در حمایت از انقلاب ملی ایرانیان؛ اللهیار صیادمنش پس از گلزنی به آنتورپ خوشحالی نکرد
اللهیار صیادمنش، مهاجم ایرانی تیم وسترلو بلژیک، در بازی برابر آنتورپ موفق به گلزنی شد، اما در حمایت از مردم ایران و کشتهشدگان انقلاب ملی ایرانیان به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی از شادی گل خودداری کرد. او همچنین در استوری اینستاگرام خود نوشت: «دل تو ایرانه، تن آواره است.»
پیشتر مهدی قایدی، دیگر لژیونر ایرانی حاضر در لیگ امارات، پس از گلزنی در بازی النصر برابر العین از شادی خودداری کرد و صورتش را در پیراهنش پنهان کرد.
خانواده برخی جاویدنامان از تعطیلی آرامستان اراک همزمان با مراسم چهلم کشتهشدگان انقلاب ملی ایرانیان خبر دادند. پیش از تعطیلی نیز گزارشها حاکی از برقراری جو امنیتی شدید در این آرامستان و فشار به خانوادهها برای «پخش قرآن» به جای موسیقی و خودداری از تجمع بود.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، سالگرد تولد جاویدنام پرستو جراحیان یکشنبه ۲۶ بهمن در شرایطی در آرامستان اراک برگزار شد که محل دفن او تحت کنترل شدید نیروهای امنیتی بود و ماموران به شهروندان اجازه نمیدادند بیش از دو دقیقه بر سر مزار بایستند.
به گفته شاهدان، افرادی که برای ادای احترام بر مزار پرستو جراحیان حاضر میشدند، با تذکر فوری ماموران مواجه و مجبور به ترک محل میشدند.
فضای آرامستان بهگونهای امنیتی شده بود که عملا امکان برگزاری مراسم یا حضور آزادانه شهروندان بر مزار این جانباخته وجود نداشت.
دیگر خانوادهها نیز اجازه حضور طولانیمدت بر سر مزار جاویدنام خود را نداشتند.
خانوادههای مهرداد مشتاقی، احسان اکبری و اسماعیل گنجگلی، نیز از لغو یا تغییر زمان برگزاری مراسم چهلم این کشتهشدگان به دلیل تعطیلی آرامستان اراک خبر دادند.
بر اساس پیامهایی که به ایراناینترنشنال ارسال شده، تشدید فضای امنیتی در مدارس چندین شهر ایران موج تازهای از غیبت دانشآموزان را بهدنبال داشته است و خانوادهها میگویند کلاسهای درس دیگر برای فرزندانشان امن به نظر نمیرسد.
در هفتههای گذشته، والدین و دانشآموزانی از مشهد، گرگان، تهران و شهرهای دیگر ایران توصیف کردهاند که مدارس از محیط آموزشی به جایی برای نظارت امنیتی بر دانشآموزان و بازجویی از آنها تبدیل شدهاند.
یک دانشآموز از مشهد در پیامی به ایراناینترنشنال توضیح داد که مسئولان مدرسه و نیروهای وابسته به نهادهای امنیتی، تلفنهای همراه دانشآموزان و گاه کیفهای مدرسه آنها را وارسی کردهاند.
این دانشآموز افزود: «بعد از شروع این وضعیت، چند نفر از همکلاسیهایم دیگر به مدرسه نیامدند.»
گزارشهای مشابهی نیز از مدارس دخترانه در گرگان، در شمال ایران، منتشر شده است. چندین دانشآموز به ایراناینترنشنال گفتهاند که این بازرسیها با فضایی که آنها «رعبانگیز» توصیف کردهاند، همراه بوده و همین باعث شده است که برخی خانوادهها بهطور موقت فرزندانشان را از حضور در کلاسها بازدارند.
از سوی دیگر گزارشهایی مبنی بر تجسس مدیران مدرسه درباره دانشآموزانی منتشر شده است که در روزهای اولیه پس از اعتراضها به مدرسه نمیآمدند و غیبت داشتند تا از این طریق بتوانند دانشآموزانی را که در اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی شرکت داشتند و مجروح شدهاند، شناسایی شوند.
افزایش غیبتها در پی نگرانیهای امنیتی
هیچ آمار رسمی درباره میزان حضور دانشآموزان در کلاسهای درس منتشر نشده است، اما گفتوگو با معلمان در تهران و استان البرز نشان میدهد تعداد دانشآموزان در برخی کلاسها کاهش یافته است.
یک معلم دبیرستان در تهران که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، گفت: «در کلاسی با ۲۵ نفر، بعضی روزها کمتر از نصف دانشآموزان حضور دارند. والدین میگویند وضعیت از نظرشان امن نیست.»
مادر یک دانشآموز پایه هشتم در شرق تهران گفت چند روز به فرزندش اجازه داده در خانه بماند. او گفت: «مدرسه باید امنترین مکان برای کودک باشد. وقتی درباره بازرسیها و پرسشها میشنوم، طبیعی است که تردید کنم.»
گزارشهای اخیر در پی گزارشهای قبلی درباره ورود نیروهای امنیتی و اعضای بسیج به مدارس در شهرهایی از جمله آبادان در جنوب، اراک و بخشهایی از استان مازندران در شمال ایران منتشر شده است.
خانوادهها پیشتر گزارش داده بودند که از دانشآموزان خواسته شده بدون حضور والدینشان تعهدنامههای کتبی امضا کنند. برخی پیامها از بندرعباس، ملایر و گرگان از این حکایت دارند که مسئولان مدرسه از دانشآموزان درباره خانوادههایشان و فعالیتهای مرتبط با اعتراضات پرسیدهاند. افزون بر این، گفته میشود که برخی مراکز آموزشی در اراک و ساری بهعنوان پایگاه نیروهای امنیتی مورد استفاده قرار گرفتهاند.
ایجاد پایگاههای امنیتی در مدارس یا انتقال مخفیانه تسلیحات به مدارس از موضوعاتی است که نگرانی خانوادهها را برانگیخته است.
مادر یک دانشآموز پایه دوم در مدرسهای در شمال تهران به ایراناینترنشنال گفت که در گروه تلگرامی کلاس فرزندش، والدین نسبت به استقرار تسلیحات نظامی در پشتبام مدرسه با هدف ایجاد سپر انسانی در جنگ احتمالی نگراناند و به یکدیگر توصیه میکنند تا زمانی که مدیریت مدرسه در اینباره اظهار نظر نکرده و تضمینهای لازم را نداده است، از فرستادن بچهها به مدرسه پرهیز کنند.
به گفته او، در یک هفته اول بازگشایی مدارس پس از اعتراضهای روزهای ۱۸ و ۱۹ دی نیمی از شاگردان کلاس غایب بودند و همچنان حدود یکسوم دانشآموزان در کلاس حاضر نمیشوند.
«شکاف عمیق» میان خانوادهها و مدارس
صبا آلاله، روانشناس بالینی و روانکاو اجتماعی ـ سیاسی مستقر در پاریس، در گفتوگو با ایراناینترنشنال این تحولات را نشانهای از «گسست ساختاری در اعتماد» خواند و گفت: «ما شاهد یک گسست عمیق روانی و اجتماعی میان خانوادهها و مدارس هستیم.»
او افزود: «این گسست به رویدادهای اخیر محدود نمیشود؛ بلکه نتیجه سالها بیاعتمادیِ انباشتهشده است.»
آلاله با اشاره به تجربههای دوران اعتراضهای «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، گفت که وقتی مدارس بهعنوان فضاهایی برای اعمال فشار بر دانشآموزان بودند، این بیاعتمادی شدت گرفت و اکنون شاهد آثار فزاینده آن هستیم.
او در ادامه با تاکید بر اینکه وقتی مدرسه با «نظارت و تهدید» گره میخورد، «به منبع اضطراب» تبدیل میشود، هشدار داد که قرار گرفتن در معرض بازرسی و بازجویی میتواند پیامدهای ماندگاری برای کودکان داشته باشد. او استدلال کرد: «وقتی دانشآموزان احساس کنند دائماً تحت نظارت هستند، آموزش میتواند معنای خود را از دست بدهد.»
به گفته این روانشناس، چنین وضعیتی میتواند به کاهش انگیزه، بیاعتمادی عمیقتر و حتی سردرگمی هویتی در دانشآموزان منجر شود.
آلاله «رشد سالم روانی» کودکان را نیازمند «همکاری کارآمد میان خانواده و مدرسه» میداند و تاکید میکند وقتی این همکاری آسیب ببیند یا دچار فروپاشی شود، بچهها در نظامهای ارزشی متضاد گرفتار میشوند و این تضاد رشد اجتماعی-عاطفی و هویتی آنها را با پیچیدگیهای زیادی همراه میکند.
پیامدهای بلندمدت برای آموزش
ناهید حسینی، پژوهشگر حوزه زنان و آموزش مستقر در لندن، تحولات اخیر در حوزه آموزش را «بازتابی از یک بحران گستردهتر در نظام آموزشی» میداند و معتقد است که وقتی مدرسه ناامن تلقی میشود، طبیعی است که والدین فرزندانشان را به آنجا نفرستند. نتیجه چنین تصمیمی محروم شدن میلیونها دانشآموز از حق آموزش است.
حسینی در گفتوگو با ایراناینترنشنال با اشاره به وجود بیش از ۱۵ میلیون دانشآموز در ایران، پیامدهای اجتماعی و اقتصادیِ تداوم غیبتها و کاهش اعتماد به مدارس را «گسترده» توصیف میکند و میگوید: «مدارس باید فضاهای ثبات و رشد باشند. وقتی به فضایی ترسخورده بدل میشوند، هزینه آن را نهتنها دانشآموزان بلکه کل جامعه میپردازد.»
پناهگاهی که دیگر امن نیست
برای بسیاری از خانوادهها، مساله دیگر فقط غیبتهای موقت نیست، بلکه نگاه آنها نسبت به نهاد مدرسه بهکل تغییر کرده است.
یک مادر در تهران به ایراناینترنشنال گفت: «در گذشته، حتی اگر مشکلاتی وجود داشت، باز هم باور داشتیم مدرسه بهطور کلی امن است. اما حالا احساس میکنم فرزندم آنجا تحت فشار است.»
در نبود ارتباط شفاف درباره دامنه و هدف اقدامات امنیتی در مدارس، به نظر میرسد بیاعتمادی در حال گسترش است.
کارشناسان هشدار میدهند وقتی مدرسه جایگاه خود را بهعنوان پناهگاهی امن از دست بدهد، بازسازی این اعتماد ممکن است بسیار دشوار باشد و این دقیقا همان چیزی است که میتواند برای سالهای آینده رابطه یک نسل با آموزش رسمی را به چالش بکشد
گاردین در گزارشی با استناد به مشاهدات چهار شاهد عینی از اصفهان و تهران در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، جزئیاتی ارائه کرده است که روایتهای پیشین از ممانعت نیروهای سرکوب از انتقال مجروحان به بیمارستان، انتظار برای مرگ تدریجی آنها در خیابان و غافلگیری حکومت از شمار معترضان را تایید میکند.
در این گزارش، که یکشنبه ۲۶ بهمن در وبسایت این رسانه بریتانیایی منتشر شد، شاهدان از تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی با سلاحهای جنگی، شلیک به سر و بالاتنه معترضان، جلوگیری ماموران از کمکرسانی به زخمیها و رها شدن برخی مجروحان تا زمان مرگ در خیابان خبر دادهاند.
همچنین به گفته این افراد، گستردگی جمعیت در برخی مناطق به حدی بوده که حتی نیروهای امنیتی را غافلگیر کرده و اعتراضها از خیابانهای اصلی به محلههای مسکونی کشیده شده است.
گاردین در مقدمه این گزارش نوشته است که هرچند جمهوری اسلامی با قطع سراسری اینترنت کوشید تا حد زیادی ابعاد گسترده کشتار معترضان را پنهان کند، اما یک عکاس از تهران توانست مستندات خود از روزهای پنجشنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی را همراه با شهادت افرادی که در اعتراضهای این دو روز شرکت داشتند و زنده ماندهاند، برای انتشار در اختیار این روزنامه قرار دهد.
در این گزارش، روایتهای دو مرد ۲۳ و ۴۰ ساله از تهران و دو زن ۱۸ و ۳۰ ساله از تهران تحت نامهای مستعار مستند شده است.
میلاد: یک بسیجی به مجروحی که داشت میمُرد گفت بگو شاهزادهات ساچمهها را از تنت در بیاورد
میلاد ۲۳ ساله وضعیت پنجشنبه ۱۸ دی در محله یافتآباد را اینطور توصیف کرده است: «شروع کردیم به شعار دادن و جلو رفتن تا به خیابان اصلی رسیدیم. باید بگویم جمعیت عظیم بود. از یک سر خیابان اصلی تا سر دیگر پر از آدم بود. جایی که ما پنجشنبه شب بودیم، تیراندازی مستقیم نکردند؛ فقط گاز اشکآور و شلیک هوایی بود. ریههای خودم از مدام میسوخت.»
او بر اساس مشاهداتش در نخستین روز فراخوان شاهزاده رضا پهلوی تصمیم میگیرد جمعه نیز در اعتراضات شرکت کند، اما آنطور که به گاردین گفته، با وضعیتی متفاوت با شب اول روبهرو شده است: «برای پیدا کردن دوست دخترم به سلسبیل رفتم. آنجا با چشمهای خودم دیدم که مردم را با کلاشینکف میکشتند. وقتی به خانه برگشتم، چند نفر در محله خودمان هم کشته شده بودند. یک پسر ۱۶ ساله که میشناختمش جزو کشتهها بود. پشتش از بالا تا پایین پر از ساچمه بود. وقتی داشت جان میداد، بسیجیها بالای سرش ایستاده بودند. درخواست کمک کرده بوده و یک بسیجی به او که در حال مرگ بود گفته بود که برو به شاهزادهات بگو بیاید این ساچمهها را از بدنت در بیاورد.»
سارا، شهروند ۱۸ سالهای از اصفهان به گاردین گفته است: «چند روز بعد از اعتراضها از زبان یکی از بستگانم که دقیق نمیدانم شغلش چیست اما کارمند یکی از نیروهای نظامی است، شنیدم که آنها از مواجهه با جمعیت عظیمی که مدام بر تعدادشان افزوده میشد شوکه شده بودند. او گفت روز اول فراخوان مدام میدیدند که گروههای زیادی از مردم از هر کوچه و خیابان به خیابان اصلی سرازیر میشوند.»
مهسا: مدام از تعداد کشتهها میگوییم در حالی که خیلیها با معلولیت شدید باقی ماندهاند
مهسا، شهروند ۳۰ ساله از اصفهان که روزهای پیش از فراخوان شاهد سرکوب مردم در منطقه بازار اصفهان با گاز اشکآور و شلیک با تفنگ ساچمهای بود، به گمان اینکه پنجشنبه با این سطح از سرکوب دیگر تجمعی شکل نخواهد گرفت، تصمیم میگیرد پنجشنبه از خانه بیرون نرود.
او وضعیت منطقه محل زندگیاش را اینطور توصیف میکند: «فکر نمیکردم در این شهر که پر از ماموران مسلح و نیروهای لباسشخصی است، چنین اعتراض بزرگی شکل بگیرد. از همه محلههای اطراف خانهام صدای شعار میآمد. به همین دلیل علیرغم تصمیم اولیهام شب بیرون رفتم. علاوه بر مناطق معمول اعتراض در مرکز شهر، خود محلهها هم پر از مردم بود. این خیلی عجیب بود. همه میدانند این حکومت چقدر خشن و بیرحمانه مردم را سرکوب میکند، اما خانوادهها با هم بیرون آمده بودند. مردی را دیدم که کودک سهچهارسالهاش را بغل کرده بود، دست همسرش را گرفته بود، راه میرفت و شعار میداد.»
او از جوانی میگوید که در نزدیکی خانهاش تیر خورده بود: «چند خیابان آنطرفتر از ما تیر خورده بود. هنوز زنده بود، فریاد میزد که زن و بچه دارد و کمک میخواست. اما قبل از اینکه همسایهها بتوانند به او برسند، چند مأمور بالای سرش ایستادند و اجازه ندادند کسی کمکش کند. آنقدر ایستادند تا مُرد، بعد جسدش را بردند. یکی از اهالی محله گفت میتوانستند مثل خیلی از زخمیهای دیگر سریع او را بکشند، اما در عوض گذاشتند رنج بکشد و از خونریزی بمیرد تا بقیه بترسند.»
او در پایان صحبتهایش از ضرورت توجه به مجروحان و بازداشتیها میگوید: «مدام درباره تعداد کشتهها صحبت میشود، در حالی که خیلیها با معلولیتهای شدید باقی ماندهاند، نابینا شدهاند، ساچمهها هنوز در بدنشان است و ممکن است هر لحظه جانشان را بگیرد. بعد هم بازداشتیها و خبرهایی از اعدامهایی که بیسروصدا انجام میشود. چند روز پیش یکی از دوستانم را که در اعتراضها شرکت داشت شناسایی کردند و از خانهاش بردند. هیچکس نمیداند چه بر سرش آمده است.»
حمید، شهروند ۴۰ ساله که به گفته خودش بعد از اعتراضهای جنبش سبز دیگر در هیچ اعتراضی شرکت نکرده بود، درباره این دور از اعتراض میگوید که نپیوستن به مردم، شرمآور به نظر میرسید و ادامه میدهد: «در خیابان بودم که برادرم خبر داد پسرش در کرج گلوله تیر خورده. گلوله ترقوهاش را شکافته و قلب و ریهاش را سوراخ کرده بود. فقط توانسته بود بگوید که دارد میسوزد و بعد در آغوش برادرم جان داده بود.»
گاردین به نقل از حمید نوشته است: «وقتی به درمانگاه رسیدم، دیدم ۱۰ جسد روی زمین افتاده است. ذهنم از کار افتاد. در درمانگاه دیگر آن منطقه، ۲۰۰ جسد را روی هم چیده بودند؛ جا نبود. یک دختر ششساله دیدم، یک مرد ۷۰ ساله. ۱۰۰ پسر دیدم که هنوز حتی سبیل در نیاورده بودند. به گردن، سر و چشم همهشان شلیک شده بود. انگار داشتند انتقام میگرفتند [چون] بچههای [منطقه ما] کمی بیپروا و شجاعاند. مثل این بود که کبوتر شکار میکردند.»
در پی انتشار گزارشی علیه شرکت ایکس به دلیل ارائه خدمات پریمیوم به مقامهای جمهوری اسلامی، این پلتفرم تیک آبی بسیاری از آنها را حذف کرد. حالا، موجی از حسابهای طنز با تیک آبی به نام این مقامها در این شبکه ایجاد شده که تشخیص حسابهای اصلی و اظهارات واقعی مقامات را دشوار کرده است.
طی دو روز گذشته چندین حساب کاربری به نام علی خامنهای، عباس عراقچی، علی لاریجانی، قاسم سلیمانی و شماری از دیگر مقامهای ارشد جمهوری اسلامی در ایکس ساخته شدهاند که بیشتر آنها محتوایی کنایی و طنز منتشر میکنند.
در یکی از این موارد، حسابی به نام علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بدون اشاره مستقیم به تهدیدهای نظامی، پیامی با این محتوا منتشر کرد: «اگر برادران دوست و همسایه، جناب طالبان مرحمت کنند ویزای ششماهه توریستی صادر کنند، اوضاع خیط است.»
این پیام که بیش از ۳۴۰ هزار بار دیده شده است، به گزارش اخیر کانال ۱۴ اسرائیل اشاره دارد که مدعی شده بود برخی مقامهای جمهوری اسلامی در صورت حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل به ایران، طرحی برای خروج و فرار به افغانستان تهیه کردهاند.
در واکنش به این پیام، حسابهای جعلی دیگری به نامهای محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس، پاسخهای طنزآمیز و کنایهآمیزی نوشتهاند.
حساب ایجاد شده به نام علی خامنهای ظرف ۱۲ ساعت نزدیک به ۶هزار دنبالکننده بهدست آورده است. در میان این حسابهای طنز اکانتی به نام عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با بیش از ۲۰ هزار دنبالکننده و حساب دیگری به نام علی لاریجانی، رییس شورای امنیت ملی، با حدود ۱۲هزار دنبالکننده موفقتر از باقی حسابها عمل کردهاند.
مقامهای جمهوری اسلامی درباره موج ایجاد حسابهای جعلی بهطور رسمی ابرازنظر نکردهاند. اما خبرگزاری تسنیم در گزارشی نوشت که که در پی حذف نشان آبیِ حساب کاربری برخی مقامها، طی روزهای اخیر تعدادی حساب جعلی با سوءاستفاده از نام و تصویر علی لاریجانی در شبکه اجتماعی ایکس فعال شدهاند و دفتر او درباره این موضوع هشدار داده است.
شبکه اجتماعی ایکس اخیرا قابلیتی را اضافه کرده است که مکان فعالیت حسابهای کاربری را مشخص میکند. اما مکان فعالیت بسیاری از این حسابها روشن نیست.
اغلب حسابهای تازه برچسب «پارودی» دارند
در پستهای اغلب این اکانتها عبارت «Parody account» دیده میشود. این عبارت زمانی در پستها ظاهر میشود که صاحب اکانت هنگام ساخت پروفایل حساب را بهعنوان پارودی یا طنز معرفی میکند.
اگر یک حساب کاربری بهگونهای فعالیت کند که متعلق به یک فرد یا نهاد واقعی به نظر برسد، بدون آنکه ماهیت غیررسمی یا طنز آن را بهطور شفاف اعلام کرده باشد، قوانین شرکت ایکس را نقض کرده و ایکس میتوان این حساب را تعلیق کند. به همین دلیل، بسیاری از کاربران برای جلوگیری از مسدود شدن، خودشان برچسب «پارودی» را به حساب اضافه و آشکارا اعلام میکنند که اکانت با نام یک شخصیت واقعی ایجاد شده اما محتوای آن جنبه طنز یا غیررسمی دارد.
حسابی دارای برچسب پارودی به نام عراقچی، شعار «جاوید شاه» را منتشر کرده است.
در یک پست دیگر از قول وزیر خارجه ایران خطاب به علی لاریجانی، که آن هم برچسب پارودی دارد، نوشته شده است: «برای هماهنگی تماس گرفتم پاسخ ندادید.» حساب دیگر به نام علی لاریجانی پاسخ داده است که «خارج از وقت اداری تماس گرفتید.»
از بین حسابهای تازهتاسیسی که برای تنظیم این گزارش بررسی شده، تنها حساب فاقد برچسب پارودی حسابی به نام ابراهیم رییسی، رییس دولت پیشین در جمهوری اسلامی است که شیوه طنز بهکار رفته در معرفی حساب بهروشنی نشان میدهد که این حساب نیز غیررسمی و پارودی است.
این اکانت که خود را «اولین رییسجمهور تاریخ ایران که توسط خرس خورده شد» معرفی کرده، طی کمتر از یک هفته حدود ۴,۵۰۰ دنبالکننده جذب کرده است.
انتقام آنلاین از طریق قابلیت «یادداشت جمعی»
یکی از قابلیتهای شبکه اجتماعی ایکس امکان افزودن توضیح، پیشزمینه یا تصحیح اطلاعات بهدست کاربران است، بهویژه زمانی که محتوای یک پست گمراهکننده، ناقص یا نیازمند توضیح بیشتر باشد.
با استفاده از این قابلیت که «یادداشت جامعه» یا Community note نام دارد، کاربران داوطلب میتوانند روی پستهای دیگران یادداشت بگذارند. کاربران دیگر نیز میتوانند به یادداشتها رای بدهند و آنها را مفید یا غیرمفید ارزیابی کنند. یادداشتها وقتی بهصورت عمومی نمایش داده میشوند که رای کافی بگیرند و از سوی کاربرانی با گرایشهای متفاوت «مفید» ارزیابی شوند.
در ساعتهای گذشته چندین یادداشت با مضمونی مشابه به توییتهای انگلیسی اکانت رسمی عباس عراقچی اضافه شده است. این یادداشتها مدعی شدهاند که این حساب کاربری ادعا میکند وزیر امور خارجه ایران است، در حالی که فاقد نشانههای رسمی معمول (تیک آبی یا خاکستری) است و بسیاری از پستهای حساب اصلی او را حاوی «اطلاعات گمراهکننده و نامعتبر» معرفی میکنند.
بسیاری از کاربران هم این یادداشتها را «مفید» ارزیابی کردهاند.
ویلیام بوناک، بدنساز هلندی و نایبقهرمان مسترالمپیای ۲۰۱۹، شنبه ۱۴ فوریه، روز جهانی اقدام و همزمان با روز ولنتاین، در واکنش به کشتار مردم ایران از سوی جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی، نوشت: «بیهیچ استثنایی، حتی کودکان خردسال و نوجوانان، قتلعام شدند.»
حمایت بوناک از مردم ایران در حالی صورت گرفت که همدوره او، هادی چوپان، در دو ماه گذشته نه تنها اظهارنظر صریحی درباره کشتار مردم ایران به دست جمهوری اسلامی نکرده است، بلکه ویدیوهایی از او در رسانههای رسمی و مجازی، در تضاد با شرایط فعلی مردم ایران منتشر و فراگیر شده است.
بوناک در پستی در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «در حالی که نیمی از جهان در حال انتشار پست و جشن گرفتن روز ولنتاین هستند، هزاران نفر در ایران مشغول خاکسپاری و سوگواری برای پسران، دختران، پدران، مادران، برادران، خواهران، عموها، خالهها، داییها، عمهها، پسرعموها، دخترعموها، برادرزادهها و خواهرزادههای خود هستند؛ کسانی که بیهیچ استثنایی، حتی کودکان خردسال و نوجوانان، قتلعام شدند.»
این بدنساز ۴۳ ساله که در مسابقات مسترالمپیای ۲۰۱۹ با هادی چوپان رقابت کرد و بالاتر از او دوم شد، در ادامه نوشت: «زنان و دختران مورد تجاوز قرار میگیرند، مردان و پسران بیسلاح هدف گلوله قرار میگیرند و خانوادهها برای تحویل گرفتن پیکر عزیزانشان مجبور میشوند پول کشتن آنان را بپردازند.»
بوناک در پایان نوشت: «برای چه؟ قدرت؟ آزادی؟ این موضوع ربطی به مذهب ندارد؛ نه مسیحیت در برابر اسلام. خداوند نفرت و کشتار را تایید نمیکند، بلکه بخشش و عشق را میپذیرد. نگذاریم شر میان ما تفرقه بیندازد. تنها یک نژاد وجود دارد با رنگهای گوناگون و آن نژاد انسان است.»