بریتانیا خواهان عبور رایگان از تنگه هرمز؛ لندن بر گنجاندن لبنان در آتشبس تاکید دارد
ایوت کوپر، وزیر خارجه بریتانیا، قرار است پنجشنبه ۲۰ فروردین اعلام کند عبور کشتیها از تنگه هرمز - که حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکند - باید بدون پرداخت عوارض باشد. موضعی در برابر تلاش تهران برای اعمال کنترل بر این آبراه حیاتی.
جمهوری اسلامی اعلام کرده قصد دارد از کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند عوارض دریافت کند. پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، این تنگه بهطور رسمی بهعنوان یک آبراه بینالمللی تلقی میشد.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۲۰ فروردین در گزارشی نوشت بر اساس بخشهایی از سخنرانی سالانه سیاست خارجی کوپر در «منشن هاوس» لندن که پیشاپیش منتشر شده، او خواهد گفت: «آزادیهای بنیادین در دریاها نباید بهطور یکجانبه لغو شود یا به مزایده گذاشته شود. همچنین هیچ جایی برای دریافت عوارض در یک آبراه بینالمللی وجود ندارد. آزادی کشتیرانی به این معناست که این عبور باید آزاد و بدون هزینه باشد.»
تاکید لندن بر گنجاندن لبنان در آتشبس
کوپر همچنین بار دیگر درخواست رهبران جهانی را تکرار خواهد کرد، مبنی بر اینکه لبنان باید در آتشبس دو هفتهای که از ساعات اولیه ۱۹ فروردین در ایران میان تهران و واشینگتن اعمال شد، گنجانده شود.
این در حالی است که اسرائیل ۱۹ فروردین گستردهترین حملات خود تاکنون را علیه لبنان انجام داد و نیروهای حزبالله، گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی، هدف حملاتی سهمگین قرار گرفتند.
تحلیل منتشر شده در واشینگتنپست میگوید دونالد ترامپ باید از مهلت دو هفتهای خود برای وادار کردن جمهوری اسلامی به پذیرش شروط آمریکا استفاده کند و در صورت شکست مذاکرات، آماده ازسرگیری عملیات نظامی و تحمیل یک نتیجه قاطع باشد.
این یادداشت که توسط مارک ای. تیسن، نویسنده ارشد سخنرانیهای جورج دبلیو بوش، نوشته شده، استدلال میکند که [حکومت] ایران در حال حاضر تصور میکند دست بالا را در اختیار دارد، بهویژه با استفاده از کنترل تنگه هرمز برای فشار بر آمریکا، و تلاش میکند مذاکرات را طولانی کند تا هزینههای سیاسی و اقتصادی جنگ برای واشینگتن افزایش یابد.
«آتشبس فقط یک وقفه است» در این تحلیل، به اظهارات دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، اشاره شده که گفته است: «آتشبس یک وقفه است» و نیروهای آمریکایی همچنان آماده ازسرگیری عملیات هستند. نویسنده تاکید میکند ترامپ باید این آمادگی را بهطور روشن به تهران منتقل کند.
به باور نویسنده، اگر [حکومت] ایران ظرف دو هفته به توافقی «قابل قبول» نرسد، ترامپ باید عملیات نظامی گسترده را از سر بگیرد و جنگ را «بهطور نهایی و قاطع» پایان دهد.
سناریوی پیشنهادی برای مرحله نهایی جنگ واشینگتنپست در این یادداشت مجموعهای از گزینههای پیشنهادی برای مرحله پایانی جنگ را تشریح میکند:
نابودی کامل باقیمانده توان تهاجمی [حکومت] ایران، از جمله موشکهای بالستیک، پهپادها و صنایع دفاعی
تصرف جزیره خارک بهعنوان گلوگاه اصلی صادرات نفت ایران و اعمال فشار اقتصادی برای وادار کردن تهران به واگذاری اورانیوم غنیشده
ایجاد یک «محیط حفاظتی» پیرامون ذخایر اورانیوم و تبدیل آن به مناطق ممنوعه برای نیروهای ایرانی
انجام حملات هدفمند علیه رهبران [حکومت] ایران در صورت عدم پذیرش توافق
اعلام پایان عملیات گسترده همراه با سیاستی بازدارنده برای جلوگیری از بازسازی توان نظامی و شبکههای نیابتی [حکومت] ایران
تاکید بر حمایت از مخالفان و تغییر درازمدت در ادامه، این تحلیل پیشنهاد میدهد آمریکا باید یک برنامه پنهانی برای حمایت از مخالفان ایرانی طراحی کند، مشابه حمایت دولت ریگان از جنبشهای دموکراسیخواه در دوران جنگ سرد، با هدف تضعیف و در نهایت سرنگونی حکومت.
به نوشته نویسنده، حتی اگر ساختار رهبری [حکومت] ایران در جریان جنگ ضربه خورده باشد، در صورت عدم تغییر ماهیت نظام، تهدید همچنان پابرجا خواهد بود و دستاوردهای نظامی آمریکا موقتی باقی میماند.
هشدار درباره برداشت [حکومت] ایران از توازن قدرت واشینگتنپست تاکید میکند که رهبران [حکومت] ایران در حال حاضر تصور میکنند ترامپ بیش از آنها به توافق نیاز دارد؛ برداشتی که میتواند روند مذاکرات را به نفع تهران تغییر دهد. به همین دلیل، به باور نویسنده، ترامپ باید نشان دهد که قادر است بدون توافق نیز جنگ را به پایان برساند و نتیجه را به نفع آمریکا رقم بزند.
در جمعبندی، نویسنده این تحلیل تاکید میکند که موفقیت دیپلماسی تنها زمانی ممکن است که با تهدید معتبر به اقدام نظامی همراه باشد؛ و برای [حکومت] ایران باید روشن شود که «زمان در حال پایان است» و مهلت دو هفتهای، یک ضربالاجل واقعی است.
در حالی که آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی و آمریکا جنگ ششهفتهای را متوقف کرده، ارزیابیها در اسرائیل نشان میدهد نهتنها اهداف کلیدی جنگ محقق نشده، بلکه این کشور ممکن است با محدودیتهای بیشتر و تهدیدهای امنیتی پیچیدهتری در آینده مواجه شود.
به گزارش واینت، اسرائیل پس از پرهزینهترین جنگ تاریخ خود - با هزینهای بین ۵۰ تا ۶۰ میلیارد شکل (۱۶.۲ تا ۱۹.۴ میلیارد دلار) در حدود ۴۰ روز - اکنون وارد مرحلهای از ابهام و نگرانی شده است. تنها چند ساعت پس از اعلام آتشبس، بنیامین نتانیاهو، وزرای دولت و فرماندهان ارشد ارتش سکوت اختیار کردند و شهروندان خبر توقف جنگ را از منابع خارجی دریافت کردند.
اهداف اعلامشده بدون تحقق باقی ماند بر اساس این گزارش، اهداف اصلی اسرائیل از جنگ، از جمله کنترل اورانیوم غنیشده ایران، سرنگونی نظام حاکم، نابودی توان موشکی بالستیک و قطع حمایت از گروههای نیابتی، هیچکدام بهطور کامل محقق نشدهاند.
این وضعیت، در کنار سکوت مقامات، فضای سردرگمی را در داخل اسرائیل تشدید کرده است؛ بهویژه برای شهروندانی که هفتهها زیر حملات موشکی حکومت ایران به پناهگاهها پناه میبردند و اکنون با پرسشهای بیپاسخ روبهرو هستند.
خلا رهبری و تصمیمگیریهای پراکنده واینت مینویسد در نبود موضعگیری رسمی، برخی نهادهای محلی بهطور مستقل اقدام به تصمیمگیری کردهاند، از جمله بازگشایی مدارس، در حالی که فرماندهی جبهه داخلی هنوز دستورالعمل جدیدی صادر نکرده و محدودیتهای جنگی را لغو نکرده است. همچنین گزارشهای متناقضی درباره ادامه یا توقف عملیات اسرائیل علیه حزبالله در لبنان منتشر شده است.
جنگی با هزینههای بیسابقه برآوردها نشان میدهد هزینه روزانه جنگ بهطور میانگین حدود یک میلیارد شکل بوده و در روزهای نخست حتی به ۲ تا ۳ میلیارد شکل در روز رسیده است. این هزینهها شامل عملیات گسترده نیروی هوایی، مصرف بالای مهمات و استفاده گسترده از سامانههای پدافند هوایی بوده است.
مقامهای دفاعی هشدار دادهاند که حتی در صورت عدم تشدید دوباره درگیریها، تا پایان سال به حدود ۳۴ میلیارد شکل (۱۱ میلیارد دلار) دیگر برای تامین هزینه عملیات و برنامههای نظامی نیاز خواهد بود.
تکرار الگوی جنگهای پیشین به نوشته واینت، این جنگ ممکن است از نظر نتیجه، مشابه درگیریهای پیشین با غزه باشد: آغاز با شعارهای قاطع و پایان با نوعی بنبست شکننده. با این تفاوت که اینبار حکومت ایران توانسته در مدت کوتاهی کل خاک اسرائیل - از ایلات در جنوب تا حیفا در شمال - را با موشکهای بالستیک هدف قرار دهد.
ورود به محیط امنیتی پرریسکتر این گزارش هشدار میدهد که اسرائیل ممکن است اکنون با محیط امنیتی بدتری نسبت به پیش از جنگ مواجه باشد. توافقهای احتمالی میان آمریکا و جمهوری اسلامی میتواند آزادی عمل اسرائیل برای اقدام نظامی در آینده را محدود کند، در حالی که حکومت ایران توانایی خود برای وارد کردن خسارات گسترده را بهنمایش گذاشته است.
حتی بدون محدودیت رسمی از سوی آمریکا، بازگشت به سیاست «کارزار میان جنگها» میتواند به چرخهای از درگیریهای مکرر و پرهزینه منجر شود؛ مشابه آنچه پیش از ۷ اکتبر در مواجهه با حماس رخ میداد.
فشار بر اقتصاد و نیروی انسانی واینت تاکید میکند که ادامه این وضعیت میتواند فشار سنگینی بر اقتصاد اسرائیل وارد کند، بودجه دفاعی را افزایش دهد و وابستگی به نیروهای ذخیره را تشدید کند؛ آن هم در شرایطی که کمبود نیروی انسانی وجود دارد و معافیتهای خدمت نظامی برای برخی گروهها همچنان پابرجاست.
در حال حاضر، بودجه دفاعی اسرائیل ۱۴۳ میلیارد شکل (۴۶.۳ میلیارد دلار) است که حتی پس از افزایش اخیر نیز به گفته مقامات، پاسخگوی نیازهای فعلی نیست.
پایان جنگ یا وقفهای موقت؟ مقامهای دفاعی اسرائیل میگویند هنوز برای اعلام پایان جنگ زود است. در عین حال، نشانهای از کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه دیده نمیشود.
به گزارش واینت، هنوز مشخص نیست آتشبس فعلی به پایان واقعی درگیری منجر خواهد شد یا صرفاً وقفهای موقت است، اما در هر دو حالت، اسرائیل با چالشهای امنیتی و اقتصادی جدیتری نسبت به قبل از جنگ روبهرو خواهد بود.
دبیرکل ناتو میگوید دونالد ترامپ از خودداری متحدان آمریکا برای مشارکت در جنگ علیه حکومت ایران ابراز نارضایتی کرده، در حالی که همزمان بحثهایی درباره آینده نقش واشینگتن در این ائتلاف نظامی مطرح شده است.
مارک روته در گفتوگو با سیانان، بدون اشاره مستقیم به جزئیات مطرحشده در این نشست که چهارشنبه ۱۹ فروردین، پشت درهای بسته، فضای گفتوگو را «بسیار صریح و باز» توصیف کرد و افزود که ترامپ دیدگاه خود درباره تحولات هفتههای اخیر را بهروشنی بیان کرده است.
این دیدار در شرایطی حساس انجام شد که کمتر از ۲۴ ساعت پیش از آن، آمریکا و حکومت ایران بر سر یک آتشبس دو هفتهای - با محوریت بازگشایی تنگه هرمز - به توافق رسیدند. این توافق پس از تهدیدهای شدید ترامپ علیه زیرساختهای ایران شکل گرفت؛ تهدیدهایی که شامل هشدار درباره «نابودی یک تمدن» در صورت عدم بازگشایی تنگه بود.
تشدید تنش میان واشینگتن و متحدان اروپایی پیش از این دیدار، ترامپ انتقادهای تندی علیه ناتو مطرح کرده و این ائتلاف را «ببر کاغذی» خوانده بود. او همچنین بهصراحت احتمال خروج آمریکا از ناتو را مطرح کرد، پس از آنکه کشورهای عضو درخواست او برای مشارکت نظامی در بازگشایی تنگه هرمز را نپذیرفتند.
ترامپ پس از دیدار با روته نیز در پیامی در شبکه اجتماعی خود نوشت که ناتو «وقتی به آن [ناتو] نیاز داشتیم کنار ما نبود» و به اختلافات پیشین بر سر گرینلند نیز اشاره کرد.
در همین حال، سخنگوی کاخ سفید، کارولین لیویت، تایید کرد که موضوع خروج احتمالی از ناتو در دستور گفتوگوهای رییسجمهوری با دبیرکل این ائتلاف قرار داشته است.
واکنشها در داخل آمریکا در داخل آمریکا، برخی چهرههای سیاسی نسبت به افزایش تنش با متحدان هشدار دادهاند. میچ مککانل، سناتور جمهوریخواه، با یادآوری حمایت ناتو از آمریکا پس از حملات ۱۱ سپتامبر، تاکید کرد که واشینگتن نباید بهجای مهار دشمنان، درگیر اختلاف با متحدان خود شود.
همزمان، مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده در دیداری جداگانه با روته، درباره «جنگ ایران»، تلاشها برای پایان جنگ اوکراین و افزایش هماهنگی با متحدان ناتو گفتوگو کرد.
اختلاف بر سر نقش ناتو در بحران ایران اختلاف میان آمریکا و متحدانش از زمان آغاز جنگ با حکومت ایران در اواخر فوریه تشدید شده است. ترامپ بارها تاکید کرده که تامین امنیت تنگه هرمز وظیفه کشورهایی است که به جریان نفت از این مسیر وابستهاند، نه آمریکا.
در مقابل، برخی کشورهای اروپایی از جمله اسپانیا و فرانسه استفاده از حریم هوایی یا تاسیسات نظامی خود برای عملیات آمریکا را محدود کردند، هرچند در عین حال با مشارکت در یک ابتکار بینالمللی برای بازگشایی تنگه پس از پایان درگیریها موافقت کردهاند.
در همین راستا، به نوشته روزنامه گاردین، کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، قرار است به منطقه خلیج فارس سفر کند تا از آتشبس حمایت کند و در تدوین ترتیبات امنیتی پس از جنگ برای تنگه هرمز مشارکت داشته باشد.
این تحولات در حالی رخ میدهد که آینده نقش آمریکا در ناتو و میزان انسجام این ائتلاف، در سایه «جنگ ایران»، با پرسشهای جدی مواجه شده است.
نشریه فارنپالیسی در تحلیلی نوشت که دونالد ترامپ، با وجود نمایش قدرت بیقید و شرط در سیاست خارجی، در برابر یک عامل کلیدی آسیبپذیر است: واکنش بازارهای مالی؛ عاملی که به گفته نویسنده، نقش مهمی در عقبنشینی او از تشدید جنگ با حکومت ایران داشته است.
در این یادداشت، مایکل هیرش، ستوننویس فارنپالیسی و نویسنده، استدلال میکند که عقبنشینی ناگهانی ترامپ از تهدید به نابودی «تمدن» ایران - پس از بسته شدن تنگه هرمز و جهش قیمت نفت - نشان میدهد بازارها به مهمترین محدودیت عملی بر تصمیمات او تبدیل شدهاند. به نوشته او، این روند در قالب الگویی شناختهشده در بازارها، موسوم به «ترامپ همیشه عقبنشینی میکند» (TACO)، بارها تکرار شده است.
بر اساس این تحلیل، ترامپ که خود را فاقد هرگونه محدودیت بیرونی، از جمله قوانین بینالمللی یا فشار متحدان، میداند، در عمل در برابر افت بازارها واکنش نشان میدهد و سیاستهایش را تعدیل میکند. این الگو پیشتر در موضوع تعرفههای تجاری و همچنین تهدید به تصرف گرینلند نیز دیده شده بود.
فارنپالیسی مینویسد در جنگ ۴۰ روزه با جمهوری اسلامی نیز همین الگو تکرار شد. ترامپ با این تصور وارد درگیری شد که جنگی سریع و کنترلشده خواهد بود، اما با بسته شدن تنگه هرمز- سناریویی که نهادهای اطلاعاتی آمریکا سالها درباره آن هشدار داده بودند - با افزایش شدید قیمت انرژی، بحران در بازارهای مرتبط و افتهای پیاپی در بازارهای مالی روبهرو شد. در مقابل، هر نشانهای از کاهش تنش، بهسرعت به بهبود بازارها انجامید.
در این میان، اگرچه ترامپ از تحقق اهداف نظامی سخن گفته، این تحلیل تاکید میکند که بسیاری از اهداف اعلامشده، از جمله نابودی کامل توان هستهای و موشکی ایران یا فروپاشی ساختار حاکمیت، محقق نشدهاند. حکومت ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و حتی بر اساس این تحلیل، اکنون از این موقعیت بهعنوان اهرم فشار جدیدی استفاده میکند.
به نوشته فارنپالیسی، مهمترین پیامد این جنگ برای [حکومت] ایران، تثبیت این اهرم است. توانایی عملی تهران برای اختلال در تنگه هرمز - که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند - از یک تهدید نظری به واقعیتی اثباتشده تبدیل شده و به گفته برخی تحلیلگران، حتی از برنامه هستهای نیز ابزار فشار مؤثرتری به شمار میرود.
این گزارش همچنین به تغییر لحن دولت آمریکا اشاره میکند. در حالی که ترامپ پیشتر از «نابودی کامل ایران» سخن میگفت، اکنون از امکان «بازسازی» و حتی همکاری اقتصادی با تهران صحبت میکند. به گفته نویسنده، این تغییر موضع بیش از هر چیز بازتاب فشار بازارها و نگرانی از پیامدهای اقتصادی جنگ است.
فارنپالیسی در نهایت نتیجه میگیرد که هویت ترامپ بهعنوان یک تاجر - که موفقیت خود را با شاخصهایی مانند داوجونز و S&P 500 میسنجد - باعث شده واکنش بازارها به یکی از تعیینکنندهترین عوامل در تصمیمگیریهای او تبدیل شود. به همین دلیل، به باور این تحلیلگر، «دشمن اصلی ترامپ نه ایران، چین یا روسیه، بلکه بازارهای مالی جهانی است»؛ نیرویی که خارج از کنترل او عمل میکند و بارها مسیر سیاستهایش را تغییر داده است.
برِت مکگِرک، دیپلمات ارشد آمریکایی، احتمال توافق میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ظرف چند روز در پاکستان را «تقریبا صفر» ارزیابی و تاکید کرد: «آنچه تاکنون علنی شده، نشان میدهد فاصلهها بسیار زیاد است و هیچ چیز نزدیک به توافق نیست.»
او که پیشتر هماهنگکننده شورای امنیت ملی آمریکا در امور خاورمیانه بود و هدایت مذاکرات محرمانه آمریکا با جمهوری اسلامی برای آزادی شهروندان آمریکایی زندانی در ایران را بر عهده داشت، شامگاه چهارشنبه ۱۹ فروردین، به سیانان گفت: «بر اساس تجربه از مذاکره با ایرانیها معتقدم احتمال اینکه در عرض چند روز در پاکستان به مذاکره وارد شوید و با یک توافق بیرون بیایید، تقریبا صفر است.»
مکگِرک با هشدار نسبت به شتابزدگی در روند دیپلماسی گفت: «صادقانه بگویم، شاید بهتر باشد [آمریکا] روند را کندتر کند و فقط اگر مقدمات بهخوبی آماده شد، وارد گفتوگوی رو در رو شوند.»
به گفته او، وارد شدن به مذاکره در سطح معاون رییسجمهوری آمریکا اگر بدون آمادهسازی باشد، احتمال شکست «بسیار بالا» خواهد بود، و در صورت شکست، «بازسازی آن بسیار سختتر میشود.»
او در عین حال افزود: «واقعا تمایل دارم این روند موفق شود، اما بسیار تردید دارم که تا پایان این هفته در پاکستان اتفاق قابلتوجهی رخ دهد.»
این مقام پیشین آمریکایی افزود: «صرف برگزاری یک دیدار شاید بتواند کمی تنش را کاهش دهد، اما من اکنون نشانهای از کاهش تنش هم نمیبینیم.»
مکگِرک با اشاره به پیامهای متناقض درباره مبنای مذاکرات طی ۲۴ ساعت اول آتشبس گفت: «چندین طرح به عنوان چارچوب مذاکرات معرفی شده؛ یک طرف از طرح ۱۵ مادهای و طرف دیگر از طرح ۱۰ مادهای حرف میزند. چند نسخه متفاوت از طرحها ارائه شده، نقش لبنان مطرح شده، اظهارات نخستوزیر پاکستان در مقابل اظهارات معاون رییسجمهوری آمریکا را داشتیم. با دیدن همه اینها میگویم هنوز کارهای زیادی باید انجام شود.»
او تاکید کرد: «در دیپلماسی، قبل از اینکه دو مقام بسیار ارشد را در یک اتاق کنار هم قرار دهید، باید کارهای زمینهای زیادی انجام شده باشد، بهویژه در موضوعی با این پویایی و اهمیت، درباره توقف یا آغاز دوباره جنگ.»
آتشبس شکننده و تنگه هرمزِ «عملا بسته»
مکگِرک در بخش دیگری از اظهارات خود، وضعیت نخستین روز آتشبس میان آمریکا و جمهوری اسلامی را مرور کرد و گفت: «امروز شاهد برخی از بزرگترین حملات ایران به منطقه خلیج [فارس] بودیم؛ حملات موشکی و پهپادی علیه کویت، امارات، قطر، بحرین، و حتی حملهای در عربستان سعودی.»
او درباره تنگه هرمز گفت: «تنگه هرمز هنوز باز نیست. در ساعات ابتدایی روز کشتیها باید برای ورود به محدوده ایران با آنها هماهنگ و عوارض پرداخت میکردند، اما بعدتر ایران در واکنش به حملات اسرائیل به حزبالله لبنان، تنگه را بهکل بست. [حکومت] ایران این حملات را نقض آتشبس میداند و آمریکا این ارتباط را رد میکند.»
مکگِرک با اشاره به تجربه خود در مدیریت بحرانها افزود: «با در نظر گرفتن این وضعیت، فکر میکنم در حال حاضر، ‘شکننده’ توصیف ملایمی برای این آتشبس باشد، چون [عملا] آتشبسی برقرار نشده است.»
معاون پیشین دستیار ریاستجمهوری آمریکا در ارزیابی کلی وضعیت تاکید کرد: «با توجه به آنچه میبینیم، نمیتوانم بگویم در وضعیت خوبی هستیم. دستکم در ۲۴ ساعت اول آتشبس، همه شاخصها در جهت اشتباه حرکت کردهاند.»
این مقام پیشین آمریکایی همچنین تصریح کرد که عملکرد جمهوری اسلامی نشان میدهد «شرط رییسجمهوری ترامپ درباره بازگشایی کامل، فوری و امن تنگه هرمز را نپذیرفته» و توضیح داد: «بازگشایی کامل یعنی بازگشتن به وضعیت قبل از جنگ»، اما در عمل «کشتیها مجبور شدهاند از مسیر جزایر ایرانی عبور کنند و شاید عوارض بدهند» که «دیگر ‘عبور آزاد’ محسوب نمیشود.» او در پایان تاکید کرد: «بنابراین تا این لحظه تنگه قطعا باز نیست.»