موج ایجاد حسابهای طنز به نام مقامهای جمهوری اسلامی در ایکس پس از حذف تیک آبی آنها
در پی انتشار گزارشی علیه شرکت ایکس به دلیل ارائه خدمات پریمیوم به مقامهای جمهوری اسلامی، این پلتفرم تیک آبی بسیاری از آنها را حذف کرد. حالا، موجی از حسابهای طنز با تیک آبی به نام این مقامها در این شبکه ایجاد شده که تشخیص حسابهای اصلی و اظهارات واقعی مقامات را دشوار کرده است.
طی دو روز گذشته چندین حساب کاربری به نام علی خامنهای، عباس عراقچی، علی لاریجانی، قاسم سلیمانی و شماری از دیگر مقامهای ارشد جمهوری اسلامی در ایکس ساخته شدهاند که بیشتر آنها محتوایی کنایی و طنز منتشر میکنند.
در یکی از این موارد، حسابی به نام علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بدون اشاره مستقیم به تهدیدهای نظامی، پیامی با این محتوا منتشر کرد: «اگر برادران دوست و همسایه، جناب طالبان مرحمت کنند ویزای ششماهه توریستی صادر کنند، اوضاع خیط است.»
این پیام که بیش از ۳۴۰ هزار بار دیده شده است، به گزارش اخیر کانال ۱۴ اسرائیل اشاره دارد که مدعی شده بود برخی مقامهای جمهوری اسلامی در صورت حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل به ایران، طرحی برای خروج و فرار به افغانستان تهیه کردهاند.
در واکنش به این پیام، حسابهای جعلی دیگری به نامهای محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس، پاسخهای طنزآمیز و کنایهآمیزی نوشتهاند.
حساب ایجاد شده به نام علی خامنهای ظرف ۱۲ ساعت نزدیک به ۶هزار دنبالکننده بهدست آورده است. در میان این حسابهای طنز اکانتی به نام عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با بیش از ۲۰ هزار دنبالکننده و حساب دیگری به نام علی لاریجانی، رییس شورای امنیت ملی، با حدود ۱۲هزار دنبالکننده موفقتر از باقی حسابها عمل کردهاند.
مقامهای جمهوری اسلامی درباره موج ایجاد حسابهای جعلی بهطور رسمی ابرازنظر نکردهاند. اما خبرگزاری تسنیم در گزارشی نوشت که که در پی حذف نشان آبیِ حساب کاربری برخی مقامها، طی روزهای اخیر تعدادی حساب جعلی با سوءاستفاده از نام و تصویر علی لاریجانی در شبکه اجتماعی ایکس فعال شدهاند و دفتر او درباره این موضوع هشدار داده است.
شبکه اجتماعی ایکس اخیرا قابلیتی را اضافه کرده است که مکان فعالیت حسابهای کاربری را مشخص میکند. اما مکان فعالیت بسیاری از این حسابها روشن نیست.
اغلب حسابهای تازه برچسب «پارودی» دارند
در پستهای اغلب این اکانتها عبارت «Parody account» دیده میشود. این عبارت زمانی در پستها ظاهر میشود که صاحب اکانت هنگام ساخت پروفایل حساب را بهعنوان پارودی یا طنز معرفی میکند.
اگر یک حساب کاربری بهگونهای فعالیت کند که متعلق به یک فرد یا نهاد واقعی به نظر برسد، بدون آنکه ماهیت غیررسمی یا طنز آن را بهطور شفاف اعلام کرده باشد، قوانین شرکت ایکس را نقض کرده و ایکس میتوان این حساب را تعلیق کند. به همین دلیل، بسیاری از کاربران برای جلوگیری از مسدود شدن، خودشان برچسب «پارودی» را به حساب اضافه و آشکارا اعلام میکنند که اکانت با نام یک شخصیت واقعی ایجاد شده اما محتوای آن جنبه طنز یا غیررسمی دارد.
حسابی دارای برچسب پارودی به نام عراقچی، شعار «جاوید شاه» را منتشر کرده است.
در یک پست دیگر از قول وزیر خارجه ایران خطاب به علی لاریجانی، که آن هم برچسب پارودی دارد، نوشته شده است: «برای هماهنگی تماس گرفتم پاسخ ندادید.» حساب دیگر به نام علی لاریجانی پاسخ داده است که «خارج از وقت اداری تماس گرفتید.»
از بین حسابهای تازهتاسیسی که برای تنظیم این گزارش بررسی شده، تنها حساب فاقد برچسب پارودی حسابی به نام ابراهیم رییسی، رییس دولت پیشین در جمهوری اسلامی است که شیوه طنز بهکار رفته در معرفی حساب بهروشنی نشان میدهد که این حساب نیز غیررسمی و پارودی است.
این اکانت که خود را «اولین رییسجمهور تاریخ ایران که توسط خرس خورده شد» معرفی کرده، طی کمتر از یک هفته حدود ۴,۵۰۰ دنبالکننده جذب کرده است.
انتقام آنلاین از طریق قابلیت «یادداشت جمعی»
یکی از قابلیتهای شبکه اجتماعی ایکس امکان افزودن توضیح، پیشزمینه یا تصحیح اطلاعات بهدست کاربران است، بهویژه زمانی که محتوای یک پست گمراهکننده، ناقص یا نیازمند توضیح بیشتر باشد.
با استفاده از این قابلیت که «یادداشت جامعه» یا Community note نام دارد، کاربران داوطلب میتوانند روی پستهای دیگران یادداشت بگذارند. کاربران دیگر نیز میتوانند به یادداشتها رای بدهند و آنها را مفید یا غیرمفید ارزیابی کنند. یادداشتها وقتی بهصورت عمومی نمایش داده میشوند که رای کافی بگیرند و از سوی کاربرانی با گرایشهای متفاوت «مفید» ارزیابی شوند.
در ساعتهای گذشته چندین یادداشت با مضمونی مشابه به توییتهای انگلیسی اکانت رسمی عباس عراقچی اضافه شده است. این یادداشتها مدعی شدهاند که این حساب کاربری ادعا میکند وزیر امور خارجه ایران است، در حالی که فاقد نشانههای رسمی معمول (تیک آبی یا خاکستری) است و بسیاری از پستهای حساب اصلی او را حاوی «اطلاعات گمراهکننده و نامعتبر» معرفی میکنند.
بسیاری از کاربران هم این یادداشتها را «مفید» ارزیابی کردهاند.
همزمان با ادامه تلاشها برای تعیین تکلیف مسیر مواجهه واشینگتن با تهران، نخستوزیر اسرائیل گفت دونالد ترامپ قصد دارد پیش از توسل به گزینه نظامی، همه راهها برای رسیدن به توافق با تهران را بسنجد، اما او نسبت به هرگونه توافق با جمهوری اسلامی بدبین است.
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، یک شنبه ۲۶ بهمن در جریان پنجاهویکمین سفر سالانه هیاتی از «کنفرانس روسای سازمانهای بزرگ یهودی آمریکا» به اسرائیل گفت دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، معتقد است تهران پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه فرصت دستیابی به توافق را از دست نخواهد داد.
او با این حال افزود: «پنهان نمیکنم که نسبت به هر توافقی با تهران تردید دارم، زیرا صادقانه بگویم ایران در یک چیز قابل اتکاست؛ اینکه دروغ بگوید و تقلب کند.»
نخستوزیر اسرائیل که هفته گذشته با ترامپ در واشینگتن دیدار داشت، تاکید کرد هر توافقی باید به خروج همه اورانیوم غنیشده از ایران، برچیدن زیرساخت غنیسازی، مهار برنامه موشکهای بالستیک و از میان بردن آنچه «محور ترور» جمهوری اسلامی در منطقه خواند، منجر شود.
او با بازگویی جمله مشهور رونالد ریگان درباره اتحاد جماهیر شوروی، توصیه خود به ترامپ را اینگونه بیان کرد: «بیاعتماد باش. بیاعتماد باش و همیشه راستیآزمایی کن.»
نتانیاهو در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد برد موشکهای بالستیک ایران در هر توافق احتمالی به ۳۰۰ کیلومتر محدود شود.
در همین ارتباط، مارکو روبیو ۲۵بهمن گفت دونالد ترامپ در صورت درخواست علی خامنهای آماده دیدار با او است، اما این موضوع به معنای موافقت با رهبر جمهوری اسلامی یا دادن امتیاز به تهران نیست.
روبیو افزود رییسجمهوری آمریکا بر این باور است که گفتوگو میتواند به حل مشکلات جهانی کمک کند، با این حال تاکید کرد ایران هرگز اجازه نخواهد داشت به سلاح هستهای دست یابد.
این اظهارات در حالی مطرح شد که به گزارش رسانههای ایران عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، شامگاه یکشنبه در راس یک هیات دیپلماتیک برای انجام دومین دور مذاکرات تهران و واشینگتن، عازم ژنو شد.
نخستین دور این مذاکرات نیز ۱۷ بهمن در مسقط انجام شد.
سیبیاس نیوز یکشنبه به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد ترامپ در دیداری در ماه دسامبر در مارالاگو به نتانیاهو گفته است اگر میان واشینگتن و تهران توافقی حاصل نشود، از حملات اسرائیل به برنامه موشکهای بالستیک ایران حمایت خواهد کرد.
در این گزارش آمده است سیبیاس نیوز دو ماه بعد مطلع شد که مقامهای ارشد ارتش و جامعه اطلاعاتی آمریکا گفتوگوهای داخلی درباره احتمال حمایت از دور تازهای از حملات اسرائیل به ایران را آغاز کردهاند.
سیبیاس به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد در این رایزنیها، توجه اصلی نه بر این که آیا اسرائیل حمله خواهد کرد، بلکه بر نحوه کمک ایالات متحده متمرکز بود؛ از جمله سوخترسانی هوایی به جنگندههای اسرائیلی و گرفتن مجوز عبور از حریم هوایی کشورهایی که در مسیر احتمالی قرار میگیرند.
همچنین نخستوزیر اسرائیل در بخش دیگری گفت به دنبال آن است که کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل طی هفت سال آینده پایان یابد و اضافه کرد: «اسرائیل امنیت خود را تامین خواهد کرد.»
نتانیاهو در بخش دیگری از سخنانش با اشاره حمله هفتم اکتبر گفت نبرد در غزه تنها برای آینده اسرائیل نیست و برای آینده تمدن اهمیت دارد. او افزود اگر حماس و شبکهای که تهران از آن حمایت میکند و در پی سلطه بر خاورمیانه است، مهار نشود، دامنه فعالیتش توسعه پیدا میکند.
او هدف اعلامشده دولتش را «پیروزی کامل» دانست و گفت این هدف سه ماموریت دارد: نابودی حماس، آزادی همه گروگانها و تضمین اینکه غزه دیگر تهدیدی برای اسرائیل نباشد.
به گفته او، اسرائیل زیرساختهای حماس از جمله شبکه گسترده تونلها را به طور قابل توجهی تخریب کرده و متعهد است که «غزه هرگز دوباره تهدیدی ایجاد نکند.»
نتانیاهو به طور مشخص از قطر نام برد و گفت دوحه میزبان رهبران حماس است و این گروه از نظر مالی به آن وابسته است. او از حاضران خواست قطر را برای فشار بر حماس تحت فشار بگذارند تا آزادی گروگانها تسریع شود.
نخستوزیر اسرائیل در پایان سخنانش بار دیگر بر دستیابی به «پیروزی کامل» تاکید کرد و آن را ضامن امنیت، صلح و آینده کشورش دانست.
همزمان با گفتوگوهای تهران و واشینگتن، پژوهشگر شورای آتلانتیک استدلال کرد چشمانداز دستیابی به پیشرفت از مسیر دیپلماسی ضعیف است و ایالات متحده باید خود را برای اقدام نظامی آماده کند.
مایکل روزنبلات، پژوهشگر شورای آتلانتیک، یکشنبه ۲۶ بهمن در یادداشتی در وبسایت شورای آتلانتیک تاکید کرد با وجود شروع مذاکرات و در حالی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، انتظار دارد این روند ظرف یک ماه تعیین تکلیف شود، بدون امتیازدهی اساسی از سوی یکی از طرفها توافقی در کار نخواهد بود.
او توضیح داد موضوعهایی که دولت ترامپ بر آنها پافشاری میکند، از جمله برنامه موشکهای بالستیک و حمایت جمهوری اسلامی از شبکه نیروهای نیابتی منطقهای، همان محورهایی هستند که تهران آنها را غیرقابل مذاکره میداند؛ وضعیتی که بهگفته او دیپلماسی را متوقف یا عملا بیاثر میکند.
روزنبلات نوشت اگر این بنبست ادامه پیدا کند، کاخ سفید ناچار است میان پذیرش یک روند فرسایشی و توسل به قدرت نظامی یکی را انتخاب کند.
این پژوهشگر افزود اگر دیپلماسی متوقف شود، ترامپ که بهتدریج نیروهای نظامی آمریکا را در منطقه تقویت کرده، دو گزینه اصلی پیش رو خواهد داشت.
به گفته او، مسیر نخست حملهای محدود و تنبیهی به مراکز سپاه پاسداران و بسیج است؛ اقدامی که هدف آن اجرای خط قرمز ترامپ درباره کشتن معترضان و بازگرداندن ایران به میز مذاکره از موضع ضعف است.
با این حال، نویسنده معتقد است چنین ضربهای تاثیر تعیینکنندهای بر محاسبات تهران نخواهد داشت و حتی میتواند به پاسخ تلافیجویانه منجر شود.
او مسیر دوم را کارزاری گستردهتر توصیف میکند که هدف آن تغییر اساسی در رفتار حاکمیت، پذیرش محدودیتهای سخت بر برنامه موشکی و فعالیت نیروهای نیابتی یا حتی تغییر نظام سیاسی است.
بهنوشته او، موفقیت چنین طرحی نیازمند ارائه تهدیدی معتبر علیه بقای ساختار قدرت و اجرای عملیاتی مداوم و هماهنگ با پشتیبانی متحدان منطقهای خواهد بود.
روزنبلات در عین حال اذعان کرد تلاش برای تغییر نظام میتواند خطر چند دستگی داخلی یا حتی جنگ داخلی را در پی داشته باشد، اما در صورتی که گزینه جایگزین، حکومتی جسورتر و بازدارندگیناپذیر باشد، مزایای این اقدام ممکن است بر هزینهها بچربد.
به باور او جمهوری اسلامی پس از اعتراضهای اخیر، جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و تضعیف شبکه نیروهای نیابتی، در ضعیفترین وضعیت خود از زمان انقلاب ۱۳۵۷ قرار دارد.
به باور او دکترین دفاعی تهران که بر برنامه هستهای، توان متعارف و نیروهای نیابتی استوار بود، در بازدارندگی آمریکا و اسرائیل ناکام ماند و این مساله فرصتی برای پیشبرد ابتکارهای منطقهای واشینگتن، از گسترش توافقهای ابراهیم تا نزدیکتر کردن کشورهایی چون لبنان و عراق به غرب، فراهم میکند.
ضرورت اخلاقی و اعتبار بازدارندگی
روزنبلات همچنین با اشاره به «ضرورت اخلاقی»، نوشت تمرکز دیپلماسی بر پرونده هستهای، سرکوب خونین معترضان را نادیده میگیرد.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنج بهمن در بیانیهای اعلام کرد در جریان سرکوب خونین انقلاب ملی ایرانیان بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در سرکوبی هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
بهگفته روزنبلات، وعده ترامپ برای کمک به مردم ایران باید نشانهای از رهبری اخلاقی آمریکا باشد در حالی که مذاکره میتواند برای جمهوری اسلامی فرصتی حیاتی برای کاهش تحریمها و بهبود مشروعیت فراهم کند.
روزنبلات در ادامه یادداشت خود هشدار داد خودداری از اقدام نظامی میتواند با ماجرای «خط قرمز» باراک اوباما در سوریه مقایسه شود و این پیام را به تهران بدهد که واشینگتن در نهایت عقبنشینی خواهد کرد.
انرژی و رقابت با چین
روزنبلات چهارمین دلیل برای حمله به جمهوری اسلامی را به منافع اقتصادی آمریکا و چین مربوط میداند.
بهنوشته او، تغییر حاکمیت در ایران میتواند ذخایر عظیم نفت و گاز این کشور را دوباره وارد بازارهای غربی کند و همزمان امنیت انرژی پکن را که به نفت ارزان تهران و کاراکاس وابسته بوده، مختل و تمرکز پکن را از حوزههایی مانند تنگه تایوان منحرف سازد.
ناکارآمدیهای ساختاری از جمله ابرتورم، کمبود آب و فساد گسترده در کنار اعتراضها نشان میدهد حکومت در مسیر افول قرار گرفته است. از نگاه روزنبلات، انتظار برای فروپاشی، راهبردی پایدار نیست و آمریکا باید فعالانه شکلدهنده وضعیت پس از آن باشد تا مانع بهرهبرداری روسیه و چین از خلاء قدرت شود.
نویسنده اراده تهران برای ادامه برنامه هستهای را ششمین دلیل برای حمله به جمهوری اسلامی دانست و تاکید کرد حملات آمریکا به تاسیسات هستهای ایران در جریان جنگ ۱۲ ژوئن تنها پیشرفت تهران را چند ماه به عقب انداخت.
بهگفته او، اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی درباره ادامه برنامه و تلاش برای تقویت سایتهای زیرزمینی، نشان میدهد رژیم از جاهطلبی هستهای خود دست نکشیده است.
روزنبلات معتقد است نبود نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی میتواند به تهران امکان دهد از غنیسازی هم بهعنوان اهرم دیپلماتیک و هم بیمه بقای حکومت استفاده کند. به نوشته او، ترامپ بارها گفته اجازه نخواهد داد جمهوری اسلامی به سلاح هستهای دست یابد و باید مطابق این موضع عمل کند.
او در پایان نتیجه گرفت پیگیری مذاکرات در شرایط کنونی ممکن است در لحظهای که حکومت ایران آسیبپذیرتر از همیشه است، به آن فرصتی حیاتی بدهد و در مقابل، استفاده از زور میتواند تهران را به تغییرات اساسی یا پذیرش خطر از دست دادن بقا وادار کند.
در ادامه زمانبندی مذاکرات، دور بعدی گفتوگوهای تهران و واشینگتن سهشنبه ۲۸ بهمن در ژنو با میانجیگری عمان برگزار میشود. نخستین دور این مذاکرات نیز ۱۷ بهمن در مسقط انجام شد.
ویلیام بوناک، بدنساز هلندی و نایبقهرمان مسترالمپیای ۲۰۱۹، شنبه ۱۴ فوریه، روز جهانی اقدام و همزمان با روز ولنتاین، در واکنش به کشتار مردم ایران از سوی جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی، نوشت: «بیهیچ استثنایی، حتی کودکان خردسال و نوجوانان، قتلعام شدند.»
حمایت بوناک از مردم ایران در حالی صورت گرفت که همدوره او، هادی چوپان، در دو ماه گذشته نه تنها اظهارنظر صریحی درباره کشتار مردم ایران به دست جمهوری اسلامی نکرده است، بلکه ویدیوهایی از او در رسانههای رسمی و مجازی، در تضاد با شرایط فعلی مردم ایران منتشر و فراگیر شده است.
بوناک در پستی در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «در حالی که نیمی از جهان در حال انتشار پست و جشن گرفتن روز ولنتاین هستند، هزاران نفر در ایران مشغول خاکسپاری و سوگواری برای پسران، دختران، پدران، مادران، برادران، خواهران، عموها، خالهها، داییها، عمهها، پسرعموها، دخترعموها، برادرزادهها و خواهرزادههای خود هستند؛ کسانی که بیهیچ استثنایی، حتی کودکان خردسال و نوجوانان، قتلعام شدند.»
این بدنساز ۴۳ ساله که در مسابقات مسترالمپیای ۲۰۱۹ با هادی چوپان رقابت کرد و بالاتر از او دوم شد، در ادامه نوشت: «زنان و دختران مورد تجاوز قرار میگیرند، مردان و پسران بیسلاح هدف گلوله قرار میگیرند و خانوادهها برای تحویل گرفتن پیکر عزیزانشان مجبور میشوند پول کشتن آنان را بپردازند.»
بوناک در پایان نوشت: «برای چه؟ قدرت؟ آزادی؟ این موضوع ربطی به مذهب ندارد؛ نه مسیحیت در برابر اسلام. خداوند نفرت و کشتار را تایید نمیکند، بلکه بخشش و عشق را میپذیرد. نگذاریم شر میان ما تفرقه بیندازد. تنها یک نژاد وجود دارد با رنگهای گوناگون و آن نژاد انسان است.»
ژانپیر فیلیو، مورخ و استاد علوم سیاسی پاریس، در تحلیلی نوشت علی خامنهای در حالی که از تعیین جانشین خود ناتوان مانده و با انزوای فزاینده روبهرو شده، برای جلوگیری از سقوط به سرکوبی روی آورده که هر بار مرگبارتر میشود.
فیلیو در این یادداشت که یکشنبه ۲۶ بهمن در روزنامه لموند منتشر شد، با مرور مسیر قدرتگیری علی خامنهای از ابتدای انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون، استدلال میکند پایه اصلی قدرت و بقای او نه مرجعیت دینی، بلکه اتحاد عملی با سپاه پاسداران و شبکه نیروهای مسلح نیابتی بوده است.
جانشینی بر پایه وفاداری سیاسی
به نوشته فیلیو، هیچکس پیشبینی نمیکرد خامنهای بتواند نزدیک به چهار دهه بر ایران حکومت کند. پس از استقرار جمهوری اسلامی، ساختاری شکل گرفت که در آن رییسجمهوری زیر نظر رهبری قرار دارد که تنها در برابر خدا پاسخگو است.
جنگ ایران و عراق در شهریور ۱۳۵۹ به تقویت موقعیت خامنهای کمک کرد. او به عنوان معاون وزیر دفاع، رابطهای پایدار با سپاه پاسداران برقرار کرد؛ نیرویی که به گفته فیلیو، سرکوبهای داخلی را با ارجاع به تهدیدهای بیرونی توجیه میکند.
در زمان تعیین جانشین، خمینی وفاداری سیاسی را بر اعتبار مذهبی ترجیح داد. خامنهای نه مرجع بود و نه در حد یک آیتالله بزرگ، اما پس از مرگ خمینی در خرداد ۱۳۶۸ به رهبری رسید و پنج سال بعد روحانیون قم عنوان مرجعیت را به او اعطا کردند.
مشروعیتی متکی بر اسلحه
فیلیو تاکید میکند علی خامنهای در داخل ایران پیروان اندکی دارد، اما از بیعت نیروهای همسو با تهران، از جمله حزبالله لبنان، برخوردار است. از نگاه او، همین پیوند نظامی با سپاه و شبکه شبهنظامیان نیابتی در منطقه، پایه اقتدار خامنهای را تشکیل میدهد و به تدریج خود را بر دولتها تحمیل کرده است.
این تحلیلگر و مورخ مینویسد شکاف در راس حکومت که در دوره ریاستجمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی مهار شده بود، در زمان محمد خاتمی آشکار شد. جنبش دانشجویی تیر ۱۳۷۸ به دستور خامنهای سرکوب شد و خاتمی تا پایان دورهاش تضعیف ماند.
با روی کار آمدن محمود احمدینژاد و حمایت همزمان خامنهای و سپاه از او، جمهوری اسلامی از حمله آمریکا به عراق برای گسترش نفوذ خود در عراق، سوریه و لبنان بهره برد و برنامه هستهای را با به سرعت پیش برد.
اعتراضهای پس از انتخابات خرداد ۱۳۸۸ نیز، به روایت فیلیو، با خشونتی گستردهتر از دهه پیشین در هم شکسته شد.
چرخهای که خونینتر میشود
فیلیو معتقد است خامنهای در وضعیتی گرفتار شده که هر موج سرکوب از قبلی خونینتر و مرگبارتر است، زیرا اصلاح ساختاری در این نظام امکانپذیر نیست و فارغ از اینکه چه کسی رییسجمهوری باشد، تصمیم نهایی با رهبر ۸۶ سالهای است که در باورهای گذشته مانده است.
او با اشاره به هزاران قربانی جنبش «زن، زندگی، آزادی» در پاییز ۱۴۰۱، که با دهها هزار کشته و زخمی در کشتار خونین دی (انقلاب ملی مردم ایران) دنبال شد؛ مینویسد این روند مستقیما از اضطراب خامنهای درباره آینده قدرت سرچشمه میگیرد.
خامنهای به نوشته فیلیو به سناریو سپردن قدرت به پسرش مجتبی میاندیشد، اما میداند چنین انتقال موروثی میتواند روحانیت را دچار شکاف عمیق کند. در عین حال، هیچ آیتاللهی نیز از جایگاهی برخوردار نیست که بتواند جای او را بگیرد، بهویژه آنکه به باور این مورخ بسیاری از روحانیون میکوشند از هزینههای این بیاعتباری فاصله بگیرند.
نگاه سپاه پاسداران به عبور از رهبری
فیلیو در پایان نتیجه میگیرد خامنهای بیش از هر زمان دیگری منزوی است و همزمان جناحهای مختلف سپاه پاسداران خود را برای دوران پس از او آماده میکنند. از نگاه او، یک دیکتاتوری با ماهیت نظامیتر ممکن است برای حفظ بخش اصلی قدرت، هم به آمریکا و هم به جامعه امتیاز بدهد.
از نگاه این تحلیلگر درست به همین دلیل است که خامنهای میکوشد با کندن خندقی خونین در دل جامعه خود، چنین چشماندازی را دفن کند.
در ادامه روند صدور احکام اعدام برای معترضان بازداشتشده در اعتراضات دیماه، اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد دادگاه انقلاب تهران برای محمدامین بیگلری، جوان ۱۹ سالهای که پنجشنبه ۱۸ دیماه در خیابان دماوند تهران بازداشت شده بود، حکم اعدام صادر کرده است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال در یکشنبه ۲۶ بهمن، این حکم با اتهام «محاربه» و از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی صادر شده و پرونده اکنون به دیوان عالی کشور ارسال شده است.
یک منبع مطلع از پرونده بیگلری در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت در مرحله دادسرا، محمد محرابی بهعنوان وکیل تسخیری مسئولیت دفاع از او را برعهده داشته است. این منبع افزود این وکیل عملا اقدامی برای دفاع از موکلش انجام نداده است.
به گفته این منبع، با ارجاع پرونده به دیوان عالی کشور، بیگلری در حال حاضر وکیل ندارد و دیوان نیز از پذیرفتن وکیل معرفیشده برای او امتناع میکند.
محمدامین بیگلری
ایراناینترنشنال ۱۷ بهمن گزارش داده بود پرونده او از شعبه سوم دادگاه انقلاب تهران به شعبه ۱۵ به ریاست قاضی صلواتی منتقل شده است.
بنا بر اطلاعات دریافتی، بیگلری که در یک سالن پیرایش مردانه در تهران کار میکند، ۱۸ دیماه و زمانی که از سر کار به خانه بازمیگشت، در جریان اعتراضات مردمی بازداشت شد.
مادر این شهروند بازداشتشده که تکفرزند است فوت کرده و پس از گذشت سه هفته از بازداشتش، به پدرش که مدتها پیگیری سرنوشت او بوده و حتی در میان پیکرهای کهریزک دنبال فرزندش گشته است، خبر بازداشت او را داده بودند.
صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، برای معترضان بازداشتشده در اعتراضات دیماه پیش از این هم سابقه داشته و جمهوری اسلامی با وجود اعتراض نهادهای حقوق بشری و هشدارهای کشورهای مختلف، همچون گذشته مسیر سرکوب قضایی را ادامه داده است.
در هفتههای گذشته گزارشهای متعددی درباره احکام اعدام برای شماری از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه منتشر شده است.
همزمان، برخی خانوادهها گفتهاند تحت فشار نهادهای امنیتی از گفتوگو با رسانهها و اطلاعرسانی منع شدهاند؛ موضوعی که بیخبری و نگرانیها درباره روند ناعادلانه دادرسی را تشدید کرده است.
در یکی از نمونهها، ایراناینترنشنال ۲۲ بهمن گزارش داد دادگاه کیفری یک استان قم، صالح محمدی، کشتیگیر ۱۹ ساله، را به اتهام «قتل عمد» به «اعدام علنی در میدان نبوت قم از طریق چوبه دار» محکوم کرده است.
در حکم اولیه دادگاه که به رویت ایراناینترنشنال رسیده، آمده شب ۱۸ دی در میدان نبوت قم، پس از پرتاب کوکتل مولوتف به سمت ماموران، محمد قاسمی هماپور، مامور یگان ویژه فراجا، پس از افتادن از موتورسیکلت با ضربات «چاقو و شمشیر» کشته شده است.
دادگاه با استناد به گزارش پزشکی قانونی از ثبت ۲۹ جراحت، جراحت شماره هفت را موثر در مرگ دانسته و آن را به «چاقوی صالح محمدی» نسبت داده و مبنای اطمینان را «اقرارهای اخذ شده در بازجویی» اعلام کرده است.
بر اساس این گزارش، محمدی اتهام قتل را انکار کرده و گفته اقرارها تحت فشار گرفته شده است. همچنین دوربینهای مداربسته چهره او را نشان نداده و نزدیکانش گفتهاند هنگام حادثه در خانه عمویش بوده، اما دادگاه از احضار شاهدان خودداری کرده است.
در رای صادرشده به شهادت افرادی با هویت اعلامنشده نیز استناد شده و با وجود تلاش خانواده برای معرفی وکیل مستقل، دادگاه از پذیرش وکلای پیشنهادی خودداری و برای پرونده وکیل تسخیری تعیین کرده است.
همزمان، بسیاری دیگر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه با اتهاماتی روبهرو هستند که میتواند به صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، منجر شود و گزارشها نشان میدهد بازداشتها در ارتباط با این پروندهها همچنان در نقاط مختلف کشور ادامه دارد.
در یکی از موارد، ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داد که احسان حسینیپور، جوان ۱۹ ساله بازداشتی، زیر شکنجه تن به اعتراف اجباری داده و محاکمه او و دو معترض بازداشتی دیگر، متین محمدی و عرفان امیری، شنبه ۲۵ بهمن در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری برگزار شده است.
در این گزارش آمده برخی از اتهامهای این سه جوان معترض «تحریق مسجد سیدالشهدا در پاکدشت و مشارکت در قتل» عنوان شده، اما بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، آنها اساسا در محل مورد اشاره حضور نداشتند و علیهشان پروندهسازی صورت گرفته است.
بنا بر همین اطلاعات، شدت شکنجه حسینیپور به حدی بوده که تا چند روز توان راهرفتن نداشته و با همین روش از او اعتراف اجباری اخذ شده است.
همزمان با ادامه بازداشتها در ارتباط با پروندههای اعتراضات دیماه، اطلاعاتی که به ایراناینترنشنال رسیده نشان میدهد در شهر سیرجان دستکم سه نفر بازداشت شدهاند.
ریحانه کرمیمقدم، جوان ۱۸ ساله تحت پوشش بهزیستی و شاغل در یک آرایشگاه، عباس ترجمانی، فعال محیط زیست و سیروس امانی، ورزشکار و کوهنورد، افراد بازداشت شده هستند.
بر اساس گزارشهای حقوق بشری، دهها هزار نفر در هفتههای اخیر بازداشت شدهاند و برخی منابع مستقل شمار واقعی احضار و بازداشتها را نزدیک به ۱۰۰ هزار نفر یا حتی بیشتر برآورد کردهاند.
بخش قابلتوجهی از این افراد نوجوانان، جوانان و شهروندان زیر ۳۰ سالاند؛ نسلی که اغلب هیچ تجربهای از مواجهه با بازجوییهای امنیتی یا دادگاههای شتابزده ندارد.
این روند، نگرانیها درباره استفاده گسترده از احکام سنگین قضایی بهعنوان ابزار سرکوب اعتراضات مردمی را افزایش داده و نهادهای حقوق بشری بار دیگر نسبت به نقض حق دادرسی عادلانه و خطر اجرای احکام اعدام برای معترضان هشدار دادهاند.