفاهم، تمام جبهههای منطقهای را در بر بگیرد. به نوشته واینت، آمریکا نیز با این بند موافقت کرده؛ موضوعی که برای اسرائیل «چندان مطلوب» توصیف نشده است.
نبیه بری، رییس پارلمان لبنان، نیز در گفتوگو با الجزیره این موضوع را تایید کرده و گفته عباس عراقچی، وزیر خارجه حکومت ایران، به او اطلاع داده است که «لبنان بخشی از هر توافق آتشبس خواهد بود.»
در پی این تحولات، کابینه امنیتی اسرائیل قرار است درباره پیامدهای تفاهمات در حال شکلگیری میان تهران و واشینگتن، بهویژه در ارتباط با لبنان، تشکیل جلسه دهد.
واینت مینویسد ارتش اسرائیل در جبهه شمالی با وضعیتی پیچیده روبهروست؛ زیرا حزبالله همچنان به سوی نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان شلیک میکند و ارتش اسرائیل همچنان تلفات میدهد، در حالی که آزادی عمل نظامی اسرائیل محدودتر شده است.
بر اساس این گزارش، نیروی هوایی اسرائیل برای هفتهها حملهای به بیروت انجام نداده و عملیاتهای ترور هدفمند نیز متوقف شدهاند. حتی نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، که در طول جنگ بارها از سوی وزیر دفاع اسرائیل تهدید شده بود، اکنون به گفته گزارش «نوعی مصونیت تحت حمایت ایران» پیدا کرده است.
مقامهای ارتش اسرائیل گفتهاند تا زمانی که توافقی برای خلع سلاح حزبالله حاصل نشود - حتی اگر این روند بهصورت مرحلهای اجرا شود - نیروهای اسرائیلی در خطوط دفاعی فعلی خود باقی خواهند ماند. به گفته این مقامها، هدف جلوگیری از بازسازی توان حزبالله و ممانعت از بازگشت حملات موشکی ضدتانک به شمال اسرائیل است.
در همین حال، ایال زمیر، رییس ستاد ارتش اسرائیل، در بازدید از منطقه خیام در جنوب لبنان، که بهرغم اعلام آتشبس همچنان صحنه درگیری توصیف شده، گفت اسرائیل «فرصتی تاریخی برای تغییر واقعیت منطقهای» در اختیار دارد.
او همچنین با اشاره به [حکومت] ایران گفت: «ما همچنان مجموعهای از اهداف آماده حمله در ایران داریم» و افزود ارتش اسرائیل در «آمادهباش کامل» برای بازگشت به عملیات گستردهتر علیه جمهوری اسلامی قرار دارد؛ عملیاتی که به گفته او میتواند «دستاوردها را عمیقتر و رژیم را ضعیفتر کند.»
زمیر در جریان این بازدید وارد تونلی از حزبالله شد که به گفته ارتش اسرائیل در عمق حدود ۲۵ متری زیر یک فروشگاه لباس کودکان در یک محله غیرنظامی کشف شده بود. او این موضوع را «مدرکی دیگر» از استفاده حزبالله از غیرنظامیان بهعنوان «سپر انسانی» توصیف کرد.
رییس ستاد ارتش اسرائیل همچنین گفت از زمان آغاز عملیات «غرش شیر» بیش از دو هزار نیروی حزبالله کشته شدهاند و به نیروهای اسرائیلی دستور داده است «بدون محدودیت» به شناسایی و نابودی دشمن ادامه دهند.
واینت مینویسد با وجود آنکه ارتش اسرائیل میگوید ماموریت اصلی خود، یعنی جلوگیری از حمله نیروهای رضوان و متوقف کردن آتش ضدتانک علیه شهرکهای شمالی را محقق کرده، اما اکنون مساله اصلی، تعیین وضعیت «روز پس از جنگ» است.
بر اساس این گزارش، نیروهای اسرائیلی در امتداد «خط زرد» مستقر هستند، اما هنوز مشخص نیست چه زمانی عقبنشینی خواهند کرد. فرماندهان اسرائیلی هشدار دادهاند بازگشت ساکنان لبنانی به روستاهایی که تخلیه و پاکسازی شدهاند، میتواند دستاوردهای امنیتی اسرائیل را از بین ببرد.
در بخش دیگری از گزارش، واینت به غزه نیز پرداخته و نوشته است بندی که جبههها را در توافق آمریکا و [حکومت] ایران به هم مرتبط میکند، ممکن است اسرائیل را از ازسرگیری جنگ گسترده در غزه بازدارد؛ آن هم در شرایطی که حماس همچنان از خلع سلاح خودداری میکند.
به گفته مقامهای ارشد ارتش اسرائیل، اکنون که دیگر گروگان اسرائیلی در غزه باقی نمانده، اسرائیل باید با استفاده از قدرت آتش و عملیات زمینی برای خلع سلاح حماس و فروپاشی حکومت آن در نوار غزه اقدام کند.
این مقامها همچنین گفتهاند محدود شدن درگیری در لبنان باعث شده نیروهایی برای عملیات در غزه آزاد شوند و اسرائیل بتواند «کار را تمام کند.»
با این حال، مقامهای نظامی اسرائیل اذعان کردهاند که فرسودگی نیروهای ذخیره، نیاز به حفظ آمادگی در لبنان و احتمال تشدید تنش در کرانه باختری، در کنار ضرورت جلب موافقت کاخ سفید، از جمله محدودیتهای مهم پیش روی هرگونه عملیات گسترده جدید است.
سند «راهبرد ضدتروریسم ۲۰۲۶ آمریکا» جمهوری اسلامی را بزرگترین تهدید خاورمیانه برای ایالات متحده توصیف کرده و بر ادامه عملیات علیه توان هستهای، موشکی و شبکه نیروهای نیابتی تهران تاکید کرده است؛ سندی که [حکومت] ایران را در مرکز تهدیدهای امنیتی و تروریستی علیه آمریکا قرار میدهد.
در پیشگفتار این سند که از سوی کاخ سفید منتشر شده، دونالد ترامپ جمهوری اسلامی را «حامی شماره یک دولتی تروریسم در جهان» توصیف میکند و مینویسد عملیاتهای «چکش نیمهشب» و «خشم حماسی» ضربههایی ویرانگر به «رژیم منحوس ایران» وارد کردهاند تا اطمینان حاصل شود که تهران «هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نکند.»
در بخش «تهدید»، سند از «خنثیسازی تهدید هستهای ایران» در قالب همین عملیاتها بهعنوان نمونهای از قدرت نظامی و بازدارندگی آمریکا یاد میکند. در این بخش آمده است که عملیاتهای یادشده علیه «تواناییهای هستهای ایران» و «ظرفیت نظامی و جاهطلبیهای هستهای» جمهوری اسلامی انجام شدهاند.
راهبرد جدید ضدتروریسم آمریکا همچنین بر مقابله با «حمایت پنهان دولتهای متخاصم» از گروههای تروریستی و اسلامگرا تاکید میکند. در این چارچوب، سند از اقداماتی مانند تحریمها، توقیف نفتکشهای «ناوگان سایه»، عملیات مخفی و حملات سایبری تهاجمی برای بالا بردن هزینه حمایت دولتی از تروریسم سخن میگوید. متن سند تصریح میکند که این اقدامات شامل مقابله با انتقال فناوریهای دوکاربردی، پهپادها و تسلیحات پیشرفته به گروههای تروریستی نیز میشود.
در ادامه، در بخش مربوط به ابعاد جدید تهدیدهای تروریستی، بهطور مشخص از حکومتهای ایران، چین و روسیه بهعنوان کشورهایی نام برده میشود که فناوریهایی مانند پهپادها را در اختیار تروریستها قرار میدهند. سند میگوید: «استفاده تروریستها و جهادیها از سلاحهای جدید مانند پهپادها، و همچنین انتقال این فناوریها به تروریستها از سوی دولتهایی چون ایران، چین و روسیه» یکی از تهدیدهای کلیدی پیشروی آمریکاست.
در بخش «ضدتروریسم و دیپلماسی ریاستجمهوری»، سند به موضوع بازداشت شهروندان آمریکایی توسط دولتها میپردازد و هشدار میدهد کشورهایی که آمریکاییها را «بهطور غیرقانونی» بازداشت میکنند، ممکن است در فهرست «حامیان دولتی بازداشت غیرقانونی» قرار بگیرند. در پایان این بخش آمده است: «همانطور که رژیمهای ایران و افغانستان میدانند، قرار گرفتن در این فهرست پیامدهای واقعی دارد.»
یکی از بخشهای مهم سند، پیوند دادن جمهوری اسلامی به شبکههای فراملی تروریسم و کارتلها در نیمکره غربی است. در بخش «نیمکره ما»، سند درباره عملیات «عزم مطلق» میگوید نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، «رییس یک کارتل در ارتباط با ایرانِ حامی تروریسم و نیروی نیابتی آن، حزبالله» بوده است.
اما مهمترین و صریحترین مواضع سند درباره ایران در بخش «خاورمیانه» مطرح میشود. در این بخش، سند تصریح میکند: «بزرگترین تهدید علیه ایالات متحده که از خاورمیانه سرچشمه میگیرد، مشخصاً از سوی [حکومت] ایران است؛ بهطور مستقیم از طریق تواناییهای هستهای و موشکی، و بهطور غیرمستقیم از طریق میلیاردها دلاری که به نیروهای نیابتی تروریستی، از جمله حزبالله، منتقل میکند.»
سند سپس به عملیاتهایی اشاره میکند که علیه جمهوری اسلامی انجام شدهاند؛ از جمله حمله به قاسم سلیمانی در دوره نخست ترامپ و عملیاتهای «چکش نیمهشب» و «خشم حماسی». در متن آمده است: «این اقدامات تا زمانی ادامه خواهد یافت که رژیم تهران دیگر تهدیدی برای ایالات متحده نباشد.»
در ادامه، راهبرد آمریکا بر ادامه عملیات «نظامی، اطلاعاتی و سایبری» علیه نیروهای نیابتی مورد حمایت حکومت ایران تاکید میکند. سند میگوید واشینگتن به عملیات علیه «نیروهای نیابتی مورد حمایت ایران که علیه آمریکاییها توطئه میکنند» ادامه خواهد داد و همچنین «علیه عوامل رژیم که برای حمله به آمریکاییها در خاک آمریکا، مخالفان ایرانی و اسرائیلیها در کشور ما برنامهریزی کنند» اقدام قاطع انجام خواهد داد.
در بخش مربوط به امنیت دریایی نیز نام ایران و تنگه هرمز مطرح شده است. سند تاکید میکند آزادی کشتیرانی برای اقتصاد آمریکا حیاتی است و واشینگتن «اجازه نخواهد داد آبراههای راهبردی مانند تنگه هرمز یا دریای سرخ به گروگان بازیگران دولتی یا غیردولتی گرفته شوند.»
همچنین در همین بخش، آمریکا اعلام میکند اگر کشتیهایش از سوی حوثیها تهدید شوند، «بار دیگر آماده اقدام نظامی قاطع در یمن» خواهد بود.
در بخش «آسیا» نیز جمهوری اسلامی بار دیگر در ارتباط با گروههای جهادی مطرح میشود. سند میگوید القاعده و داعش همچنان در کشورهای مختلف آسیایی فعالاند و از فضاهای بیحکومت سوءاستفاده میکنند تا پناهگاه امن ایجاد کنند؛ سپس اضافه میکند این گروهها «یا در ایران تحت حمایت مستقیم قرار دارند، یا در دیگر رژیمهای متخاصم خارج از آسیا پناه گرفتهاند.»
در بخش «تروریستها و سلاحهای کشتار جمعی» نیز اگرچه نام ایران بهطور مستقیم تکرار نمیشود، اما سند تاکید میکند آمریکا کشورهایی را که «از تروریسم مرتبط با سلاحهای کشتار جمعی حمایت، آن را تسهیل یا تامین میکنند» پاسخگو خواهد کرد و برای مقابله با این تهدید از ابزارهای «دیپلماتیک، اطلاعاتی، نظامی، اقتصادی و علمی» استفاده خواهد کرد.
سند «راهبرد ضدتروریسم ۲۰۲۶ آمریکا» جمهوری اسلامی ایران را نه صرفاً یک رقیب منطقهای، بلکه تهدیدی چندوجهی برای امنیت ملی آمریکا معرفی میکند؛ تهدیدی که از نگاه این سند، برنامه هستهای و موشکی، حمایت از نیروهای نیابتی، تهدید آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، عملیات علیه مخالفان ایرانی و اسرائیلیها در خاک آمریکا، و پشتیبانی از شبکههای تروریستی و جهادی را در بر میگیرد.