جیدی ونس: ما روشن گفتهایم چه میخواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، در گفتوگویی با شبکه فاکس نیوز درباره مذاکرات خود با هیات جمهوری اسلامی در اسلامآباد، پایتخت پاکستان، گفت واشینگتن بهروشنی برای جمهوری اسلامی روشن کرده است که چه کارهایی باید انجام دهد و اکنون توپ در زمین آنهاست.
او گفت: «نمیگویم که اوضاع بد پیش رفت؛ فکر میکنم کارهایی هم درست پیش رفت. ما پیشرفتهای زیادی داشتیم، اما همچنین به وضوح مشخص کردیم و فکر میکنم این بخشی از پیشرفتی بود که به دست آوردیم، که شرایطی که ایالات متحده میتواند در آنها از خود انعطاف نشان دهد، چیست.»
او افزود: «مشخص کردیم در چه مواردی منعطف هستیم و چه چیزهایی را حتما باید ببینیم تا رییسجمهوری ایالات متحده احساس کند که در حال دستیابی به یک توافق خوب است؛ بنابراین ما آن موارد را مطرح کردیم و گفتوگوهای خوبی داشتیم.»
ونس افزود: «فکر میکنم این اولین بار بود که میدیدید دولت ایران و دولت ایالات متحده در چنین سطح بالایی با هم دیدار میکنند، شاید در تاریخ رهبری فعلی ایران. بنابراین، من این را یک نکته مثبت میبینم و دوباره میگویم، ما در مذاکرات پیشرفت داشتیم. سوال بزرگ از اینجا به بعد این است که آیا ایرانیها انعطافپذیری کافی خواهند داشت و آیا موارد حیاتی را که ما برای به سرانجام رسیدن کارها نیاز داریم، خواهند پذیرفت یا خیر.»
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، پیشتر صبح یکشنبه در اسلامآباد و پس از حدود ۲۱ ساعت مذاکره فشرده با هیات جمهوری اسلامی اعلام کرده بود که با وجود انجام گفتوگوهای «جدی و محتوایی»، دو طرف به توافق نرسیدهاند و واشینگتن اکنون با «آخرین و بهترین پیشنهاد» خود مذاکرات را ترک میکند.
ونس در یک نشست کوتاه مطبوعاتی، ضمن قدردانی از نقش پاکستان در میزبانی مذاکرات، تاکید کرد که این کشور «تلاش چشمگیری» برای نزدیک کردن مواضع دو طرف انجام داده و ناکامی در رسیدن به توافق به میزبانان مربوط نبوده است. او گفت: «خبر خوب این است که گفتوگوهای قابل توجهی انجام شد، اما خبر بد این است که به توافق نرسیدیم» و افزود که این نتیجه «برای ایران بسیار بدتر از آمریکا» است.
معاون رییسجمهوری آمریکا تصریح کرد که هیات آمریکایی بدون دستیابی به توافق به واشینگتن بازمیگردد، در حالی که به گفته او، خطوط قرمز آمریکا بهطور کامل و شفاف به طرف ایرانی منتقل شده است. او توضیح داد که واشینگتن مشخص کرده در چه حوزههایی آمادگی انعطاف دارد و در چه مواردی «به هیچ وجه» کوتاه نخواهد آمد، اما [حکومت] ایران این شروط را نپذیرفته است.
او دوشنبه در گفتوگو با شکبه فاکسنیوز گفت: «آنچه رییسجمهوری ایالات متحده گفته این است که اولا، ایران هرگز نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد. بنابراین، تمام خطوط قرمز ما از این اصل اساسی نشات میگیرد؛ زیرا این یک مساله است که ایرانیها بگویند خودشان هرگز به دنبال سلاح هستهای نخواهند رفت. آنها حاضرند این را بگویند و این خوب است. اما شما باید طبیعتا این چیزها را راستیآزمایی کنید.»
معاون ترامپ افزود: «دو مورد خاص وجود دارد که رییسجمهوری گفته است در آنها هیچ انعطافی نداریم. ما باید به نتیجهای برسیم که رییسجمهوری درباره اولین مورد یعنی برنامه هستهای گفته است. آنچه برخی آن را «غبار» مینامند، یعنی همان اورانیوم غنیسازی شدهای که ایرانیها در حال حاضر در اختیار دارند؛ ما گفتهایم که میخواهیم آن مواد از ایران خارج شود و میخواهیم اکنون مالکیت آن را در اختیار بگیریم. چرا این اهمیت دارد؟ زیرا آنها در حال حاضر به آن مواد دسترسی دارند. آن مواد در واقع در اثر «عملیات چکش نیمهشب» زیر زمین دفن شده است، اما اگر به بلندمدت فکر کنید، رییسجمهوری نمیخواهد رییسجمهوری بعدی یا رییسجمهوری بعد از آن نگران این برنامه باشد؛ بنابراین ما میخواهیم آن مواد را بهطور کامل از ایران خارج کنیم تا ایالات متحده بر آن کنترل داشته باشد. این مورد اول بود.»
ونس گفت: «مورد دوم دوباره به موضوع راستیآزمایی برمیگردد. این یک چیز است که ایرانیها بگویند قرار نیست سلاح هستهای داشته باشند، اما اینکه ما مکانیسمی را برای اطمینان از عدم وقوع آن ایجاد کنیم، بحث دیگری است. بخشی از آن، طبیعتا، اطمینان از این است که آنها توانایی غنیسازی اورانیوم را نداشته باشند؛ همان راهی که قبلا از طریق آن به سلاح هستهای بسیار نزدیک شدند. بنابراین اینها واقعا دو موردی هستند که صادقانه بگویم، فکر میکنم ایرانیها در آنها پیشرفتهایی داشتند. آنها به سمت موضع ما حرکت کردند، به همین دلیل است که فکر میکنم میتوانیم بگوییم نشانههای خوبی داشتیم، اما آنها به اندازه کافی پیش نیامدند. بنابراین آنچه تصمیم گرفتیم این است که میدانید، با توجه به اینکه فکر نمیکنیم این تیم فعلی در این بازه زمانی فعلی بتواند به توافق برسد، اجازه دهیم آنها به تهران برگردند، ما هم به واشینگتن برگردیم و اکنون اینجا، جایی است که امروز ایستادهایم.»
جیدی ونس در ادامه این گفتوگو تاکید کرد که در حال حاضر توپ در زمین جمهوری اسلامی است.
او گفت: « ما مشخص کردهایم که در کجا مایل به مدارا هستیم و همچنین به وضوح گفتهایم که مواد هستهای باید از ایران خارج شوند.»
ونس افزود: «نکته جالب درباره این موضوع این است که در فرآیند انجام این مذاکرات، من فکر میکنم به درکی درباره نحوه مذاکره ایرانیها رسیدیم. و این در نهایت دلیلی است که ما پاکستان را ترک کردیم، زیرا آنچه فهمیدیم این بود که آنها قادر نبودند، فکر میکنم تیمی که آنجا بود قادر نبود توافقی را نهایی کند. آنها باید به تهران برمیگشتند تا یا از رهبر یا از جای دیگری، در واقع تاییدیه شرایطی را که ما تعیین کرده بودیم بگیرند.»
او گفت: « بنابراین دوباره میگویم، اینکه آیا گفتوگوهای بیشتری خواهیم داشت یا در نهایت به توافق میرسیم، به آنها بستگی دارد. واقعا فکر میکنم توپ در زمین ایران است؛ زیرا ما چیزهای زیادی را روی میز گذاشتیم و خطوط قرمزمان را بسیار شفاف اعلام کردیم.»
ونس افزود: «ما همچنین شفاف گفتیم که در واقع بسیار خوشحال خواهیم شد، همانطور که رییسجمهوری ایالات متحده گفته است، اگر با ایران مانند یک کشور عادی رفتار شود؛ اگر اقتصادی عادی داشته باشد و مردمش بتوانند شکوفا شوند و پیشرفت کنند. اما برای اینکه ایران از نظر اقتصادی یک کشور عادی باشد، باید از منظر عدم پیگیری سلاح هستهای و همچنین از منظر عدم پیگیری تروریسم، یک کشور عادی باشد. بنابراین، من فکر میکنم یک «توافق بزرگ» در اینجا وجود دارد که میتوان به آن دست یافت، اما این به ایرانیها بستگی دارد که گام بعدی را بردارند.»
او در ادامه گفت: «یکی از چیزهایی که دربارهاش صحبت کردیم، این بود که ما نیاز داریم شاهد بازگشایی کامل تنگه هرمز باشیم. و صادقانه بگویم، این یکی از مواردی است که ایرانیها سعی کردند در طول مذاکرات قوانین را به نفع خود تغییر دهند. ما کاملا برای آنها شفاف کردیم که چنین امری غیرقابل قبول است. ما با این موضع به مذاکرات آمدیم که آنچه ایالات متحده در اینجا داده است، یک آتشبس است؛ ما بمباران این کشور را متوقف کردیم. آنچه انتظار داریم که ایرانیها در مقابل بدهند، بازگشایی کامل تنگه هرمز است. همانطور که رییسجمهوری گفته است، ما شاهد افزایش قابل توجه ترافیک عبوری از تنگه هرمز بودهایم. این برای اقتصاد جهانی خوب است و برای ایالات متحده آمریکا نیز خوب است، اما هنوز شاهد بازگشایی کامل نبودهایم.»
معاون رییسجمهوری آمریکا افزود: بنابراین انتظار ما این است که ایرانیها به پیشرفت در جهت باز کردن تنگه هرمز ادامه دهند، و اگر دست به چنین کاری نزنند، این موضوع اساسا مذاکرهای را که با آنها داریم تغییر خواهد داد.»
او گفت: «من باید اعتبار زیادی برای ژنرال منیر، رییس ستاد ارتش پاکستان و نیز نخستوزیر این کشور قائل شوم؛ هر دو آنها میزبانانی فوقالعاده و به نظر من دولتمردانی بینظیر در کمک به میانجیگری گفتوگو بین ما و ایرانیها بودند؛ دو کشوری که برای مدتی بسیار طولانی گفتوگوهای جدی با هم نداشتهاند.»
ونس سپس درباره اظهارات عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت: « ببینید او چه گفته است، بله، کمی بلوف و تشر در حرفهایش وجود دارد، اما اگر بین خطوط را بخوانید، خود او میگوید که ما فقط چند سانتیمتر با یک توافق فاصله داشتیم. فکر میکنم این نشان میدهد که اولا ایرانیها تمایل به انجام معامله دارند و ثانیا آنها در جریان مذاکرات بسیار به موضع ما نزدیک شدند.»
معاون رییسجمهوری آمریکا در ادامه گفتوگوی خود با شبکه فاکسنیوز گفت: «اما باید یک نکته را بگویم. ایرانیها مذاکرهکنندگان بسیار متفاوتی هستند؛ حداقل آن ایرانیها مذاکرهکنندگان بسیار متفاوتی نسبت به ما در ایالات متحده بودند. کاری که من و جرد کوشنر و استیو ویتکاف انجام دادیم این بود که بسیار شفاف گفتیم: ببینید، اینها چیزهایی است که ما مایل به دادنشان هستیم، اما اینها چیزهایی است که حتما باید داشته باشیم: ما باید مواد غنیشده را از ایران خارج کنیم. ما باید تعهد قطعی آنها را برای عدم توسعه سلاح هستهای داشته باشیم.»
او افزود: «فکر میکنم اگر ایرانیها مایل باشند بر سر این نکات با ما به تفاهم برسند، این میتواند یک توافق بسیار بسیار خوب برای هر دو کشور باشد. اگر مایل نباشند، این دیگر به خودشان بستگی دارد؛ این تصمیم آنهاست و واقعا توپ در زمین آنهاست. بنابراین وقتی شما میپرسید بعد چه میشود؟ من فکر میکنم ایرانیها تعیین خواهند کرد که بعد چه میشود.» ونس گفت: «همانطور که ربیسجمهوری ایالات متحده میگوید، کارتها در دست ماست؛ ما برتری نظامی داریم. ما اکنون فشار اقتصادی اضافی داریم که از طریق محاصرهای که بر نفت بارگیری شده از تنگه هرمز اعمال کردهایم، بر آنها وارد میکنیم. بنابراین ما کارتهای زیادی داریم، اهرم فشار داریم و خواهیم دید که ایرانیها با آن چه میکنند.»
معاون رییسجمهوری آمریکا درباره محاصره دریایی جمهوری اسلامی گفت: «این محاصر فقط به شناورهایی که با پرچم ایران حرکت میکنند، محدود نیست، بلکه شامل هر شناوری است که بدانیم به سمت بنادر ایران میرود یا از بنادر ایران آمده است.»
او افزود: «احتمالا خواهید دید که برخی کشتیها سعی میکنند پرچم خود را تغییر دهند، اما البته ما متوجه خواهیم شد، زیرا اطلاعات بسیار خوبی داریم که کدام یک از کشتیهایی که وارد یا خارج میشوند به ایران مرتبط هستند.»
ونس گفت: «تنها کاری که ایرانیها توانستهاند انجام دهند درگیر شدن در این تروریسم اقتصادی فعال علیه کل جهان است؛ آنها اساسا هر کشتی را که از تنگه هرمز عبور میکند تهدید میکنند. رییسجمهوری ایالات متحده نشان داد که دو طرف میتوانند این بازی را انجام دهند و اگر ایرانیها بخواهند در تروریسم اقتصادی شرکت کنند، ما از یک اصل ساده پیروی خواهیم کرد: هیچ کشتی ایرانی هم از تنگه هرمز عبور نخواهد کرد.»
او افزود: «ما میدانیم که این موضوع بزرگی برای آنهاست. میدانیم که این اهرم فشار اقتصادی اضافی ایجاد میکند و دوباره میگویم، رییسجمهوری میخواهد مردم ایران شکوفا شوند و موفق باشند. او تیم مذاکرهکننده خود را فرستاد تا یک پیشنهاد جدی را روی میز بگذارد. توپ در زمین ایران است. آیا پیشرفت کردیم؟ بله، اما از ایرانیها خواهیم فهمید که آیا میتوانیم به آن پیشرفت نهایی دست یابیم که ما را به یک توافق بزرگ برساند یا خیر.»
معاون رییسجمهوری آمریکا گفت: «من توصیههایم را به دونالد ترامپ ارائه میدهم. همه ما این کار را میکنیم. انتظار دارم وقتی به رییسجمهوری توصیهای میکنم، آن توصیه محرمانه بماند، زیرا رییسجمهوری باید بتواند به مشاوران ارشد خود تکیه کند بدون اینکه آنها به سمت رسانهها بدوند.»
او افزود: «آنچه میتوانم بگویم این است که من ۱۰۰ درصد با رییسجمهوری در این مورد موافقم که ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد. من فقط در مذاکراتی که در چند روز گذشته داشتیم دیدم که اینها مذاکرهکنندگان سرسختی هستند، اما اساسا از آن دست افرادی هستند که با داشتن سلاح هستهای، هزینههای وحشتناکی را به کل جهان تحمیل میکنند. اگر آنها الان حاضرند در تروریسم اقتصادی علیه کل جهان شرکت کنند، اگر بمب هستهای در تهران داشته باشند، دست به چه کارهایی خواهند زد؟ چه اهرم فشاری خواهند داشت؟ این نتیجهای نیست که برای ما قابل قبول باشد یا اساسا برای هیچکس قابل قبول باشد. بنابراین من ۱۰۰ درصد از اهداف رییسجمهوری برای دور نگه داشتن سلاحهای هستهای، دور نگه داشتن بدترین سلاحهای جنگی، از دست ایرانیها حمایت میکنم.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.