دیپلمات ارشد آمریکایی: احتمال توافق سریع با جمهوری اسلامی در پاکستان تقریبا صفر است
برِت مکگِرک، دیپلمات ارشد آمریکایی، احتمال توافق میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ظرف چند روز در پاکستان را «تقریبا صفر» ارزیابی و تاکید کرد: «آنچه تاکنون علنی شده، نشان میدهد فاصلهها بسیار زیاد است و هیچ چیز نزدیک به توافق نیست.»
او که پیشتر هماهنگکننده شورای امنیت ملی آمریکا در امور خاورمیانه بود و هدایت مذاکرات محرمانه آمریکا با جمهوری اسلامی برای آزادی شهروندان آمریکایی زندانی در ایران را بر عهده داشت، شامگاه چهارشنبه ۱۹ فروردین، به سیانان گفت: «بر اساس تجربه از مذاکره با ایرانیها معتقدم احتمال اینکه در عرض چند روز در پاکستان به مذاکره وارد شوید و با یک توافق بیرون بیایید، تقریبا صفر است.»
مکگِرک با هشدار نسبت به شتابزدگی در روند دیپلماسی گفت: «صادقانه بگویم، شاید بهتر باشد [آمریکا] روند را کندتر کند و فقط اگر مقدمات بهخوبی آماده شد، وارد گفتوگوی رو در رو شوند.»
به گفته او، وارد شدن به مذاکره در سطح معاون رییسجمهوری آمریکا اگر بدون آمادهسازی باشد، احتمال شکست «بسیار بالا» خواهد بود، و در صورت شکست، «بازسازی آن بسیار سختتر میشود.»
او در عین حال افزود: «واقعا تمایل دارم این روند موفق شود، اما بسیار تردید دارم که تا پایان این هفته در پاکستان اتفاق قابلتوجهی رخ دهد.»
فقدان زمینههای لازم در سطوح بالا
این مقام پیشین آمریکایی افزود: «صرف برگزاری یک دیدار شاید بتواند کمی تنش را کاهش دهد، اما من اکنون نشانهای از کاهش تنش هم نمیبینیم.»
مکگِرک با اشاره به پیامهای متناقض درباره مبنای مذاکرات طی ۲۴ ساعت اول آتشبس گفت: «چندین طرح به عنوان چارچوب مذاکرات معرفی شده؛ یک طرف از طرح ۱۵ مادهای و طرف دیگر از طرح ۱۰ مادهای حرف میزند. چند نسخه متفاوت از طرحها ارائه شده، نقش لبنان مطرح شده، اظهارات نخستوزیر پاکستان در مقابل اظهارات معاون رییسجمهوری آمریکا را داشتیم. با دیدن همه اینها میگویم هنوز کارهای زیادی باید انجام شود.»
او تاکید کرد: «در دیپلماسی، قبل از اینکه دو مقام بسیار ارشد را در یک اتاق کنار هم قرار دهید، باید کارهای زمینهای زیادی انجام شده باشد، بهویژه در موضوعی با این پویایی و اهمیت، درباره توقف یا آغاز دوباره جنگ.»
آتشبس شکننده و تنگه هرمزِ «عملا بسته»
مکگِرک در بخش دیگری از اظهارات خود، وضعیت نخستین روز آتشبس میان آمریکا و جمهوری اسلامی را مرور کرد و گفت: «امروز شاهد برخی از بزرگترین حملات ایران به منطقه خلیج [فارس] بودیم؛ حملات موشکی و پهپادی علیه کویت، امارات، قطر، بحرین، و حتی حملهای در عربستان سعودی.»
او درباره تنگه هرمز گفت: «تنگه هرمز هنوز باز نیست. در ساعات ابتدایی روز کشتیها باید برای ورود به محدوده ایران با آنها هماهنگ و عوارض پرداخت میکردند، اما بعدتر ایران در واکنش به حملات اسرائیل به حزبالله لبنان، تنگه را بهکل بست. [حکومت] ایران این حملات را نقض آتشبس میداند و آمریکا این ارتباط را رد میکند.»
مکگِرک با اشاره به تجربه خود در مدیریت بحرانها افزود: «با در نظر گرفتن این وضعیت، فکر میکنم در حال حاضر، ‘شکننده’ توصیف ملایمی برای این آتشبس باشد، چون [عملا] آتشبسی برقرار نشده است.»
معاون پیشین دستیار ریاستجمهوری آمریکا در ارزیابی کلی وضعیت تاکید کرد: «با توجه به آنچه میبینیم، نمیتوانم بگویم در وضعیت خوبی هستیم. دستکم در ۲۴ ساعت اول آتشبس، همه شاخصها در جهت اشتباه حرکت کردهاند.»
این مقام پیشین آمریکایی همچنین تصریح کرد که عملکرد جمهوری اسلامی نشان میدهد «شرط رییسجمهوری ترامپ درباره بازگشایی کامل، فوری و امن تنگه هرمز را نپذیرفته» و توضیح داد: «بازگشایی کامل یعنی بازگشتن به وضعیت قبل از جنگ»، اما در عمل «کشتیها مجبور شدهاند از مسیر جزایر ایرانی عبور کنند و شاید عوارض بدهند» که «دیگر ‘عبور آزاد’ محسوب نمیشود.» او در پایان تاکید کرد: «بنابراین تا این لحظه تنگه قطعا باز نیست.»
روزنامه نیویورکتایمز در تحلیلی هشدار داد که آتشبس تازه میان آمریکا و حکومت ایران، با وجود ایجاد امید برای کاهش تنشها، از همان ساعات نخست نشانههایی از بیثباتی نشان داده و حتی در صورت پایان جنگ نیز پیامدهای آن میتواند «جهان را در موقعیتی بدتر از گذشته» قرار دهد.
در این تحلیل آمده است که کمتر از ۲۴ ساعت پس از اعلام آتشبس، تحولات میدانی آن را با تردید جدی مواجه کرده است. حملات گسترده اسرائیل به مناطق پرجمعیت لبنان که به کشته و زخمی شدن صدها نفر انجامید، یکی از نشانههای این وضعیت توصیف شده است. همزمان، کشورهای خلیج فارس نیز از حملات جدید جمهوری اسلامی خبر دادهاند و وضعیت تنگه هرمز، که بازگشایی آن یکی از اهداف اصلی آتشبس عنوان شده، همچنان نامشخص است.
به نوشته نیویورکتایمز، این شرایط نشان میدهد که حتی اگر درگیریها متوقف شود، اثرات جنگ بر ساختار قدرت منطقهای و اقتصاد جهانی باقی خواهد ماند. این تحلیل تاکید میکند که بسیاری از تحلیلگران معتقدند [حکومت] ایران در پایان این جنگ خود را در موقعیتی قویتر میبیند.
در بخش دیگری از این تحلیل، به شکاف عمیق میان خواستههای تهران و مطالبات واشینگتن اشاره شده است. جمهوری اسلامی در پیشنهاد خود خواستار کنترل تنگه هرمز، حفظ حق غنیسازی اورانیوم، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و دریافت غرامت شده - درخواستی که به گفته تحلیلگران، ماهیتی «حداکثری» دارد و پذیرش آن برای آمریکا دشوار است. در مقابل، کاخ سفید نیز اعلام کرده طرحی که رییسجمهوری آمریکا از آن بهعنوان «قابل مذاکره» یاد کرده، با پیشنهاد رسمی حکومت ایران متفاوت است.
این تحلیل همچنین ارزیابیهای متفاوت از نتایج جنگ را برجسته میکند. در حالی که دونالد ترامپ از تحقق اهداف نظامی سخن گفته، تحلیل نیویورکتایمز نشان میدهد بسیاری از این اهداف، از جمله نابودی کامل توان هستهای و موشکی [حکومت] ایران یا فروپاشی ساختار قدرت در تهران، محقق نشده است. ذخایر اورانیوم غنیشده همچنان در اختیار ایران است، بخشی از توان موشکی آن باقی مانده و شبکه نیروهای نیابتی آن بهرغم تضعیف، همچنان فعال است.
به نوشته این روزنامه، مهمترین دستاورد حکومت ایران شاید تثبیت تواناییاش در اعمال فشار بر بازار جهانی انرژی باشد. کنترل تنگه هرمز - گذرگاهی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند - به جمهوری اسلامی اهرمی داده که به گفته برخی تحلیلگران، حتی از برنامه هستهای نیز مؤثرتر است، زیرا اکنون در عمل به نمایش گذاشته شده است.
نیویورکتایمز همچنین به تداوم عدم اطمینان در بازار انرژی اشاره میکند و مینویسد حتی در صورت بازگشایی کامل تنگه هرمز، بازگشت به وضعیت عادی زمانبر خواهد بود و قیمت انرژی احتمالاً در سطحی بالاتر از پیش از جنگ باقی میماند. علاوه بر این، ریسکهای ژئوپلیتیک جدید بهطور پایدار در قیمتها لحاظ خواهد شد.
در جمعبندی، این تحلیل تاکید میکند که هرچند این جنگ از نظر زمانی طولانی نبوده، اما میتواند پیامدهایی عمیق و ماندگار داشته باشد. به باور نویسنده، جهان در نتیجه این درگیری نهتنها بیثباتتر شده، بلکه با سطح بالاتری از عدم اطمینان سیاسی و اقتصادی روبهرو است؛ وضعیتی که حتی با پایان رسمی جنگ نیز بهسادگی برطرف نخواهد شد.
برت مکگورک، هماهنگکننده سابق شورای امنیت ملی آمریکا، در گفتوگو با سیانان با اشاره به شکننده بودن توافق آتشبس موقت آمریکا و جمهوری اسلامی، گفت: «من که با ایرانیها مذاکره کردهام، میگویم احتمال اینکه طی چند روز در پاکستان مذاکره کنید و با توافق خارج شوید صفر است.»
او گفت: «مذاکره با جمهوری اسلامی، حتی در بهترین حالت و وقتی اوضاع خوب پیش میرود، ممکن است هفتهها و ماهها طول بکشد.»
به گفته برت مکگورک، توافق آتشبس موقت با جمهوری اسلامی بسیار شکنندهتر از چیزی است که مقامهای دولت آمریکا توصیف میکنند. آنچه علنا مطرح شده نشان میدهد اختلافها بسیار عمیق است. بنابراین هیچ چیز واقعا به توافق نزدیک نیست.
او گفت: «در حال حاضر با وجود اعلام آتشبس میتوانیم موشکها و پهپادها را بشماریم و ببینیم کشتیها حرکت میکنند یا نه. تا این لحظه، همه این شاخصها دستکم امروز در مسیر نادرست حرکت کردهاند.»
برت مکگورک با اشاره به اظهارات ترامپ درباره بازگشایی کامل و ایمن تنگه هرمز گفت: «پیش از جنگ، این تنگه یک گذرگاه بینالمللی بود و کشتیها میتوانستند عبور کنند، اما جمهوری اسلامی به روشنی گفته است که چنین چیزی را نپذیرفته و کشتیها حرکت نمیکنند.»
پس از ۳۸ روز جنگ و تنها چند ساعت مانده به پایان ضربالاجل دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای هدف گرفتن زیرساختهای ایران، آمریکا و جمهوری اسلامی با آتشبس موقت دو هفتهای و آغاز مذاکرات در اسلامآباد موافقت کردند؛ اما از همان روز نخست، اختلاف بر سر متن و دامنه توافق آشکار شد.
پس از هفتهها حملات متقابل، این توافق در شرایطی شکل گرفت که دونالد ترامپ تهدید کرده بود اگر تهران تا شامگاه سهشنبه تنگه هرمز را باز نکند، زیرساختهای ایران از جمله نیروگاهها و پلها هدف حمله قرار خواهند گرفت. با این حال، او ساعاتی پیش از پایان این مهلت اعلام کرد حملات آمریکا بهمدت دو هفته متوقف میشود، به شرط آنکه عبور و مرور از هرمز از سر گرفته شود. رویترز گزارش داده این تغییر موضع در پی میانجیگری فشرده پاکستان و در حالی رخ داد که مذاکرات در مقاطعی تا آستانه شکست پیش رفته بود.
روایت جمهوری اسلامی
در تهران، شورای عالی امنیت ملی حکومت ایران با انتشار بیانیهای کوشید روایت جمهوری اسلامی از این توافق را تثبیت کند؛ روایتی که از دل آن میتوان یک چارچوب ۱۰ مادهای را بیرون کشید. هسته اصلی این چارچوب، تضمین عدم حمله دوباره آمریکا، حفظ نقش و کنترل ایران بر تنگه هرمز، پایان جنگ در همه جبههها از جمله لبنان، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه، پرداخت غرامت جنگی، به رسمیت شناختن حق غنیسازی، لغو تحریمهای اولیه و ثانویه و خاتمه قطعنامههای شورای حکام و شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی است. رویترز نیز در جمعبندی مواضع رسمی تهران نوشت حکومت ایران خواستار حفظ حق غنیسازی، توقف حملات، هماهنگی عبور از هرمز با نیروهای ایرانی و ورود به گفتوگو بر پایه طرح ۱۰ مادهای خود شده است.
روایت طرف مقابل
در طرف مقابل، واشینگتن تنها به کلیات بسنده کرده و هنوز هیچ نهاد رسمی آمریکا متن مستقل و بندبهبند آنچه در رسانهها «طرح ۱۵ مادهای آمریکا» خوانده میشود منتشر نکرده است. رویترز خطوط اصلی این طرح را توقف غنیسازی در خاک ایران، خارج کردن ذخایر اورانیوم با غنای بالا، حذف یا مهار شدید برنامه موشکی و قطع حمایت از نیروهای نیابتی منطقهای توصیف کرده است.
جزئیات بیشتر عمدتا از گزارش کانال ۱۲ اسرائیل و بازتاب آن در نشریه تایمز اسرائیل میآید؛ گزارشی که خود تصریح میکند فقط ۱۴ مورد از ۱۵ مورد را منتشر کرده است. بر اساس همان روایت، علاوه بر توقف غنیسازی، از تحویل حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی، برچیدن نطنز، فردو و اصفهان، دسترسی کامل آژانس، کنار گذاشتن الگوی نیابتی، محدودیت برد و تعداد موشکها، باز ماندن هرمز و در مقابل رفع تحریمها، کمک به برنامه هستهای غیرنظامی و حذف «مکانیسم ماشه» سخن رفته است.
شکافهای دو روایت
همینجا شکاف اصلی آغاز میشود: تهران تلاش کرده متن ۱۰ مادهای خود را مبنای تفاهم جا بزند، در حالی که واشینگتن میگوید متنی که در رسانهها بهعنوان «طرح ایران» دست به دست میشود، لزوما همان چارچوب کاری مذاکرات نیست.
گاردین به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی نوشت سندی که در رسانهها منتشر شده، «چارچوب کاری» مورد توافق نیست. همزمان، جیدی ونس نیز گفت دستکم سه نسخه متفاوت از «طرح ۱۰ مادهای» در گردش بوده است. بنا بر ویدیویی که چهارشنبه از اظهارات او منتشر شد و چند رسانه بازتاب دادند، ونس گفت نخستین نسخهای که به استیو ویتکاف و جرد کوشنر رسیده بود، آنقدر نامعتبر بوده که به تعبیر او «احتمالا با چتجیپیتی نوشته شده بود» و همان ابتدا کنار گذاشته شد. او افزود نسخه دومی بعدا با رفتوبرگشت میان آمریکا، پاکستان و جمهوری اسلامی شکل گرفت و همین نسخه مبنای حرف ترامپ درباره «پایه قابل کار برای مذاکره» بوده است. این اظهارات، در عمل، روایت رسمی تهران از یک «طرح واحد ۱۰ مادهای» را زیر سوال برد.
آتشبس شکننده
در نخستین ساعات پس از اعلام آتشبس، نشانههای لرزش آن نیز آشکار شد. مهمترین مورد، حملات گسترده اسرائیل به لبنان بود؛ حملاتی که به نوشته رویترز دستکم ۲۵۴ کشته و بیش از ۱۱۰۰ زخمی بر جا گذاشت و مرگبارترین روز جنگ لبنان در هفتههای اخیر را رقم زد. تهران، حزبالله و میانجی پاکستانی این حملات را در تعارض با روح یا متن تفاهم دانستند، اما آمریکا و اسرائیل گفتند لبنان اساسا جزو آتشبس نبوده است. ونس این اختلاف را یک «سوءتفاهم مشروع» توصیف کرد و گفت از دید واشینگتن، توافق فقط درگیریهای مربوط به ایران و متحدان آمریکا را در بر میگیرد. همین اختلاف، آتشبس دو هفتهای را از همان روز اول به توافقی شکننده بدل کرد.
در جبهه حکومت ایران، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی گفت آتشبس نمیتواند «معتبر و پایدار» باشد اگر لبنان را در بر نگیرد و تاکید کرد تهران فقط در صورتی عملیات دفاعی خود را متوقف میکند که حملات علیه ایران پایان یابد. همزمان، محمدباقر قالیباف گفت با سه «نقض کلیدی» آتشبس و مذاکره بیمعنا شده است: ادامه حملات به لبنان، ورود یک پهپاد متجاوز به آسمان ایران و انکار حق غنیسازی. ادعای مربوط به پهپاد از سوی منابع رسمی آمریکا بهطور مستقل تایید نشده، اما دو مورد دیگر یعنی اختلاف بر سر لبنان و اختلاف بر سر غنیسازی، آشکارا در مواضع علنی دو طرف دیده میشود.
خط قرمزهای ترامپ
در واشینگتن، کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، از آتشبس بهعنوان «پیروزی آمریکا» یاد کرد و همزمان گفت [حکومت] ایران نشانههایی از آمادگی برای تحویل ذخایر اورانیوم غنیشده نشان داده است؛ موضوعی که او آن را یکی از خطوط قرمز ترامپ توصیف کرد. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز گفت ارتش برای ازسرگیری عملیات در صورت شکست دیپلماسی آماده است و کاخ سفید در یک بیانیه رسمی، روایت خود از جنگ را بر محور «پیروزی قاطع» و تحقق اهداف عملیاتی آمریکا بنا کرد. ترامپ همزمان بر این نکته پافشاری کرده که پایان غنیسازی در خاک ایران و باز ماندن هرمز، همچنان شروط بنیادین اوست.
در نتیجه، آنچه اکنون روی میز است نه یک متن واحد و علنی، بلکه چند روایت متقاطع از یک «تفاهم موقت» است: تهران از طرح ۱۰ مادهای خود سخن میگوید و میکوشد آن را مبنای مذاکرات معرفی کند؛ واشینگتن از یک طرح ۱۵ مادهای حرف میزند اما متن رسمی آن را منتشر نکرده؛ اسرائیل دامنه توافق را محدود به ایران میداند و لبنان را از دایره بیرون میگذارد؛ و خود مقامهای آمریکایی هم میگویند چند نسخه متفاوت از «طرح ۱۰ مادهای» در گردش بوده است. به همین دلیل، مذاکرات پیشرو در اسلامآباد فقط آزمون اراده سیاسی برای پایان جنگ نیست؛ آزمون این هم هست که آیا دو طرف اساسا درباره یک متن مشترک حرف میزنند یا نه.
امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه گفت که هرگونه توافق میان آمریکا و جمهوری اسلامی باید به «نگرانیها درباره برنامه هستهای، موشکهای بالستیک و سیاست منطقهای» حکومت ایران و همینطور «اقدامات آنها که مانع عبور و مرور در تنگه هرمز میشود» پاسخ دهد.
او شامگاه چهارشنبه ۱۹ فروردین با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس، پاسخ به این موارد را «تنها مسیر» رسیدن به یک صلح قدرتمند و پایدار خواند و افزود: «فرانسه نیز در هماهنگی نزدیک با شرکای خود در خاورمیانه، نقش کامل خود را ایفا خواهد کرد.»
مکرون در این پست از گفتوگوی تلفنی خود با دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، و مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، خبر داد و نوشت که به آنها گفته است تصمیم هر دو برای پذیرش آتشبس «بهترین گزینه ممکن»بود.
او نوشت: «ابراز امیدواری کردم که آتشبس بهطور کامل از سوی تمامی طرفهای درگیر، در همه حوزههای رویارویی، از جمله در لبنان رعایت شود. این شرطی ضروری برای معتبر و پایدار ماندن آتشبس است.»
رییسجمهوری فرانسه در پایان این پست افزود که همین موارد را در گفتوگو با رهبران قطر، امارات، لبنان و عراق نیز طرح کرده است.
بازارهای جهانی روز چهارشنبه با انتشار خبر توافق جمهوری اسلامی و آمریکا بر سر یک آتشبس دو هفتهای، واکنشی کمسابقه نشان دادند؛ قیمت نفت به زیر ۱۰۰ دلار در هر بشکه سقوط کرد، شاخصهای اصلی بورس در آمریکا و اروپا جهش کردند و بازده اوراق خزانهداری کاهش یافت.
به گزارش رویترز، این آتشبس که با میانجیگری پاکستان حاصل شده، کمتر از دو ساعت پیش از پایان ضربالاجل تعیینشده از سوی دونالد ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز اعلام شد. ترامپ پیشتر هشدار داده بود که در صورت باز نشدن این گذرگاه راهبردی، ایران با حملات گسترده به زیرساختهای غیرنظامی خود مواجه خواهد شد. با این حال، در حالی که او این توافق را یک «پیروزی» توصیف کرد، تحلیلگران یادآور شدند که ادامه کنترل حکومت ایران بر تنگه هرمز همچنان به تهران اهرم مهمی بر بازار جهانی انرژی و رقبای منطقهایاش میدهد.
جمهوری اسلامی اعلام کرده است در صورت توقف حملات، عبور امن از تنگه هرمز را تضمین خواهد کرد. اما محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، روز چهارشنبه گفت سه بند کلیدی از یک «پیشنهاد ۱۰ مادهای» پیش از آغاز مذاکرات نقض شده و در چنین شرایطی، آتشبس دوجانبه یا مذاکره «غیرمنطقی» است. این موضعگیری نشان داد که با وجود واکنش مثبت بازارها، ابهام درباره دوام آتشبس همچنان پابرجاست.
با این حال، سرمایهگذاران که روز سهشنبه پیش از ضربالاجل ترامپ به حاشیه رفته بودند، روز چهارشنبه بهطور گسترده به بازار بازگشتند. در والاستریت، شاخص «داوجونز» با رشد ۲.۸۵ درصدی به ۴۷,۹۱۰.۷۹ واحد رسید، شاخص S&P 500 با افزایش ۲.۵۱ درصدی در سطح ۶,۷۸۲.۸۳ بسته شد و «نزدک» نیز ۲.۸۰ درصد رشد کرد و به ۲۲,۶۳۵ واحد رسید. S&P 500 بالاترین سطح بسته شدن خود در یک ماه گذشته را ثبت کرد و داوجونز نیز بزرگترین جهش روزانه خود از آوریل ۲۰۲۵ را تجربه کرد.
در اروپا هم روندی مشابه دیده شد. شاخص STOXX 600 حدود ۳.۹ درصد بالا رفت و بیشترین رشد روزانه خود در یک سال گذشته را ثبت کرد. شاخص جهانی MSCI نیز بیش از ۳ درصد افزایش یافت. تحلیلگران این حرکت را یک «رالی ناشی از کاهش تنش ژئوپلیتیک» توصیف کردند؛ وضعیتی که در آن افت قیمت نفت و کنار رفتن بخشی از ریسکهای شدید، سرمایهگذاران را دوباره به داراییهای پرریسکتر سوق میدهد.
در بازار انرژی، نفت آمریکا با سقوط ۱۶.۴ درصدی در ۹۴.۴۱ دلار در هر بشکه بسته شد و نفت برنت نیز با افت ۱۳.۳ درصدی به ۹۴.۷۵ دلار رسید. هر دو شاخص نفتی اگرچه هنوز بالاتر از سطح پیش از آغاز جنگ باقی ماندهاند، اما این کاهش شدید نشاندهنده امید بازار به ازسرگیری جریان نفت و گاز از تنگه هرمز است. این آبراه در شرایط عادی مسیر عبور حدود یکپنجم نفت جهان و بخش بزرگی از گاز طبیعی مایع است.
کاهش قیمت نفت بهسرعت بر بازار اوراق قرضه نیز اثر گذاشت. بازده اوراق خزانهداری ۱۰ ساله آمریکا ۴.۴ واحد پایه کاهش یافت و به ۴.۲۹۹ درصد رسید، بازده اوراق ۳۰ ساله نیز افت کرد و بازده اوراق ۲ ساله به ۳.۷۹۲ درصد رسید. این تغییرات بازتاب این برداشت در بازار بود که افت قیمت انرژی میتواند فشار تورمی را کاهش دهد و احتمال کاهش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو را افزایش دهد. در منطقه یورو نیز بازده اوراق دولتی بهطور محسوس پایین آمد، زیرا معاملهگران بخشی از انتظارات خود برای افزایش نرخ بهره بانک مرکزی اروپا را پس گرفتند.
در بازار ارز، یورو ۰.۵۸ درصد در برابر دلار تقویت شد و به ۱.۱۶۶۱ دلار رسید، در حالی که دلار در برابر ین ژاپن ۰.۶۵ درصد تضعیف شد و به ۱۵۸.۵۹ رسید. در بازار فلزات گرانبها، طلا پس از لمس بالاترین سطح سههفتهای بخشی از رشد خود را از دست داد، اما همچنان ۰.۴۴ درصد بالاتر ایستاد و به ۴,۷۲۲.۹۷ دلار در هر اونس رسید. نقره نیز ۱.۸ درصد رشد کرد.
در والاستریت، بخشهایی از بازار که از آغاز جنگ بیشترین آسیب را دیده بودند، بازگشت قابلتوجهی داشتند. شاخص شرکتهای هواپیمایی تجاری ۵.۷ درصد، سهام مرتبط با سفر و تفریح ۵.۲ درصد و شرکتهای خانهسازی ۴.۹ درصد رشد کردند. سهام خطوط هوایی دلتا ۳.۸ درصد بالا رفت، ساوتوست ۶.۷ درصد و یونایتد ایرلاینز ۷.۹ درصد جهش کردند. شرکتهای کروز نیز رشد قابلتوجهی را ثبت کردند؛ کارنیوال ۱۱.۲ درصد و نروژین کروز لاین ۷.۶ درصد افزایش یافتند. در مقابل، بخش انرژی به دلیل افت شدید نفت تنها بخشی بود که در S&P 500 کاهش نشان داد و ۳.۷ درصد پایین آمد.
در عین حال، صورتجلسه نشست ماه مارس فدرال رزرو که روز چهارشنبه منتشر شد، نشان داد سیاستگذاران پولی آمریکا بهدلیل شوک نفتی ناشی از جنگ، نسبت به افزایش تورم در سال ۲۰۲۶ نگرانتر شدهاند و حتی آمادگی بیشتری برای افزایش نرخ بهره پیدا کردهاند. این نکته نشان میدهد که هرچند بازارها از خبر آتشبس استقبال کردند، اما آثار اقتصادی جنگ هنوز بهطور کامل از میان نرفته است.
در مجموع، واکنش بازارها نشاندهنده یک نفس راحت کوتاهمدت در برابر خطر تشدید بیشتر جنگ بود. با این حال، معاملهگران و تحلیلگران هشدار میدهند که این خوشبینی تا حد زیادی به دوام آتشبس دو هفتهای، بازگشایی واقعی تنگه هرمز و روشن شدن جزئیات توافق بستگی دارد. اختلاف روایت میان واشینگتن و تهران درباره وضعیت تنگه و شروط آتشبس، همچنان یکی از مهمترین عوامل بیثباتی برای بازارهای جهانی باقی مانده است.