تهران: آتشبس یعنی ایجاد وقفه برای تمدید نیرو و هیچ عاقلی این کار را نمیکند
پیامدهای یک حمله ایالات متحده و اسرائیل در تهران
همزمان با طرح موضوع تلاشها برای برقراری آتشبس در جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، سخنگوی وزارت خارجه حکومت ایران گفت که تهران «آتشبس برای تمدید نیرو» را نمیپذیرد. رویترز به نقل از منبعی نوشت فرمانده ارتش پاکستان تماسهایی جداگانه با ونس، ویتکاف و عراقچی داشته است.
بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز که دوشنبه ۱۷ فروردین منتشر شد، اگر مذاکرات فعلی به نتیجه برسد، به «آتشبس فوری و بازگشایی تنگه هرمز» منجر میشود و توافق نهایی ظرف ۱۵ تا ۲۰ روز حاصل خواهد شد.
در سوی دیگر، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت: «آتشبس یعنی ایجاد وقفه برای تمدید نیرو و هیچ عاقلی [در ایران] این کار را انجام نمیدهد.»
او افزود: «ما همچنان به شناورهای متعلق یا مرتبط با آمریکا و اسرائیل، اجازه تردد در تنگه هرمز نخواهیم داد.»
رویترز: طرح آتشبس فوری میان ایران و آمریکا با محوریت پاکستان ارائه شد
یک منبع آگاه به رویترز گفت که حکومت ایران و ایالات متحده، طرحی برای پایان درگیریها دریافت کردهاند که میتواند از دوشنبه اجرایی شود و به بازگشایی تنگه هرمز بینجامد. طرحی که بر آتشبس فوری و سپس توافقی جامع استوار است.
به گفته این منبع، چارچوب پایان خصومتها از سوی پاکستان تدوین و طی شب گذشته با تهران و واشینگتن مبادله شده است.
این طرح یک ساز و کار دو مرحلهای را پیشبینی میکند: نخست اجرای فوری آتشبس و سپس نهاییسازی یک توافق گستردهتر.
این منبع افزود: «همه اجزای این طرح باید امروز مورد توافق قرار گیرد.»
او توضیح داد توافق اولیه در قالب یک تفاهمنامه تنظیم میشود که از طریق پاکستان - بهعنوان تنها کانال ارتباطی - بهصورت الکترونیکی نهایی خواهد شد.
تماسهای فشرده دیپلماتیک و تردید تهران
وبسایت اکسیوس پیشتر گزارش داده بود که آمریکا، جمهوری اسلامی و میانجیهای منطقهای، درباره آتشبسی ۴۵ روزه گفتوگو میکنند. بخشی از توافقی دو مرحلهای که میتواند به پایان دائمی جنگ منجر شود.
به گفته منبع رویترز، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، «تمام شب» با جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در تماس بوده است.
بر اساس پیشنهاد اسلامآباد، آتشبس بلافاصله اجرا میشود و تنگه هرمز بازگشایی خواهد شد و سپس ۱۵ تا ۲۰ روز برای نهاییسازی توافقی گستردهتر در نظر گرفته میشود.
این توافق که بهطور موقت «توافق اسلامآباد» نامیده شده، شامل چارچوبی منطقهای برای مدیریت تنگه هرمز است و قرار است مذاکرات نهایی حضوری در اسلامآباد برگزار شود.
رویترز نوشت که مقامهای واشینگتن و تهران به درخواستها برای اظهارنظر پاسخ ندادند و سخنگوی وزارت خارجه پاکستان نیز از اظهار نظر خودداری کرد.
مقامهای ایرانی پیشتر به این خبرگزاری گفته بودند تهران بهدنبال آتشبس دائمی همراه با تضمینهایی برای جلوگیری از حمله مجدد آمریکا و اسرائیل است.
آنها همچنین از دریافت پیامهایی از سوی میانجیهایی مانند پاکستان، ترکیه و مصر خبر داده بودند.
به گفته منبع رویترز، انتظار میرود توافق نهایی شامل تعهد تهران به عدم پیگیری برای ساخت سلاح هستهای در ازای کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده باشد.
در عین حال، دو منبع پاکستانی گفتند حکومت ایران هنوز به این پیشنهاد متعهد نشده است.
یکی از این منابع گفت: «ایران هنوز پاسخ نداده است.»
او افزود طرحهای پیشنهادی برای آتشبس موقت تاکنون با موافقت تهران روبهرو نشده است.
این تحرکات دیپلماتیک در حالی شدت گرفته که درگیریها افزایش یافته و نگرانیها درباره اختلال در عبور و مرور از تنگه هرمز - یکی از مسیرهای حیاتی تامین نفت جهان - بیشتر و بیشتر شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز در روزهای اخیر خواستار پایان سریع درگیری شده و درباره پیامدهای عدم دستیابی به آتشبس هشدار داده است.
به گزارش خبرگزاری رویترز، سازمان اطلاعات ملی کره جنوبی به نمایندگان مجلس این کشور گفته است بر اساس «اطلاعات موثق»، دختر رهبر کره شمالی به عنوان جانشین پدرش و رهبر آینده انتخاب شده است.
به گفته نمایندگان مجلس کره جنوبی، نمایش عمومی اخیر از تانکسواری کیم جو ئه، دختر رهبر کره شمالی، احتمالا با هدف تثبیت جایگاه او و رفع هرگونه تردید در زمینه جانشینی انجام شده است.
ارزیابی سازمان اطلاعات ملی کره جنوبی
سازمان اطلاعات ملی در یک جلسه غیرعلنی در مجلس کره جنوبی اعلام کرد که این ارزیابی صرفا حدس و گمان نیست، بلکه بر پایه «اطلاعات موثق» است که این سازمان جمعآوری کرده است.
به گفته نمایندگان، سازمان اطلاعات ملی معتقد است تصاویر دختر کیم بر روی تانک، با هدف برجسته کردن توانمندیهای نظامی او و از بین بردن تردیدها درباره یک «وارث زن» منتشر شده است.
سناریوی مشابه تثبیت رهبری پدر
رسانههای دولتی کره شمالی ماه گذشته تصاویری از کیم و دخترش در حال هدایت یک تانکی جدید منتشر کردند.
پیش از آن نیز تصاویری از او در حال تیراندازی با تفنگ و کلت منتشر شده بود.
پارک سون وون، نماینده حزب دموکرات، درباره شباهت سناریوی تثبیت رهبری در کره شمالی گفت: «زمانی که در دهه ۲۰۱۰ خود کیم برای جانشینی پدرش آماده میشد، تصاویر مشابهی از او منتشر میکردند؛ تصاویری که در برنامههای ادای احترام به رهبران کره شمالی گرفته میشد.»
گمان میرود نام دختر رهبر کره شمالی «جو ئه» باشد و حدود ۱۳ سال سن دارد.
گزارش جدید سازمان اطلاعات ملی کره جنوبی نشاندهنده تغییر ارزیابی منابع اطلاعاتی است. پیشتر گفته میشد او تنها برای جانشینی «آموزش» میبیند، اما اکنون به عنوان جانشین قطعی در نظر گرفته میشود.
حضور مکرر جو ئه در رویدادهای دفاعی برای تسریع در ساختن «روایت جانشینی» و تثبیت جایگاه او است.
پیشتر نمایندگان به نقل از سازمان اطلاعات ملی کره جنوبی گفته بودند که نقش برجسته جو ئه نشان میدهد عملا با او مانند نفر دوم در ساختار قدرت در کره شمالی برخورد میشود.
نقش رهبر کره شمالی
لی سونگ کوئن، نماینده حزب قدرت مردم کره جنوبی، به نقل از سازمان اطلاعات ملی گفت که شایعات درباره نارضایتی کیم یو جونگ (خواهر کیم جونگ اون) از جایگاه و مقام دختر کیم بیپایه است. به گفته او، خواهر کیم قدرت مستقلی ندارد.
با این حال، برخی کارشناسان کره شمالی خواستار احتیاط در تفسیر و تحلیل این تصاویر شدند.
هونگ مین، تحلیلگر موسسه اتحاد ملی کره جنوبی، معتقد است تانکسواری به تنهایی برای نتیجهگیری قطعی کافی نیست.
او اشاره کرد که جو ئه برخلاف پدرش (که در دوران آماده شدن برای رهبری به تنهایی در مراسم نظامی ظاهر میشد)، هنوز در کنار پدرش دیده میشود و حضور مستقلی ندارد.
ارتش اسرائیل با انتشار بیانیهای مجید خادمی، رییس سازمان اطلاعات سپاه را «یکی از مهمترین فرماندهان سپاه پاسداران» خواند و اعلام کرد او «برای پیشبرد اقدامات تروریستی علیه کشور اسرائیل و علیه یهودیان در سراسر جهان فعالیت داشت.»
ارتش اسرائیل افزود اطلاعات جمعآوریشده از سوی خادمی برای «هدفگذاری در نقاط مختلف جهان» مورد استفاده قرار میگرفت.
بر اساس این بیانیه، خادمی همچنین «مسئول نظارت بر جمعیت ایران بهمنظور سرکوب شهروندان» در سالهای گذشته، بهویژه در جریان اعتراضات اخیر، بود.
طبق اعلام ارتش اسرائیل، رییس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران شامگاه یکشنبه ۱۶ فروردین در جریان حمله نیروی هوایی این کشور به تهران از پا درآمد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پیکر امیرحسین حاتمی، از معترضان انقلاب ملی ایرانیان که ۱۳ فروردین اعدام شد، بعد از گذشت چهار روز هنوز به خانوادهاش تحویل داده نشده است.
منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند به دلیل ذکر نام امیرحسین در یکی از وبسایتهای سازمان مجاهدین خلق، از تحویل پیکر به خانواده او جلوگیری شده است.
خانواده حاتمی هرگونه ارتباط فرزندشان را با سازمان مجاهدین رد کردهاند.
این معترض ۱۸ ساله، از متهمان پرونده آتشسوزی در پایگاه بسیج محمود کاوه در خیابان نامجو در شرق تهران بود.
علاوه بر او، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و علی فهیم در این پرونده حضور داشتند و همگی به اعدام محکوم شدند.
شاهین واحدپرست و محمدامین بیگلری ۱۶ فروردین اعدام شدند و اعدام علی فهیم صبح دوشنبه ۱۷ فروردین اعلام شد.
بر اساس گزارشها، پیکر واحدپرست ۲۸ ساله نیز همچنان به خانوادهاش تحویل داده نشده است.
به گفته منابع مطلع، همسر او در زمان اعدامش چهار ماهه باردار بوده است.
نزدیکانش میگویند که او آرزوی راهاندازی یک رستوران مشترک با همسرش را داشت.
جزییاتی از پرونده و انتساب اتهامات بیاساس به حاتمی
منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند امیرحسین، دانشجوی رشته طراحی صنعتی در دانشگاه تهران بود و به سه زبان تسلط داشت.
یک منبع آگاه در تشریح وقایع ۱۸ دیماه گفت این پرونده هفت متهم داشت که هیچکدام نقشی در آغاز آتشسوزی نداشتند و پس از وقوع آتشسوزی در پایگاه بسیج همراه نزدیک ۵۰ نفر دیگر وارد این محل شدند.
به گفته این منبع، دقایقی بعد یک آتشسوزی دیگر رخ داد و تعداد زیادی موفق به فرار شدند اما هفت نفر از جمله امیرحسین، امکان فرار پیدا نکردند.
آنها به پشتبام رفتند اما از سوی نیروهای بسیج بازداشت شدند و به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفتند.
مقامهای قضایی جمهوری اسلامی بازداشتشدگان را به تلاش برای دسترسی به اسلحهخانه متهم کردند.
پس از انجام بازجوییهایی همراه با فشار روانی شدید، آنها به زندان قزلحصار منتقل شدند.
متهمان در طول دوران بازداشت از ملاقات حضوری محروم بودند و تنها امکان تماس تلفنی داشتند.
محاکمه این افراد بهوسیله قاضی ابوالقاسم صلواتی انجام شد و متهمان از دسترسی به وکیل انتخابی محروم بودند. در چنین شرایطی، حکم اعدام آنها، ۱۸ بهمن صادر شد.
منابع ایراناینترنشنال اعلام کردند اعترافات آنها در پرونده تحت فشار و اجبار بود و روند رسیدگی قضایی بدون اطلاع کامل متهمان و خانوادههایشان به اجرای حکم اعدام منتهی شد.
مجید خادمی برخلاف بسیاری از فرماندهان سپاه پاسداران که از میدانهای جنگ ایران و عراق یا سوریه بالا آمدهاند، عمدتا محصول «لایههای پنهان و درونی» سیستم اطلاعاتی بود: از حفاظت اطلاعات وزارت دفاع تا ریاست همزمان سازمان حفاظت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه.
خادمی، یکی از کلیدیترین و محرمانهترین چهرههای دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی، دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ (ششم آوریل ۲۰۲۶) در جریان حملات هوایی آمریکا-اسرائیل کشته شد.
زندگی اولیه و پیشینه شخصی
خادمی متولد روستای امیرحاجیلو از توابع شهر فسا در استان فارس است.
او از نسل اول پاسداران انقلاب اسلامی محسوب میشود و در دوره جنگ ایران و عراق و دهه ۱۳۶۰، بیشتر در نقشهای ستادی و حفاظت اطلاعات فعالیت داشت، نه عملیات رزمی مستقیم.
اطلاعات دقیق از دوران کودکی و خانواده او بسیار محدود است؛ ویژگی رایج در میان چهرههای ارشد امنیتی ایران.
گفته میشود که او دارای دکترای امنیت ملی و دکترای علوم دفاعی راهبردی بود و در رسانههای رسمی گاهی با نام «مجید خادمی» و گاهی «مجید حسینی» یا «مجید خادمی حسینی» معرفی میشد.
گزارشهایی وجود دارد که او در سخنرانیهای خود به حضور در سوریه اشاره کرده و از نقش قاسم سلیمانی در آنجا تعریف کرده است.
خادمی در دهه ۱۳۹۰، در ساختارهای اطلاعاتی سپاه پاسداران، از جمله جانشینی در سازمان اطلاعات سپاه و سازمان حفاظت اطلاعات سپاه فعال بود.
در اردیبهشت ۱۳۹۷ به ریاست سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح رسید و جایگزین اصغر میرجعفری شد.
او در تیر ۱۴۰۱ با حکم مستقیم علی خامنهای، رهبر وقت جمهوری اسلامی، رییس سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران شد.
این انتصاب بخشی از بازآرایی بزرگ امنیتی پس از شکستها و نفوذهای گسترده در ایران بود و شبکه نزدیک به حسین طائب، رییس اسبق سازمان اطلاعات سپاه، را تضعیف کرد.
در خرداد ۱۴۰۴، پس از کشته شدن محمد کاظمی، رییس قبلی سازمان اطلاعات سپاه در حمله اسرائیل، خادمی به ریاست سازمان اطلاعات سپاه رسید.
او مسئول ساختاری شد که سالها «ناظر بر آن» بود.
دو سازمان کلیدی که خادمی در هر دو نقش داشت
خادمی هم در حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران فعال بود و هم در سازمان اطلاعات سپاه.
در سازمان حفاظت اطلاعات سپاه، تمرکز بر امنیت درونی سپاه پاسداران، شناسایی نفوذ دشمن در میان فرماندهان و نیروهای خودی، کنترل وفاداری و حفاظت از اسرار داخلی است.
این سازمان را میتوان «ناظر بر ناظران» توصیف کرد.
سازمان اطلاعات سپاه اما مسئولیت امنیت خارجی، سرکوب اعتراضات داخلی، بازداشتها، پروندهسازی سیاسی و مقابله با آنچه «فتنه» خوانده میشود را، بر عهده دارد.
خادمی سالها در نهاد اول یعنی حفاظت اطلاعات فعالیت داشت و دسترسیاش به پروندههای حساس داخلی، نقاط ضعف فرماندهان و شبکههای نفوذی، او را به یکی از حساسترین مهرههای سیستم تبدیل کرده بود.
خادمی حدود دو ماه پیش در گفتوگویی کمسابقه با وبسایت خامنهای، تصویری صریح از نگاه خود به وضعیت کشور ارائه داد.
او اعتراضات دی ماه را نه بهعنوان یک خیزش داخلی علیه حکومت، بلکه بهعنوان طرحی با حمایت خارجی توصیف کرد و «پیشدستی» گسترده را «بخشی عادی از کار اطلاعاتی» دانست.
خادمی در این گفتوگو خبر داد که سپاه پاسداران، دو هزار و ۷۳۵ نفر را که به گفته او با شبکههای «ضد امنیتی» مرتبط بودهاند احضار کرده، ۱۳ هزار نفر دیگر را «ارشاد» کرده، هزار و ۱۷۳ قبضه سلاح را ضبط کرده و ۴۶ نفر را بهعنوان «افراد مرتبط با سرویسهای اطلاعاتی خارجی» شناسایی کرده است.
اهمیت این ارقام کمتر در صحت یا عدم صحت آنهاست و بیشتر در این است که بهعنوان یک دکترین مطرح شدهاند. در روایت او، پاسخ به ناآرامیها با نظارت گستردهتر، مداخله زودهنگامتر و دامنه وسیعتر عملیات بازداشت، قابل توجه است.
او همچنین به نقل از خامنهای گفت که به او توصیه کرده «به کار اطلاعاتی توجه کند» زیرا «این دوره شبیه سال ۶۰ است». اشارهای به یکی از خونبارترین و سرکوبگرانهترین دورههای حکومت جمهوری اسلامی.
این تعبیر نشان میدهد حکومت این مقطع را نه بهعنوان نارضایتی معمول، بلکه از منظر یک تهدید درونی و وجودی تفسیر کرده است.
خادمی گفت که خامنهای بر «دو نوع نفوذ» تاکید کرده است: یکی نفوذ آگاهانه و دیگری جریانی گستردهتر از افرادی که بدون آگاهی، «در جهت اهداف دشمن» حرکت میکنند.
به بیان دیگر، این زبان همان حکومتی است که نهتنها مخالفان سازمانیافته، بلکه روندهای عادی اجتماعی و سیاسی را نیز مساله امنیتی تلقی میکند.
در بخش دیگری از این گفتوگو، خادمی بر «شبکه ملی اطلاعات» تاکید کرد. طرحی حکومتی برای تشدید کنترل بر اینترنت و فضای ارتباطی در ایران.
این موضوع، بهطور مستقیم او را به تلاش گستردهتر جمهوری اسلامی برای سانسور، کنترل دیجیتال و محدودسازی فضای اطلاعاتی داخلی، پیوند میزند.
جایگاه در رقابتهای درونی و جریانهای قدرت
سپاه پاسداران اکنون مجموعهای از شبکههای رقیب است. خادمی به جریان امنیتی قدیمی و «امنیتمحور» نزدیک به محمدباقر ذوالقدر، قائممقام سابق فرمانده کل سپاه، تعلق داشت.
انتصاب او در سال ۱۴۰۱ عموما به عنوان بخشی از حذف یا تضعیف حلقه طائب تفسیر شد.
او نماد تلاش برای «بازسازی اعتماد» در دستگاهی بود که بارها با بحران نفوذ مواجه شده بود.
اهمیت بینالمللی: پاداش ۱۰ میلیون دلاری آمریکا
در ماه مارس ۲۰۲۶، برنامه پاداش برای عدالت (Rewards for Justice) در وزارت خارجه آمریکا، برای اطلاعات منجر به شناسایی یا اختلال در فعالیت پنج فرمانده ارشد سپاه پاسداران، از جمله مجید خادمی، تا سقف ۱۰ میلیون دلار پاداش تعیین کرد.
این پاداش نشان داد که خادمی نه فقط یک مدیر داخلی، بلکه هدفی با ارزش بالا در جنگ اطلاعاتی بوده است.
چرا کشته شدن او مهم است؟
کشته شدن خادمی فراتر از حذف یک فرد است و ضربهای به گرههای کلیدی ساختار امنیتی جمهوری اسلامی محسوب میشود.
او در نقطه اتصال اطلاعات خام به تصمیمگیریهای امنیتی قرار داشت و مرگش میتواند زنجیره تصمیمگیری، نظارت داخلی و عملیات ضد نفوذ را حتی به طور موقت، مختل کند.
مرگ خادمی به عنوان نماینده جریان ذوالقدر، ممکن است فضای مانور را برای شبکههای رقیب (مانند حلقههای نزدیک به طائب یا دیگران) باز کند و باعث تشدید رقابتهای درونی سپاه پاسداران شود.
مرگ او همچنین یک پیام برای جنگ اطلاعاتی است: فردی که دههها مسئول «مقابله با نفوذ» بود، خود هدف دقیق نفوذ و ترور قرار گرفت.
این رویداد عمق آسیبپذیری دستگاه امنیتی حکومت ایران را در شرایط جنگ فعلی برجسته میکند.
به زبان ساده، خادمی «محصول خالص» سیستم امنیتی جمهوری اسلامی بود. کسی که از روستای کوچکی در فسا در استان فارس و از دل شبکههای کنترل و حفاظت داخلی بالا آمد، تحصیلات عالی امنیتی کرد و به راس حساسترین نهادهای اطلاعاتی رسید.
دن هافمن، یک مقام پیشین سیا که مسئولیت ریاست ایستگاه سیا در برخی کشورها را در سابقه خود دارد، اعلام کرد که یک عملیات فریب اطلاعاتی نقش کلیدی در موفقیت ماموریت نجات خلبان آمریکایی در خاک ایران داشته و به دور کردن نیروهای ایرانی از محل اختفای او کمک کرده است.
هافمن در گفتوگو با فاکسنیوز توضیح داد که بر اساس گزارشها، سیا تلاش کرده نیروهای ایرانی را به این باور برساند که آمریکا در حال آمادهسازی یک عملیات نجات دریایی است، در حالی که در واقع عملیات خروج خلبان از مناطق کوهستانی انجام شده است.
به گفته او، سیا همزمان چند ماموریت را پیش میبرده است: ردیابی موقعیت خلبان، زیر نظر گرفتن تحرکات نیروهای امنیتی حکومت ایران و اجرای عملیات فریب. او گفت: «سیا آنجا بود تا موقعیت خلبان را ردیابی کند… و همزمان تحرکات نیروهای امنیتی [حکومت] ایران و تلاش آنها برای یافتن محل او را دنبال میکرد و در عین حال این عملیات فریب را اجرا میکرد؛ عملیاتی فوقالعاده.»
هافمن با اشاره به پیچیدگی این ماموریت افزود: «این کار را به پیدا کردن سوزن در انبار کاه تشبیه میکنند، اما به نظر من بیشتر شبیه پیدا کردن یک سوزن در میان انبوهی از سوزنهاست- بهشدت دشوار.»
این اظهارات پس از آن مطرح شد که یک افسر سامانههای تسلیحاتی نیروی هوایی آمریکا، که پس از سرنگونی جنگنده اف-۱۵ بر فراز ایران مجبور به خروج اضطراری شده بود، در عملیات جستوجو و نجات پیدا شد. این خلبان حدود ۳۶ ساعت در مناطق کوهستانی ایران مخفی شده بود.
هافمن گفت این خلبان احتمالاً برای بقا به مهارتهایی که در دورههای نظامی «بقا، گریز، مقاومت و فرار» (SERE) آموخته، تکیه کرده است.
او همچنین درباره نحوه اجرای عملیات فریب توضیح داد که این راهبرد میتوانسته نسبتاً ساده باشد: انتشار اطلاعات هدایتشده در کانالهایی که نیروهای امنیتی حکومت ایران آنها را رصد میکنند. به گفته او، سیا با شناسایی این کانالها - از جمله در حوزه سایبری - اطلاعاتی را در آنها منتشر کرده که بخشی از آن واقعی بوده تا اعتبار پیام حفظ شود و سپس عملیات فریب در همان بستر اجرا شده است.
هافمن گفت: «ما کانالهایی را پیدا میکنیم که میدانیم طرف مقابل به آنها گوش میدهد… سپس اطلاعاتی در آنها قرار میدهیم - بخشی واقعی برای ایجاد اعتبار - و عملیات فریب را از همان مسیر پیش میبریم.»
به گفته او، این ترکیب از ردیابی اطلاعاتی و عملیات فریب، در نهایت به موفقیت ماموریت نجات در شرایطی بسیار پیچیده و پرخطر در داخل خاک ایران کمک کرده است.
جزییات بیشتر از این عملیات نجات را در اینجا بخوانید.