واینت: اسرائیل پس از جنگی پرهزینه با چالشهای امنیتی پیچیدهتری روبهرو شده است
در حالی که آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی و آمریکا جنگ ششهفتهای را متوقف کرده، ارزیابیها در اسرائیل نشان میدهد نهتنها اهداف کلیدی جنگ محقق نشده، بلکه این کشور ممکن است با محدودیتهای بیشتر و تهدیدهای امنیتی پیچیدهتری در آینده مواجه شود.
به گزارش واینت، اسرائیل پس از پرهزینهترین جنگ تاریخ خود - با هزینهای بین ۵۰ تا ۶۰ میلیارد شکل (۱۶.۲ تا ۱۹.۴ میلیارد دلار) در حدود ۴۰ روز - اکنون وارد مرحلهای از ابهام و نگرانی شده است. تنها چند ساعت پس از اعلام آتشبس، بنیامین نتانیاهو، وزرای دولت و فرماندهان ارشد ارتش سکوت اختیار کردند و شهروندان خبر توقف جنگ را از منابع خارجی دریافت کردند.
اهداف اعلامشده بدون تحقق باقی ماند بر اساس این گزارش، اهداف اصلی اسرائیل از جنگ، از جمله کنترل اورانیوم غنیشده ایران، سرنگونی نظام حاکم، نابودی توان موشکی بالستیک و قطع حمایت از گروههای نیابتی، هیچکدام بهطور کامل محقق نشدهاند.
این وضعیت، در کنار سکوت مقامات، فضای سردرگمی را در داخل اسرائیل تشدید کرده است؛ بهویژه برای شهروندانی که هفتهها زیر حملات موشکی حکومت ایران به پناهگاهها پناه میبردند و اکنون با پرسشهای بیپاسخ روبهرو هستند.
خلا رهبری و تصمیمگیریهای پراکنده واینت مینویسد در نبود موضعگیری رسمی، برخی نهادهای محلی بهطور مستقل اقدام به تصمیمگیری کردهاند، از جمله بازگشایی مدارس، در حالی که فرماندهی جبهه داخلی هنوز دستورالعمل جدیدی صادر نکرده و محدودیتهای جنگی را لغو نکرده است. همچنین گزارشهای متناقضی درباره ادامه یا توقف عملیات اسرائیل علیه حزبالله در لبنان منتشر شده است.
جنگی با هزینههای بیسابقه برآوردها نشان میدهد هزینه روزانه جنگ بهطور میانگین حدود یک میلیارد شکل بوده و در روزهای نخست حتی به ۲ تا ۳ میلیارد شکل در روز رسیده است. این هزینهها شامل عملیات گسترده نیروی هوایی، مصرف بالای مهمات و استفاده گسترده از سامانههای پدافند هوایی بوده است.
مقامهای دفاعی هشدار دادهاند که حتی در صورت عدم تشدید دوباره درگیریها، تا پایان سال به حدود ۳۴ میلیارد شکل (۱۱ میلیارد دلار) دیگر برای تامین هزینه عملیات و برنامههای نظامی نیاز خواهد بود.
تکرار الگوی جنگهای پیشین به نوشته واینت، این جنگ ممکن است از نظر نتیجه، مشابه درگیریهای پیشین با غزه باشد: آغاز با شعارهای قاطع و پایان با نوعی بنبست شکننده. با این تفاوت که اینبار حکومت ایران توانسته در مدت کوتاهی کل خاک اسرائیل - از ایلات در جنوب تا حیفا در شمال - را با موشکهای بالستیک هدف قرار دهد.
ورود به محیط امنیتی پرریسکتر این گزارش هشدار میدهد که اسرائیل ممکن است اکنون با محیط امنیتی بدتری نسبت به پیش از جنگ مواجه باشد. توافقهای احتمالی میان آمریکا و جمهوری اسلامی میتواند آزادی عمل اسرائیل برای اقدام نظامی در آینده را محدود کند، در حالی که حکومت ایران توانایی خود برای وارد کردن خسارات گسترده را بهنمایش گذاشته است.
حتی بدون محدودیت رسمی از سوی آمریکا، بازگشت به سیاست «کارزار میان جنگها» میتواند به چرخهای از درگیریهای مکرر و پرهزینه منجر شود؛ مشابه آنچه پیش از ۷ اکتبر در مواجهه با حماس رخ میداد.
فشار بر اقتصاد و نیروی انسانی واینت تاکید میکند که ادامه این وضعیت میتواند فشار سنگینی بر اقتصاد اسرائیل وارد کند، بودجه دفاعی را افزایش دهد و وابستگی به نیروهای ذخیره را تشدید کند؛ آن هم در شرایطی که کمبود نیروی انسانی وجود دارد و معافیتهای خدمت نظامی برای برخی گروهها همچنان پابرجاست.
در حال حاضر، بودجه دفاعی اسرائیل ۱۴۳ میلیارد شکل (۴۶.۳ میلیارد دلار) است که حتی پس از افزایش اخیر نیز به گفته مقامات، پاسخگوی نیازهای فعلی نیست.
پایان جنگ یا وقفهای موقت؟ مقامهای دفاعی اسرائیل میگویند هنوز برای اعلام پایان جنگ زود است. در عین حال، نشانهای از کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه دیده نمیشود.
به گزارش واینت، هنوز مشخص نیست آتشبس فعلی به پایان واقعی درگیری منجر خواهد شد یا صرفاً وقفهای موقت است، اما در هر دو حالت، اسرائیل با چالشهای امنیتی و اقتصادی جدیتری نسبت به قبل از جنگ روبهرو خواهد بود.
دبیرکل ناتو میگوید دونالد ترامپ از خودداری متحدان آمریکا برای مشارکت در جنگ علیه حکومت ایران ابراز نارضایتی کرده، در حالی که همزمان بحثهایی درباره آینده نقش واشینگتن در این ائتلاف نظامی مطرح شده است.
مارک روته در گفتوگو با سیانان، بدون اشاره مستقیم به جزئیات مطرحشده در این نشست که چهارشنبه ۱۹ فروردین، پشت درهای بسته، فضای گفتوگو را «بسیار صریح و باز» توصیف کرد و افزود که ترامپ دیدگاه خود درباره تحولات هفتههای اخیر را بهروشنی بیان کرده است.
این دیدار در شرایطی حساس انجام شد که کمتر از ۲۴ ساعت پیش از آن، آمریکا و حکومت ایران بر سر یک آتشبس دو هفتهای - با محوریت بازگشایی تنگه هرمز - به توافق رسیدند. این توافق پس از تهدیدهای شدید ترامپ علیه زیرساختهای ایران شکل گرفت؛ تهدیدهایی که شامل هشدار درباره «نابودی یک تمدن» در صورت عدم بازگشایی تنگه بود.
تشدید تنش میان واشینگتن و متحدان اروپایی پیش از این دیدار، ترامپ انتقادهای تندی علیه ناتو مطرح کرده و این ائتلاف را «ببر کاغذی» خوانده بود. او همچنین بهصراحت احتمال خروج آمریکا از ناتو را مطرح کرد، پس از آنکه کشورهای عضو درخواست او برای مشارکت نظامی در بازگشایی تنگه هرمز را نپذیرفتند.
ترامپ پس از دیدار با روته نیز در پیامی در شبکه اجتماعی خود نوشت که ناتو «وقتی به آن [ناتو] نیاز داشتیم کنار ما نبود» و به اختلافات پیشین بر سر گرینلند نیز اشاره کرد.
در همین حال، سخنگوی کاخ سفید، کارولین لیویت، تایید کرد که موضوع خروج احتمالی از ناتو در دستور گفتوگوهای رییسجمهوری با دبیرکل این ائتلاف قرار داشته است.
واکنشها در داخل آمریکا در داخل آمریکا، برخی چهرههای سیاسی نسبت به افزایش تنش با متحدان هشدار دادهاند. میچ مککانل، سناتور جمهوریخواه، با یادآوری حمایت ناتو از آمریکا پس از حملات ۱۱ سپتامبر، تاکید کرد که واشینگتن نباید بهجای مهار دشمنان، درگیر اختلاف با متحدان خود شود.
همزمان، مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده در دیداری جداگانه با روته، درباره «جنگ ایران»، تلاشها برای پایان جنگ اوکراین و افزایش هماهنگی با متحدان ناتو گفتوگو کرد.
اختلاف بر سر نقش ناتو در بحران ایران اختلاف میان آمریکا و متحدانش از زمان آغاز جنگ با حکومت ایران در اواخر فوریه تشدید شده است. ترامپ بارها تاکید کرده که تامین امنیت تنگه هرمز وظیفه کشورهایی است که به جریان نفت از این مسیر وابستهاند، نه آمریکا.
در مقابل، برخی کشورهای اروپایی از جمله اسپانیا و فرانسه استفاده از حریم هوایی یا تاسیسات نظامی خود برای عملیات آمریکا را محدود کردند، هرچند در عین حال با مشارکت در یک ابتکار بینالمللی برای بازگشایی تنگه پس از پایان درگیریها موافقت کردهاند.
در همین راستا، به نوشته روزنامه گاردین، کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، قرار است به منطقه خلیج فارس سفر کند تا از آتشبس حمایت کند و در تدوین ترتیبات امنیتی پس از جنگ برای تنگه هرمز مشارکت داشته باشد.
این تحولات در حالی رخ میدهد که آینده نقش آمریکا در ناتو و میزان انسجام این ائتلاف، در سایه «جنگ ایران»، با پرسشهای جدی مواجه شده است.
نشریه فارنپالیسی در تحلیلی نوشت که دونالد ترامپ، با وجود نمایش قدرت بیقید و شرط در سیاست خارجی، در برابر یک عامل کلیدی آسیبپذیر است: واکنش بازارهای مالی؛ عاملی که به گفته نویسنده، نقش مهمی در عقبنشینی او از تشدید جنگ با حکومت ایران داشته است.
در این یادداشت، مایکل هیرش، ستوننویس فارنپالیسی و نویسنده، استدلال میکند که عقبنشینی ناگهانی ترامپ از تهدید به نابودی «تمدن» ایران - پس از بسته شدن تنگه هرمز و جهش قیمت نفت - نشان میدهد بازارها به مهمترین محدودیت عملی بر تصمیمات او تبدیل شدهاند. به نوشته او، این روند در قالب الگویی شناختهشده در بازارها، موسوم به «ترامپ همیشه عقبنشینی میکند» (TACO)، بارها تکرار شده است.
بر اساس این تحلیل، ترامپ که خود را فاقد هرگونه محدودیت بیرونی، از جمله قوانین بینالمللی یا فشار متحدان، میداند، در عمل در برابر افت بازارها واکنش نشان میدهد و سیاستهایش را تعدیل میکند. این الگو پیشتر در موضوع تعرفههای تجاری و همچنین تهدید به تصرف گرینلند نیز دیده شده بود.
فارنپالیسی مینویسد در جنگ ۴۰ روزه با جمهوری اسلامی نیز همین الگو تکرار شد. ترامپ با این تصور وارد درگیری شد که جنگی سریع و کنترلشده خواهد بود، اما با بسته شدن تنگه هرمز- سناریویی که نهادهای اطلاعاتی آمریکا سالها درباره آن هشدار داده بودند - با افزایش شدید قیمت انرژی، بحران در بازارهای مرتبط و افتهای پیاپی در بازارهای مالی روبهرو شد. در مقابل، هر نشانهای از کاهش تنش، بهسرعت به بهبود بازارها انجامید.
در این میان، اگرچه ترامپ از تحقق اهداف نظامی سخن گفته، این تحلیل تاکید میکند که بسیاری از اهداف اعلامشده، از جمله نابودی کامل توان هستهای و موشکی ایران یا فروپاشی ساختار حاکمیت، محقق نشدهاند. حکومت ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و حتی بر اساس این تحلیل، اکنون از این موقعیت بهعنوان اهرم فشار جدیدی استفاده میکند.
به نوشته فارنپالیسی، مهمترین پیامد این جنگ برای [حکومت] ایران، تثبیت این اهرم است. توانایی عملی تهران برای اختلال در تنگه هرمز - که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند - از یک تهدید نظری به واقعیتی اثباتشده تبدیل شده و به گفته برخی تحلیلگران، حتی از برنامه هستهای نیز ابزار فشار مؤثرتری به شمار میرود.
این گزارش همچنین به تغییر لحن دولت آمریکا اشاره میکند. در حالی که ترامپ پیشتر از «نابودی کامل ایران» سخن میگفت، اکنون از امکان «بازسازی» و حتی همکاری اقتصادی با تهران صحبت میکند. به گفته نویسنده، این تغییر موضع بیش از هر چیز بازتاب فشار بازارها و نگرانی از پیامدهای اقتصادی جنگ است.
فارنپالیسی در نهایت نتیجه میگیرد که هویت ترامپ بهعنوان یک تاجر - که موفقیت خود را با شاخصهایی مانند داوجونز و S&P 500 میسنجد - باعث شده واکنش بازارها به یکی از تعیینکنندهترین عوامل در تصمیمگیریهای او تبدیل شود. به همین دلیل، به باور این تحلیلگر، «دشمن اصلی ترامپ نه ایران، چین یا روسیه، بلکه بازارهای مالی جهانی است»؛ نیرویی که خارج از کنترل او عمل میکند و بارها مسیر سیاستهایش را تغییر داده است.
برِت مکگِرک، دیپلمات ارشد آمریکایی، احتمال توافق میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ظرف چند روز در پاکستان را «تقریبا صفر» ارزیابی و تاکید کرد: «آنچه تاکنون علنی شده، نشان میدهد فاصلهها بسیار زیاد است و هیچ چیز نزدیک به توافق نیست.»
او که پیشتر هماهنگکننده شورای امنیت ملی آمریکا در امور خاورمیانه بود و هدایت مذاکرات محرمانه آمریکا با جمهوری اسلامی برای آزادی شهروندان آمریکایی زندانی در ایران را بر عهده داشت، شامگاه چهارشنبه ۱۹ فروردین، به سیانان گفت: «بر اساس تجربه از مذاکره با ایرانیها معتقدم احتمال اینکه در عرض چند روز در پاکستان به مذاکره وارد شوید و با یک توافق بیرون بیایید، تقریبا صفر است.»
مکگِرک با هشدار نسبت به شتابزدگی در روند دیپلماسی گفت: «صادقانه بگویم، شاید بهتر باشد [آمریکا] روند را کندتر کند و فقط اگر مقدمات بهخوبی آماده شد، وارد گفتوگوی رو در رو شوند.»
به گفته او، وارد شدن به مذاکره در سطح معاون رییسجمهوری آمریکا اگر بدون آمادهسازی باشد، احتمال شکست «بسیار بالا» خواهد بود، و در صورت شکست، «بازسازی آن بسیار سختتر میشود.»
او در عین حال افزود: «واقعا تمایل دارم این روند موفق شود، اما بسیار تردید دارم که تا پایان این هفته در پاکستان اتفاق قابلتوجهی رخ دهد.»
این مقام پیشین آمریکایی افزود: «صرف برگزاری یک دیدار شاید بتواند کمی تنش را کاهش دهد، اما من اکنون نشانهای از کاهش تنش هم نمیبینیم.»
مکگِرک با اشاره به پیامهای متناقض درباره مبنای مذاکرات طی ۲۴ ساعت اول آتشبس گفت: «چندین طرح به عنوان چارچوب مذاکرات معرفی شده؛ یک طرف از طرح ۱۵ مادهای و طرف دیگر از طرح ۱۰ مادهای حرف میزند. چند نسخه متفاوت از طرحها ارائه شده، نقش لبنان مطرح شده، اظهارات نخستوزیر پاکستان در مقابل اظهارات معاون رییسجمهوری آمریکا را داشتیم. با دیدن همه اینها میگویم هنوز کارهای زیادی باید انجام شود.»
او تاکید کرد: «در دیپلماسی، قبل از اینکه دو مقام بسیار ارشد را در یک اتاق کنار هم قرار دهید، باید کارهای زمینهای زیادی انجام شده باشد، بهویژه در موضوعی با این پویایی و اهمیت، درباره توقف یا آغاز دوباره جنگ.»
آتشبس شکننده و تنگه هرمزِ «عملا بسته»
مکگِرک در بخش دیگری از اظهارات خود، وضعیت نخستین روز آتشبس میان آمریکا و جمهوری اسلامی را مرور کرد و گفت: «امروز شاهد برخی از بزرگترین حملات ایران به منطقه خلیج [فارس] بودیم؛ حملات موشکی و پهپادی علیه کویت، امارات، قطر، بحرین، و حتی حملهای در عربستان سعودی.»
او درباره تنگه هرمز گفت: «تنگه هرمز هنوز باز نیست. در ساعات ابتدایی روز کشتیها باید برای ورود به محدوده ایران با آنها هماهنگ و عوارض پرداخت میکردند، اما بعدتر ایران در واکنش به حملات اسرائیل به حزبالله لبنان، تنگه را بهکل بست. [حکومت] ایران این حملات را نقض آتشبس میداند و آمریکا این ارتباط را رد میکند.»
مکگِرک با اشاره به تجربه خود در مدیریت بحرانها افزود: «با در نظر گرفتن این وضعیت، فکر میکنم در حال حاضر، ‘شکننده’ توصیف ملایمی برای این آتشبس باشد، چون [عملا] آتشبسی برقرار نشده است.»
معاون پیشین دستیار ریاستجمهوری آمریکا در ارزیابی کلی وضعیت تاکید کرد: «با توجه به آنچه میبینیم، نمیتوانم بگویم در وضعیت خوبی هستیم. دستکم در ۲۴ ساعت اول آتشبس، همه شاخصها در جهت اشتباه حرکت کردهاند.»
این مقام پیشین آمریکایی همچنین تصریح کرد که عملکرد جمهوری اسلامی نشان میدهد «شرط رییسجمهوری ترامپ درباره بازگشایی کامل، فوری و امن تنگه هرمز را نپذیرفته» و توضیح داد: «بازگشایی کامل یعنی بازگشتن به وضعیت قبل از جنگ»، اما در عمل «کشتیها مجبور شدهاند از مسیر جزایر ایرانی عبور کنند و شاید عوارض بدهند» که «دیگر ‘عبور آزاد’ محسوب نمیشود.» او در پایان تاکید کرد: «بنابراین تا این لحظه تنگه قطعا باز نیست.»
روزنامه نیویورکتایمز در تحلیلی هشدار داد که آتشبس تازه میان آمریکا و حکومت ایران، با وجود ایجاد امید برای کاهش تنشها، از همان ساعات نخست نشانههایی از بیثباتی نشان داده و حتی در صورت پایان جنگ نیز پیامدهای آن میتواند «جهان را در موقعیتی بدتر از گذشته» قرار دهد.
در این تحلیل آمده است که کمتر از ۲۴ ساعت پس از اعلام آتشبس، تحولات میدانی آن را با تردید جدی مواجه کرده است. حملات گسترده اسرائیل به مناطق پرجمعیت لبنان که به کشته و زخمی شدن صدها نفر انجامید، یکی از نشانههای این وضعیت توصیف شده است. همزمان، کشورهای خلیج فارس نیز از حملات جدید جمهوری اسلامی خبر دادهاند و وضعیت تنگه هرمز، که بازگشایی آن یکی از اهداف اصلی آتشبس عنوان شده، همچنان نامشخص است.
به نوشته نیویورکتایمز، این شرایط نشان میدهد که حتی اگر درگیریها متوقف شود، اثرات جنگ بر ساختار قدرت منطقهای و اقتصاد جهانی باقی خواهد ماند. این تحلیل تاکید میکند که بسیاری از تحلیلگران معتقدند [حکومت] ایران در پایان این جنگ خود را در موقعیتی قویتر میبیند.
در بخش دیگری از این تحلیل، به شکاف عمیق میان خواستههای تهران و مطالبات واشینگتن اشاره شده است. جمهوری اسلامی در پیشنهاد خود خواستار کنترل تنگه هرمز، حفظ حق غنیسازی اورانیوم، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و دریافت غرامت شده - درخواستی که به گفته تحلیلگران، ماهیتی «حداکثری» دارد و پذیرش آن برای آمریکا دشوار است. در مقابل، کاخ سفید نیز اعلام کرده طرحی که رییسجمهوری آمریکا از آن بهعنوان «قابل مذاکره» یاد کرده، با پیشنهاد رسمی حکومت ایران متفاوت است.
این تحلیل همچنین ارزیابیهای متفاوت از نتایج جنگ را برجسته میکند. در حالی که دونالد ترامپ از تحقق اهداف نظامی سخن گفته، تحلیل نیویورکتایمز نشان میدهد بسیاری از این اهداف، از جمله نابودی کامل توان هستهای و موشکی [حکومت] ایران یا فروپاشی ساختار قدرت در تهران، محقق نشده است. ذخایر اورانیوم غنیشده همچنان در اختیار ایران است، بخشی از توان موشکی آن باقی مانده و شبکه نیروهای نیابتی آن بهرغم تضعیف، همچنان فعال است.
به نوشته این روزنامه، مهمترین دستاورد حکومت ایران شاید تثبیت تواناییاش در اعمال فشار بر بازار جهانی انرژی باشد. کنترل تنگه هرمز - گذرگاهی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند - به جمهوری اسلامی اهرمی داده که به گفته برخی تحلیلگران، حتی از برنامه هستهای نیز مؤثرتر است، زیرا اکنون در عمل به نمایش گذاشته شده است.
نیویورکتایمز همچنین به تداوم عدم اطمینان در بازار انرژی اشاره میکند و مینویسد حتی در صورت بازگشایی کامل تنگه هرمز، بازگشت به وضعیت عادی زمانبر خواهد بود و قیمت انرژی احتمالاً در سطحی بالاتر از پیش از جنگ باقی میماند. علاوه بر این، ریسکهای ژئوپلیتیک جدید بهطور پایدار در قیمتها لحاظ خواهد شد.
در جمعبندی، این تحلیل تاکید میکند که هرچند این جنگ از نظر زمانی طولانی نبوده، اما میتواند پیامدهایی عمیق و ماندگار داشته باشد. به باور نویسنده، جهان در نتیجه این درگیری نهتنها بیثباتتر شده، بلکه با سطح بالاتری از عدم اطمینان سیاسی و اقتصادی روبهرو است؛ وضعیتی که حتی با پایان رسمی جنگ نیز بهسادگی برطرف نخواهد شد.
پس از ۳۸ روز جنگ و تنها چند ساعت مانده به پایان ضربالاجل دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای هدف گرفتن زیرساختهای ایران، آمریکا و جمهوری اسلامی با آتشبس موقت دو هفتهای و آغاز مذاکرات در اسلامآباد موافقت کردند؛ اما از همان روز نخست، اختلاف بر سر متن و دامنه توافق آشکار شد.
پس از هفتهها حملات متقابل، این توافق در شرایطی شکل گرفت که دونالد ترامپ تهدید کرده بود اگر تهران تا شامگاه سهشنبه تنگه هرمز را باز نکند، زیرساختهای ایران از جمله نیروگاهها و پلها هدف حمله قرار خواهند گرفت. با این حال، او ساعاتی پیش از پایان این مهلت اعلام کرد حملات آمریکا بهمدت دو هفته متوقف میشود، به شرط آنکه عبور و مرور از هرمز از سر گرفته شود. رویترز گزارش داده این تغییر موضع در پی میانجیگری فشرده پاکستان و در حالی رخ داد که مذاکرات در مقاطعی تا آستانه شکست پیش رفته بود.
روایت جمهوری اسلامی
در تهران، شورای عالی امنیت ملی حکومت ایران با انتشار بیانیهای کوشید روایت جمهوری اسلامی از این توافق را تثبیت کند؛ روایتی که از دل آن میتوان یک چارچوب ۱۰ مادهای را بیرون کشید. هسته اصلی این چارچوب، تضمین عدم حمله دوباره آمریکا، حفظ نقش و کنترل ایران بر تنگه هرمز، پایان جنگ در همه جبههها از جمله لبنان، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه، پرداخت غرامت جنگی، به رسمیت شناختن حق غنیسازی، لغو تحریمهای اولیه و ثانویه و خاتمه قطعنامههای شورای حکام و شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی است. رویترز نیز در جمعبندی مواضع رسمی تهران نوشت حکومت ایران خواستار حفظ حق غنیسازی، توقف حملات، هماهنگی عبور از هرمز با نیروهای ایرانی و ورود به گفتوگو بر پایه طرح ۱۰ مادهای خود شده است.
روایت طرف مقابل
در طرف مقابل، واشینگتن تنها به کلیات بسنده کرده و هنوز هیچ نهاد رسمی آمریکا متن مستقل و بندبهبند آنچه در رسانهها «طرح ۱۵ مادهای آمریکا» خوانده میشود منتشر نکرده است. رویترز خطوط اصلی این طرح را توقف غنیسازی در خاک ایران، خارج کردن ذخایر اورانیوم با غنای بالا، حذف یا مهار شدید برنامه موشکی و قطع حمایت از نیروهای نیابتی منطقهای توصیف کرده است.
جزئیات بیشتر عمدتا از گزارش کانال ۱۲ اسرائیل و بازتاب آن در نشریه تایمز اسرائیل میآید؛ گزارشی که خود تصریح میکند فقط ۱۴ مورد از ۱۵ مورد را منتشر کرده است. بر اساس همان روایت، علاوه بر توقف غنیسازی، از تحویل حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی، برچیدن نطنز، فردو و اصفهان، دسترسی کامل آژانس، کنار گذاشتن الگوی نیابتی، محدودیت برد و تعداد موشکها، باز ماندن هرمز و در مقابل رفع تحریمها، کمک به برنامه هستهای غیرنظامی و حذف «مکانیسم ماشه» سخن رفته است.
شکافهای دو روایت
همینجا شکاف اصلی آغاز میشود: تهران تلاش کرده متن ۱۰ مادهای خود را مبنای تفاهم جا بزند، در حالی که واشینگتن میگوید متنی که در رسانهها بهعنوان «طرح ایران» دست به دست میشود، لزوما همان چارچوب کاری مذاکرات نیست.
گاردین به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی نوشت سندی که در رسانهها منتشر شده، «چارچوب کاری» مورد توافق نیست. همزمان، جیدی ونس نیز گفت دستکم سه نسخه متفاوت از «طرح ۱۰ مادهای» در گردش بوده است. بنا بر ویدیویی که چهارشنبه از اظهارات او منتشر شد و چند رسانه بازتاب دادند، ونس گفت نخستین نسخهای که به استیو ویتکاف و جرد کوشنر رسیده بود، آنقدر نامعتبر بوده که به تعبیر او «احتمالا با چتجیپیتی نوشته شده بود» و همان ابتدا کنار گذاشته شد. او افزود نسخه دومی بعدا با رفتوبرگشت میان آمریکا، پاکستان و جمهوری اسلامی شکل گرفت و همین نسخه مبنای حرف ترامپ درباره «پایه قابل کار برای مذاکره» بوده است. این اظهارات، در عمل، روایت رسمی تهران از یک «طرح واحد ۱۰ مادهای» را زیر سوال برد.
آتشبس شکننده
در نخستین ساعات پس از اعلام آتشبس، نشانههای لرزش آن نیز آشکار شد. مهمترین مورد، حملات گسترده اسرائیل به لبنان بود؛ حملاتی که به نوشته رویترز دستکم ۲۵۴ کشته و بیش از ۱۱۰۰ زخمی بر جا گذاشت و مرگبارترین روز جنگ لبنان در هفتههای اخیر را رقم زد. تهران، حزبالله و میانجی پاکستانی این حملات را در تعارض با روح یا متن تفاهم دانستند، اما آمریکا و اسرائیل گفتند لبنان اساسا جزو آتشبس نبوده است. ونس این اختلاف را یک «سوءتفاهم مشروع» توصیف کرد و گفت از دید واشینگتن، توافق فقط درگیریهای مربوط به ایران و متحدان آمریکا را در بر میگیرد. همین اختلاف، آتشبس دو هفتهای را از همان روز اول به توافقی شکننده بدل کرد.
در جبهه حکومت ایران، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی گفت آتشبس نمیتواند «معتبر و پایدار» باشد اگر لبنان را در بر نگیرد و تاکید کرد تهران فقط در صورتی عملیات دفاعی خود را متوقف میکند که حملات علیه ایران پایان یابد. همزمان، محمدباقر قالیباف گفت با سه «نقض کلیدی» آتشبس و مذاکره بیمعنا شده است: ادامه حملات به لبنان، ورود یک پهپاد متجاوز به آسمان ایران و انکار حق غنیسازی. ادعای مربوط به پهپاد از سوی منابع رسمی آمریکا بهطور مستقل تایید نشده، اما دو مورد دیگر یعنی اختلاف بر سر لبنان و اختلاف بر سر غنیسازی، آشکارا در مواضع علنی دو طرف دیده میشود.
خط قرمزهای ترامپ
در واشینگتن، کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، از آتشبس بهعنوان «پیروزی آمریکا» یاد کرد و همزمان گفت [حکومت] ایران نشانههایی از آمادگی برای تحویل ذخایر اورانیوم غنیشده نشان داده است؛ موضوعی که او آن را یکی از خطوط قرمز ترامپ توصیف کرد. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز گفت ارتش برای ازسرگیری عملیات در صورت شکست دیپلماسی آماده است و کاخ سفید در یک بیانیه رسمی، روایت خود از جنگ را بر محور «پیروزی قاطع» و تحقق اهداف عملیاتی آمریکا بنا کرد. ترامپ همزمان بر این نکته پافشاری کرده که پایان غنیسازی در خاک ایران و باز ماندن هرمز، همچنان شروط بنیادین اوست.
در نتیجه، آنچه اکنون روی میز است نه یک متن واحد و علنی، بلکه چند روایت متقاطع از یک «تفاهم موقت» است: تهران از طرح ۱۰ مادهای خود سخن میگوید و میکوشد آن را مبنای مذاکرات معرفی کند؛ واشینگتن از یک طرح ۱۵ مادهای حرف میزند اما متن رسمی آن را منتشر نکرده؛ اسرائیل دامنه توافق را محدود به ایران میداند و لبنان را از دایره بیرون میگذارد؛ و خود مقامهای آمریکایی هم میگویند چند نسخه متفاوت از «طرح ۱۰ مادهای» در گردش بوده است. به همین دلیل، مذاکرات پیشرو در اسلامآباد فقط آزمون اراده سیاسی برای پایان جنگ نیست؛ آزمون این هم هست که آیا دو طرف اساسا درباره یک متن مشترک حرف میزنند یا نه.